• خط خطی هایی که با ما حرف می زنند

    آیا با دادن یک موضوع مثلا مزرعه از او خواسته‌اید، برای شما نقاشی بکشد؟اصلا تاکنون به نقاشی فرزندتان دقیق نگاه کرده‌اید؟ در برابر تصاویری که او می‌کشد و با اشتیاق به شما نشان می‌دهد، چه واکنشی دارید؟

  • راههای سرگرم کردن کودکان بیمار

    اگرچه زمستان فصل محبوب خیلی از ماست اما پدر و مادرهایی که صاحب فرزند کوچکی هستند شاید از آمدن پاییز چندان خرسند نباشند. سرمای هوا کودکان را در معرض عفونت‌های ویروسی و باکتریایی قرار می‌دهد و تازه اگر بچه به مهدکودک هم برود خطر ابتلای او به انواع بیماری‌های مسری بیشتر است

  • نقش خانواده در آموزش کودکان پیش دبستانی

    خانواده در تعلیم و تربیت کودکان نقش مهمی را ایفا می کند. یکی از نکات بسیار مهم در خانواده ، ارتباط است ، یعنی والدین باید به روش های صحیح برقراری ارتباط با کودکان ، آگاهی داشته باشند .این نوشتار به ما در برقراری این ارتباط کمک می کند .

  • چگونه عذرخواهی را به کودکانمان بیاموزیم ؟

    یکی از موضوع‌های مهمی که والدین در تربیت فرزندشان به آن اهمیت می‌دهند،احترام گذاشتن به دیگران و عذرخواهی‌کردن است. خصوصا اگر یک میهمانی رسمی باشد که پدر ومادر خیلی رودربایستی دارند... بسیاری از والدین هرگز به رفتارهای بد فرزندشان واکنش نشان نمی‌دهند و کم‌سن‌بودن او را توجیه?کننده رفتارهایش می‌دانند. در مقابل، پدر و مادرهایی هستند که فرزندشان را در مقابل هر خطای کوچکی وادار به عذرخواهی می‌کنند. در‌این باره با دکتر محمدرضا خدایی، روان‌پزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توان‌بخشی گفت‌وگو کردیم.

  • پنج اصل طلایی در زندگی مشترک

    یکی از نکاتی که باید در زندگی مد نظر قرار گیرد این است که زن و شوهر اطلاعات دقیقی از وضعیت جسمی و روحی یکدیگر داشته تا بتوانند به درک متقابلی از یکدیگر برسند. هر چقدر دانش و اطلاعات زوجین گسترش یابد، این مسأله به راحتی میسر خواهد شد. لذا باید خانواده های گرامی به این نکته توجه داشته باشند برای اینکه آرامش بیشتری در محیط خانه مستولی و حاکم باشد: باید به این اصول اساسی گردن نهاد تا بتوان به تحکیم نهاد خانواده کمک کرد.

  • وقتی "مارک" ها ما را می‌زنند!

    این روزها خرید و استفاده ما از کالاها بیش از اینکه تابع نیاز خانواده باشد ، تابع تبلیغات و تحت تاثیر مارک ها و برندهایی است که گمان می کنیم حتی برایمان تشخص هم می آورند ، در حالی که معمولا این چنین نیست و با این نوع خریدها متضرر هم می شویم.

  • برایم تکراری نمی شوی، مثل بوی یک گل

    یک تابلوی زیبا، اثر دست یک هنرمند معروف که هزینه زیادی برای خرید آن داده‌اید را تصور کنید که بر دیوار روبه‌رویی سالن نصب کرده‌اید. جایی که هر روز، چند بار چشمتان به آن بخورد و از زیبایی آن لذت ببرید. روزهای اول که این تابلو را نصب می‌کنید، روزی چند بار مقابلش می‌ایستید و با دقت جزء‌جزء آن را نگاه می‌کنید و غرق لذت می‌شوید، اما به مرور زمان حضور این تابلو برایتان عادی می‌شود. به جای روزی چند بار، یک‌بار در روز به آن نگاه می‌کنید و بعد، چند روز یک‌بار و به مرور زمان، هفته‌ای، ماهی و حتی ماه‌ها می‌گذرد و یادتان می‌رود آن تابلوی زیبایی را که برای به دست‌آوردنش هزینه زیادی کرده بودید، نگاه کنید.

  • با این پیمان شکسته شده چه کنم ؟

    آمارها و گزارش‌های روان‌شناسان و دادگاه‌های خانواده نشان می‌دهد در دهه گذشته بی‌وفایی در زندگی زناشویی در جامعه ما افزایش پیدا کرده و مهم‌ترین عامل طلاق به شمار می‌رود. نکته نگران‌کننده‌تر این است که چنین مشکلی که دیرزمانی فقط مختص مردان بود، امروزه زنان را هم دربرگرفته و با توجه به نقش محوری و تربیتی زنان در جامعه، زنگ خطر‌ها به صدا درآمده است

  • چرا زن و شوهرها با هم حرف نمی زنند؟

    این روزها میزان صحبت کردن زن وشوهر ها با یکدیگر در محیط خانه به پایین ترین حد رسیده است و معمولا هر کدام کنار هم ولی از هم دورند و هر یک به کار خویش مشغولند که به باور کارشناسان این پدیده علت گوناگون دارد.

  • تصاویر دلبندان شما

    امیر علی - محمد امین از تهزان

  • مشاوره

    رضا

    سلام خسته نباشید من و دختر خالم حدود چهار ماه هست ك باهم نامزد كردیم اول رابطمون من خیلی عاشق ایشون بودم خیلی اما یك ماه پیش ك از پیش ایشون اومدم انگار یك آن حس كردم تو این رابطه سرد شدم و دیگر اون حس های قبلی نیس در صورتی ك هیچ تنش یا دعوا بینمون رخ نداد بخاطر دور بودنمون و اینك هر كدوم ساكن یك شهریم زیاد چت میكردیم ولی بعد از یك مدت ایشون با من محدود شدن به چت كردن و هیچ كارشون نمیرسیدن ك انجام بدن و بدونی ك به من بگن سیع كردن به كم كردن چت و من حس كردم ك از من فاصله میگیرن و من ترس از دس دادنشونو داشتم و این ترس باعث شده بود هی حس كنم هركاری میكنن میخوان ازم دورشن بخاطر همین ناخواسته باعث محدودیت بیشترشون شدم نمیتونستن برن بیرون چون بهونه گیری میكردم بهشون اعتمادمو از دست داده بودم همش افكار منفی بود ولی باهم ك صحبت كردیم خودشون گفتن من اینجوری میخواستم كم تر كنیم و قصد دوریتو جدایی نداشتم الان من باید چیكار كنم تا حسم دوباره احیاشه دوبار برای خودمون تلاش كنم و باعث اذیت شدن خودم یا ایشون نشم این چند مدت خیلی حالم گرفته بود و ریزش مو شدید و وزن اضافه كردم كمك كنید

    سلام. نكته مهم این است كه شما ها به شناخت مناسب از هم نرسیده‌اید و بُعد مسافت هم باعث شده این شناخت كمتر بشود. برای این كه ازدواج موفقی داشته باشید ، باید اول ویژگی‌های هم را بدانید و بشناسید.شباهت‌ها و تفاوت‌ها. وقتی متوجه این موارد شدید، باید گام بردارید تا تفاوت‌ها را كمتر كنید یا بپذیرید. نكته دیگر گفت و گوی موثر است.باید با هم صحبت كنید و دلایل رفتارتان را بگویید. در بیشتر موارد سوءتفاهم پیش آمده می‌تواند تبدیل به بزرگترین مشكل زندگی شود. در صورتی ‌كه اگر صحبت كنید خواهید فهمید كه فقط سوءتفاهم بوده است و كسی علیه دیگری كاری انجام نداده‌ است. توصیه نهایی و مهم این است تا ابتدای رابطه هستید از مشاوره ازدواج به شكل حضوری كمك بگیرید. شما به تنهایی نمی‌توانید این مسیر را طی كنید.مشاور به شما كمك می‌كند بهترین تصمیم را بگیرید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    مریم

    باسلام و خسته نباشید من و همسرم یك 7 ماهی است كه از زمان عقدمان می گذرد ودر دوران نامزدی هستیم دقیقا 30 روز بیشتر باهم زندگی نكردیم به خاطر اختلافاتی كه از طرف خانواده شوهرم به وجود آمده است از طرف مادرشوهرم و پدر شوهرم و اینكه پدر شوهرم به هیچ مسئله ای به جز پول فكر نمی كند از هفته ی اول عقدمان به همسرم می گفت باید توی خرج زندگی با توجه به كارمند بودن كمك كنم با این وجود كه هیچ گاه من از حقوق همسرم نپرسیده بودم ایشان همان هفته اول از من میزان حقوقم می پرسید واینكه فیش حقوقی و حساب بانكی ام از من می خواستند به جز این خانواده شوهرم هیچ گونه اعتقادات مذهبی ندارند و خیلی راحت دروغ می گویند حرف هایی كه زدند را انكار می كنند حتی پدر شوهرم پیش پدر من رفته گفته دخترت 12 ساعت میرود سركار نمی خواهد خرجی بدهد و مادر شوهرم سر مسائل بی ارزش زندگی مارا به هم زده است و بیشتر مسائل سر پول و شوهرم آدم خسیسی هست و بعداز عقد اصلا برای من خرج نكرده است و تابع خانواده اش است و هیچ گونه اراده و اختیاری از خودش ندارد و هر چقدر صحبت كردیم فایده نداشته است و بسیار مطیع خانواده اش است و ماندم سر دوراهی كه چه كاری انجام دهم

    سلام. موضوعاتی كه بیان كرده‌اید، همه برای تشكیل یك زندگی بسیار مهم هستند و نمی‌توان نادیده گرفت. این كه بگوم همه حرف‌های شما را قبول كرده‌ام، نادرست است؛ چوننمی‌توان یكطرفه قضاوت كرد و نظر داد. اما متوجه شدم موضوع مالی و مذهب برای شما مهم است. باید ببینید چقدر این مسائل برای شما اهمیت دارد.بهتر است جدول اولویت‌دار تهیه كنید و لیست كنید چه چیزهایی برایتان مهم است .سپس بررسی كنیداز این لیست كدام و تا چه درصدی تحقق یافته یا می‌یابد. یا باید خودتان را به چالش بكشید. در ادامه ببینید آیا می‌توانید با همین جدول ارزشمند برای خودتان، با نامزدتان كنار بیایید یا نه؟ گاهی می‌توان شرایط مورد نظر را تغییر داد یا بالا و پایین گذاشت. اینها را شما باید بگویید و تصمیم بگیرید. البته می‌دانم ترس از دست دادن و تنهایی و حرف و قضاوت مردم مانع تصمیم گیری صحیح می‌شود. اگر بتوانید با این احساسات نادرست كنار بیایید حتما بهترین تصمیم را خواهید گرفت. در انتها مهم‌ترین توصیه‌ام رفتن نزدمشاور ازدواج است. باید به شكل حضوری كمك بگیرید. اگر نامزدتان نپذیرفتن كه بیایند،‌شما بروید. در این جلسات به شما كمك خواهد شد تا خودتان و طرف مقابلتان را بشناسید و قوی شوید و بهترین تصمیم را بگیرید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    بی نام ...

    سلام وقتتون بخیر من اغلب مشاوره هایی رو كه میخونم حس میكنم چقد مشكلات همه ناچیزه.بعد از 8سال زندگی مشترك وقتی بفهمی همسرت كسیكه فكرمیكردی عاشقانه داری باهاش زندگی میكنی تو روابطش با خانومای دیگه خییییلی فراتر رفته و تقریبا میشه گفت بی منطق عمل كرده چه حسی بهتون دست میده؟.خانوم مشاور شما چه پیشنهادی دارید احساس میكنم كمرم شكست خرابی حالم غیرقابل توصیفه .دست نوشته ای كه از خودهمسرم دیدم كه اقرار به اشتباهاتش كرده.. یعنی هیچ جای شك و شبهه نیست چون خیلی واضح نوشته بود واینكه نوشته بود جفای بزرگی درحق همسرم كردم و هرگز دیگه تكرارش نمیكنم .اما من اینكه به روش نیاوردم بدترداره داغونم میكنه.دوسش دارم اماحسی دیگه بهش ندارم دهنم نمیچرخه ابراز علاقه بكنم تا یادم میفته ك چ خیانتی بهم میكرده تا الان ك روحمم خبردار نشده بود.چ كنم تا حالم ب سابق برگرده ...

    سلام.موضوع شما،‌موضوع كمی پیچیده‌ای است. در این موارد زن و شوهر باید مراجعه كنند و زن به تنهایی جواب كامل و درست را نمی‌دهد. اما تنهایی مراجعه كردن باعث می‌شد نقاط ضعف و قوت خودتان را بشناسید و قوی‌تر از قبل گام بردارید و آسیب‌های زندگی‌تان را كم كنید. این‌كه همسرتان این كار را كرده و شما حالتان بد است،‌قابل درك است.درموضوع خیانت،‌یا فرازناشوئی یا هر اسم دیگری كه دوست دارید بر آن بگذارید، عوامل بسیاری دخیل هستند كه در این مقال نگنجد. عواملی كه به وجود می‌آورند یعنی باعثش می‌شوند،‌عواملی آشكارش می‌كنند و عواملی كه باعث می‌شود این مشكل تداوم داشته باشد.این عوامل در مراجعه حضوری مشخص ‌می‌شوند. برای چنین مشكلی هم نمی‌توان یك نسخه یا توصیه داشت.چون مورد با مورد فرق دارد. شاید شما كه به رو نیاورده‌اید بهترین كار و راه حل باشد و آن كسی كه به رو می‌آورد برای زندگی خودش بهترین كار را كرده باشد. پس با بررسی دقیق می‌توان نظر داد كه چه كاری باید بكنید و چه كاری نباید بكنید.نمی‌تواند بگویم حتما بگویید. اگر شرایط طوری است كه می توانید با همسرتان صحبت كنید ،‌خوب صحبت كنید.واقعا از این طریق نمی‌توان دقیق گفت چه كنید. اما توصیه می‌كنم اصلا نوك پیكان "چرا" را به سمت خودتان نگیرید.یعنی نگویید چرا من؟ این كه خودتان را ملامت و سرزنش كنید باعث خشم بیشترتان ‌می‌شود. چون خیانت در پی خودش خشم ‌می‌آورد. نباید اجازه دهید خشم بر شما غلبه كند. بدترین تصمیم‌ها،‌تصمیم ‌هایی است كه با خشم و زمان خشمگینی گرفته می‌شود. زمان می برد تا حالتان خوب شود؛‌اما خوب می‌شود مطمئن باشید. شرایط اینگونه نمی‌ماند. حتما به روان‌شناس حضوری مراجعه كنید.موفق باشید. لیلاكامرانی، كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی