• ترشی خانگی یا کارخانه‌ای؟

    از گذشته تا امروز برخی خانواده‌ها ترشی را به‌صورت خانگی و برخی انواع کارخانه‌ای آن را تهیه می‌کنند. پرسش‌های زیادی در خصوص ظروف تهیه و نگهداری ترشی، ترشی‌های حرارت دیده و شایعات درباره این محصول مطرح است. برای دستیابی به پاسخ علمی و موثق این پرسش‌ها به سراغ دکتر محمد حسین عزیزی، متخصص علوم و صنایع غذایی، عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس و رئیس انجمن صنایع غذایی ایران رفتیم.

  • کاهش مصرف لبنیات تهدیدی جدی برای سلامت نسل های آینده/ کوتاهی قد ارمغان کمبود کلسیم

    عضو کمیته تخصصی بهداشت و سلامت مواد غذایی سازمان نظام دامپزشکی گفت: گروه شیر و لبنیات یکی از مهم‌ترین گروه‌ها در هرم غذایی محسوب می‌شود. سرانه مصرف لبنیات در کشور قبل از گرانی‌ها کم بوده اما با افزایش قیمت آن نیز به‌مراتب این مقدار کمتر هم خواهد شد.

  • باورهای غلط تغذیه‌ ای

    مشاور رییس انجمن تغذیه ایران با اشاره به برخی از باورهای غلط تغذیه‌ای گفت: باورهای فردی از دوران کودکی و طفولیت همراه با گرایش‌های تغذیه‌ای والدین و افراد خانواده شکل می‌گیرد، بنابراین اکتسابی بوده و قابل تغییر هستند.

  • صرع به وقت دانش‌آموزی !

    حالت تشنج تمام بدنش را فرامی‌گیرد و ناگهان به زمین می‌افتد، در حالی‌که تمام عضلاتش مثل چوب خشکی منقبض شده است. گاهی در چنین شرایطی بی‌اختیار ادرار می‌کند یا زبانش می‌گیرد، گاهی هم از دهانش کف خارج می‌شود. معمولا این حالت سه تا پنج دقیقه طول می‌کشد و وقتی به هوش می‌آید، چیزی به‌خاطر نمی‌آورد و فقط حالت گیجی و کوفتگی دارد... این وضعیت را کودک مبتلا به صرع ممکن است بارها تجربه کند.

  • کاهش وزن با ۸ گام صبحگاهی

    پیروی از رژیم‌های کسل کننده، تنها را از دست دادن وزن نیست. شما می‌توانید از اوایل صبح و حتی قبل از مصرف صبحانه ترفند‌هایی را به برنامه روزانه خود اضافه کنید.

  • میوه‌ای که سرخوشتان می‌کند!

    عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد گفت: مصرف میوه‌ی «به»، شادی‌آور و مقوی معده است لذا مصرف آن برای افرادی که از رفلاکس معده یا به اصطلاح ترش کردن گلایه‌ دارند، به ویژه به صورت رب بسیار موثر است.

  • روز نقـدِ قنـد

    امروز در سراسر جهان، بار دیگر زنگ هشدار خودمراقبتی در برابر دیابت به صدا درمی‌آید تا به همه ما بگوید دیابت با کسی تعارف ندارد و در کمین به دام انداختن هر یک از ماست. شاید این تلاش بتواند در سال 2030 رتبه هفتم را برای دیابت بین شایع‌ترین بیماری‌های دنیا به دست آورد. برخی متخصصان، دیابت را مادر امراض نامیده‌اند؛ چرا که می‌تواند برای سلامت ارگان‌های مختلف بدن همچون چشم‌ها، کلیه‌ها، قلب و عروق خطرآفرین باشد.

  • تصاویر دلبندان شما

    محمد حسین بختیاری

  • مشاوره

    علی

    سلام خانم كامرانی. ممنون از وقتی كه برای خوانندگان سایت میگذارید و احترامی كه برای ما قائل میشید. سوال من در مورد مادرم هست. مادر من حدود 3 سال هست كه بازنشست شدند(معلم بودند) و تقریبا با فاصله چند ماه هم مادرشونو از دست دادن. چندوقتی هست كه تحت نظر روانپزشك هست و از بیماری افسردگی رنج میبره. همچنین از سال ها قبل دچار وسواس بود چه وسواس فكری چه وسواس تمیزی. مدل بیماری مادرم جوری هست كه اطرافیانش كه شامل منو برادرم و پدرم هست به شدت تحت فشار هستیم. به علت وسواس فكری اگه كاری رو به ما بگه اون كار حتما باید انجام بشه بی برو برگرد وگرنه گریه میكنه و افسردگیش چندبرابر میشه، با كسی حرف نمیزنه و قیافش جوری میشه كه اگه ببینیش تمام غم های عالم میاد سرت. بطور مثال با اصرار خودش با كلی درد سر خونه ی جدید خریدیم حالا بعد از یكسال به شدت اصرار میكنه كه باید از اینجا بریم چرا كه معتقده حال روحیش توی این خونه بدتر شده. این یه نمونه از صدها مساله ای هست كه مادرم هر از گاهی بهش اصرار میكنه. از طرفی به من و برادرم به شدت وابسته است كه حتی به سختی اجاز میده منو برادرم كه 27 و 32 سالمون هست از خونه بریم بیرون. خیلی با آشنایان و اطرافیانش رفت و امد نداره. بخاطر همین هم راضی نشد من یا برادرم خارج از كشور ادامه تحصیل بدیم. من واقعا با وضعیت مادرم بسیار نگران ایندم هستم چرا كه احتمال بروز مشكل هنگام ازدواج ما وجود داره، یا اگه قصد كار كردن در شهر دیگه ای رو داشته باشیم. ناگفته نمونه با ازدواج كردن ما مشكلی نداره. یكی از دلایلشم این هست كه فكر میكنه عروس بیاره یكم سرش گرم میشه. سوال من از شما اینه كه مدل رفتاری ما باید باهاش چه شكلی باشه؟ برادر و پدرم خیلی وقت ها از كوره در میرن و باهاش بحث و جدل میكنن ولی من نه. به همین دلیل به من خیلی بیشتر وابستس. خیلی هم نمیتونن پدر و برادرم رو با خودم همراه كنم. . لطفا منو راهنمایی كنید. در ضمن تحصیلات مادرم لیسانس، پدرم دیپلم و منو برادرم فوق لیسانس هست. سپاس از اینكه وقت با ارزشتون رو در اختیار ما می گذارید.

    سلام.مشكلات مادر شما پیچیده به هم شده‌است.درمان هر كدامشان هم زمان می برد و صبر و ممارست می‌خواهد. شما فقط كافی است مادرتا ن را همین جوری كه هست بپذیرید. البته این پذیرش بسیار سخت اتفاق می افتد .بهترین راه حل این است كه همراه دیگر اعضای خانواده از مشاوره حضوری روان شناس كمك بگیرید. باید با هم همراه شوید.این كه یك نفر فقط این كارارا بكند بی فایده است. رفتارهای مادرتان به بیماریش وابسته است. نمی توان برای ایشان نسخه ای تجویز كرد مگر همراه با دارو و روان درمانی. پس ایشان را بپذیرید و سعی كنید بهترین راه ها را انتخاب كنید.جلسات روان درمانی را هر هفته برای مادرتان در نظر بگیرید و از انها غافل نشوید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روانشناسی بالینی

    اشكان 1991

    سلام و عرض ادب دارم خدمت مشاورین محترم. بنده 27 سالمه و مدت چند سالیه كه عاشق یه خانومی هستم و باهم در ارتباطیم. اما تو یك سال گذشته چند بار كاملا ارتباطشو با من قطع كرده و هر بار خودش برمیگرده و دوباره رابطه مون شروع میشه. واقعا موندم چیكار كنم خیلی دوسش دارم هروقت برمیگرده توانایی "نه" گفتن ندارم! اما بعد از مدتی كه برمیگرده آنچنان تحقیرم میكنه انگار اضافی هستم تو زندگیش بطوریكه میگم دفعه بعد جوابشو نمیدم و ردش میكنم، خیلی بهم سخت میگذره، بخاطر همین رفتارشم نتونستم با خانواده م دوست داشتنشو در میان بذارم. لطفا راهنمایی بفرمایید ممنون میشم.

    سلام.شما ترس از تنها ماندن دارید.باید روی اعتماد به نفس‌تان كار كنید.ایشان هم مشكلات خاص خودشان را دارند.اگر تمام موارد شما مورد پسند ایشان باشد نمی‌روند و بعد برگردند.اما چون هر دفعه در برگشت مورد استقبال شما قرار گرفته‌اند می‌دانند بالاخره جایگاهی دارند و این رفتارشان تقویت می‌شود.با افزایش اعتماد به نفس ،‌قدرت "نه" گفتن را هم یاد خواهید گرفت.پس تغییر این رویه به شما بستگی دارد كه چگونه برخورد كنید. چون هر رفتاری علتی دارد و بهترین راه ادامه رفتار، تقویت آن است. تمرین كنید تا رفتارتان عوض شود.از ترس تنها ماندن ،‌تصمیمات اشتباه نگیرید.احساسات واقعی خودتان را بشناسید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    سولماز

    سلام 20روز از فوت مادر شوهرم میگذره خیلی زن مهربونی بود .الان شوهرم خیلی گریه میكنه و ناراحته ,شوهرم 38سالشه و تو این مدت همه كس او مادرش بوده الان خیلی تنها شده , ما هنوز توی دوران عقدیم میشه بهم راهكار بدین چطوری میتونم كمكش كنم .خیلی ممنون

    سلام.ایشان باید دوران سوگ را سپری كنند و این زمان می برد.شما می توانید درك و همدلی داشته باشید. مانع گریه ایشان نشوید. از شخص فوت شده خاطره تعریف كنید.خیرات بدهید یا كاری كه دوست داشتند را انجام دهید. سر مزار بروید. همسرتان را درك كنید.اگر بدخلقی كردند ناراحت نشوید و دعوا نكنید.همین درك و همدلی بزرگترین كمك به ایشان است. همقدم شوید. دوتا گوش بشوید برای شنیدن بدون اظهارنظر.در همدردی بگویید كه گریه كردن و ابراز ناراحتی منافاتی با قوی بودن و مرد بودن ایشان ندارد.ایشان حق دارند بی تاب باشند. نگویید چون مرد است نباید گریه كند یا زشت است گریه كند و بی تابی خودشان را نشان دهند. فقط گوش باشید برای شنیدن و همپا باشید برای قدم برداشتن.موفق باشید. لیلاكامرانی، كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی