لوگوی جام جم سیما
  • 0

نترسيم و همديگر را نقد کنيم!

شنبه 28 شهریور 1383 ساعت 11:08
این گزارش حاصل سومین حضورمان در محل تصویربرداری مجموعه «قهر و آشتی» است ؛ جایی نزدیک میدان هفت تیر، دفتر جوزان فیلم ، که همان دفتر تولید این سریال هم هست.

دفعه های قبل با وجود هماهنگی قبلی اتفاقاتی افتاد که کارمان را عقب انداخت ، یک بار روز قبل ، کار گروه تا نیمه های شب طول کشیده بود و برای همین کار روز بعد تعطیل شده بود.
دفعه بعد هم مرحوم حسین پناهی یادش رفته بود تاریخ فوت و تشییع جنازه اش را به دفتر بگوید تا ما قرارمان را عقب بیندازیم.
برای همین وقتی رسیدیم که همه عوامل از تشییع جنازه او برگشته بودند و هیچکدام هم حال و روز درستی نداشتند. احمد رمضان زاده کارگردان مجموعه به همراه تصویربردارش رضا رخشان و چند تای دیگر از بچه های گروه ، مشغول چیدن و آماده کردن صحنه و تنظیم نور و دوربین هستند تا صحنه برای ضبط سکانس جدید آماده بشود.
این صحنه در مطب دکتر رویا شمسایی می گذرد، که شخصیت اصلی مجموعه است و نقشش را سحر جعفری جوزانی بازی می کند. با همه سلام و احوالپرسی می کنیم و چند دقیقه ای با رمضان زاده گپ می زنیم ، در حالی که یک طوطی سبز بامزه گوشه اتاق روی میله قفسش ایستاده و دارد بر و بر به ما و بقیه اعضای گروه نگاه می کند.
او سر خود این جا نیامده ، سیاهی لشکر هم نیست ؛ بازیگر ثابت و دایمی سریال و دوست و همدم دکتر رویاشمسایی شخصیت اصلی مجموعه است ، برای خودش کلی اسم و رسم دارد (نبات) و در بعضی قسمتها نقش کلیدی و مهمی هم ایفا می کند.
فقط برای این که یادتان بیاید، برایتان می گویم که کارگردان این مجموعه ، کارگردان 40 قسمت از 52 قسمت مجموعه «آژانس دوستی» است که یکی دو سال پیش پخش شد و کم وبیش باید آن را دیده باشید.
روز حضور ما سر صحنه ، درست در همان هفته ای است که قرار بود قسمت اول مجموعه پخش بشود و نشد و رمضان زاده از این ماجرا زیاد خوشحال نیست.
از او که تجربه کارگردانی 40 قسمت از 52 قسمت «آژانس دوستی» را هم در کارنامه دارد، درباره سختی ها و مشکلات کار طنز سوال می کنم.
او این کار را کار سختی می داند و می گوید: «ما باید به مرحله ای برسیم که بتوانیم براحتی همدیگر را نقد کنیم و نترسیم از این که اگر مثلا این صنف یا فلان قشر را نقد کردیم ، ناراحت خواهد شد؛ چون اساسا نقد کردن با خرد کردن شخصیت آدمها تفاوت دارد.
اگر امکان آگراندسیمان ضعفهای بخشهای مختلف اجتماع وجود نداشته باشد، کسی جز دزدها و آدمکشها و امثال آنها برای نقد کردن باقی نمی مانند. متاسفانه آنها هم چندان قابل نقد و اصلاح نیستند. باید موقعیتی ایجاد کرد که بشود در قشرهای مختلف سرک کشید.
در این صورت به شما قول می دهم هم مخاطب بیشتر می شود و هم تاثیر مثبتش بیشتر می شود.» رمضان زاده که با تنها فیلم سینمایی اش «بشیر» موفق شده از جشنواره های مختلف داخلی و خارجی جایزه بگیرد قصد دارد بزودی بعد از این فیلم سینمایی جدیدش را شروع کند که هم فیلمنامه اش آماده است ، هم مجوزش.


دخترها پدرشان را فراموش نمی کنند
بالاخره تصویربرداری شروع می شود. در این صحنه سحرجعفری جوزانی به اضافه یک بازیگر مهمان بازی دارند. این بازیگر مهمان ، نقش بیماری را بازی می کند که کمبود محبت دارد و امروز که روز پدر است ، نگران است دخترش هدیه ای برایش نخریده باشد و او را فراموش کرده باشد.
تا حالا که شما این گزارش را می خوانید، روز پدر تمام شده و رفته پی کارش ، ولی چه آن قسمت به همان هفته رسیده باشد و چه شما دیده باشیدش و چه ، بدانید که گروه خیلی دوست داشت آن را در همان روزها به پخش برساند.
برای این صحنه یک بار از سحر جعفری تصویربرداری می شود، یک بار از بازیگر مهمان. بعد از این صحنه هم صحنه مشابهی تصویربرداری می شود که در آن نبات طوطی سبز خانم دکتر شمسایی یکی دو کلمه ای باید حرف بزند. موقع تصویربرداری خود رمضان زاده جای طوطی حرف می زند تا بعدا این صحنه را صداگذاری کنند.
رضا رخشان هم ابتکار به خرج می دهد و در فواصل کات ها، از طوطی که ناخودآگاه جوری نوکش را تکان می دهد که انگار مشغول حرف زدن است ، تصویر می گیرد.


دردسر صحنه های داخلی
معمولا گرفتن صحنه های خارجی سخت تر است از صحنه های داخلی. برای همین می شود کم و زیاد بودن صحنه های داخلی و خارجی یک فیلمنامه را به عنوان فاکتوری برای میزان سرعت کار در نظر گرفت.
«قهر و آشتی» یک کار اصطلاحا آپارتمانی است که حدود 80درصد صحنه هایش در فضای داخلی یک آپارتمان می گذرد. این آپارتمان ، همان ساختمان دفتر جوزان فیلم است.
با حضور دوستان دکتر رویا شمسایی که آنها هم پزشک هستند و با افتتاح مطبهای آنها در این ساختمان اتفاقاتی بین آنها و بقیه ساکنان آپارتمان می افتد که به تصویر کشیده می شود. اما این طور هم نیست که برای گرفتن صحنه های داخلی ، مشکلی وجود نداشته باشد.
اولین مشکل شاید این باشد که گروه برای چیدن وسایل و تعیین جای دوربین و زاویه تصویربرداری شان با محدودیت روبه رو می شوند و باید هر بار فکری بکنند که مخاطب احساس تکرار و ملال و خستگی نکند؛ مثلا سر همین صحنه ، مدت نسبتا زیادی از وقت رضا رخشان و همکارانش صرف تنظیم نورپردازی می شود، چون با وجود آماده بودن پروژکتورها، زاویه و شدت آن باید متناسب با تیرگی و روشنی پوست بازیگرها تغییر کند.
رضا رخشان که کارش را با فیلم «راز کوکب » (کاظم معصومی) شروع کرده و اولین سریال تلویزیونی اش «آژانس دوستی» بوده ، درباره قهر و آشتی می گوید: «سعی کرده ام این کار با کارهای قبلی ام متفاوت باشد و خیلی از کارها را فی البداهه انجام می دهم.
مثلا بازیگرها را مجاب نمی کنم فقط در چارچوب قابی که من بسته ام ، حرکت کنند. برعکس دوربینم را با آنها حرکت می دهم تا کار طبیعی تر دربیاید. دیگر این که سعی شده به لحاظ بصری به کار رنگ و لعاب بدهیم.»
او که اولین بار در فیلم «روز واقعه» به عنوان دوربین دوم ، فیلمبرداری 35 میلی متری را هم تجربه کرده ، ادامه می دهد: «در مجموع خیلی راضی ام و فکر می کنم سریال خیلی خوبی باشد.
تقریبا مطمئنم مثل «آژانس دوستی » مردم خوششان می آید، تعدادش زیاد می شود و به سری دوم می رسد؛ چون رمضان زاده کارش را خیلی خوب بلد است.»


چگونه یاد گرفتیم سریال بسازیم و خوشبخت باشیم؛
مسعود جعفری جوزانی مسوول و مدیر جوزان فیلم ، گاه و بیگاه از دفترش واقع در طبقه اول می آید به طبقه سوم و بالاخره یکجورهایی به کار نظارت می کند.
در این رفت و آمد جسته و گریخته در مورد چیزهای مختلفی که بالاخره یکجوری به سینما و تلویزیون مربوط می شوند، حرف می زنیم ، ولی همین که واکمنم را روشن می کنم تا بیشتر راجع به قهر و آشتی صحبت کنیم ، طفره می رود:
«این کار به من ربطی نداره.من فقط اومدم بهشون سر بزنم!» دغدغه جدید او در سینما ساخت فیلم «چگونه یاد گرفتیم پیتزا بخوریم و خوشبخت باشیم» است که گویا هنوز مقدماتش فراهم نیست. فتح الله جعفری جوزانی ، علاوه بر تهیه کنندگی در نقش یکی از ساکنان این آپارتمان هم ظاهر می شود که اتفاقا شغلش بازیگری است.
او درباره روند پیشرفت کار می گوید: «به طور متوسط روزی 10دقیقه تصویربرداری می کنیم. با این حساب سه چهار هفته دیگر پرونده کار بسته می شود، ولی صحبت هایی شده و شاید مجموعه را تا 52 قسمت ادامه بدهیم.»
او که بعضی قسمتهای این سریال را خودش نوشته ، درباره کارهای قبلی اش می گوید:
«من از دفتر جدا نبوده ام. تا به حال در زمینه تلویزیون یک سریال 5قسمتی داشته ام که با آقای تهامی نژاد آن را مشترک نوشته بودیم ، ولی متاسفانه درست موقعی پخش شد که تلویزیون پخش فیلمهای جدید امریکایی را شروع کرده بود و برای همین کار دیده نشد. بعد هم «آژانس دوستی » بود.
به اینها اضافه کنید فیلمهای دل و دشنه ، یک مرد و یک خرس ، هفت ترانه ، بلوغ ، ارابه مرگ و غیره».
یک سوال دیگر: واقعا «قهر و آشتی» آنقدر کشش دارد که تا 52 قسمت ادامه پیدا کند؛
تهیه کننده کار به این سوال این طور جواب می دهد: «بله ، بیشتر از اینها هم جا دارد، ولی بستگی دارد به نظر مسوولان شبکه و بازتاب تماشاگران.»
جوزانی در پایان یادی هم می کند از همکار و دوست صمیمی اش حسین پناهی: «فوت حسین در میانه کار بدجوری داغدارمان کرد و هنوز اذیتمان می کند؛ چون با او کار کرده بودیم... زندگی کرده بودیم.»


این مرد حرف نمی زند
محمدرضا هدایتی در این سریال در نقش پزشکی به نام دکتر بیژنی ظاهر می شود؛ به همراه همسر دامپزشک خود دکتر سیمین مجابری که نقشش را فرناز جهان سوز بازی می کند. اما امروز روز استراحت اوست.
برای همین در همان طبقه اول یک اتاق ساکت و خنک پیدا کرده و با خیال راحت دارد 2تا از نمایشنامه های چاپ شده همکار پیشکسوتش در این سریال یعنی محمود استاد محمد را می خواند.
به سراغش می روم و از او می خواهم کمی از این سریال و نقشی که در این سریال بازی می کند، بگوید. ولی او انگار امروز از دنده چپ بلند شده ؛ اصلا سرحال نیست و می گوید حرفی برای گفتن ندارد.
برای همین یک چیزهایی ازش روی نوار ضبط شده توی این مایه ها: «نمی دونی قهر و آشتی چیه؛ قهر یعنی این که من فعلا با خبرنگارها قهرم ؛ چون وقتی ازت یه سوال می پرسند، یه چیز دیگه چاپش می کنند و یه چیز عجیب و غریب دیگه سوتیتر می شه ؛ قهر اینه.
آشتی هم اینه که تو یه کاری می کنی که مخاطب پیدا می کنه ، بعد به خاطر مخاطبت می نشینی و راجع به کارت توضیح می دی. حالا من چون بعد نقطه چین کار خاصی نکرده ام ، قصد ندارم به این زودی ها آشتی کنم!»
به هر حال آدم تغییر می کند و طبیعی است محمدرضا هدایتی فروردین 82که در پشت صحنه مجموعه «آشتی کنان» آنقدر ساده و صمیمی به سوالهای یکی از همکارانم جواب می داد، فرق کرده باشد.
او لااقل در این مدت نقشهایی مثل ددی طنز نقطه چین را بازی کرده و همین طور درباره خودش به این نتیجه رسیده که حرفی برای گفتن ندارد و این خیلی خوب است. یادتان باشد توی این دور و زمانه گفتن این حقیقت که «حرفی ندارم»، از جانب هر کسی که باشه ، حرف خیلی بزرگی است.
روی همین حساب است که زیاد اصرار نمی کنیم. ترجیح می دهیم تا تصنیف معروفش «دشمن دانا...» را نخوانده و اتفاقاتی را که در نقطه چین برای اردل و بامشاد پیش می آمد، برای ما به وجود نیاورده ، با او خداحافظی کنیم.


جابر تواضعی
tavazoee@jamejamonline.ir

به اشتراک گذاری
کد خبر : 668843362243974017
برچسب‌ها :
لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: