چند خطی به احترام واژه پدر که هم رفیق کوه است
۱۱ دی ۱۴۰۴ - ۱۳:۱۶
احتمالا وقتی کودک بودید یک نفر از شما پرسیده (بابات رو شبیه چی میبینی؟) یا اگر هم نپرسیده الان لحظهای به آن فکر کنید. پاسخهای مشابه زیادی را میتوان از این سؤال دریافت کرد. خیلی از کودکان یا شاید همین حالا که قد کشیدیم، پدرمان را نسبت میدهیم به پدیدههای عظیم و استوار طبیعی، کوه، آسمان، دریا و شاید دلیلش این باشد، همانقدر که طبیعت برایمان نامیرا و محکم در برابر هر حادثهای است. شخصیت پدرمان هم با این مفاهیم در ذهنمان گره خورده. انگار پذیرفتهایم هرچه هم پیش بیاید بابا حلش میکند. آنقدر در ذهنمان محکم و قوی حک شدهاند که طاقت دیدن افتادن شانههایشان را نداریم. چروکهای دور چشم و پیشانیشان عذابمان میدهد. ضعیف شدن و مریضیشان را که اصلا نمیتوانیم ببینیم. تا وقتی او را داری میدانی که کسی هست که هر جایی به بنبست رسیدی او را صدا کنی. تلفنت را برداری، شمارهاش را بگیری یا سرت را روی شانههایش بگذاری و خیال کنی زندگی حالا در دستانت است... .