• مهم‌ترین اختلالات جنسی در خانم‌ها

    اختلالات جنسی در زنان بسیار پیچیده بوده و درمان صحیح نیازمند تشخیص صحیح است. این اختلالات دارای انواع مختلف است، ولی می‌تواند دارای دو منشا عضوی یا ارگانیک و روحی روانی یا سایکوژنیک باشد. البته ما نباید هر اختلالی را در زنان به مسائل روحی - روانی نسبت دهیم، گرچه مشکلات روانی به عنوان منشا اختلالات جنسی در زنان خیلی پررنگ‌تر از مردان است.

  • ارتباط مصرف «کاهو» با قوای جنسی !

    کاهو، صاف‌کننده خون است و خون صالح رقیق تولید می‌کند که بهتر از خون تولید شده از سبزیجات دیگر است,کاهو خواب آور خوبی است, خوردن کاهو با سرکه، اشتها را برمی‌انگیزد‌ اما زیاده‌روی در مصرف آن برای قوای جنسی زیان‌آور است.

  • آزواسپرمی درمان می‌شود؟

    علت ناباروری مردان، اختلال در کمیت یا کیفیت اسپرم هاست. متاسفانه در تعدادی از مردان نابارور، تعداد اسپرم‌ها صفر است که به آن آزواسپرمی گفته می‌شود. این مردان به اقدامات تشخیصی و درمانی خاصی نیاز دارند و بسیاری از آنها نیز با اقدامات درمانی مناسب بچه‌دار می‌شوند. بد نیست بدانید اسپرمی که در بیضه تولید می‌شود از دو لوله اصلی عبور می‌کند، ابتدا وارد لوله‌ای به نام اپیدیدیم می‌شود که در انتها به لوله منی برمی‌گردد.

  • دستگاه تناسلی مبهم؛ از تشخیص تا درمان

    دستگاه تناسلی مبهم در جنینی که از نظر ژنتیک دختر است به دلایل مختلفی اتفاق می‌افتد. مثلا پرکاری مادرزادی غده فوق کلیه که در آن مقادیر زیادی هورمون مردانه تولید و باعث دستگاه تناسلی مبهم در نوزاد دختر می‌شود.

  • زرده تخم‌مرغ، مقوی قلب و محرک نیروی جنسی

    زرده تخم‌مرغ مقوی قلب و مغز است همچنین سبب تقویت نیروی جنسی می‌شود؛ تخم‌مرغی که زیاد جوشانده شود دیرهضم می‌شود و مناسب‌ترین، زودهضم‌ترین و خون‌سازترین شکل پخت تخم‌مرغ به‌صورت نیم‌برشت است.

  • دستگاه تناسلی مبهم یعنی چه؟

    اختلال در تکامل جنسی، یکی از مشکل‌ترین مواردی است که پزشک با آن مواجهه می‌شود. اختلال در تکامل جنسی، سبب ابهام دستگاه تناسلی خارجی موقع تولد می‌شود، طوری که جنس بچه (پسر یا دختر بودن) براحتی قابل تشخیص نیست.

  • ختنه، یک جراحی ساده نیست

    خیلی از پدر و مادرها، ختنه را یک عمل سرپایی و کم اهمیت می‌دانند؛ در حالی که امروزه والدین زیادی به مطب‌ها مراجعه می‌کنند، چون به علت ختنه نامناسب، فرزند آنها دچار مشکل در شکل آلت تناسلی شده است حتی مردان بالغ زیادی برای اصلاح عوارض ناشی از ختنه نامناسب به مطب متخصصان می‌روند، چراکه برای ختنه کردن از روش استاندارد استفاده نمی‌شود و در تعداد قابل ملاحظه‌ای از موارد، ختنه را افراد فاقد شرایط لازم انجام می‌دهند.

  • درد در بیضه‌ها نشانه چیست؟

    سرطان پروستات یک بیماری بالقوه شدید است، زیرا بدخیم است. بنا به گزارش آژانس بین المللی سرطان، از هر 7 مرد در انگلیس یک نفر با سرطان پروستات دست و پنجه نرم کرده و حدود 47هزار مرد هر سال به این بیماری نیز مبتلا می‌شوند. سرطان پروستات دومین سرطان شایع در جهان و ششمین سرطان منجر به مرگ در بین مردان جهان است. داده‌های مطالعاتی نشان می‌دهد شمار نمونه‌های مبتلا به این سرطان تا سال ۲۰۲۰ دو برابر خواهد شد.

  • آیا سرطان بیضه درمان‌پذیر است؟

    سرطان بیضه یکی از سرطان‌های نسبتا شایع در مردان بوده و از هر 250 مرد یک نفر در طول زندگی مبتلا به این سرطان می‌شود و شایع‌ترین علامت آن، وجود یک توده بدون درد داخل نسج بیضه است.

  • تصاویر دلبندان شما

    مریم طاهری

  • مشاوره

    كارمند

    الان مخاطب من خانم ارغوان هستند ، منم مثل شما كارمند هستم و مشاور هم نیستم ، از دید فردی كه حدود 22 سال سابقه كار داره و دیگه مدتهاست تو این اجتماع با مردم سر و كله میزنه باید بگم كه شما هم مثل یك مرد در این جامعه كار می كنید ، نون درمیارید ، با مردم سر و كله میزنید و... چرا همش از موضع ضعف به خودتون نگاه می كنید ، چرا اعتماد به نفس ندارید ؟ اگه در محیط جدید شما آقا هست و همسرتون به شما مرتب تذكر میده احتمالاً اونجا خانوم هم هست پس درواقع ایشون هم باید مراقب رفتار و گفتارشون باشن . خوبه توی زندگی همه چی متقابل باشه ، حتی اعتماد ، حتی تذكر و راهنمایی . شما روی اعتماد به نفستون بیشتر كار كنید . من رو خواهرتون بدونید چون حدود 14 سالی از شما بزرگتر هستم .

    Nazi

    سلام من نازی هستم 19 سالمه من چند ماهی است كه هیچ انگیزه ای برای زندگیم ندارم مادر و پدرم جدااز هم زندگی میكنن و من و خواهر كوچیكم با مادرم زندگی میكنیم.از شرایطم راضی نیستم همش یه گوشه میشینم و بعضی وقتا اینقد دلم میگیره كه گری میكنم من ورزشكارم ولی دیگه دوست ندارم رشتمو ادامه بدم هیچی خوشحالم نمیكنه حوصله هیشكی رو ندارم دوست ندارم با كسی ارتباطی داشته باشم به مادرم میگم افسرده شدم مسخرم میكنه و میگه داری تلقین میكنی و ... چیكار كنم خستم ...

    سلام.گاهی بی ‌حوصله می‌شویم و آن شادابی و فعالیت گذشته را نداریم.اما این نامش افسردگی نیست.هرچند در جامعه به هر خُلق پایینی برچسب افسردگی می‌زنند.پس شما افسرده نیستید.افسرده فاكتورها و نشانه‌های مخصوص به خودش را دارد.بزرگترین دلیل حرفم ،‌كمك خواستن شماست كه اقدام كرده‌اید برای مشاوره و این خیلی خوب‌است. اما شما نارحتید كه مثل چند وقت پیش خودتان نیستید كه باید علتش پیدا شود .خودتان باید یكی‌یكی بررسی كنید.آیا تصمیم داشته اید كه به نتیجه نرسیده‌اید؟ آیا بتازگی بحثی با كسی داشته‌اید درباره هستی و وجود و زندگی؟ آیا تصمیمی دارید كه گمان می‌كنید ناتوانید در رسیدن به آن؟ آیا ریتم زندگی‌تان تغییری داشته‌است؟ آیا از اطرافیانتان كسی باعث برانگیختن حسادت شما شده‌است؟و... گاهی ساده‌ترین و بی‌ارزش‌ترین علت از نظر دیگران و حتی خودمان،‌می‌تواند ما را خموده و ناراحت و رنجیده كند.شما ورزشكار هستید و موفق بوده‌اید پس خیلی ارتباطی به جدایی والدین‌تان ندارد،‌زیرا امروز جدا نشده‌اند و در جدایی آنها شما گام‌های موفقیت را برداشته‌اید.پس باید برای تغییر این شرایط برنامه‌ریزی كنید.این را به عنوان تكلیف درمانی بدانید. شما باید در روز قدم بزنید آن هم در آفتاب.حتی نیم ساعتی در آفتاب بنشینید. ورزش روزانه را فراموش نكنید. كار جدیدی را شروع كنید.این كار هر چه می‌تواند باشد مثل رفتن به كلاس هنری،‌درسی،‌ورزشی ،‌غذا دادن به حیوانات،‌رفتن به خیریه‌ای،‌كتاب‌خواندن،‌نوشتن یادداشت‌های روزانه و...به مرور به این فعالیت‌هایتان اضافه كنید.هدف‌های كوچك قابل دسترسی تعیین كنید.هدفی مناسب علاقه‌تان و اینكه شرایط رسیدنش برای شما فراهم باشد.اگر بر این تمرین‌ها استمرار داشته باشید متوجه تغییرات می‌شوید. اما توصیه نهایی و مهم اینكه از مشاوره حضوری بهره ببرید.اجازه دهید روان‌شناس د رجلسات حضوری ریشه ‌یابی كند و سپس برابر با آنها روش درمانی خود را اجرایی كند.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    ارغوان...

    با سلام و عرض ادب .خانمی هستم 30ساله كارمندیكی از ادارات.با همسرم همكار هستیم اما تا الان محل كارمون ازهم جدابود.اخیرا درحال انتقال به اداره ای هستم كه همسرم نیزدراونجا حضور دارند.با وجود اینكه من در ارتباطاتم حد و حدودمو رعایت میكنم اماذهنیت ایشون نسبت به اون محیط منفیه و دائما در حال تذكر دادن به منه كه تو خیلی تجربه نداری اومدی اونجا باید مراعات همه چیو بكنی من اونجا عزت و آبرو دارم اونجا محیطش خوب نیست به كسی باج نده بخاطر ترفیع كار تن به هر خواسته ای نده من اونجا دائما كنترلت میكنم و چپ بری راست بری حواسم بهت هست و ازین موارد ...و از طرفی هم دارم به چشم میبینم كه تموم تلاششو داره میكنه كه من انتقالم انجام بشه اما من با وجود اینكه با انتقالم به اون محیط ارتقا شغلی دارم نگرانی شدیدی نیز دارم چرا كه حاضر نیستم به هییییچ قیمتی حتی یك لحظه رابطه خوبم با همسرم خدشه دار بشه و آرامشمون و از دست بدیم چون اولویت اول زندگیم ارتباطم با همسرمه واینكه بهای سنگینی دادم بخاطر ترمیم ارتباطاتمون.خواستم لطفا راهنماییم كنید بهترین راه حلو .درخواست انتقالو قبول نكنم ؟یا اینكه نحوه برخوردم با ایشون چطور باید باشه ؟نگرانم چالش نداشته باشیم هرروز و مورد مواخذه قرار نگیرم بخاطرمعاشرت باهمكارانم.ممنون میشم مشاوره بدید

    سلام. ایشان تمام دل‌نگرانی‌هایشان را دارند با شما در میان می‌گذارند.چون تا الان در یك محیط نبوده‌اید و حالا قرا است تجربه جدید داشته باشید.در ضمن ایشان فكر می‌كنند نكند تمام حركات و رفتار و سخنان منزل به سركار كشیده شود و آبرویشان پیش دیگر همكاران برود.ایشان تصور می‌كنند اگر آنجا بروید و همكار دیگری به شما نگاه كند ،‌نمی‌تواند خودش را كنترل كند و تاب بیاورد.ایشان فكر می‌كنند نكند شما نسبت به او پیشرفت و موفقیت بیشتری داشته باشید.ایشان فكر می‌كنند نكند پشت سرتان حرف بزنند.ایشان تصور می‌كنند اگر كسی به شما تذكر بدهد و دعوایتان كند ،‌چگونه باید برخورد كند و...ببینید چقدر احتمال و فكر وجود دارد.همین ها باعث دل‌نگرانی و استرس می‌شود. چون اتفاقی جدید و ناشناخته است. در صورتی كه وقتی اتفاق بیفتد اینقدر تبعات نخواهد داشت. شما به مسیر خودتان ادامه دهید.اگر برای ارتقای شغلی‌تان خوب است منتقل شوید؛ من دقیقا نمی‌توانم جای شما تصمیم بگیرم. اگر فكر می‌كنید تغییر زیادی نخواهید داشت،‌ همینجا بمانید.باید سود و زیان این انتخاب را بنویسید.ببینید كدام بهتر است.اگر منتقل شدید بیشتر مراقب باشید. شایدلازم باشد در انتخاب همكار و دوست در محیط جدید دقت بیشتری كنید. سعی كنید حساسیت همسرتان را تحریك نكنید. طبق گفته خودتان مراحل سختی را گذرانده‌اید و به آرامش رسیده‌اید،‌پس حتما می توانید این مرحله را نیز با موفقیت بگذرانید. هر زمان كه مشكلی پیش آمد با همسرتان در آرامش صحبت كنید.شما می‌دانید چگونه‌اید و از درونیات خودتان آگاهید ،‌اما همسرتان به مسائل پیش نیامده می‌اندیشد و برای خودشان داستانسرایی می‌كنند.حق بدهید و خودتان را جای ایشان بگذارید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشدروان‌شناسی بالینی