مشاوره

  • الف.ن - دوشنبه 31 شهریور 1393

    باسلام واحترام به مشاورین محترم جام جم سرا، بنده 33 ساله ام ونزدیك 6 ساله هست ازدواج كردم اما همسرم وابستگی شدیدی به خانواده اش دارد البته بعداز بچه دار شدن كم وبیش كاهش پیدا شده اما بازهم ادامه دارد البته این رو هم باید متذكر بشوم خواهر بزرگترش سالی دوبار پدرومادرش رو میبینه .حالا می خواستم جواب منطقی وقانع كننده را دریافت نمایم از روانشناسان محترم عاجزانه تقاضا میكنم به من كمك كنند؟

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده: منظورتان از وابستگی همسرتان به خانواده‌اش، به چه معناست؟ یعنی شما چه رفتارهایی از او را وابستگی می‌دانید؟ شدت وابستگی او را چگونه میزان كرده‌اید؟ وابستگی چه بوده كه می‌گوئید با بچه دار شدن كمتر شده است؟
    با توجه به سوالات فوق، شاید اصل پرسش شما زیر سوال برود چون وابستگی با دلبستگی بسیار متفاوت است. همه دختران و پسران به خانواده‌شان دلبستگی دارند تا وابستگی، اما میزان این دلبستگی در دختران بیش از پسران است.
    با توجه به این تفاوتها، پیشنهاد می‌كنیم رفتارهایی كه از نظر شما نشان از وابستگی همسرتان به خانواده‌اش دارد را یادداشت كنید (از ابتدای ازدواج تا كنون) و با توجه به این كه گفتید بعد از تولد فرزندتان اندكی از میزان وابستگی كاسته شده، بررسی كنید كه ببنید كدام یك از رفتار‌ها كم شده‌اند و علت كاهش آن‌ها چه بوده است؟ بی‌تردید با سنجش این حالت، می‌توانید به درونیات و خواسته‌های او پی ببرید و انتظارات و نیازهای او را كه احتمالا نادیده گرفته اید بشناسید و مرتفع سازید (برخی از دخترها به والدینشان احساس تعهد بسیار دارند و سعی می‌كنند در همه حال كمك حالشان باشند، این رفتار گاهی مورد پذیرش همسر نیست، در حالی كه این یك انتظار بیش از حد بها داده شده است، و در صورت حفظ تعادل، بسیار هم ارزشمند است).
    گاهی وابستگی به خانواده پدری بخاطر دست نیافتن به امنیت در زندگی جدید است. در این صورت آنچه را كه باعث احساس عدم امنیت در همسرتان میشود بیابید و یا از او علت وابستگی‌اش را بپرسید. از تكدر خاطر خود با او صحبت كنید و بگوئید این مساله مشكل ساز است و برای حل آن باید دست به كار شویم. اعتراض خود را قاطعانه، اما نه با تحكم و زور، به همسرتان متذكر شوید. در صورت لزوم می‌توانید از یكی از اعضای معنمد و عاقل خانواده همسرتان برای برطرف كردن مشكلتان كمك بگیرید.
    در صورتی كه همسرتان هم با شما هماهنگ شدند، می‌توانید با یكدیگر قراردادی تنظیم كنید و درباره شرایط حضور در خانه پدری و... با یكدیگر توافق كنید و خود و همسرتان را مقید به اجرای مفاد آن كنید. بهتر است برای خود و همسرتان تنبیه و تشویق هم در نظر بگیرید تا در صورت تخطی از قرارداد و یا اجرای آن، مقید به انجام باشید تا در نهادینه كردن رفتارهای جدید سریع‌تر پیش بروید.
    در ضمن یادتان باشد قیاس نكنید؛ مقایسه میزان رفت و آمد دو خواهر به خانه پدری، شایسته نیست. هر دختری با توجه به شرایط روحی و شخصیتی و اخلاقی و شرایط زندگی، حس تعهد و مسئولیت‌پذیری و... رفتارهایی كاملا متفاوت از خود نشان میدهد.

  • نگارا - دوشنبه 31 شهریور 1393

    با سلام
    متشكرم از راهنمایی خانم صفری عزیز،خداوند به نیكی براتون جبران كنه محبتتون در حق منو
    تقریبا هر چیزی برخلاف میلم باشه عصبانیم میكنه،حالا با كسایی كه رودربایسی دارم خودمو حفظ می كنم و لی با خانوادم و خصوصا همسرم داد میزنم و جدیدا رفتارهای بدی نشون میدم (مثلا محكم دستمو زدم روی دسته در ماشین هم دستم آسیب دید هم دستگیره در ) تا شوهرم از حرفی كه زده بود كوتاه بیاد جون به ناحق حرفی میزد و لجم كرده بود درست میگه بعدا از دست خودم خیلی ناراحت بودم قول دادم تكرارش نكنم دوباره تكرار شد نمیدونم چرا؟
    اون لحظه متوجه نمیشم ولی دو ثانیه بعد پشیمون میشم از همسرم عذرخواهی می كنم ولی اون جدیدا میگه :هر كاری دوس داری میكنی یه عذرخواهی میچسبونی تنگش فك میكنی حل میشه حل نمیشه
    تو شهر ما مشاور نیست باید برم مركز استان كه هم هزینه بره هم باید واسه خانوادم توضیح بدم واسه چی میرم یكمی بده.
    بازم ازتون ممنونم

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده: در مشاوره قبلی، تكنیكی را به شما آموزش دادم. بی‌تردید در این زمان اندك نمی‌توانید به نتیجه مفید برسید، اندكی صبر داشته باشید و بر تكنیك گفته شده تامل داشته باشید و رفتارهای خود را كه بی‌تردید عادتی غلط است، بشناسید و اصرار بر انجام رفتارهای جایگزین صحیح داشته باشید.
    از سوی دیگر باید یادآور شوم ادامه رفتارهای تند و خشونت امیز، ممكن است روزی عنان صبر همسرتان را بگسلد و او را عاصی كند و مجبور به ارتكاب رفتارهایی كند كه شاید به ضررتان تمام شود.‌‌ همان طور كه گفته‌اید جدیدا زبان به اعتراض هم گشوده‌اند و دیگر حاضر به پذیرش عذرخواهی شما نیز نیستند. این رفتار همسرتان را هشداری در نظر بگیرید كه هر لحظه ممكن است كل زندگی مشتركتان را به باد بدهد. تا دیر نشده به پا خیرید و به روشهای گوناگون سعی كنید دست از عادت غلط بردارید و برای ایجاد رفتارهای سالم و مطلوب، خودتان را تشویق و ترغیب كنید. بی‌گمان اگر بخواهید، می‌شود؛ شك نكنید. از ته دل بخواهید و برای خواستن بهترین‌ها، با بد‌ترین‌ها مبارزه كنید و برای مغلوب كردن هر چه سریع‌تر آن‌ها، بسیار تلاش كنید.

    برای كاهش اضطراب و خشمتان توصیه می‌كنم این چند راه را نیز امتحان كنید:
    روزی ۲ فنجان دمكرده اسطوخودوس یا عرق آن را بنوشید.
    شب‌ها یك فنجان مخلوط عرق بادرنج بویه و گل گاو زبان بنوشید.

  • آرش - یکشنبه 30 شهریور 1393

    با سلام و تشكر از راهنمایی های مفیدتون
    من اهل شهری با حدود 15هزار نفر جمعیت هستم و همسرم از شهری بزرگ . ازدواج ما 4 سال پیش اتفاق افتاد و هم اكنون صاحب یك فرزند هستیم و البته دومی هم توی راه !!. در ابتدای ازدواج به همسرم (همسرم 28سال و لیسانس فرزند دوم خانواده و من 34 سال لیسانس و فرزند اول)گفتم كه چون كارمند هستم و به لحاظ شرایط كاری امكان انتقالی نیست باید در همان شهر كوچك ما زندگی كنیم و اون هم قبول كرد . ولی الان كم كم انگار داره رفتارش عوض میشه . خیلی اعصابش ضعیف شده , بهونه گیری میكنه و بعضی مواقع با این كه میدونه ترك محل سكونت فعلیم و انتقالی به شهری دیگه امكان پذیر نمیباشه عنوان میكنه كه از اینجا بریم . البته من هر وقت كه دوست داشته باشه بهش اجازه میدم بره پیش خانوادش و چند هفته بمونه و همچنین خانوادش هم حداكثر ماهی یك بار یا دوبار به ما سر میزنن و همچنین با خانواده من هم مشكلی نداره و رفت و آمد داریم بعلاوه به پیشنهاد خودش یك مغازه براش راه اندازی كردم تا با خانمهای دیگر همكار باشه و حوصلش سر نره ولی بازم هر روز انگار ضعیفتر میشه و رفتارش با من و فرزندمان تندتر !!! چه كنم ؟؟ لطف كنید و راهنمایی بفرمایید.

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده: دوری از خانواده برای هر دختری سنگین و گاهی عذاب آور است. دلتنگی كردن و تندی و بدقلقلی شاید یكی از عوارض دوری همسرتان از خانواده‌اش باشد و شاید بهانه‌ای است كه علت اصلی را زیر لفافه این عامل (دوری از خانواده) كه شاید از جانب شما پذیرفتنی است، پنهان می‌كند. مثلا ممكن است كمبود محبت خود كه از جانب شما به او اعمال می‌شود را با گفتن دلم برای خانواده‌ام تنگ است، جبران می‌كند و...
    اما با توجه به اینكه فرمودید همسرتان باردار است ممكن است این حالت او نشات گرفته از تغییرات هورمونی و یا شرایط حاملگی و رفتارهای وابسته به این دوران باشد به صورتی كه پس از تولد فرزندتان، از شدت ابراز دلتنگی او كاسته شود. پس در گام اول به شما توصیه می‌كنیم زمان شروع ابراز دلتنگی و دوری از خانواده را مشخص كنید: آیا قبل از بارداری بوده و یا بعد از بارداری شروع شده و یا شدت گرفته است؟ همان طور كه گفته شد اگر شدت بعد از بارداری باشد قطعا به دلیل تغییرات هورمونی است و با گذشت مدت زمانی برطرف خواهد شد اما حواستان باشد كه در این دوران بیش از حد در مقابل این رفتار همسرتان واكنش مثبت (سعی می‌كنم كارم را جور كنم و...) و منفی (از اول گفته بودم، نمی‌پذیرفتی و...) به طور صریح نشان ندهید، چون ممكن است بعدها بابت این واكنش‌های ناپخته دچار دردسر شوید. سعی كنید همراهش باشید و شنوای دلتنگی‌هایش باشید و با پرسش كردن از اوضاع و احوال درونی‌اش و با بیان اینكه چه كنیم او را به جواب برسانید، به دیگر سخن جواب را بلافاصله در دهانش نگذارید مثلا، به جای اینكه بگوئید «شرایط كاری من چنین است اگر به شهر شما بروم دچار زحمت مالی می‌شوم» بهتر است بگوئید به نظرت نقل و انتقال به شهرتان، ما را دچار مشكل مالی می‌كند؟
    اما اگر این رفتار مربوط به سالهای دور است و مرتبط با بارداری نیست، پیشنهاد می‌كنیم كیفیت و كمیت زندگیتان را زیر سوال ببرید. همسرتان در آغازین روزهای زندگی با چه انگیزه‌ای حاضر به دوری از خانواده شده است و اكنون چرا دیگر حاضر نیست؟ احساس نگرانی و كمبود او از چیست؟ انتظارات او چه بوده و اكنون چگونه است؟ عمده دلایل او برای بازگشت به شهرشان چیست؟ چه عوامل یا چیزهایی در شهر شما، حضور او را در این شهر سخت و غیرممكن می‌كند؟ رابطه عاطفی و صمیمانه شما چگونه است؟ عمده‌ترین گله و دلخوری او از شما چیست؟ و...
    با چنین سوالاتی، قطعا به پاسخ خواهید رسید و علت بهانه گیری‌های همسرتان را خواهید فهمید. پا به پای همسرتان قدم بردارید و هرگز در مقابل او قرار نگیرید. بدون هیچ سوگیری و قضاوتی، به سخنانش گوش دهید و علت را از زبان او جویا شوید. اگر علتهایی كه بیان می‌كنند برای ترقی و پیشرفت شما و خانواده‌تان مفید است، بهتر است كوتاه بیائید و اگر به هیچ نحوی امكان نقل و انتقال نیست، كم و كاستی او را به گونه‌ای دیگر كه خوشایندش هست برطرف نمائید تا توان و صبر زندگی در شهر غریب برای همسرتان فراهم آید. اما اگر بهانه گیری‌های او نه تنها از نظر شما بلكه از نظر شخص سومی كه از اعضای خانواده شما نیست ولی فردی معتمد، دلسوز و عاقل است هم پذیرفتنی نیست، پیشنهاد می‌كنیم شنوای دلتنگی‌ها باشید ولی توجه خاصی ابراز نكنید، نه توجه مثبت (من از اینكه ناراحتی، پریشانم) نه توجه منفی (امانم را بریدی بسه دیگه). بی‌تردید با گذر زمان همسرتان متوجه می‌شود كه بهانه گیری او فقط خودش را خسته می‌كند و شما را بی‌تفاوت. به مرور زمان و با عدم دریافت پاسخی منطقی و قانع كننده، خسته شده و از این رفتار دست خواهد كشید.

  • محمدرضا - شنبه 29 شهریور 1393

    مادر مرحوم بنده مالك ششدانگ زمین با سند منگوله دار می‌باشد كه چند نفر متصرف در آن زمین خانه و مغازه ساخته‌اند. ورثه مرحوم مادرم مددجوی بهزیستی هستند و توان مالی برای مراجعه به وكیل دعاوی را ندارند. آیا سازمان بهزیستی برایشان وكیل رایگان معرفی می‌كند و ضمنا چند درصد مالیات بر ارث زمین فوق باید به دارایی پرداخت كنند؟ آیا شما یا یك وكیل دعاوی مورد اعتمادتان وكالت این قضیه را قبول می‌فرمایید؟

    جام جم سرا

    سید عبدالرضا قاسمی-قاضی بازنشسته و وكیل دادگستری: در فرض سوال حتما نیاز به مداخله وكیل دادگستری می‌باشد كه سازمان بهزیستی چنین امكانی را ندارد. شما می‌توانید با اخذ معرفینامه از سازمان بهزیستی به دایره معاضدت كانون وكلا دادگستری یا مركز امور مشاوران قوه قضائیه مراجعه و با ارائه مدارك خود، درخواست مساعدت حقوقی نمایید.

  • سهیلا - شنبه 29 شهریور 1393

    باسلام من یك مطلقه ام كه اصلا خاطره ای ازهمسر سابقم جزفحاشی وتوهین ندارم این مراحل را هم ابتدای ازدواج وهم بعدازطلاق پشت سرگذاشتم .شاغل هستم بایك بچه مریض كه به مراقبت شدید نیازداره اززندگی سیرشدم اما به خاطر دخترم باید تحمل كنم . لطفا راهنمایی كنید كار من درست است یا خبر

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده: سوال شما برای ما چندان روشن كننده موضوع نیست. كدام كار شما درست است یا خیر؟! اگر منظورتان مراقبت از فرزندتان است، باید بگوئیم كه به طور قطع به حكم مادری و مسئولیت در قبال فرزند، شما موظفید همراه فرزندتان باشید چرا كه او به خواسته شما و همسرتان قدم به این دنیا گذاشته، هر چند كه شاید تولد او به ضرر شما بوده است. با این حال، شما در قبال او مسئولید و باید امنیت حضور او در این دنیا را بیش از این مخدوش نكنید.
    بیماری و فرزند طلاق بودن خود مصائبی دارد كه شاید بار آن‌ها به اندازه كافی بر دوش فرزندتان سنگینی كند. می‌توانید مساعدت پدر فرزندتان را، به هر گونه‌ای كه خواهان هستید، مطالبه كنید؛ اگر نپذیرفتند از طریق دادگاه وارد عمل شوید و حقوق قانونی فرزندتان را كه بر عهده پدر است درخواست نمائید.
    از سوی دیگر، بهتر است برای خود تفریحاتی در نظر بگیرید زندگی خود را به كار و نگهداری از فرزند منوط نكنید، زمانهایی را برای فراغت و رسیدگی به خود در نظر بگیرید چون تا زمانی كه شما ارزش خود را ندانید كسی قدردان شما نخواهد بود و ارزش‌ها و شایستگی‌های شما دیده نخواهد شد. شركت در كلاسهای ورزشی و هنری از جمله توصیه‌های جدی من به شماست.
    همچنین باید بگوئیم بار زندگی را نباید بتنهایی یدك بكشید، بی‌تردید شما تا زمانی كه زنده هستید حق زندگی كردن و لذت بردن از زندگی را دارید، به فكر ازدواج باشید، تا با انتخاب فردی كه شایسته حضور در كنار شماست، آرامش بیابید و امیدوار به آینده زندگیتان شوید.

  • امیر - شنبه 29 شهریور 1393

    با سلام خدمت شما. دوستی دارم كه با خانمش رابطه ای خوبی دارند ولیكن متاسفانه بطریقی متوجه شده ام كه خانمش دوست پسر دارد نمی دانم چكار كنم آیا به دوستم بگویم این قضیه را یا خیر ؟ لطفا راهنمائی كنید . باتشكر

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده: نگرانی شما برای زندگی دوستتان ستودنی است، اما ذكر این مطلب مهم است كه شما چقدر از وجود این رابطه اطمینان دارید؟ تا زمانی كه به طور صد در صد اطمینان حاصل نكرده‌اید، لطفا دست به كاری نزنید. اگر به دوستتان علاقه مندید بهتر است دست به كار شوید و تحقیق كنید و با دقت نظر كامل حدود روابط این خانم را بسنجید. در نظر داشته باشید كه با مشاهده صرف یك ارتباط نمی‌توان به قطعیت وجود رابطه پنهانی مطمئن شد، چرا كه هم خود، در معرض تهمت قرار می‌گیرید و هم اینكه بر كسی به ناروا تهمت بسته‌اید و عملی را به او نسبت داده‌اید كه هم به لحاظ شرعی و هم به لحاظ عرفی، قبیح و ناپسند است.
    اگر از وجود این رابطه پنهانی اطمینان حاصل شد، ابتدا با كسب اعتماد آن خانم و بیان نیت خیرخواهی خود و نگرانی از وضعیت زندگی مشترك او و دوستتان، با ایشان صحبت كنید و علت رابطه را جویا شوید (گاهی زن بنابر دلایلی، مجبور به باج دادن می‌شود)، اگر علتی بیان شد كه شما می‌توانید موانع را از سر راه بردارید، دریغ نكنید اما اگر علت موجهی بیان نگردید، بهتر است با كمك یك روان‌شناس وارد عمل شوید تا قصد و نیت خیانت خانم مشخص شود و در صورت لزوم و بنابر صلاحدید روان‌شناس، همسر این خانم نیز در جریان قرار گیرد.

  • فرشته - جمعه 28 شهریور 1393

    سلام . ممنونم از شما كه این بخش رو راه اندازی كردید . من زنی 42 ساله هستم كه به دلیل بیماری نمی توانم بچه دار شوم . همسرم هم به دلیل علاقه به من می گه بچه نمی خواد . ولی من خیلی دچار عذاب وجدان شده ام . می گویید چه كار كنم از این عذاب وجدان خلاص شوم . متشكرم

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده: مگر شما و همسرتان با یكدیگر تعارف دارید؟ عهد روز اولی كه پیمان مقدس زناشوییتان را بسته‌اید، به یاد دارید؟ «ما تا آخرین لحظات، در كنار همه خوشی‌ها و ناخوشی كنار همیم و هیچ چیز نمی‌تواند ما را از هم جدا كند». به احتمال زیاد همسرتان با این مساله كنار آمده است و نبود فرزند را (هر چند كه امید به داشتن فرزند یكی از اهداف ازدواج است) عاملی برای جدایی و یا زیر پا گذاشتن تعهد خود نمی‌داند چرا كه شما را آنگونه كه هستید دوست دارد و پذیرفته است و با تمام نقص‌ها و كمالاتتان خواهان شماست.
    یادتان باشد همسرتان با شما تعارف ندارد چون اگر نداشتن فرزند، خللی در میزان علاقه ایشان به شما وارد می‌كرد شاید مثل برخی مردان دیگر كه بر سر ناباروری، همسر طلاق می‌دهند، بار‌ها به جدایی فكر كرده بود و یا پای زن دیگری را به زندگیتان باز می‌كرد.
    به صراحت بگویم همسرتان بخاطر شما، نه فداكاری كرده است و نه گذشت، او بخاطر خودش با شما می‌خواهد زندگی كند و به هر دلیلی، از شما نمی‌تواند بگذرد. همسرتان خواهان ادامه است و این مشكل را با جان و دل پذیرفته و علی رغم حسرت نداشتن فرزند، حاضر به ادامه زندگی است، او مسیرش را انتخاب كرده و خرسند از انتخاب است. پس دلسوزی و حس ترحم شما برای این انتخاب او از چیست؟ از اینكه او شما را انتخاب كرده، دلخورید؟ یا در انتخاب مسیر او شك دارید؟ اینكه شما خود را مسئول پدر نشدن او می‌دانید، درست است اما چرا در مقابل انتخاب او و احترام به خواسته او، خود را مسئول نمی‌دانید؟ (شما در قبال دل عاشق و تعهد او مسئولید).
    با پروراندن افكار منفی (افكار منفی چون او بخاطر دوست داشتن من كوتاه آمده است، من دوست دارم او حس پدر شدن را تجربه كند، من مسبب این مشكل هستم، و...) كه در عین حال بوی عشق، رفاقت و دوستی هم می‌دهد، خودتان را آزار ندهید و كمتر باعث رنجش همسرتان نیز شوید.

    پیشنهاد می‌كنم شما هم مثل همسرتان دست به انتخاب بزنید:
    * افكار منفی و مواخذه گر خود را شناسایی كنند و سپس پاسخهای غیر منطقی خود را بشناسید و میزان هیجانتان را رتبه بندی كنید، سپس به پاسخ‌های غیر منطقی خود، پاسخ‌های منطقی بدهید و دوباره هیجان خود را رتبه بندی كنید:
    افكار منفی: او بخاطر دوست داشتن من كوتاه آمده است
    پاسخ غیر منطقی: بخاطر من پدر نمی‌شود و همیشه سرافكنده است (هیجان: خشم و اضطراب؛ ۸۰درصد)
    پاسخ منطقی: او در كنار من آرامش دارد و از اینكه مرا انتخاب كرده احساس رضایت دارد، من به خواسته او احترام می‌گذارم (هیجان: شادی و لذت؛ ۸۰درصد)
    حال شمائید كه انتخاب می‌كنید شاد باشید یا مضطرب!
    * كمی حس شاكر بودن خود را تقویت كنید. شاكر خداوندی باشید كه اگر داشتن فرزند را از شما دریغ كرده، اما در قبال آن همسری متعد و عاشق را به شما عطا كرده است. همیشه زنانی چون خود را از خاطر بگذرانید كه علاوه بر غم مادر نشدن، از بی‌وفایی و بی‌تعهدی همسر نالانند و بالاجبار مجبور به ترك زندگیشان هستند. گاهی تفكر به این واقعیت‌ها می‌تواند شما را از اضطراب برهاند و نیمه پر زندگیتان را به شما نشان دهد.

  • میثم عالمی - چهارشنبه 26 شهریور 1393

    با سلام و تشكر از پاسخگویی
    آیا از عدم پاسخگویی تلفنی در ادارات سازمان ها و ... (در اینجا واحدهای دانشگاه، به طوری كه دیدم سیم تلفن را قطع كرده‌اند) می‌توان شكایت كرد؟ به كجا؟ روند شكایت چگونه است؟

    جام جم سرا

    سید عبدالرضا قاسمی-قاضی بازنشسته و وكیل دادگستری: سوال مورد نظر از مصادیق جزایم نیست، در صورت اثبات می‌تواند تخلف كارمند آن سازمان باشد كه در هر اداره و سازمان، مرجع شبه قضایی به نام هیئت تخلفات اداری كاركنان تشكیل شده تا به تخلفات كارمندان آن نهاد رسیدگی كند. بنابراین می‌توانید در صورت اصرار بر رسیدگی به موضوع، مراتب را به هیئت تخلفات اداری آن سازمان با ذكر نام كارمند مزبور و ساعت تماس اعلام فرمایید.

  • سهراب - چهارشنبه 26 شهریور 1393

    من مردی 28 ساله هستم.یك ماه از ازدواجم میگذرد اما به همسرم احساس جنسی ندارم.تعجب از اینكه كه خیلی احساس جنسی قوی دارم اما به همسرم كه می رسم خاموش می شود.مشكل از چیست؟

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده: علت‌های متعددی در این امر دخیل است، از جمله آن‌ها علت‌های فیزیولوژیكی است. با مراجعه به یك پزشك اورولوژیست، بررسی‌های پزشكی (دیابت، پركاری یا كم كاری تیروئید، و...) را انجام دهید، گاهی با برطرف كردن علت بیولوژیكی مساله حل می‌شود.
    پس از اطمینان از فقدان مشكل جسمی، بهتر است با یك روان‌شناس بالینی یا متخصص در امور جنسی نیز مشورت كنید تا به صورت تخصصی‌تری علت مشكل زناشویی شما و همسرتان شناخته شود. گاهی مشكلات جنسی خانم‌ها (سردمزاجی، واژینیسم و...) یا مشكلات جنسی آقایان (زودانزالی، دیرانزالی، اختلالات نعوظ و...) منجر به سرد شدن رابطه زناشویی و یا عدم تمایل یكی از زوجین به برقراری رابطه می‌شود. بی‌تردید با كشف علت، درمان هم امكان پذیر خواهد بود. با چند جلسه سكس تراپی و زوج درمانی نتیجه مناسبی عایدتان می‌شود.

  • ناشناس - چهارشنبه 26 شهریور 1393

    ۳ سال پیش صیغه كردم و بچه دار شدم اما پدر بچه وقتی حامله بودم به خارج از كشور رفت و دیگه برنگشت الان یه بچه ۳ساله دارم اما بدون شناسنامه. باید چی كار كنم. چه جوری اقدام به شناسنامه این بچه كنم وقتی پدرش نیست؟

    جام جم سرا

    سید عبدالرضا قاسمی-قاضی بازنشسته و وكیل دادگستری: مستند به قانون ثبت احوال، شناسنامه صرفاً به پدر و یا وكیل او داده می‌شود و مراجعه مادر تنها با داشتن اجازه كتبی از پدر مجاز می‌باشد. جهت اثبات رابطه نكاح موقت لازم است صیغه‌نامه عادی (در صورت وجود)، به دادگاه خانواده ارائه و تایید گردد. برای اثبات نسب نیز باید دادخواست اثبات نسب به دادگاه حقوقی ارائه گردد كه با توجه به غیبت زوج این رسیدگی به طور غیابی خواهد بود.

  • مونا - سه شنبه 25 شهریور 1393

    سلام . من شوهری لجوج دارم كه فكر می كنه همه احمق و نادان هستند و خودش باید در باره همه تصمیم بگیره . در هیچ كاری با من مشورت نمی كنه و همین موجب درگیری ماست .لطفا مرا راهنمایی كنید . از شما ممنونم

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده: به سوالات زیر پاسخ دهید:
    لجاجت همسرتان از چه زمانی شروع شده است؟ چه زمانی‌هایی شدت می‌گیرد؟ در قبال چه كسانی بیشتر است و در مقابل چه كسانی كمتر؟ لجاجت همسرتان بیشتر در چه حیطه‌هایی است؟ علت لجبازی او را هربار به چه دلیل می‌دانید؟ شما در مقابله با لجبازی همسرتان چه می‌كنید؟
    با پاسخگویی به سوالات فوق، بی‌تردید تا حدودی به چرایی و چگونگی لجاجت همسرتان پی می‌برید. دفعات تكرار و شدت لجبازی برای روان‌شناسان معنادار است. یك هفته (در شرایط عادی و بسامان خانواده) رفتارهای همسرتان را مدنظر داشته باشید و دفعات لجبازی او را یادداشت كنید. ممكن است گاهی شدت رفتار به قدری نباشد كه شما اذعان به آن دارید اما چون بر سر مساله‌ای مهم رخ می‌دهد، عنان صبر شما را می‌گسلد. البته اگر طی یك هفته به دفعات بسیار تكرار شود شاید آن گاه بتوان گفت همسر شما فردی لجوج است.
    لجبازی گاهی آموخته شده از دوران كودكی است و در فرد نهادینه شده است، چنین فردی به هنگام رسیدن به بن بست، بجای تكاپو برای حل مساله و یافتن راه حل جدید، سریعا به لج و لجبازی متوسل می‌شود و از قدرت آن برای پیشبرد اهداف سوء استفاده می‌كند، اما گاهی لجبازی رفتاری ثانویه است و در شرایطی بروز می‌یابد كه فرد قصد «منم منم» كردن ، «انتقام گرفتن»، «ساز مخالف زدن»، «ضد حال زدن» و... دارد. تفكیك و افتراق این دو حالت، در برطرف كردن مشكل حائز اهمیت است. اگر رفتار همسرتان یادگرفته شده از دوران كودكی است، باید قدری صبرتان را بالا ببرید و با سلاح نرمتری وارد عمل شوید تا او را اصلاح كنید.
    اگر همسرتان لجبازی بی‌دلیلی می‌كند، به جای مشاجره و بگومگو، انتقاد، سرزنش، تحقیر، گوشه و كنایه زدن و... این رفتار او را نادیده بگیرید و به آن بی‌توجهی كنید و رفتاری متضاد با رفتاری كه پیش از این، در چنین مواقعی انجام می‌دادید، از خود بروز دهید. عكس العمل متضاد شما او را به تفكر وامی‌دارد. با كلام و یا در عمل به او بفهمانید زمانی گوش به فرمان او خواهید بود كه از مسند لجبازی پائین باشد. سپس در فرصت مقتضی و مناسب، و كاملا در كمال آرامش و امنیت خاطر، به گونه‌ای كه همسرتان پذیرایی صحبت‌های شماست با او به گفتگو بنشینید و خواسته‌های خود را بدور از هیجانات منفی ابراز كنید، به او بگوئید لجبازی او چه اثرات سویی در رابطه‌تان دارد و چه عواقبی تاكنون برایتان داشته است. در صورت لزوم نمونه‌هایی از لجبازی او را بازگو كنید و یا در مورد عواقب تصمیم گیری‌های اشتباه او صحبت كنید (بالاخص درباره مواردی صحبت كنید كه همسرتان ادعای عقل كلش می‌شد، اما تصمیم درستی نگرفته بود). آگاهی به رفتار، می‌تواند همچون تلنگری باشد كه همسرتان را به تفكر وادارد.
    اجازه دهید همسرتان صحبت كند، ادله‌ها و خواسته‌های خود را بیان كند، و شما فقط گوش دهید اما در عین انعطاف پذیری، اگر واقعا اشكال از اوست، از مرتبه مطالبه حق خود كوتاه نیائید. اگر واقعا گمان میكنید نظر شما درباره مسئله ای درست و منطقی است به او بگوئید: برای سامان دادن به زندگیمان دوست دارم با من مشورت كنی و من هم در فلان حیطه‌ها حق نظر دادن داشته باشم. سپس در او انگیزه تغییر ایجاد كنید و میزان تمایل او به تغییر را بسنجید. قاطعانه از او بخواهید كه رفتارش را تغییر دهد و شما هم سعی می‌كنید با او همكاری كنید و كاری نكنید كه منجر به دلخوری و ناراحتی او شود و او نیز نباید باعث تكدر خاطر شما شود. فی مابین خودتان قرارداد بگذارید كه در صورت كوتاهی و قصور یكی از شما، دیگری چه باید كند و چه نباید نكند. به مرور زمان و با تمرین بسیار، بی‌تردید عادت خوب جایگزین عادت غلط می‌شود.
    اما اگر لجبازی همسرتان به خاطر دومین دلایل است، توصیه می‌كنیم واكنش‌های خود را زیر سوال ببرید! چرا كه رفتار همسر شما تقابلی در قبال رفتارهای غلط شماست. نمونه‌های لجبازی همسرتان را از خاطر بگذرانید و رفتارهای خود را نیز در آن مواقع محك بزنید و یا آنكه از او بپرسید كه كدام رفتار شما باعث لجبازی او می‌شود و دوست ندارد شما آن را انجام دهید. قطعا با ترك برخی از رفتارهای نادلخواه خود، رفتار همسرتان نیز بهتر و مناسب‌تر خواهد شد.
    اگر با این دو راهكار مشكل برطرف نشد توصیه می‌كنیم همراه با همسرتان به یك روان‌شناس مراجعه كنید قطعا دلایل دیگری چون اعتماد به نفس پائین و عدم توانایی درابراز وجود، فقدان مهارت ارتباط صحیح، عدم مهارت حل مساله و... در لجبازی همسرتان نقش دارد. پرورش و تقویت مهارت‌های نامبرده قطعا در بهبود شرایطتان كارساز‌تر خواهد بود.

  • نیما - سه شنبه 25 شهریور 1393

    مردی 30 ساله هستم كه حدود 6 ماه از ازدواجم میگذرد.اشتباه كردم كسی را كه برایم جذابیت ظاهری نداره انتخاب كردم.واقعا فكر كردم اگه یك دختر خوب انتخاب كنم میتونم بعد از ازدواج عاشقش بشم اما نشد.زنم هیچ جذابیتی برام نداره.عاشقش نیستم.برام كشش جنسی نداره.اونی نیست كه من میخوام.چی كار كنم.طلاق؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده: بی‌تردید شما بر حسب معیارهایی دست به انتخاب زده‌اید؛ آن معیار‌ها چه بودند؟ همسرتان را در قالب آن معیار‌ها محك بزنید. اگر در زمان انتخاب، ویژگی‌های شخصیتی، اصالت، موقعیت اجتماعی و... همسرتان بر ظاهر و جذابیت جنسی او ارج بوده، چه شده كه امروز، معیارهای انتخاب دیروزتان كنار زده شده‌اند؟ یادتان باشد شما مسئول انتخاب خود هستید و همسرتان نباید تاوان ندانمكاری شما را بدهد.
    طلاق، اولین راهكار برای خلاصی است و نیز اولین راه، برای پشیمانی در سالهای بعد. با این حال، ابتدا سعی كنید به این سوالات پاسخ دهید: تعریف شما از عشق چیست؟ عشق واقعی چیست؟ عاشق كیست و معشوق كیست؟ عاشق و معشوق در قبال هم چه وظایفی دارند؟ مولفه‌های یك زندگی عاشقانه از نظر شما چیست؟ آیا انتظار دارید عشق به خودی خود بوجود آید؟ شخص شما برای تجربه عشق چه كرده‌اید؟ آیا گمان می‌كنید همسرتان باید نقش پررنگتری از شما در ایجاد عشق داشته باشد؟ به نظر شما با تعویض معشوق، می‌توانید عشق را تجربه كنید؟ این احتمال چند درصد است؟
    یادتان باشد عشق به خودی خود هرگز حاصل نمی‌شود. عشق محصول احترام است.
    از سوی دیگر در نظر داشته باشید كه وقتی شما به انتخاب خود احترام نمی‌گذارید چگونه دوست دارید احترام ببینید و متعاقب آن عشق را تجربه كنید؟ تا زمانی كه خودتان را قبول ندارید و به انتخاب و تصمیمتان مطمئن نیستید و آن را محترم نمی‌شمارید چگونه انتظار دارید عاشق باشید و عشق را لمس كنید. اول به خودتان رجوع كنید و با خودتان كنار بیائید. هدفتان را از زندگی مشترك مشخص كنید و تعریف خود را از زن ایده ال زندگیتان بشناسید و در صورت لزوم آن تعریف را اصلاح كنید.
    زیبایی و جذابیت ظاهری جنسی مولفه‌ای مهم است اما تضمین كننده زندگی مشترك موفق نیست. عشق مثل بذری است كه كاشته می‌شود باروری و ناباروی آن بستگی به میزان انگیزه و تلاش شما برای حفظ و مراقبت از آن، نوع پرورش، چگونگی پرورش دارد. این بذر و یا هر بذری به صرف كاشتن بارور نمی‌شود و به نهال و بعد‌ها به درخت پرثمر تبدیل نمی‌شود. از این رو به نظر میرسد اشكال كار در خودشماست! یقین بدانید كه با بهانه‌گیری و اتكا به افكار منفی چون «همسرم جذابیت ندارد»، «فكر می‌كردم بعد ازدواج عاشق می‌شوم» و... راه به جایی نخواهید برد و صرفا بر حسب هیجان موقت تصمیم خواهید گرفت و تصمیمات عجولانه و بی‌اساس نیز حاصلی جز احساس گناه و بی‌كفایتی نخواهد داشت.
    با كمك یك روان‌شناس، به علتیابی مشكل بپردازید و عزم خود را جزم كنید كه زندگیتان را بجای ویران كردن، بسازید زیرا اگر به این منوال پیش بروید باید منتظر شكست‌های بعدی هم باشید.

  • فاطمه - سه شنبه 25 شهریور 1393

    چرا فقط پیام های حقوقی رو جواب میدین؟؟؟

    جام جم سرا

    مخاطب گرامی! مشاور خانواده جام جم سرا ،در حال پاسخگویی به پرسش های شماست . لطفا كمی شكیبا باشید ،بزودی پاسخ پرسش ها بر اساس تاریخ ارسال منتشر می شود.

  • محمد رئیسی اردلی - سه شنبه 25 شهریور 1393

    من دانشجویی بدون هیچ گونه درآمد هستم كه برجی ۱۷۰ هزار قصد وام و هزینهٔ دانشگاه دارم كه در دادگاه هم شاهد برده‌ام و ۲ سال هست كه خانمم تقاضای مهریه داده و رفته و به تمكین هم الزام شده ولی نیامده به نظر شما ماهیانه چند هزار تومان برای من می‌برند كه پرداخت كنم برای مهریه كه قسط بندی می‌كنند؟ مهریه‌اش ۲۰۰ سكه و ۲۰ میلیون پول نقد است.

    جام جم سرا

    سید عبدالرضا قاسمی-قاضی بازنشسته و وكیل دادگستری: در فرض سوال چنانچه جناب عالی از دادگاه صالحه علیه همسرتان حكم تمكین اخذ نموده باشید و همسر شما تمكین نكند به موجب قانون ناشزه بوده و حكم نشوز هم، عدم استحقاق دریافت نفقه است. چنانچه مرجع محترم قضایی قصد تقویم و محاسبه نفقه را داشته باشد، این موضوع با جلب نظر كار‌شناس و با رعایت شئون خانوادگی طرفین و میزان درآمد زوج محاسبه خواهد شد. در ارتباط با مهریه هم مرجع محترم قضایی به موجب قانون فقط تا سقف ۱۱۰ سكه را مبنای صدور اجرائیه علیه زوج قرار می‌دهد كه در صورت قسط بندی پرداخت ماهیانه آن بستگی به تصمیم دادگاه محترم بسته به شرایط زوج دارد. درباره بقیه سكه‌ها، زوج باید در دادگاه حقوقی طرح دعوا توام با پرداخت هزینه دادرسی نماید.

  • محمد لطیفی - دوشنبه 24 شهریور 1393

    ممنون از اینكه چنین امكانی فراهم كردید تا مردم پرسش‌های خودشان را با شما مطرح كنند. من خانه‌ای دارم كه دو ماه پیش به یك زوج جوان اجاره دادم اما چند روز پیش برایم احضاریه‌ای آمد كه خانم پول رهن را به خاطر اجرا گذاشتن مهریه، توقیف كرده و اجاره خانه را هم نمی‌دهند. تكلیف من چیست؟

    جام جم سرا

    سید عبدالرضا قاسمی-قاضی بازنشسته و وكیل دادگستری: وجهی كه بابت رهن به موجر پرداخت می‌شود در مالكیت مستاجر است و عرفاً موجر حق استفاده از منافع آن را در ایام اجاره دارد. توقیف وجه مذكور به معنای وصول آن قبل از انقضای مهلت اجاره نیست و كماكان موجر می‌تواند از منافع آن تا خاتمه قرارداد اجاره استفاده كند لكن در خاتمه قرارداد اجاره، باید به دستور مرجع قضایی عمل گردد. جناب عالی در ارتباط با عدم پرداخت اجور معوقه حق دارید به شورای حل اختلاف محل سكونتتان و یا محل ملك مورد اجاره مراجعه و علیه مستاجر طرح دعوا نمایید.

  • مجید . ر - دوشنبه 24 شهریور 1393

    من از همسرم با طلاق توافقی جدا شده‌ام و با هم توافق كردیم كه حتی اگر ازدواج كند حضانت فرزندم را به او می‌سپارم. حال سوالم این است اگر ازدواج كرد این حضانت قابل برگشت به پدر هست یا خیر؟

    جام جم سرا

    ًسید عبدالرضا قاسمی-قاضی بازنشسته و وكیل دادگستری: مستند به ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی تا سن هفت سالگی حضانت بر عهده مادر و بعد از آن بر عهده پدر است. در سوالتان مشخص نشده طفل چند سال دارد. اگر طفل مذكور بیش از هفت سال داشته باشد بدیهی است حضانت به عهده پدر است. چنان كه در سوال درج گردیده پدر بر اساس شرط عدم ازدواج حضانت را بر عهده مادر گذاشته است. اینك چنانچه از نظر خود عدول نماید بر اساس تصمیم دادگاه و بسته به غبطه طفل این اجازه قابل عدول است.

سوال شما از مشاور

  • مخاطبان گرامی!
  • بخش مشاوره برای راهنمایی و پاسخگویی به مسائل و مشکلات شما در زمینه‌های خانوادگی و حقوقی راه اندازی شده است. پرسش‌های خود را کوتاه، روشن وواضح، با حروف فارسی بنویسید و با کلیک روی ارسال پرسش برای ما بفرستید تا در اختیار مشاوران، کار‌شناسان ومتخصصان جام جم سرا قراردهیم وپس ازدریافت پاسخ آن‌ها، نظرشان را درهمين بخش به آگاهیتان برسانیم. تا دریافت پاسخ مشاوران زمانی لازم است که امیدواریم دراین مدت شکیبا باشید.
تصویر امنیتی: