مشاوره

  • امیرحسین - یکشنبه 23 شهریور 1393

    سلام و خسته نباشید
    آیا زن اول میتونه زن دوم رو قانونی از زندگیش بیرون كنه؟
    چطوری راه حل بگین لطفا
    این سوال واسه خواهر خانومم پیش اومده
    مدتی هست خانم من متوجه شده شوهر خواهرش ازدواج كرده
    از همون موقع زندگیشون تلخ شده
    اول تصمیم گرفت خواهرم طلاق بگیره و از زندگی اون مرد بره ولی بخاطر ابروی خودش و خونوادمون این كار رو نكرد و به شوهرش گفته اون زن رو طلاق بده تا بمونم
    ولی شوهر خواهرم ادعا میكنه عقد دائم كرده و صد سكه هم مهریه ی اون خانمه ست و نمیتونه طلاقش بده
    روحیه ی خواهرخانمم خیلی داغونه
    حالا میخوایم بدونیم واقعا نمیشه اون زن رو طلاق بده ؟
    اگه میشه چطوری اینكار رو بكنیم؟راه قانونی اون چیه؟
    مگه نباید رضایت زن اول برای ازدواج مجدد باشه ؟
    وقتی خواهر خانمم رضایت نداشته امكانش هست اون عقد اشكال داشته باشه؟
    با تشكر ازشما

    جام جم سرا

    متاسفانه این امكان برای همسر اول وجود ندارد و به صرف ازدواج مجدد زوج بدون اطلاع همسرش فقط امكان طلاق برای همسر اول پیش بینی شده است با این توضیح كه در صورت تقاضای طلاق توسط زن، مرد می‌بایست تمامی حق و حقوق مالی زن را پرداخت كند و او را طلاق دهد.
    از لحاظ شرعی عقد دوم فاقد اشكال است اما از لحاظ قانونی ضمانت اجرای آن موارد فوق است.

  • سامان علیزاده - یکشنبه 23 شهریور 1393

    با سلام
    مردی 30 ساله هستم كه 6 ماه از ازدواجم میگذرد.متاسفانه در انتخاب همسر دچار یك انتخاب اشتباه شده ام.همسرم از لحاظ اخلاقی و رفتاری تقریبا مطلوب من می باشد اما برای من جاذبه ظاهری ندارد.چهره و ظاهرش برایم دلنشین نیست.حتی از لحاظ جنسی نسبت به ایشان تحریك نمی شوم.اتفاقا احساس نیاز جنسی دارم اما به همسرم كه می رسم سرد می شوم.هیچ جذابیتی برای من در این ازدواج وجود ندارد.عشق بعد از ازدواج برای من حاصل نشده است.آیا به نظر شما طلاق راه خوبی برای من می باشد؟؟؟؟

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده: طلاق آخرین راه حل ممكن است و هرگز ما توصیه به این امر نمی‌كنیم. یادتان باشد شما عاشق و شیفته محسناتی از همسرتان شده‌اید كه چهره شاید نازیبای او را كتمان می‌كرد. شما مسئول انتخاب خود هستید و هرگز جایز نیستید كسی را كه دیده‌اید و شناخته‌اید و اكنون نیز اذعان به این مطلب دارید كه «همسرم از لحاظ اخلاقی و رفتاری تقریبا مطلوب من می‌باشد» را به خاطر فقط زیبایی ترك كنید. همسر شما زمانی كه پیش رویتان قرار گرفته است با‌‌ همان چهره حاضر شده است شما حواستان كجا بوده كه اكنون بعد از گذشت مدتی از ازدواج یاد این معیار ازدواج خود افتاده‌اید؟ بویژه آن كه معیار زیبایی یكی از سطحیترین معیارهای ازدواج محسوب میشود. شایسته نیست همسر شما تاوان چشم‌های بسته شما را بدهد، چرا كه پشت آن چهره، فطرت كاملا پاك و معصوم زنانه‌ای خفته است كه با هزاران امید راهی خانه بخت، كه شما باشید، شده است؛ دوست گرامی شما مسئولئید! مسئول انتخاب خود. دست از خودخواهی بردارید و از نگاه عاقلانه و منصفانه به این موضوع نگاه كنید.
    اما تمایل جنسی شما به همسر قابل بررسی است. شما در اغارین روزهای ازدواج به لحاظ جنسی چگونه بوده‌اید؟ كثرت و قلت این رابطه برای روان‌شناسان معنادار است. تمایلات اولیه و رابطه جنسی موفق در روزهای ابتدایی ازدواج نشان دهنده آن است كه علتی به غیر از ظاهر و زیبایی همسر در این امر دخیل است كه بهتر است با كمك یك روان‌شناس در جستجوی كشف علت اصلی و درمان قطعی آن باشید و سعی كنید با فرافكنی مشكل به صورت عدم رضایت از ظاهر همسرتان، از آن فرار نكنید. اگرچه ممكن است علت اصلی سردی شما، نازیبایی همسرتان باشد اما یادتان باشد همسر امروزتان‌‌ همان معشوقه دیروزتان است كه برای وصال با او به خواستگاری اش رفتید. حتی اگر تمایل به وصلتان، برای ارضا و تشفی امیال جنسیتان بوده باشد. همسرتان بازیچه نیست و نباید باشد.
    لذا توصیه می‌كنیم به اصلاح و بازسازی نگرش خود به همسرتان بپردازید و بپذیرید زیبایی ظاهر همسر، مهمان یكی دو روز خانه هر مردی است كه پس از گذشت زمان، عادی خواهد شد و جلوه‌های اولیه آن كاهش خواهد یافت. شما می‌توانید روی دیگر قضیه را نیز تصور كنید: همسرتان را طلاق دادید و با زنی زیبارو ازدواج كردید كه محسنات اخلاقی یك زن اهل زندگی را نداشت؛ چه خواهید كرد؟ آیا دوباره نخواهید گفت چه كنم و چطور است كه طلافش دهم؟ این موضوع را هم در ذهنتان بررسی كنید كه اگر همسرتان تمام ویژگیهای خوب شما را كنار میگذاشت و به دلیل احساس زیبا نبودن شما میل به طلاق پیدا میكرد، آن گاه شما چه احساسی داشتید؟ با خودتان نمی گفتید چرا آن همه خوبیهای مرا نمی بیند و مرا بر اساس ظاهرم قضاوت میكند؟ در این تفكر طلاق دادن همسر بسیار تامل كنید و مانند انتخاب همسرتان عجولانه و بدون در نظر گرفتن منطق پیش نروید.

  • ناشناس - یکشنبه 23 شهریور 1393

    با سلام خدمت دست اندركاران جام جم سرا از مدیر مسئول ، سردبیر و معاونین محترم این سایت خواهشمندم قبل از اینكه به پاسخگویی مشكلات هموطنان عزیزمان بپردازید . لزوما مدارك تحصیلی معتبر و سابقه كاری مشاوران و متخصصان پاسخگو را به عین بررسی فرمایید . این راه كار موجب موفقیت بیشتر و روزافزون شما عزیزان جام جم سرا و همچنین سبب ارایه راه حل های مثمر ثمرتری برای مراجعین این سایت خواهد شد . به امید موفقیت روزافزون .

  • حمید - یکشنبه 23 شهریور 1393

    با سلام
    مدتی است با همسرم دچار مشكل هستم . احساس میكنم من را دوست ندارد و به زور برایم نقش بازی میكند . تازه دیشب برایم درد و دل میكند كه فكر میكردم با تو خوشبخت میشوم اما تو باعث بدبختی من هستی من میخواهم كنار مادرم باشم چراكه مادرم در گذشته بسیار سختی كشیده است و من احساس میكنم باید در كنار او باشم و خدمتی به او بكنم . همسرم گذشته دردناكی داشته و من تازه از این موضوع مطلع شدم . رفتار های بد پدرش در برخورد با خانواده خیلی سهمگین بوده است . حالا من و زندگی من بین گذشته همسرم و افكار او گیر كرده است .. هر انتقادی از رفتار بد او باعث زنده شدن یك خاطره بد از گذشته اش یا ارتباط دادن من با یكی از رفتار پدرش و یا اتفاقات بد گذشته اش میشود . نمیدانم چكار كنم ...
    لطفا مرا راهنمایی كنید
    با تشكر

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده: منظورتان از نقش بازی كردن همسرتان چیست؟ آیا به راستی او برای شما نقش بازی می‌كند یا اینكه شما از تلاطمات درونی او مطلع نیستید و رفتارهای برخاسته از این حالت او را به خود نسبت می‌دهید و گمان می‌كنید از میزان علاقه او به شما كاسته شده است؟
    بهتر است بدون هیچ تعصب و سوگیری خاص و پیشداوری با همسرتان به گفتگو بنشیند و منظور او را از اینكه می‌گوید: «فكر می‌كردم با تو خوشبخت می‌شوم اما تو باعث بدبختی من هستی»، و یا اینكه «چرا دوست دارد كنار مادرش باشد و به او كمك كند» و یا اینكه رفتار شما به چه گونه‌ای است كه «باعث زنده شدن یك خاطره بد از گذشته‌اش می‌شود و رفتار شما را با یكی از رفتار پدرش و یا اتفاقات بد گذشته‌اش ارتباط می‌دهد» و... در یابید.
    البته كشف علت این تفكرات شاید بسیار تخصصی باشد و شما مجبور به مساعدت بیشتر یك متخصص باشید اما بنابر فرمایشتان انچه كه در مورد همسر شما مبین و آشكار است چیزی جز احساس یاس و گناه، عذاب وجدان و ترس از آینده و نگرش منفی به مردان نیست كه بی‌تردید نشان از گذشته دردناك همسرتان داشته (همان طور كه خودتان ذكر كرده اید) و هم اكنون، آن را به صورت افسردگی بروز داده است. به دنبال كمك حرفه‌ای باشد و با ارجاع همسرتان به روان‌شناس سعی كنید سریع‌تر درصدد درمان اساسی برآئید و ازپیشروی مساله تا زمانی كه بیش از این شدت نگرفته، جلوگیری كنید. قطعا درمان همسر شما قابل اجراست و شما در این مسیر نقش حمایت كننده و پشتیبان را خواهید داشت.

    چند توصیه:
    * همسرتان را بسیار در اغوش بگیرید و او را نوازش كنید. با این رفتار‌ها تا حدودی می‌توانید حس امنیت و آرامش به او القاء كنید.
    *سعی كنید او را ساعاتی از روز نزد مادرش ببرید و اجازه دهید چند ساعتی مادر و دختر با هم خلوت كنند. البته به این نكته توجه داشته باشید كه مادر مسبب اصلی احساس گناه و عذاب وجدان همسرتان نباشد، چرا كه در این شرایط بجای بهبود شرایط وخیم‌تر خواهد شد.
    *او را ملزم كنید در برخی از كلاسهای آموزشی و ورزشی شاد و مفرح چون نقاشی كشیدن، شنا كردن، ایروبیك و... ثبت نام نماید.
    *ساعاتی از روز را كنارهم و دست در دست هم به پیاده روی بروید و راجع به خودتان و خوشایندی‌هایتان صحبت كنید.
    *تمرین كنید كه به صحبت‌های همسرتان گوش دهید، فقط گوش دهید و تا زمانی كه او خواستار جواب نیست به دنبال بیان راه حل و جواب نباشید. اما برای انكه همسرتان متوجه همسویی و توجه شما به صحبت‌هایتان بشود، گاهی از حرفهای او پرسش كنید و یا بگوئید منظورت چنین است؟ درست متوجه شدم یا نه؟
    * همدلی و همراهیتان را ثابت كنید. با افسردگی همسرتان مقابله نكنید فقط اجازه دهید هیجانات منفی ابراز شوند و از میزان سیاهی آن كاسته شود. شما می‌توانید با بیان «چقدر سخت بوده»؛ «درد بسیاری كشیدی»، «من هم بودم ناراحت میشدم» و... همدل بودنتان را به همسرتان نشان دهید. ابراز حس همدردی می‌تواند كمك شایانی به همسرتان كند.
    * بر این حالت روحی همسرتان صبور باشید و در قبال بیقراری رفتاری و تفكری همسرتان بیتابی نكنید و رفتار و گفته‌های او را به خود زیاد جدی نگیرید. توهین، نیش و كنایه، تمسخر، سرزنش كردن و... همسرتان از ته دل و به قصد ازار شما نیست. او تنها بخاطر حالات مشوش درونی‌اش رفتارهای نامطلوب نشان می‌دهد. دقت داشته باشید كه نمی‌گوئیم هیچ نگویید و مهر سكوت بزنید؛ می‌گوئیم رفتاری نكنید كه بر وخیم شدن شرایط دامن بزنید. مثلا به جای پرخاش در مقابل رفتارهای اشتباه همسر، سعی كنید اتاق را ترك كنید و دلخوریتان را به نحوی بروز دهید كه تنها او متوجه ناراحتی شما شود، تنبیه در حدی كه همسرتان متوجه شود و متنبه شود كافی است. هرگز مساله را كش ندهید و اصرار به تائید كردن و اثبات درستی فكر و رفتار خود نداشته باشید؛ در این شرایط فعلی روحی همسرتان اگر شما هم در صدد ابراز وجود و تائید خود باشید زندگیتان به چالش اساسی برخواهد خورد و مشكل بر روی مشكلات انباشته خواهد شد. تكرار میكنم كه حتما از مشاوره حضوری یك روانشناس مجرب تا كار شدت نگرفته بهره ببرید.

  • مهدی - یکشنبه 23 شهریور 1393

    با سلام و عرض خسته نباشید
    من و همسرم 1سال است كه ازدواج كردیم ولی متاسفانه با هم سازگاری نداریم .برای جدایی چه كارهایی باید انجام دهیم.مهریه 400 سكه طلاست .چگونه باید پرداخت كنم ؟یا می توانم پرداخت نكنم؟چه پرداختهایی به غیر از مهریه باید انجم دهم؟من یه واحد آپارتمان دارم كه سندش به نامه منه ولی كله پوله آپارتمان رو بابا و داداشم داده اند .ایا می توانم این آپارتمان را به برادر و پدرم برگردانم؟
    شرایط و نحوه اعمال پرداخت مهریه به صورت اقساطی به چه نحوی می باشد؟
    با تشكر از راهنماییتان

    جام جم سرا

    مهریه تحت هر شرایطی به عهده مرد است و صرفاً در صورت بذل (بخشش) آن از سوی همسر قابل پرداخت نیست. ضمناً بجز مهریه اگر همسر شما نفقه زمان زوجیت هم از شما طلب داشته باشد می‌تواند آن را مطالبه كند. این به آن معنی است كه در این یك سال شما هزینه‌های زندگی را پرداخت نكرده باشید.
    آپارتمانی كه به نام شما است جزو دارایی شما محسوب می‌شود و می‌تواند توسط همسرتان از طریق ثبت توقیف شود اما به بازگرداندن آن به پدر و برادرتان فكر نكنید زیرا ممكن است به عنوان «معامله به قصد فرار از دین» مجرم شناخته بشوید.
    اگر آپارتمان شما كفاف مبلغ مهریه را ندهد برای پرداخت الباقی مبلغ باید به دادگاه دادخواست «اعسار» و تقسیط مهریه بدهید.
    بهترین راه برای جدایی طلاق توافقی است كه هم كمترین زمان را از شما می‌گیرد و هم كمترین هزینه. البته این بدان شرط است كه زوجین تا پایان (روز جاری شدن صیغه طلاق) بر سر توافق خود استوار باشند.

  • نگارا - یکشنبه 23 شهریور 1393

    من 9ماه عقد كردم . 1/5 ماه هم هست عروسی تو این مدت 9 ماه همش زود از كوره در میرم
    مهربونم ولی همش شوهرمو اذیت می كنم جایی هم زندگی می كنم كه مشاوره نداره
    هرچی میگه به كل كل و مشاجره از طرف من منجر میشه خیلی خوبه و خوش اخلاق (شوهرم) ولی من ....چیكار كنم؟

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده: از كوره در رفتن به چه معناست؟ اذیت كردن شوهر یعنی چی؟ بر سر چی مشاجره می‌كنید؟ و.... صحبت‌های شما بدون توضیح است و مرا برای مشاوره مناسب كمی سردرگم می‌كند اما با این حال به شما توصیه می‌كنیم با پزشكی مشورت كنید تا یك چكآپ كامل شوید ممكن است مشكلات جسمی مثل تئروئید یا عدم توازن سایر هورمون‌ها باعث خشم نابجای شما می‌شود. پس از اطمینان از سلامت جسمی، می‌توان گفت كه شما عادت به بدرفتاری دارید و باید آن را تغییر دهید. بدین منظور جدولی برای خود با مولفه‌هایی كه در زیر بیان می‌شود، فراهم كنید. با تهیه این چك لیست شما می‌توانید شرایط خشم و عصبانیتتان را برای خود تعریف كنید.
    ابتدا باید علتهای خشم خود را بیابید و بدانید چرا عصبانی می‌شوید؟ به دیگر سخن خشم خود را زیر سوال ببرید و رفتارهای خشمناك خود را تعریف كنید: وسیله‌ای را پرت می‌كنم، داد می‌زنم، فحش می‌دهم، و....
    با این ترفند شما به رفتارهای خود آگاهی خواهید یافت و از شدت، نوع و علت خشم خود مطلع خواهید شد، بی‌تردید وقتی علت و شدت خشمتان را بیابید نصف درمان بطور قطع انجام شده است:

    موقعیت: چه كار می‌كردید و یا درباره چه چیزی فكر می‌كردید؟
    هیجان: چه احساسی دارید؟ میزانش چقدر است؟ (۱۰۰-۰ درصد)
    علت: به چه دلیل عصبانی شدم و از كوره در رفتم؟
    رفتار: چه رفتاری انجام دادم یا دوست داشتم انجام بدهم؟ به چه دلیل؟
    نتیجه رفتار: بعد از انجام رفتار فوق، چه شد؟
    یك هفته رفتارهای خود را یادداشت كنید، در انتهای هفته شروع به بازنگری بكنید و ببنید چه رفتارهایی بسیار تكرار شده‌اند و علت تكرارشان چه بوده است آن‌ها را جداگانه بنویسید و با خود قرار بگذارید كه سعی خواهید كرد كه سه رفتار نامطلوب خود كه بیش از همه منجر به خشم و عصبانیتتان می‌شود را از خزانه رفتار‌هایتان حذف كنید (هرگز بیش از سه رفتار را انتخاب نكنید، اگر تعداد رفتار‌ها زیاد است پس از برطرف كردن مشكل از سه رفتار قبل، سه رفتار بعدی را انتخاب كنید). بهتر است برای هر رفتار نامطلوب چند راه حل پیشنهاد بدهید: مثلا بجای پرخاش كردن می‌توانستم معذرت خواهی كنم، سكوت كنم، به اشپزخانه بروم و...
    بعد از معین كردن چند راه حل جایگرینی، از این پس سعی می‌كنید در قبال رفتار نامطلوب خود یكی از آن رفتارهای مطلوب را انجام دهید.
    چند توصیه:
    *وقتی احساس خشم می‌كنید سریعا پا‌هایتان را با اب خنك بشوئید و یا به بهانه اجابت مزاج به دستشویی بروید. حتی گاهی نوشیدن یك لیوان آب خنك، می‌تواند كمك شایانی به كنترل خشمتان كند.
    * برای خود قانون بگذارید و خود را ملزم به اجرای راه حل‌های درست جایگزین كنید. همچنین با خود قرار بگذارید كه هر وقت رفتار مطلوب را انجام دهید خود را تشویق كنید و اگر باز رفتار نامطلوب را انجام دهید خود را تنبیه می‌كنید.
    *یادتان باشد شما نمی‌توانید یكشبه، ترك عادت چند ساله‌تان كنید، صبرداشته باشید و خود را ملزوم به تغییر بدانید و یقین داشته باشید با تمرین و ممارست بسیار می‌توانید با این عادت بدرفتاریتان مقابله كنید.
    *معذرتخواهی را تمرین كنید. بالاخص از همسرتان معذرتخواهی كنید تا اگر دلخوری از شما به دل دارد آن را برطرف كند.
    * از همسرتان و یا فردی معتمد كمك بخواهید. تمایل به تغییر خود را به او توضیح دهید و از او بخواهید كه حواسش به شما باشد و به هنگام عصبانیت، شما را متوجه وضعیت روحیتان بكند (با سوالاتی مثل این كه احساس خشم داری؟ عصبی شدی؟ و...) و یا آنكه راه حل پیشنهادی شما را برایتان گوشزد كند (مثلا بگوید بجای داد زدن، اتاق را ترك كن).

  • mehrdad - یکشنبه 23 شهریور 1393

    من مهرداد 27 سال سن دارم پدر و مادر حدود 15 سال است كه از هم جدا شده اند .كه من در طی این مدت نزد پدرم بودم اما پیش مادرم هم میرفتم خلاصه تا چند سال پیش پدرم سرناسازگاری گذاشت كه یجوری ازشرما خلاص بشه .اینم بگه كه من اهل رفیق بازی دود و این چیزها نیستم. تا اینكه كاری كرد من از خونه بزنم بیرون .خلاصه من الان خیلی تنها هستم در ضمن 1 خواهر دارم كه پیش مادرم هست مادرم هم منو خونه اش راه نداد واقعا تنها و افسرده هستم كم كم برای اینكه تنهاییم را پر كنم سراغ مواد رفتم . دوست دارم ازدواج كنم اما دستم خالیه كسی را هم ندارم كه حمایتم كنم.همش دارم به خودكشی فكر می كنم .لطفا راهنمایی بفرمایید ممنون.

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده: شرایط سخت زندگی شما بسیار قابل درك است و من نیز متالم و ناراحت از این وضعیت شما هستم. شما شرایط خود را مختصر و مفید مطرح كرده‌اید، اختصار كوتاه از زندگی شما بسیاری از مولفه‌های زندگیتان را برایم نامشخص باقی گذاشته است. اینكه می‌گوئید پدرتان سرناسازگاری با شما گذاشته‌اند، داستان از چه قرار بوده است؟ چرا مادرتان از پذیرش شما امتناع كردند؟ شرایط فعلی زندگیتان چگونه است؟ كجا زندگی می‌كنید؟ شدت اعتیاد شما به مواد چگونه است؟ و....
    از سوی دیگر، تمایل شما به ازدواج، میلی بحق و پسندیده است اما بدون رودربایستی باید بگویم بنابر گفته خودتان، با وجود اعتیاد، فعلاشایسته نیست برای این امر اقدام كنید. اندكی صبر پیشه كنید و برای درمان این وضعیت خود قدم بردارید. بی‌تردید شما دوست دارید با ازدواج غمی از دوش خود بردارید و تنها نباشید اما اگر امروز ازدواج كنید نه تنها غمی از دوشتان برداشته نمی‌شود بلكه بر مشكلاتتان افزوده می‌شود و روزگار زندگی پدر و مادرتان كه به هر دلیلی به جدایی كشیده شده، مجددا برای شما هم تكرار خواهد شد. شك نكنید طلاق و یا جدایی از همسر عاقبت ازدواج امروزتان خواهد بود. لذا، شما زمانی مجاز به ازدواج هستید كه اعتیادتان را ترك كنید و به زندگی عادی و سالم برگردید.
    توصیه می‌كنم به یكی از مراكز ترك اعتیاد بروید تا بتوانید از كمك‌های تخصصی آنان برای رهایی از دام این معضل خانمانسوز ‌‌نهایت بهره را ببرید. بی‌تردید مصرف مواد و نشئگی متعاقب آن برای چند لحظه‌ای شما را از تنهایی و افسردگی دور خواهد كرد اما بدانید مصرف این مواد، خود، دلیلی بر شدت زیاد افسردگیتان خواهد بود و تنهایی و درخود فرورفتگیتان را مضاف خواهد كرد. همت را عزم كنید و به پا خیزید. این شمائید كه می‌توانید به ادامه این زندگی غم انگیز دل ببنید و یا انكه آن را تغییر دهید و برای زندگی موفق و شاد‌تر گام بردارید. خود را دست كم نگیرید و برای وجود نازنین خود ارزش قائل شوید. یادتان باشد گذشته‌ها گذشته‌اند، بهتر است بار تجربه خود، از گذشته را بردارید و از تجارب آن عبرت بگیرید و برای بهبود زندگی آینده‌تان استفاده كنید. این شمائید كه اگر بخواهید می‌توانید دنیای زندگیتان را كن فیكون كنید.

  • فاطمه - یکشنبه 23 شهریور 1393

    سلام. من دو ساله كه عقد كردم شوهرمو خیلی دوست دارم اونم البته نشان داده كه دوسم داره اما اونطور كه شنیدم شوهرم تو مجردی خیلی كارا كرده و دوستان مونث زیادی داشته، حالا بعد از گذشت دو سال متوجه شدم كه همسرم با چند نفرشون پیامكی در ارتباطه حالا بیشتر از حد پیامكه یا نه نمیتونم ثابت كنم و اطلاعی ندارم...توی این دو سال ما مشكلات مالی جدی داشتیم و هنوز هم داریم و من توی این شرایط سخت پای زندگیم بودم و از هیچ كاری هم دریغ نكردم برای بهبود شرایط اما حالا از وقتی متوجه این موضوع شدم دلم سرد شده ازش و وقتی خیلی ناراحت شدم و حتی به روش هم آوردم اون ازم عذرخواهی كرد و گفت اشتباه كرده اما این كارا رو به خاطر اینكه ازشون پول طلبكار بوده كرده و چون شرایط مالیش بده این كارو كرده ولی من باور نمی كنم با اینكه همش میگه دوستت دارم و من بهتر از تو رو نمیتونستم پیدا كنم اما بازم باورش ندارم...بگین چیكار كنم؟؟ اینم بگم من نمیخوام كارم به طلاق بكشه...شوهرم تو شرایط سختی بزرگ شده، پدر و مادرش وقتی كه خیلی بچه بوده از هم جدا شدن و مجدد ازدواج كردند در حال حاضر هم پدرش به هیچ عنوان پشتیبان بچه هاش نیست و اینها تنها رو پای خودشون وایستادن...شوهر من هم به دلیل بلندپروازی و اینكه میخواد جلو كسی كم نیاره پاشو از گلیمش بیشتر دراز كرده و به مشكلات مالی بدی برخورد كرده...با همه این شرایط و اینكه من همجوره پاش بودم اما حس میكنم نسبت بهم بی وفا شده و شاید خیانتی در كار باشه...از طرفی زندگیمو دوست دارم...ممنون میشم راهنماییم كنیم كه به شدت فكرم مشغوله

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده: شدت علاقه شما به زندگی مشتركتان ستودنی و ارزشمند است اما هرگز بنیان زندگی مشتركتان را با حس ترحم و یا شك و تردید پایه گذاری نكنید چرا كه امروز، شما با هیجان و احساس موقت فعلیتان پیش می‌روید و واقعیت را نادید می‌گیرید اما فردا روز، بعد از ورود به زندگی مشترك، و پس از فروكش كردن هیجان، با عقل و منطق به میدان زندگی می‌روید و هیجان امروزتان را زیر سوال می‌برید و حقیقت‌های عیان شخصیت همسرتان را اشكار‌تر می‌بیند و درك می‌كنید، لذا، بهتر است هیجان مثبت خود را كنترل كنید و خودتان را با بیان جملاتی پای زندگیم ایستاده‌ام، فرزند طلاق است، بخاطر كم نیاوردن پیش دیگران زیر بار قرض رفته است و... فریب ندهید. با بیان این جملات كه همگی بوی رفاقت، محبت و علاقه می‌دهد ذهنتان را پر از هیجانات مثبت می‌كنید و در نتیجه علاقه‌تان را برای حفظ و یا شروع زندگی كه شاید چندان هم شایسته نباشد، بیشتر می‌كنید. كمی نگاه خوش بینانه را كنار بگذارید و حس نگرانی و استرسی را كه باعث شده برای ما ایمیل بزنید، در آغوش بگیرید و برای برطرف كردن آن حركت كنید. اینكه همسرتان را متهم به بی‌وفایی می‌كنید و می‌گوئید دلیلی بر این بی‌وفایی هم ندارید از نظر ما چندان شایسته و پذیرفتنی نیست، اما اگر او اعتراف كرده و این رفتار ایشان (ارتباط با جنس مخالف) به هر دلیل موجه و یا ناموجهی برای شما مستند شده است، سریعا با فردی دلسوز، متعمد و عاقل (فراموش نشود، هر سه خصوصیت لازم است، چون پای ابرو و آینده زندگی مشترك شما در میان است) كه ترجیحا بهتر است یكی از آشنایان نزدیكتان باشد مطرح كنید تا تحقیقات عمیق‌تر و گسترده تری را راجع به زندگی و شرایط فعلی نامزدتان انجام دهند. اگر تحقیقات حاكی از بی‌بندوباری اخلاقی بود، بی‌فوت وقت برای گرفتن طلاق اقدام كنید و به حرفهایی چون «من فقط تو را دوست دارم، بخاطر مسائل مالی با ان‌ها در ارتباطم و...» گوش فرا ندهید چرا كه پیش از این هم به شما قول داده بود كه دیگر با آن‌ها در ارتباط نباشد اما در تحقیق اخیرتان متوجه شده‌اید كه ایشان وفای به عهد نكرده‌اند. پس دادن فرصت به ایشان، كمی دور از عقل است و حاصلی جز ابطال وقت و جوانی شما ندارد. امروز شاید اصلاح شود اما فردا روز، زمانی كه شاید برای متاركه دیر شده است، این عادت رفتاری ممكن است مجددا تكرار شود. از سوی دیگر با توجه به آنكه فرموده‌اید ایشان فرزند طلاق هستند قطعا ایشان از تاملات این حادثه بی‌تاثیر نبوده‌اند لذا، حضور شما و ایشان در یك مركز مشاوره و انجام تستهای شخصیتی الزامی است. شاید ایشان گزینه مناسبی برای ازدواج با شما نباشند.
    هشدار جدی من به شما این است كه با احتمال پنجاه به پنجاه وارد زندگی نشوید. همچنین یك توصیه جدی دیگر آن كه، اگر تا به امروز دوشیزه بوده‌اید، سعی كنید دوشیزگی خود را كماكان حفظ كنید اما اگر باكره نیستید، بعد از محرز شدن روابط همسرتان، باكره نبودنتان را با خانواده مطرح سازید و از ان پس تن به رابطه ندهید و بسیار مراقبت شده پیش بروید. اما اگر جواب تحقیقات منفی بود و هیچ دلیلی بر فساد اخلاقی ایشان مشخص نبود، سعی كنید با افكار منفی خود مبارزه كنید و به طور منطقی با افكار مزاحم و منفی خود بجنگید. یادتان باشد كه شما تحقیق كرده‌اید و هیچ دلیلی برای اثبات گناهكار بودن همسرتان نیافته‌اید. پس بی‌دلیل او را روزی هزار بار به خاطر گناه ناكرده بالای دار نفرستید و خود را نیز ازار ندهید. فراموشتان نشود اصرار و تاكید شما به این افكار منفی بی‌تردید یك زمانی در رفتار و گفتارتان تجلی می‌یابد كه ممكن است منجر به مشاجره و زندگی تلختان شود و یا آنكه تهمت شما به همسرتان، او را جری كرده و به انجام كاری كه تنها در فكر شماست، ترغیب نماید، اینجاست كه باید بگوئیم خودتان باعث ارتكاب این رفتار اشتباه در همسرتان شده‌اید.

  • زهره - شنبه 22 شهریور 1393

    سلام . من كودكی 11 ساله پسر دارم كه خیلی لج بازه و هر چیزی ببینه می خواد . چند روز پیش سماجت كرد گه گوشی موبایل پیشرفته می خواد . براش خریدیم . الان پاشو كرده تو یك كفش كه مودم و اینترنت می خواد در حالی كه من می دونم براش مضره ولی بد قلقی می كنه . لطفا ما رو راهنمایی كنید

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده: بخشی از لجبازی فعلی فرزند شما نشات گرفته از یك عادت فراگرفته از دوران كودكی است (شاید سابقا با این ترفند سریع‌تر می‌توانسته شما و پدرش را مغلوب گرداند و به اهدافش دست یابد) و بخشی دیگر بخاطر ورود به دوران پیش نوجوانی است كه حرف نشنوی، لجبازی و تضادورزی با منابع قدرت از خصیصه‌های اصلی ورود به این دوران است.
    در اولین گام بهتر است توجه خود را بر الگوهای سرمشق گیری فرزندتان معطوف كنید. آیا شما و یا پدرش چنین خصیصه‌ای دارید و با لجبازی و به اصطلاح «پا در یك كفش كردن» و عاصی كردن مخاطب خود، سعی می‌كنید به اهدافتان دست یابید یا خیر؟ آیا دوست فرزندتان یا یكی از آشنایان و اطرافیانتان چنین خصیصه‌ای دارد كه فرزندتان از آن الگوبرداری كرده است یا خیر؟ اگر جوابتان مثبت است در ابتدا سعی كنید شدت این رفتار در الگوی سرمشق گیری كاهش دهید و یا آنكه فرزندتان را از آن الگوی سرمشق گیری (دوست و آشنایان) دور كنید تا از میزان تاثیرپذیری او كاسته شود.
    در دومین گام، بررسی كنید كه علت این همه باج و رشوه دادن به فرزند چیست؟ آیا از داد و فریاد او خسته می‌شوید؟ ایا از تكرار مدام خواسته از جانب او حوصله‌تان سر می‌آید و به ستوه می‌آئید و سعی می‌كنید با فراهم كردن خواسته او، از دستش خلاص شوید؟ آیا از روی ترس و یا باورهایی چون عقده‌ای بار نیاید، و... تن به خواسته‌های نا‌معقول او می‌دهید؟ و... علت هر آنچه باشد، تنها یك نتیجه دارد و ان این است كه فرزندتان بر شما غالب است و می‌تواند شما را كنترل و اداره كند. عدم مدیریت در رفع نیازهای بجا و یا نابجای كودك، باعث شده است كه پرتوقع و بی‌مسئولیت بار آید و والدینش را افرادی تعریف كند كه موظفند در اسرع وقت به تمایلات منطقی و غیر منطقی او تن دهند و رفع نیاز او كنند.
    تا دیر نشده، از این مسیر اشتباه بازگردید!
    از تكنیك نظم موثر كمك بگیرید: این تكنیك دو قانون دارد، در قانون اول شما و همسرتان در رفتار با فرزندتان باید ثابت قدم باشید، به دیگر سخن شما و همسرتان باید در مورد كارهایی كه فرزندتان مجاز به انجام است و مجاز نیست هماهنگ باشید. چه بسا عدم هماهنگی والدین با یكدیگر باعث می‌شود كه فرزند از آن سواستفاده كند و با راضی كردن والد موافق با خود، به هدف خود دست یابد. از سوی دیگر یك روش برخورد برای مقابله با سرپیچی كودك در نظر بگیرید و در این مورد هم با همسرتان هماهنگ شوید. وقتی فرزندتان كار خطایی انجام می‌دهد نباید یكی از شما او را دعوا كنید و دیگری از او حمایت كند. مثلا شما بگوئید: «چقدر پرتوقع هستی و نمی‌توانم مودم برایت تهیه كنم» اما همسرتان بگوئید: «مامانت راست می‌گوید ولی سعی می‌كنیم برایت به زودی فراهم كنیم»؛ این تضاد برخوردی فاجعه آمیز است و از ناپسند‌ترین شیوه‌های تربیتی است.
    قانون دوم این اصل می‌گوید: وقتی كودك لجبازی می‌كند آرام اما محكم و ثابت قدم باشید. یعنی در مقابل رفتارهای نامطلوب كودك عكس العمل مثبت و منفی نشان ندهید. كاملا بی‌تفاوت باشید و خود را بی‌توجهی بزنید، به این طریق به او می‌فهمانید شما درخواست‌های این گونه او را نادیده می‌گیرید و برایش ارزش قائل نیستید. محكم و ثابت قدم باشید و اجازه ندهید فرزندتان شما را مغلوب كند و مجبور به انجام خواسته خود كند یعنی اگر به او گفته‌اید تا یك ماه آینده حاضر به تهیه مودم نیستید، هرگز از موضع خود پایین نیائید و حرف خود را تغییر ندهید مثلا «امروز نگوئید نمی‌خرم اما فردا بگوئید بگذار با پدرت صحبت كنم ببینم چه می‌شود».
    یادتان باشد قانون قانون است و به هیچ وجه قابل اغماض و چشم پوشی نیست. با اجرای این اصل، فرزند شما خواهید فهمید كه عادت قبل، دیگر پاسخگو نیست و او را به هدفش نمی‌رساند قطعا به دنبال روشی دیگر خواهد بود كه در این موقعیت نیز، نوع رفتار شما بسیار مهم است سعی كنید مدیریت را بدست بگیرید و شما تعیین كننده امور باشید نه فرزندتان. بهتر است به او راه حل نشان دهید نه اینكه او را مجبور به اطاعت از امر خود كنید. چند گزینه انتخابی برای او مطرح كنید و بگوئید از بین این گزینه‌ها مجاز به انتخاب هستید و ما هم ان را می‌پذیریم (البته اگر باز لازم است می‌توانید برای راه حل‌های پیشنهادی خود یك تبصره هم بگذارید). با این كار، با یك تیر دو نشان زده‌اید یك سبك تربیتی قاطعانه را در مورد فرزندتان اجرا كرده‌اید وشان والدینی خود را حفظ نموده‌اید دوم آنكه به كودكتان فهمانده‌اید كه حد و حدودش چیست و چگونه باید در این حدود رفتار كند.
    مسئولیت به او بدهید: شما نباید او را پرتوقع بار آورید بلكه باید به او این امر را تفهیم كنید كه برای براوردن نیاز‌هایش گاهی لازم است خودش دست بكار شود و برنامه ریزی كند. مثلا «می‌توانید به او بگوئید كه من موبایل را تهیه كرده‌ام ولی حالا نوبت توست كه با پس انداز پول‌های ماهیانه‌ات، مودم را تهیه كنی».
    تنبیه گاهی ضروری است:
    نه بسیار سهل گیر باشید نه بسیار خشن، هر دو عملكرد، نتایج نامطلوبی دارد.‌‌ همان طور كه پیش‌تر گفته شد به كودك چند راه حل نشان دهید و به او حق انتخاب دهید. به او فرصت انتخاب دهید و هرگز سریع به خواسته‌های او جواب منفی ندهید زیرا در این صورت نمی‌تواند تصمیم بگیرد و نظر بدهد. اگر چه ممكن است كودك شما طبق روال قبل رفتار كند و بر سر خواسته خود پافشاری كند در این صورت برای مهار رفتار او پیشنهاد می‌دهیم كه:
    ارام، محكم اما قاطع به او بگوئید به رفتارش خاتمه دهد و دوست ندارید كه این رفتار تكرار شود چون ان را به هیچ وجه نمی‌پذیرید. اگر از كار خود دست برنداشت و همچنان ادامه داد به او اخطار بدهید و از عواقب كارنامطلوبش آگاهش كنید به او بگوئید «اگر به كارش ادامه دهد، تنبیه خواهد شد». اگر باز گوش نكرد و رفتار غلط ادامه یافت او را تنبیه كنید. تنبیه محروم سازی بهترین است او را برای ساعاتی مشخص از انجام كاری دلخواه (بازی كامپیوتری، موبایل و...) محروم گردانید.

  • مژگان - شنبه 22 شهریور 1393

    سلام . ممنون كه این بخش رو راه اندازی كردید . مدتی است در زندگی مشترك من مشكلی پیش آمده و آن این است كه همسرم بدون مشورت و اطلاع من بخشی از حقوقش رو صرف مشكلات مالی خواهر و برادرش می كنه ، من اصلا حرفی ندارم برای این كار . ولی می گم خوبه من هم در جریان باشم ولی او می گه خودم كار كردم ، پول خودمه . دوست دارم هر طور بخوام خرجش كنم . بدتر اینه كه خود ما گاهی نیازهایی داریم كه برای انجام آنها با مشكل مالی مواجهیم . مثلا ماشین لباسشویی نیاز دارم ، ولی همسرم می گه فعلا دستم تنگه اما هزینه صاف كاری برادرش رو پرداخت می كنه . همین موضوع همیشه باعث ناراحتی ما می شه . لطفا مشاوران شما به من بگن كه من چگونه باید با این مشكل برخورد كنم .

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده: بهتر است به سوالات زیر، بدون سوگیری و پیشداوری منفی پاسخ دهید:
    *همسرتان چندمین فرزند خانواده است و آیا در قبال آن‌ها احساس مسئولیت و تعهد می‌كند یا حس دیگری او را ترغیب به كمك می‌كند؟
    *توجه همسرتان به خانواده‌اش تنها منوط به كمك مالی است یا در بسیاری از موارد دیگر هم كمك رسان انهاست؟
    *آیا خانواده‌اش نیازمند واقعی به كمك هستند یا اینكه همسرتان همیشه در نقش و داوطلب كمك رسانی است یعنی حتی در مواردی كه كمك ایشان اهمیت بسیاری ندارد و منجر به خسارت و لطمات بسیاری برای خانواده‌اش نمی‌شود ایشان مبادرت و اصرار به كمك دارند؟ به دیگر سخن آیا كمك رسانی در موارد ضروری است یا حتی در موارد غیر ضروری هم تكرار می‌شود؟ (البته لازم است ضرورت را از نگاه همسرتان جویا شوید نه از نگاه خویش)
    *آیا شما و همسرتان اختلاف نظرهای جدی‌تری در دیگر موارد زندگی شخصیتان (عاطفی، شخصیتی، اخلاقی، جنسی، خانوادگی و...) دارید كه همسرتان از این طریق كه شاید نقطه ضعف شماست درصدد تلافی بر می‌آید؟
    * آیا به راستی همسرتان همیشه مساعدت مالی به خانواده‌اش را به نیازهای مالی خانواده خود ترجیح می‌دهد؟ اگر جواب مثبت است در عرض این ۶ ماه اول سال این رفتار چند بار تكرار شده است؟ آیا در یك ماه، بیش از سه مرتبه این رفتار تكرار می‌شود یا خیر؟
    * صمیمیت رابطه شما با خانواده همسرتان تا به چه حد است؟
    * آیا خانواده همسر شما را به عنوان همسر فرزندشان پذیرفته‌اند یا اینكه با شما اختلاف دارند؟
    * در صورت وجود مشكل با خانواده همسر، همسرتان تا چه حد شما را مسبب اختلافات می‌داند؟
    *عكس العمل شما در قبال رفتار كمك رسانی همسر چیست؟
    * میزان وابستگی همسرتان به خانواده‌اش تا چه حد است؟
    * اعتماد به نفس همسرتان تا چه میزان است؟ ایا با رفتار كمك رسانی احساس امنیت و اعتماد به خویش در او افزایش می‌یابد یا خیر؟
    * آیا همسرتان مهارت نه گفتن دارد؟ آیا ایشان در ارتباط با دیگران، توانایی نه گفتن به خواسته‌های اطرافیان را دارد یا خیر؟
    پاسخگویی به هر یك از این سوالات می‌تواند شما در دستیابی به علت رفتار همسرتان كمك كند. كشف علت رفتار، می‌تواند به شما در تغییر وضعیت كمك شایانی نمائید.
    گاهی كمك جدی است و ایشان نمی‌توانند بی‌تفاوت از مشكلات مالی خانواده بگذرند شاید شرایطی حاكم برخانواده پدری است كه ضرورتی بر دانستن شما به عنوان عروس نیست و از انجایی كه ایشان توانایی مدیریت این رابطه ندارند این تفكر را در شما ایجاد می‌كنند كه به شرایط مالی خانواده‌اش بیش از شما توجه دارد.
    گاهی حساسیت‌های افراطی شما به این رفتار ایشان باعث شده است همسرتان نسبت به این رفتار شما نگرش منفی داشته باشد و صحبت‌های به حق شما را نیز نادید و نشنیده بگیرد.
    گاهی نیز شما به خاطر مضیقه مالی و مشكلات اقتصادی كوچك‌ترین كمك رسانی همسرتان را بزرگ جلوه می‌دهید و ایجاد ناراحتی می‌كنید؟ گاهی همسر وابسته و یا با اعتماد به نفس پایین، با كمك رسانی سعی می‌كند خود را به چشم اطرفیان و دلبستگی‌های دوران كودكی نمایان‌تر سازد؟
    هر چند عدم مهارت و توانایی نه گفتن به خواسته‌های اطرافیان، گاهی فرد را چنان در معذوریت قرار دهد كه با عث می‌شود فرد علیرغم میل باطنی و یا حتی خواسته خویش تن به اجرای خواسته‌های دیگران دهد اگر چه خود و خانواده در مشكل باشند.
    من از شما دوست گرامی خواهشمندم رفتار همسرتان را با توجه به موارد فوق مورد بررسی قرار دهید گاهی لازم است خود شما در رفتار‌هایتان اصلاحات انجام دهید تا به نتیجه برسید گاهی نیز مشكل از جانب همسر است كه نیازمند به تغییر نگرش و اصلاح رفتار در ایشان است. توصیه می‌كنیم:
    به علاقه همسرتان نسبت به خود شك نكنید:
    هرگز گمان نكنید كه به تعویق انداختن خواسته‌های مادی شما، یا گوش نكردن به حرف‌های شما ویا بی‌توجهی به اعتراضات شما نشان دهنده عدم علاقه همسرتان نسبت به شماست. بسیاری از مردان كم صحبت هستند و تمایلی به توضیح دادن كارهای خود ندارند و‌گاه این عدم تمایل با اصرار زن مواجه می‌شود كه باعث می‌شود مردان بسیار بر این رفتار خود تاكید كنند و ساز ناسازگاری بزنند در حالی كه آنان بر این رفتار خود كمتر آگاه هستند و قصد آزار و اذیت ندارند.
    اعتماد همسرتان را جلب كنید
    شاید اعتراضات، انتقاد و یا بیان بحق خواسته‌های مادی تا به حالای شما، باعث ایجاد این حس در همسرتان شده است كه شما متمایل نیستید كه ایشان به خانواده‌اش كمك كند و یا اینكه قصد سردراوردن از میزان درامد او را دارید و می‌خواهید از میزان مادیات او مطلع شوید. اگر چه این حق شماست ولی همسرتان به هر دلیلی علیه این خواسته شما جبهه گیری می‌كند. سعی كنید با‌شناختی كه از همسرتان دارید به او این اعتماد را دهید كه دوست دارید به خانواده‌اش كمك كند و از این بابت ناراحت نیستید و حتی بسیار راغب هستید. لازم به ذكر است گاهی نگاه مردسالارانه به موضوع حقوق هم می‌تواند مسبب برخی از مشكلات این چنینی شود. در این مواقع بهتر است به اقتدار او ارج بگذارید و مدیریت او را ستایش كنید اما این فكر را هم با او القاء كنید كه مردانگی و مدیریت او را تا زمانی سپاس می‌گویید كه كمترین زحمت مدیریتی بالخص مدیریت مالی به شما وارد شود.

    از باب مصالحت وارد شوید:
    بی‌تردید شما با مشاهده مشكلات اقتصادی متحمل آلام بسیاری می‌شوید و متعاقب آن استرس و اضطراب خواهید داشت، به همین دلیل شروع به تقابل خواهید كرد و همسرتان را زیر سوال خواهید برد و او را بخاطر بی‌توجهی‌اش به خانواده و ترجیح خانواده‌اش به شما و فرزندتان سرزنش خواهید نمود. توصیه ما به شما این است كه هر گونه سرزنش، انتقاد، كنایه، توهین و رفتارهای كه باعث جری شدن همسرتان شده و او را به مداومت در انجام رفتار نادلخواه می‌شود حتی المقدور كاهش دهید.
    احترام به خانواده همسر فراموش نشود:
    گاهی بر اثر فشار مالی و استرس ممكن است به خانواده همسر توهین كنید، بی‌محلی نمایید، آنان را مسبب مشكلاتتان بدانید و... بدانید به هر دلیل ممكن همسرتان علاقه‌ای خاص به خانواده‌اش دارد و این مهم است كه شما هم خود را شریك علاقه و نگرانی هاش كنید و هرگز به آنان بی‌احترامی نكنید هر چند كه حق باشما باشد. سعی كنید زنانه سیاست كنید. اولین گام برای سلطان قلب همسر شدن، احترام به خانواده اوست علیرغم رنجش و ناراحتی.
    در اوایل هر ماه یا پایان هر ماه، لیستی از مایحتاج زندگی را فراهم آورید:
    بهتر است در تهیه این لیست همسرتان را همگام خود كنید. با مشورت و همفكری هم، لیستی بنویسید كه قرار است در ماه جدید برای خانه خریداری كنید و یا برای زندگیتان هزینه كنید. اولویت بندی فراموشتان نشود لیست را به دو بخش قسمت كنید بخشی از مایحتاج كه تهیه ان‌ها ضرورت اصلی زندگی است و بخشی كه درجه اهمیت آن كم است.
    با همسرتان گفتگو كنید: در جوی صمیمانه و دوستانه و لااقل به دور از تنش‌های اخیر كه ممكن است راجع به این مساله با همسرتان داشته‌اید، گفتگو كنید. بهتر است بحث را از موارد خنثی شروع كرده و به سمت هدف گفتگو، كه صحبت از مدیریت اقتصاد خانه و زندگی است، سوق دهید. می‌توانید از مثال زدن شروع كنید و باسوال كردن ادامه دهید. مثلا: دیروز مریم خانم می‌گفت مادرشوهرش بخاطر مخارج بالای زندگی مجبور شده از همسرش كمك بخواهد و... به نظرت شوهرش باید كمك می‌كرد؟ تا چه حد كمك می‌كرد؟ هدف كمك شوهرش چی بود؟ با این ترفند شما به اهداف كمك رسانی همسرتان آگاه می‌شوید و دریابید كه كمك‌های همسرتان از خیر خواهی است یا آزار و اذیت كردن شما؟
    انتظارات خود را بیان كنید:
    دوست گرامی شما فرموده‌اید «من اعتراضی برای كمك مالی به خانواده‌اش ندارم ولی دوست دارم مرا مطلع سازد و با من مشورت كند». بدین منظور پیشنهاد می‌دهیم كه خود را راغب به كمك به خانواده ایشان نشان دهید، یعنی می‌توانید در تهیه لیست كه ذكر ان در بالا رفت بگویید: میزانی از درآمد را برای مخارج متفرقه مثلا كمك به مادر و خواهر در نظر بگیر و... با چنین رفتاری با یك تیر د و نشان زده‌اید هم رضایت خود را اعلام كرده‌اید و هم خود را در این امر دخالت داده‌اید.
    گاهی نیاز به مشاوره است
    گاهی شما نمی‌توانید این رفتار همسرتان را اصلاح كنید چون مشكل جدی است، اینجاست كه نیازمند مساعدتهای یك روان‌شناس هستید تا با كمكهای تخصصی ایشان بتوانید در جهت رفع این مشكل گام بردارید. مشكلات اعتماد به نفس، وابستگی افراطی به خانواده، مهارت نه نگفتن و... ازمواردی است كه لازم است همسرتان تحت نظر یك روان‌شناس، برای رفع مشكل و تقویت مهارتهایی در خود حركت كند.
    با آرزوی موفقیت برای شما

  • میثم عالمی - شنبه 22 شهریور 1393

    با سلام من علاقه به دانستن مسائل حقوق اجتماعی شهروندی دارم لطفا كتاب یا وب سایتی با ذكر نحوه دسترسی معرفی كنید.

    جام جم سرا

    حوزه حقوق شهروندی بسیار گسترده است و به صرف خواندن یك كتاب یا مطالب وب سایت نمی‌توان به آن اشراف پیدا كرد. توصیه می‌كنم برای شروع كتاب حقوق بشر و آزادی‌های اساسی اثر دكتر سید محمد هاشمی، نشر میزان را مطالعه بفرمایید، سپس به تناسب موضوع مورد علاقه به سراغ كتب اختصاصی بروید.

  • یك شهروند - شنبه 22 شهریور 1393

    من ۵ سال پیش طلاق گرفتم. مهریه‌ام را بخشیدم و فرزندم را گرفتم و برای فرزندم كه ۴ سال داشت، نفقه نخواستم و این نكته در طلاق نامه قید شده است. الان می‌توانم اقدام كنم و نفقه فرزندم را بگیرم؟

    جام جم سرا

    برابر با ماده ۱۰ قانون مدنی، هر توافقی كه مخالف صریح قانون نباشد، برای طرفین لازم الاجراست. از طرفی نفقه فرزند به عنوان نفقه اقارب بر عهده پدر است مشروط به اینكه وی به لحاظ مالی توانایی پرداخت نفقه را داشته باشد و مستحق نفقه (فرزند)، ندار باشد و نتواند با اشتغال رفع احتیاج كند.

    همچنین برابر با تفسیر قضایی، حضانت علاوه بر اینكه حق است، تكلیفی است بر زوجین به نحوی كه باید نامبردگان به حكم قانون از فرزند مشترك حضانت و نگهداری كنند. واضح است كه این امر هزینه‌هایی در بر دارد؛ بنابراین در پاسخ به سوال مذكور، می‌توان گفت به نظر می‌رسد از آنجا كه هزینه حضانت و نگهداری با پدر است اگر مادر اقدامی برای دریافت نفقه فرزند داشته باشد پدر باید نفقه فرزند را پرداخت كند و شروط فی مابین زوجین تاثیر در سلب مسئولیت زوج ندارد اما زوج یعنی پدر هم می‌تواند چنانچه عوضی در مقابل توافق هزینه حضانت به زوجه عطا كرده است، به عوض خود مراجعه كند یا به عنوان نظری دیگر كه محل تامل است به عنوان قاعده دارایی بلاجهت مبلغ پرداختی را از زوجه مطالبه كند.

سوال شما از مشاور

  • مخاطبان گرامی!
  • بخش مشاوره برای راهنمایی و پاسخگویی به مسائل و مشکلات شما در زمینه‌های خانوادگی و حقوقی راه اندازی شده است. پرسش‌های خود را کوتاه، روشن وواضح، با حروف فارسی بنویسید و با کلیک روی ارسال پرسش برای ما بفرستید تا در اختیار مشاوران، کار‌شناسان ومتخصصان جام جم سرا قراردهیم وپس ازدریافت پاسخ آن‌ها، نظرشان را درهمين بخش به آگاهیتان برسانیم. تا دریافت پاسخ مشاوران زمانی لازم است که امیدواریم دراین مدت شکیبا باشید.
تصویر امنیتی: