• ۵+۱ میانبر برای خلاصی از دعواهای زناشویی

    روان‌شناسان معاصر می‌گویند خانواده یک «سیستم» است. سیستم‌‌ همان طور که می‌دانید مجموعه‌ای از چند عامل است که روی هم تأثیر متقابل می‌گذارند. برای اینکه راحت‌تر از پیش بتوانید دعواهای زناشویی خود را مدیریت کنید، ۱+۵ میانبر وجود دارد که در ادامه مطلب می‌خوانید.

  • آشنایی با قوانین حقوقی حضانت کودک

    متأسفانه با بالا رفتن آمار طلاق یکی از مسائل مهمی که بسیاری از زن و شوهر‌ها پس از طلاق با آن روبرو می‌شوند، مسأله حضانت کودک است. هر یک از طرفین می‌خواهند این یادگار مشترک زندگی شکست خورده را پیش خود نگه دارند تا شاید با مهر و علاقه این کودک بتوانند درد‌ها و رنجهای جدایی را زود‌تر فراموش کنند. برای آن‌ها جدایی همزمان از همسر و فرزند دردناک‌ترین خاطره زندگی است که هرگز نمی‌توانند با آن کنار بیایند و برای همین تلاش می‌کنند پس از جدایی از جدایی از فرزند جلوگیری کنند و حضانت را به عهده گیرند. با توجه به اهمیت موضوع، در مقاله زیر به بررسی این موضوع می‌پردازیم.

  • چرا به مشاوره نیاز داریم؟

    مدت‌هاست با مشکلی دست و پنجه نرم می‌کنید، راه‌حل‌های مختلفی به نظرتان می‌رسد. اما نهایتا می‌دانید باید با کسی حرف بزنید و از او مشورت بگیرید. همه افراد آشنا را از نظر می‌گذرانید اما هر بار دچار شک و تردید می​شوید و بالاخره تصمیم می گیرید به سراغ یک مشاور بروید. وقتی وارد دفتر کارش می شوید و روبه‌روی او می‌نشینید مثل بیشتر افرادی که قبل از شما مراجعه کرده‌اند در اولین جمله می‌گویید «مطمئن نیستم که به مشاوره نیاز دارم یا خیر اما...»

  • ۱۰ پرسش درباره مشاوره

    امروزه با وجود اطلاع‌رسانی مداوم مطبوعات، رادیو و تلویزیون و آگاهی نسبی خانواده‌ها درباره نقش علم روانشناسی و مشاوره در زندگی، هنوز هم بسیاری از مردم سوالاتی در این مورد دارند. چنانچه شما هم در این مورد دچار شک و تردید هستید، شاید با دانستن پاسخ پرسش‌های ادامه مطلب، به رفتن نزد مشاور برای حل مشکلاتتان در صورت نیاز، راغب‌تر شوید.

  • چگونه فردی خلاق شویم؟

    با به کارگیری اصولی که دراین نوشتار برای شما شرح می‌دهیم می‌تـوانـیـد یـک تـجارت بزرگ و بی‌نقص راه اندازید. ما متاسفانه ذهن خود را به انجام این امور عادت نداده‌ایم. این امر سبب می‌شود تـا توانایی خـود را بـرای دامـن دادن بـه تـصورات و تخیلات از دست داده و در نـتـیـجه قـدرت تـخـیـل خـود را به کار نگیریم. به همین دلیل فرصتهای بی‌شماری را به آسانی از دست می‌دهیم.

  • چرا حرفی برای گفتن نداریم؟

    همیشه می‌گوییم برای داشتن ارتباط بهتر چه کارهایی را انجام بدهیم و چه کارهایی را نکنیم. اما گاهی آن‌قدر بین همسران فاصله ایجاد می‌شود یا آن‌قدر غرق مشکلات روزمره زندگی می‌شوند که حرفی برای گفتن پیدا نمی‌کنند. آن‌ها زندگی‌شان پر شده از سکوت و دیگر هیجانی برای صحبت‌کردن با هم ندارند. به نظرتان در چنین وضعیتی چه باید کرد؟

  • توصیه‌هایی برای شرکت درکلاسهای ورزشی

    یکی ازنیازهای بشرامروزی نیاز به حرکت است که لازمهٔ حیات وتندرستی می‌باشد. کودکان، نوجوان، معلولین، بیماران شاخه‌های مختلف، زنان ومردان در هر رده سنی همه وهمه به نوعی به انجام ورزشی فعالیتی است ناظربرهدفی خاص که اجرای آن موجب افزایش قابلیت‌های گوناگون ازجمله قابلیت ذهنی، جسمی، روانی وشخصیتی درفرد می‌گردد وازاین روبسیار حائزاهمیت است، چراکه نداشتن جسم سالم وروح پرنشاط، موجب عدم موفقیت درتمامی شاخه‌های زندگی می‌گردد.

  • هوشیار باش و ریسک پذیر

    در بین ما همیشه کسانی هستند که وقتی پای صحبتشان می‌نشینیم، گهگاه به کارهای نکرده دیروزشان گریزی می‌زنند و با افسوس، از کارهایی می‌گویند که اگر در گذشته انجام می‌دادند امروز ثروتمند می‌شدند؛ از نخریدن آن تکه زمین در گوشه دورافتاده شهر که امروز ارزشی چندین برابر یافته تا فرصت سرمایه‌گذاری‌های کوچک و بزرگی که در طول زندگی از دست داده‌اند.

  • اگر مستاجر ملک را تخلیه نکرد چه کنیم؟

    یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که در پایان قرارداد اجاره ممکن است، پیش بیاید تخلیه نکردن ملک توسط مستاجر است. قانون در این خصوص برای موجر چاره‌ای اندیشیده که حق خود را از مستاجری که قانون را زیر پاگذاشته، بگیرد. اجاره یک قرارداد موقت است. تعیین زمان یکی از شرایط صحت این قرارداد محسوب می‌شود و اگر مدت برای آن تعیین نشده باشد این قرارداد اعتبار نخواهد داشت.

  • تصاویر دلبندان شما

    محمد حسین بختیاری

  • مشاوره

    .

    سلام من یه مشكل خیلی بزرگ دارم كه نمیتونم حلش كنم احتیاج به مشاوره دارم ولی مشكلم خصوصیه من به هیچ روانشناس ودكتری دسترسی ندارم میتونید كمكم كنید؟

    سلام.مشكل تان را با ادرس ایمیل بنویسید.در ضمن می توانید از نام مستعار یا حتی بدون نام بنویسید كه خیالتان راحت باشد كسی شما را نخواهد شناخت.

    بابك

    سلام.برادر من 37ساله است.با دختری به واسطه خانواده اشنا شده كه تقربا شناخته شده است.اما اختلاف سن دوسال دارند كه دختر بزرگتر است.این باعث دلخوری خانواده من شده است اما برادرم راضی است.چه كمكی می توانم به او بكنم.

    سلام.ما در ازدواج عادت داریم عرف و سنت را مخلوط كنیم و همراه قوانین نانوشته،‌حكم صادر كنیم. در صورتی كه در هر قانون علمی هم استثنایی وجود دارد. خوشبختانه رابطه این دو نفر خوب شكل گرفته است ،‌یعنی خانواده ها همدیگر را می‌شناسند و كم و بیش با خلق و خوی هم آشنایند.این خود نكته بسیار مهمی است. در تمام این مراحل سن دختر تاثیری بر رفتار او نداشته ،‌یعنی به چشم نمی‌آمده ؛‌اما حالا كه كار پیش رفته ناگهان سن مهم شده است؟ بهتر است دختر و پسر با هم زیاد رفت و آمد كنند و ببینند احساسشان در لحظاتی كه با هم هستند چیست.مثلا در خیابان راه می‌روند آیا از نگاه دیگران ناراحت می‌شوند یا پسر خوشش نمی‌آید كسی متوجه بزرگ بودن دختر شود؟و...گاهی ظاهر اصلا نشان نمی‌دهد كه اختلاف سن معكوس وجود دارد. اما سن فقط یكی از فاكتورهای تاثیرگذار در ازدواج است.بقیه موارد نمی‌تواند فدای یكی شود.توصیه اكید می‌كنم آشنایی و رفت و آمد دو خانواده بدون مراسم رسمی،‌به شكل عادی ادامه یابد. حتما به مشاور پیش از ازدواج مراجعه كنند.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    نفس 35ساله ا زهمدان

    با سلام و پاسخ های خوبتون من مادر شوهری دارم كه درهیچكدام از برنامه های خانواده ما مثل عروسی خواهرم، نامزدی ، حتی تولد فرزندم ،مكه رفتن پدر و مادرم و حتی هیچ كدام ازخدای نكرده مثل فوت اقوام از جمله مادربزرگم شركت نمیكنه. همیشه بهانه داره كه یه جاش درد گرفته، مریض شده یا نمیتونه بیاد. حتی زنگ هم نمیزنه كه عذر خواهی كنه. خیلی لطف كنه فقط بعضی وقتها اجازه شركت پدر شوهرم را می دهد آن هم كم ...من خیلی ناراحتم چون من و خانواده ام برعكس آنها د ربیشترمراسم شركت می كنیم مادرم معتقده نباید مثل اونها بد باشیم و اهمیت نده؟اما من نمیتونم خوب جایی میری هیچ وقت نیستن. آدم پیش فامیل، مهمونا و دوستان ضایع میشه. همیشه میگن فلانی نیست. نیومده با طعنه گاهی از من می پرسن؟به شوهرم میگم بگو به مادرت زیر بار نمیره جواب میده نیان مهم نیست اونها هم مردن نرو. خواهرم عروسی كرد نیا؟اینم از جواب پسرشون ...من فكر میكنم حسوده و چشم دیدن نداره چون خانواده ما خیلی شهرت دارن و همه موفق و تحصیلات خوب ازجمله خواهرم اولین دختر بودتو فامیل رفته خارج از كشور تحصیل كنه(كه اینقدرما خودمون رو نمیگیریم مادرم اینقدر فروتن كه اونا براشون مهم شده و حرص می خورن) حتی تا الان كه چند سال گذشته یك بار به من نگفته خواهرت خوبه یا تبریك بگه...من خیلی اذیت میشم از رفتارهاشون با وجود هرچی احترام بازم بی احترامی خیلی ناراحتم...چكاركنم؟جالبه یه عروس دیگه داره كه خانوادشون روستایی و خیلی با خانواده ما فرق دارن. برای همه برنامه اونها خودشو میرسونه و به ما زنگ میزنه كه اونجا هستن و اینا تا لج منو در بیاره من نمیدونم واقعا علتش چیه؟خواهش میكنم با پاسخ خوبتون منو كمك كنید .و نكته دیگه اینكه مثلا مكه رفتن سوغات نیاورد گفت قدیمی شده اما ما رفتیم مشهد به پرش زنگ میزنه كه چرا سوغات نیاوردین؟معترض هم هست نمی تونستید یه كادو بخرین اخه بااین آدم چطور میشه كناراومد؟بعضی وقتها میگم طلاق بگیرم تا كلا راحت بشم . مگه آدم چقدر میتونه بی احترامی رو تحمل كنه؟چقدر به خودت و خانواده ات توهین كنن. مگه شوهر چیه ؟آدم تو خونه پدر و مادرش زندگی می كنه و بی منت .ازدواج میكنی كه كامل تر بشی با خانواده های بیشترارتباط بگیری نه اینكه تحقیر بشی و همه اش از زندگی حرص بخوری و ناراحتی.

    سلام. شما مشكلات بزرگی دارید و آن هم این‌كه دیگران را آن‌طور كه هستند نمی‌پذیرید،‌به جای دیگران فكر می‌كنید،‌تصمیم می‌گیرید و عمل می‌كنید.زندگی‌تان را به افكار منفی سپرده‌اید.قضاوت دیگران برایتان مهم‌تر از زندگی‌تان شده‌است و...اگر در خودتان این مشكلات را حل كنید این مسأله كه عنوان كرده‌اید هم حل می‌شود. بیایید جور دیگری فكر كنید.شاید زمان ازدواج اتفاقی افتاده و مادرشوهر شما دچار سوءتفاهم شده و ناراحت هستند . برای حل آن ناراحتی، فاصله گرفتن از شما را انتخاب كرده‌اند. شاید اصلا در تربیت و شیوه زندگی‌شان این گونه اند و انسان اهل مراودات نیستند. اما هر ارتباط كوچكی در ارتباط با جاری‌تان را بزرگ‌تر ازخودتان می‌بینید. شاید اصلا توان تقابل و رویارویی با خانواده شما را به هر دلیل ندارند. شاید اصلا این كار برای ایشان مسأله نیست و گمان می‌كنند كار درستی می‌كنند.شاید واقعا در آن زمان كاری داشته‌اند كه نشده بیایند و...دلایل دیگر.اما هر چه هست چرا باید برای شما مهم باشد و چرا باید به گونه‌ای عمل كنید كه برای دیگران هم اهمیت داشته باشد؟ چون قضاوت دیگران برای‌تان مهم است.چون شما برای حرف مردم زندگی می‌كنید و تا زمانی‌كه برای حرف مردم زندگی كنید،‌آنها هم خودشان را دخالت می‌دهند.باید نگاه به زندگی را تغییر دهید.بپذیرید ایشان این گونه است.نباید ایشان را با هیچ كس دیگر مقایسه كنید. هر كسی مسئول كار خود است و برای آن دلیل دارد. مطمئنم میان همین خوانندگان این صفحه هستند كسانی كه مشكل شما را دارند ،‌اما این‌قدر برگش نكرده‌اند.این مختص شما نیست.مگر همه فامیل شوهر در مراسم فامیل زن شركت كرده یا می‌كنند یا برعكس؟ما عموما بدون شنیدن و دانستن آن دلیل، حرص می‌خوریم، گریه می‌كنیم ،‌كام اطرافیان را تلخ می‌كنیم و حكم صادر می‌كنیم و قانون وضع می كنیم.یعنی از كاه كوهی بزرگ می سازیم. باید یاد بگیرید ایشان اهل رفت و آمد مدل شما نیستند.ایشان مدل خودشان هستند.همان‌طور كه شما مثل دیگری نیستید.اگر نمی‌آیند دلیل نمی‌شود شما خجالت بكشید.به راحتی بگویید ایشان این گونه راحت ترند و من هم پذیرفته و بهشان احترام می‌گذارم. مگر در كاری به خاطر حضور نداشتن ایشان لنگ زده‌اید؟همسرتان مادرش را همین شكلی پذیرفته است و راحت برخورد می‌كنند اما برای شما این اتفاق نیفتاده‌است. جالب است مادرشوهرتان یك رویه رفتاری داشته‌اند و شما هنوز درگیر این رویه هستید.پس اشكال در شماست نه ایشان. نكته دیگر این‌كه جدا شوید به خاطر مادرشوهر.آیا این حرف به نظرتان عاقلانه است. پیش خودتان و در تنهایی فكر كنید و تجسم كنید در محضر قاضی هستید و علت را می‌پرسند.می‌گویید همه زندگی من خوب است و مشكلم مادرشوهرم است كه در مراسم خواهر من شركت نكرده است. فكر می‌كنید جماعت آنجا چه واكنشی نشان دهند و چند نفر به شما حق بدهند. اینجاست كه می‌گویم حرف دیگران و قضاوتشان برای شما آن قدر اهمیت دارد كه حاضرید زندگی مشتركتان را با همه خوبی‌هایش رها كنید و فرزندتان را گرفتار مشكلات جدید كنید. توصیه اكید من مراجعه به روا‌ن‌شناس است تا باورهای مركزی اشتباهی كه در شما شكل گرفته است تغییر كنند. قوانین نانوشته‌ای كه برای خودتان وضع كرده‌اید را درست كنید.تا این مسائل برایتان حل نشود همیشه در زندگی درگیر موضوعات ساده ولی از نظر شما پیچیده خواهید بود. موفق باشید. لیلاكامرانی، كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی