دعوای زن و شوهری،پایان زندگی نیست

باید تا حد زیادی از دعوا بپرهیزند

تبعات خودکشی کودکان و نوجوان برای جامعه بیشتر است

والدین باید تاب‌آوری خودشان و فرزندشان را تقویت کنند

مرگ ۲ نوجوان در فاصله کمتر از ۱۰ روز در استان بوشهر، آن هم به سبب خودکشی، اتفاقی نبود که بتوان به سادگی از کنارش گذشت. این در حالی است که تنها یک هفته پیش از این حوادث، یک خودکشی دیگر در غرب کشور نیز رخ داده بود.
کد خبر: ۱۲۸۴۶۳۸

به گزارش جام جم آنلاین به نقل از اعتماد آنلاین ، «خودکشی ۲ کودک و نوجوان در شهرهای جنوبی استان بوشهر نگران‌کننده است.» این هشداری است که معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار بوشهر مطرح کرد. مجید خورشیدی با بیان اینکه در همه وقایع و حوادث مسئولان باید پاسخگو باشند اظهار داشت: خودکشی ۲ کودک و نوجوان در شهرهای جنوبی استان بوشهر در کمتر از یک هفته موضوع بزرگی است و نگرانی‌هایی در جامعه ایجاد کرده است. وقتی یک پدیده اجتماعی رخ می‌دهد متاسفانه احتمال الگوسازی و تسری آن به دیگران نیز وجود دارد.

او با ابراز تاسف از خودکشی این ۲ کودک توضیح داد که نقش رسانه‌های گروهی و متخصصان امور تربیتی و مشاوره در ارتقای مهارت‌های زندگی و تاب‌آوری در مقابله با بحران‌های واردشده بر خانواده‌ها نباید فراموش شود.

از سویی خبرگزاری رکنا نیز ۲۱ مهرماه از خودکشی یک کودک ۱۰ساله در ایلام نوشت که خود را حلق‌آویز کرده بود. تکرار پی‌درپی این اتفاقات در هفته‌های اخیر سبب شد برای بررسی پدیده بهتر خودکشی در کودکان و نوجوانان سراغ کارشناسان برویم. سارا گودرزی متخصص روان‌درمانی کودک و نوجوانان از چرایی، عواقب و راه‌های برون‌رفت از این بحران در جامعه گفت.

والدین باید تاب‌آوری خودشان و فرزندشان را تقویت کنند

*اخبار پی‌درپی درباره خودکشی کودکان و نوجوانان در هفته‌های اخیر سبب شده بار دیگر پدیده خودکشی در این قشر مورد توجه قرار گیرد. اما اساساً از نظر شما آیا تفاوتی بین خودکشی در سن بالا و کودکی وجود دارد؟

خودکشی ریشه و دلایل مشخص دارد و در هر سنی که ظهور کند ناشی از همان ریشه‌هاست. نوعی عکس‌العمل منفی به شرایط نامطلوبی است که در اطراف افراد ایجاد شده است. اما خودکشی در بین بزرگسالان و کودکان تبعات متفاوتی در جامعه به همراه دارد. اگرچه آمار خودکشی در بین کودکان و مشخصاً در بین زیر ۱۲ساله‌ها کمتر است، اما یک مورد خودکشی در این سنین هم باید با توجه بیشتری مورد بررسی و آسیب‌شناسی قرار گیرد. از سوی دیگر، خودکشی در بین نوجوانان آمار قابل توجهی دارد و اتفاقاً یک بحران بین‌المللی هم به شمار می‌رود. پس لازم است در بررسی این پدیده، حتماً سنین را از یکدیگر تفکیک کنیم.

*تفکیک سن چه داده‌ای برای آسیب‌شناسی بهتر این پدیده به ما می‌دهد؟

مثلاً وقتی نشانه‌های خودکشی در بین کودکان و نوجوانان را از هم بازشناسی کنیم، این امکان به ما داده می‌شود که به عنوان والدین یا اولیای مدرسه یا تصمیم‌گیرندگان در رأس سازمان‌های کشور، در این زمینه برنامه‌ریزی و برخورد کنیم؛ به عنوان مثال کودکان عموماً قبل از این کار تهدیدهایی می‌کنند. درباره خودکشی حرف می‌زنند. به شوخی و جدی یا طعنه و کنایه یا حتی در حین دعوا با والدین و دوستان‌شان از این موضوع حرف می‌زنند. والدین اما در بیشتر مواقع چنین حرف‌هایی را باور نمی‌کنند و به آن بی‌اعتنا هستند. در نوجوانان اما مساله متفاوت است. آنها کمتر درباره این مساله صحبت می‌کنند و بیشتر حالت روحی خود را یا با سکوت و انزوای شدید یا خشونت بالا بروز می‌دهند. البته که این موارد قطعی و صد درصدی نیستند و صرفاً در پژوهش‌ها فراوانی بالاتری داشته‌اند.

*آیا خودکشی در این سنین پیام خاصی به جامعه می‌رساند؟

بدون هیچ شکی همین‌طور است. وقتی ما شاهد آمار بالا و پایین خودکشی در یک کشور هستیم، شاخص‌های مرتبط با توسعه مورد بررسی قرار می‌گیرند. حالا گاهی بالا بودن این شاخص‌ها در کشوری مثل سوئد می‌تواند به خودکشی بینجامد چراکه باعث ایجاد یک جریان راکد و بدون هیجان در جامعه می‌شود. در کشوری دیگر اما پایین بودن این شاخص‌ها، فقر بالا و بیکاری آمار خودکشی را بالا می‌برد. تیم‌های برجسته جامعه‌شناسان و روانشناسان هر کشور هستند که باید به بررسی این موارد بپردازند.

*گفتید خودکشی در کودکان و نوجوانان تبعات متفاوتی نسبت به خودکشی در بین بزرگسالان دارد. این تفاوت در چیست؟

اصلی‌ترین تفاوت در تاثیری است که بر گروه همسالان خود می‌گذارد. وقتی یک بزرگسال دست به خودکشی می‌زند اطرافیانش با وجود ناراحتی او را شماتت می‌کنند. اما در بین کودکان این اتفاق همیشه رخ نمی‌دهد. در بین همسالان این گروه‌های سنی خیلی اوقات خودکشی باعث تشویق دیگران به این کار می‌شود. برای عده‌ای دیگر می‌تواند افسردگی‌‌های حاد به همراه داشته باشد. بوده‌اند کودکانی که در مواجهه با خودکشی دوست‌شان مدت‌ها قدرت تکلم‌شان را از دست داده‌اند. همه اینها نشان می‌دهد این گروه سنی تا چه اندازه در این زمینه آسیب‌پذیر است.

*فارغ از نقش مدیران و مسئولان کلان کشور، والدین چه نقشی در این زمینه دارند؟ چه پیشنهادی به والدین نگران دارید؟

مساله حائز اهمیت در این موضوع تقویت «تاب‌آوری» است. موضوعی که نه تنها در بین کودکان که در بزرگسالان هم در کشور ما چالش‌برانگیز است. آمار بالای نزاع‌های خیابانی که منجر به جرح و حتی مرگ می‌شود نیز از این موضوع حکایت دارد. تاب‌آوری ویژگی رفتاری درونی است که اگرچه بخشی از آن ذاتی محسوب می‌شود اما تا اندازه بسیار زیادی هم اکتسابی و قابل یادگیری است. خانواده‌ای که بخواهد چنین موضوعی را به فرزندش بیاموزد باید در وهله نخست خودش به این ابزار مسلط باشد. در مواجهه با همسرش وقتی عصبانی است، فرزندش وقتی خطایی کرده، همسایه‌اش وقتی سروصدا می‌کند یا در مواجهه با راننده‌ای که در خیابان بد رانندگی می‌کند؛ همه اینها نمود عینی از توان تاب‌آوری ماست. پدر و مادری که تاب‌آوری بالایی داشته باشند بدون آموزش لفظی با رفتارشان این موضوع را به فرزند خود هم می‌آموزند. به همین دلیل به والدین می‌گویم که نگران نه، بلکه هوشیار باشند. بدانند که هیچ چیزی از فرزند آنها لزوماً بعید نیست. بر رفتار و نوع زندگی‌اش نظارت داشته باشند و توأم با نظارت به او حس آزادی و احترام بدهند تا فضای قابل اعتمادی بین خودشان و فرزند شکل بگیرد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها