عضو قدیمی فدائیان اسلام در گفت‌وگو با جام‌جم آنلاین:

قتل رزم‌آرا توسط فدائیان اسلام، نفت را ملی کرد

خسرو معتضد در گفت‌وگو با جام جم آنلاین مطرح کرد:

28 مرداد نمونه‌ای از تروریسم اقتصادی است

کودتای 28 مرداد اگرچه سندی از کارشکنی و دخالت‌های آمریکا و انگلستان در امور داخلی کشورمان است و خاطره‌ای تلخ برای مردم برجای گذاشت، اما زمینه‌های اقتصادی این اتفاق بیانگر نکته‌ای است که دشمنان ایران درحال استفاده از سلاحی نامرئی به نام تروریسم اقتصادی علیه کشورمان بودند.
کد خبر: ۱۱۶۱۷۰۹
28 مرداد نمونه‌ای از تروریسم اقتصادی است

در این زمینه جام جم آنلاین، گفت وگویی با خسرو معتضد، روزنامه‌نگار، نویسنده و پژوهشگر تاریخ داشته تا از وی که خود در این دوران حاضر بوده واقعیت ماجرا را بشنود.

اگر بخواهیم مختصر درباره این کودتا توضیح دهیم که چطور اتفاق افتاد، نظر شما چیست؟

28 مرداد اصولا مولود چند مسئله است. اولین نکته مسئله مالی است چون مصدق به مردم ایران به درستی وعده داده بود، با ملی شدن صنعت نفت مشکلات اقتصادی برطرف می‌شود. مصدق اعلام کرد نفت ایران توسط یک شرکت انگلیسی به نام دارسی با پرداخت بهره ناچیز 16 درصدی طی 50 سال گذشته همواره به تاراج رفته است. ولی کارشکنی‌های مختلفی باعث شد که علی‌رغم ملی شدن صنعت نفت اتفاقی در اقتصاد و سفره مردم نیافتد و همین نکته‌ای شد در کودتا. اما نکته دوم مربوط به فعالیت‌های بسیار منسجم حزب توده در ایران بود که هدفمند علیه دولت مصدق فعالیت کرد و انگلستان و آمریکا نیز سوار بر موج آن شدند.

چطور ایران نتوانست با یک شرکت انگلیسی مقابله کند و زمینه کودتا شکل گرفت؟


به نکته خوبی اشاره کردید، با توجه به اینکه اطلاعات مظفرالدین شاه و مشاورانش بسیار محدود بود، در واقع سر ایران اینگونه کلاه رفت که ابتدا شرکت نفت دارسی وارد مذاکره برای نفت کشورمان شد ولی بعد از مدتی 51 درصد این شرکت را دولت انگلستان یا دریاداری این کشور خریداری کرد. پس اکنون طرف ایران شرکت انگلیسی نبود بلکه دولت انگلستان بود که از قبل برای ایران برنامه‌ریزی کرده بود.

آیا ایرانیان در این شرکت نیز سهامدار بودند؟

اجازه دهید اینگونه تصحیح کنم، که دولت انگلستان برای اینکه به مقاصد شوم خود دستیابد گروهی از خواص ایرانی را سهامدار شرکت کرده بود که مستقیم در این زمینه منافعی داشتند. اسنادی در این زمینه منتشر شده است که 300 تا 400 سهم هم به ایرانی‌ها داده بودند. این سهام در اختیار برخی افراد با نفوذ مثل خانواده پهلوی، اشراف، خوانین و ثروتمندان بود. بنابراین سهم ملت ایران در واقع هیچ بود.

آیا مشخص بود طی این 5 دهه ایران چقدر از انگلستان دریافت کرده بود؟

در این زمینه شاید اسنادی باشد ولی واقعیت امر اینجاست که باید دید میان طرفین چه گذشته، اما از آنجا که قاجار سواد مذاکره با انگلستان را در این زمینه نداشتند قطعا ایران زیان کرده بود و بعدها اطلاعاتی از این ارقام منتشر شد به این ترتیب که طی 5 دهه از حضور انگلیس‌ها در صنعت نفت کشور فقط 109 میلیون لیره دریافت کرده بودیم، درحالی که مالیاتی که انگلستان به دست آورده بود فقط 280 میلیون لیره بود. این کشور میلیاردها لیره درآمد داشت ولی سهم ناچیزی به ایران پرداخت می‌کرد. متاسفانه ایران چوب نادانی قاجار را خورده بود.

چطور دکتر مصدق توانست نفت را ملی کند ولی دستاورد مناسبی پس آن نداشت؟

مصدق با دکترین ملی‌کردن صنعت نفت سرکار آمد و خیلی کار خوبی بود؛ ولی اطلاعات مسئولان ایرانی در این زمینه کم بود. متوجه نبودیم که در صورت این کار انگلیسی‌ها دیگر نفت ایران را در جهان عرضه نمی‌کنند. دقیقا مثل اتفاقی که امروز شاهد آن هستیم یعنی تحریم‌های خصمانه و یکجانبه آمریکا علیه اقتصاد کشورمان . به مجرد اینکه نفت ایران با تلاش مصدق ملی شد، انگلستان نفت ایران را تحریم کرد و در تمام جراید بین المللی اعلام کرد نفت ایران در هر کشوری عرضه شود کالای دزدی از انگلستان است و خریدار باید مجازات شود. در این ماجرا ایران تنها 32 میلیون تن نفت صادر کرد که تمام سودش به جیب انگلیسی‌ها رفت و مردم ایران هیچ بهره‌ای نبردند. سال 1330 بود که 8 رزم‌ناو انگلستان وارد آبادان شد تا به ایران حمله کنند. این درحالی بود که در کانال سوئز (خلیج عدن) و جزیره قبرس که جزو مستعمرات این کشور بودند کشتی‌هایی که نفت ایران را حمل می‌کردند را توقیف می‌کردند.

طی این دوره آمریکا چه نقشی داشت؟

بطور کلی آمریکایی‌ها بیشتر نگران کمونیسم بودند به همین دلیل معتقد بودند در این زمینه باید با دولت‌هایی مثل ایران مستقیم وارد مذاکره شد نه اینکه آنها را سرنگون کرد، یعنی دقیق مخالف نظر انگلستان. به همین دلیل انگلستان در دادگاه لاهه طرح دعوا می‌کند. در نهایت این دادگاه اعلام می‌کند مشکل میان دو کشور نیست و ما دخالت نمی‌کنیم و مشکل میان دولت و یک شرکت است. در واقع به نفع ایران رای داد و نکته جالب اینجاست که رئیس این دادگاه خود یک فرد انگلیسی بود. اصولا دولت آمریکا – دولت ترومن - در آن دوره معتقد بود کشوری‌های که درحال کمونیستی شدن هستند باید جذب آمریکا شوند. به این صورت که طبقه متوسط و روشنفکر را به طرف خودمان بکشیم.

به این ترتیب مشکل برطرف شد؟

خیر؛ همانطور که قبلا اشاره کردم، نفت ایران خریداری نداشت و دولت مصدق هم نمی‌توانست هزینه‌های جاری دولت را تامین کند. چون درآمدی نداشت. یکی از راهکارهایی که مقابل مصدق بود ارایه اوراق قرضه و راه دیگر هم دریافت وام از آمریکا بود. به عنوان مثال مصدق فقط باید ماهانه 20 میلیون تومان حقوق پرسنل شرکت نفت را می‌پرداخت.

اسناد و مدارکی وجود دارد از برنامه‌ریزی وابسته فرهنگی و مطبوعاتی سفارت انگلیسی جهت کودتا، این نکته صحیح است؟

دقیقا، بطور کلی انگلستان از سال 1330 به دنبال کودتا در ایران بود و نقش خانم «آن ماری کافرین لمبتون» در این میان بسیار برجسته بود. این خانم متخصص ایران بود از زمان رضا شاه و محمدرضا وابسته فرهنگی و مطبوعاتی سفارت انگلیس در ایران اقامت داشت. وی به زبان فارسی، کردی، ترکی کاملا مسلط بود و دقیقا برنامه‌ریزی کرده بود. ایشان در سن 90 سالگی چندی پیش از دنیا رفت. این شخص کسی بود که رضا شاه را از ایران بیرون کرد و هر روز مقاله‌ای علیه وی در رسانه‌های خارجی بخصوص بی‌بی‌سی منتشر می‌کرد. به این ترتیب که چون اطلاعات دقیقی داشت اخباری را به انگلستان تلگراف می‌کرد تا از رادیو بی‌بی‌سی منتشر شود. مثلا می‌گفت رضا شاه تمام خیابان (شاه‌رضا) انقلاب کنونی را قرار است خریداری کند. یا اینکه رضا شاه بادمجان به تهران وارد می‌کند به این دلیل که تمام سیفی‌جات و گوجه فرنگی از املاک رضاشاه در وارمین به تهران ارسال می‌شد. اما نقش در کودتای 28 مرداد اینگونه بود که در راس کمیته‌ای در لندن قرار گرفت، ولی دولت «ادلی» نخست وزیر انگلستان آنرا اجرایی نکرد.

اما این طرح با روی کار آمدن چرچیل عملی شد، درست است؟

دقیقا؛ دولت انگلیس – ادلی - سقوط می‌کند و چرچیل روی کار آمد، وی ضد ایران بوده کسی بود که نفت ایران را به قیمت ناچیز برای دریاداری انگلیسی گرفته بود و اطلاعات کافی هم از اوضاع ایران داشت. البته نباید فراموش کنیم که همین شخص در سال 1941 میلادی شوروی را متحد خود کرد تا به ایران حمله کنند. از این دوره بود که مشکلات بیشتر خودنمایی کرد و زمینه‌های اولی کودتا شکل گرفت. هرچند آمریکا در این دوره نیت اصلی و شوم خود را بطور کلی نمایان کرد. چون با تقاضای وام 120 میلیون دلاری مصدق برای مدیریت دولت مخالفت کرد و به مصدق اعلام شد که باید مشکل را با انگلستان برطرف کنید. به این ترتیب مصدق طی 45 روز سفرش به ایالات متحده دست خالی به ایران بازگشت. سیاست خارجی آمریکا بسیار خشک و خشن است و هرگز شرکای راهبردی خود را رها نمی‌کند. دقیقا همین اتفاقی که امروز درباره ایران روی داده است.

چطور شما تاکید دارید آمریکا مصدق را دست خالی روانه ایران کرد در این دوره که هر سال مقداری وام به ایران پرداخت می‌کرد؟

بله، تا قبل از این اتفاق آمریکا براساس همان برنامه‌ای که خدمت شما عرض شد یعنی جذب ایران، کمک‌های 23 میلیون و 500 هزار دلاری را به ایران تحویل داد که بعضا به صورت نقدی و برخی به صورت کالا مثل گندم، وسایل بهداشتی و دیگر موارد بود. اما انگلستان به دولت آمریکا فشار اورد که ایران کمک‌های شما را دریافت می‌کند و از طرف دیگر بیشتر به سمت کمونیسم پیشروی می‌کند.

چطور مصدق بجای مدیریت اوضا یکباره سراغ شیلات شمال رفت؟

بله؛ این هم نکته‌ای است که شاید کمتر به آن توجه شده است. اصولا دکتر مصدق همواره امید داشت بتوانید با استفاده از اهرم فشار کمونیسم از آمریکا امتیاز بگیرد. به همین دلیل برای اینکه به آمریکایی‌ها ثابت کند اجازه حضور کمونیسم در ایران را نمی‌دهد یکباره شیلات شمال را از شوروی سابق گرفت. البته همانطور که گفتم بالاخره از آمریکا دست خالی بازگشت و روند مشکلات بسیار گسترده‌تر دولت برای اینکه بتواند هزینه‌های خود را مدیریت کند شروع به سیاست‌های ریاضتی کرد مثلا خودروی وزارت‌خانه‌ها را فروختند، مبلمان و صندلی‌ها را فروختند ولی بازهم مصدق نتوانست مخارج را مدیریت کند.

ظاهرا تحولات آمریکا نیز در این زمینه بی‌تاثیر نبود؟

دقیقا؛ متاسفانه زمان گذشت و در آمریکا محافظ کاران بر سرکار آمدند؛ یعنی آیزن‌هاور روی کار آمد که با چرچیل مثل برادر دوقلو بود. با روی کار آمدن آیزن‌هاور، برادران دالس دو پست کلیدی دولت یعنی وزیر خارجه و سازمان سیا را به دست گرفتند که همه این اتفاقات به زیان ایران و دولت مصدق بود. نکته‌ای که باید به آن توجه داشته باشیم موضوع تقسیم نفت در میان شرکت‌هایی خاص بود. طی آن دوره نفت دنیا بین آمریکا در نیم‌کره غربی فرانسه، هلند و انگلستان در نیم کره شرقی تقسیم شده بود. مصدق این موارد را نمی‌دانست.

شما به کمونیسم اشاره داشتید نقش حزب توده در این میان چه بود؟

فقط کارشکنی خارجی نبود، در ایران مشکل داخلی هم داشتیم، خزانه خالی شده بود و حزب توده از این موضوع به خوبی استفاده کرد علیه دولت؛ این حزب در میان اقشار ضعیف و تهیدست جامعه نفوذ پیدا کرد و دائم تبلیغات منفی علیه دولت مصدق ارایه می‌کرد. حتی تاجایی پیش رفتند که مصدق را جاسوس دولت آمریکا معرفی کردند. یکی از نکات مهم آزادی مطبوعات در این دوره بود. مصدق اعلام کرد هرکس سواد خواندن و نوشتن دارد با 12 ریال می‌تواند تقاضای انتشار روزنامه کند. در این دوره 800 روزنامه جواز گرفت و منتشر شد. این درحالی بود که تنها حزب توده بسیار سیستماتیک و دقیق عمل کرد. این حزب با استفاده از روزنامه دقیقا همانند برنامه‌ای که در افغانستان و سایر کشورها پیاده کرده بودند در ایران نیز براندازی را کلید زدند. البته با مرگ استالین موضوع تغییر کرد. اگر استالین زنده بود ایران مثل افغانستان کودتا می‌شد. چون تمام آمارها را سفارت شوروی در اختیار داشتند. در سال 1356 سرلشگر مقربی معاون اداره 5 ارتش مشخص شد که 30 سال جاسوسی شوروی را می‌کرده به این ترتیب آبروی شاه از رفت. یعنی مهمترین اداره ارتش 30 سال برای شوروی جاسوسی می‌کرد.

برسیم به موقعیت روحانیون و واکنش آیت الله کاشانی در این دوره، نظر شما این زمینه چیست؟

اجازه دهید قبل از پاسخ به سئوال شما بگویم اسناد آمریکا درباره آیت الله کاشانی هیچ ارزشی ندارد و غیرقابل استناد است. ایشان روحانی بسیار روشنفکری بودند که دقیقا مسایل روز را مورد بررسی قرار می‌دادند و درباره برخی مواضع دولت مصدق با حزب توده اختلافاتی با مصدق داشتند و برخی موارد دیگر.
آیت الله کاشانی با خبرگزاری‌های خارجی مصاحبه می‌کردند ایشان 250 مصاحبه با خبرنگاران خارجی حتی انگلیسی داشت. در منزل خودشان با خبرنگاران جلسه مصاحبه می‌گذاشتند. مصاحبه‌های ایشان با خبرنگاران فرانسوی، ژاپنی، ترکیه، مصریان و خبرنگاران اردنی و خبرنگاران فلسطینی در تمام دنیا باعث روشنگری واقعیت ایران و افکار شوم انگلستان یا آمریکا و سایر دشمنان کشور بود. اصلی‌ترین اختلاف آیت الله کاشانی با مصدق حادثه سی تیر بود.

بازگردیم به موضوع کودتا؛ مستشاران نظامی آمریکا در کودتا چه نقشی داشتند؟

در آن دوره 80 مستشار آمریکایی داشتیم که درواقع جاسوسی می‌کردند و اطلاعات زیادی از ایران داشتند. با مرگ استالین حزب توده در ایران تضعیف می‌شود و در نهایت ایران می‌ماند و انگلستان و آمریکا. سال 1321 بعد از شهریور 20 دولت ایران تعدادی مستشار از آمریکا استخدام می‌کند که نورمن شوارتسکف جزو این مستشاران بود. وی مشاور عالی ژاندارمری شد و در دولت قوام السطلنه 1324 فرمانده کل ژاندارمری ایران ‌شد. در دوره مصدق ژنرال نورمن شوارتسکف رئیس سابق ژاندارمری ایران دوباره به ایران اعزام شد اما اینبار با دستور کار دیگری و مبلغ یک میلیون دلار برای انجام کودتا. دستور کار وی برکناری مصدق و کودتا بود. در این دوره تمام آمریکایی‌ها که طرفدار مصدق بودند با تبلیغات گسترده انگلستان یکباره علیه وی شدند.

خاندان سلطنتی در این دوره چه نقشی برعهده داشتند؟

ببینید؛ اصولا ایران نوکرهای زیادی به خود دیده بود که برای منافع آمریکا و انگلستان فعالیت می‌کردند. در آن دوره اشرف هم که میان مردم ایران خوش‌نام نبود در کشور سوئیس با چند آمریکایی ملاقات کرد و طرحی به نام « اجکس» را تهیه کردند. هرچند این طرح زمان «ادلی» تهیه شده بود ولی در آن دوره اجرا نشد و اکنون زمینه اجرایش مهیا شده بود. براساس این طرح یک میلیون دلار به ارز ایرانی تبدیل شد ولی تنها 10 هزار دلار یعنی 70 هزار تومان هزینه شد البته اسنادی مشخص کرده که وزیر کار و تبلیغات قوام السلطنه این ده هزار دلار را گرفته و معلوم نیست کجا هزینه کرده است. گروهی می‌گویند به شورشیان 28 مرداد نفری 2 تا 4 تومان پرداخت شده که به خیابان بیایند. فقط بیاد داشته باشید که طیب هیچ پولی دریافت نکرده بود در رسانه‌ها اشتباه عنوان شده است.

طی موارد یاد شده بارها اشاره شد به پرداخت مبالغی برای بروز مشکل در ایران یا عهد شکنی درباره انجام تعهدات اقتصادی کشورهایی چون انگلستان و آمریکا، به نظر شما این تروریسم اقتصادی علیه ایران نیست؟

بله؛ با درنظر گرفتن اینکه یکی از ابعاد تروریسم اقتصادی ایجاد بحران در اقتصاد یک کشور از سوی بیگانگان است قطعا این اتفاق در ایران نیز افتاده است. دو کشور یاد شده با استفاده از اهرم مشکلات اقتصادی و در محدودیت قرار دادن دولت آقای دکتر مصدق تلاش کردند این دولت را کنار گذاشته و با همکاری عوامل داخلی دولت دست‌نشانده خود را روی کار بیاورند.

فرمان آتش مصدق چه تاثیری در بحران داشت؟

ببینید؛ همانطور که قبلا هم اشاره کردم؛ مصدق واقعا فکر نمی‌کرد به چنین گرفتاری بزرگی دچار شود. به همین دلیل وقتی اعتراضات آغاز شد به فرماندار نظامی تهران دستور داد به خیابان‌ها بروند و هرکسی که مرگ‌برشاه یا شعارهای دیگری علیه ایران می‌دهند شلیک کنند. نکته اینجا بود که 25 مرداد هم شاه از ایران فرار کرده بود به بغداد که بعد هم به رم رفت. این دستور نیات شوم انگلستان و آمریکا را به نتیجه رساند. چون سربازان آتش به اختیار شدند و هرکس که در خیابان بود را مورد ضرب و شتم قرار دادند یا اینکه با گلوله مستقیم مورد هدف قرار دادند.

به نظر شما اگر ارتش به مصدق خیانت نمی‌کرد قائله ختم می‌شد؟

قائله کودتا اگر مصدق یک فرمانده ارتشی حسابی در اختیار داشت، که خودفروخته نبود می‌توانست این قائله را جمع کند ولی کسی اطراف مصدق نبود که بتواند قائله را ختم کند. به عنوان مثال از صبح تا بعدازظهر سه رئیس شهربانی تغییر کرد. ولی همانطور که گفتم نقشه‌های دقیقی علیه مصدق و ایران کشیده شده بود.

عماد عزتی - جام جم آنلاین

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها