• مردان دیابتی و اختلالات جنسی

    اختلالات جنسی در مردان، طیف وسیعی دارد. شاید بیش از 20 نوع اختلال جنسی در مردان داشته باشیم، ولی آنچه بیشتر همکاران پزشک با آن سر و کار دارند، سه نوع اختلال جنسی به شرح زیر است.

  • درمان یائسگی در مردان

    هفته گذشته درباره یائسگی در مردان صحبت کردیم و گفتیم، اگر میزان غلظت تستوسترون خون در افراد مسن، کمتر از میزان حداقل آن در افراد جوان باشد، آن را اصطلاحا یائسگی مردانه یا کم کاری غدد جنسی می‌نامند. تشخیص یائسگی در مردان می‌تواند مشکل باشد چون همه علائم یکباره ظاهر نمی‌شوند و بروز علائم تدریجی و در ضمن، شدت علائم متغیر است.

  • مشکلات ناباروری مردان

    یائسگی در زنان یا به اصطلاح علمی آن منوپوز یک پدیده فیزیولوژیک بخوبی شناخته شده‌ای است که همه خانم‌ها آشنایی کاملی با آن دارند، ولی یائسگی در مردان یک فرآیند پیچیده و هنوز مورد بحث و جدل است.

  • «پیرونی» عارضه‌ای قابل درمان

    انحراف آلت تناسلی در مردان در صورتی نیاز به جراحی دارد که در روابط زناشویی مشکل ایجاد کند یا از نظر ظاهری برای زوج‌ها ناراحت‌کننده باشد، اما به خودی خود سبب ناتوانی جنسی و ناباروری نمی‌شود. در صورتی که بیشتر از 30 درجه باشد، نزدیکی مشکل و دردناک خواهد بود.

  • بهبود سلامت جنسی با دو راهکار موثر و کارآمد

    برخورداری از «سلامت جنسی» یکی از حقوق اصلی انسان‌ها شمرده می‌شود و بواسطه اهمیتی که دارد، از چند دهه پیش، در بسیاری از کشورها و حتی کشورهای در حال توسعه، کم و بیش فعالیت‌هایی در این حوزه آغاز شده است.

  • درمان نوعی اختلال جنسی زنانه

    هفته گذشته درباره مهم‌ترین اختلالات جنسی در خانم‌ها صحبت کردیم و گفتیم اختلالات جنسی در خانم‌ها پدیده بسیار پیچیده‌ای بوده و درمان صحیح، نیازمند تشخیص صحیح است. همچنین اختلالات جنسی در خانم‌ها انواع مختلف دارد، ولی می‌تواند دارای دو منشأ عضوی یا ارگانیک و روحی روانی باشد. درباره عملکرد کلیتوریس نیز صحبت و اعلام کردیم مشکلات کلیتوریس، یکی از جدی‌‌ترین چالش‌ها محسوب می‌شود.

  • تصاویر دلبندان شما

    مریم طاهری

  • مشاوره

    كارمند

    الان مخاطب من خانم ارغوان هستند ، منم مثل شما كارمند هستم و مشاور هم نیستم ، از دید فردی كه حدود 22 سال سابقه كار داره و دیگه مدتهاست تو این اجتماع با مردم سر و كله میزنه باید بگم كه شما هم مثل یك مرد در این جامعه كار می كنید ، نون درمیارید ، با مردم سر و كله میزنید و... چرا همش از موضع ضعف به خودتون نگاه می كنید ، چرا اعتماد به نفس ندارید ؟ اگه در محیط جدید شما آقا هست و همسرتون به شما مرتب تذكر میده احتمالاً اونجا خانوم هم هست پس درواقع ایشون هم باید مراقب رفتار و گفتارشون باشن . خوبه توی زندگی همه چی متقابل باشه ، حتی اعتماد ، حتی تذكر و راهنمایی . شما روی اعتماد به نفستون بیشتر كار كنید . من رو خواهرتون بدونید چون حدود 14 سالی از شما بزرگتر هستم .

    Nazi

    سلام من نازی هستم 19 سالمه من چند ماهی است كه هیچ انگیزه ای برای زندگیم ندارم مادر و پدرم جدااز هم زندگی میكنن و من و خواهر كوچیكم با مادرم زندگی میكنیم.از شرایطم راضی نیستم همش یه گوشه میشینم و بعضی وقتا اینقد دلم میگیره كه گری میكنم من ورزشكارم ولی دیگه دوست ندارم رشتمو ادامه بدم هیچی خوشحالم نمیكنه حوصله هیشكی رو ندارم دوست ندارم با كسی ارتباطی داشته باشم به مادرم میگم افسرده شدم مسخرم میكنه و میگه داری تلقین میكنی و ... چیكار كنم خستم ...

    سلام.گاهی بی ‌حوصله می‌شویم و آن شادابی و فعالیت گذشته را نداریم.اما این نامش افسردگی نیست.هرچند در جامعه به هر خُلق پایینی برچسب افسردگی می‌زنند.پس شما افسرده نیستید.افسرده فاكتورها و نشانه‌های مخصوص به خودش را دارد.بزرگترین دلیل حرفم ،‌كمك خواستن شماست كه اقدام كرده‌اید برای مشاوره و این خیلی خوب‌است. اما شما نارحتید كه مثل چند وقت پیش خودتان نیستید كه باید علتش پیدا شود .خودتان باید یكی‌یكی بررسی كنید.آیا تصمیم داشته اید كه به نتیجه نرسیده‌اید؟ آیا بتازگی بحثی با كسی داشته‌اید درباره هستی و وجود و زندگی؟ آیا تصمیمی دارید كه گمان می‌كنید ناتوانید در رسیدن به آن؟ آیا ریتم زندگی‌تان تغییری داشته‌است؟ آیا از اطرافیانتان كسی باعث برانگیختن حسادت شما شده‌است؟و... گاهی ساده‌ترین و بی‌ارزش‌ترین علت از نظر دیگران و حتی خودمان،‌می‌تواند ما را خموده و ناراحت و رنجیده كند.شما ورزشكار هستید و موفق بوده‌اید پس خیلی ارتباطی به جدایی والدین‌تان ندارد،‌زیرا امروز جدا نشده‌اند و در جدایی آنها شما گام‌های موفقیت را برداشته‌اید.پس باید برای تغییر این شرایط برنامه‌ریزی كنید.این را به عنوان تكلیف درمانی بدانید. شما باید در روز قدم بزنید آن هم در آفتاب.حتی نیم ساعتی در آفتاب بنشینید. ورزش روزانه را فراموش نكنید. كار جدیدی را شروع كنید.این كار هر چه می‌تواند باشد مثل رفتن به كلاس هنری،‌درسی،‌ورزشی ،‌غذا دادن به حیوانات،‌رفتن به خیریه‌ای،‌كتاب‌خواندن،‌نوشتن یادداشت‌های روزانه و...به مرور به این فعالیت‌هایتان اضافه كنید.هدف‌های كوچك قابل دسترسی تعیین كنید.هدفی مناسب علاقه‌تان و اینكه شرایط رسیدنش برای شما فراهم باشد.اگر بر این تمرین‌ها استمرار داشته باشید متوجه تغییرات می‌شوید. اما توصیه نهایی و مهم اینكه از مشاوره حضوری بهره ببرید.اجازه دهید روان‌شناس د رجلسات حضوری ریشه ‌یابی كند و سپس برابر با آنها روش درمانی خود را اجرایی كند.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    ارغوان...

    با سلام و عرض ادب .خانمی هستم 30ساله كارمندیكی از ادارات.با همسرم همكار هستیم اما تا الان محل كارمون ازهم جدابود.اخیرا درحال انتقال به اداره ای هستم كه همسرم نیزدراونجا حضور دارند.با وجود اینكه من در ارتباطاتم حد و حدودمو رعایت میكنم اماذهنیت ایشون نسبت به اون محیط منفیه و دائما در حال تذكر دادن به منه كه تو خیلی تجربه نداری اومدی اونجا باید مراعات همه چیو بكنی من اونجا عزت و آبرو دارم اونجا محیطش خوب نیست به كسی باج نده بخاطر ترفیع كار تن به هر خواسته ای نده من اونجا دائما كنترلت میكنم و چپ بری راست بری حواسم بهت هست و ازین موارد ...و از طرفی هم دارم به چشم میبینم كه تموم تلاششو داره میكنه كه من انتقالم انجام بشه اما من با وجود اینكه با انتقالم به اون محیط ارتقا شغلی دارم نگرانی شدیدی نیز دارم چرا كه حاضر نیستم به هییییچ قیمتی حتی یك لحظه رابطه خوبم با همسرم خدشه دار بشه و آرامشمون و از دست بدیم چون اولویت اول زندگیم ارتباطم با همسرمه واینكه بهای سنگینی دادم بخاطر ترمیم ارتباطاتمون.خواستم لطفا راهنماییم كنید بهترین راه حلو .درخواست انتقالو قبول نكنم ؟یا اینكه نحوه برخوردم با ایشون چطور باید باشه ؟نگرانم چالش نداشته باشیم هرروز و مورد مواخذه قرار نگیرم بخاطرمعاشرت باهمكارانم.ممنون میشم مشاوره بدید

    سلام. ایشان تمام دل‌نگرانی‌هایشان را دارند با شما در میان می‌گذارند.چون تا الان در یك محیط نبوده‌اید و حالا قرا است تجربه جدید داشته باشید.در ضمن ایشان فكر می‌كنند نكند تمام حركات و رفتار و سخنان منزل به سركار كشیده شود و آبرویشان پیش دیگر همكاران برود.ایشان تصور می‌كنند اگر آنجا بروید و همكار دیگری به شما نگاه كند ،‌نمی‌تواند خودش را كنترل كند و تاب بیاورد.ایشان فكر می‌كنند نكند شما نسبت به او پیشرفت و موفقیت بیشتری داشته باشید.ایشان فكر می‌كنند نكند پشت سرتان حرف بزنند.ایشان تصور می‌كنند اگر كسی به شما تذكر بدهد و دعوایتان كند ،‌چگونه باید برخورد كند و...ببینید چقدر احتمال و فكر وجود دارد.همین ها باعث دل‌نگرانی و استرس می‌شود. چون اتفاقی جدید و ناشناخته است. در صورتی كه وقتی اتفاق بیفتد اینقدر تبعات نخواهد داشت. شما به مسیر خودتان ادامه دهید.اگر برای ارتقای شغلی‌تان خوب است منتقل شوید؛ من دقیقا نمی‌توانم جای شما تصمیم بگیرم. اگر فكر می‌كنید تغییر زیادی نخواهید داشت،‌ همینجا بمانید.باید سود و زیان این انتخاب را بنویسید.ببینید كدام بهتر است.اگر منتقل شدید بیشتر مراقب باشید. شایدلازم باشد در انتخاب همكار و دوست در محیط جدید دقت بیشتری كنید. سعی كنید حساسیت همسرتان را تحریك نكنید. طبق گفته خودتان مراحل سختی را گذرانده‌اید و به آرامش رسیده‌اید،‌پس حتما می توانید این مرحله را نیز با موفقیت بگذرانید. هر زمان كه مشكلی پیش آمد با همسرتان در آرامش صحبت كنید.شما می‌دانید چگونه‌اید و از درونیات خودتان آگاهید ،‌اما همسرتان به مسائل پیش نیامده می‌اندیشد و برای خودشان داستانسرایی می‌كنند.حق بدهید و خودتان را جای ایشان بگذارید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشدروان‌شناسی بالینی