لوگوی جام جم سیما
  • 11 0
  • 0

گفت‌وگو با بهروز بقایی و روزهای انتظارش

دنیای او کَی شیرین می‌شود؟

سه شنبه 9 مرداد 1397 ساعت 19:00
«دوست دارم کار کنم اما کسی سراغم را نمی‌گیرد». این را بهروز بقایی می‌گوید که مدتی است از شمال کشور به تهران برگشته و تلاش می‌کند به کار و حرفه‌اش که بازیگری، اجرا و کارگردانی است برگردد اما گویا شرایط چندان با او همراهی نمی‌کند.

این روزها که با گسترش شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام و توییتر خیلی از جوانها به هر دری میزنند تا دیده شوند و لایک و فالوئر بگیرند، میتوان بیشتر به ولع دیده شدن آدمها پی برد. ولعی که اگر مدیریت نشود، میتواند عواقب ناخوشایندی داشته باشد.روزی روزگاری فقط عدهای بودند که اگر دیده نمیشدند و مردم با آنها سلام علیک و احوالپرسی نمیکردند یا درخواست گرفتن عکس یادگاری با آنها را نمیدادند، اذیت میشدند و آنهم بازیگران و چهرههایی بودند که با نقشهایشان به شهرت دست مییافتند اما الان گروهی به نام شاخهای اینستاگرام آنقدر معروف شده و برخی از آنها آن قدرهوادار دارند که سلبریتیها را به حاشیه بردهاند و کار به جایی رسیده که چند تا از بازیگران که روزی روزگاری معروف بودند برای دوباره دیده شدن و مورد توجه قرار گرفتن، گاهی پست‌‌هایی در اینستاگرام منتشر میکنند که همه کارنامه آنها را زیر سوال میبرد !

اما واقعیت این است که خیلی سخت است، روزی یکی از چهرههای معروف باشی که مردم برایت سر و دست میشکنند اما یک اتفاق یا یک بیماری تو را چنان به حاشیه ببرد که مردم تقریبا فراموشت کنند اما آنقدر عزت نفس داشته باشی که شخصیت خود را حفظ کنی و برای دیده شدن به هر دری نزنی و فقط دوست داشته باشی که کار کنی چون کار به تو انرژی میدهد و آنقدر حالت را خوب میکند که بیماری را فراموش میکنی و انگار نه انگار که، روزگاری سکته تو را خانهنشین کرده و حتی باعث شده از تهران به شمال کشور نقل مکان کنی تا بتوانی راحت تر نفس بکشی.

بهروز بقایی دو سال قبل اجرای سفرنامه خندوانه را به عهده گرفت و آن قدر خوب این بخش را اجرا کرد که همه فکر کردند او واقعا دوره بیماری را پشتسر گذاشته و دوباره به روزهای قبل از سکته برگشته است. اما دیروز وقتی با او تماس گرفتم، بیمارستان بود و گفت نیم ساعت دیگر تلفن کن.

سرنوشت گاهی بازیهای عجیبی دارد؛ بقایی دوباره با لکنت صحبت میکند. بار دوم که شمارهاش را میگیرم بسختی صحبت میکند و وقتی از او جویای احوالش میشوم و اینکه چرا به بیمارستان رفته، میگوید: «برای معاینه و چکاپ کلی. توضیح میدهد که حالم خوب است، مدتی است از شمال به تهران آمدهام، منتظرم کاری به من پیشنهاد شود که سرکار بروم اما خبری نیست»

دو سال قبل که بقایی به برنامه خندوانه رفت و همکاریاش را با این گروه پرانرژی شروع کرد و اجرای بخش دشواری را هم به عهده گرفت که باید مدام به سفر میرفت، حالش واقعا خوب شد و دیگر از لکنت زبان خبری نبود اما الان دوباره آن لکنتها برگشته، خودش میگوید: «خندوانه خیلی خوب بود هم به آن برنامه انرژی میدادم و تلاش میکردم که سفرنامه خوبی روانه آنتن کنم هم سازندگان و ساختار برنامه به من انرژی میداد و حالم را خوب میکرد»

آدمیزاد به کار و فعالیت زنده است؛ کار، ذهن و جسم را به چالش میکشد و به آدمی انرژی میدهد. بخش بزرگی از کار هنرمند، خلق کردن و خلاقیت است، هر آفرینش او یعنی چیزی به دنیا اضافه کردن، هنرمند در کنار اثرش دیده میشود و این یعنی راز ماندگاری و حیات کسی که کارگردانی میکند، در نقشهای مختلف فرومیرود، مینویسد و ...

بهروز بقایی بسختی صحبت میکند و اعلام آمادگی میکند که دوست دارد بنویسد، بازی کند، کارگردانی کند، اجرا کند و... او قبل از این که دچار بیماری شود، یکی از هنرمندانی بود که تلاش میکرد متفاوت باشد، آثار پربیننده بسازد و جوری بازی کند که مردم او را گوشه ذهنشان بسپارند او سازنده مجموعههای پرطرفدار تلویزیون در دهه 70 بود؛ دنیای شیرین دریا و دنیای شیرین.

این روزها خیلی از بازیگران و کارگردانان قدیمی که به اصطلاح برادری خود را ثابت کرده و نشان دادهاند که کاربلدند، از بیکاری و کمکاری گلایهمندند، معادلات انتخاب بازیگر این روزها شکل پیچیده‌‌ای دارد که هر کسی نمیتواند آن را حل کرده و از لابیرنت آن عبور کند. اما برخی از بازیگرانی که بیمارند و کار و فعالیت برایشان حکم نفس برای حیات را دارد، اصلا از این معادلات سر درنمیآورند. نگاهی به کارنامه آنها نشان می‌‌دهد که خانهنشینی حق آنها نیست، برای گروهی از آنها سرکار بودن و نقشی را بازی کردن حتی از دستمزد هم حیاتیتر است.

بقایی درباره اینکه در شرایط سخت اقتصادی چگونه روزگار میگذراند، میگوید: «خانوادهام همیشه حامیام بوده و هستند، خواهرم نمیگذارد مشکلات مالی اذیتم کند.»

زمانی که بقایی، بخش سفرنامه خندوانه را اجرا میکرد، آنقدر حالش خوب بود که دیگر حتی لکنت زبان هم نداشت؛ وقتی با او درباره حضورش در این برنامه صحبت کردم، گفت: «آمدهام تا بگویم که به روزهای اولم برگشتهام؛ شرایط به من گفت یا خودت را زمین میزنی و در سکونی ابدی زندگی را ادامه میدهی که نتیجهاش مرگی زودهنگام خواهد بود یا میتوانی دوباره حرکت کنی و برای ادامه حیات شرایط جدیدی را به زندگی پیشنهاد بدهی و آن گونه که شایسته انسان است، زندگی کنی که من دومی را انتخاب کردم. واقعیت این است که دوست نداشتم دچار مرگ زودهنگام شوم.»

حالا بقایی از شمال به تهران برگشته تا کار کند و دوباره ثابت کند به روزهای اول برگشته، منتظر است او را به کار دعوت کنند؛ میگوید: «بیماری یکی از مشکلاتی است که همه مردم دچار آن میشوند اما قرار نیست، بیماری خانه‌‌نشینم کند تا حالا خوب از پس آن برآمدهام. این روزها هم وقتم را با مطالعه، نوشتن، فیلم دیدن و دیدار با دوستانم پر میکنم. ذهنم را آماده کار و فعالیت نگه میدارم»

چند وقت قبل در همین صفحه گفتوگویم با اسماعیل سلطانی که بعد از جراحی روده خانه نشین شده و کسی سراغش را نمیگیرد، چاپ شد او هم گفت که دوست دارد بازی کند، یک نقش خوب حتی اگر چند دقیقه باشد اما آنقدر خوب باشد به او انرژی حیات بدهد. حسین محباهری که بیشتر از 15 سال است با بیماری سرطان دست و پنجه نرم میکند، بازیگری را ادامه می‌‌دهد چون هر نقشی که به او داده میشود، ثابت میکند که او زنده است و «میتواند» ادامه بدهد. دادن نقش به بازیگران باسابقه که اکنون بیمارند یا دوره نقاهت را سپری میکنند، صبر و حوصله بیشتری طلب کند اما همان چند روز یا حتی یکی، دو روز به آنها ثابت می‌‌کند که هنوز قابلیت دیده شدن و آفرینش را دارند و هنوز «میتوانند.»

اگر باورتان نمیشود یا حوصله ندارید به آرشیو برنامه خندوانه مراجعه کنید و گزارشهای بهروز بقایی را بینید و بعد تلفن را بردارید و به او تلفن کنید تا تفاوت روزهای که او سرکار بود و امروز را متوجه شوید.

طاهره آشیانی

روزنامهنگار

به اشتراک گذاری
کد خبر : 3387842811080316167
لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: