لوگوی جام جم سیما
  • 0

پيچيدگي تاثير تلويزيون و نقش آن در الگو سازي کودکان

یکشنبه 30 دی 1380 ساعت 15:07
تلویزیون دریچه ای است که دیدنی های جهان ، دنیای جانداران و همچنین دنیای انسانها را به کودکان نشان می دهد وقتی در مورد تلویزیون و نقش آموزشی آن بر کودکان صحبت می کنیم ، در واقع با3 مقوله تلویزیون ، آموزش و کودک رو به رو هستیم
برای درک بهتر تاثیرگذاری این رسانه آموزشی )تلویزیون ( بر کودکان ، نخست هر یک از این مفاهیم را به طور جداگانه بررسی می کنیم لازم به یادآوری است که این مطلب از فصلنامه پژوهش و سنجش به صورت خلاصه شده ارائه می شود در تقسیمات صورت گرفته مربوط به گروههای سنی ، تعاریف و محدوده های متعددی برای کودکان در نظر گرفته شده است . در مقاله حاضر، سن کودکی را از3 سالگی )بعد از مرحله شیرخوارگی ( تا پایان دوره دبستان در نظر می گیریم با این تعریف ، کودکان تعداد زیادی از کل جمعیت کشور را به خود اختصاص می دهند تلویزیون : تلویزیون نیز همانند دیگر رسانه های جمعی ، وسیله ای است که فرستنده پیام به کمک آن ، معنی و مفهوم مورد نظر خود )پیام ( را به گیرنده منتقل می کنند به عبارتی ، تلویزیون وسیله حامل پیام از فرستنده به گیرنده است کتاب ، عکس ، فیلم ، اسلاید نمونه هایی از رسانه هستنداما هر یک از انواع این رسانه ها، فقط زمانی که با هدف آموزش به کار می روند، رسانه آموزشی نام می گیرند و وظیفه آموزش را عهده دار می شوند.آموزش : در خصوص آموزش نیز تعاریف و نظریات زیادی ارائه شده که در واقع تمامی آنها بیانگر این مطلب است که آموزش هر گونه فعالیت یا تدبیر از پیش تعیین و طرح ریزی شده است که هدف آن ایجاد شرایط لازم برای یادگیری یادگیرندگان است .اکنون با روشن شدن معنا و مفهوم هر یک از واژه های کودک ، تلویزیون و آموزش می توان رابطه و تعامل این سه را با یکدیگر مورد بررسی قرار داد.پایه های اصلی زندگی انسان بر چگونگی دوران کودکی او بنا می شود در این دوران است که شخصیت کودک در درجه اول ، در ارتباط با خانواده و والدین و در درجه دوم ، در ارتباط با محیط خارج شکل می گیرد.امروزه تلویزیون امکان تجربه های مهمی را برای رشد کودکان فراهم کرده است و آنان را با دو انگیزه سرگرمی و یادگیری به تماشا می نشاند کودکان به عنوان مخاطبان خاص ، با درکی ناقص از دنیای مادی و اجتماعی ، با توانایی های تا اندازه ای محدود و با اشتیاق یادگیری ، به سوی این وسیله ارتباطی می آیند و تلویزیون ، دنیای دلپذیری را در اختیار درک و آموختن آنان قرار می دهد.اگر از کودکی بپرسید که چرا تلویزیون تماشا می کند، قطعا پاسخ درستی به شما نخواهد داد ولی آنچه مسلم است ، او تلویزیون را نگاه می کند؛ چون بسادگی در دسترس است ، جالب است ، برنامه های آن را دوست دارد در هر صورت در مطالعه علت و انگیزه تماشای تلویزیون توسط کودکان ، محققان به دلایلی دست یافته اند که به شرح تعدادی از آنها می پردازیم:از دلایل واضح و روشن ، لذت ناشی از سرگرمی ، تجربه یک خیال ، به عهده گرفتن نقش جانشین در یک بازی هیجان انگیز، همانند سازی با افراد پرشور و جذاب ، دور شدن از مسائل زندگی واقعی و در کل استفاده و لذت از وسیله ای است که برای سرگرمی برتر در اختیار دارند.بیشتر کودکان معتقدند که تلویزیون به آنها آموزش می دهد آنان معتقدند که بسیاری از مسائل مربوط به آداب ، رسوم ، سنتها، روش زندگی کردن ، روابط اجتماعی را از طریق این رسانه آموزش می بینند و یاد می گیرند و بسیاری از اطلاعات و مهارت ها را از این طریق کسب می کنند.از دیگر دلایل جذابیت تلویزیون ، می توان به بهره اجتماعی آن اشاره کرد که جدای از مساله یادگیری از آن است.اولین توجه مستقیم کودک به تلویزیون ، معمولا از2 سالگی شروع می شود در آغاز، احتمالا کودک فقط به صدای برنامه ای گوش می دهد که شخص دیگری آن را گرفته است اما زمانی نمی گذرد که خود شروع به کشف جهان تلویزیون می کند و به سلیقه ها و علایق خاص خود شکل می دهد در3 سالگی ، کودک می تواند تقاضای دیدن برنامه مورد علاقه اش را ابراز کند؛ برنامه ای که احتمالا از برنامه های کودکان است قهرمان این برنامه ها، اغلب حیوانات و شخصیت های نقاشی متحرک هستند که سهم عمده ای از عملکرد آنها را خیال پردازی ، تشکیل می دهد به این ترتیب ما تلویزیون را به عنوان وسیله ای برای خیال پردازی به کودکان معرفی می کنیم . در حالی که اگر اجازه دهیم کودکان از آغاز با تلویزیون به عنوان دریچه ای به جهان واقعی و نه دنیای خیالی بپردازند.پس از3 سالگی ، کودک به طور مرتب تلویزیون را تماشا می کند و در بعضی سنین ، مواد چاپی همچون کتابهای کودکان و مجلات مربوط به آنها که بیشترشان مصور است ، توجه او را جلب می کند و کودک به خواندن تصویری می پردازد. او به تصاویری که توجهش را به خود جلب می کنند، بیشتر دقت می کند و از کنار دیگر تصاویر بسادگی می گذرد و این کار را تقریبا تا سنین قبل از مدرسه یعنی تا زمانی که توانایی خواندن ندارد ادامه می دهد و از این کتابها و مجلات ، به عنوان منابعی استفاده می کند که خواندن آنها به عهده والدین است.کودکان معمولا از6 سالگی با بیشتر رسانه های سمعی و بصری آشنا می شوند و دلبستگی خاصی به تلویزیون و برنامه های آن نشان می دهند کودکان به چه نوع برنامه هایی بیشتر علاقه دارند؛ در پاسخ به این پرسش های به عمل آمده نشان می دهد که کودکان در سنین 3 تا6 سالگی ، به برنامه های خاص خود یعنی کارتون ، بازیهای عروسکی ، داستان حیوانات ، داستان های تخیلی و برنامه هایی از این قبیل علاقه نشان می دهند، ولی کم کم که بزرگتر می شوند، به برنامه های بزرگسالان هم ابراز علاقه می کنند.اهمیت تاثیر تلویزیون بر کودکان تاثیر تلویزیون بر کودکان ، در کشور ما از چند نظر مهم است:جمعیت کشور ما بسیار جوان است و گروههای سنی کودک و نوجوان بخش عظیمی از جمعیت کل کشور را به خود اختصاص داده است ؛ کودکانی که سرنوشت و آینده کشور را رقم خواهند زد تلویزیون امروزه وسیله ارتباطی بسیار فراگیری است که به بیشتر خانه ها راه یافته و بسادگی در دسترس کودکان قرار دارد. تلویزیون با ترکیب تصویر، صدا، حرکت ، رنگ جذابیت فوق العاده زیادی را بویژه برای کودکان ایجاد می کند و این از خصوصیاتی است که توانایی این رسانه را از رسانه های دیگر، متمایز می کند. بافت برنامه های تلویزیونی به طور اعم و برنامه های کودک به طور اخص ، خصلت تخیلی دارد و از این نظر ذهن خیال پرداز کودک را براحتی در اختیار می گیرد، در او نفوذ می کند و او را با خود به عالم رویا پرواز می دهد. شاید از این نظر، کمتر وسیله ای از وسایل ارتباطی بتواند مانند تلویزیون مشارکت ذهنی ایجاد کنداستفاده از آن نیاز به سواد و دانستن الفبا ندارد و در نتیجه هم برای کودکان که تا سنین 10 سالگی کمتر می توانند از نوشته براحتی استفاده کنند و هم برای بزرگسالان بیسواد یا کم سواد، می تواند جایگزین متون چاپی شود؛ بویژه در ایران که افراد کمتر به مطالعه علاقه نشان می دهند تلویزیون دریچه ای است که دیدنی های جهان و شگفتی های عالم طبیعت و فضا، دنیای جانداران ، حیوانات و گیاهان و همچنین دنیای انسانها را به کودکان نشان می دهد و به بهترین وجهی این امکان را برای آنان فراهم می آورد که جهان را کشف کنند، سرزمین های مختلف را بشناسند و با مردمان دیگر کشورها آشنا شوند تلویزیون افق دید کودکان را به وسعت جهان امروز گسترش می دهد، برای آنها تجربه های تازه ای فراهم می کند و آنها را از محدوده خانه و خانواده ، به فراسوی عالم می برد این درست است که کودکان براحتی جذب تلویزیون می شوند و بشدت تحت تاثیر آن قرار می گیرند، ولی تلویزیون به تنهایی شخصیت و ذهنیت آنها را نمی سازد. در شکل گرفتن شخصیت کودک ، بیش از هر عامل دیگری ، خانواده نقش دارد، این خانواده است که الگوهای رفتار و احساس را در کودک شکل می دهد و کودک قبل از هر چیز، از پدر و مادر و برادر و خواهر و اطرافیان خود الگوبرداری می کند، و حتی بعدها هم که بزرگتر می شود، فراگرد جامعه پذیری و فرهنگ پذیری همچنان در گروه اولیه ادامه می یابد و او از همسالان و همبازی های خود، شیوه های رفتاری را فرا می گیرد عامل دیگر، زمینه های وراثتی و ژنتیک است که در شکل دادن به شخصیت کودک ، نقش مهمی دارد. ولی زمینه های وراثتی و ژنتیک هم به صورت بالقوه است و در کنش و واکنش با محیط متحقق می شود و به صورت بالفعل در می آید. به عبارت دیگر، خصایص ژنتیک از محیط جدا نیست و این دو با کنش و واکنش بر یکدیگر، خطوط اصلی شخصیت کودک را ترسیم می کنند در این میان ، رسانه ها و بویژه تلویزیون ، نقش مهمی در تحریک حواس دارند پیامهای تلویزیون با جذابیت و نفوذپذیری خاص خود، به طور مداوم ذهن کودک را تحریک می کنند، حواس او را تقویت کرده و کنجکاوی او را بیدار می کنند و تخیل او را غنی می سازند.کودکان در برابر برنامه تلویزیون ، با کل شخصیت خود و با تمام تجربه هایی که قبلا به دست آورده اند، پاسخ می دهند و چون شخصیت هر کودک ویژگی های خود را دارد، پاسخ آنها نمی تواند شبیه به هم باشد. بعلاوه آن که این تاثیر، با نوع خانواده ای که کودک در آن متولد شده و رشد کرده ، با شیوه فرهنگ پذیری و جامعه پذیری او، با گروه همسالان و با بسیاری از عوامل محیطی دیگر در ارتباط است . از اینها گذشته ، ممکن است برنامه ای ، امروز در کودک پاسخ ایجاد نکند، ولی اثری روی او بگذارد که بعدها و بتدریج معلوم شود. آنچه تحقیق درباره کودکان را مشکل تر می کند، آن است که آنها به طور دقیق و مستقیم ، قادر به بیان احساس و عکس العمل خود نیستند.تلویزیون یکی از منابع مهم شناخت کودک و کسب اطلاعات او درباره پدیده های جهان و انسانهاست . به همین دلیل ، امروزه در آموزش رسمی کشور نیز کودکان از تلویزیون به عنوان یک وسیله کمک آموزشی موثر و قوی استفاده می کنند.با وجود این که خانواده ، نخستین الگوی رفتاری کودکان است و نقش عوامل ژنتیکی ، اجتماع ، گروه همسالان و بسیاری از موارد دیگر در تعیین رفتار کودکان نقش مهمی دارد، نقش تلویزیون را نیز به عنوان یک رسانه فراگیر در دسترس و مورد علاقه کودکان نباید نادیده گرفت . مشاهده رفتارها، تکیه کلام ها، نوع پوشش ، نحوه صحبت کردن و بسیاری از رفتارهای قابل مشاهده در کودکان و حتی بزرگسالان ، الگوپذیری آنان از این رسانه را به اثبات می رساند. در این خصوص ، جنبه های مثبت و منفی الگوپذیری از این رسانه ، اهمیت خاصی دارد. برخی معتقدند که استحکام و ثبات در الگوپذیری از جانب خانواده ، مانع از پذیرش الگوهای ناصحیح ارائه شده از سوی رسانه ها و بخصوص تلویزیون می شود، اما در حقیقت نباید با چنین عقاید خوشبینانه ای تفاوت های فردی ، میزان تاثیرگذاری برنامه های بسیار جذاب ، ارتباط با همسالان ، تقویت جنبه های خاص برنامه ها را نادیده گرفت ؛ چرا که به همان نسبت که الگوهای مثبت قادر به ایجاد رفتارهای مطلوب و مورد قبول می شوند، الگوهای رفتاری غلط نیز باعث ایجاد رفتارهای ناپسندی همچون خشونت ، پرخاشگری ، عدم تناسب با خانواده و محیط می شود لذا هوشیاری و کنترل ، توجه بیشتر برنامه سازان به محتوا و ساخت برنامه هایی که ارزشهای قابل قبول را رعایت کرده باشند، باعث جلوگیری از الگوبرداری های نامطلوب خواهد شد البته شایان ذکر است که خوشبختانه این خصیصه در برنامه های تلویزیونی ما بسیار کم بوده و جنبه های مثبت و اخلاقی و الگوهای صحیح و قابل قبول خانواده ها و جامعه ، نقش عمده ای در این برنامه ها ایفا می کنند در کشور ما، اهمیت به امر آموزش کودکان باتوجه به جوان بودن بافت جمعیتی آن ، می تواند در پرکردن خلا موجود در آینده بسیار موثر باشد و وضعیت را به شکلی مطلوب بهبود بخشد؛ اما آنچه مسلم است ، این است که تامین سرمایه انسانی و داشتن شرایط مطلوب ، مستلزم انجام فعالیت های آموزشی است و در این میان سازمان صداوسیما که وظیفه عمده اطلاع رسانی ، سرگرمی ، آموزش را از طریق مهمترین رسانه های جمعی کشور به عهده دارد، نقش بسیار مهمی را ایفا می کند. این سازمان با توجه به رسالتی که به عهده دارد، می تواند با توجه به اهداف ، سیاست ها، بافت و نظام اجتماعی ، بافت جمعیتی کشور و با یاری گرفتن از پژوهشگران و تهیه کنندگان مجرب ، در راه تربیت و آموزش کودکان و تامین نیروی انسانی مورد نیاز آینده جامعه تلاش کند اما مسلم این است که انجام تحقیقات گسترده در خصوص آموزش کودکان از طریق برنامه های تلویزیونی ، راه را هموارتر خواهد کرد و بجاست که پژوهشگران در این خصوص ، فعالیت های بیشتری از خود نشان دهند برنامه سازان نیز باید در مسائلی چون نظریه های یادگیری ، روان شناسی کودکان ، روان شناسی رشد سیاست های جامعه ، بافت اجتماعی کشور، بافت مذهبی کشور، هدفدار بودن و جهتدار بودن برنامه های مفید و کارآمد از دانش کافی برخوردار باشند تا کودکان با معلومات، آگاه و توانمندی را برای تامین نیازهای آتی کشور پرورش دهند.
به اشتراک گذاری
کد خبر : 668003697874021728
برچسب‌ها :
لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: