مشاوره

  • مجید . ر - دوشنبه 24 شهریور 1393

    من از همسرم با طلاق توافقی جدا شده‌ام و با هم توافق كردیم كه حتی اگر ازدواج كند حضانت فرزندم را به او می‌سپارم. حال سوالم این است اگر ازدواج كرد این حضانت قابل برگشت به پدر هست یا خیر؟

    جام جم سرا

    ًسید عبدالرضا قاسمی-قاضی بازنشسته و وكیل دادگستری: مستند به ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی تا سن هفت سالگی حضانت بر عهده مادر و بعد از آن بر عهده پدر است. در سوالتان مشخص نشده طفل چند سال دارد. اگر طفل مذكور بیش از هفت سال داشته باشد بدیهی است حضانت به عهده پدر است. چنان كه در سوال درج گردیده پدر بر اساس شرط عدم ازدواج حضانت را بر عهده مادر گذاشته است. اینك چنانچه از نظر خود عدول نماید بر اساس تصمیم دادگاه و بسته به غبطه طفل این اجازه قابل عدول است.

  • شاكر - دوشنبه 24 شهریور 1393

    آیا نپرداختن مالیات ارث موجب ممنوع الخروجی می‌شود؟

    جام جم سرا

    سید عبدالرضا قاسمی-قاضی بازنشسته و وكیل دادگستری: مستند به ماده ۱۷ قانون گذرنامه، دولت اجازه دارد بدهكاران قطعی مالیاتی را ممنوع الخروج نماید. در فرض سوال چنانچه جناب عالی در باب پرداخت مالیات بر ارث محكومیت داشته و محكومیت قطعی شده باشد، سازمان امور مالیاتی اجازه دارد شما را ممنوع الخروج نماید.

  • بشرا - دوشنبه 24 شهریور 1393

    مبالغ نسبتا هنگفتی در حساب پس انداز خانمی كه مرحوم شده در صندوق خیریه‌ای باقی مانده.
    بعد از فوت بانوی مذكور برای دریافت مبالغ فوق چه باید كرد و آیا لازم است در انحصار وراثت آن مرحومه ذكر شود؟

    جام جم سرا

    سید عبدالرضا قاسمی-قاضی بازنشسته و وكیل دادگستری: گواهی انحصار وراثت صرفا «نشاندهنده تعداد وراث متوفی می‌باشد لذا الزامی برای اعلام اموال منقول متوفی نیست. در فرض سوال چنانچه بحث تقسیم ماترك متوفی اعم از منقول و غیرمنقول مطرح گردد از حیث پرداخت عوارض مالیات بر ارث باید اموال مشخص و ذكر گردد.

  • فریدا - دوشنبه 24 شهریور 1393

    سه سال پیش آپارتمان خود را به شخصی اجاره دادم. مستاجر پیش از تمام شدن مدت اجاره بدون پرداخت چند ماه اجاره بها با ربودن پكیج متواری شد. پس ار اعلام شكایت و پیگیری‌های فراوان توانستم آپارتمان را آزاد كنم دادگاه نیز برای او یك سال حبس تعیین كرد. ولی نتوانستم او را پیدا كنم. اكنون پس از یك سال كه از صدور حكم گذشته نامه‌ای از دادگاه آمده كه از من خواسته شده دردادگاه حاضر شوم و به دادگاه توضیح ارائه كنم. سوالم این است كه اگر در دادگاه حاضر نشوم ضرری متوجه من خواهد شد؟ به دلیل دوری مسافت نمی‌توانم به عناوین مختلف در دادگاه حاضر شوم. تابه حال نیز از این پیگیری‌ها نتیجه مطلوبی نگرفته‌ام

    جام جم سرا

    سید عبدالرضا قاسمی-قاضی بازنشسته و وكیل دادگستری: با توجه به اینكه مستاجر شما مرتكب جرم سرقت گردیده و با پیگیری و شكایت شما در مرجع قضایی، محكومیت یافته و به لحاظ عدم دسترسی به محكوم علیه (مستاجر)، موضوع اجرای حكم مستلزم همكاری شما برای تعیین محل اختفاء نامبرده می‌باشد. به همین جهت مادام كه پرونده در اجرای احكام در جریان قرار داشته باشد، هر از گاهی دعوتنامه‌ای برای شما ارسال خواهد گردید كه جناب عالی اجباری در اجابت دعوت ندارید تنها اثر منفی عدم حضور شما می‌تواند مختومه شدن پرونده پس از طی مدت پنج سال از صدور اجرای حكم و مشمول مروز زمان گردد.

  • لیلا - دوشنبه 24 شهریور 1393

    من مشكلم با خودمه .... خواهش می كنم كمكم كنید . من خود آزارم . در برابر خانواده جوری رفتار می كنم كه هم اونها و هم خودم رو خیلی اذیت می كنم . دوست دارم خیلی زحمت بكشم و خودم رو خسته كنم . بعد هم سر همسر و بچه هام منت بذارم كه ببینید من چقدر زحمت می كشم . می دونم اخلاقم بده ولی انگار دست خودم نیست . بچه هام خیلی اذیت می شن . لطفا كمكم كنید . ممنونتون می شم

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده: اینكه شما می‌فرمائید «خود آزارید»، تنها یك واژه است و لزوما با بیان این واژه شما در جرگه افراد خودآزار قرار نمی‌گیرد، لذا، در اولین گام به شما توصیه می‌كنیم كه شدیدا از زدن برچسب به خود به شدت دوری كنید، چرا كه با تكرار این واژه، شما آن را خواهید پذیرفت و بر طبق آن رفتار خواهید كرد و برآن مداومت خواهید داشت. اگرهم كسی به شما این برچسب را زده است علت را جویا شوید و بدانید چرا چنین گفته‌اند و دلیل منطقیشان برای ذكر این عنوان به شما چه بوده است؟
    در دومین گام بررسی كنید تا دریابید:
    * علت اصرار شما به كار زیاد چیست؟
    * با كار بسیار، چه لذاتی بدست می‌آورید؟
    *با مشغول كردن خود به كار زیاد، از چه واقعیتهایی دوری می‌كنید؟
    * چرا متمایلید بخاطر كارهایی كه برای دیگران انجام داده‌اید، سر آن‌ها منت بگذارید؟
    *آیا منت گذاشتن تعریفی است كه شما دارید یا دیگران به شما القاء كرده‌اند؛ به دیگر سخن آیا شما به راستی منت می‌گذارید؟ یا اینكه در قبال محبتی كه به دیگران داشته‌اید، به دنبال تشكر و قدردانی هستید؟ آیا آنان محبت شما را در می‌یابند و شما باز منت می‌گذارید یا انكه وقتی احساس می‌كنید محبتتتان نادیده گرفته شده است، شروع به منت گذاشتن می‌كنید؟
    * آیا قبل‌تر‌ها كسی شما را متهم به تنبلی و بی‌مسئولیتی كرده است كه اكنون چنین مسئولیت پذیر شده‌اید؟
    *این رفتار شما از چه زمانی شروع است؟ آیا بعد از واقعه‌ای این رفتار در شما ایجاد شده است یا قبل‌تر‌ها هم دارای چنین خصیصه‌ای بوده‌اید؟
    * این رفتار شما در چه زمانی شدت بسیار می‌گیرد؟ این رفتار در روز، هفته، ماه چند بار تكرار می‌شود؟
    * ارتباط صمیمانه و عاطفی شما با همسر و فرزندتان چه كمیت و كیفیتی دارد؟

    با پاسخگویی به سوالات فوق تا حدودی به مشكلتان آگاهی خواهید یافت. سعی كنید لیلای زحمتكش و منت‌گذار را كنار بگذارید و به عنوان یك ناظر به مشكل، مساله خود را مورد توجه قرار دهید.
    اگر شدت رفتار شما بسیار است و گفته‌های دیگران در مورد شما كاملا صادق بوده و بدور از قضاوت ناعادلانه است، بی‌تردید شما دچار وسواس فكری و عملی شده‌اید، با این وجود توصیه می‌كنیم با كمك یك روان‌شناس علت بنیادین اضطراب خود كه منجر به این رفتار شده را كشف كنید. چرا كه شما با مداومت با این امر، از موضوع اصلی اضطراب فرار می‌كنید و با اصرار به انجام كارهای تكرای و بیهوده، خود را آرام می‌كنید اما از انجایی كه مورد سرزنش دیگران واقع می‌شوید، به خود رجوع كرده و دچار خودسرزنشگری می‌شوید.
    اما برای تسكین شرایط فعلیتان، می‌توانید از تمرین‌های ذیل استفاده كنید:
    -تمرین تنفس عمیق: دم عمیق از راه بینی داشته باشید و عمل بازدم را از طریق دهان انجام دهید. تنفس باید به گونه‌ای باشد كه ماهیچه‌های شكم درگیر شود.
    -دریابید كه با اصرار به كار زیاد، سعی می‌كنید چه توجهاتی را سمت خود جلب كنید؟ مثلا ممكن است انتظار داشته باشید همسرتان با دیدن خانه تمیز، از شما تشكر كند، اما ایشان بی‌تفاوت از این موضوع، نه تنها كار شما نادیده می‌گیرد بلكه بی‌اهمیت هم جلوه می‌دهد (این رفتار در مورد فرزندتان هم صادق است؛ آیا فرزندان شما قدر زحمات شما را نمی‌دانند و شما مجبور می‌شوید به زبان آورید تا آن‌ها بدانند شما در قبال ان‌ها احساس مسئولیت می‌كنید؟)
    - دایره مسئولیت‌های خود را برای هر روز محدود كنید و بیش از وظایف معمول روزانه فعالیت نكنید. اگر در قبال كم كاری خود مضطرب شدید و استرس گرفتید بهتر است كشی را به انگشت سبابه خود ببندید تا هرگاه این فكر سراغ شما امد، كش را بكشید تا به دستتان ضربه بزند و یاداور این مطلب باشد «من تمامی مربوط به امروز را انجام داده‌ام و هیچ كاری ندارم».
    - حد انتظارات خود را برای خانواده مشخص كنید. مثلا بگوئید من این كار‌ها را برای شما انجام می‌دهم و دوست دارم شما هم در قبال محبت من چه كنید؟ انتظارات خود را نه بسیار و نه كم از حد توان خانواده تعریف كنید. مثلا انتظار نداشته باشید همسرتان مدام بگوید دستت درد نكند و....
    هربار این فكر به ذهن شما رسید كه آن‌ها به قدر كافی مطلع از زحمات شما نیستند، به خود بگوئید: «لیلا خانم انتظارت غیرواقع بینانه است لطفا بس كن»، و سریعا خود را از موقعیت آن لحظه، خارج كنید و به كاری دیگر مشغول شوید.
    - از خانواده كمك بگیرید
    از خانواده بخواهید به رفتارهای غیر منطقی شما هیچ توجهی نكنند. منظور از توجه، توجه مثبت و منفی است. توجه مثبت ممكن است تعریف و تمجید و ستایش شما و.... باشد توجه منفی نیز ممكن است چنین تعریف شود: «مامان بسه دیگه خسته مون كردی اصلا كار نكن كی گفته كار زیاد بكنی و...»
    از اعضای خانواده بخواهید به این نیاز شما (توجه كردن)، زمانی كه افراطی و نادرست است به هیچ وجه توجه نكنند. با آرزوی موفقیت برای شما

  • معصومه از زاهدان - دوشنبه 24 شهریور 1393

    با سلام
    دختری 33 ساله هستم خواستگاری دارم كه حدود 6 ماه پیش به خواستگاری امده و قرار شد تا بیشتر همدیگر را بشناسیم و در طول این مدت او خیلی به من شك دارد من تا كنون به او دروغ نگفته ام ولی او حرفهای من را باور ندارد و همیشه من را تعقیب می كند تا ببیند كجا می روم یا چه میكنم . من تا حالا كار اشتباهی هم انجام نداده ام . در محیط كار نیز با همكارانم (‌آقا و خانم ) بسیار متین و خوب برخورد دارم ولی او همیشه مشكوك است به رابطه من و همكاران مرد. همیشه از دور من را زیر نظر دارد و در برخی موارد كه من را با همكار آقا میبیند سریع پیام میدهد كه فلان آقا كی بود و چی می گفت . در بیرو ن از محیط كار نیز دور از چشم من من در تعقیب می كند و بعدا میگه فلان كارو كردی و فلان جا رفتی . بخدا دیگه كلافه شدم لطفا راهنمایی كنید چه كار كنم و جواب خواستگاری اش را چه بگویم.

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده: ازدواج مهم‌ترین بخش زندگی هر فردی است و در این راه، انتخاب درست در صدر اولویت قرار دارد. در ابتدا به شما تبریك می‌گویم كه معنای دوران شناخت و آشنایی را به درستی درك نموده‌اید و در این مدت زمان آشنایی، به حواشی و خوشی‌های موقت و زود گذر این دوران دل نبسته‌اید و سعی در شناخت درست فرد مقابلتان داشته‌اید. رفتارهای مطرح شده از جانب شما راجع به خواستگاران، ما را مطمین به گفتن این جمله می‌كند كه این فرد، شخصیت پارانوئیدی (سوء ظن) دارد. ایشان ممكن است دلایل و توجیهات متعددی را برای رفتارهای خود متذكر شود مثلا؛ «زمانه بد شده است اعتمادم جلب شود، دیگر تو را سوال پیچ نمی‌كنم؛ تو را خیلی دوست دارم و متمایلم هر لحظه از حال و روزت خبردار شوم، من نسبت به تو غیرت دارم چون خیلی دوستت دارم، من به تو اعتماد دارم اما به دیگران نه، من مراقب تو هستم، این رفتار از نظر شما چیز بدی است؟ و...»
    توصیه جدی ما به شما: فریب توجیهات این گونه افراد را نخورید و سریعا به فكر اتمام و خاتمه این رابطه باشید. بپذیرید عدم اعتماد یكی از اساسی‌ترین مشكلاتی است كه می‌تواند بنیان خانواده را بر افكند. اگر واقعا ایشان به دنبال كسب اعتماد از جانب شما هستند می‌توانند از روشهایی دیگر كه چندان هم ملموس نیست پی به نحوه رفتار شما ببرند تا بر شناخت بیشتر از شما دست یابند اما انتخاب روش‌های غلط از یك سو و ایجاد تكدر خاطر و رنجش در شما از سوی د یگر نشان از ناپختگی عاطفی ایشان است كه بیانگر عدم بلوغ عاطفی و فكری اوست. احتمالا این حس عدم امنیت و اعتماد، ریشه در دوران كودكی، یا سابقه تجربه تلخی از موضوع بی‌وفایی و خیانت و... ایشان دارد. از سوی دیگر باید متذكر شویم خواستگار شما وسواس فكری به این مساله دارد و ترك این رفتار مدت زمان بسیاری می‌طلبد و بدون پیگیری درمانهای روان‌شناختی غیر قابل درمان است. یادتان باشد ازدواج خوب است اما ازدواجی كه منجر به اضمحلال و اصطكاك روحی و روانی شود نه تنها پسندیده نیست بلكه توصیه نمی‌شود. شما ازدواج می‌كنید تا به ارامش و تسكین دست یابید اما در ازدواج با این فرد، تردید نداشته باشید كه نه تنها آرامشتان سلب خواهد شد بلكه هر لحظه از وضعیت زندانی و زندانبان خسته خواهید شد و در پی راهی برای فرار خواهید گشت. بنابراین، تا كار از كار نگذشته همین امروز از ابتدای راه ضرر برگردید كه ادامه این مسیر، در خوش بینانه‌ترین حالت، حاصلی جز طلاق عاطفی نخواهد داشت و در بد‌ترین حالت هم طلاق رسمی نتیجه آن خواهد بود. جوانیتان را قدر بشناسید و طلای وجودتان را ارزانی فردی كه لایق وجود نازنین شما باشد و منجر به تكامل و رشد و ترقیتان شود، صرف كنید. این جمله را به خاطر بسپارید كه شما ازدواج می‌كنید تا آرامش بیابید و آرامش شما جز از طریق همنشینی و همزیستی با فردی سالم و شایسته بدست نمی‌آید.

  • ناشناس - دوشنبه 24 شهریور 1393

    باسلام خدمت شما كارشناس محترم.
    بنده 28 سالمه چند روزی هستش كه رفتم به خواستگاری دختر خانمی كه از خودم 10 سال كوچك تره البته كاملا سنتی ولی دختر خانم همین امسال دیپلم گرفته كنكور داده . لطفا بنده رو راهنمایی كنید چون كه بنده خیلی مشكل پسند شدم. ایشون از لحاظ اینكه به بلوغ فكری رسیده باشه تا حدودی اره ولی با این حال دو دلم شما بگید من چه كنم . تشكر.

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده: منظورتان از مشكل پسندی چیست؟
    انتخاب همسر مشكل‌ترین انتخاب است و داشتن دقت و احتیاط از شرایط بنیادین برای انتخاب اصلح‌ترین است اما اگر این دقت نظر بوی ترس و وسواس بسیار به خود بگیرد چندان خوشایند نیست و بی‌تردید مواجهه شما با مشكلی به نام وسواس در انتخاب را رقم خواهد زد. توجه به كلیات و جزئیات شخصیت و خانواده فرد مقابل صحیح است اما كندوكاو بسیار و به اصطلاح مته به خشخاش گذاشتن خیر. بیش از توجه به درستی یا نادرست بودن انتخاب اخیرتان، سعی كنید معیارهای اصلی ازدواجتان را مشخص كنید. اصالت خانوادگی، اخلاق و شخصیت، نگرش و جهان بینی، تشابه فرهنگی، طبقه اجتماعی و اقتصادی، و... از این دست معیارهایی است كه باید تصویر درستی از آنها به دست آورید.
    سپس خود را با معیارهایی كه دارید محك بزنید: «من با زنی احساس آرامش و خوشبختی می‌كنم كه آن دختر دارای فلان مشخصات.... باشد» با خودتان رو راست باشید و افراط و تفریط و خیال‌پردازی را كنار بگذارید. اگر خودتان را بشناسید خواسته‌‌هایتان را خواهید شناخت و بر طبق شناخت از خود دست به انتخاب خواهید زد.
    اما راجع به دختر انتخابی فعلیتان باید بگوئیم تفاوت سنی به معنای انتخاب غلط و یا درست شما نیست. چه بسیار افرادی كه با وجود تفاوت سنی زیاد با همسرشان، زندگی موفق و خوشایندی دارند. اما با توجه به دختر خانم انتخابی شما، ذكر این مهم بسیار حائز اهمیت است كه ایشان فعلا در دوران نوجوانی هستند و پا به دنیای جوانی (برهه سنی كه شما اكنون در آن قرار دارید) نگذاشته‌اند. یادتان باشد كه تفكرات نوجوانان تفكرات افسانه‌ای و آرمان گرایانه است و تا حدودی بوی ایده آل گرایی می‌دهد. ممكن است ایشان هنوز جهان بینی و نگرش ثابتی به زندگی نداشته باشند و هر روز تغییر عقیده و آرمان بدهند، البته مشاهده شده است كه برخی از نوجوانان سریع‌تر به پختگی می‌رسند و قدرت تفكر خود را پرورش می‌دهند و در حل مسائل زندگی ماهر می‌شوند اما اكثریت نوجوانان از قانون ذكر شده تبعیت می‌كنند. با این حال، توجه شما به ثبات راه و مسیر انتخابی ایشان در اولویت است. چندمین فرزند خانواده بودن، یكی از مواردی است كه باید مد نظر داشته باشید. فرزند اول و دوم بواسطه حس قدرت نمایی (فرزند اول) و یا كسب تجربه از فرزند اول و رقابتجویی (فرزند دوم) می‌توانند سریع‌تر از این دوران گذر كنند و پا به جوانی بگذارند، البته این امر عمومیت ندارد و گاهی تحت الشعاع تربیت‌های غلط خانواده قرار می‌گیرند و اثر عكس نشان می‌دهند. از سوی دیگر حس مسئولیت پذیری او را سنجش كنید و از او بخواهید تا چند مورد از مسئولیتهای جدی خود را برای شما برشمرد، محك بزنید تا بفهمید چند مورد از این مسئولیت‌ها از ضروریات زن زندگی است؛ بسیاری از نوجوان در این دوران مسئولیت جدی تری جز درس خواندن ندارند. توصیه دیگر ما به شما این است كه مدت آشنایی را اندكی طولانی كنید تا در این دوران با مشاوره‌های حضوری و كمك گرفتن از تستهای شخصیتی مشاوران خانواده، بهتر و سریع‌تر به تصمیم دست یابید.

  • بابك - دوشنبه 24 شهریور 1393

    سلام و خسته نباشید و ممنون از این كار خوب شما . من پسری 36 ساله هستم كه مادرم بشدت به من وابسته است چون من تك فرزند او هستم و همین وابستگی باعث شده بعد از زادواج در زندگی من و همسرم مشكلاتی پیش بیاد . چون مادرم خانم مرا رقیب خودش می دونه و فكر می كنه او مرا از مادرم جدا كرده . به نظر شما چگونه باید این وابستگی را در مادرم كم كنم . نهایت سپاس رو دارم .

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده: دلبستگی مادرتان به شما كه تنها فرزند او هستید كاملا طبیعی هست اما اگر این علاقه افراطی بوی حسادت مادرشوهرانه می‌دهد بحث، چیز دیگری است. پیش از هر چیز بهتر است شما بازنگری در رفتارهای پیش از ازدواج و بعد از ازدواج خود داشته باشید، چه رفتارهایی را قبل از ازدواج انجام می‌دادید و اكنون ان‌ها را ترك كرده ویا از میزان ان كاسته‌اید. یادتان باشد شما چشم و چراغ دل مادرتان هستید و او شما را تنها نور امید زندگی‌اش می‌داند و انتظار دارد كه شما مثل سابق در اختیار او باشید اگر چه شاید این خواسته كمی منصفانه نباشد و ممكن است شما دچار زحمت بسیار شوید اما شما فرزند او هستید و تا بدان جایی كه ممكن است باید رضایت دل او را كسب كنید و تا حدودی طبق روال قبل رفتار كنید تا او كمتر نبود شما را احساس كند.
    همچنین در یادداشتی دیگر، اعتراضات مادر را بنویسید عمده‌ترین شكایت مادر از شما چیست و چه رفتارهایی را علت جدایی خود از شما می‌داند و یا همسرتان را رقیب می‌پندارد، با شناخت آن‌ها می‌توانید در جهت رفع مشكل گام بردارید.
    از سوی دیگر، مدیریت ارتباط عروس و مادرشوهر بدست شماست تا بدان جایی كه ممكن است در این فضا میانجی‌گری نكنید و سعی نكنید برای به دست آوردن دل هر یك از طرفین، مطابق میل و خواسته‌هایشان رفتار كنید. به ان‌ها این موضوع را تفهیم كنید كه با انكه هر دوی ان‌ها را دوست دارید اما هرگز حاضر نیستید تسلیم خواسته‌های نابجا و بی‌منطقشان شوید و بخاطر یكی، حق دیگری را پایمال كنید. اری درست است، شما مادرتان را دوست دارید و همسرتان را هم دوست دارید ولی مرزهای ارتباطتان با ان‌ها تعریف شده است و هرگز اجازه تداخل نخواهید داد. این شمائید كه خط قرمزهای این ارتباط را مشخص می‌كنید و به این دو خانم رقیب تفهیم می‌كنید كه اگر بی‌اجازه و به هر دلیل به این خطوط قرمز تجاوز كنند، شما عكس العمل مناسبی نشان نخواهید داد.
    هرگز طرفداری از هیچ یك نكنید و حس حسادت یكی را بر علیه دیگری برانگیخته ننمائید و در صورت بروز مشكل، اجازه دهید خودشان حل مساله كنند و این امر را با قاطعیت تمام بگوئید. به ان‌ها متذكر شوید كه من حل مشكل بین شما دو نفرنمی كنم اما اگر مسبب این مشكل من باشم سعی می‌كنم آن را به طریقی كه خود صلاح می‌دانم حل كنم. در حل مشكل هم بدون جانبداری از یكی از طرفین رفتار كنید و نزد هر دوی آن‌ها نظر خود را بیان كنید و كوتاه هم نیائید. صلابت فكر و اندیشه و رفتار شما، نصف مشكل را حل خواهد كرد و زبان اعتراض این دو خانم رقیب را كوتاه خواهد نمود.
    همچنین می‌توانید از مادر و همسرتان بخواهید كه انتظاراتشان از شما را دیكته كنند و شما بایستی هر آنچه را می‌توانید بپذیرید و قبول كنید و در انجام ان‌ها كوشا باشید اما هرگز به انتظارات نابجای هیچ یك از این دو خانم كه در تقابل با فرد دیگر است تن ندهید.
    با همسرتان راجع به حساسیت مادرتان صحبت كنید اما نه انگونه كه او احساس عدم امنیت كند و از مادرتان دلچركین شود به او بگوئید من نزد مادرم سعی می‌كنم خیلی رسمی با شما برخورد كنم اما این رسمی برخورد كردن به معنای بی‌احترامی و دوست نداشتن شما نیست دوست دارم شما هم مراعات مرا كنید و شرایط مرا درك كنید.
    همچنین تا بدان جایی كه ممكن است این دو رقیب را به هم نزدیك كنید با دادن هدیه‌ای از جانب دیگری و یا بیان دلنشینی از یكی از طرفین از شدت عداوت و حسادت ان‌ها بكاهید. اگر همسرتان خود دهنده این محبت به مادرتان باشد بی‌تردید از نگاه مادرتان پنهان نخواهد ماند.
    یك نكته مهم دیگر انكه رازهای زندگی خود را، نه نزد مادر و نه نزد همسرتان بیان نكنید. به هر حال این دو زن فردی حساس نسبت به هم هستند، با بیان مشكلات هر یك به دیگری، فقط ناراحتی ایجاد می‌كنید و شدت تفرقه بین ان‌ها را افزون‌تر می‌كنید.

  • مریم - دوشنبه 24 شهریور 1393

    شوهرم یك ساله برا لجبازی درخواست طلاق داده و من قصد طلاق ندارم برا همین مهریه‌ام رو اجرا نگذاشتم ولی بعد از یكسال كه نظریه كار‌شناس درمورد مهریه و اجرت المثل و نفقه اومد من هم درخواست جهیزیه كردم:
    ۱- اگر زوج مقداری از جهاز را خریده باشد ولی در سیاهه با جهیزیه زوجه یكجا نوشته شده، حال وسایلی كه مرد به عنوان جهاز خریده متعلق به زن هست؟
    ۲- در سند ازدواج قید شده مرد باید مبلغ ۱۰میلیون پول قبل عروسی به زوجه بدهد. كه بجای ۱۰میلیون بعد از ۲سال مرد ۱۴میلیون جهاز خریده و اسامی جهاز پسر در سیاهه ذكر شده، حال اون جهاز متعلق به من هست یا نه؟ مهریه‌ام ۵۰۰سكه و زوج كارمند هست و چیزی ندارد و من نمی‌خوام طلاق بگیرم. آیا من می‌توانم كل جهاز رو بدون اجرا گذاشتن مهریه و مستند به عقدنامه كه نوشته ببرم شهر خودمون؟ به قاضی چی بگم؟

    جام جم سرا

    سید عبدالرضا قاسمی-قاضی بازنشسته و وكیل دادگستری: جهیزیه در عرف بین خانواده‌ها، اموالی را گویند كه زوجه همراه خود به منزل مشترك خواهد آورد. معمولا لیست تنظیمی توسط خانواده‌ها كه از آن به سیاهه تعبیر می‌شود، نشاندهنده و موید تعلق جهیزیه به زن است. بنابراین در فرض سوال اگر برخی از اثاث البیت توسط زوج خریداری شده اما در سیاهه درج شده باشد، ظهور در تعلق و مالكیت زوجه دارد و زوج برای تفكیك و مطالبه باید طرح دعوا كند.

  • ناشناس - دوشنبه 24 شهریور 1393

    صیغه كردم و صاحب فرزند شدم همسرم قبل اینكه بچه بدنیا بیاد به خارج از كشور رفت و بازنگشت. الآن 3 ساله بچه دنیا آمده و فاقد شناسنامه است تو رو خدا راهنماییم كنید، باید چیكار كنم؟

    جام جم سرا

    سید عبدالرضا قاسمی-قاضی بازنشسته و وكیل دادگستری: مستند به قانون ثبت احوال، شناسنامه صرفاً به پدر و یا وكیل او داده می‌شود و مراجعه مادر تنها با داشتن اجازه كتبی از پدر مجاز است. جهت اثبات رابطه نكاح موقت لازم است صیغه‌نامه عادی (در صورت وجود) به دادگاه خانواده ارائه و تأیید گردد. جهت اثبات نسب نیز باید دادخواست اثبات نسب به دادگاه خانواده ارائه گردد كه با توجه به غیبت زوج این رسیدگی غیابی است.

  • تقی خانی - دوشنبه 24 شهریور 1393

    با سلام پسری كه قصد ازدواج با او را دارم و الان نامزد او هستم كاملا مطیع سخنان منطقی و غیر منطقی خانواده خود می باشد و از من نیز چنین درخواستی دارد. با توجه به نظرات آنان سخنان قبلی خود را تكذیب می كند و نظر خودش را تغییر می دهد.
    خانواده اش در كوچكترین مسائل اظهار نظر می كنند و توقعات بالایی از خانواده من دارند.لطفا راهنمایی كنید برای عقد دچار تردید زیادی علی رغم علاقه ام شده ام.لطفا راهنمایی كنید.

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده: یكی از مولفه‌های اساسی در انتخاب همسر، بلوغ است. بلوغ تنها به معنای بلوغ جنسی نیست بلكه از نظر روان‌شناسان بلوغ معنایی فراگیر دارد. بلوغ در ابعاد گسترده‌ای چون بلوغ عاطفی، فكری، اجتماعی تعریف می‌شود، لذا توجه به میزان بلوغ عاطفی، فكری، اجتماعی فرد انتخابی، مهم است. اشاره شما به چند نمونه از رفتارهای نامزدتان شاید گواهی بر این مطلب باشد كه نامزد شما هنوز به بلوغ در ابعاد ذكر شده، نرسیده است (البته سن تقویمی همسرتان مهم است، اگر ایشان در نیمه‌های دهه سوم زندگی خود هستند، عدم رشد در ابعاد ذكر شده محرز است). عدم استقلال اندیشه و فكر، دهن بینی، تاثیری پذیری افراطی از دیگران، عدم قدرت انتخاب، عدم تصمیم گیری از جمله مشكلات افراد نابالغ است. با این حال، پیشنهاد می‌كنم بدون قضاوت و پیشداوری دست به قلم شوید و رفتارهای همسرتان را زیر ذره بین بگذارید و جزئیات نمونه‌های رفتاری او را شناسایی كنید. سپس عكس العمل خود را در قبال آن رفتار‌ها ارزیابی نمائید (یعنی اینكه، ترجیح می‌دهید چه رفتاری را در مقابل آن رفتارهای نادلخواه همسر انجام دهید؟ مثلا به گونه‌ای دیگر مقابله به مثل می‌كنید؟ سكوت می‌كنید؟ از حق خود دفاع می‌كنید؟ و...) آنها را با جزئیات بنویسید. حالا نوع هیجان خود و میزان آن را (از صفر تا صد) در مقابل رفتارهای همسر و عكس العمل‌های خود بنویسید.
    سپس راهكارهایی را برای مقابله یا كاهش مشكل پیشنهاد دهید.
    از این طریق می‌توانید دقیقا مشكلاتتان را محك بزنید و میزان توان خود را برای مواجهه با آن دریابید. اگر توان مقابله‌تان بالاست، بمانید و همسرتان را همراه و همقدم خود سازید و به او فرصت دهید و كمكش كنید تا برای تعالی خود قدمی بردارد (البته در این مسیر، بهتر است از رهنمودهای تخصصی یك روان‌شناس كمك بگیرید). پیشنهاد می‌كنم مدتی را برای تغییر نامزدتان معین كنید و قاطعانه به او بگوئید كه فقط با مشاهده تغییرات، حاضر به ادامه زندگی خواهید بود؛ اگر نتیجه‌ای حاصل نشد، بدانید نامزدتان در مقام همسر نیز، تا پایان زندگی مشتركتان همانی خواهد بود كه الان می‌بینید و می‌شناسید (یعنی وقتی حتی با دادن فرصت تغییر نیز، نتوانست خود را تغییر دهید)، یا باید او را‌‌ همان گونه كه هست بپذیرید و میزان انطباق و سازگاریتان را بالا ببرید یا اینكه سریع‌تر به این آشنایی خاتمه دهید. نكته: یادتان باشد در ارزیابی نامزد و تصمیمگیریتان ایده‌آل‌گرایی نكنید (شاید بعد ازدواج بهتر شود، شاید توی زندگی درست شود و...)، شما با شاید‌ها، فقط بنیانگذار پایه‌های سستی در زندگیتان می‌شوید. سعی كنید واقعیت وجود همسرتان را بپذیرید، زیرا هرگز بعد از ازدواج نمی‌توانید او را تغییر دهید.

  • alone army - دوشنبه 24 شهریور 1393

    سلام من پسری هستم 21 ساله یه دختر رو دوس دارم كه 30 سالشه قصد ازدواج ندارم باهاش .عاشقش هم نیستم ولی با تمام وجود دوستش دارم هرچی بگه قبول میكنم با حرفاش خوشحال وناراحت میشم درسته فاصله سنیمون بالاست ولی دوستش دارم نمیخوام تنهاش بذارم نسبت بهش حس متهل بودن رو دارم باهاش به نظرتون تازه نه میبینمش نه چیزی چون اوم هزار 500 كیلومتر از من دوره .فقط از طریق تلفن ثابت.اینترنت .واتس اپ وبكم كنارشم به نظرتون چیكار كنم این معظل رو؟

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده: ارتباط عاطفی ایجاد شده بین شما، چیزی جز كنجكاوی جنسی و عاطفی و شناخت جنس مخالف نیست و این كنجكاوی یكی از خصوصیات دوران نوجوانی است. شما نوجوانید و آن دختر، خانم جوان بالغ. درست است كه به فكر ازدواج با این خانم نباشید چون شما تنها نیاز مادرانه و محبت مادرانه از ایشان دریافت می‌كنید و به طور ناخودآگاه می‌دانید كه ایشان نمی‌توانند در نقش همسر شما واقع شوند. حس تاهل داشتن فقط یك هیجان موقتی است كه شما دارید آن را تجربه می‌كنید. متاهل بودن شرایط بسیاری دارد و در سایه سار تعقل و تجربه قابل درك است و تنها با یك حس زودگذر و بی‌تعهد معنا نمی‌شود. یادتان باشد اصل این ارتباط زیر سوال است؛ حال كه نوع این ارتباط از فاصله دور و مجازی است سوال برانگیز‌تر! ارتباط مجازی با فرد مجازی هیچ امنیت خاطر و تضمینی ندارد. بهتر است سریعا به این رابطه اشتباه خاتمه دهید چرا كه ادامه این رابطه برای هر دوی شما حاصلی جز سرمایه گذاری عاطفی بی‌هدف ندارد.

  • ایرانی - دوشنبه 24 شهریور 1393

    باسلام من دختر30ساله ام ولیسانس دارم به دلیل مشكل كم شنوایی خواستگارامو رد كردم واقعا نمیدونم چطور به طرف بگم ایا لزومی داره خانوادشم بدونن ایاهمون جلسه اول باید این مشكل را در میان گذاشت ممنون میشم منو راهنمایی كنین چون میدونم كسانی هستن مثل من از ازدواج كردن به دلیل مشكلات جسمی خوداری میكنن بابت راه اندازی این بخش هم تشكر میكنم.

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده: مشكل شما تنها یك نقیصه كوچك اما شاید جدی است. شاكر باشید كه ناشنوای كامل نیستید و می‌توانید با بسیاری از تدابیر پیشرفته پزشكی شنوایی طبیعی داشته باشید. لذا، در اولین گام به شما توصیه می‌كنیم نزد یك پزشك حاذق بروید و تا حدودی از شدت مشكل خود بكاهید. در دومین گام، بیش از تفكر به ازدواج، به خود فكر كنید. تا زمانی كه شما دوستدار خودتان نباشید قطعا نخواهید توانست كسان دیگر را به خود جلب كنید و خواهان توجه و علاقه آن‌ها به خود باشید. خودتان را‌‌ همان گونه كه هستید بپذیرید و دوست داشته باشید. یادتان باشد این نقیصه جزیی نباید اعتماد به نفس شما را زیر سوال ببرد. شاید بهتر است این سوال را از شما بپرسم: مگر همه كسانی كه ازدواج می‌كنند بدون نقص و كامل هستند؟ آیا آن‌ها مشكلی ندارند؟ اگرچه شاید بگوئید مشكل من جدی‌تر بوده چون نمایان‌تر است؛ اما باید بگوئیم شما مشكلتان را بیش از حد بزرگنمایی كرده‌اید، چون خود هنوز به پذیرش این حالت خود دست نیافته‌اید. یادتان باشد همه افراد دوست دارند با كسی ازدواج كنند كه به آرامش و تسكین برسند به همین دلیل اخلاقیات و شخصیت در اولویت انتخاب هر مردی است، فراموشتان نشود زندگی با فرد كم شنوا بسیار ارجح‌تر از زندگی با فردی بد اخلاق و دارای مشكلات شخصیتی است، به همین دلیل به شما توصیه می‌كنیم كه به ویژگی‌های مثبت شخصیتی خود توجه كنید و آن‌ها را از نظر بگذرانید. جلوی آیینه بنشیند و از زیبایی‌های ظاهر خود گرقته تا خصوصیات بر‌تر خود صحبت كنید. بدین طریق با گذشت اندك زمانی خواهید توانست خود را قبول كنید و از خودتان رضایت داشته باشید و بپذیرید كه محسنات شما بسیار شاخص‌تر از یك نقیصه كوچك قابل درمان است. از سوی دیگر، یادتان باشد تا زمانی كه شما این وضعیت شنوایی را نپذیرید چگونه انتظار دارید دیگران آن را بپذیرند؟ بپذیرید تا دیگران هم بپذیرند. اعتماد به نفس شما در این پذیرش باعث می‌شود كه شما سایر قابلیت و شایستگی‌های خود را نشان دهید. كوچك‌ترین نگرانی و استرس باعث خواهد شد كه نتوانید سایر قابلیت‌های خود را نمایان كنید. اعتماد به خودتان داشته باشید و هراسی به دل راه ندهید حتی برای پیشبرد بهتر مراحل درمان می‌توانید با یك روان‌شناس مجرب مشورت كنید. با گذر از این مرحله، وارد گام سوم شوید و اجازه دهید پای خواستگاران به منزلتان باز شود. ترجیح اولتان پذیرش خواستگارانی مثل خودتان باشد چرا كه كمتر بابت این مساله دچار استرس و ناراحتی می‌شوید در غیر این صورت به خواستگاران دیگر اجازه دهید به خانه‌تان بیایند صحبت‌های اولیه را با خواستگارتان داشته باشید و اجازه دهید آن‌ها راجع به شما، بدون دانستن این نقیصه تصمیم بگیرند، چرا كه ممكن است خواستگار شما به علتی دیگر جز این نقیصه، پیگیر شما نباشد و شما مدام گمان كنید كه آن‌ها بخاطر اطلاع از این نقیصه پیگیر ازدواج با شما نشدند. پس از پیگیری مجدد و درخواست ادامه جلسات، در اواخر جلسه دوم مشكل را به خواستگارتان بگوئید. حقیقت امر را بگوئید نه زیاد نه كم. او را از شرایطتان مطلع سازید و مشكلات احتمالی را برای او عنوان كنید (دوباره تاكید می‌كنم در بازگویی مشكلات افراط و تفریط نكنید، حقیقت را بگوئید). قطعا مردی كه ارزش وجودی شما را دریافته باشد می‌تواند خانواده‌اش را به طرق پسندیده مطلع كند و یا آنكه موضوع را بعنوان اولین راز زندگی مشتركش با شما بپذیرد.

  • محمدرضا - دوشنبه 24 شهریور 1393

    آپارتمانی با تنظیم قولنامه خریداری شده كه مالك قبلی علیرغم دریافت كل مبلغ توافق شده ، بدلایل واهی از حضور در محضر اسناد رسمی
    خودداری كرده . ضمنا خریدار نیز مرحوم شده . وراث خریدار چگونه باید احقاق حق كنند ؟

    جام جم سرا

    اگر خریدار در روز تعیین شده به دفترخانه مراجعه كرده و گواهی عدم حضور فروشنده را دریافت كرده باشد وراث خریدار می‌توانند دادخواست «الزام به تنظیم سند رسمی» به طرفیت فروشنده به دادگاه تقدیم كنند.
    در صورت عدم دریافت گواهی فوق ابتدا با ارسال یك اظهار نامه آمادگی خود را برای حضور در یك روز مشخص در دفترخانه به فروشنده اعلام كنند.

  • مهدی محمدی - دوشنبه 24 شهریور 1393

    من میخوام خودكشی كنم یكی كمكم كنه زنده بمونم خواهش میكنم منتظرم *خواهش وجدانا لطفا جواب بدهید *
    خیلی خجالتی ام پسرم و الان 29 سالمه و تمام علائم خجالت شدید دارم ترس از جمع و اضطراب شدیدم دارم و به همین علت دچار افسردگی شدید شدم و بی پول بیكار موندم یه ترم لیسانسم مونده بخاطر خجالتی بودنم كه 7 سال پیش رفتم پیشش بهترین روانشناسا و روانپزشكا كه نه تنها كمك و درمان بهم نكردن كه وظیفشون بود كاری كردن 10000 برابر بدتر شدم و افسردگی شدید مبتلا شدم نتونستم بنابراین كار و پول و پیشرفت و موفقیت و خوشی نداشتم الان تنها راهم رو خودكشی پریدن از كوه میدونم بله خجالت شدیدم و ترس از جمع و اضطراب شدید داشتم از 5 سالگی مبتلا به خجالتی و گوشه گیری شدم چون هر جا میرفتم تحقیر و سرزنشم میكردن و میگفتن كه خوب حرف نمی زنی و زرنگ نیستی در حالی كه من كاملا نرمال و سلامت بودم منم از این رفتارا سر خورده و گوشه گیر شدم هیچ كس هم تو این 25 سال بخاطر خجالت و گوشه گیری اضطراب شدیدم یه بار منو نبرد دكتر ای خدا چقدر بدبخت و بد شانسم كه وقتی رفتم دكتر بعلت اینكه هیچ درمان و مشاوره خاصی برام انجام ندادن منم افسردگی شدید پیدا كردم و از كار و تحصیل باز موندم تقریبا 12 دكتر مختلف و معروف رفتم تو این دو هفته اخیرم یعنی همین مهر 4 تا دكتر مختلف رفتم دكتر [...] و مشاوره [...] دكتر [...] و كلینك روان درمانی خانم [...] كه تو 45 دقیقه مشاوره گفت خشم به خودت باعث افسردگیت شده فقط همینو تكرار كرد اخه من نمیدونم این روانشناس بود یا ادم عادی اخه تو 45 دقیقه فقط دو تا جمله تكرار میكنن میگفت خشمت به خودت با عث افسردگیت شده این چه جور مشاوره اخه و دكتر [...] كه هیچ دارو نداد و گفت فقط با عضو باسواد خانوده ت بیا همین و هیچ كدوم از این دكترا كه رفتم درمان موثر و كه حس كنم بهتر شدم اصلا انجام ندادن داروم كه اون چند سال پیش رفتم اولین روانپزشكی كه رفتم و خدایش این اقا باعث افسردگی شدید و سر خوردگی من شد دكتر روانپزشك [...] كه قرص [...] و [...] داد ولی اصلا روان درمانی مشاوره نكرد با اینكه فهمید قرصاش جواب نداده و میخوام برم خودكشی كنم و دكتر [...] روانپزشك كه [...] داد كه داروی ساده و ابتدایی و دكتر [...] روانپزشك توی [...] و بیمارستان [...] بهم [...] داد یه دو هفته خوردم تاثیری نداشت ول كردم همینا دیگه و هیچ مشاوره و روان درمانی برام انجام ندادن تا حالا 16 دكتر مختلف رفتم و الانم چند ساله یه ترم لیسانسم مونده و بیكارم هر جام میرم میگم میخوام خودكشی كنم برم جلو مترو بپرم یا وسط یه میدون خودسوزی كنم كه كاملا جدیم عین خیالشون نیست و هیچ دارو یا درمان موثری انجام نمیدن كه حس كنم یه ذره بهتر شدم
    من علتشو فهمیدم اینكه من رفتم دكترهای روانشناس زیادی برای درمان خجالتم كه خدایش هیچ درمانی برام انجام ندادن و قصدم نداشتن انجام بدهن چون مطمنا روانی بودن و از خجالتی بودن و اضطراب داشتن من لذت میبردن برای همین من دچار اضطراب و نگرانی شدیدی شدم كه چه بلای سرم خواهد اومد در حالی كه هیچ كس هم قصد كمك بهم نداره این شد كه از این دكتر به اون دكتر میرفتم به امید اینكه یكی پیدا شه كمكم كنه و این ارامشو از من گرفت طوری كه شبام خوابم نمیبرد فكر میكردم یه عده میخوان اذیتم كنن و میخوان من رنج بكشم و همش تو این فكر بودم با این دكترای روانی مبارزه كنم و یكی رو گیر بیارم كه واقعا دكتر باشه و درد منو درمان كنه و بهم دلداری بده و همدردی كنه با هم همین باعث شد من اضطراب و افسردگی شدید بگیرم بعد كه 40 دكتر روانشناس رفتم و هیچ كدومشون قصد درمان و كمكی بهم نداشتن بخدا خیلی افسرده شدم و فكر كردم هیچ ارزشی ندارم و بقیه از رنج بردن من و اذیت شدنم لذت میبرن حالا شما منو راهنمای كنید لطفا كه ببینم چی كار كنم خودم بازسازی كنم و اثرات تخریبی اینا از بین بره خواهش كمكم كنید روح و روانم بازسازی كنم چرا باید طوری باشه كه بری دكتر پولم بدی نه كمكم كنن و بدترتم بكنن و لذت ببرن از رنج كشیدنت واقعا داغونم خودتون بذارید یه لحضه جای من ببیند من چی كشیدم البته به مدت 6 ساله تمام اینجوری بودم از موقعی كه رفتم دكتر

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده: شرایط روحی شما كاملا قابل درك است و اینجانب نیز با مطالعه نوشته شما بسیار متاثر و ناراحت شدم. اما این نوید را به شما بدهم كه شرایط شما قابل درمان است به شرط انكه درمانگر مناسبی را برای خود انتخاب نمائید (روان‌شناس بالینی) تا با انجام مصاحبه بالینی و در صورت لزوم با انجام تستهای روان‌شناختی، تشخیص درست بیماری شما را بدهند. اینكه می‌گوئید خجالتی بودید و بخاطر عدم اهمیت دیگران و عدم مراجعه به موقع و یا مراجعه به نزد متخصصان مختلف وضعیتتان وخیم‌تر شده است و اكنون گمان به افسردگی می‌برید برای این جانب كه سالیان چندی در امر درمان مشغول به فعالیت هستم، چندان روشن كننده تشخیصی كه عنوان كرده‌اید نیست. ملاك‌های تشخیصی افسردگی بایستی كاملا در مورد شما بررسی شود.
    اما در مورد خجالتی بودن خود، كه آن را مشكل اساسی خود معرفی كرده‌اید و خجالت كشیدن را آغازگر مشكلات جدی خود می‌دانید، باید بگویم اضطراب ریشه اصلی این حالت است لذا دریافتن علت اضطراب و حركت در جهت رفع آن علت اضطراب، می‌تواند كمك شایانی برای رفع مشكل باشد.
    مجددا توصیه می‌كنم نزد روان‌شناسی حاذق و مجرب بروید تا ایشان با تشخیص علت مشكل، بتوانند از تكنیك‌های روان درمانی چون رفتاردرمانی‌شناختی و... در جهت درمان شما گام بردارند.
    اما سه توصیه جدی برای شما دوست عزیز دارم:
    * یادتان باشد ساختن، بهترین راه و هنر است. با جان و دل بپذیرید كه شما معمار و مهندس زندگی خود هستید. دیگران و كمكاری‌های آنان در قبال خود را‌‌ رها كنید، یادتان باشد گذشته‌ها گذشته‌اند، اما امروز در جریان است و فردا‌ها در پس امروزند. پس به پا خیزید و خود را دریابید! بلی، اكنون نوبت به پا خواستن خود شماست، به پا خیزید و همین امروز شروع كنید زندگیتان را تغییر دهید و برای فردایی روشن و دلخواه گام بردارید. اگر بخواهید می‌شود، شك نكنید.
    *اگر ناراحتی جسمی خاصی ندارید می‌توانید از مخلوط عرقیات زیر روزانه دو مرتبه استفاده كنید. این مخلوط از میزان شدت اضطراب شما می‌كاهد.
    عرق بادرنج بویه- عرق گل گاو زبان- عرق سنبل الطیب
    *ورزشی را برای خود انتخاب كنید و خود را ملزم به شركت در باشگاه‌های ورزشی كنید علیرغم اینكه برایتان سخت است و شاید متمایل به شركت نباشید.
    مراجعه به روانشناس بالینی مجرب را فراموش نكنید

  • امیرحسین - یکشنبه 23 شهریور 1393

    سلام و خسته نباشید
    آیا زن اول میتونه زن دوم رو قانونی از زندگیش بیرون كنه؟
    چطوری راه حل بگین لطفا
    این سوال واسه خواهر خانومم پیش اومده
    مدتی هست خانم من متوجه شده شوهر خواهرش ازدواج كرده
    از همون موقع زندگیشون تلخ شده
    اول تصمیم گرفت خواهرم طلاق بگیره و از زندگی اون مرد بره ولی بخاطر ابروی خودش و خونوادمون این كار رو نكرد و به شوهرش گفته اون زن رو طلاق بده تا بمونم
    ولی شوهر خواهرم ادعا میكنه عقد دائم كرده و صد سكه هم مهریه ی اون خانمه ست و نمیتونه طلاقش بده
    روحیه ی خواهرخانمم خیلی داغونه
    حالا میخوایم بدونیم واقعا نمیشه اون زن رو طلاق بده ؟
    اگه میشه چطوری اینكار رو بكنیم؟راه قانونی اون چیه؟
    مگه نباید رضایت زن اول برای ازدواج مجدد باشه ؟
    وقتی خواهر خانمم رضایت نداشته امكانش هست اون عقد اشكال داشته باشه؟
    با تشكر ازشما

    جام جم سرا

    متاسفانه این امكان برای همسر اول وجود ندارد و به صرف ازدواج مجدد زوج بدون اطلاع همسرش فقط امكان طلاق برای همسر اول پیش بینی شده است با این توضیح كه در صورت تقاضای طلاق توسط زن، مرد می‌بایست تمامی حق و حقوق مالی زن را پرداخت كند و او را طلاق دهد.
    از لحاظ شرعی عقد دوم فاقد اشكال است اما از لحاظ قانونی ضمانت اجرای آن موارد فوق است.

سوال شما از مشاور

  • مخاطبان گرامی!
  • بخش مشاوره برای راهنمایی و پاسخگویی به مسائل و مشکلات شما در زمینه‌های خانوادگی و حقوقی راه اندازی شده است. پرسش‌های خود را کوتاه، روشن وواضح، با حروف فارسی بنویسید و با کلیک روی ارسال پرسش برای ما بفرستید تا در اختیار مشاوران، کار‌شناسان ومتخصصان جام جم سرا قراردهیم وپس ازدریافت پاسخ آن‌ها، نظرشان را درهمين بخش به آگاهیتان برسانیم. تا دریافت پاسخ مشاوران زمانی لازم است که امیدواریم دراین مدت شکیبا باشید.
تصویر امنیتی: