jamejamonline
فرهنگی معارف و اندیشه کد خبر: ۱۲۷۹۱۶۲ ۱۷ مهر ۱۳۹۹  |  ۱۲:۳۰

در رابطه با نقش روایات در تفسیر آیات جای هیچ‌گونه تردیدی نیست. جعل و دستکاری و ضعف در برخی از روایات هم از موضوعات شناخته‌ شده‌ای است که همه دانشمندان و کارشناسان علوم اسلامی بر آن اذعان دارند. علم الحدیث را بر آن پایه نهادند تا روایات و اخبار را جرح و تعدیل نموده و درست و نادرست را با آن بسنجند.

به گزارش از جام جام آنلاین به نقل از سایت پرتال جامع علوم انسانی، در رابطه با نقش روایات در تفسیر آیات جای هیچ‌گونه تردیدی نیست. جعل و دستکاری و ضعف در برخی از روایات هم از موضوعات شناخته‌ شده‌ای است که همه دانشمندان و کارشناسان علوم اسلامی بر آن اذعان دارند. علم الحدیث را بر آن پایه نهادند تا روایات و اخبار را جرح و تعدیل نموده و درست و نادرست را با آن بسنجند.

نقش روایت در تفسیر آیات، در تفسیر تبیان

فقه که با عبادات عملی و زندگی دینی مردم سر و کار داشت آن را کاربردی کرد و بخوبی هم پرورید، تا جایی که نام علم‌الحدیث به اصول فقه شهرت یافت؛ اما حوزة تفسیر که پایه‌ریزی و ساماندهی اعتقادات اسلامی را عهده‌دار بود، نگاه حاشیه‌ای بر آن افکند. تفسیر تبیان که پایه‌گذار تفسیر جامع و از امهات آن در میان شیعه است، به قلم انسانی که قلّه‌های فقاهت را درنوردیده و با سرمایه‌ای سرشار از علوم پیش‌نیاز قرآن، بر ساحت تفسیر نشسته است، تدوین و نگارش یافته است؛ از این رو از جایگاه و اهمیت ویژه‌ای در بین تفاسیر شیعه برخوردار می‌باشد. بیشتر روایات تفسیری، از تفسیر تبیان به دیگر تفاسیری که پس از آن نگارش یافته‌اند، منتقل شده است. مروری بر شیوه‌های روایت‌پردازی شیخ طوسی در تفسیر تبیان، شاید سرآغازی بر پژوهش‌های عمیقی در این وادی گردیده و پالایش روایات تفسیری را تسریع نماید. این جستار حاوی چنین رویکردی است.

قرآن، زیر بنای فکری مستحکم و جاویدان ما مسلمانان در زمینه‌های اعتقادی، عبادی، اخلاقی و فرهنگی می‌باشد. خداوند متعال آن را برای هدایت و سعادت بشری ارزانی داشته و به وسیلة فرستاده‌ای امین و آموزگاری وحی آشنا در اختیار انسان قرار داده است. تدبر و پژوهش‌ در آن برای همگان سفارش شده است.

در لابلای پیام‌های خود قرآن، دغدغه‌ها، نگرانی‌ها و هشدارهایی از بی‌توجهی به این کتاب بزرگ به چشم می‌خورد که از زبان پروردگار عالم در آن انعکاس یافته است. بی‌توجهی یا کم‌توجهی به قرآن و یا نگاه حاشیه‌ای به آن، در زبان قرآن، به «مهجوریت قرآن» معروف است.

بیشتر مفسران و قرآن پژوهان، مهجوریت قرآن را به معاملة تشریفاتی با قرآن، نگاه تک‌بعدی و عمل نکردن به قرآن تعبیر کرده‌اند که تعبیری درست و مقبول است. اما بیشتر، دامن عوام الناس و تودة ناآگاه جامعة اسلامی را در برمی‌گیرد. در حالی که به تأیید شماری از دانشمندان قرآن شناس، مهجوریت قرآن در حوزه‌های علمیه، کمتر از مهجوریت در بخش‌های دیگر جامعه نبوده است.

از هزارة گذشته، هر چند حوزه‌های علمیة شیعه، تلاش‌ گسترده‌ای برای تدوین فقه و اصول فقه مصروف داشته‌اند و با تولید هزاران کتاب و رساله و حاشیه‌نویسی ـ چاپی و خطی که نوعاً هم تکراری می‌نمایند ـ بیش از پیش بر غنای این علم افزوده‌اند، اما در تفسیر و تدبر در قرآن، تنها به آیات الاحکام‌، آن مقدار که مورد نیاز حوزة فقهی بوده، توجه گردیده و در بقیة آیات، به غربت کتب تفسیر و حلقه‌های کوچک تفسیری بسنده شده است.

از این رو پرچم‌ تفسیر قرآن در حوزه‌های شیعی را معدود دانشمندانی بر دوش خود کشیده‌اند و هر کدام در حد توان و متناسب با گرایش فکری و زمینه‌های علمی مورد علاقه خود، بر آن همّت گماشته‌اند.

به راستی این معدود مفسران نیز ـ به ویژه در سده‌های متقدم ـ در علوم مختلف قرآن اهتمام زیادی کرده‌اند و دیدگاه‌های در خور توجهی که تا به امروز کاربرد داشته و ساختار فکری تفاسیر سده‌های بعدی را پایه‌ریزی نموده است، از خود به یادگار گذاشته‌اند.

اما در بخش روایات تفسیری که سخت‌ترین و زمانبرترین بخش تفسیر را شامل می‌شود، غالباً روند تفاسیر، از روند تساهل و تسامح پیروی کرده است. و چه بسا ظواهر آیات، تحت‌الشعاع روایات واقع شده و مسیر درک پیام الهی را متوقف ساخته است. یعنی سفارشِ عرضه روایات به قرآن، جایگزین عرضه قرآن بر روایات گردیده است.

چنین روندی موجب شده است که در روایات فقهی‌ـ که بخش فروع دین را پاسداری می‌نماید‌ ـ تلاش گسترده‌ای صورت بگیرد و علوم اصول فقه، رجال و حدیث‌شناسی تا حدودی پالایش روایات فقهی را عهده‌دار گردند. ولی متأسفانه در قرآن‌ـ که پایة اعتقادات انسان‌ها در تمام عرصة زندگی است‌ـ تا کنون شاهد چنین تحوّلی نبوده‌ایم.

نقش روایت در تفسیر آیات، در تفسیر تبیان

به نظر می‌رسد عواملی چند در پیش آمد چنین رویدادی دخالت داشته باشد:

  1. اعتماد به صداقت و دقت مفسران متقدم در پرداختن به روایات تفسیری؛
  2. پیروی از متقدمان که بنای تساهل در روایات تفسیری شیوه آنان بوده است؛
  3. تمرکز علم حدیث‌شناسی در بخش فقه و فقاهت؛
  4. داشتن روحیه اخباری‌گری‌ـ با شدت و ضعفی ـ که در اکثر مفسران نفوذ داشته است؛
  5. سختی کار و بسیار زمانبر بودن حدیث‌شناسی؛
  6. تصمیم مفسران به شروع و اتمام تفسیر قرآن از ابتدا تا انتها به طور انفرادی؛
  7. نبود کار گروهی در حوزه تفسیر قرآن؛
  8. نگرانی از پیشامدها و موانع گوناگون و نگرانی از مجال ندادن عمر برای اتمام کار تفسیر؛
  9. ارزش اجتماعی مرجعیت فقهی بر مرجعیت تفسیری؛
  10. «باستان‌زدگی» مفسران و پیروی از سبک تفسیر ترتیبی قرآن تا اواخر قرن چهاردهم هجری؛

و دلایل دیگری که دست به دست هم داده و جرح و تعدیل روایات در بخش تفسیری را متوقف نموده یا بسیار کُندتر ساخته است.

نظر به روایات تفسیر «تبیان» شیخ طوسی که تفسیرنگاری در ابعاد مختلف قرآنی را در جهان تشیع بنیان نهاده است، روزنه‌ای دیگر به جهان کتب تفسیر است. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید!

نیم نگاهی به تفسیر «تبیان»

تفسیر گرانسنگ‌ «تبیان» که از آثار قرن پنجم هجری قمری به شمار می‌رود، از مهم‌ترین، کامل‌‌ترین و معتبرترین تفاسیر قرآنی است که برای نخستین بار در عالم تشیع، به همّت شیخ ابوجعفر محمدبن‌حسین‌بن‌علی‌بن‌حسن طوسی‌ـ مشهور به شیخ طوسی، شیخ‌الطایفه و شیخ‌الامامیه ـ به زبان عربی نگارش یافته است.

تفسیر «تبیان» هر چند در تقسیم بندی سبک تفسیری، بیشتر در ردیف تفاسیر کلامی و بلاغی شهرت یافته است؛ اما در واقع تفسیر جامع و فراگیری است که مشتمل بر انواع علوم و فنون قرآنی، مانند: قرائت، اعراب، صرف و نحو و اشتقاق، معانی و بیان، ناسخ و منسوخ، شأن نزول، قصص، تاریخ، حدیث، فقه و اعتقادات دینی، با استفاده از آرای تفسیری گذشتگان شیعه و سنی است که بسیاری از این علوم قرآنی را نیز پاسخگو می‌باشد.

این اثر نفیس که از امهات تفاسیر شیعی است، در عین گزیده‌گویی، دریایی از معارف و آموزه‌های اسلامی است که در نوع خود بی‌نظیر می‌نماید.

شیخ(ره)که خود کتابشناسی بزرگ و نویسنده‌ای زبردست در جهان اسلام است، به قدری از خلق این اثر منسجم و متقن شادمان است که علی‌رغم روحیة تواضع و فروتنی، کتمان زیبایی آن را تاب نیاورده و در مقدمة تفسیر و در کتاب «الفهرست»، زبان به اظهار تحسین‌آمیز آن گشوده و آن را در میان تفاسیر شیعی ناهمانند خوانده است.

ابن ادریس حلی (598هـ) با اینکه نخستین دانشمند و فقیهی است که بلند‌اندیشی‌های فقیهانه و عاقلانه‌اش او را ناگزیر از شکستن سکوت در مقابل آرای شیخ طوسی در سدة بعد نموده و به نقد آرای فقهی و اصولی شیخ جرأت یافته است, اما هنگامی که وارد حوزه تفسیر گردیده، تنها به افزودن تعلیقاتی بر تفسیر «تبیان» بسنده کرده1 و تسلیم آرای تفسیری شیخ طوسی(ره) ‌شده است.

امین الاسلام طبرسی(ره)هم در اقتباس از روش تفسیر «تبیان» و در پرورش آرای تفسیری شیخ طوسی(ره) است که به خلق تفسیر بلندآوازه «مجمع البیان» مفتخر می‌شود.

به طور کلی می‌توان ادعا کرد که شاکلة بسیاری از مسائل کلامی شیعه به شیخ طوسی(ره) منتهی می‌شود که در قالب‌های فکری سامان یافته‌ای از مفاهیم قرآنی و حدیثی استخراج و غالباً آنها را در تفسیر «تبیان»، منعکس ساخته است.

نقش روایت در تفسیر آیات، در تفسیر تبیان

انگیزه نگارش این تفسیر را شیخ در مقدمة تفسیر خود چنین می‌گوید:

«آنچه مرا به نگارش این کتاب واداشت، این بود که در میان دانشمندان شیعه کسی را نیافتم که تفسیر جامعی بنگارد که شامل همه علوم و فنون قرآنی بوده باشد؛ مگر اینکه شماری تنها به جمع‌آوری روایات و اخبار مربوط به تفسیر آیات پرداخته‌اند، بدون اینکه توضیحی درباره آیات داده باشند.

کتاب‌های تفسیری محمدبن بحر، ابومسلم اصفهانی و علی‌بن عیسی رمانی در این خصوص از بهترین تفاسیر است؛ جز اینکه سخن را به درازا کشیده و مطالب اضافی را در آن وارد کرده‌اند.

شنیده‌ام عالمان شیعه، دنبال تفسیر مختصر و مفیدی می‌باشند که ضمن اختصار، شامل همه علوم و فنون قرآنی، همچون قرائت، معانی، اعراب، مسائل محکم و متشابه بوده و ایرادهای مادی‌گرایان و مخالفانی چون مجبره، مشبهه، مجسّمه2و دیگران را پاسخگو بوده باشد و صحّت دلایل و اعتقادات دانشمندان گذشته را بازگویی نماید.

من به یاری خداوند به این مهم می‌پردازم، به گونه‌ای که نه چندان طولانی و باعث ملالت‌ خاطر گردد و نه چندان کوتاه که فهم مطلب را برای خوانندگان دشوار نماید.» (شیخ، تبیان،1/1)

روش تفسیری شیخ طوسی

شیخ طوسی پس از آوردن متن آیه، ابتدا واژه‌های دشوار آن را بررسی و اختلاف قرائت‌ها را بیان می‌کند؛ سپس آراء و اقوال گوناگون را در آن خصوص می‌آورد و مفهوم آیه را به صورت ایجاز و مطلوب، مطرح می‌نماید. بیان شأن نزول و مسائل مورد اختلاف فقهی و اعتقادی از دیگر مطالبی است که در تفسیر «تبیان» دیده می‌شود.

شیخ(ره) در سرتاسر این تفسیر، مطالب خود را در بخش‌های مختلف تفسیری با آوردن دیدگاه‌های مفسرانی از شیعه و سنی تقویت کرده و کوشیده است با آوردن شواهدی از روایات معصومان(علیهم السلام)نیز آنها را استحکام بیشتری بخشد.

 

 

ملاک شیخ(ره) در روایت‌پردازی

شیخ طوسی(ره)پیش از پرداختن به تفسیرنگاری، با نگارش کتاب‌های روایی بسیار مهم و مشهوری چون «تهذیب»، «استبصار»، «امالی» و نگارش کتاب‌های رجالی، مهارت و استادی خویش را در حدیث‌شناسی، برای هزاره‌های بعد از خود به یادگار گذاشته است.

او در روایت‌پردازی و حدیث‌شناسی، ملاک‌های گذشتگان را ناکارآمد و تنگ‌نظرانه توصیف کرده و دایرة اعتماد به احادیث را تا حدودی وسعت بخشید؛ به طوری که بسیاری از روایات و راویان ضعیف را به اعتبار و وثاقت رسانده است.

«دانشمندان ـ تا قبل از شیخ طوسی‌ـ در مقام پذیرش اخبار رسیده، سخت‌گیری فراوانی معمول داشته و در احراز عدالت راوی قائل به اجتناب‌ وی از معاصی و فسوق بودند؛ اما شیخ طوسی عدالت راوی در مرحله روایت را غیر از عدالت وی در مرحله شهادت عنوان نموده و فسق جوارحی را نافی عدالت راوی ـ آن هم پس از احراز راستگویی او‌ـ ندانسته است؛ در صورتی که متقدمان، فسق جوارحی را از موانع پذیرش خبر راوی می‌دانستند. (شیخ طوسی، العده، 1/81-80)

گذشته بر آن، شیخ طوسی،(ره) به حجیت مرسلات شماری از بزرگان شیعه از جمله «ابن‌ابی‌عمیر»، «صفوان بن‌ یحیی» و «احمدبن محمدبن ‌ابی نصر» قائل گردیده، و با اعتقاد به اینکه آنان هرگز از افراد غیر موثق روایت نمی‌کنند، دایره اعتماد به روایات را وسعت بخشیده است. (همان)

آیت‌الله خویی(ره)در این باره می‌نویسد:

«این مسئله از دیدگاه شیخ طوسی سرچشمه می‌گیرد، در حالی که در سخنان متقدمان، شاهدی بر آن یافت نمی‌شود. شیخ در مواردی بدون بررسی وضعیت راویان، به اخبار ضعیف آنان استناد نموده است.» (خویی، 1/14)

روش شیخ طوسی در روایت‌پردازی، فقیهانِ ژرف‌اندیشی چون: شهید ثانی، حاج ملا علی علیاری و دیگران را به حیرت و تعجب واداشته است، تا اینکه ناگزیر، قلم نقد را به سویش نشانه رفته‌اند.

شهید ثانی(ره) چنین می‌نویسد:

«جای شگفتی است که شیخ طوسی در کتاب‌های اصولی خود برای پذیرش روایات، معیار‌هایی را مطرح می‌نماید، ولی آن‌گاه که به نگارش کتاب‌های حدیثی و فقهی می‌پردازد، غرایبی از او شاهد می‌شویم. چنان‌که گاه به خبر ضعیف عمل نموده و اخبار صحیح را به دلیل ناهماهنگی با دیدگاهش به وسیله اخبار ضعیف، تخصیص می‌زند؛ گاه حدیث ضعیف را به دلیل ضعیف بودنش کاملاً رد می‌نماید و گاه همانند سید مرتضی؛ خبر صحیح را به دلیل اینکه خبر واحد است، ناپذیرفتنی اعلام می‌کند!» (شهید ثانی،/26)

آیت الله ملا علی علیاری(ره) نیز می‌نویسد:

«دیدگاه فقیهان بزرگوار معاصر ما بر این است که شیخ طوسی هرچند شیخ الطایفه و رئیس مذهب امامیه در فقه و حدیث است، اما گوناگونی و ناهمسانی زیادی در گفتار و نوشتارش دیده می‌شود. همو در کتاب‌های روایی خود با توجه به روی‌ آوردن به احتمالات بعید و توجیهات نادرست، به اشتباه بزرگی گرفتار آمده است. شیخ گاه به روش اهل قیاس و استحسان پیش رفته، و گاه صرفاً در سبک و سیاق اخباریان رفتار نموده است.» (ملا علی علیاری، 6/365)

«فضل و دانش شیخ، بسیار بالاتر از آثار نوشتاری او می‌باشد؛ جز اینکه به دلیل تعجیل در تدوین مطالب، حریص بودن به کثرت تألیف، گستردگی دایره مشغله تدریس، فتوا، علم، عمل و موارد دیگر، ایشان را در چنین وضعیتی قرار داده است.» (همان،/366)

برخی از تحلیل‌گران و کارشناسان را نظر بر این است که شیوة شیخ طوسی در این راستا یک شیوة مصلحت‌آمیز بوده که بنا به اقتضای زمان و برای خاموش کردن آتش فتنة اختلافات و جدال‌های مذهبی در بغداد و اطراف آن و پاسداری از مذهب شیعه، آن را اتخاذ کرده است. (بهبودی، 1/16و17) اما حال که آثار روایی شیخ، مبانی فقه و کلام حوزه‌های شیعه را هدایت و حاکمیت می‌نماید، چنین تحلیلی از مصلحت‌گرایی، جای تأمل دارد.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
پرچم افراشته بر جنازه‌ها

پرچم افراشته بر جنازه‌ها

آسمان، خاکستری است. زمین، یک دشت وسیع است پر از خانه‌های مخروبه و خرابه‌های سیمان و بتون و آجری که روزی دیوارهای خانه‌هایی بودند.

آنها که ستم را برنمی‌تابند...

آنها که ستم را برنمی‌تابند...

«مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا ا... عَلَیهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَی نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ ینْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلا» در میان مؤمنان، مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند، صادقانه ایستادند. بعضی پیمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشیدند) و بعضی دیگر در انتظارند و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادند. (احزاب/23)

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

آشنایی با ضرب المثل ها

حکایتی از کلیله و دمنه

پیشخوان بیشتر