۰۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۶:۲۳
یکی از اولین کلیدواژههایی که پیش از جنگ رمضان، وارد ادبیات سیاسی شد و در حین جنگ به صورت یک شاخص اصلی در ارزیابی این جنگ و خروجی آن در آمد، جنگ منطقهای بود. این تعبیر پس از آنکه حدود دو هفته پیش از شروع جنگ رمضان در بیان رهبر شهید عظیمالشأن آمد، مورد توجه جدی قرار گرفت. منطقهای شدن جنگ رمضان، این تعبیر را در جایگاه راهبردی نشاند و به عبارت دقیقتر از یک پیشبینی صرف به راهبردی اساسی در اداره جنگ تبدیل شد. به فاصله بسیار کوتاهی از آغاز جنگ، جنگ علیه ایران به جنگ در گسترهای منطقهای تبدیل شد و لااقل ۱۳ کشور، شامل شش کشور جنوبی خلیجفارس، ایران، یمن، عراق، اردن، سوریه، لبنان و فلسطین اشغالشده (رژیم غیرقانونی صهیونی) را به طور مستقیم درگیر کرد و این درگیر شدن تا روز آخر جنگ و حتی بعضا پس از آن - امارات، لبنان و رژیم صهیونی - استمرار پیدا کرد. کما اینکه پس از آتشبس و آغاز روند دیپلماسی ناظر به پایان یافتن جنگ، همه این ۱۳ کشور منطقه در تکاپوی آن قرار گرفتند. البته به اعتبار تاثیر مستقیم و غیرمستقیم جنگ رمضان بر روندهای اقتصادی و سیاسی دهها کشور دیگر و حتی قدرتهای بینالمللی، در این جنگ درگیر بودند. این جنگ بر روندهای بینالمللی هم اثر جدی گذاشت که سفر ترامپ به پکن بهرغم تشدید جو تنشی که با اقدامات رئیسجمهور آمریکا علیه چین صورت گرفته بود، روند صعودی داشت و هیچ زمینهای برای ملاقات رهبران دو کشور باقی نگذاشته بود، یکی از این موارد به حساب میآید. تنش در روابط کشورهای اروپایی با آمریکا و فعالتر شدن روابط نظامی میان چین و ایران از یک سو و روسیه و ایران از سوی دیگر را هم میتوان به فهرست بلند تاثیر جهانی جنگ رمضان اضافه کرد .پس سخن اول این است که جنگ رمضان نهتنها منطقهای شد بلکه دامنهای جهانی هم پیدا کرد .