jamejamonline
فرهنگی معارف و اندیشه کد خبر: ۱۲۸۰۵۷۴ ۲۵ مهر ۱۳۹۹  |  ۰۸:۳۹

رسول اكرم(ص) با تبيين آيات قرآن اقدام به اصلاح روابط خانوادگي نمود و يك نظام انساني براي زن و مرد در خانواده ايجاد نمود. سرشت و طبيعت مخلوقات در اين جهان همسرگيري و ازدواج است.

به گزارش جام جم آنلاین و به نقل از سایت  راسخون ،يكي از مهم ترين مفاسد اجتماعي دوران بعثت، نگاه جامعه به زن و رفتار با او بوده است.
شیوه‌های مبارزه پیامبر (ص) با فرهنگ زن‌ستیزی عصر جاهلی از دیدگاه قرآن (قسمت دوم)
نمونه هايي از سنت هاي غلط جاهليت 
 
1. زنا
 
زنا در عصر جاهلي بسيار شيوع داشته و اكثر ازدواج هاي آنان نوعي زنا و زناكاري بوده است. اين عمل زشت گاهي به خاطر تنگدستي، گاهي براي داشتن فرزند دلير و در مواردي هم بر اثر هوسراني و بي بند و باري رخ مي داده است. خداوند در آيه 32 سوره اسراء پيرامون منع اين عمل فرموده است:
«وَلاَ تَقْرَبُواْ الزِّنَى إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَسَاء سَبِيلاً»؛ « و به زنا نزديك مشويد، چرا كه آن همواره زشت و بد راهي است».
در تفسير نمونه، ذيل اين آيه آمده است: اين آيه به سه نكته اشاره مي كند: الف) نمي گويد زنا نكنيد، بلكه مي گويد به اين عمل شرم آور نزديك نشويد، اين تعبير علاوه بر تأكيد كه در عمق آن نسبت به خود اين عمل نهفته شده، مي گويد حتي به اموري كه باعث مقدمه چيني اين عمل مي شود، مانند چشم چراني نزديك نشويد. ب) در جمله «إنه كان فاحشة» مشتمل بر سه تأكيد است. عظمت اين گناه را آشكار و آشكارتر مي كند. ج) جمله
«ساء سبيلا» (راه زنا بد راهي است) بيانگر اين واقعيت است كه در جامعه اين عمل راهي به مفاسد ديگر مي گشايد. (مكارم شيرازي، 12 /103-102) بعد از نزول اين آيه، خداوند در آيه 15 سوره نساء و آيه 2 سوره نور حكم اين عمل شنيع و زشت را صادر كرد. خداوند براي اين عمل، سخت ترين مجازات ها را در نظر گرفته است و پيامبر(ص) مجري احكام آن بوده است و در چند آيه به اين مجازات ها و زشتي اين عمل اشاره كرده و حتي براي پيش گيري اين عمل فرموده است: « ولا تقربوا الزني». قرآن بدين ترتيب زنا و زناكاري را نسخ كرده است و مي گويد در اجراي حكم آن هيچ دلسوزي نكنيد كه اين نشان از شدت شنيع بودن اين عمل است. پيامبر گرامي اسلام(ص) براي مبارزه با اين عمل زشت علاوه بر كار فرهنگي و تربيتي و ايجاد نظارت عمومي و شيوه هاي متنوع فكري و ايجاد زمينه رشد و تعالي در جامعه آن روز، به تعيين مجازات هاي قانوني در برابر مفسدان اقدام نمود. اسلام در اجراي حدود، همچنين سفارش كرده است: با توجه به بافت زندگي بشر، آلودگي هاي اخلاقي در يك فرد ثابت نمي ماند و به جامعه نيز سرايت مي كند. لذا براي پاكسازي بايد همان گونه كه گناه بر ملا شده، مجازات نيز برملا گردد، و لذا دستور داده است كه حدود الهي علني اجرا گردد؛ زيرا مشاهده مجازات مجرم نقش بازدارندگي دارد و لطفي از طرف خداوند براي مردم است.
 
2. به ارث رفتن زنان و دختران
 
در جوامع الجامع آمده است: روش مردم جاهليت اين بود كه با همسر پدر خود ازدواج مي كردند و برخي از مردم جاهلي اين نوع ازدواج را «مقت» (تنفرآميز) و فرزنداني كه ثمره آن بودند «مقتي» (فرزندان مورد تنفر) مي ناميدند و از اين رو خداوند فرمود: « وَلاَ تَنكِحُواْ مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاء سَبِيلاً» (نساء، 22) « و با زناني كه پدرانتان به ازدواج خود در آورده اند، نكاح مكنيد، مگر آنچه كه پيش تر رخ داده است؛ چرا كه آن، زشتكاري و [مايه] دشمني و بد راهي بوده است». «و مقتاً» معنايش اين است كه با زناني كه پدران شما با آن ها ازدواج كرده اند، ازدواج نكنيد؛ زيرا زشت و منفور و دور از جوانمردي است و زشتي آن بيش از حد و غير قابل تصور است. «و ساء سبيلا» يعني اين ازدواج فاسد و زشت، روش نادرست و بدي است. (قرطبي، 1 /572)
همچنين خداوند در آيه 19 سوره نساء مي فرمايد: « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُواْ النِّسَاء كَرْهًا». يكي از رفتارهاي ظالمانه مردان در دوران جاهليت ازدواج با زنان ثروتمند
زشت رو، براي چپاول ثروتشان بود كه پس از ازدواج نه مانند همسر با آنان رفتار مي كردند و نه طلاقشان مي دادند و منتظر بودند كه زن بميرد و ثروتش را چپاول كنند. (مكارم شيرازي، 3 /355)
قرآن به وسيله پيامبر اكرم(ص) با اين عمل آنان به مبارزه برخاست و آن را نهي كرده و «مقت» يعني عمل بسيار تنفرآميز ناميد. اسلام از حقوق زن دفاع كرد و چنين عملي را در دين خدا بسيار زشت شمرد، به حدي كه زشتي اين عمل را غير قابل تصور بيان كرد، اين عمل را دور از جوانمردي دانست و چنين ازدواجي را فاسد و روش نادرستي معرفي كرد و با اين سخن ارزش يك زن را در جامعه به عنوان يك مادر تثبيت كرد.
شیوه‌های مبارزه پیامبر (ص) با فرهنگ زن‌ستیزی عصر جاهلی از دیدگاه قرآن (قسمت دوم)
3. بي نصيب كردن زن از مهريه
 
اعراب جاهلي، با اينكه مهر را يكي از شروط عقد مي دانستند، ولي غالباً مهر را كه حق مسلم زن بود، در اختيار اولياي او قرار مي دادند يا در ازدواج هاي جاهلي مانند شغار مهريه خواهر يا دختر خود را در مقابل مهريه خواهر يا دختر فرد ديگري قرار مي دادند. (مكارم شيرازي، 3 /297)
اسلام براي دفاع از حقوق زن در آيه 4 سوره نساء فرموده است: «وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْسًا فَكُلُوهُ هَنِيئًا مَّرِيئًا»؛ «و مهر زنان را به عنوان هديه اي از روي طيب خاطر به ايشان بدهيد واگر به ميل خودشان چيزي از آن را به شما واگذاشتند، آن را حلال و گوارا بخوريد».
در تفسير الميزان ذيل اين آيه آمده است:
«صدقه به معناي مهريه اي است كه به زنان مي دهند و «نحله» به معناي عطيه اي است مجاني كه در مقابل ثمن قرار نگرفته باشد. اساساً در بين سنن ازدواج مردم اين طور بوده كه معمولاً پولي را عوض عصمت او قرار دهند. پس مهريه چيزي نبوده كه اسلام قرار داده باشد، بلكه حتي قبل از اسلام و در ميان ديگر جوامع نيز مهريه وجود داشته است. اسلام مهريه را كه روش معمول و جاري مردم بود، امضاء كرده است». (طباطبايي، 3 /265)
قرآن، مهر را تعلق به زن و زن را مالك مهر مي داند و هر گونه دخل و تصرف در مهر زن بايد با اجازه او انجام گيرد. اسلام اين فرهنگ جاهلي را توسط پيامبر خود در جامعه تعديل كرد.
شیوه‌های مبارزه پیامبر (ص) با فرهنگ زن‌ستیزی عصر جاهلی از دیدگاه قرآن (قسمت دوم)
 
4. تحميل عده زياد بر زنان
 
در زمان جاهليت هرگاه زني شوهرش مي مرد، بايد يك سال تمام صبر مي كرد و حتي گاهي حق بيرون آمدن از خانه را نداشت و يا بايد درجايي بيرون از آن شهر چادر مي زد و در آن جا مي ماند تا آن يك سال تمام شود. (نوري، 618) اسلام براي دفاع از حقوق زن در آيه 234 سوره بقره فرموده است: « وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا فَعَلْنَ فِي أَنفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ»؛ « و كساني از شما كه مي ميرند و همسراني بر جاي مي گذارند، [همسران] چهار ماه و ده روز انتظار مي برند پس هر گاه عده خود را به پايان رساندند، در آنچه آنان به نحو پسنديده درباره خود انجام دهند، گناهي بر شما نيست و خداوند به آنچه انجام مي دهيد آگاه است». (علامه طباطبايي(ره) ذيل اين آيه مي نويسد: «توفي» به معناي «ميراندن»، كلمه «يذرون» به معناي رها كردن و ترك كردن و مراد از «بلوغ اجل» تمام شدن مدت عده است و جمله «فلا جناح عليكم» كنايه از اختيار دادن به زنان در كارهايشان مي باشد، پس اگر خواستند، ازدواج كنند، مي توانند (البته پس از چهار ماه و ده روز) و خويشاوندان ميت نمي توانند او را از اين كار باز دارند، به استناد اينكه در فاميل ما چنين چيزي نيست. (طباطبايي، 2 /363-364) اين آيه بر تمام خرافات خط بطلان كشيده و به زنان بيوه اجازه داده است بعد از نگهداري عده و حفظ حريم زوجيت گذشته، اقدام به ازدواج كنند. از آن جايي كه گاه اولياء و بستگان زن، دخالت هاي بي موردي در كار او مي كردند و يا منافع خود را در ازدواج آينده زن در نظر مي گرفتند، خداوند در پايان آيه هشدار داده است: « خداوند از هر كاري كه انجام مي دهيد، آگاه است و هر كس را به جزاي اعمال نيك و بد خود مي رساند». «واللّه بما تعملون خبير» در آيه 235 بقره (لا جناح عليكم فيما... با توجه به اينكه مخاطب، مردان فاميل هستند، نشان مي دهد كه گويي آزاد گذاشتن زن بعد از مرگ شوهر براي خود گناه مي دانستند و سختگيري را وظيفه مي شمردند، خداوند در اين آيه به وضوح مي گويد آن ها را آزاد بگذاريد و هيچ گناهي بر شما نيست و از زنان هم مي خواهد كه از آزادي خود سوء استفاده نكنند و به طور شايسته براي انتخاب شوهر خود اقدام نمايند. (مكارم شيرازي، 2 /193-194)
اسلام همچنين بعضي از سختگيري هايي كه به زن بيوه مي شد را برداشت و بر تمام خرافات خط بطلان كشيد و البته از زنان خواست كه از آزادي خود سوء استفاده نكنند. در اين راستا، عده را كه در عصرجاهليت بود، قبول كرد. ولي از مدت آن كاست و با اين موضوع به صورت تعديلي برخورد كرد.
 
و) مبارزه پيامبر(ص) با اقسام طلاق در عصرجاهلي

1. ظهار
 

«ظهار در دوران جاهلي به منزله طلاق در اسلام بود و آن گاه كه صيغه «ظهار» از سوي شوهر نسبت به زن جاري مي شد، ميان آن دو، رشته زن و شوهري گسيخته مي شد و از آن پس، اين زن بر شوهر خود- براي هميشه- حرام بود و هيچ گاه شوهر نمي توانست به او رجوع نموده و يا با او مجدداً ازدواج كند. براي نخستين بار بود كه پس از ظهور اسلام ميان زن و شوهر، مسئله «ظهار» روي داد و آن دو درصدد چاره جويي برآمدند و مي خواستند پيوند خانوادگي خود را دوباره در زندگيشان اعاده كنند و سرانجام آياتي در جهت حل اين مشكل نازل شد و براي اعاده اين پيوند گسخته و خنثي كردن تحريم ابدي- كه با اجراي صيغه ظهار آن دو براي هميشه از يكديگر بيگانه مي شدند- حكم كفاره «ظهار» نازل شد كه پس از اجراي حكم كفاره نسبت به يكديگر حلال مي شدند». (حجتي، 76)
خداوند در اين مورد فرموده است: « الَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنكُم مِّن نِّسَائِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْ إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلَّا الي وَلَدْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنكَرًا مِّنَ الْقَوْلِ وَزُورًا وَإِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ» (مجادله، 2) «از ميان شما كساني كه زنانشان را «ظهار» مي كنند [ و مي گويند: پشت تو چون پشت مادر من است] آنان مادرانشان نيستند. مادران آن ها تنها كساني اند كه ايشان را زاده اند و قطعاً آن ها سخني زشت و باطل مي گويند و [الي] خدا مسلماً درگذرنده آمرزنده است».
صاحب الميزان، ذيل شش آيه اول سوره مجادله آورده است: «ظهار يكي از اقسام طلاق در جاهليت بوده كه وقتي كسي مي خواسته زنش را بر خود حرام كند، مي گفته: «انت مني كظهر امي» و زنش تا ابد بر او حرام مي شده است. منظور از آيه 2 سوره مجادله «الذين يظاهرون منكم من نساء هم....» اين است كه كساني كه همسران خود را ظهار مي كنند، با اين عمل همسرشان مانند مادرشان نمي شود. مادرشان تنها آن كسي است كه ايشان را زاييده و با اين بيان حكم ظهار كه در جاهليت بين مردم عرب معروف بود، لغو و اثرش را كه حرمت ابدي بود نفي نموده، اثر ديگرش را كه مادر شدن همسر براي شوهرش باشد، انكار مي نمايد. پس معناي «ما هن أمهاتهم» اين را مي رساند كه از نظر شرع همسران به مادران ملحق نشده و ظهار، آنان را براي ابد حرام نمي سازد». (طباطبايي، 19 /313-312) برخورد قاطع اسلام و نزول اين آيات از سوي خداوند و بيان و اجراي آن توسط پيامبر(ص)
در بين مردم در مسئله ظهار بيانگر اين واقعيت است كه اسلام هرگز اجازه نمي دهد حقوق زن به وسيله مردان خودكامه با استفاده از رسوم و عادات ظالمانه و جاهلانه مورد تجاوز قرار گيرد. اسلام، حكم ظهار را كه در جاهليت بين مردم عرب معروف بود، لغو و اثرش را كه حرمت ابدي بود، نفي نمود و اثر ديگرش را كه مادر شدن همسر براي شوهر باشد، انكار كرد و براي اينكه اين رسوم جاهليت را كنار بگذارند، كفاره نسبتاً سنگيني را براي رجوع دوباره مرد به زن قرار داد كه عبارت بود از: مرحله اول، آزادي يك برده. اگر توانايي اين كفاره را نداشت مرحله دوم، دو ماه پشت سر هم روزه گرفتن و اگر توانايي انجام اين كار را نداشت مرحله سوم، اطعام شصت مسكين. اسلام، اين كفاره سنگين را براي شخص ظهار كننده واجب كرد تا ديگر اعراب به سنت هاي دوران جاهليت برنگردند و به اين طريق، با اين سنت جاهلي مبارزه كرد.

شیوه‌های مبارزه پیامبر (ص) با فرهنگ زن‌ستیزی عصر جاهلی از دیدگاه قرآن (قسمت دوم)

2. ايلاء
 

ايلاء در جاهليت شيوه آزردن و ضرر زدن به زنان بود. اگر مردي زنش را دوست نداشت، ضمناً نمي خواست كه او همسر ديگري شود، سوگند مي خورد كه با وي همبستر نشود. بنابراين او را به حالت نه بيوه و نه شوهر دار نگه مي داشت و خداي تعالي، مدت ايلاء را چهار ماه قرار داد تا نظر نهايي مرد نسبت به زنش معلوم شود. (ذكاوتي قراگزلو، 1 /44)
اسلام براي دفاع از حقوق زن در مقابل اين سنت جاهلي در آياتي فرموده است:
«لِّلَّذِينَ يُؤْلُونَ مِن نِّسَآئِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ فَإِنْ فَآءو فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ» (بقره، 226) «براي كساني كه به ترك همخوابگي با زنان خود، سوگند مي خورند [ايلاء]، چهار ماه انتظار [و مهلت] است، پس اگر [به آشتي] باز آمدند، خداوند آمرزنده مهربان است».
« وَإِنْ عَزَمُواْ الطَّلاَقَ فَإِنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ» (بقره، 227) « و اگر آهنگ طلاق كردند، در حقيقت خدا شنواي داناست».
در تفسير الميزان در مورد معناي آيات مورد بحث آمده است: « هر كس سوگند بخورد كه ديگر به همسرش نزديك نشود، حاكم چهار ماه صبر مي كند، اگر برگشت و حق همسرش را ادا كرد؛ يعني با او همبستري نمود و كفاره شكستن قسم خود را داد، مجازاتي در حق او نيست و اگر هم تصميم گرفت طلاق دهد و طلاقش داد باز مجازاتي در حق او نيست؛ چون طلاق هم گريزگاه ديگري است از عقاب و خدا شنواي داناست». (طباطبايي، 2 /339) پس اسلام با اين سنت غلط مبارزه كرد و ايلائي را كه در عرب سوگند مي خورد تا آخر عمر
با زنش نزديكي نكند، به چهار ماه محدود كرد. اسلام حتي براي كسي كه چنين سوگندي مي خورد، براي شكستن قسم و سوگند، كفاره قرار داد تا كسي به اين سنت عصر جاهلي برگشت نكند. پس اسلام اين سنت را كه در عصر جاهلي بوده است، تعديل كرد، بدون اينكه هيچ كسر شأني براي زن ايجاد شود.

3. ضرار
 

نوع ديگري از اعمال ظالمانه اي كه نسبت به زن در جاهليت صورت مي گرفت، اين بود كه مردان براي اين كه همسران خود را تحت فشار قرار دهند، پي در پي او را طلاق داده و رجوع مي كردند كه به آن طلاق ضرار مي گفتند. خداوند براي جلوگيري ازاين عمل ناجوانمردانه، آيه زير را نازل كرد و عدد طلاق را بيان نمود: «الطَّلاَقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ وَلاَ يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَأْخُذُواْ مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئًا إِلاَّ أَن يَخَافَا أَلاَّ يُقِيمَا حُدُودَ اللّهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ يُقِيمَا حُدُودَ اللّهِ» (بقره، 229) «طلاق [رجعي] دو بار است. پس از آن، يا [بايد زن را] به خوبي نگاه داشتن، يا به شايستگي آزاد كردن. و براي شما روا نيست كه از آنچه به آنان داده ايد، چيزي بازستانيد. مگر آنكه [طرفين] در به پا داشتن حدود خدا بيمناك باشند».
در تفسير مجمع البيان آمده است: «هشام بن عروه از پدرش و او از عايشه نقل كرده است كه زني نزد او آمد و از شوهرش شكايت كرد كه براي ضرر زدن به او پيوسته طلاقش مي دهد و باز رجوع مي كند و اين مطابق رسمي بود كه در زمان جاهليت داشتند كه زن هاي خود را طلاق مي دادند و قبل از تمام شدن مدت زمان عده رجوع مي كردند و اين طلاق ها و رجوع ها حدي نداشت و ممكن بود اين كار به هزار مرتبه هم برسد. عايشه شكايت اين زن را به رسول اكرم(ص) عرضه داشت. در اين وقت، آيه نازل شد و حد طلاق را سه بار قرار داد كه در دو طلاق امكان رجوع و بازگشت وجود دارد و در طلاق سوم ديگر زن بر او حلال نيست تا وقتي كه شوهر ديگر با او ازدواج كند. اگر شوهر دوم باز او را طلاق داد و عده را سپري شد، شوهر اول مي تواند مجدداً او را عقد كند». (مترجمان، 3 /12)
پس اسلام با اين سنت جاهليت مبارزه كرد و براي اينكه حق زني ضايع نشود، با نزول آياتي به پيامبرش دستور داد كه به مردم بگويد كه طلاقي كه رجوع و بازگشت دارد، دو مرتبه است و در مرتبه سوم بازگشتي وجود ندارد. همچنين براي دفاع از حقوق زن به اين مقدار هم بسنده نكرد و در ادامه فرمود كه حقوق زن را بپردازيد و بعد از جدايي پشت سر او سخنان نامناسب نگوييد و مردم را نسبت به او بدبين نسازيد و امكان ازدواج را از او نگيريد.
پس خداوند با نازل كردن اين آيه از يكي از سنت هاي جاهلي طلاق مبارزه و اين سنت را كه به ضرر زن بود، تعديل كرد.

نتيجه گيري
 

آنچه از بررسي شيوه هاي مبارزاتي پيامبر(ص) با فرهنگ زن ستيزي عصر جاهلي از ديدگاه قرآن كريم مي توان به دست آورد، اين است كه حاصل بيست سال دعوت علني و تبليغات مستمر پيامبر(ص)، فروپاشي نظام جاهلي بود. اين تلاش بي وقفه از يك سو باورهاي ريشه دار مربوط به زنان را ويران نمود و از سوي ديگر، بر ويرانه هاي آن هنجارها، الگوها و ارزش هايي همنوا با ساخت جامعه اسلامي ايجاد كرد. در اين مسير دشوار آموزه هاي قرآني و تعاليم حياتي و فعاليت هاي فرهنگي پيامبر اكرم(ص)، در دگرگوني اجتماعي نظام جاهلي مؤثر افتاد. وي با ابزارهاي اخلاقي مبتني بر ايجاد اعتماد عمومي، انگاره هاي فرهنگ اسلامي را ترويج و تقويت نمود و با تصحيح ارتباطات فردي و تغيير رفتار جمعي ظرفيت هاي اجتماعي را براي تحقق دروني سازي ارزش ها توسعه بخشيد. در مجموع نتايج و رهيافت هايي كه از اين مقاله به دست آمده، به شرح زير است:
الف) ايجاد تحول فكري بر اساس عقل و وحي
ب) ارزش گذاري به شخصيت وجودي زن به عنوان يك انسان و بيان مساوات بين زن و مرد
ج) اصلاح نگرش مردان نسبت به زنان
د) شركت دادن زنان در فعاليت هاي اجتماعي همراه و همگام با مردان
ه) حفظ حقوق زن به هنگام ازدواج و طلاق
و) بيدار نمودن افكار عمومي و توجه دادن جامعه به ضرر و زيان ناشي از مفاسد اخلاقي.
ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
پرچم افراشته بر جنازه‌ها

پرچم افراشته بر جنازه‌ها

آسمان، خاکستری است. زمین، یک دشت وسیع است پر از خانه‌های مخروبه و خرابه‌های سیمان و بتون و آجری که روزی دیوارهای خانه‌هایی بودند.

آنها که ستم را برنمی‌تابند...

آنها که ستم را برنمی‌تابند...

«مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا ا... عَلَیهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَی نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ ینْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلا» در میان مؤمنان، مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند، صادقانه ایستادند. بعضی پیمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشیدند) و بعضی دیگر در انتظارند و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادند. (احزاب/23)

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

آشنایی با ضرب المثل ها

حکایتی از کلیله و دمنه

پیشخوان بیشتر