• واااااااااااااای ... چه انگشت خوشمزه ای !

    بسیاری از کودکان از دوره جنینی و در رحم مادر، بسیاری هم پس از تولد شروع به مکیدن انگشت می‌کنند. در واقع برخی از آنها کاری را که گهگاه در رحم مادر تجربه کرده بودند همچنان و پس از تولد ادامه می‌دهند.

  • 8 راه برای توقف دعوای بچه ها

    بچه‌ها با دقت می‌بینند که والدینشان چطور در زمان عصبانیت، مخالفت با چیزی یا بررسی مشکلات رفتار می‌کنند. در زمان‌هایی که تحت فشار هستید هم خوددار باشید و خونسردی تان را حفظ کنید تا الگوی خوبی برای فرزندانتان باشید.این مساله بویژه هنگام دعواهای بچه ها بسیار تاثیر گذار است . این نوشتار روش های برخورد صحیح با مشاجرات بچه ها را یادآوری می کند .

  • بچه خوب تو اتاق خودش می خوابه

    اگر شما هم از آمدن هر شبه فرزندتان به اتاق خود ناراحت هستید و احساس می‌کنید این وضع نباید ادامه داشته باشد ، خیلی نگران نباشید . با به کار بردن روش های زیر می‌توانید کاری کنید که فرزندتان براحتی خوابیدن در اتاق خود را بپذیرد.

  • حق همسایگی در کوچه های عمودی

    امروزه با رواج زندگی ماشینی و توسعه آپارتمان نشینی ، دیگر از آن خانه های حیاط دار و یک طبقه خبری نیست و زندگی در خانه های قوطی کبریتی حتی در شهرستانهای کوچک هم توسعه یافته ، حال آنکه الزامات زندگی در این خانه ها و فرهنگ آن را هنوز برخی نمی دانیم .

  • بچه ها ؛ همنفس فرشته ها

    المیرا هنوز نمی‌تواند خیلی از کلمات را بخوبی ادا کند، اما الله اکبر و بسم الله الرحمن الرحیم را خوب بلد است تلفظ کند.او هر روز که مادر را در حال نماز خواندن می‌بیند، می‌دود و روسری بلند مادرش را برمی‌دارد و زیر گلویش با کلیپس موهایش محکم می‌کند و کنار مادر می‌ایستد تا با او نماز بخواند و اولین چیزی که می‌گوید الله اکبر است. بعد از بسم الله الرحمن الرحیم دیگر ادای نماز خواندن مادر را در می‌آورد و صداهای ح و ص را با حلق و سوت ادا می‌کند و نگاهش به مادر است که کی رکوع می‌رود و کی سجده می‌کند و کی سلام می‌دهد. کارشناسان معتقدند از وقتی بچه‌ها به عبادت و معنویات علاقه نشان می‌دهند باید آنان را برای این امور آماده کرد.

  • ببخشید تا آرامش را تجربه کنید

    خانواده یکی از مهم‌ترین ارکان جامعه به حساب می‌آید که نقش مهم و موثری در سلامت روانی و اجتماعی تک‌تک افراد ایفا می‌کند. اما گاهی ممکن است به دلایل مختلف، خانواده‌ها در معرض مشکلات و خطرهایی قرار بگیرند که به موجب آن تعادل آنها نیز به هم می‌خورد.

  • هوای بچه هایمان را داشته باشیم

    ما آدم‌های خوبی هستیم. فقط گاهی یادمان می‌رود از خوبی‌ها کجا و چطور استفاده کنیم. ما آدم‌های منظم و حرف گوش کنی هستیم. فقط گاهی یادمان می‌رود که باید خاصیت حرف گوش کنی را درونی کنیم تا یادمان نرود که مقررات همیشه مقررات است و قانون همیشگی است.

  • وقتی آسمان خانه ام ابری می شود

    یک نمونه بیاورید و جایزه بگیرید؛ یک خانواده را که از اول تشکیل، یک مشکل هم نداشته و هیچ‌وقت بحران را تجربه نکرده. اگر بیاورید جایزه می‌گیرید ؛ آن آدمی را که همیشه در پر قو زندگی کرده و هیچ‌گاه آب در دلش تکان نخورده. زندگی را اگر میدان نبرد ندانیم حداقلش این است که عرصه رو در رو شدن با مشکلات است. مشکل می‌آید، سرسخت هم می‌آید، هدفش مغلوب کردن ما هم هست اما آن‌که نباید کمر خم کند، ماییم.

  • ای هدیه که می روی به سویش

    چند بار در زندگی‌تان هدیه گرفته‌اید؟ در تولدها، سالگردها، مناسبت‌های مذهبی و باستانی، آشنایی‌های شیرین و حتی خدانگهدارهای تلخ همیشه هدیه‌هایی رد و بدل می‌شود و این یعنی همه ما برای حفظ و تحکیم روابط‌مان با آدم‌های اطراف و ساختن خاطره‌هایی خوب با آنها باید شیوه برگزیدن هدیه‌ای درخور طرف مقابل‌مان را یاد بگیریم.

  • بابا ، مامان! لطفا مرا درک کنید

    «توی اتاق خودم می‌نشینم و هدفون را توی گوشم می‌گذارم و سری به شبکه‌های اجتماعی می‌زنم. دوستانی را که مامان نمی‌گذارد در خارج از خانه ببینم در آنجا ملاقات می‌کنم و گاهی ساعت‌ها با همه آنها تفریح می‌کنیم. دوست دارم در اتاقم بسته باشد. مامان و بابا به آدم‌ گیر می‌دهند. یک‌بار به رنگ و روی من گیر می‌دهند که چرا زرد شده‌ای، یک‌بار جیب‌هایم را تفتیش می‌کنند، یک‌بار مچشان را توی اتاق می‌گیرم. گاهی به مردمک‌های چشمم زل می‌زنند که ببینند تحت تاثیر مواد مخدر هستم یا نه؟ دوستانم را بازخواست می‌کنند. این رفتارها برای من غیرقابل تحمل است. » اینها گوشه‌ای از درددل‌های یک نوجوان است که حس می‌کند از خانواده فاصله گرفته، اما چرا این اتفاق می‌افتد؟

  • تصاویر دلبندان شما

    مریم طاهری

  • مشاوره

    ماریا

    با سلام و خسته نباشید من سال90 ازدواج كردم و یك فرزند دو ساله دارم كارمند هستم و واقعا از هر لحاظ واسه زندگی مشتركمون كم نذاشتم. و با كم و زیادش , خوب و بدش ساختم. اهل ولخرجی و دوست و مد و ... نیستم . همه فكر و انرژیم واسه خانواده ام هست. رفتار همسرم با من نسبتا خوبه و با فرزندمون خیلی خوبه ولی از اول ازدواج با خانواده من لج كرد و بهشون جبهه گرفته و دلش از همشون پره ولی نمیدونم دلیلش چیه (مخصوصا با مامانم و خواهرم , این رو هم بگم كه هیچكدوم نه مامانم و نه خواهرم اصلا اهل دخالت كردن تو زندگی ما نیستن) و این موضوع من رو خیلی اذیت میكنه وقتی هم كه راجبش حرف میزنیم و علت رو میپرسم میگه من خیلی خوبم و تو نمیبینی و از ادامه بحث خودداری می كنه. من خودم تا جای ممكن سعی كردم به خانواده همسرم مخصوصا پدر و مادرش احترام بذارم. با اینكه بعضی وقت ها با حرف ها و یا رفتارشون من رو رنجوندن ولی با این حال با احترام رفتار كردم. یك بار تو طول زندگی مشترك 8 هشت ساله سر یك موضوع گلایه از رفتار برادرش كردم كه همون اول گلایه یه دعوای حسابی راه انداخت و خیلی طرف برادرش رو گرفت و اجازه ادامه بحث نداد. این رفتاراش واقعا من رو عذاب میده و گاهی غیر قابل تحمل میشه. به حالت غیر عادی با خانواده من لجه و پشت خانواده خودش هست. خواهش میكنم به من بگین چه كاری باید انجام بدم.

    سلام.ازدواج یعنی آشنا شدن با غریبه‌ای و زیر یك سقف زندگی كردن با او. تصور كنید دو نفر با تمام تفاوت ‌ها و شباهت‌ها كنار هم قرار می‌گیرند. بعضی از شخصیت‌ها از ابتدا در پی به دست آوردن بهانه و اشكالات هستند.خیلی از حرف‌ها برایشان غیرقابل تحمل می‌شود كه ممكن است برای دیگری این گونه نباشد. همسر شما از حرف یا حركتی از طرف خانواده ناراحت است و دلخور شده و همین باعث چنین رفتاری شده است. گره‌های شخصیتی می‌توانند با كوچكترین حركتی به بمبی اتمی تبدیل شوند. باید دقیق شوید و ببینید چه چیزهایی ناراحتشان می‌كند، یا مانع شوید و پیشگیری كنید یا با خونسردی توضیح دهید. این كه در دفاع از برادرش برخاسته كاملا طبیعی است و نمی‌خواهند به شما اجازه دهند پا را فراتر از این بگذارید. همین كه شما از خانواده‌تان دفاع كنید ممكن است باعث ناراحتی همسرتان شود. توازن برقراركردن بین همه این مسائل از مهارت های شماست.توصیه می كنم حتما مهارت های زندگی را بیاموزید .برای این كار از روان شناس به شكل حضوری كمك بگیرید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    علی

    با سلام خدمت شما مشكلی كه ذهن منو مشغول كرده اینه كه وقتی تو یه جمعی یه دفعه مورد توجه قرار میگیرم یا یكی توی جمعی یه چیزی میگه كه من تو تنگنا قرار میگیرم صورت و گوشم كامل سرخ میشه به نحوی كه قشنگ قابل تشخیص هست برای بقیه و حتی چندبار در همون حال گفتند نگاه كنین چقدر سرخ شد. این قضیه منو ازار میده چون فك میكنم الان بقیه متوجه شدن كه من خجالت كشیدم یا اعتماد به نفسم پایینه. آیا راه حلی وجود داره یا صرفا واكنش طبیعی بدنه و نمیشه كاریش كرد؟ سپاس از پاسخگوییتون

    سلام.این مشكل قابل حل است. فقط فیزیولوژی نیست بلكه فیزیولوژی باعث علنی شدنش می‌شود. كافی تمرین كنید تا بتوانید بر آن غلبه كنید. برای افزایش اعتماد به نفس خود چكار كنیم؟ خواستن: در گام اول باید بخواهید كه تغییر كنید و فرد دیگری شوید. میزان بهبود اعتمادبه‌نفس شما به میزان خواستن، انگیزه، توجه، احساس مسئولیت و پشتكار شما بستگی دارد. خودشناسی: باید تصویرهای نادرستی را كه در ذهنتان دارید، بشكنید. باید یك تصویر واقعی داشته باشید. بدین منظور، روی یك كاغذ جنبه‌های مثبت و منفی خود را در همه‌ی زمینه‌ها‌ی جسمی، روحی، رفتاری، افكار و احساسات بنویسید. اگر خودتان را همان طور كه هستید بشناسید و همه‌ی جنبه‌های ضعف و قوت‌تان را بپذیرید، گام بزرگی برای بهبود اعتمادبه‌نفس خود برداشته‌اید. به چالش كشیدن: پس از آن، افكار، احساسات و رفتارتان را ارزیابی كردید. با خودتان به گفت‌وگو بنشینید و درست و غلط بودن آن‌ها را سبك و سنگین كنید. خودكنترلی: سخت‌ترین و آخرین گام را محكم بردارید. احساسات منفی را مهار كنید. بر افكار و احساسات‌تان مسلط باشید و آن‌ها را به كنترل خود درآورید. شیوه‌ی تفكرتان را تغییر دهید. سخت‌گیر نباشید. شتاب‌زده نتیجه‌گیری نكنید. در هیچ موردی پیشگیری نكنید. مثبت باشید و از كلمات منفی اجتناب كنید. برای خودتان و تواناییهای‌تان ارزش قائل باشید. به خودتان احترام بگذارید. از جهت جسمی و ظاهری به خودتان برسید و ورزش كنید. خوابتان را منظم كنید. خودتان باشید. روابط اجتماعی از جمله رابطه با دوستان و اقوام خود را تقویت كنید. سعی كنید همیشه لبخند بزنید. راحت راه بروید و بنشینید. سرتان را بالا نگه دارید و موقع گفت‌وگو به چشمان طرف مقابل نگاه كنید. تمرین های افزایش اعتماد به نفس تمرین اول : نوشتن جملات مثبت و هرروز این جملات را جلوی آیینه حداقل به مدت 10 دقیقه به خودتان بگویید. تمرین دوم : یك آگهی تبلیغاتی برای خودتون درست كنید یك فیلم كوتاه یا یك نوشته زیبا از توانایی های خودتان و هرروز چند بار به آن نگاه كنید یا بخونید . تمرین سوم : مراقبت از جسم خود بدین صورت كه هرروز استحمام كنید ، شاداب مرتب باشید ، 8 ساعت خواب شیرین شبانه داشته باشید ، صبحانه كامل میل كنید و در طی روز نیز میوه و سبزیجات میل نمایید و از خوردن چای یا قهوه درطی روز لذت ببرید. تمرین چهارم : به خودتون برسید به وضع ظاهر خود برسید، كفش هایتان را واكس بزنید ، مسواك بزنید، تمرین های یوگا انجام بدید، لباس های مد روز بپوشید ولی افراط نكنید ، بانظم باشید و شلخته نباشید . تمرین پنجم : تبسم زدن و لبخند زدن عامل دیگری است كه موجب افزایش اعتمادبه‌نفس می شود . تمرین ششم : هنگام صحبت كردن با مخاطبین به چشمانشان نگاه كنید. این تمرین ها به شما كمك می‌كند.اما براساس موقعیت نیز خودتان باید فكر كنید چه چیزی شما را از این وضعیت نجات می‌دهد.شاید كافی باشد نفس عمیق بكشید. یا حتی بخندید.یعنی واكنش های دیگری داشته باشید تا هیجان فیزیولوژی شما تغییر كند. در ضمن از این‌كه نتوانید حرف بزنید یا خطایی از شما گرفته شود یا به تمسخر گرفته شدن یا...نگران نباشید چون هیچ انسان كاملی وجود ندارد . پس تمرین ها را اغاز كنید.اگر همچنان مشكل‌ان پابرجا بود از روان شناس به شكل حضوری كمك بگیریدموفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    باسلام مشاوره حضوری با شما میشه داشت

    باسلام مشاوره حضوری با شما میشه داشت

    سلام.فعلا امكانش فراهم نیست.