لوگوی جام جم سیما
  • 0

ميانسال هانبايد هيچ کجاي تلويزيون بايستند

سه شنبه 11 دی 1380 ساعت 21:49
برادری که محتملا با صفحه سوم روزنامه جام جم بده بستان دارد، توپی را از آن حوالی قاپ زده و شوت کرده است به کرنر ما در صفحه دهم و به اصطلاح استفساریه داده که:میانسال ها کجای تلویزیون ایستاده اند؛
پاسخ : برادر ما را گرفته ای یا دلت خوش است ؛ میانسال حالش کجا بود که بخواهد در یک جای تلویزیون بایستد؛ تازه اگر حالش را هم داشته باشد، مگر جوانها می گذارند ما در یک جای تلویزیون باستیم و منظره جایی را که ایستاده ایم ، خراب کنیم ؛مثلا همین خود ما؛ از وقتی میانسال شده ایم ، نتوانسته ایم یعنی نگذاشته اند با دل راحت به تلویزیونی که قسطی خریده ایم و فی الحال هم داریم "خورد، خورد" اقساطش را می پردازیم ، یک نگاه سیری بکنیم ؛ چون تا می نشینیم به تماشا، میانسالیست دیگر: سرفه مان می گیرد، عطسه مان می آید، نفسمان تنگی می کند، چشم و ابرویمان می پرد و یا دست و پایمان خواب رفته و به کزکز می افتد و خلاصه آنقدر خس خس و فس فس کرده و ورجه وورجه می کنیم که اهالی منزل حوصله شان سر رفته و به عیال مربوطه متوسل می شوند که یک جوری ما را دست به سر کند. علیا مخدره هم از خدا خواسته ، عینک و کلاه و عصایمان را پیش دستمان گذاشته و می گوید نخود سیاهمان تمام شده ، برو بخر! راستش آن اوایلی که تازه میانسال شده بودیم ، در همچی مواردی خیلی برزخ می شدیم و حتی گاه عصای نوخریده مان را به طرف اهل منزل تکان داده و به یاد ایام جوانی گرد و خاک می کردیم ؛ ولی بعد که دیدیم دیگر کسی برای توپ و تشرهامان تره هم خرد نمی کند، یواش یواش بادمان خوابید و ناچار تلویزیون14 اینچمان را که آن همه خاطرخواهش بودیم، به اهلش واگذاشتیم.حالا هم گاهی به وضعیت و موقعیت تازه مان فکر کرده و از شما چه پنهان بعضی وقتها غصه مان هم می گیرد؛ اما درست که می اندیشیم ، می بینیم بینی وبین الله اهل بیت خیلی هم تقصیر ندارند و این ما هستیم که باید حتی الامکان خودمان را از شعاع قابل رویت تلویزیونمان دور بگیریم . چرا؛! برای این که مثل ما آدمی که به اقتضای موقعیت سنی اش بتازگی تق قند و اوره و چربی خونش درآمده و حالا حالاها باید تمرین کند تا بتواند ملودی خس خس سینه و ریتم تیک های عصبیش را تنظیم نماید، با سروصداها و اطوارهای ناشیانه اش خودبه خود مزاحم تلویزیون تماشا کردن دیگران می شود و همان بهتر که برود یک گوشه بنشیند و دوروبر تلویزیون آفتابی نشود.برای همین است که عرض می کنیم آن برادری که پرسیده "میانسال ها کجای تلویزیون ایستاده اند"، دلش خوش است ؛ منتها دلخوش تر از او برادر دیگری است که برداشته و نوشته : برادران زحمتکش تهیه کننده و کارگردان می باید فرمول رایج سریال هایی را که به موضوعاتی از قبیل عشق ، ازدواج و دوستی جوانها می پردازند، عوض کرده و به جایش بی پولی و بیکاری و دلمردگی و پا در هوایی میانسال ها را فیلم کرده و به مردم نشان بدهند.به این می گویند دخالت غیرمسوولانه و خطرناک در امور تخصصی که خود ما اگر حوصله اش را داشتیم و پایمان برای بالا رفتن و پایین آمدن از پله های دادگستری راهوار بود، علیه این برادر شکایت کرده و مدعی خسارت می شدیم . آخه این چه راه خطرناکی است که پیش پای کارگردان های زحمتکش می گذارند و آنقدر کم لطف تشریف دارند که دلشان به حال بینندگان عزیز هم نمی سوزد؛ یعنی هیچ فکر نکرده اند این کارگردان های زحمتکشی که از عشق و ازدواج و دوستی و خلاصه زندگی پر از شور و نشاط جوانها، آن جور سریال هایی درست می کنند که دل سنگ را ترکانده و چشمه اشک بینندگان عزیز را می خشکانند، اگر بلند شوند از زندگی دربه داغان و خود به خود غم انگیز میانسال ها فیلم درست کنند، چه آتشی به پا خواهند کرد؛! چرا سرود یاد مستان داده و عواقبش را در نظر نمیگیرند؛
به اشتراک گذاری
کد خبر : 667987522944022651
برچسب‌ها :
لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: