• عشق می‌رود، عقل می‌ماند

    به کلاس‌های آمادگی پیش از ازدواج نرفته بودم تا روزی که به دعوت روان‌شناسی در یکی از این کلاس‌ها حاضر شدم و حرف‌های این استاد دانشگاه و شاگردانش را شنیدم. بعد از ذهنم گذشت که کاش امکان شرکت در این نوع جلسات، برای همه جوان‌های آماده ازدواج در سراسر کشور مهیا بود.

  • رموز مکالمه موفق با شریک زندگی

    نرگس 27 ساله، 4 سال است‌ که ازدواج کرده و با شوهرش زیاد جر و بحث می‌کند. هردو تحصیلکرده‌اند اما درباره زندگی و شیوه‌های مدیریت آن اختلاف نظرهایی دارند. هیچ یک در مقابل دیگری کوتاه نمی‌آید و سرآخر هم این نرگس است که وقتی از جر و بحث خسته می‌شود، به اتاق خواب می‌رود و در را قفل می‌کند!

  • فرزندانی نابغه تربیت کنیم

    فرزندان انسان، همانند خمیر شکل‌پذیرند. دانشمندان هم باور دارند که والدین می‌توانند با زمینه‌سازی‌ها و فراهم آوردن برخی امکانات آموزشی یا حتی تغذیه‌ای، از فرزند خود نابغه بسازند! بله درست متوجه شدید، نابغه!

  • کجاست همدم تنهایی من

    ازدواج بیرون آمدن از پوسته تنهایی است، وقتی مجردی در لاک تنهایی فرو رفته‌ای؛ ازدواج شریک کردن یک نفر دیگر در همه زندگی خودت است، وقتی مجردی شریکی نداری؛ ازدواج تولد یک خانواده جدید است، وقتی مجردی خانواده‌ات همانی است که بود؛ ازدواج هویتی جدید برای مرد و زن است، وقتی مجردی چیزی جز دختر و پسر خانواده نیستی؛ ازدواج یک دنیا وظیفه و تعهد است، وقتی مجردی، وظیفه و تعهد زیادی نداری و دوران پس از ازدواج با زمانی که مجردی از زمین تا آسمان فرق دارد.

  • «ف» می‌گویند نروید فرحزاد

    حرف می‌زنم و حرف‌هایم مثل جرقه‌های آتش است که ببارد روی انبار کاه. حرف می‌زنی و حرف‌هایت مثل قطره‌های زهر است که رگ و پی‌ام را می‌سوزاند. نه! ما حرف نمی‌زنیم، گزلیک‌هایی نامرئی دستمان گرفته‌ایم و مشغول سلاخی دل یکدیگر هستیم.

  • مادر شدن خود را به تاخیر نیندازید

    امروزه نرخ رشد جمعیت در همه کشورها و از جمله کشور ما رو به کاهش است و این مساله ای است که کارشناسان نسبت به ان هشدار می دهند . اما جدای از تاثیر منفی این کاهش نرخ رشد بر روی اقتصاد کشورها و بحران پیری جمعیت، تاخیر در باردار شدن برای مادران هم مشکلاتی در پی دارد .

  • تلفن‌‌‌‌‌‌ همراه و‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ لپ‌تاپ برای کودکان از کی؟

    دوستی را می‌شناسم که معتقد است تا وقتی احساس نکند کودکانش به تلفن همراه یا لپ‌تاپ و... نیاز دارند، در برابر خرید این کالاها برای آنها مقاومت می‌کند، هرچند بازار این محصولات میان بچه‌ها پررونق است. این نوشتار نگاهی دارد به فواید و زیان‌های کالاهای دیجیتال برای کودکان و زمان مناسب خرید این محصولات برای آنها.

  • رنج تک فرزندی

    یک بچه بهتر است یا دو‌تا‌؟ دوتا بهتر است یا سه‌تا‌؟ سه‌تا بهتر است یا چهارتا‌؟ یک‌جین بهتر است یا دوجین‌؟ هیچ‌ کسی در دنیا نیست که به این پرسش‌ها پاسخ درست بدهد و بتواند مدعی شود که درست‌ترین پاسخ را به زبان آورده است ، اما همه می دانند تک فرزندها از تنهایی رنج می برند .

  • زنانه صحبت کن، تا مردانه گوش کند

    ما زن‌ها نیاز داریم تا با همسرمان صحبت کنیم، از کمبود جا در خانه و مشکلات درسی بچه‌ها گرفته تا دل‌تنگی‌های بی دلیل. گاهی دوست داریم، درد دل کنیم و بدون آنکه قصدی داشته باشیم، برای خالی شدن از دل‌شوره ها و دغدغه ها، حرف بزنیم.

  • دود مشاجره والدین در چشم بچه‌ها

    این طرف خانه را زن می گیرد و آن طرف را مرد .زن طعنه می زند ، مرد فریاد می کشد ، زن غر می زند ، مرد فحش می دهد .زن فریاد می کشد و مرد عقب نشینی می کند .این برنامه ای است که هر از چندی از خانه همسایه شنیده می شود و این وسط بچه ها مثل دو تا جوجه لرزان در دورترین نقطه خانه پنهان می شوند.

  • تصاویر دلبندان شما

    مریم طاهری

  • مشاوره

    كارمند

    الان مخاطب من خانم ارغوان هستند ، منم مثل شما كارمند هستم و مشاور هم نیستم ، از دید فردی كه حدود 22 سال سابقه كار داره و دیگه مدتهاست تو این اجتماع با مردم سر و كله میزنه باید بگم كه شما هم مثل یك مرد در این جامعه كار می كنید ، نون درمیارید ، با مردم سر و كله میزنید و... چرا همش از موضع ضعف به خودتون نگاه می كنید ، چرا اعتماد به نفس ندارید ؟ اگه در محیط جدید شما آقا هست و همسرتون به شما مرتب تذكر میده احتمالاً اونجا خانوم هم هست پس درواقع ایشون هم باید مراقب رفتار و گفتارشون باشن . خوبه توی زندگی همه چی متقابل باشه ، حتی اعتماد ، حتی تذكر و راهنمایی . شما روی اعتماد به نفستون بیشتر كار كنید . من رو خواهرتون بدونید چون حدود 14 سالی از شما بزرگتر هستم .

    Nazi

    سلام من نازی هستم 19 سالمه من چند ماهی است كه هیچ انگیزه ای برای زندگیم ندارم مادر و پدرم جدااز هم زندگی میكنن و من و خواهر كوچیكم با مادرم زندگی میكنیم.از شرایطم راضی نیستم همش یه گوشه میشینم و بعضی وقتا اینقد دلم میگیره كه گری میكنم من ورزشكارم ولی دیگه دوست ندارم رشتمو ادامه بدم هیچی خوشحالم نمیكنه حوصله هیشكی رو ندارم دوست ندارم با كسی ارتباطی داشته باشم به مادرم میگم افسرده شدم مسخرم میكنه و میگه داری تلقین میكنی و ... چیكار كنم خستم ...

    سلام.گاهی بی ‌حوصله می‌شویم و آن شادابی و فعالیت گذشته را نداریم.اما این نامش افسردگی نیست.هرچند در جامعه به هر خُلق پایینی برچسب افسردگی می‌زنند.پس شما افسرده نیستید.افسرده فاكتورها و نشانه‌های مخصوص به خودش را دارد.بزرگترین دلیل حرفم ،‌كمك خواستن شماست كه اقدام كرده‌اید برای مشاوره و این خیلی خوب‌است. اما شما نارحتید كه مثل چند وقت پیش خودتان نیستید كه باید علتش پیدا شود .خودتان باید یكی‌یكی بررسی كنید.آیا تصمیم داشته اید كه به نتیجه نرسیده‌اید؟ آیا بتازگی بحثی با كسی داشته‌اید درباره هستی و وجود و زندگی؟ آیا تصمیمی دارید كه گمان می‌كنید ناتوانید در رسیدن به آن؟ آیا ریتم زندگی‌تان تغییری داشته‌است؟ آیا از اطرافیانتان كسی باعث برانگیختن حسادت شما شده‌است؟و... گاهی ساده‌ترین و بی‌ارزش‌ترین علت از نظر دیگران و حتی خودمان،‌می‌تواند ما را خموده و ناراحت و رنجیده كند.شما ورزشكار هستید و موفق بوده‌اید پس خیلی ارتباطی به جدایی والدین‌تان ندارد،‌زیرا امروز جدا نشده‌اند و در جدایی آنها شما گام‌های موفقیت را برداشته‌اید.پس باید برای تغییر این شرایط برنامه‌ریزی كنید.این را به عنوان تكلیف درمانی بدانید. شما باید در روز قدم بزنید آن هم در آفتاب.حتی نیم ساعتی در آفتاب بنشینید. ورزش روزانه را فراموش نكنید. كار جدیدی را شروع كنید.این كار هر چه می‌تواند باشد مثل رفتن به كلاس هنری،‌درسی،‌ورزشی ،‌غذا دادن به حیوانات،‌رفتن به خیریه‌ای،‌كتاب‌خواندن،‌نوشتن یادداشت‌های روزانه و...به مرور به این فعالیت‌هایتان اضافه كنید.هدف‌های كوچك قابل دسترسی تعیین كنید.هدفی مناسب علاقه‌تان و اینكه شرایط رسیدنش برای شما فراهم باشد.اگر بر این تمرین‌ها استمرار داشته باشید متوجه تغییرات می‌شوید. اما توصیه نهایی و مهم اینكه از مشاوره حضوری بهره ببرید.اجازه دهید روان‌شناس د رجلسات حضوری ریشه ‌یابی كند و سپس برابر با آنها روش درمانی خود را اجرایی كند.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    ارغوان...

    با سلام و عرض ادب .خانمی هستم 30ساله كارمندیكی از ادارات.با همسرم همكار هستیم اما تا الان محل كارمون ازهم جدابود.اخیرا درحال انتقال به اداره ای هستم كه همسرم نیزدراونجا حضور دارند.با وجود اینكه من در ارتباطاتم حد و حدودمو رعایت میكنم اماذهنیت ایشون نسبت به اون محیط منفیه و دائما در حال تذكر دادن به منه كه تو خیلی تجربه نداری اومدی اونجا باید مراعات همه چیو بكنی من اونجا عزت و آبرو دارم اونجا محیطش خوب نیست به كسی باج نده بخاطر ترفیع كار تن به هر خواسته ای نده من اونجا دائما كنترلت میكنم و چپ بری راست بری حواسم بهت هست و ازین موارد ...و از طرفی هم دارم به چشم میبینم كه تموم تلاششو داره میكنه كه من انتقالم انجام بشه اما من با وجود اینكه با انتقالم به اون محیط ارتقا شغلی دارم نگرانی شدیدی نیز دارم چرا كه حاضر نیستم به هییییچ قیمتی حتی یك لحظه رابطه خوبم با همسرم خدشه دار بشه و آرامشمون و از دست بدیم چون اولویت اول زندگیم ارتباطم با همسرمه واینكه بهای سنگینی دادم بخاطر ترمیم ارتباطاتمون.خواستم لطفا راهنماییم كنید بهترین راه حلو .درخواست انتقالو قبول نكنم ؟یا اینكه نحوه برخوردم با ایشون چطور باید باشه ؟نگرانم چالش نداشته باشیم هرروز و مورد مواخذه قرار نگیرم بخاطرمعاشرت باهمكارانم.ممنون میشم مشاوره بدید

    سلام. ایشان تمام دل‌نگرانی‌هایشان را دارند با شما در میان می‌گذارند.چون تا الان در یك محیط نبوده‌اید و حالا قرا است تجربه جدید داشته باشید.در ضمن ایشان فكر می‌كنند نكند تمام حركات و رفتار و سخنان منزل به سركار كشیده شود و آبرویشان پیش دیگر همكاران برود.ایشان تصور می‌كنند اگر آنجا بروید و همكار دیگری به شما نگاه كند ،‌نمی‌تواند خودش را كنترل كند و تاب بیاورد.ایشان فكر می‌كنند نكند شما نسبت به او پیشرفت و موفقیت بیشتری داشته باشید.ایشان فكر می‌كنند نكند پشت سرتان حرف بزنند.ایشان تصور می‌كنند اگر كسی به شما تذكر بدهد و دعوایتان كند ،‌چگونه باید برخورد كند و...ببینید چقدر احتمال و فكر وجود دارد.همین ها باعث دل‌نگرانی و استرس می‌شود. چون اتفاقی جدید و ناشناخته است. در صورتی كه وقتی اتفاق بیفتد اینقدر تبعات نخواهد داشت. شما به مسیر خودتان ادامه دهید.اگر برای ارتقای شغلی‌تان خوب است منتقل شوید؛ من دقیقا نمی‌توانم جای شما تصمیم بگیرم. اگر فكر می‌كنید تغییر زیادی نخواهید داشت،‌ همینجا بمانید.باید سود و زیان این انتخاب را بنویسید.ببینید كدام بهتر است.اگر منتقل شدید بیشتر مراقب باشید. شایدلازم باشد در انتخاب همكار و دوست در محیط جدید دقت بیشتری كنید. سعی كنید حساسیت همسرتان را تحریك نكنید. طبق گفته خودتان مراحل سختی را گذرانده‌اید و به آرامش رسیده‌اید،‌پس حتما می توانید این مرحله را نیز با موفقیت بگذرانید. هر زمان كه مشكلی پیش آمد با همسرتان در آرامش صحبت كنید.شما می‌دانید چگونه‌اید و از درونیات خودتان آگاهید ،‌اما همسرتان به مسائل پیش نیامده می‌اندیشد و برای خودشان داستانسرایی می‌كنند.حق بدهید و خودتان را جای ایشان بگذارید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشدروان‌شناسی بالینی