jamejamonline
فرهنگی معارف و اندیشه کد خبر: ۱۲۸۲۲۹۰ ۰۲ آبان ۱۳۹۹  |  ۰۹:۱۲

انسان،صاحب علم و کشف کننده روابط حاکم بین موجودات جهان

عالم از منظر قرآن و روایات

عالم به کسی گفته می شود که صاحب علم بوده و کشف کننده روابط حاکم بین موجودات جهان باشد.

به گزارش جام جم آنلاین و به نقل از انسان پژوهی دینی؛ عالم به کسی گفته می  شود که صاحب علم بوده و کشف کننده روابط حاکم بین موجودات جهان باشد.

عالم از منظر قرآن و روایات

قرآن کریم برای صاحبان علم جایگاه رفیعی قائل است به طوری که نبود آنها را نقص زمین می  داند، آنجا که می  فرماید:

«أوَ لَم یَرَوا أنّا نَأتی الأرضَ نَنقُصها مِن أطرافِها...» آیا ندیده اند که ما [همواره] می آییم و از اطراف این زمین می کاهیم (رعد، 41).

 امام صادق علیه  السلام در تفسیر آیه فرمودند: یعنی دانشمندان و برگزیدگان را از اطراف زمین کم می کنیم (طبرسی، ج13 ، 1352، 89). ابن عباس (ابن عباس، بی تا، 210) و قرطبی(قرطبی، ج5 ،1422ق، 235) در تفاسیر خود می  نویسند که منظور از«نقص» در زمین، مُردن دانشمندان و برگزیدگان است.

در جایی دیگر می  فرماید:

«یرفع الله الذین امنوا منکم و الذین اوتوا العلم درجات والله بما تعملون خبیر» (مجادله،11) خداوند، [رتبة] کسانی از شما را که گرویده و کسانی را که دانشمندند، [بر حسب] درجات بلند گرداند و خدا به آنچه می  کنید، آگاه است.

خداوند متعال به رسولش دستور داد مرتبة صاحبان علم را از فاقدان علم بالاتر وبه خود نزدیک  تر بدان (طبرسی، ج24، 1360، 285). ابن مسعود به اصحاب می  گفت: این آیه را بخوانید تا رغبت شما به علم و دانش زیاد شود چون خداوند می  فرماید: من عالم مؤمن را به آن کسی که غیر عالم است، به درجات بسیار برتری دادم (بروجردی، ج 7، 9).

الف- جستجوی علمی

1- گشتن ویافتن

از گشت و گذار در زمین و نظاره کردن همراه با تفکّر، حقایقی برای انسان هویدا می  گردد که چنین سیاحتی به واسطه کسب علمی که آدمی می  کند، پیشرفت او را نیز بدنبال خواهد داشت.

«قل سیروا فی الارض فانظروا ....» (انعام،11 و نمل،69)

«قل سیروا فی الارض فانظروا کیف بدأ الخلق ثم ینشئ النشأت الاخره...» (عنکبوت،20)

«قل سیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبه الذین من قبل ...» (روم،42)

«اولم یسیروا فی الارض فینظروا کیف کان عاقبه الذین من قبلهم ...» (یوسف،109)

«افلم یسیروا فی الارض فتکون لهم قلوب یعقلون بها أو اذان یسمعون بها فانها لا تعمی الابصار و لکن تعمی القلوب التی فی الصدور» (حج،46)

«سیر» به معنی راه رفتن در روی زمین است و با گشتن با جسم و بدن، حاصل می  شود (راغب اصفهانی، 1416ق، 432). (احتمالا اشاره به حضور فیزیکی فرد دارد و  می  خواهد بگوید که این امر با شنیدن از دیگران تحقق پیدا نمی  کند) «نظر» این  طرف و آن  طرف انداختن نگاه و نیروی مدرکه برای شناخت چیزها، گاهی به وسیله آن، اندیشیدن و آزمایش کردن اراده می  شود و گاهی شناخت به وجود آمده پس از آزمایش» (همان،  812).

در بسیاری از مواقع، جستجوی علمی، گشت و گذار را طلب می  کند. بسیاری از پدیده  های علمی به وسیله جستجو در طبیعت و آثار گذشتگان کشف می  شوند. نکته دیگر اینکه زمانی جستجو مثمر ثمر خواهد بود که با فکر و تعمق همراه باشد ولی اگر برای سرگرمی و تفریح باشد، به همان میزان ثمربخشی کمتری خواهد داشت.

 

2- آباد کردن زمین

خداوند متعال بشر را موظف به آباد کردن زمین کرده است و این عمران وآبادانی را از بین تمام موجودات، به انسان واگذار کرده (جوادی آملی، ج 2، 1385، 519) آنجا که می  فرماید:

«....هُوَأَنْشَأَکُمْ مِنَ الأرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا....» او خدایی است که شما را از زمین پدید آورد و شما را به آباد کردن آن فرا خواند (هود، 61).

«واستعمر کم فیها» وقتی که آباد کردن به او واگذار شد (راغب اصفهانی، 586). ساختن و آباد کردن در هر زمینه  ای مستلزم کسب دانش و داشتن علم و دانش با هدف گسترش زندگی بشر، حتماً تولید علم و نوآوری را به دنبال خواهد داشت. در نتیجه، دستور به آبادانی می  تواند یکی از سرچشمه  های تولید دانش در قرآن باشد.

3- شناخت و تصرف درعالم هستی

تا چند دهة پیش، حتی احتمال سفر به کُرات آسمانی و اعماق زمین و دریاها و تصرّف در آنها امکان  پذیر نبود ولی اکنون در آنها تصرف به وجود آمده است و بر اساس آیات قرآن، تمام پدیده  های عالم هستی برای بشر قابل تصرف است.

«هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الأرْضَ ذَلُولاً فَامْشُوا فِی مَنَاکِبِهَا وَکُلُوا مِنْ رِزْقِهِ» او کسی است که زمین را برای شما قابل تصرف کرد (طبرسی، ج 25،  185) پس در راه  های آن (مجمع  البیان)، اطراف و جوانب آن (اثنی  عشری) روش  های آن (حجه  التفاسیر)، پستی وبلندی  های آن (جامع)، از این قطعه به آن قطعه رفتن (المیزان)، کوه  ها (التبیان) اطراف و دور و بر آن (اطیب  البیان)، شانه  ها و صفحة زمین (نمونه)، کوه  ها و راه  های وسیع (روح  المعانی)، اطراف و راه  های وسیع (الدرّ  المثنور)، حرکت کنید (بگردید) واستفاده کنید از روزی خدا (ملک، 15).

استمرار سیل  های خانمان  برانداز، زلزله  های عجیب، آتشفشان  های هولناک، آزاد شدن انرژی نهفته در سنگ  های معدنی و.... هر کدام به تنهایی می  توانند آرامش را از زمین گرفته و آن را برای انسان غیر قابل سکونت کنند در نتیجه عملاً آرامش زندگی برای ما وجود نداشته باشد.

با توجه به تنوع معانی در تفسیرها، منظور از «فامشوا فی مناکبها» می  تواند گردیدن در دریاها، اعماق کوه و دریا، بلندترین ارتفاعات و بالاخره تمام نقاط زمین باشد.

منظور از «رزق»، تنها خوراکی  ها نیست. گاهی به عطاء دائمی، خواه دنیوی، خواه اخروی، اطلاق می شود و گاهی به نصیب و بهره و گاهی به غذا (راغب اصفهانی، 351). رزق، عطایی است که از آن منتفع می  شوند خواه طعام باشد یا علم یا غیر آن و صحاح آن   را اعطاء و آنچه از آن نفع برده می  شود می  داند (قرشی، ج3 ، 1371، 83).

امام صادق علیه  السلام در معنای رزق و بخشش آن، می  فرمایند: از آنچه ما به آنان آموخته  ایم به دیگران ببخشید ( طبرسی، 63).

براساس هدایت قرآن، انسان باید برای رفع نیاز  های خود، اعم از مادی و معنوی، علمی و غیر علمی، در اکناف عالم به تحقیق بپردازد و برای رسیدن به تعالی خود، راهی جز تولید علم و کشف پدیده  ها ندارد. پس برای «کلوا من رزقه» باید «فامشوا فی مناکبها» کنیم.

عالم از منظر قرآن و روایات

4- یافتن خیرات وبرکات

در آیاتی از قرآن، بشر دعوت به یافتن روزی خود، از اعماق کوه  های پراکنده در روی زمین شده است.

«وَجَعَلَ فِیهَا رَوَاسِیَ مِنْ فَوْقِهَا وَبَارَکَ فِیهَا وَقَدَّرَ فِیهَا أَقْوَاتَهَا فِی أَرْبَعَةِ أَیَّامٍ سَوَاءً لِلسَّائِلِینَ» و در [زمین]، از فراز آن [لنگرآسا] کوه  ها نهاد و در آن خیر فراوان پدید آورد و مواد خوراکی آن را در چهار روز اندازه گیری کرد [که] برای خواهندگان درست [و متناسب با نیازهایشان] است (فصلت،10).

کوه  ها به طور مستقیم یا غیر مستقیم نقش تعیین کننده و کلیدی در چرخه زندگی کره زمین و موجودات آن دارند، به طوری   که می  فرماید:

«وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا» آیا کوهها را (به منزله) میخ نگردانیدیم (نبا، 7). «وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا» کوهها را لنگر (زمین) گردانیدیم (نازعات، 32).

از کنترل آب و هوای مناطق مختلف تا رویش گیاهان و معادن بزرگ مواد گوناگون که باعث تحول در پیشرفت بشر می  شود، همه و همه از برکات این نعمت الهی است. حتی هنگام برپایی قیامت، برای ایجاد تغییرات، ابتدا باید کوه  ها متلاشی شده و به حرکت درآیند. «وَإِذَا الْجِبَالُ سُیِّرَتْ» زمانیکه کوهها به حرکت در می آیند (تکویر،3). به عبارتی دیگر پس از تحولات در آسمان، اولین تحولی که در زمین لازم است بوجود آید مربوط به کوهها می باشد. «فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ  وَإِذَا السَّمَاءُ فُرِجَتْ وَإِذَا الْجِبَالُ نُسِفَتْ» وقتی که ستارگان محو شوند و آنگاه که آسمان بشکافد و آنگاه که کوهها از جا کنده شوند (مرسلات،8 تا10).

بنابراین تا کوه  ها استوار و ثابت باشند، کره زمین پابرجاست. گذشته از این نقش مهم، می  فرماید: در آنها خیر و برکت قرار دادیم «وبارک فیها» کشف وبهره  برداری این برکات، تولید علم خواهد بود.

«بارک» دلالت بر استمرار برکت دارد (نجفی خمینی، ج17، 1398 ق، 314) و خیرهای زیادی که برای منافع خلق مقدّر گشته و مصالحی موجود در آن (ابن عجیبه، ج5، 1419ق، 162) را در بر می  گیرد که شامل درختان، میوه  ها، غلات، رودخانه  ها، حیوانات، مایحتاج انسان (ملا حویش، ج4، 1382ق، 5)، معادن مفید و نباتات مفید غذایی و دارویی(علامه طباطبایی، ج 1، 1374، 610) می  گردد.

به طور قطع و یقین هنوز همه خیرات و برکات موجود در کوه  ها شناخته نشده است. تلاش در جهت یافتن آنها، تولید علم را به دنبال خواهد داشت.

5- یافتن راه  های تکامل

خداوند در زمین راه  ها و طرقی فرا روی انسان نهاد تا به وسیلة آنها به سوی مقاصد خود راه یافته و هدایت شود (همان، ج 18، 127) که در آیات زیر به همین مطلب اشاره دارد:

«وَأَلْقَى فِی الأرْضِ رَوَاسِیَ أَنْ تَمِیدَ بِکُمْ وَأَنْهَارًا وَسُبُلا لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ» و در زمین، کوه  هایی استوار افکند تا شما را بجنباند، و رودها و راه  ها [قرار داد] تا شما راه خود را پیدا کنید (نحل، 15). «الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الأرْضَ مَهْدًا وَسَلَکَ لَکُمْ فِیهَا سُبُلا» همان کسی که زمین را برایتان گهواره  ای ساخت و  برای شما، در آن راه  ها ترسیم کرد (طه،53). «وَجَعَلْنَا فِی الأرْضِ رَوَاسِیَ أَنْ تَمِیدَ بِهِمْ وَجَعَلْنَا فِیهَا فِجَاجًا سُبُلا لَعَلَّهُمْ یَهْتَدُونَ» و در زمین کوه  هایی استوار نهادیم تا مبادا! (زمین) آنان را بجنباند و در آن راه  هایی فراخ پدید آوردیم باشد که راه یابند (انبیاء،31). «الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الأرْضَ مَهْدًا وَجَعَلَ لَکُمْ فِیهَا سُبُلا لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ» همان کسی که این زمین را برای شما گهواره  ای گردانید و برای شما در آن راه  ها نهاد، باشد که راه یابید (زخرف،10). «وَاللَّهُ جَعَلَ لَکُمُ الأرْضَ بِسَاطًا لِتَسْلُکُوا مِنْهَا سُبُلا فِجَاجًا» و خداوند زمین را برای شما فرشی [گسترده] ساخت تا در راه  های فراخ آن بروید (نوح، 19 و 20).

«سبیل» به معنی راه هموار و آسان  گذر است (راغب اصفهانی، 395)  اعم از راه هدایت، راه ضلالت و یا راه معمولی است (قرشی، 223) و جمع آن «سبل» به معنی راه  های هموار و آسان (راغب اصفهانی، 395) که شامل کلیه راه  ها می  شود ( نجفی خمینی، ج 11، 375).

از عبارات «لعلکم تهتدون» و «لعلکم یهتدون» راه  ها و پیشرفت  های معنوی، و از عبارت «وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْ نَبَاتٍ شَتَّى» و از آسمان آبی فرود آورد پس به وسیله آن رستنیهای گوناگون جفت جفت بیرون آوریم (طه،53) راههای رسیدن به پیشرفت  های مادی برداشت می  شود البته هر دو می  توانند در راه رسیدن به کمال، مکمل یکدیگر باشند.

پس از اینکه خداوند کوه  ها را به عنوان لنگرگاه زمین جهت آرامش و ثبات انسان آفرید، راه  هایی را نیز برای رسیدن به هدف آفرینش و رستگاری او قرار داد. «سلک لکم فیها سبلا» این نکته  ایست که از آیات بالا استفاده می  شود. بنابراین شکی نیست که این راه  ها برای تکامل و پیشرفت بشر بنا شده است. بر این اساس، کشف این راه  ها، تولید علم و نوآوری است.

ب- تعقل

عقل از واژه «عقال»، به معنی طنابی است که بر پای شتر می بندند تا حرکت نکند و از آنجا که نیروی خرد، انسان را از کارهای ناهنجار باز می  دارد، این واژه برآن اطلاق شده است (راغب اصفهانی، 578).

در 49 آیه از قرآن از مادة «عقل» استفاده شده است. با وجود تفاوت  های محتوایی موجود بین سوره  های مکّی ومدنی، دعوت به تعقل، یکی از وجوه مشترک آنهاست. تمام افراد بشر با هر نوع دیدگاه (مشرک، مؤمن، کافر، منافق و...) دعوت به تعقل شده  اند. در 14 آیه از قرآن انسان با عبارت «افلاتعقلون»، تحریک به استفاده از قوة عقل خود شده است.

پیامبراسلام (ص) میزان ارزش و پاداش اعمال و عبادات انسان مؤمن را به اندازه میزان عقل او دانسته و می  فرمایند: ممکن است انسان اهل جهاد، نماز، روزه، و از امرین به معروف و ناهیان از منکر باشد، اما روز قیامت تنها به اندازه عقلش به او پاداش داده می  شود (طبرسی،  ج 10، 324).

امیرمؤمنان، علی علیه  السلام، هیچ فقری را بالاتر از جهل و هیچ غنایی را بالاتر از عقل نمی  دانند آنجا که می فرمایند: «لا غنی کالعقل ولافقر کالجهل» (نهج البلاغه،حکمت 54).

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
تدبیر و توکل در تحریم

تدبیر و توکل در تحریم

«دوستانت را نزدیک خودت نگه دار و دشمنانت را نزدیک‌تر»، با این‌که این عبارت را منسوب به چرچیل می‌دانند، ولی خلفای عباسی بیش از هزار سال پیش آن را زندگی کردند.

ما چرا هنوز زنده‌ایم؟

ما چرا هنوز زنده‌ایم؟

عصر پنجشنبه است. بخار سوپ شلغم، فضای خانه را پر کرده است. جعبه ابزار وسط است. سه‌چهارتا کار کوچک خرده ریزه در خانه باید انجام بدهم. رگلاژ کردن در کابینت‌ها.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

آشنایی با ضرب المثل ها

حکایتی از کلیله و دمنه

پیشخوان بیشتر