jamejamonline
فرهنگی معارف و اندیشه کد خبر: ۱۲۸۴۶۵۹   ۱۳ آبان ۱۳۹۹  |  ۰۹:۰۸

 توجه به امور معیشتى فقرا و نیازمندان جامعه در سیره پیشوایان معصوم جایگاه ویژه ‏اى دارد

تأمین نیازهاى محرومان‏/سیره اقتصادی معصومین(ع)

گرفتارى‏ها و نیازمندى‏ها به طور طبیعى ممکن است به سراغ هر انسانى بیاید. در چنین مواقعى که فرد در جامعه دچار مشکل شده و به یارى دیگران نیازمند است، انتظار دارد افراد توانا و توانمند قدمى در جهت حل مشکل وى بردارند.

به گزارش جام جم آنلاین و به نقل از پرتال جامع علوم انسانی، سلام نهایت کوشش و تلاش خود را به خرج مى‏دهد که در تمام جامعه اسلامى حتّى یک فقیر و نیازمند هم پیدا نشود، امّا بدون شک در هر جامعه ‏اى افرادى از کار افتاده آبرومند، کودکان یتیم، بیماران و مانند این‏ها وجود دارند که باید به وسیله بیت المال و نیز افراد متمکن با نهایت ادب و احترام تأمین شوند.

تأمین نیازهاى محرومان‏/سیره اقتصادی معصومین(ع)

 توجه به امور معیشتى فقرا و نیازمندان جامعه در سیره پیشوایان معصوم جایگاه ویژه ‏اى دارد.
حضرت على(ع) حمایت از اقشار محروم و درمانده جامعه را جزو برنامه هاى اصلاحى خویش قرار داده بود. آن حضرت(ع) در عهدنامه خویش به «مالک اشتر نخعى» به وى مأموریت مى‏ دهد که هیچ گاه از اقشار محروم غفلت نورزد و نیازهاى آنان را تأمین کند: «...ثمّ اللّه اللّه فى الطبقة السّفلى...»
امام متقین علاوه بر فرمان هایى که به کارگزاران خویش جهت تأمین اجتماعى جامعه مى‏ دهد، خود عملاً نیز به تأمین این قشر در جامعه اقدام مى ‏کند. آن حضرت خود را پدر یتیمان معرفى مى ‏کند و همچون پدر با آنان رفتار مى ‏نماید.
در حدیثى آمده است که امام سجاد(ع) در شب‏هاى تاریک از خانه خارج مى‏ شد و انبانى را که در آن کیسه‏هاى درهم و دینار بود بر دوش خویش حمل مى‏ کرد و بر در خانه فقرا مى ‏آورد و به آنان مى ‏بخشید. زمانى که آن حضرت به شهادت رسید و آن عطایا به مردم نرسید، تازه متوجه شدند که آورنده آن بخشش ‏ها امام سجاد(ع) بوده است.
«ابوهاشم جعفرى» - یکى از اصحاب خاص امام حسن عسگرى(ع) - مى‏ گوید: از فقر و تنگ دستى به امام حسن عسگرى(ع) شکایت کردم. آن حضرت با تازیانه خود خطى برروى زمین کشید و شمشى از طلا که نزدیک پانصد اشرفى بود از آن بیرون آورد و فرمود: اى اباهاشم! این را بگیر و ما را معذوردار!
«حسن بن کثیر» مى ‏گوید: در محضر امام محمد باقر(ع) از ندارى خویش و بى ‏توجهى برادران شکایت کردم. حضرت خود دستور داد کیسه‏ اى را که در آن هفتصد درهم بود، بیاورند و فرمود: این‏ها را خرج کن وقتى تمام شد، مرا با خبر ساز.
«صفوان بن ساربان» مى‏ گوید: در محضر امام صادق(ع) بودم. مردى از اهالى مکه به نام «میمون» نزد آن حضرت آمد و عرض کرد: کرایه راه سفر تمام شده، نیاز به کرایه دارم. امام بى‏ درنگ به من فرمود: برخیز و به کار برادرت رسیدگى کن. برخاستم و به حل مشکلات او پرداختم. خداوند کمک کرد و نیاز او بر طرف شد. در این هنگام به محضر امام صادق(ع) رسیدم، از من پرسید: در مورد نیاز و مشکل برادرت چه کردى؟ عرض کردم به یارى خدا مشکل او حل شد. آن حضرت فرمود: آگاه باش! که حتماً برادر دینیت را یارى کنى. این کار در نزد من محبوب‏تر و بهتر از آن است که یک هفته خانه کعبه را طواف نمایى.

تأمین نیازهاى محرومان‏/سیره اقتصادی معصومین(ع)
اعتدال و قناعت در مصرف‏
حد مطلوب بهره مندى و استفاده از نعمت ‏هاى الهى آن است که همراه با رعایت اعتدال و به قدر کفاف باشد. اعتدال و قناعت در مصرف موجب بقاى نعمت و پدید آورنده زمینه مناسبى براى رشد صفات و کمالات معنوى در انسان است.
از جمله آموزه ‏هاى سیره معصومین(ع) این است که انسان تولید و انفاق زیاد داشته باشد ولى در مصرف شخصى به حداقل قناعت نماید. روحیه تولید و تلاش در سیره آن بزرگواران چنان است که تولید را براى ارتقاى سطح معیشت مردم مى‏ خواستند. آنان با تولید بیش‏تر کم‏ترین استفاده شخصى را مى‏ نمودند.
«ابن عباس» مى‏ گوید: در زمان جنگ جمل هنگامى که در منطقه «ذى قار» براى جمع آورى نیرو اردو زده بودیم، یک روز به خیمه مولاى متقیان(ع) رفتم. دیدم حضرت مشغول دوختن کفش خویش است سلام کردم، امام جواب دادند. پرسیدند: ابن عباس! این نعلین و صله خورده چقدر مى ‏ارزد؟ گفتم: ارزشى ندارد. امام فرمودند: حکومت بر شما نزد من از این نعلین بى ارزش‏تر است، مگر آن که حقى را برپا سازم و یا باطلى را از میان بردارم.
امام باقر(ع) در این زمینه مى‏ فرماید: «من قنع بما رزقه اللّه فهو من اغنى النّاس؛هر کس به مقدار رزقى که خداوند به او داده قانع باشد پس او بى‏ نیازترین مردم مى‏ باشد.»
امام کاظم(ع) در مورد اعتدال در مصرف مى ‏فرماید: «من اقتصد وقنع بقیت علیه النّعمة و من بذّر و اسرف زالت عنه النّعمة؛ هر کس میانه روى و اعتدال را رعایت کند و قانع باشد، نعمت براى او باقى خواهد ماند و هر کس اسراف کند، نعمت از دستش خواهد رفت.»
نوع لباس، مرکب، منزل و غذاى آن حضرت نمونه ‏اى عالى از اعتدال و میانه روى بود و در برخى موارد امام تصریح مى‏ کرد که علت انتخابش معتدل بودن آن بوده است.
اجراى عدالت اقتصادى‏
پیشوایان معصوم براى زدودن شرایط ناعادلانه زندگى و دست یابى به عدالت اقتصادى آن هم با توجه به بى‏عدالتى جامعه آنان، شعار عدالت اقتصادى را مطرح مى ‏کردند و در راه تحقق آن سیاست هایى را در پیش مى‏ گرفتند.

تأمین نیازهاى محرومان‏/سیره اقتصادی معصومین(ع)
در زمان حضرت على(ع) مهم‏ترین منبع درآمد حکومت، بیت المال بود که از راه ‏هاى گوناگون مانند غنایم جنگى و اخذ مالیات به دست مى‏ آمد، بنابراین بیت المال که به منزله درآمد ملى حکومت ایشان و وسیله رفاه مردم بود از ناحیه ایشان نسبت به آن دقت و دلسوزى مى ‏شد، چنان که وقتى شبى «طلحه» و «زبیر» بر او وارد شدند، امام چراغى را که در برابرش بود، خاموش کرد و فرمود تا چراغى از خانه برایش آوردند. طلحه وزبیر سبب آن را پرسیدند. امام فرمودند: روغن چراغ از بیت المال است. سزاوار نیست با شما با روشنایى آن هم نشینى کنم.
امام متقین هرگز اجازه نمى‏ دادند مسؤولان حکومتى کوچک‏ترین تعرّضى نسبت به اموال بیت المال مسلمانان داشته باشند. به «زیاد بن ابیه» در این مورد نامه نوشت و فرمود:«به خدا قسم! اگر به من خبر رسید که در اموال مسلمانان خیانتى کوچک یا بزرگ از تو سر زده است، چنان با تو برخورد خواهم کرد که خوار و ذلیل و از هزینه زندگى درمانده و پریشان حال گردى» آن حضرت از یک سو به زمامداران درباره توجه به اقشار تولید کنندگان، توزیع کنندگان و خدمتگزاران و مصرف کنندگان سفارش مى ‏کردند و از سوى دیگر جهت امنیّت اقتصادى و تأمین همه جانبه زندگى مردم، نظارت مستقیم بر بازار را مورد تأکید قرار مى ‏دادند. هم چنین به کارگزاران خود دستور دادند که نرخ‏ ها را در سطحى نگه دارند که براى همه گروه‏هاى مردم قابل تحمّل باشد و به فروشندگان نیز زیانى نرساند.
از دیدگاه امیرالمؤمنین(ع) درآمد حکومت اسلامى از آن خداست از این رو حتّى حاکم اسلامى نیز حق ندارد آن را بدون حساب به اطرافیان خود ببخشد، بلکه باید در میان بندگان مؤمن خدا یعنى مسلمانان به عنوان عیال اللّه به تساوى تقسیم شود.
در اواخر دوران حکومت على(ع) یاران آن حضرت به دلیل سخت‏گیرى‏هاى آن بزرگوار در تقسیم بیت المال یکى پس از دیگرى از ایشان جدا شدند، برخى به معاویه و برخى دیگر به گوشه خانه‏هایشان خزیدند و دنبال زندگى شخصى خود رفتند، برخى از دوست ان حضرت از این وضع ناراحت بودند؛ بدین روى پس از تأمّل و چاره‏جویى از حضرت خواستند قدرى تسامح به خرج دهد و به قریش و اشراف عرب بیش از غیر عرب و موالى حق بپردازد تا قدرى اوضاع حکومت سامان پیدا کند، سپس مطابق گذشته رفتار کند. حضرت در پاسخ آن‏ها فرمودند: «آیا به من مى‏ گویید پیروزى را با ظلم بر کسانى که به ولایت و حکومت بر آن‏ها برگزیده شده‏ام به دست آورم؟ و اللّه تا عمر دارم و شب و روز برقرار است و ستارگان آسمان در پى یکدیگر طلوع و غروب مى ‏کنند، چنین نخواهم کرد! اگر آن مال از ان من هم بود در میانشان به صورت متساوى تقسیم مى‏کردم، چه رسد به این که آن مال خداست.»
این جملات صریحاً نشان مى‏ دهد که از منظر على بن ابى طالب و فرزندانش جلب رضایت خواص با اعطاى امتیازات ویژه از بیت المال به آن‏ها خیانت به توده مسلمان و ستم در حق سایر اقشار مملکت است. جایگاه یک مسؤول در نظام اسلامى چنان حسّاس است که حتى هنگام انفاق اموال شخصى خود به دیگران نیز باید همه را به یک چشم بنگرد و اموالش را یکسان و عادلانه انفاق کند.

 

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
کار خوب تلویزیون

کار خوب تلویزیون

این‌که تلویزیون بخش‌هایی از دیدار اهالی فرهنگ و هنر با رهبری را منتشر کرده خیلی خوب است چون معلوم می‌کند برخلاف ادعای برخی مدیران، رهبری مخالف تصمیماتی است که به ضرر اهالی فرهنگ است.

یک پیشرفت خیره‌کننده

یک پیشرفت خیره‌کننده

گمانم سال ۸۷ بود که گزارشی رفته‌بودیم درباره این‌که جایگاه کتاب در سبد خانوارها چقدر است؟ تیتر گزارش از آنهایی بود که به یاد می‌ماند؛ کباب یا کتاب؟ بعد هم قیمت کتاب را ( که آن زمان بسیار ارزان بود) قیاس کرده‌بودیم با خوراکی‌ها.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

آشنایی با ضرب المثل ها

حکایتی از کلیله و دمنه

پیشخوان بیشتر