پایان حاشیه‌های «اتاق عمل»

مهران مدیری ساخت سریالش را از سر گرفت

نگاهی به بازیگرانی که امسال در تلویزیون بیشتر دیده شدند

ستارگان درخشان سریال‌های سال 93

تولیدکنندگان آثار تلویزیونی در سال 93 از ستاره‌های سرشناس و بزرگ بازیگری برای ایفای نقش استفاده کردند که در این بین برخی از این ستاره‌ها با اجرای نقشه‌ای متفاوت نقاط روشنی را به کارنامه حرفه‌ای خود افزودند.
کد خبر: ۷۷۷۹۳۸
ستارگان درخشان سریال‌های سال 93

رضا کیانیان، فریبرز عرب‌نیا، محسن تنابنده مهدی هاشمی و... اینها تنها تعدادی از ستاره‌های بازیگری هستند که در یک سال اخیر در سریال‌های مختلف حضور داشته‌اند. ستاره‌هایی که هرکدام می‌توانند جذابیت‌های یک اثر را به میزان قابل توجهی افزایش دهند. در این بین برای برخی بازیگران چون پژمان بازغی، احمد مهران‌فر، مهران احمدی ، محسن تنابنده، پریوش نظریه، شبنم مقدمی و ریما رامین فر به‌واسطه نقشه‌ای که در سال گذشته و در سریال‌های تلویزیونی بازی کرده‌اند معادلات و مسیر تازه‌ای را پیش روی آینده بازیگری گشودند. سریال‌های امسال تلویزیون را می‌توان صحنه نمایش بازیگران توانمند دانست.

رضا کیانیان

حضور رضا کیانیان در نقش یک مامور رده بالای اطلاعات و امنیت باعث شد توجه بیشتری معطوف به سریال «پازل» شود. کیانیان البته همان‌طور که بعد از پخش سریال اعلام کرد تلاش کرده بود تا این نقش همچون دیگر آثاری که تاامروز ساخته شده عاری از کلیشه‌پردازی بوده و به قهرمانی باورپذیر برای مخاطبان تبدیل شود. این‌که این بازیگر سرشناس چقدر در رسیدن به این هدف موفق بوده، نیازمند نظرسنجی عمومی است اما این‌که رضا کیانیان یکی از ستاره‌های مطرح تلویزیون در سال 93 بوده است نیز موضوعی انکارناپذیر است.

پژمان بازغی

حضور در دو سریال «دولت مخفی» و «گذر از رنج‌ها» توانایی‌های پژمان بازغی را بیش از پیش نشان داد. او در دولت مخفی در نقش یک رزمنده جنوبی و در گذر از رنج‌ها در نقش مهندسی شمالی بازی کرده و به نظر می‌رسد در اجرای آنها به توفیق رسیده است.

نکته جالب اینجاست که او در یک سریال قهرمان مثبت (دولت مخفی) و در سریالی دیگر (گذر از رنج‌ها) ایفاگر نقشی منفی و منفور است، با این‌حال وقتی مخاطب این دو نقش متفاوت را که در فاصله زمانی بسیار کم و تقریبا همزمان از دو شبکه مختلف پخش می‌شدند، باور کرده و می‌پذیرد به معنای توانایی‌های اوست.

فریبرز عرب‌نیا

این بازیگر سرشناس که نزدیک به یک دهه از زندگی حرفه‌ای‌اش را صرف حضور در سریال بزرگ مختارنامه کرد، در سریال «رنگ شک» که خودش کارگردانی کرده بود نقش قهرمان را که پلیسی ماجراجو و شجاع است، بازی کرد. اما با توجه به نقش‌های بزرگی که او پیش از این بازی کرده است، این نقش با توجه به این‌که خودش کارگردان و نویسنده اثر هم بوده اثر خارق العاده‌ای در کارنامه‌اش به‌شمار نمی‌آید.

عباس غزالی

عباس غزالی بازیگری است که بعد از سریال «وضعیت سفید» خیلی محبوب شد و حتی امسال یکی از بازیگران موفق جشنواره فیلم فجر به شمار می‌آمد. غزالی با بازی در سریال «حانیه» ذهنیت کسانی که معتقد بودند، او سخت بتواند از جلد شخصیتی را که در وضعیت سفید بازی کرده خارج شود، تغییر داد. او کنترل شده و با تمپو آرامی این نقش را اجرا کرد تا ابعاد تازه‌ای از توانایی‌هایش را به نمایش بگذارد.

مهدی هاشمی

اگر قرار باشد فقط یک اتفاق خیلی خوب در آثار نمایشی تلویزیون در سال 93 انتخاب شود، شاید حضور مهدی هاشمی در سریال «دردسرهای عظیم» رتبه اول را کسب کند. مهدی هاشمی باوجود آن‌که در سال‌های اخیر کمتر فرصت حضور در تلویزیون را پیدا کرده بود، اما بازگشتی جالب توجه داشت. هاشمی نه تنها بازیگری توانمند در ایفای نقش‌های متفاوت است، بلکه شخصیت ویژه او چیزی غیرقابل تفکیک از نمایشی است که ارائه می‌دهد.

جواد عزتی

در سریال «دردسرهای عظیم» جواد عزتی با خضوع نقش اول را به‌عهده داشت، هرچند فروتنی و احترام او را می‌شد حتی از پشت لنز دوربین به مهدی هاشمی احساس کرد.جواد عزتی نیز در میان آماده‌ترین بازیگران این روزهای سینما و تلویزیون قرار دارد. او بازیگری است که این روزها هم در سینما و هم در تلویزیون حضور چشمگیری دارد.

علیرضا خمسه

علیرضا خمسه سال‌ها ستاره کمدی سینما و تلویزیون بود، اما خمسه‌ای که در «پایتخت» مقابل دوربین قرار گرفت حتی بعد از پخش دو فصل ابتدایی سریال همه را شگفت‌زده کرد. در واقع تصور عمومی در رابطه با خمسه کمدی‌هایی از جنس «دو نفر و نصفی»، «جیب‌برها به بهشت نمی‌روند» و... بود، اما ایفای نقش بابا‌پنجعلی نشان داد در تمام این سال‌ها فقط بخش کوچکی از توانایی‌های این بازیگر به نمایش در آمده است.

احمد مهرانفر

شاید به نظر محسن تنابنده، نقش اصلی سریال «پایتخت » باشد، اما مطمئنا اگر احمد مهرانفر را از این سریال جدا کنید، احتمالا بخش مهمی از جذابیت‌های سریال نیز از بین خواهد رفت. او نیز بازیگر نقش‌هایی است که شاید فقط از عهده خودش برآید. ارسطو عامل می‌تواند یکی از دوست‌داشتنی‌ترین کاراکترهای تلویزیونی طی ده سال اخیر تلویزیون باشد که با توانایی و استعداد ویژه احمد مهرانفر به اجرا در آمد.

پیام دهکردی

پیام دهکردی در سریال «گذر از رنج‌ها» در نقش هدایت نوه خان نیز اجرای موفقی داشت. او با توجه به توانایی‌های خاص بازی‌اش این نقش کوتاه و کاراکتر تقریبا منفی را به نوعی ایفا کرد که سرنوشت و تصمیمات آن حتی بعد از مرگ هدایت در ذهن مخاطب می‌ماند.

امین حیایی

امین حیایی برخلاف برخی ستاره سینما که خیلی اهل بازی در سریال نیستند، هرچند وقت برای علاقه‌مندان و مخاطبان تلویزیونی جلوی دوربین سریال قرار می‌گیرد. بعد از سریال بزرگ کلاه پهلوی، او در مجموعه‌ای به نام «خوب، بد، زشت» در نقش جوان لمپن اما ساده‌دل و بامرامی را بازی کرد که پیش از آن نمونه‌های نزدیکش را در «کما» و «ساخت ایران» بازی کرده بود.

فرهاد آئیش

فرهاد آئیش در سریال «پرده‌نشین» در نقش یک روحانی معتبر ایفای نقش کرد؛ نقشی که به‌دلیل حساسیت‌ها و ظرایف موجود می‌توان آن را در زمره نقش‌های دشوار قرار داد. آئیش اما با متانت همیشگی‌اش به این کاراکتر پرداخته و موفق شد یکی از موفق‌ترین کاراکترهای روحانی سال‌های اخیر تلویزیون را به تصویر بکشد.

هومن برق‌نورد

هومن برق‌نورد در سریال «روزهای بد به در» نقش جوانی فقیر اما باگذشت و بامعرفت را بازی کرد.

سبک بازی برق‌نورد مثل همیشه فانتزی است، زیرا خودش در مصاحبه‌ای می‌گوید: «من خیلی اهل فیلم دیدن نیستم و بیشتر مواقع کارتون نگاه می‌کنم.»

پیشینه تئاتری و نیز علاقه او باعث شده که کاراکتر حتی در داستان واقعگرایانه سریال روزهای بد به در از نظر گویش کاملا نمایشی و حتی غلوآمیز باشد؛ اما اهمیت کار برق‌نورد همین‌جاست که کاراکترهای فانتزی اما قابل باور و دوست‌داشتنی را برای مخاطبان می‌سازد.

دانیال حکیمی

در سریال «رهایی» دانیال حکیمی همچون دیگر سریال‌های مطرح پلیسی و اکشن دو دهه اخیر تلویزیون در نقش اصلی ظاهر شد و از پس نقشی که نمونه‌های نزدیکش را پیش از این بازی کرده بود، برآمده است.

مهران احمدی

وقتی صحبت از بهترین بازیگران می‌شود نام مهران احمدی هم حتما برده خواهد شد. او طی چند سال اخیر انواع و اقسام نقش‌های متفاوت را بازی کرده و اغراق نیست که بگوییم در این کار بسیار موفق بوده است. در پایتخت او در نقش بهبود محیط‌بان مازندرانی یکی دیگر از دلایل مهم جذابیت این سریال پرطرفدار بود. وقتی نقش او در «آوای باران» را با بهبود در «پایتخت» مقایسه کنید، بیشتر به توان بازیگری او پی خواهید برد.

آرش مجیدی

آرش مجیدی خیلی آرام به یکی از بازیگران محبوب تلویزیون تبدیل شده است.

چهره و نوع بازی‌اش به‌نحوی است که مخاطب از او خوشش می‌آید، حتی اگر مثل «رنگ شک» یک نقش منفی صرف را بازی کند. اما در کنار این او در سریال «جلاالدین» در نقش جلاالدین خوارزمشاه یکی از سرداران بزرگ ایران در زمان حمله مغول‌ها و با صدای چنگیز جلیلوند بازی کرده است.

محسن تنابنده

از محبوب‌ترین بازیگران امروز تلویزیون و خالق شخصیت دوست‌داشتنی نقی معمولی در پایتخت. تنابنده در قسمت سوم پایتخت نقش دشواری را برای خودش نوشت و تبدیل به یک قهرمان کشتی شد. تنابنده مانند همیشه در اجرای این نقش متفاوت و دشوار نیز موفق بود. او را می‌توان بازیگر نقش‌های غیرممکن هم به‌حساب آورد. برای درک بهتر نقش او سریال ابله را ببینید.

روناک یونسی و آخرین بازی

نقش‌های کمدی اندکی در سریال‌های تلویزیونی برای بازیگران زن نوشته می‌شود که از آن تعداد هم تنها برخی کیفیت قابل قبولی دارند. در مجموعه «آخرین بازی» ساخته حسین سهیلی‌زاده، سعید جلالی به عنوان فیلمنامه‌نویس شخصیت جذابی به نام شعله را خلق کرد که با ورودش کل داستان را تحت تاثیر قرار داد. یونسی در این سریال نقش یک نوکیسه تمام‌عیار را بازی کرد که نقشه‌های زیادی را برای گرفتن مهریه‌اش کشید و در این راه با آدم‌های سرراهش بازی کرد. یونسی در اینجا بخوبی ظرافت‌های پنهان نقش را درک و به آن شاخ و برگ بخشیده بود و با بهره بردن از طنزی ملیح و کمرنگ به کشمکش‌هایش با نسترن (دختر شوهرش) حال و هوایی فانتزی بخشیده بود.

شیوا طاهری و گذر از رنج‌ها

سپردن نقش اصلی یک مجموعه ملودرام قهرمان محور به یک بازیگر تازه وارد، ریسک بزرگی است که در صورت جواب دادن به موفقیتی شیرین و تحسین‌برانگیز ختم می‌شود و در صورت شکست می‌تواند کلیت کار را زیر سوال ببرد و به ریزش شدید مخاطب منجر شود.

در گذر از رنج‌ها، فریدون حسن‌پور در مقام نویسنده و کارگردان از روش یاد شده پیروی کرده و پس از تست چند بازیگر شناخته نشده، شیوا طاهری را برای نقش دنیا انتخاب کرده است، انتخاب هوشمندانه‌ای که با واکنش مثبت مخاطبان روبه‌رو شد و به باورپذیری نقش او خدشه‌ای وارد نکرد.

دنیا، شخصیت معصوم و رنج کشیده‌ای‌ است که در نوجوانی و جوانی فراز و نشیب‌های بسیاری را از سر گذرانده و در این مسیر ناهموار و سخت با صلابت به راهش ادامه داده است.

بهنام تشکر

بهنام تشکر سال 93 در سریال‌های «هفت سنگ» و «روزهای بد به در» ایفای نقش کرد و با وجود آن‌که جنس سریال‌ها و کاراکترها با هم متفاوت بودند، او مثل همیشه نشانه‌های بهنام تشکر را به نقش آویخت و آنها را به شخصیت‌هایی دوست داشتنی تبدیل کرد.

سام درخشانی

در «دولت مخفی» حضوری افتخاری در نقش خلبانی داشت که به اسارت درمی‌آید، اما نقش‌آفرینی اصلی‌اش در سریال « همه چیز آنجاست» بود که شخصیتی منفی را بازی می‌کرد. درخشانی بی‌شک یکی از بهترین بازیگران این سریال پرطرفدار به شمار می‌آید.

بیژن امکانیان

ستاره بازیگری دهه 60-70 سینمای ایران با دو سریال «گذر از رنج‌ها» و «جاده چالوس» حضور پررنگی در سریال‌های سال 93 تلویزیون داشت. امکانیان در گذر از رنج‌ها در نقش نسبتا کوتاه پسر خان بازی کرد، اما در جاده چالوس او شخصیت اصلی و محوری سریال بود.

بهاره رهنما و خوب، بد، زشت

این مجموعه که در ایام نوروز با استقبال نسبتا خوبی از سوی مخاطبان مواجه شد، از بازی‌های یکدستی برخوردار بود که این امر بخصوص در مثلث زنان مجموعه (بهاره رهنما، بهنوش بختیاری و سوسن‌پرور) شدت بیشتری داشت. بختیاری در نقش یکی از دختران خانواده که علاقه عجیبی به فضاهای مجازی و شبکه‌های اینچنینی دارد، آنقدر حضور دلنشین و گرمی داشت که حتی اغراق‌هایش هم توی ذوق نمی‌زد. در حقیقت او اغراق‌های موجود در نقش بهاره را با هوشمندی به خصوصیت اصلی آن تبدیل کرده و آن را محور بازی خود قرار داده بود. او پس از بازی در فیلم‌های کمدی بی‌کیفیت و نازل، در خوب، بد، زشت بخش مهمی از توانایی‌هایش را در کمدی به رخ کشید و ظرفیت‌های بالقوه‌اش را در این ژانر یادآور شد.

شبنم مقدمی و مدینه

سریال‌های سیروس مقدم عموما از بازی‌های درخشانی بهره می‌برد که مدینه هم از این قاعده مستثنا نبوده است. برای مثال شبنم مقدمی در این سریال در نقش یک ضد قهرمان بازی متفاوتی را ارائه کرد که تا پیش از این در کارنامه بازیگری‌اش سابقه نداشت. او در نقش همسر نخست مرد کارخانه داری که با دستان خودش زندگی مشترکشان را از بین برده و حال پس از مرگ شوهر سابقش فرصت تلافی پیدا کرده، بخوبی توانسته بود عقده‌های روحی این شخصیت را به تصویر بکشد. برای مثال تنها کافی است رویارویی او با مدینه در مسافرخانه و نگاه غم‌زده و در عین حال مغرور و سرشار از کینه‌اش را به یاد آورد.

سارا بهرامی و پرده‌نشین

این مجموعه موفق که زمستان امسال روی آنتن شبکه یک سیما رفت، مجموعه پربازیگری بود که بخش مهمی از بار درام سریال را به دوش می‌کشیدند و نقش مهمی در کیفیت نهایی کار داشتند. در میان شخصیت‌های زن این مجموعه، سارا بهرامی در نقش مائده، حضوری چشمگیر داشت و در برخی سکانس‌ها بازیگر نقش مقابلش را کاملا تحت تاثیر قرار می‌داد. او که پیش از این نیز بازی درخشانی را در مجموعه «پروانه» ارائه کرده بود، در پرده‌نشین به سارا رنگ و بوی واقعی بخشید و مظلوم واقع شدن او را در جریان ماجرای کلاهبرداری بخوبی به تصویر کشید.

لیلا اوتادی و زخم

مجموعه‌های پلیسی با توجه به تکیه آن بر حادثه‌پردازی تا حدودی از پرداختن بیشتر به شخصیت‌ها غافل شده و بیشتر وقت خود را صرف پرداخت حرفه‌ای صحنه‌های حادثه‌محور می‌کنند. اما در مجموعه «زخم» تا حدود زیادی این اتفاق رخ نداد و شخصیت‌پردازی به نحو احسن صورت گرفت. چرایی آن هم به جنس خاص شخصیت محوری (سرگرد الهام پویا) بازمی‌گشت که در رشته روان‌شناسی فارغ‌التحصیل و به عنوان مشاور در یک کلانتری مشغول به کار شده بود.

سعید رحمانی به عنوان نویسنده فیلمنامه با انتخاب این شخصیت به عنوان مرکز ثقل داستان، خود را از حادثه‌پردازی‌های معمول در مجموعه‌های پلیسی دور کرده و لیلا اوتادی هم در یکی از معدود نقش‌های تلویزیونی‌اش کاملا با نقش جفت و جور شده بود. آرامش و متانت مهم‌ترین ویژگی سروان پویاست که اوتادی در نمایش آن موفق بود و بخوبی آن را تا پایان داستان حفظ کرده بود، ویژگی‌ای که بازی او را برای مخاطب باورپذیر می‌کرد.

ریما رامین‌فر و پایتخت

مجموعه پرطرفدار «پایتخت» در سومین قسمت خود نیز از بازی‌های درخشانی بهره می‌برد که یکی از آنها بازی ریما رامین‌فر بود. او در اینجا هم بخوبی خصوصیات نقش هما در دو قسمت قبلی را حفظ و تغییرات کمی را در آن اعمال کرده بود. صبر را می‌توان مهم‌ترین ویژگی شخصیتی هما به حساب آورد که در شرایط سخت هم آن را از دست نمی‌داد. رامین‌فر این ویژگی را به بهترین شکل با بازی‌اش عینیت بخشیده و در نقش به مفهوم واقعی کلمه زندگی کرده است. برای مثال تنها کافی است نگاه‌های فوق‌العاده او به نقی را در سالن خانه کشتی پس از تمرین سخت و طاقت‌فرسای به یاد آورد.

پریوش نظریه و مدینه

او قهرمان مجموعه مدینه بود که بار اصلی داستان را به دوش کشیده و تقریبا در همه سکانس‌ها حضور داشت. نظریه که پیش از این، بیشتر در نقش‌های مکمل ظاهرشده بود، در این سریال می‌بایست به استقامت و بردباری مدینه عینیت بخشیده و همذات‌پنداری مخاطبان را برمی‌انگیخت. کار دشواری که او بخوبی از عهده انجامش برآمد و اقتدار دلنشینی را به مدینه تزریق کرد که در تقابل با دیگر شخصیت‌ها برجسته‌تر نیز شده بود.

نظریه برای القای این حس به مخاطب، از نگاهش بیشترین بهره را گرفته بود. سکانس‌های دو نفره او با شبنم مقدمی و مهرداد صدیقیان در قیاس با دیگر سکانس‌ها کیفیت چشمگیرتری داشت که بخوبی مخاطب را با مدینه همراه می‌کرد.

قاب کوچک (ضمیمه شنبه روزنامه جام جم)

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها