• یاور فرزند معتادتان باشید

    او خودش نیست. کسی دیگر است که پوست او را تن کشیده و می‌خواهد خودش را جای آن آدم دوست‌داشتنی که روزگاری عزیزتان بود جا بزند؛ دستش سنگین شده است، صدایش بلند، حرف‌هایش رکیک، چهره‌اش غمگین و پر از خشم و تنفر.

  • ضرورت توجه به سلامت جنسی

    دلم نمی‌خواهد درباره‌اش حرف بزنم، دلم نمی‌خواهد درباره‌اش کتاب و مجله‌ای بخوانم، اصلا چرا باید درباره این مسائل حرف بزنیم، مگر سوژه قحط است؟ وقتی کاملا تصادفی در جمع دوستان صمیمی و همجنس یا حتی در میان اعضای خیلی نزدیک فامیل، حرفش به میان می‌آید، دلم می‌خواهد بحث را عوض کنم. وقتی مورد خطاب قرار می‌گیرم، از خجالت آب می‌شوم .

  • "کرونا "در کمین زائران ایرانی

    هرچند وزیر بهداشت می‌گوید هنوز هیچ موردی از ابتلا به‌بیماری کرونا در کشور گزارش نشده است، اما از آنجا که عربستان بیشترین شمار مبتلایان به این بیماری را دارد و هنوز عمره‌گذاران ایرانی به این کشور اعزام می‌شوند خطر ابتلای زائران ایرانی به این بیماری و انتقال آن به کشور وجود دارد.

  • بارداری و شیردهی پس از سرطان

    گر سرطان زودتر سراغ خانمی برود و او را در سنین باروری درگیر کند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا آن خانم باز هم می‌تواند لذت مادر‌شدن را تجربه کند و اگر نوزادش به دنیا بیاید، تغذیه کودک چطور خواهد بود؟ آیا مادر به دلیل مشکلاتی که دارد، ناچار است از شیرخشک کمک بگیرد یا با شیر خودش هم می‌تواند کودک را تغذیه کند؟

  • سرطان سینه درمان می شود اگر ...

    مرگ ناشی از سرطان پستان، اکنون در کشور ما همچون دیگر کشورهای دنیا در کمترین میزان نسبت به 40 سال گذشته است. شاید این خبر که براساس یافته‌های آماری به دست آمده، نتواند ترس ناشی از سرطان پستان را در بسیاری از خانم‌ها کم کند، اما تاکیدی است برای معاینات دوره ای و تاثیر آن بردرمان .

  • زنان و کابوسی به نام سرطان سینه

    اولین تصویر در ذهن بیشتر کسانی که نام سرطان پستان را می‌شنوند، زن‌هایی هستند با رنگ پریده و سرهای طاس‌شده از شیمی‌درمانی که تیزی تیغ جراحی و قطع عضو سرطانی را تجربه کرده‌اند، اما در ذهن دکتر لعبت گرانپایه، جراح عمومی که بیش از 15 سال است در حوزه این نوع سرطان، کار و پژوهش می‌کند، سرطان پستان، این همه تلخ نیست.

  • خوراکی هایی که نمی گذارند بخوابیم

    می‌خواهد بخوابد، اما نمی‌تواند. دو سه ساعتی است که بیدار در رختخواب دراز کشیده و به سقف اتاق خیره شده است. گوسفندها را یکی‌یکی می‌شمرد، عددها در هم گم می‌شود و دوباره از اول شروع می‌کند؛ اما فایده‌ای ندارد، حتی اگر ده گله گوسفند هم بشمارد باز هم خواب به چشم‌هایش نخواهد آمد.

  • مطلقه ها نگذارند افسرده شوند

    یک روانپزشک با اشاره به اینکه افسردگی در افراد بیوه و طلاق گرفته نسبت به افراد متاهل بیشتر است، گفت: برقراری رابطه سازنده با دیگران در محیط کار، خانه و محل تحصیل یکی از عوامل تاثیرگذار در ایجاد بهداشت روانی افراد است که نباید آن را نادیده گرفت..

  • مسمومیت با قارچ های صحرایی

    محققان می‌گویند قارچ، گیاهی منحصر به فرد است که با هیچ یک از گیاهان دیگر قابل قیاس نیست و مشخصات مخصوص به خود را دارد. قارچ ریشه، برگ و گل ندارد.

  • تصاویر دلبندان شما

    محمد حسین بختیاری

  • مشاوره

    علی

    سلام خانم كامرانی. ممنون از وقتی كه برای خوانندگان سایت میگذارید و احترامی كه برای ما قائل میشید. سوال من در مورد مادرم هست. مادر من حدود 3 سال هست كه بازنشست شدند(معلم بودند) و تقریبا با فاصله چند ماه هم مادرشونو از دست دادن. چندوقتی هست كه تحت نظر روانپزشك هست و از بیماری افسردگی رنج میبره. همچنین از سال ها قبل دچار وسواس بود چه وسواس فكری چه وسواس تمیزی. مدل بیماری مادرم جوری هست كه اطرافیانش كه شامل منو برادرم و پدرم هست به شدت تحت فشار هستیم. به علت وسواس فكری اگه كاری رو به ما بگه اون كار حتما باید انجام بشه بی برو برگرد وگرنه گریه میكنه و افسردگیش چندبرابر میشه، با كسی حرف نمیزنه و قیافش جوری میشه كه اگه ببینیش تمام غم های عالم میاد سرت. بطور مثال با اصرار خودش با كلی درد سر خونه ی جدید خریدیم حالا بعد از یكسال به شدت اصرار میكنه كه باید از اینجا بریم چرا كه معتقده حال روحیش توی این خونه بدتر شده. این یه نمونه از صدها مساله ای هست كه مادرم هر از گاهی بهش اصرار میكنه. از طرفی به من و برادرم به شدت وابسته است كه حتی به سختی اجاز میده منو برادرم كه 27 و 32 سالمون هست از خونه بریم بیرون. خیلی با آشنایان و اطرافیانش رفت و امد نداره. بخاطر همین هم راضی نشد من یا برادرم خارج از كشور ادامه تحصیل بدیم. من واقعا با وضعیت مادرم بسیار نگران ایندم هستم چرا كه احتمال بروز مشكل هنگام ازدواج ما وجود داره، یا اگه قصد كار كردن در شهر دیگه ای رو داشته باشیم. ناگفته نمونه با ازدواج كردن ما مشكلی نداره. یكی از دلایلشم این هست كه فكر میكنه عروس بیاره یكم سرش گرم میشه. سوال من از شما اینه كه مدل رفتاری ما باید باهاش چه شكلی باشه؟ برادر و پدرم خیلی وقت ها از كوره در میرن و باهاش بحث و جدل میكنن ولی من نه. به همین دلیل به من خیلی بیشتر وابستس. خیلی هم نمیتونن پدر و برادرم رو با خودم همراه كنم. . لطفا منو راهنمایی كنید. در ضمن تحصیلات مادرم لیسانس، پدرم دیپلم و منو برادرم فوق لیسانس هست. سپاس از اینكه وقت با ارزشتون رو در اختیار ما می گذارید.

    سلام.مشكلات مادر شما پیچیده به هم شده‌است.درمان هر كدامشان هم زمان می برد و صبر و ممارست می‌خواهد. شما فقط كافی است مادرتا ن را همین جوری كه هست بپذیرید. البته این پذیرش بسیار سخت اتفاق می افتد .بهترین راه حل این است كه همراه دیگر اعضای خانواده از مشاوره حضوری روان شناس كمك بگیرید. باید با هم همراه شوید.این كه یك نفر فقط این كارارا بكند بی فایده است. رفتارهای مادرتان به بیماریش وابسته است. نمی توان برای ایشان نسخه ای تجویز كرد مگر همراه با دارو و روان درمانی. پس ایشان را بپذیرید و سعی كنید بهترین راه ها را انتخاب كنید.جلسات روان درمانی را هر هفته برای مادرتان در نظر بگیرید و از انها غافل نشوید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روانشناسی بالینی

    اشكان 1991

    سلام و عرض ادب دارم خدمت مشاورین محترم. بنده 27 سالمه و مدت چند سالیه كه عاشق یه خانومی هستم و باهم در ارتباطیم. اما تو یك سال گذشته چند بار كاملا ارتباطشو با من قطع كرده و هر بار خودش برمیگرده و دوباره رابطه مون شروع میشه. واقعا موندم چیكار كنم خیلی دوسش دارم هروقت برمیگرده توانایی "نه" گفتن ندارم! اما بعد از مدتی كه برمیگرده آنچنان تحقیرم میكنه انگار اضافی هستم تو زندگیش بطوریكه میگم دفعه بعد جوابشو نمیدم و ردش میكنم، خیلی بهم سخت میگذره، بخاطر همین رفتارشم نتونستم با خانواده م دوست داشتنشو در میان بذارم. لطفا راهنمایی بفرمایید ممنون میشم.

    سلام.شما ترس از تنها ماندن دارید.باید روی اعتماد به نفس‌تان كار كنید.ایشان هم مشكلات خاص خودشان را دارند.اگر تمام موارد شما مورد پسند ایشان باشد نمی‌روند و بعد برگردند.اما چون هر دفعه در برگشت مورد استقبال شما قرار گرفته‌اند می‌دانند بالاخره جایگاهی دارند و این رفتارشان تقویت می‌شود.با افزایش اعتماد به نفس ،‌قدرت "نه" گفتن را هم یاد خواهید گرفت.پس تغییر این رویه به شما بستگی دارد كه چگونه برخورد كنید. چون هر رفتاری علتی دارد و بهترین راه ادامه رفتار، تقویت آن است. تمرین كنید تا رفتارتان عوض شود.از ترس تنها ماندن ،‌تصمیمات اشتباه نگیرید.احساسات واقعی خودتان را بشناسید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    سولماز

    سلام 20روز از فوت مادر شوهرم میگذره خیلی زن مهربونی بود .الان شوهرم خیلی گریه میكنه و ناراحته ,شوهرم 38سالشه و تو این مدت همه كس او مادرش بوده الان خیلی تنها شده , ما هنوز توی دوران عقدیم میشه بهم راهكار بدین چطوری میتونم كمكش كنم .خیلی ممنون

    سلام.ایشان باید دوران سوگ را سپری كنند و این زمان می برد.شما می توانید درك و همدلی داشته باشید. مانع گریه ایشان نشوید. از شخص فوت شده خاطره تعریف كنید.خیرات بدهید یا كاری كه دوست داشتند را انجام دهید. سر مزار بروید. همسرتان را درك كنید.اگر بدخلقی كردند ناراحت نشوید و دعوا نكنید.همین درك و همدلی بزرگترین كمك به ایشان است. همقدم شوید. دوتا گوش بشوید برای شنیدن بدون اظهارنظر.در همدردی بگویید كه گریه كردن و ابراز ناراحتی منافاتی با قوی بودن و مرد بودن ایشان ندارد.ایشان حق دارند بی تاب باشند. نگویید چون مرد است نباید گریه كند یا زشت است گریه كند و بی تابی خودشان را نشان دهند. فقط گوش باشید برای شنیدن و همپا باشید برای قدم برداشتن.موفق باشید. لیلاكامرانی، كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی