درباره نسبت تلویزیون و شبکه‌های اجتماعی

قاب تصویر در نقاب مجازی

همیشه یک طرف تلویزیون مخاطب قرار دارد، اما در گذشته این مخاطبان فقط بیننده برنامه‌ها بودند. نهایت مجاری ارتباطی آنها با صداوسیما نامه‌نگاری بود که گاهی حجم نامه‌‌های رسیده به برنامه‌ها در پشت‌صحنه برنامه‌های کودک یا گزارش‌های برنامه «شما و سیما» از پشت‌صحنه برنامه‌های مختلف تلویزیونی، نشان داده می‌شد تا ثابت شود مردم چقدر با برنامه‌‌های تلویزیونی همراه هستند و آنها را تماشا می‌کنند و نظراتشان را هم درباره آنها می‌نویسند و به برنامه می‌فرستند.
کد خبر: ۸۱۲۳۶۱
قاب تصویر در نقاب مجازی

بعدها که تلفن همراه آمد و نرم‌افزار پیامک به راه افتاد، مخاطبان یک گام به قاب تلویزیون نزدیک‌تر شدند و از طریق شرکت در نظرسنجی‌ها یا مسابقه‌های پیامکی از یک تماشاگر صرف و مخاطب منفعل به مخاطب فعال تبدیل شدند. تا اینجای کار آنها صرفا می‌توانستند به شکل مستقیم‌تری با برنامه‌های مورد علاقه خود ارتباط برقرار کرده و نهایتا از طریق تماس تلفنی با روابط عمومی شبکه‌ها انتقادها و پیشنهادهای خود را به گوش برنامه‌سازان و مدیران تلویزیون برسانند.

اما امروز با گسترش فناوری‌های ارتباطی و افزایش فضاهای مجازی و بسط شبکه‌های اجتماعی، برنامه‌های رسانه ملی مورد نقد و تحلیل گروهای اجتماعی قرار می‌گیرد. گروه‌های تخصصی و حرفه‌ای‌تر مثل گروه‌های خبرنگاران، روزنامه‌نگاران، منتقدان و اهالی فرهنگ و هنر که مخاطبان خاص تلویزیون محسوب می‌شوند، به این برنامه‌ها نگاه‌ ویژه‌تری دارند. بسیاری از این افراد صاحب تریبون‌های رسمی در رسانه‌های خود هستند، اما در شبکه‌های اجتماعی به‌واسطه فضای صمیمی و راحت‌تر و کمرنگ بودن خط قرمزهای متداول، راحت‌تر و چه‌بسا صادقانه‌تر درباره برنامه‌های مختلف تلویزیون نظر می‌دهند.

جالب این‌که در آن سر طیف، یعنی مخاطبان عام و مردم عادی نیز گاهی تبادل‌نظر زیادی درباره برنامه‌های تلویزیون رد و بدل می‌شود. گاه فعالیت در این شبکه‌ها از نقد و نظر فراتر رفته و شاهد طراحی کاریکاتور و طنز درباره برخی از این برنامه‌ها هستیم. مثلا درباره برنامه «ماه عسل» و اتفاقات پیش آمده در آن، همچنین سریال «پایتخت» شاهد انواع واکنش و بازتاب‌های متضاد در فضاهای مجازی و شبکه‌های اجتماعی هستیم.

گاهی حجم نقد و نوشته‌های شبکه‌های اجتماعی درباره برنامه‌های تلویزیونی از رسانه‌های رسمی مثل مطبوعات و خبرگزاری‌ها نیز بیشتر است. اگرچه ممکن است بسیاری از نظرها پایه علمی و تخصصی نداشته باشد یا مبتنی بر شاخص‌های نقد به عنوان یک روش علمی نباشد، اما نمی‌توان آنها را نادیده گرفت. واقعیت این است که امروزه باید باور کرد شبکه‌های اجتماعی در کنار شبکه‌های تلویزیونی صاحب قدرت و نفوذ شده و نمی‌توان آن را به عنوان یک حریف ضعیف شناخت و به آن بی‌اعتنایی کرد.

بسط شبکه‌های اجتماعی و بازتاب عملکرد رسانه ملی در آنها یک ظرفیت جدید اما مهم برای برنامه‌سازان و مدیران رسانه‌ای فراهم کرده تا با رصد و تجزیه و تحلیل کردن آنها به درک درست‌تری از مخاطبان و نیازهایشان دست یابند. درست است که گاهی حرف‌های بی‌پرده‌ای در این شبکه‌ها بازتاب پیدا می‌کند یا بسیاری از نقد و نظرها از سر لجبازی یا احساساتی شدن است، اما نمی‌توان آنها را دست‌کم گرفت.

شبکه‌های اجتماعی به نوعی فرافکنی ضمیر ناخودآگاه جامعه است که از طریق خوانش و تاویل آن می‌توان به شناخت و درک دقیق‌تری از مخاطبان دست یافت و نوعی نیازسنجی مخاطب را از این طریق تجربه کرد. شاید گزافه نباشد اگر بگوییم شبکه‌های اجتماعی یک نوع رسانه مردمی است که طیف‌های مختلف نظرات خود را بی‌پرده‌تر درباره عملکرد رسانه ملی در آنجا می‌نویسند؛ البته این شبکه‌ها کارکردهای دیگری مانند اطلاع‌رسانی و تبلیغات هم دارند؛ به این معنی که بسیاری از کاربران در این شبکه‌ها برنامه‌های مختلف تلویزیون را به هم معرفی می‌کنند یا حتی شبکه‌های تلویزیونی می‌توانند با تشکیل گروه‌های اجتماعی، اخبار و اطلاعات مربوط به تولیدات خود را از این طریق به اطلاع مردم برسانند.

مثلا یکی از کارمندان روابط عمومی شبکه مستند، گروهی به نام شبکه مستند در فضای تلگرام راه انداخته که علاوه بر اطلاع‌رسانی درباره مستندهایی که از این شبکه پخش می‌شود، بازخورد مستندهای پخش شده را از طریق نظرات اعضای گروه دریافت می‌کند. چه بخواهیم و چه نخواهیم شبکه‌های اجتماعی در جامعه امروز به مراجع رسانه‌ای قدرتمندی تبدیل شده‌اند که جریان آزاد اطلاعات و جریان نقد و بررسی برنامه‌های تلویزیونی در آنها بازتاب داشته و می‌تواند یک مرجع معتبر مخاطب‌شناسی برای مدیران شبکه‌ها و برنامه‌سازان باشند. مثلا در مورد سریال‌های ماه رمضان یا برنامه‌های ترکیبی مثل ماه عسل بیشتر حجم اخبار و اطلاعات در این شبکه‌ها تولید می‌شود که نمی‌توان تاثیر آنها را در نوع نگاه و رویکرد مخاطبان به تلویزیون بی‌تاثیر دانست. گاهی این شبکه‌ها مکمل شبکه‌های تلویزیونی هستند و گاهی منتقد آن؛ اما در هر دو صورت امروزه نسبت بین تلویزیون و شبکه‌های اجتماعی نزدیک‌تر و پیچیده‌تر شده و همان الگوی رابطه همسنگ دوسویه بین رسانه و مخاطب از این طریق در حال تحقق است.

نگاه درست و منطقی به این شبکه‌ها و تعامل سازنده با آنها می‌تواند این موقعیت را اگر تهدید هم باشد، به یک فرصت تازه بدل کند. قاب تلویزیون اکنون در پشت قاب گوشی‌های تلفن در حال بازنمایی است و نمی‌توان تاثیر آن را انکار کرد. اکنون زمان آن فرارسیده تا شبکه‌های تلویزیونی، نگاه جدی‌تری به شبکه‌های اجتماعی داشته باشند.

جام‌جم

سیدرضا صائمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها