jamejamonline
فرهنگی معارف و اندیشه کد خبر: ۱۲۸۲۷۰۹ ۰۴ آبان ۱۳۹۹  |  ۰۹:۱۴

شهادت امام حسن عسکری علیه السلام تسلیت باد

امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ در زندان های طاغوت های عباسی

امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ همواره در زندان های طاغوت های عباسی گرفتار بودند. خصوصا در عصر معتمد عباسی در زندان های مختلف به سر بردند و همواره از زندانی به زندان دیگر منتقل می شدند.

به گزارش جام جم آنلاین، امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ همواره در زندان های طاغوت های عباسی گرفتار بودند. خصوصا در عصر معتمد عباسی در زندان های مختلف به سر بردند و همواره از زندانی به زندان دیگر منتقل می شدند.

امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ در زندان های طاغوت های عباسی

ـ امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ در زندان صالح بن وصیف:
از طرف طاغوت وقت امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ را دستگیر و زندانی کردند.رئیس زندان شخصی به نام ـ صالح بن وصیف » بود. چند نفر از وابستگان طاغوت نزد طالح آمدند و سفارش اکید کردند که در زندان به آن حضرت سخت بگیرد. صالح در پاسخ گفت : چه کنم؟ دو نفر از نانجیب ترین افرادی را که می شناختم پیدا کرده و آنها را مامور شکنجه حسن بن علی نموده ام ، ولی آنها با مشاهده وضع معنوی آن حضرت از جهت نماز و روزه و مناجات و خلوص ، آنچنان دگرگون شده اند که خود همواره به نماز و روزه اشتغال دارند. آنها را خواستم و به آنها گفتم :« شما چرا چنین شده اید مگر از او (امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ) چه دیده اید؟ » در پاسخ گفتند :«چه می گویی ! درباره شخصی که روز ها را روزه و شبها را از آغاز تا پایان به عبادت مشغول است ؟! نه سخن می گوید و نه به چیزی سرگرم می گردد. وقتی به چهره او نگاه می کنیم لرزه بر بدنمان می افتد و به شدت منقلب می شویم ».
وابستگان طاغوت وقتی چنین شنیدند ، ناامید شده و بازگشتند.

ـ امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ در زندان علی بن نارمش :
از جانب طاغوت زمان، امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ را دستگیر و به زندان بردند که زندانبان آن « علی بن نارمش» یکی از دشمن ترین و خشن ترین افراد نسبت به آل علی ـ علیهم السلام ـ بود و به زندانبان دستور دادند که هر چه میخواهی بر حسن بن علی سخت بگیر . ولی زندانبان آنچنان تحت تاثیر جذبه معنوی و سیمای ملکوتی حضرت قرار گرفت که بیش از یک روز در برابر امام به گونه ای خاضع شد که چهره اش را بر خاک زمین می نهاد و دیده از زمین بر نمی داشت تا امام از نزد او خارج گردد.
علی بن نارمش با اینکه از سرسخت ترین دشمنان خاندان رسالت بود در همین ملاقات اندک با امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ، آن چنان شیفته حضرت شد که بصیرتر ازز همه نسبت به ایشان گردید و از همه بیشتر آن حضرت را می ستود.
ـ امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ در زندان نحریر:
نحریر از شکنجه گران سخت دل و بی رحم زندان های مهتدی عباسی ، طاغوت وقت بود. به دستور طاغوت ، امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ را دستگیر کرده و به زندان نحریر افکندند. نحریر بر آن حضرت بسیار سخت گرفت و آن حضرت را شکنجه می داد.
همسر نحریر ـ که در زندان رفت و آمد می کرد و به مقام معنوی امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ پی برده بود ـ به نحریر گفت :« وای بر تو! از خدا بترس ، آیا نمیدانی چه شخصیتی در زندانت است ؟»
آنگاه آن بانو مقداری از مقام امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ را توصیف کرد. سپس گفت :« من درمورد تو در رابطه با حسن بن علی (علیه السلام ) نگران هستم .» ( که بلایی سخت بر تو وارد شود.)
نحریر عصبانی شد و گفت :« او (امام) را به میان درندگان باغ وحش می اندازم.» و همین کار را کرد . دستور داد امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ را بدون محافظ در میان درندگان ( باغ وحش) بردند؛ ولی متوجه شدند آن حضرت درر کنار درندگان نماز می خواند و درندگان به گرد آن حضرت حلقه زده اند بی آنکه آزاری به ایشان برسانند.

امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ در زندان های طاغوت های عباسی

ـ یاد حضرت مهدی ( عجل الله تعالی فرجه الشریف ) در زندان :
عیسی بن صبیح می گوید: ما در زندان به سر می بردیم، ناگاه دیدم امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ را نیز به زندان آوردند. من آن حضرت را می شناختم . او به من فرمود:« از عمر تو 65سال و چند ماه و یک روز گذشته است.» من کتاب دعا داشتم ، که تاریخ ولادتم در صفحه ای ازآن نوشته شده بود. به آن مراجعه کردم و دیدم آنچه امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ فرموده بدون کم و .یاد، با آن تاریخ مساوی است. آن حضرت به من فرمود:« آیا دارای فرزند شده ای؟» گفتم :« خیر» فرمودند:« خدایا! فرزندی به عیسی عنایت فرما، تا بازوی او شود.» آنگاه فرمود:« فرزند، بازو و نیروی خوبی است.»
آنگاه این شعر را به عنوان مثال خواندند:
مَن کانَ ذا وَلَد یُدرَک ظَلامَتَه اِنّ الذَلیل الذِی لَیسَت لَهُ عَضُد
« هرگاه کسی دارای فرزند بود، آن فرزند، حق از دست رفته او را می ستاند ، پر شکسته آن فردی است که بازو ندارد.»
من به آن بزرگوار گفتم :« آیا شما بازو دارید ؟» فرمود:« آری سوگند به خدا ، به زودی دارای فرزندی می شوم ، که سراسر زمین را پر از عدل و داد می کند ، ولی در حال حاضر، فرزند ندارم.»
سپس امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ این شعر را خواندند:
لَعَلَّکَ یَوماٌ اَن تَرانِی کَاَنَّما بنی حَوالِی اَلاَسود اللوابِد
فَاِن تَمِیمَا قَبلَ اَن یَلد الحصی اَقامَ زَمانَاً وَ هُوَ فِی النّاس واحِد
« شاید تو روزی ، مرا بنگری، گویی فرزندانم کهشیرانی هستند و بین دو شانه آنها، موی پشت سر هم روییده شده ، در گرداگردم جمع می باشند، چنان که « تمیم»، قبل از آنکه دارای فرزندان بسیار گردد، مدتی در میان مردم ، تنها می زیست.»

امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ در هیچ زمانی دست از رسالت امامت و هدایت شیعیان و روشنگری برای مردم برنداشتند. حضور مستمر ایشان در زندان های طاغوت هم منابع این انجام وظایف امامت ایشان نگردید و همواره در تبلیغ دین و رفع شبهات تلاش پیگیر داشتند.

نگارنده: ز.فیاضی

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
تدبیر و توکل در تحریم

تدبیر و توکل در تحریم

«دوستانت را نزدیک خودت نگه دار و دشمنانت را نزدیک‌تر»، با این‌که این عبارت را منسوب به چرچیل می‌دانند، ولی خلفای عباسی بیش از هزار سال پیش آن را زندگی کردند.

ما چرا هنوز زنده‌ایم؟

ما چرا هنوز زنده‌ایم؟

عصر پنجشنبه است. بخار سوپ شلغم، فضای خانه را پر کرده است. جعبه ابزار وسط است. سه‌چهارتا کار کوچک خرده ریزه در خانه باید انجام بدهم. رگلاژ کردن در کابینت‌ها.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

آشنایی با ضرب المثل ها

حکایتی از کلیله و دمنه

پیشخوان بیشتر