• بلوغ ؛دورانی حساس در زندگی پسران

    بلوغ در پسران و دختران در اثر مجموعه ای از تغییرات هورمونی است که در سطح مغز، هیپوفیز، غده فوق کلیه و در نهایت غده های جنسی شامل بیضه ها و تخمدان ها ایجاد می شود. نخستین علامت بلوغ در پسران بزرگ شدن بیضه هاست و در ادامه بزرگ شدن عضو تناسلی و رویش موهای زهار خواهد بود. این تغییرات از 10 سالگی به بعد کم کم شروع می شود، ولی در 12 تا 15 سالگی کاملا نمایان می شود.

  • برزخ بلوغ درنوجوانان

    «چقدر گیر می‌دی؟»، «من دیگه بچه نیستم!»، «دلم می‌خواد... اصلا به شماها چه؟» و... اگر فرزند شما، دهمین بهار زندگی را گذرانده، اگر دختر یا پسرتان نه کودک بازیگوش است و نه آنقدر بزرگ شده که صلاح خود را بشناسد، اگر گاهی کمی خودسر به نظر می‌رسد و گاهی کودکانه به شما ابراز وابستگی می‌کند، بدانید او به مرحله جدیدی در زندگی قدم گذاشته است.

  • ضرورت توجه به سلامت جنسی

    دلم نمی‌خواهد درباره‌اش حرف بزنم، دلم نمی‌خواهد درباره‌اش کتاب و مجله‌ای بخوانم، اصلا چرا باید درباره این مسائل حرف بزنیم، مگر سوژه قحط است؟ وقتی کاملا تصادفی در جمع دوستان صمیمی و همجنس یا حتی در میان اعضای خیلی نزدیک فامیل، حرفش به میان می‌آید، دلم می‌خواهد بحث را عوض کنم. وقتی مورد خطاب قرار می‌گیرم، از خجالت آب می‌شوم .

  • تجرد یعنی زندگی بدون عشق

    پسر و دخترهای زیادی را اطراف خود می‌بینیم که تنهایی اختیار کرده‌اند و به این انتخاب خود ولو در ظاهر می‌بالند و آن را به زعم خود درست و عاقلانه‌ می‌دانند، از نگاه آنان تشکیل خانواده، پذیرش مسئولیت و تعهد است که راه‌های پیشرفت را روی آنها می‌بندند.

  • چه کسانی خانه مجردی دارند؟

    اگر می‌خواهید بدانید چه کسانی مشتری خانه‌های مجردی هستند، خوب است بدانید این روزها خانه‌های مجردی دیگر فقط مخصوص مجردها نیست و برخلاف اسمش، خیلی از آقایان متأهل هم طرفدار چنین خانه‌هایی شده‌اند. به طوری که اگر شرایط مالی‌شان اجازه دهد، به دور از چشم خانواده برای خودشان یکی از این خانه‌ها را می‌خرند یا اجاره می‌کنند.

  • مونس تنهایی نشوید

    قدیمی‌ها معتقد بودند: «زتنهایی، بلا خیزد». براساس همین مثل، زندگی‌های سنتی گذشته اغلب جمعی و شلوغ و پرسروصدا بوده‌اند و والدین ایرانی، فرزندان جوان و حتی میانسال خود را تا زمانی که سروسامانی نگرفته و قدم به یک زندگی تازه و مشترک نگذاشته بودند، از خود جدا نمی‌کردند و چه‌بسا که پس از آغاز زندگی مشترک نیز همچنان در کنار آنها در یک خانه روزگار می‌گذراندند

  • اختلال در زندگی زناشویی

    به عقیده بسیاری از کارشناسان ​، مشکلات جنسی بخش تاریک زندگی زناشویی است. متاسفانه شرم و حیایی که برخاسته از فرهنگ ماست و​​ نداشتن آگاهی همسران از الگوهای ارتباطی مناسب موجب شده است تا بسیاری از زوج‌ها از مشکلات جنسی رنج ببرند.​

  • به پرسش‌های جنسی کودک پاسخ دهید

    بعضی‌ها از وقتی در نقش پدر و مادر قرار می‌گیرند، جرات و جسارت پاسخ به سوالات جنسی کودک‌شان را ندارند. این والدین بر این باورند که پاسخ به این سوالات از موقعیت و جایگاه والد بودنشان می‌کاهد و چشم و گوش بچه‌ها را باز و آنها را گستاخ می‌کند.

  • شادابی را صید کنید

    چیزهایی که می‌خورید می‌تواند به زیباتر شدن شما کمک کند. برنامه زیبایی خود را با صبحانه، ناهار و شام آغاز و با داشتن برنامه غذایی صحیح به سلامتی و شادابی خود کمک کنید .

  • چرا زن و شوهرها با هم حرف نمی زنند؟

    این روزها میزان صحبت کردن زن وشوهر ها با یکدیگر در محیط خانه به پایین ترین حد رسیده است و معمولا هر کدام کنار هم ولی از هم دورند و هر یک به کار خویش مشغولند که به باور کارشناسان این پدیده علت گوناگون دارد.

  • تصاویر دلبندان شما

    مریم طاهری

  • مشاوره

    طالبی

    بابا این بخش كپك زد ، آخرین مطلب مال 10 فروردین بود ، تقریباً 3 ماه پیش ، این خیلللللللیه ، اگه قرار نیست این بخش فعال باشه خوب جاش رو به موضوع دیگه ای بدید ، بخش به این مهمی اینقدر غیر فعاله كه آدم اصلا دست و دلش نمیره رو این بخش كلیك كنه

    سلام.بعضی مسائل را نمی‌توان عمومی مطرح كرد.بنابراین از طریق ایمیل پاسخ داده می‌شود و روی سایت دیده نمی‌شود. هر چه سوالات قابل مطرح شدن بیشتر باشد، خواندنی های شما بیشتر می‌شود.موفق باشید.

    ازادی

    سوالات فلسفی زیاد ذهنی نشاندهنده افسردگی است؟چطور میشه كمش كرد؟

    سلام. هیچ تحقیق علمی وجود ندارد كه سوالات زیاد فلسفی را نشانه افسردگی بداند. افسردگی نشانه‌های متفاوتی دارد. بهتر است در پی پاسخ سوالات خودتان از متخصص مربوط باشید و همین باعث می‌شود از تعداد سوالات كم شود. سوال باعث متفكر شدن شخص می‌شود و همین ممكن است آرامش و كم صحبتی فرد را در پی داشته باشد ؛‌اما این شخص افسرده نیست.پس باید این موضوعات را تفكیك كنید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    ارغوان

    باسلام خدمت شما .خانمی 31 ساله هستم 8ساله كه ازدواج كردم پیش ازین بارها ازتون بابت مشكلات عدیده ای ك داشتم راهكار گرفتم و صد البته كه نتیجه مثبت هم گرفتم و بسیارازتون سپاسگذارم.بحرانی كه الان دارم تجربه ش میكنم هیچ اطلاعی ندارم كه حتی چطوربایدهضمش كنم .همسرم مدتیه نسبت ب موضوعات دینی مذهبی كاملا بی عقیده شدن گرچه قبلا هم خیلی مقیدنبودن روزه كم و بیش اما نمازشونو میخوندن. سه سالیه كه حتی یك ركعت هم نخوندن و گاهی به من هم كه تاخیردارم به تمسخر میگن چجور مسلمونی هستی كه هنوز نمازتو نخوندی ویا به حجاب من اهمیت میدن و من واقعا متعجب از رفتاراشون هستم.تازگیا عنوان میكنن كه دین اسلام رو هم قبول ندارن حتی به مزاح میگن مسیحی هستم و من هم كه ازشون توضیح میخام میگه فقط خدارو قبول دارم امامسلمون نیستم.من مطمعنم كه دین دیگه ای ندارن نمیدونم واقعا توی جوی از همكاران یا دوستانشون توی فضای مجازی یا محل كارشون قرار گرفتن و اونا تاثیر گذاشتن (گرچه با استقلال شخصیتی كه ازشون سراغ دارم بعید میدونم با 35 سال سن كسی بتونه عقاید دینی شون رو دچار تزلزل بكنه) یا اینكه خودشون با توجه به یاسها و ناامیدیهای مداوم به این نتیجه رسیدن.ضمنا لازم میدونم اینو هم خدمتتون بگم كه ایشون خانواده ای كاملا مذهبی دارن كه حتی نمازاشون قضا نمیشه و از سمت اونام هی بهشون تذكر داده میشه كه نمازتوبخون.ممنون میشم راهنمایی كنید نحوه برخوردم باایشون در برابربازگو كردنشون تو این مسائل باید چطور باشه و چه واكنشی نشون بدم .

    سلام. آدمی در زندگی می‌تواند چرخش‌های مذهبی متفاوت را بگذراند. با توجه به شرایط و روحیات و اتفاقات،‌حال متغیر می‌شود و بر خیلی چیزها تاثیر می‌گذارد.این تغییر و تحول را تایید نمی‌كنم،‌چون اگر شناخت انسان از خودش و تمایلاتش كافی باشد نیاز به این همه دگرگونی ندارد. به هر روی همسرتان در پی خشمی یا دلخوری از موضوعی ،‌رویه خود را تغییر داده‌اند.بهتر است باایشان در خصوص این موضوع مشاجره نكنید.تذكر ندهید.فقط كافی است بگویید من اینگونه‌ام و چنین شرایطی را دوست دارم. خودتان به عقایدتان بپردازید و سعی كنید الگوی مناسبی شوید.نیاز نیست به كلام بیاورید.عملی نشان دهید همان كه هستید و تاثیرات مثبت عقایدتان را در زندگی. عموما كسانی كه چرخش داشته‌اند مجدد به اصل خودشان بازگشته‌اند. اگر از شما ایراد می‌گیرند احتمالا در پی ایراد گرفتن شماست.توجه نكنید و كل‌كل نكنید. بیشتر با افرادی ارتباط داشته باشید كه تاثیر مثبت بر ایشان دارند. سعی كنید تحت هیچ شرایطی معلم دینی ایشان نشوید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی