• 5 چهره معروفی که پزشک هستند

    در میان شخصیت ها افراد زیادی به شغل دوم مشغول هستند. افرادی که علاوه بر فعالیت در زمینه های هنری و ... پزشکی و طبابت را به عنوان شغل انتخاب کرده‌اند.

  • یک پزشک ناشی، معاون مرگ است

    روز اول شهریورماه ، به پاس بزرگداشت ابوعلی سینا، ستاره پرفروغ عرصه طب در ایران ، روز پزشک نامیده شده است. در آن زمان با این‌که از پیشرفت های علم پزشکی امروز خبری نبود، ولی باحضور افرادی چون بوعلی سینا، زکریای رازی، اسماعیل جرجانی و بسیاری دیگر که نام ایران و ایرانی را به جهان معرفی کردند، خوشبختانه در دوران حاضر هم جامعه پزشکی ایران دارای دانشمندانی سرشناس و افتخار آفرین است.

  • افزایش نرخ رسمی دلار

    بانک مرکزی نرخ ۳۹ ارز را برای امروز اعلام کرد که براساس آن نرخ ۳۰ ارز از جمله دلار، یورو و پوند نسبت به روز پنج شنبه افزایش و قیمت ۸ واحد پولی دیگر کاهش یافت.

  • آب آشامیدنی جایگزین دارد

    چندی پیش در خلال مصاحبه‌ای از زبان یک متخصص طب سنتی که عضو هیات علمی دانشگاه بود شنیدم می‌گفت آب بهترین نوشیدنی برای رفع تشنگی طولانی مدت نیست و دلیل آن را به طور علمی این گونه توضیح داد.

  • دارویی که سلول‌های سرطانی را فریب می‌دهد

    تا به حال از روش‌های درمانی مختلفی برای مبارزه با تومور‌ها و سلول‌های سرطانی استفاده شده، اما فریب خود تومور‌های سرطانی و تبدیل آن‌ها به ابزاری برای نابودی سرطان تحولی استثنایی محسوب می‌شود.

  • تصاویر دلبندان شما

    محمد حسین بختیاری

  • مشاوره

    مظلوم

    سلام دختری 29ساله ام. متاسفانه اصلا نمی‌تونم از خودم دفاع كنم و همه جا در حالی‌كه حق با منه حقم خورده میشه،مثلا رفتم محضر خونه بنام بزنم مالك پول محضر نداد و از من گرفت در حالی‌كه اون باید میداد. می‌خواستم از خودم دفاع كنم اما چون داد زد شروع كردم گریه كردن و همه حرفای توی ذهنم پرید و اونم از سادگیم سوءاستفاده كرد. این تنها یه مورد از هزاران سوءاستفاده و محكوم شدنم بود. در حالی‌كه حق با منه و هر كسی هم كه میفهمه نمیتونم از خودم دفاع كنم و آدم ساده و مظلومیم از من سوءاستفاده می‌كنه. هر كی هر حرفی بزنه شروع می‌كنم گریه كردن و باعث تمسخر اطرافیانمم شده علت گریه هم اینه كه به من زور میگن. منم میخوام از خودم دفاع كنم ولی نمی‌تونم یادم میره چی باید بگم در جواب سكوت می‌كنم واقعا از این وضعیتم خسته شدم.

    سلام.مشكل شما چند بخش دارد.اول این كه دو.ره رشد شما به گونه‌ای بوده است كه اعتماد به نفس تان را ضعیف كرده است.حالا چگونه بوده است نیاز به بررسی دقیق و ریشه ای دارد كه از این طریق امكان ندارد.بخش دیگر این كه می‌گوییدهمه سرشما كلاه می‌گذارند.فكرنمی‌كنم همه چنین كاری بكنند.این كه همه این كار را می‌كنند یا شما تصور می‌كنید هم نیاز به بررسی دقیق دارد.این یك باور نادرست است.همین جای بحث دارد.اما توصیه ام به شما این است كه حتما روی اعتماد به نفس‌تان كار كنید.تمرین هایی وجود دارد كه فعلا به شما كمك می‌كند اما راه حل اصلی نیست.برای گرفتن بهترین نتیجه باید حضوری به روان شناس مراجعه كنید چون نیازمند بررسی تك‌تك این باورهایتان هستید. این تمرین ها به شما كمك خواهد كرد. خواستن: در گام اول باید بخواهید كه تغییر كنید و فرد دیگری شوید. میزان بهبودی اعتمادبه‌نفس شما به میزان خواستن، انگیزه، توجه، احساس مسئولیت و پشتكار شما بستگی دارد. خودشناسی: باید تصویرهای نادرستی را كه در ذهنتان دارید، بشكنید. باید یك تصویر واقعی داشته باشید. بدین منظور، روی یك كاغذ جنبه‌های مثبت و منفی خود را در همه‌ی زمینه‌ها‌ی جسمی، روحی، رفتاری، افكار و احساسات بنویسید. اگر خودتان را همان طور كه هستید بشناسید و همه‌ی جنبه‌های ضعف و قوت‌تان را بپذیرید، گام بزرگی برای بهبود اعتمادبه‌نفس خود برداشته‌اید. به چالش كشیدن: پس از آن، افكار، احساسات و رفتارتان را ارزیابی كردید. با خودتان به گفت‌وگو بنشینید و درست و غلط بودن آن‌ها را سبك و سنگین كنید. خودكنترلی: سخت‌ترین و آخرین گام را محكم بردارید. احساسات منفی را مهار كنید. بر افكار و احساسات‌تان مسلط باشید و آن‌ها را به كنترل خود درآورید. شیوه‌ی تفكرتان را تغییر دهید. سخت‌گیر نباشید. شتاب‌زده نتیجه‌گیری نكنید. در هیچ موردی پیشگیری نكنید. مثبت باشید و از كلمات منفی اجتناب كنید. برای خودتان و تواناییهای‌تان ارزش قائل باشید. به خودتان احترام بگذارید. از جهت جسمی و ظاهری به خودتان برسید و ورزش كنید. خوابتان را منظم كنید. خودتان باشید. روابط اجتماعی از جمله رابطه با دوستان و اقوام خود را تقویت كنید. سعی كنید همیشه لبخند بزنید. راحت راه بروید و بنشینید. سرتان را بالا نگه دارید و موقع گفت‌وگو به چشمان طرف مقابل نگاه كنید. تمرین اول : نوشتن جملات مثبت و هرروز این جملات را جلوی آیینه حداقل به مدت 10 دقیقه به خودتان بگویید . تمرین دوم :یك آگهی تبلیغاتی برای خودتون درست كنید یك فیلم كوتاه یا یك نوشته زیبا از توانایی های خودتون و هرروز چند بار به آن نگاه كنید یا بخونید . تمرین سوم : مراقبت از جسم خود بدین صورت كه هرروز استحمام كنید ، شاداب مرتب باشید ، 8 ساعت خواب شیرین شبانه داشته باشید ، صبحانه كامل میل كنید و در طی روز نیز میوه و سبزیجات بخورید و از خوردن چای یا قهوه درطی روز لذت ببرید. تمرین چهارم : به خودتون برسید. به وضع ظاهر خود برسید، كفش هایتان را واكس بزنید ، مسواك بزنید، تمرین های پوگا انجام بدید، لباس های مد روز بپوشید ولی افراط نكنید ، بانظم باشید و شلخته نباشید . تمرین پنجم : تبسم زدن و لبخند زدن عامل دیگری است كه موجب افزایش اعتمادبه نفس می شود . تمرین ششم:هنگام صحبت كردن با مخاطبین به چشمانشان آنها نگاه كنید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان شناسی بالینی

    سهیلا

    برادر گرامی آقا مهران عزیز . سلام و وقت بخیر . من اجازه میخوام كه یه خورده گیری از شما بكنم و اون هم اینكه به جای اینكه اینهمه صبر كنید و منتظر تماس مادرتون بشید ایكاش سعی میكردید تا در حدود چارچوب عرف جامعه و خانواده سالم با این خانوم صحبت می كردید . بیرون می رفتید تا بهتر اون رو بشناسید و اون هم شما رو بشناسه . من شاید باورتون نشه 7 سال مثل شما درگیر یه عشق كزایی بودم ، از همون عشقهای توی داستانها دوری و فراق و خلاصه كلی اذیت شدم ، بعد 7 سال تونستم ایشون رو ببینم خداشاهده شاید باورتون نشه ، اونروز دیدار اون عشق برام از بین رفت ، باخودم می گفتم این بود اونكه 7 سااااااااال منتظرش بودم . باور میكنید چند روز بعد اون دیدار خودمو كامل پیدا كردم و به زندگیم به خوبی و خوشی ادامه دادم تا به الان خداروشكر. حتی با خودم فكر میكنم خوب شد كه اون عشق به ازدواج و یا دوستی منتهی نشد .

    م

    سلام همسربنده زیاد اهل كاركردن نیست میوه وخرید های خانه ماراهم پدرومادر انجام می دهند حتی هنوز یك میوه فروشی نرفتیم خریدهای جزیی راشاید ولی خیلی كم بااینكه بچه دار شدیم ما بی بی بچه راانها می خرندتا ارزانتر بخرند به نظرم نوعی دخالت شده وتصمیم من برای همسرم مهم نیست وشغلش طوری است كه حقوقش عقب می افتد انها می خرند بعد می نویسند حقوقش راگرفت به انها می دهد ومن اصلا نمی بینم وبامن مشورت نمی كنداینكه انها كمك می كنند رامی فهمم ولی اینجوری پسرشان نمی فهمد وراه زندگی كردن رایادنمی گیرد به نظرشماچطوری هم به همسرم وهم به خانواده اش بگم كمكم كنید

    سلام.نمی دانم در خانواده همسرتان با چه كسی راحت تر هستید،‌مادر،‌پدر،‌خواهر یا برادر.با آن كه راحتید و رابطه بهتری دارید مشكل تان را در میان بگذارید.اما نكته مهم این است ابتدا باید بگویید كه كمك و مهربانی آنها را درك می كنید و برایتان ارزشمند است و...اما نگرانید كه همسرتان خودش به تنهایی نتواند از پس مشكلات زندگی برآید .منظور این است ابتدا حسن ها و كارهای خوب شان را نام ببرید و بعد از نگرانی هایتان بگویید نه این كه من دوست ندارم ، من نمی خواهم و من و من و من و....نوع گفتگو بسیار مهم است.چون شما نمی‌توانید تغییرات بزرگی در شخصیت و نوع مراودات همسر و خانواده شان ایجاد كنید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روانشناسی بالینی