• معایب تک‌فرزندی

    این روزها خیلی از بچه‌های ده پانزده ساله را می‌بینیم که تک‌فرزند هستند و خواهر و برادری ندارند، در این که پدر و مادر اگر یک فرزند داشته باشند، تمام امکاناتی که لازم است و در توانشان می‌باشد و شاید بهتر بگوییم، کل زندگی​شان را در اختیار تنها فرزندشان می‌گذارند​ شکی نیست؛ اما در کنار این مزایا برای تک‌فرزندها، این مساله، معایب بسیار زیادی هم برای فرزند این خانواده و هم برای والدین او دارد.

  • وقتی خواندن مشکل می‌شود

    یکی از اختلالاتی که در فرآیند یادگیری دیده می‌شود اختلال خواندن است که از میان روش‌هایی که برای درمان این اختلال ارائه شده می‌توان به روشی که برای بازپروری مشکل خواندن ارائه شده اشاره کرد که متمرکز بر نظام عصبی فرد است که سه مرحله آن در ادامه می‌آید.

  • تنبلی چشم کودکان، پیشگیری و راهکارها

    توصیه پزشکان​ این است که باید همه کودکان در دو تا چهار سالگی تحت معاینه چشم‌پزشک قرار گیرند تا در صورت داشتن تنبلی چشم خیلی زود تشخیص داده و درمان شود. به سراغ دکتر محمود بابایی، جراح و متخصص بیماری‌های چشم و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله رفتیم و از او پرسیدیم برای پیشگیری و درمان تنبلی چشم کودکان چه کارهایی باید انجام داد.

  • بهترین فاصله سنی بین فرزندان

    سارا و خواهر کوچک‌ترش دائم با هم جنگ و دعوا دارند، مادر هم هر چقدر دقت می‌کند، می‌بیند هیچ کدام تقصیر ندارند، سارا برای امتحانات پایانی سال اول دبیرستان باید خودش را آماده کند و خواهر دو ساله‌اش هم به اقتضای سنش نمی‌تواند این مساله را درک کند و دائم دوست دارد خواهرش با او بازی کند یا حداقل به اتاقش راهش دهد؛ در این میان مادر خودش را برای فاصله سنی زیاد دو فرزندش و مشکلات میانشان بیشتر از همه مقصر می‌داند.

  • دردسرهای روزهای اول مدرسه

    حالا که مدرسه‌ها باز شده‌اند و من مجبورم صبح زود بچه‌ها را بیدار و قبل از رفتن به اداره آنها را راهی مدرسه کنم، هر روز دیر به اداره می‌رسم. فرقی نمی‌کند چقدر زودتر از خواب بیدار شوم ​یا این‌که کارهایم را شب قبل انجام داده باشم. پسر چهار ساله‌ام خیلی کند کار می‌کند، رفتار او برایم یک کابوس است.

  • چند نکته مهم تربیتی برای والدین

    یکی از مشکلات تربیتی کودکان این است که بعضی از آنها سخن شما را می‌پذیرند ولی باردیگر رفتار ناشایست خود را تکرار می‌کنند. مثلا مادری می‌گفت: هنگامی که فرزند پانزده ماهه‌اش، سرش را به میز می‌زد، به او گفته این کار را نکن و فرزند نیز به رفتار خود پایان داده است، اما روزهای بعد این رفتار دوباره تکرار شد.

  • رقیب کوچک دیگری برای عزیز خانواده

    برای او که تنها نوه در خانواده پدری و مادری بوده است و کانون توجه همه، حالا با به دنیا آمدن این موجود کوچک، سخت است که بعد از چند سال یکه‌تازی، توجهات را و مهم‌تر از همه، پدر و مادرش را با این رقیب کوچک قسمت کند؛ مدام در ذهنش به دنبال راهی برای از میدان به در کردن او و یا رقابت در بیشتر مورد توجه قرار گرفتن از سوی پدر و مادر و پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها می‌شود.

  • دکتر سلام / کودکم حیوان خانگی داشته باشد؟

    نگهداری از حیوانات خانگی می تواند تجربه مفیدی برای کودک باشد، به این شرط که والدین و خود کودک در این مورد کاملا توجیه شده باشند. اگر کودک شما خیلی حساس است ، باید در نگهداری از حیوانات خانگی دقت بیشتری به خرج دهید زیرا مرگ حیوان می تواند به کودک ضربه روحی وارد کرده و موجب افسردگی او شود.

  • تصاویر دلبندان شما

    محمد حسین بختیاری

  • مشاوره

    سولماز

    سلام 20روز از فوت مادر شوهرم میگذره خیلی زن مهربونی بود .الان شوهرم خیلی گریه میكنه و ناراحته ,شوهرم 38سالشه و تو این مدت همه كس او مادرش بوده الان خیلی تنها شده , ما هنوز توی دوران عقدیم میشه بهم راهكار بدین چطوری میتونم كمكش كنم .خیلی ممنون

    سلام.ایشان باید دوران سوگ را سپری كنند و این زمان می برد.شما می توانید درك و همدلی داشته باشید. مانع گریه ایشان نشوید. از شخص فوت شده خاطره تعریف كنید.خیرات بدهید یا كاری كه دوست داشتند را انجام دهید. سر مزار بروید. همسرتان را درك كنید.اگر بدخلقی كردند ناراحت نشوید و دعوا نكنید.همین درك و همدلی بزرگترین كمك به ایشان است. همقدم شوید. دوتا گوش بشوید برای شنیدن بدون اظهارنظر.در همدردی بگویید كه گریه كردن و ابراز ناراحتی منافاتی با قوی بودن و مرد بودن ایشان ندارد.ایشان حق دارند بی تاب باشند. نگویید چون مرد است نباید گریه كند یا زشت است گریه كند و بی تابی خودشان را نشان دهند. فقط گوش باشید برای شنیدن و همپا باشید برای قدم برداشتن.موفق باشید. لیلاكامرانی، كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    سحر

    سلام من یه سوال داشتم چطورمیتونم كاری كنم شوهرم به حرفم گوش بده وكاری روكه صددرصدمطمعنم اشتباهه انجام نده من چندتاكاركردم ولی جواب نداداول گریه وزاری وقهرجواب ندادبعدباخوبی ومهربونی وخوشی بازم جواب ندادبعدبراش دلیل ومدرك ومنطق اوردم كه كارت اشتباهه بازم جواب نداد واخرشم خونسرددیگه بهش اصرارم نكردم وگفتم هركارمیدونی خوبه انجام بده بااینكه ازنظرمن اشتباهه بازم جواب نداد دیگه نمیدونم چكاركنم وكاراشتباهش اینه كه فكرمیكنه تریاك ادموسالم نگه میداره ازچهل سال به بالا و۳۵ سالشه تاحالادنبال این چیزانبوده چون همیشه كنارشم مطمعنم ازش ولی الان سه چهارماهه ماهی یكبارانجام میده نمیدونم چكاركنم لطفاراهنماییم كنید

    سلام متاسفانه راهكاری ندارد جز اینكه تنهایشان نگذارید.ایشان باور دارند كاری كه می‌كنند برای سلامتشان خوب است.این باور را نمی‌توانید شما از بین ببرید.اینكه اشتباه است و ضرر دارد هم باور شماست. ایشان هم نمی‌توانند این باورها را تغییر دهند.شما تلاش كنید تنها نمانند.نوع رابطه ها را به آرامی تغییر دهید.شاید بد نباشد ایشان با پزشك مشورت كنند تا مطمئن بشوند چه آسیب هایی به خودشان می‌زنند.اما نكته اصلی این است ایشان دوست دارند تریاك مصرف كنند و بهترین دلیل برای رهایی از عذاب وجدان كارشان و ناراحتی های شما ،‌برای سلامت مفید بودن است. مراقب خودتان باشید.خودتان را قوی كنید.برنامه‌های خوب برای آینده خودتان و بچه هایتان داشته باشید.تمام تمركز و انرژی‌تان را برای خودتان و بچه هایتان بگذارید.نه اینكه به همسرتان توجه نداشته باشید.بلكه با توجه به ایشان، انرژی‌تان را برای حرف شنوی ایشان خرج نكنید چون تا خودشان نخواهند این كار امكان‌پذیر نخواهد بود.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس‌ارشد روان‌شناسی بالینی

    Vesta

    سلام خسته نباشید من یه ساله تو عقدم خیلی به مادرشوهرم حسادت میكنم ازش متنفرم حس میكنم شوهرم زیادی دوستش داره بهش توجه میكنه حالمو بهم میزنه وقتی میبینم مامانشو بغل میكنه میبوسه آتیش میگیرم دوست دارم برم موهای مادرشوهرمو بكنم دوس دارم داد بزنم بهونه بگیرم گریه كنم مادرشوهرم و پدرشوهرم رفته بودن شمال تو این مدت چون برادرشوهرم محصله من اومدم خونشون كه حواسم به برادرشوهرم باشه شبام همسرم میومد خونه و بعد كه مادرشوهرم اینا اومدن خواهرشوهرم بهم زنگ زد كه میای خونمون چند روز بمونی كمكم كنی اخه طفلك حامله بود ویار داشت نمیتونست كارای خونشو انجام بده خلاصه منم رفتم به همسرمم پیام دادم كه میرم اونجا واسه توام لباس و وسایلاتو میبرم بیا اونجا اول گفت باشه بعد پیام داد عزیزم من یه سر میرم خونه بعد میام اونجا گفتم چرا گفت هم دوش بگیرم هم مامانمو ببینم گفتم من برات لباس اوردم بیا اینجا دوش بگیر گفت میخوام مامانمو ببینم گفتم اوكی هرطور راحتی بعدشم دیگه هرچقدر پیام داد جوابشو ندادم دقیقا دو ساعت نشست خونه مامانش و انگار نه انگار من اینجا منتظرشم بعد دو ساعتم آقا به همراه مامانشون تشریف اوردن منم تا آخرشب لام تا كام هیچی نگفتم كاملا مشخص بود كه از یه چیزی ناراحتم همسرمم برعكس همیشه هیچی نپرسید هروقت میدید ناراحتم میبردم یه گوشه ازم میپرسید چمه و آرومم میكرد ولی انگار نه انگار حرصم گرفت بغض كردم هیچی نگفتم باباش اومد دنبال مامانش اینا و رفتن...رفتیم بخوابیم نشستم انقدر گریه كردم كه دیوونه شد گفت آخه چته یعنی من نباید برم دیدن مامانم منم گفتم خیلی بچه ننه ای خیلیا سالی یبار مامانشونو نمیبینن تو سر یه هفته رفتی دیدن مامانت من حالم گرفته بود حالمو نپرسیدی حالا اگه مامانت ناراحت بود خودتو میكشتی براش از مامانت متنفرم دوس دارم خفش كنم گفت من نمیدونم چرا اینطور شدی نمیدونم من زیادی لوست كردم یا بهت كم توجهی كردم اصن نمیدونم كی مقصره این وسط...توروخدا كمكم كنید چیكار كنم😢

    سلام.نتیجه ای كه من از نوشته شما گرفتم این است كه شما حتما باید حضوری به روان شناس مراجعه كنید.باور های مركزی و افكار منفی ای در شما نهادینه شده است و در پی آن قوانینی برای خودتان نوشته اید كه همه اینها شما را در زندگی پیش می برند.یعنی شما براساس آنچه دیده اید و شنیده اید باید و نبایدهایی دارید كه می توانند نادرست باشند.در نوشته شما حركت عجیبی از طرف همسرتان وجود ندارد،‌بلكه رفتار شما باعث تعجب است. برای بهتر شدن حال تان و این كه روزهایتان را خراب نكنید حتما به مشاوره مراجعه كنید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی