لوگوی جام جم سیما
  • 18 2
  • 1

عاقبت «بابا برقی» و «آقای ایمنی» چه شد؟

شنبه 1 آذر 1393 ساعت 09:19
با آن‌که حدود 20سال از زمان پخش فیلم‌های آموزشی «آقای ایمنی» و «بابا برقی» می‌گذرد، مردم هنوز به خوبی این دو شخصیت را در خاطر دارند و تکیه کلام‌هایشان را به یاد می‌آورند. این دو نفر از طرف شرکت گاز و برق به تلویزیون آمده بودند تا در لابه‌لای پیام‌های بازرگانی برای مردم فرهنگسازی کنند و نکاتی مهم را آموزش دهند.
آقای ایمنی بیشتر درباره گازگرفتگی، انفجار و نشت گاز هشدار می‌داد و بابا برقی هم از مردم می‌خواست که در مصرف برق صرفه‌جویی کنند.

تذکرهای آهنگین درباره مصرف بی‌رویه برق

چند ماه پیش فیلم «طبقه حساس» ساخته کمال تبریزی روی پرده رفت که زندگی یک مرد غیرتی را پس از مرگ همسرش روایت می‌کرد. آنهایی که فیلم را دیده‌اند، می‌دانند در وسط قصه سر و کله «بابا برقی» پیدا می‌شود و جمله‌ای طنزآمیز را بیان می‌کند. در صحنه‌ای که آقای کمالی (رضا عطاران) دارد به گرفتن زن دوم فکر می‌کند، «بابا برقی» به خوابش می‌آید و می‌گوید: «مصرف بی‌رویه کار خیلی بدیه». این قطعه چکیده تمام نصیحت‌های بابا برقی بود. او در ترانه‌هایش اینقدر این جمله را تکرار می‌کرد تا ملکه ذهن مردم شود؛ البته قطعه دیگری هم داشت که براساسش لطیفه‌های زیادی ساخته شد: «هرگز نشه فراموش‌/‌ لامپ اضافه خاموش». مثلا گفتند: روزی ملانصرالدین بالای منبر سخنرانی می‌کرد و می‌گفت هرکس چند تا زن داشته باشد، به همان تعداد چراغ در آن دنیا برایش روشن می‌شود. ناگهان داخل جمعیت، زن خودش را دید. هول کرد و گفت: البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافی خاموش!

با وسایل گازی، نباید کرد بازی

آقای ایمنی سال 74 در تلویزیون متولد شد. آن زمان تلقی مردم از پیام‌های بازرگانی بیشتر تبلیغ پفک، بستنی، رادیاتور و مواد شوینده بود و کسی انتظار نداشت در این بخش برنامه‌های آموزشی و هشداردهنده پخش شود.

فرشید مثقالی، مشاور هنری شرکت ملی گاز به این فکر افتاد که از ظرفیت بخش پیام‌های بازرگانی استفاده کند و توصیه‌های ایمنی درباره وسایل گازی را در این بخش بگنجاند. شخصیت «آقای ایمنی» توسط بهمن عبدی خلق شد؛ کاریکاتوریستی که با روزنامه‌های همشهری و جام‌جم همکاری داشته و خیلی از شخصیت‌های انیمیشنی تلویزیون را خلق کرده است.

آقای ایمنی کلاهی زردرنگ بر سر داشت که رویش علامت شرکت گاز حک شده بود. او در بیمارستان و کلاس درس و کوچه و خیابان حاضر می‌شد و بچه‌ها را نصیحت می‌کرد که چطور از وسایل گازی استفاده کنند. مهم‌ترین نصیحتش این بود که «با وسایل گازی، نباید کرد بازی» او این جمله آهنگین را چند بار تاکید می‌کرد تا خطرناک بودن وسایل گازی در ذهن بچه‌ها حک شود.

چی شد ای باغ امید، کارت به اینجا رسید؟

اولین فیلم انیمیشنی که با حضور آقای ایمنی از تلویزیون پخش شد، شش دقیقه و 13 ثانیه زمان داشت. آن زمان تعداد تبلیغات تلویزیونی زیاد نبود و یک سازمان دولتی اجازه داشت مدت زمان زیادی را به خودش اختصاص دهد. در اوضاع امروزی ساخت فیلمی چند دقیقه‌ای درباره یک موضوع آموزشی خنده‌دار به نظر می‌رسد. این فیلم داستان پرفراز و نشیبی داشت و ساختار سه پرده‌ای شخصیت‌پردازی، گره‌افکنی و گره‌گشایی در آن رعایت شده بود. دختربچه‌ای که اسم نداشت و او را «باغ امید» صدا می‌زدند، در منزلش دچار انفجار ناشی از نشت گاز می‌شد. او به بیمارستان می‌رفت و آقای ایمنی به دیدنش می‌آمد. مادرش که خبر نداشت چرا دختربچه را به بیمارستان آوردند، با تعجب می‌پرسید: «چی شد ای باغ امید‌/‌ کارت به اینجا رسید»؟ و دختر هم با لحنی سوزناک می‌گفت: «دیدم اجاق خاموشه‌/‌ کتری چایی روشه‌/‌ تا کبریتو کشیدم‌/‌ دیگه چیزی ندیدم‌/‌ الان سه چهار پنج روزه‌/‌ تنم داره می‌سوزه».

این فیلم شش دقیقه‌ای شامل چند داستان بود. در داستان اول آقای ایمنی وارد یک مدرسه پسرانه می‌شد و به دانش‌آموزان نکاتی را درباره نشت گاز گوشزد می‌کرد. اگر یادتان باشد او موقعیتی را تصویر می‌کرد که بچه‌ها وارد خانه شده و بوی گاز را شنیده‌اند. سپس با لحنی پرسشی و آهنگین می‌پرسید: «اول چی کار باید کرد؟ چه کاری نباید کرد؟»

انیمیشن در خدمت انفجار

استفاده از شخصیت انیمیشنی به کارگردان کمک می‌کرد که بتواند صحنه‌های انفجار را بخوبی تصویر کند. در این فیلم بازیگران نقش کودک و لوکیشن بیمارستان و خانه و مدرسه واقعی بودند و برخی شخصیت‌ها مثل پدر و مادر، آقای ایمنی و زری (دوست دختربچه) به صورت انیمیشنی وارد داستان می‌شدند.

چند سال بعد از پخش فیلم‌های آقای ایمنی، این شخصیت در قالبی جدید به تلویزیون آمد. این بار همه شخصیت‌ها انیمیشنی بودند و فیلم آموزشی جدید سر و شکل مرتب‌تری داشت. این پیام آموزشی با دیالوگ «خطرناکه حسن» در بین مردم مشهور شد و پس از مدتی پخش آن قطع شد. در این فیلم هم افرادی روستایی که تازه به شهر آمده بودند، کارهای خطرناک می‌کردند و آقای ایمنی مدام به آنها تذکر می‌داد. آقای ایمنی برایشان توضیح می‌داد که وقتی بخاری را از اتاق جمع کردند، چگونه جلوی نشت گاز را بگیرند.

احسان رحیم‌زاده / چمدان (ضمیمه آخر هفته روزنامه جام جم)

به اشتراک گذاری
کد خبر : 1728414712131777672
لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی:

نظرات شما ( 1 نظر )

آقای رحیم زاده از شما متشکریم.