مشاوره

  • سرمست - سه شنبه 18 آذر 1393

    فرزند دختر ۵ ساله‌ای دارم بسیار باهوش و مستعد ولی پر جنب‌وجوش و بازیگوش. در مواجه با او دو مشكل اساسی دارم:
    ۱- در همبازی شدن با همسالان كلاً منفعل و به راهنمایی پدر و مادرش بی‌توجه است به طوری كه هر حركت و یا حرفی از سمت همبازی‌هایش به او پیشنهاد می‌شود بدون فكر انجام می‌دهد؛ گویی هیچ اراده‌ای از خود ندارد. این اوضاع تا زمانی كه در بین همسالان خود است همچنان ادامه دارد و نافرمانی و سرپیچی ادامه دارد.
    ۲- در برخی مواقع كه تنها می‌شود و یا همبازی ندارد و یا از بین همبازان خودش به دلایلی كنار می‌كشد به صورت خوابیده بر شكم اقدام به تكان دادن خودش می‌كند كه به نظر من نوعی خودارضایی است؛ در این حالت هر طور می‌خواهیم با این رفتارش ممانعت كنیم مقامت می‌كند و این گونه رفتار اخیراً شدت بیشتری پیدا كرده و موجبات آزردگی من و مادرش شده و در بین فامیل ایجاد حساسیت كرده است. از شما تقاضامندم در این خصوص راهنمایی فرمایید.

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده:
    برای فرزندتان وقت بگذارید
    زمانی از روز را خود و همسرتان به حضور در كنار فرزندتان اختصاص دهید. با او به تفریح بروید، بازی كنید، قصه بگوئید و... با این رفتارها موجب ایجاد امنیت و آرامش در كودك شده و خودتان و نگاه محبت‌آمیزتان را بخش مهمی از زندگی‌اش می‌كنید. از این طریق همچنین در مواقع لزوم با سلب خود و نگاهتان می‌توانید او را متوجه اشتباهش سازید.

    قانون وضع كنید
    تأكید بسیار شما بر بایدها و نبایدها، فرزند باهوش شما را وا‌می‌دارد به گونه‌ای دست به كار شود كه شما را مستأصل گرداند. احتمالا همین نقطه ضعفی به دست او شده و او از این جهت در اداره رفتاری شما گام برداشته است. در گام اول توصیه می‌كنم شما و همسرتان در عین ایجاد هماهنگی، در اصول تربیتی قاطعانه عمل كنید. با همفكری برای فرزندتان قوانینی وضع كنید، خود و همسرتان را موظف به انجامش كرده و به هیچ وجه از طفره رفتن و كوتاهی در انجام آن كوتاه نیائید. قوانین را مطرح كنید و برای انجام و یا انجام ندادن آن پاداش و تنبیه مقرر كنید. سپس قوانین و پاداش و تنبیه را برای فرزندتان توضیح دهید و به او تفهیم كنید كه او حق انتخاب دارد و خود مسئول انتخابش است. اگر تنبیه می‌شود، خواسته خودش است و اگر پاداش می‌گیرد، باز هم حاصل انتخاب خودش است. توصیه می‌كنم برای فرزندتان چند گزینه رفتاری پیشنهاد دهید كه بتواند از بین آن‌ها انتخاب كند؛ مثلاً بگوئید سعی كن به حرف‌های ما گوش كنی اگر گوش دهی اجازه بازی با رایانه را خواهی داشت اما اگر به حرف ما گوش ندهی مجبوریم تو را تنبیه كنیم. تنبیه و تشویق به دست خود توست؛ پس درست انتخاب كن (تنبیه مورد نظر، بهتر است محروم‌سازی از فعالیت مورد علاقه فرزندتان باشد؛ مثلاً می‌توانید تنبیه او را به دوری از همسالان و بازی با آن‌ها اختصاص دهید). توصیه اكید من آن است كه مصر بر اجرای فرمان‌ها و پیامد اطاعت و سرپیچی باشید.

    خودارضایی در این سن به معنای شناخت بدن است
    بازی با اندام تناسلی به منزله رفتار جنسی فرزندتان نیست و معنایی متفاوت با خودارضایی در بزرگسالی دارد. فرزند شما در زمان شناخت بدنی خود، به اندام متفاوت خود دست می‌زند؛ مثلاً بینی، گوش، دهان، و... یكی از اندام‌هایی كه كودكان در سیر شناخت بدنی متوجهان می‌شوند اندام تناسلی‌شان است كه دقیقاً بسان شناخت سایر اندام بدنی است، اما از آنجا كه تحریك آن، رفتار ممنوعه شده است، بیشتر به چشم می‌آید و جلب نظر می‌كند. تحریك این اندام‌ها و دیگر اندام‌های بدن برای فرزند لذتی به همراه دارد كه كودك به واسطه كسب لذت سعی می‌كند به آن متوسل شود. حال این كسب لذت در فرزند شما منوط به زمان طرد و دورافتادگی از دیگران شده است كه با انجام آن در عین كسب لذت، می‌تواند از درد و استرس جدایی و طرد، خود را برهاند و بی‌توجه به آن شود. از سوی دیگر، با این رفتار سعی می‌كند وقتی از طریق همسالان دفع شده است، نظر و نگاه شما و مادرش را به خود جلب كرده و احساس آرامش یابد؛ زیرا متوجه شده كه ظاهراً تنها به این طریق شما و مادرش به سوی او می‌روید و به او توجه می‌كنید.

    برای مواجهه با این حالت:
    • به این رفتار كودك حساسیت نشان ندهید و چیزی نگوئید چرا كه با بایدها و نبایدهای شما جری‌تر شده و اصرار به تداوم رفتار خواهد داشت. بهتر است به جای توجه به رفتار غلط، حواس او را پرت كنید و به چیزی دیگر معطوف سازید؛ مثلاً او را به دیدن برنامه تلویزیونی دلخواهش دعوت كنید، یا او را برای انجام فعالیتی كه بسیار خواهان آن است، تشویق كنید. اگر به كار خود ادامه داد می‌توانید قوانین مطرح‌شده در بالا را برای این مسئله هم وضع كنید و در صورت تخلف و اصرار به تكرار (مفید نبودن تكنیك محروم‌سازی)، او را بلند كرده روی صندلی بنشانید و بگوئید باید به خاطر این رفتار اشتباه ۵ دقیقه آرام روی صندلی بنشیند. تا زمانی كه كودك ۵ دقیقه آرام روی صندلی ننشسته دست‌بردار نباشید. بسیاری از والدین در این مرحله كوتاه می‌آیند و مغلوب داد و فریادهای كودك می‌شوند، سعی كنید شما مرتكب این اشتباه نشوید.

    • ماساژ دهید
    او را بسیار در آغوش بگیرید و نوازشش كنید. بسیار دیده شده است ماساژ پشت كودك باعث آرامش و كسب اعتماد او به والدین می‌شود، از این روش بسیار استفاده كنید.

  • فرناز 20ساله - پنج شنبه 13 آذر 1393

    تو دانشگاه با یكی دوس شدم یكسال ازم بزرگتره البته قصدمون از اول ازدواج بوده و خانواده هامون در جریان هستن اما تقریباً یه ماهه بهم میگه مثل قبل دوستت ندارم و ازم سرد شده

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده:
    شما و فرد مورد علاقه‌تان در سنین نوجوانی هستید. فكر ازدواج در این سن اندكی برای هر دوی شما بالاخص برای پسر بسیار زود است. بیان ازدواج از زبان پسری كه هنوز محصل است و شغل ثابت و مشخصی ندارد چندان پذیرفته نیست ولو اینكه خانواده‌ها در جریان مراتب امر باشند.
    ارتباطات این سنین بیشتر برای شناخت جنس مخالف است، نه انتخاب شریك زندگی. در این سنین هردو جنس، جنس مخالفشان را محك می‌زنند و بررسی می‌كنند و یا حتی خودشان را نیز از نگاه جنس مخالف می‌كاوند تا دریابند كه چه ویژگی‌هایی از آنها مورد پسند است و چه ویژگی‌های خیر؟ دختران/پسران از چه تیپ شخصیت‌هایی خوششان می‌آید و از چه افرادی نه؟ ارتباط با جنس مخالف چه طعمی دارد و چرا برخی از افراد آن را تجربه می‌كنند؟ لذتی كه بسیار از همسالان از آن صحبت می‌كنند چگونه لذتی است؟ و..
    به دلایل گفته شده به جرات می‌توان اذعان نمود كه ابراز علاقه و دوست داشته شدن و دوست داشتن چون بر اساس معیارهایی است كه هنوز ثبات ندارند و هر لحظه امكان تغییر آن هست، فقط صرف حرف زدن است و موقتی. مثلاً ممكن است پسری در این سن بگوید من از دختر بدون آریش خوشم می‌آید اما چندی بعد بگوید نه آرایش‌كرده را بیشتر می‌پسندم و هزاران بهانه دیگر...
    توصیه اكید من به شما این است كه سریع‌تر به اتمام این رابطه فكر كنید؛ چراكه ماندن در این ارتباط فقط به شما آسیب می زند و شما را افسرده می‌كند. به دنبال علت نباشید و خودتان را به عناوین متفاوت به خاطر حرف‌های ایشان زیر سؤال نبرید. به نظر می‌رسد اگر حتی بدانید علتی سردی ایشان چیست و درصدد رفع آن برآئید، یا شكی را كه گفته‌اند رفع كنید و فرد مورد علاقه و مورد تائید او شوید، روز دیگر، دوباره در معرض دیگر تهاجمات رفتاری و گفتاری ایشان قرار خواهید گرفت كه ممكن هم هست نتوانید از پس آن‌ها برآئید.
    به هر حال، همان طور كه گفتم بیان ازدواج در این سن به هیچ وجه جدی نیست و بهانه‌جویی‌های مطرح‌شده هم اقتضای سن و تحول ایشان و گناهی بر او وارد نیست. پس، عاقلانه رفتار كنید. عاقبت كار شما رسیدن به سرابی است كه هیچ وقت دست یافتی نیست. خود را معطل و ملعبه دست اشخاصی نكنید كه ثبات ندارند و در مرحلۀ تصمیمگیری‌های به این مهمی هم نیستند.

  • مریم - سه شنبه 27 آبان 1393

    سلام دختری ۲۴ ساله هستم قصد ازدواج دارم خواستگار هم دارم اما چون من فوق لیسانس هستم مامانم نمی‌ذاره با كمتر از تحصیلات لیسانس ازدواج كنم. یه خواستگار فوق دیپلم دارم شغل و خونه و همه شرایط داره اما مامانم به خاطر حرف مردم نمی‌ذاره جواب بدم. به نظر شما من باید چی كنم به حرف مامانم گوش كنم؟ قیافه چقدر مهمه برای انتخاب خواستگار؟

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده:
    شباهت تحصیلی زوجین یكی از عوامل اساسی در موفقیت زندگی مشترك زوجین محسوب می‌شود اما عامل اصلی و تضمین‌كننده موفقیت ازدواج نیست چه بسا بسیاری از افراد تحصیل‌كرده كه متأسفانه در سال‌های اخیر تعدادشان هم اندك نیست فقط تحصیلات آكادمیك دارند و بس، برخی از جوانان تحصیل‌كرده فاقد بسیاری از مؤلفه‌های اساسی هستند كه از ملزومات شخصیت یك مرد در زندگی است (تعهد، شخصیت سالم، اهل كار بودن و..) مثلاً برخی از پسران ما به بهانه تحصیل تا پایان تحصیلات دانشگاهی (گاه حتی دكتری) متوسل به كمك‌های مادی والدینشان هستند و در پایان هم به دنبال كاری كه متناسب با شأن و رتبه‌شان باشد و در نهایت، بیكار باقی می‌مانند. توجه افراطی به مؤلفه تحصیلات تا جایی كه منجر به كنار گذاشتن دیگر معیارها شود، هرگز پسندیده و شایسته نیست. خواستگارانتان را در كل مورد ملاحظه قرار دهید؛ اصالت خانوادگی، شخصیتی، اخلاقی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و...
    كفویت پنجاه‌درصدی شما با فرد مقابلتان در هر یك از موارد ذكرشده الزامی است. برای مواجهه با این مشكل، پیش از توجه به بیانات مادرتان، به خودتان توجه كنید. ارزیابی كنید ببینید خودتان چه می‌خواهید؟ آیا زندگی با همسری را می‌پسندید كه سطح تحصیلاتش با شما متفاوت باشد؟ آیا می‌توانید او را به جمع خانوادگی بیاورید و بگوئید این فرد همسر من است، تمام و كمال است ولو اینكه تحصیلات آكادمیك ندارد؟ آیا از معرفی او به دوستانتان كه با فردی تحصیل‌كرده ازدواج كرده‌اند، احساس حسادت و حقارت نمی‌كنید؟ آیا در زندگی مشترك و مشكلات ناگزیر زندگی، خودتان را به خاطر تحصیلات اندك همسرتان سرزنش نمی‌كنید؟ آیا ممكن است در آینده این نقص همسر را بزرگنمایی كنید و همه مشكلات را به فقدان تحصیلات او نسبت دهید؟ اگر در طول زندگی مشترك، همسرتان به كنایه، اشتباه رفتاری شما را به تحصیلات بالایتان نسبت دهد، تاب تحمل دارید (من زن تحصیل‌كرده گرفتم كه چنین مشكلی نداشته باشم اما تو ...)؟ به دیگر سخن آیا بودن در كنار چنین مردی را دوست دارید یا نه؟
    در گام نخست با خودتان روراست باشید و به سؤالاتی مثل سؤالات فوق پاسخ دهید، سؤالاتی كه عین شكتان است و یا حتی توسط مادر و یا اطرافیانتان به شما تزریق می‌شود، خودتان و خواسته‌هایتان را بالا و پایین كنید و بسنجید ببینید تا چه حد اهل عمل هستید؟ اگر به نتیجه مثبت رسیدید، در جوی صمیمانه و دوستانه، قاطعانه و در عین احترام، با مادرتان صحبت كنید و در مقابل گفته‌های نابجای والدینتان، در كمال احترام، مخالفت كنید و به آن‌ها بگوئید كه غیر از تحصیلات مواردی مثل... برایتان مهم است و آن‌ها را برای خوشبختی‌تان بیشتر بااهمیت می‌دانید. از آن‌ها بخواهید كه كمكتان كنند تا برترین انتخاب را داشته باشید و مؤلفه‌های دیگر شخصیت خواستگارتان را محك بزنند و برایتان روشن سازند. از موضع خود كوتاه نیائید و حتی از بزرگ‌ترهایی كه می‌توانند والدینتان را متقاعد كنند كمك بگیرید.

    خواستگارتان را به لحاظ به‌روز بودن سطح آگاهی و شناختش محك بزنید، دیدگاه او را به تحصیلات بیازمائید و بدانید به چه دلیل منطقی ادامه تحصیل نداده‌اند و نظرشان در مورد میزان تحصیلات همسر و تفاوت تحصیلی و ادامه تحصیل شما چیست؟ آیا حاضر به ادامه تحصیل هستند؟ به چه دلیل منطقی بله و به چه دلیل منطقی خیر. حواستان باشد كه خواستگارتان موقعیتی حرف نزند. یعنی به دنبال شنیدن ادله‌هایی باشید كه امكانپذیریشان بسیار بالا است؛ اینكه بگوید «من در اولین فرصت سعی می‌كنم ادامه تحصیل دهم»؛ حرفی بیش نیست و قابل اعتبار نیست.

    یادتان باشد سطح شعور، مهارت زندگی و همسرداری، تعهد و مسئولیت‌پذیری، سلامت شخصیتی ارزشی بس والا نسبت به تحصیلات صرفاً بالا دارند. پس از ارزیابی‌های اولیه با یك مشاور مشورت كنید تا میزان بلوغ فكری، عاطفی، اجتماعی، هوش و شخصیت خواستگارتان را ارزیابی كند. گاه نكاتی ریز كه ممكن است مورد توجه شما و خانواده‌تان نبوده است، بعدها مسئله‌ساز می‌شود.
    اما در مورد زیبایی خواستگار، تعریف زیبایی نسبی است؛ كسی می‌تواند فردی را زیبا ببیند اما دیگری آن فرد را معمولی. زیبایی یكی از ملاك‌ها و شاید اولین ملاك پسند در دیدارهای اولیه است، اما در حقیقت ملاك فرعی است كه گاه توسط بسیاری از ملاك‌های اصلی پنهان باقی می‌ماند. دنبال ایده‌آل‌ها و زیبارویی محض نباشید. زیبایی را در حدی ملاكتان قرار دهید كه بتوانید دوشادوش این مرد در كنارش راه بروید و از دست در دست او نهادن، احساس ناراحتی و دلخوری نداشته باشید و بتوانید با آرامش و از روی نیاز خود، وجودتان را در اختیارش قرار دهید. با این حال، اگر زیبارویی همسر، یكی از اصلی‌ترین ملاك‌هایتان در ازدواج هست، آن را مهم‌ترین عامل بدانید و به خاطر دیگر خصیصه‌های مثبت خواستگار، بی‌تفاوت از كنارش نگذرید زیرا كه چه بسا در آینده بابت بی‌توجهی به آن، دچار سردی و ناراحتی از همسر ‌شوید.

  • فاطیما محبی - یکشنبه 25 آبان 1393

    با سلام خانمی ۲۹ ساله هستم ۶ سال است كه ازدواج كردم همسرم علاقه زیادی به رفت‌وآمد دارد به طوری كه از ۷ روز هفته دوست داره ۵-۶ روزش رو بره مهمانی یا برامون مهمان بیا البته بیشتر ترجیح می‌ده این رفت‌وآمدها با دوستانمان باشد كه در این جمع هرگونه حرفهای شوخی گفته می‌شود كه من اصلاً دوست ندارم تو این جمع باشم. سعی كردم با رفت‌وآمد با خانواده خودم و همسرم این رابطه رو كمتر كنم كه نشد از شما می‌خوام من رو راهنمایی كنید

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده:
    نسرین صفری-مشاور خانواده:
    برقراری ارتباط با دوستان و آشنایان یكی از تفریحات سالمی است كه می‌تواند فواید بسیاری برای زوجین جوان به همراه داشته باشد. در چنین ارتباطاتی قواعد و اصولی مهم وجود دارد كه پیروی از آن‌ها می‌تواند این مهم را آشكار و مبرهن سازد وگرنه این ارتباطات جز اتلاف وقت و انحراف اخلاقی و رفتاری چیزی به ارمغان نخواهد آورد:

    *همسان بودن افراد به لحاظ فرهنگی، شخصیتی، اخلاقی، خانوادگی، مذهبی، اقتصادی، اجتماعی، وضعیت تأهل و...
    *رعایت حریم‌های شخصی و خصوصی
    *مقید بودن به آداب معاشرت (مثلاً پرهیز از انتقاد، كنایه، سرزنش، چشم و هم‌چشمی، بیان الفاظ و یا شوخی‌هایی كه موجب هتك حرمت حاضران آن جمع اعم از زن و مرد می‌شود و...)
    *درك متقابل و احترام به شخصیت و شأن میهمان و میزبان
    *رضایت هر دو نفر برای شركت در محافل و میهمانی‌ها
    *رعایت تعادل در میزان معاشرت‌ها و در صدر اولویت قرار دادن زندگی خانوادگی

    اختلال در هر یك از مؤلفه‌های فوق نه تنها ارتباط را سازنده و مفید نمی‌سازد بلكه به طرقی متفاوت ابعاد زندگی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و گاه بنیان شخصیت و یا خانواده را متزلزل می‌سازد؛ چه بسا بسیاری از زندگی‌های مشترك، به خاطر همین رفت‌وآمدهای افراطی دوستانه (رفیقبازی) دچار مشكل شده‌اند و گاه تا مرز جدایی پیش رفته‌اند. این راهكارها توصیه می‌شود:

    علت‌یابی كنید

    مدت زمانی كه همسرتان با دوستانش سپری می‌كند و كیفیت این مهمانی‌ها از چه قرار است؟ همه متأهلند و یا آنكه افراد مجرد هم حضور دارند؟ چند وقت یك بار دوره‌های مهمانی بدون حضور زنان برگزار می‌شود؛ كجا، چطور و چگونه؟ علت اصلی نگرانی شما از ارتباطات دوستانه چیست؟ آیا همسرتان از ابتدای ازدواج و یا پیش از ازدواج هم متمایل به چنین ارتباطاتی بوده است و یا اینكه مدتی است رغبت به این مدل ارتباطات پیدا كرده، یا شدت آن بیشتر شده است؟ آیا شغل همسرتان او را وادار به ادامه ارتباطات می‌كند؟ و...
    بهتر است در یادداشتی بدون سوگیری و پیش‌قضاوت، علل عدم تمایل و رغبت خود به شركت در این محافل را بنویسید. سپس چند و چون این ارتباطات را زیر سؤال ببرید. مثلاً از خودتان بپرسید در این ارتباطات چه چیزهایی عاید شما و همسرتان شده است و چه چیزهایی از كفتان رفته است. سپس در یادداشتی دیگر، نگاه همسرتان را بكاوید، علت اصلی رغبت بسیار همسرتان به حضور در این محافل چیست؟ در این نوع مهمانی‌ها چه چیزی برایش خوشایند است كه در جمع خانوادگی و یا دو نفره‌تان از آن بی‌بهره می‌ماند؟ در این باب می‌توانید با همسرتان در جوی صمیمانه گفت‌وگو كنید (به عنوان سرزنشگر، نقاد، معترض نباشید) تا علت تمایل فراوانش را بیابید. با دانستن علت، نصف مسیر را رفته‌اید.
    گاه این رفت‌وآمدهای افراطی، به خاطر خلأهای عاطفی و شخصیتی در همسرتان است، مثلاً ممكن است همسرتان با بودن در جمع‌های دوستانه سعی می‌كند از افكار اضطرابی و یا افسردگی خود دوری نماید و یا آنكه با حضور در جمع رفقا احساس اعتماد به نفس می‌كند و یا حتی به خاطر هیجان‌خواه بودن و كسب لذت و هیجان در این محافل، رغبت بسیار به حضور دارد.
    گاهی هم قصور همسر در نقش زنانه و یا همراهی او در زندگی علت اصلی رفیقبازی است. به همین دلایل توصیه می‌كنیم از روحیات و پسِ ذهن همسرتان آگاهی بیابید و بر اساس این شناخت به اقدامات جبرانی متوسل شوید. مثلاً اگر همسرتان اعتماد به نفس پایینی دارد بهتر است به طرق دلخواهش، به او عزت نفس ببخشید و او را ارج دهید. اگر هیجان‌طلب است سعی كنید محیط منزلتان را هیجانی كنید و تا بدان جایی كه برایتان مقدور است از اشاعه هیجانات منفی در خانه پرهیز كنید (مثلاً شاید جوی كه در آن بگووبخند نباشد و سكوت خانه را دربرگرفته باشد او را اذیت می‌كند و...).
    از سوی دیگر، در گفت‌وگوی صمیمانه با همسر كمی با درایت پیش بروید زرنگی كنید و بپرسید از چه ابعاد این مهمانی‌ها بیزار است و ناراحتش می‌كند، از همان نقطه‌ضعف‌ها برای نرفتن به میهمانی استفاده كنید به‌ گونه‌ای كه توپ را به زمین او بیندازید و از نگاه او، درخواست خود را بیان كنید (مثلاً فهمیده‌اید كه از نحوه مهمانداری فلان دوستتان بیزار است، به او بگوئید یادت هست گفتی كه فلانی این طور برخورد كرده، به نظرت چرا باید جایی بریم كه باعث ناراحتی و دلخوریمان شود)

    منفعل نباشید
    بپذیرید رفیقبازی همسر شما قدری قدرتمند است و كمتر بازدارنده‌ای از جانب شما می‌تواند بر كاهش و یا حذف آن مؤثر باشد. به تناسب زمان و مكان اعتراضات خود را مطرح كنید و فعال در این زمینه باشید چرا كه شما سهم بسزایی در پرهیز و یا تشدید این رفتار همسر دارید. گله و شكایت خود را مدبرانه و قاطعانه بیان كنید.
    یادتان باشد گاهی مرور زمان می‌تواند حلال مشكل شما بوده و رفتارهای افراطی همسرتان را تعدیل كند. مثلاً نارفیقی یكی از دوستان موجب انزجار او از ادامه ارتباط شود. یادتان باشد هرگز سعی نكنید رفیقبازی را برای همیشه حذف كنید چون نتیجه معكوس دریافت خواهید كرد. سعی كنید به تجویز جزئی رفیقبازی بپردازید، یعنی بهترین و كم آسیب ترین نوع ارتباط همسرتان با دوستانش را انتخاب كنید و به تجویز آن بپردازید مثلاً بگوئید من می‌دانم دوست داری با دوستانت در ارتباط باشی پس بیا با فلانی ارتباط داشته باشیم كه خودت هم او را بیشتر می‌پسندی و هم خرسند از آن ارتباط هستم.

    از تكنیك «تو كت گذاشتن» استفاده كنید
    وقتی همسرتان به هر دلیلی از رفتن به مهمانی (كنسل شدن مهمانی) امتناع نمود و در خانه ماند، بهتر است عینك خوشبینی به چشم بزنید و با چشم بستن بر علت اصلی نرفتن، حضور او در خانه را به عواملی چون تعهد زناشویی، علاقه، عقلانیت، شخصیت و... نسبت دهید. به دیگر سخن در كت او بگذارید كه او به خاطر یكی از آن ویژگی‌های مطرح‌شده فوق، قرار امشب را لغو كرده است (اگرچه می‌دانید او در عمل انجام‌شده قرار گرفته است و اگر به اختیار او بود حتماً می‌رفت)

    زمان حضور او در خانه را خوشایند كنید
    شب‌های حضور در خانه را برایش دل‌انگیز و شاد كنید. سرزنش و انتقاد نكنید، غر نزنید، نامهربانی نكنید، و... بازخوردهای مثبت و شاد داشته باشید، محفل دونفره شادی را برایش ایجاد كنید، نوازشش كنید، ماساژش بدهید و..
    بهتر است هر روز سه خصوصیت مثبت او را كه سایر دوستانش فاقد آنند، گوشزد كنید. به این طریق به صورت ضمنی به او تلقین می‌كنید كه با سایر دوستانش به خاطر فلان ویژگی، متفاوت و متمایز است.

    از تكنیك مواجه‌سازی استفاده كنید
    مواجهه با رفتار، گاهی بهترین روش مقابله است، بدین صورت كه شما ترتیب مهمانی‌هایی را بدهید كه پذیرش آن از جانب همسرتان بسیار سخت و یا هزینه‌بر است. حتی گاه می‌توانید بدون برگزاری عملی مهمانی، فقط به بیان مكرر درخواست خود اكتفا كنید، یا می‌توانید داشته‌های افراد مهمانی را از همسرتان مطالبه كنید: «مثلاً خانم فلانی، لباسی پوشیده بود كه من به آن علاقه‌مند شدم و دوست دارم آن را برای من تهیه كنی»؛ این نوع مواجه‌سازی و اعمال فشار روانی و استرس، تشریفاتی و هزینه‌دار كردن مهمانی، می‌تواند همسرتان را متوجه معایب رفیقبازی كرده و فرسایندگی و هزینه‌دار بودن آن را نشانش دهد.

    با همسرتان دوست باشید

    ذكاوت به خرج دهید و به شناسایی لذت‌هایی بپردازید كه همسرتان با دوستانش آن‌ها را تجربه می‌كند. چه بسا با فراهم آوردن آن لذت‌ها و رهایی از مشكلات و افكار نگران‌كننده روزمره، همسرتان را پایبند خانه و زندگی كنید.
    در صورتی كه همسرتان با افراد غیر اخلاقی و نامطمئن معاشرت می‌كند و شما نگران سلامت همسرتان (اعتیاد، قمار، و...) و یا زندگی‌تان (بی‌وفایی، تغییر اخلاق و ...) هستید از اطرافیان، بالأخص یك مشاور متعهد و دلسوز كمك بخواهید. اگر ارتباط با دوستان، در سابقه زندگی همسرتان، یعنی پیش از ازدواج، نمود بسیار دارد بهتر است همسرتان مهارت‌های زندگی مشترك را آموزش ببیند و از مهارت مدیریت ارتباط با دوستان آگاهی یابد.

  • صحرا - شنبه 17 آبان 1393

    خانمی مطلقه بودم. دو سال است كه با مرد متأهلی ازدواج موقت كرده‌ام، حالا صاحب فرزندی شده‌ایم اما او حاضر به ثبت ازدواجمان نیست. من نیز نمی‌توانم برای فرزندمان شناسنامه بگیرم، در حالی كه فرزندمان یكساله شده است. بفرمائید چه كنم.

    جام جم سرا

    سید عبدالرضا قاسمی-قاضی بازنشسته و وكیل دادگستری: مستند به قانون ثبت احوال، شناسنامه صرفاً به پدر و یا وكیل او داده می‌شود و مراجعه مادر تنها با داشتن اجازه كتبی از پدر مجاز است. جهت اثبات رابطه نكاح موقت لازم است صیغه نامه عادی (در صورت وجود)، به دادگاه خانواده ارائه و تأیید گردد. جهت اثبات نسب نیز باید دادخواست اثبات نسب به دادگاه خانواده ارائه گردد كه با توجه به غیبت زوج این رسیدگی غیابی است.

  • آ.ج از اردبیل - یکشنبه 11 آبان 1393

    مدتی است كه احساس بی‌حوصلگی و بی‌قراری و خستگی می‌كنم. البته دو سال و نیم هست كه اجاره‌نشینم؛ درآمد زیادی ندارم كه بتوانم خانواده رو در آسایش بگذارم. پدرم به حد كافی سرمایه و دارایی دارد اما متأسفانه آخرین حرف پدرم درباره كمك، این است كه از ارث و سرمایه بعد از مرگش می‌گوید.

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده:
    انتظارات خود را تعدیل‌سازی كنید
    احساس خستگی و بی‌حوصلگی شما ناشی از انتظارات بیش از حد و غیر واقع‌بینانه از خود است. شما قرار نیست تمامی انتظارات ریز و درشت خانواده‌تان را برآورده كنید؛ همین كه تمام سعی و تلاشتان را می‌كنید تا آرامش آنان را فراهم كنید، برایتان باید رضایت‌بخش باشد. در حد حقوق و درآمدتان از خودتان انتظار داشته باشید و بیش از حد آرمان‌گرایی نكنید. در مقابل زیاده‌خواهی خود و یا خانواده‌تان سر تسلیم فرود نیاورید. سعی كنید با انتظارات غیر منطقی خود مواجه شوید و آن‌ها را زیر سؤال ببرید؛ مثلاً هر وقت افكاری به سراغتان آمد مانند اینكه «من همیشه شرمنده خانواده می‌شوم»، بلافاصله به خود بگوئید «شاید چنین باشد ولی من سعی می‌كنم با همین حداقل حقوق بهترین‌ها را فراهم كنم و این برای من عالی است كه با این حقوق چنین رفتار می‌كنم»؛ و...
    از سوی دیگر حتی اگر خانواده‌تان هم از شما انتظار بیش از حد تعریف‌شده‌ای دارند به جای به خود گرفتن و احساس شكست كردن، سر خود را با افتخار بالا بگیرید و به آن‌ها بگوئید من در حد توانم حتماً تلاش می‌كنم و شما باید سپاسگزار باشید. اگر شكی به این مسئله دارید، به خودتان رجوع كنید. مشكل من نیستم، من می‌دانم در حد توان تلاش می‌كنم و این برایم كافی است.

    پدرتان را مقصر ندانید
    اینكه انتظار كمك از پدر دارید درست است، اما وقتی پدرتان عقیده‌اش بر ارث و میراث است چرا به خواسته او احترام نمی‌گذارید و بر آن حرف تأكید بسیار می‌كنید؟ به جای مواخذه پدر، دست بر زانوان همت خود بگذارید و از خود انتظار پیشرفت داشته باشید. اگر می‌توانید از پدرتان درخواست قرض كنید و به او قول دهید در زمانی معین پول ودیعه داده‌شده را بازخواهید گرداند. بدین صورت هم عزت نفستان را حفظ كرده‌اید و هم بر باور پدرتان احترام گذاشته و از او به طور غیر مستقیم مدد خواسته‌اید. بیان صریح مطالبه ارث و میراث از جانب فرزند، برای هیچ والدی آسان نیست و بی‌تردید با سرزنش و انتقاد همراه خواهد بود.

    یاد بگیرید از كمترین‌ها بیشترین بهره‌وری‌ها را داشته باشید
    پول شاید حرف روز باشد اما همیشه دوای همه مشكلات نیست. بجای تأكید بر این مشكل، سعی كنید بر آنچه دارید توجه كنید و شاكر آن باشید. تن سالم، خانواده خوب و... از نعماتی است كه شكر هر لحظۀ آن‌ها واجب و ضروری است. فرصت‌های شادی برای خود و خانواده‌تان فراهم آورید مثلاً خوردن شام آماده‌شده همسرتان در پارك محله می‌تواند شادیِ بودن با یكدیگر را برای شما به ارمغان آورد.

  • لیلا - چهارشنبه 7 آبان 1393

    من فقط یك هفته بعد از پاكی میل دارم و تا دو هفته بعد به مشكل سردمزاجی دچار می‌شم. لطفاً راهنمایی كنید

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده:
    به پزشك مراجعه كنید
    اینكه می‌گوئید در زمان بخصوصی از دوره ماهانه تمایل به رابطه جنسی دارید، رفتاری طبیعی است و بسیاری از خانم‌ها مثل شما هستند. نوسانات میل جنسی در طول ماه طبیعی است و نشان از نابهنجاری ندارد؛ با این حال در گام نخست به شما پیشنهاد می‌كنم با یك متخصص زنان و یا یك روان‌شناس مجرب در تماس باشید تا مطمئن شوید كه آیا براستی مبتلا به سردمزاجی هستید یا نه؟ چراكه تشخیص آن باید توسط متخصص انجام گیرد.

    علائم اصلی سردمزاجی عبارتند از:
    - ضعف نیاز جنسی
    - بی‌رغبتی به داشتن مقاربت
    - بیزاری و نفرت و یا ناسازگاری و یا هر گونه تلاشی از طرف شریك خود
    - نفرت از آمیزش به علت تجارب ناهنجار قبلی (مثل دیر ارضاءشدن)
    - عدم احساس آرامش در حین مقاربت
    - احساس درد بلافاصله قبل از آمیزش و یا در حین و بعد از آمیزش
    - انقباض ماهیچه‌های اطراف مهبل هنگامی كه مرد قصد دخول داشته باشد؛ به طوری كه ورود آلت را ناممكن و یا مشكل می‌كند
    - كاهش جریان خون به واژن و منطقه لگن و عدم توانائی در رسیدن به ارگاسم.

    مبتلا بودن به مشكلات فوق همسر را تحت فشارهای روحی و روانی شدیدی قرار می‌دهد. نكته مهم دیگر آنكه آیا شما از اول دارای این مشكلات بوده‌اید یا اینكه اخیراً به آن مبتلا شده‌اید؟ اگر بنا بر تشخیص درست، مبتلا به سردمزاجی هستید، تدابیر ذیل را به كار گیرید:

    سابقه پزشكی خود را بررسی كنید
    مصرف برخی از داروها كه كاهش میل جنسی از عوارض آن است می‌تواند در بروز عارضه مؤثر باشد. اگر داروی خاصی مصرف می‌كنید، شرایط خود را به پزشك معالجتان گزارش دهید تا در این صورت، داروی شما را تغییر دهد یا در میزان آن تغییر ایجاد كند؛ اگر از مشكل جسمی خاصی (افسردگی، اضطراب، دیابت، بیماری‌های قلبی و عروقی، عفونت مهبلی، جراحی‌های لگنی، مشكلات غده تیروئید) رنج می‌برید برای درمان آن بكوشید كه شاید مسئله‌تان از آن نشأت گرفته باشد. حتماً یك چكآپ هورمونی شوید چون گاهی مسبب اصلی این حالت وجود مشكلات در دو هورمون زنانه است كه در آن صورت با تجویز داروهای هورمونی مثل استروژن و پروژسترون و یا تركیبات تستوسترونی توسط پزشك، مشكل رفع خواهد شد. درمان با هورمون‌ها در ایجاد احساسات لذتبخش و آسان كردن وقوع اوج لذت جنسی مؤثر است. گاهی نیز بالا رفتن سن، بارداری و یائسگی منجر به كاهش میل جنسی می‌شود.

    شیوه زندگی خود را تغییر دهید
    مرتب ورزش كنید، از استرس بپرهیزید، استراحت كافی داشته باشید و از مصرف سیگار، مواد مخدر و الكل خودداری نمائید.

    روش‌های نزدیكی خود را اصلاح كنید
    با همسر خود صحبت كنید تا از روش‌های صحیح در شیوه زندگی و ارتباط با یكدیگر استفاده كنید و از روشها و شیوه‌های متنوع بهره بگیرید. وضعیت‌های تكراری، خسته‌كننده و یكنواخت بعد از گذشت چند سال از زندگی، لطف و لذت گذشته خود را از دست می‌دهد به همین دلیل با تغییر و تحول در وضعیت نزدیكی می‌توانید روابط لذتبخش گذشته را احیا كنید. در مورد زمان انجام مقاربت و یا چگونگی تحریكات بدنی‌تان، مقدار معاشقه و پیشنوازی و... نیز با ایشان صحبت كنید. حتی در این باره به توافق برسید كه چه مكانی را برای آمیزش ترجیح می‌دهید یا شنیدن چه كلماتی شما را مشتاق‌تر می‌كند. علاوه بر همه اینها، پیشنهاد می‌كنم اطلاعات جنسی خود را بالا ببرید و ساختمان جنسی خود و همسرتان را بشناسید.

    از تمرینات كیگل استفاده كنید
    عضلات تحتاتی لگن خود را منقبض و سفت كنید به گونه‌ای كه گویی می‌خواهید جلوی ادرار خود را بگیرید، تا شماره پنج بشمارید سپس عضلات خود را شل كنید و مجدداً این عمل را تكرار كنید. همچنین از مشاوران جنسی برای بهبود وضعیت مذكور كمك بگیرید. اگر با انجام تدابیر فوق، مشكلتان برطرف نشد حتماً با یك روان‌شناس مشورت كنید تا با انجام مصاحبه‌های بالینی عمیق، بتواند علت اصلی این بی‌میلی را بیابد. گاه زوج‌درمانی برای بقای زندگی زناشویی بسیار ضروری است.

  • عابر - چهارشنبه 7 آبان 1393

    از ازدواجم راضی هستم و زندگی خوبی هم داریم ولی یك چیز در شوهرم مرا اذیت می‌كند و اونم عصبانیت‌های گاه و بی‌گاهشه. از یك چیز بی‌اهمیت عصبانی می‌شه و شروع می‌كنه به فحاشی به خودش و دنیا و آدم‌ها. اصلاً هم ملاحظه نمی‌كنه كه مردم دور و بر ما هستند و به ما نگاه می‌كنند؛ می‌گه برای تخلیه روانی نیاز به این چیزها داره. می‌گه تو توهم داری و فكر می‌كنی همه مردم حواسشون به ماست. من اوایل سعی می‌كردم به عنوان یك عیب بپذیرم ولی دیدم هر چی كوتاه می‌آم حاضر نیست تلاش بكنه. وقتی گریه‌ام می‌گیره از كارهاش ابراز پشیمونی می‌كنه و می‌گه كمكش كنم كه این عادت رو ترك كنه ولی هیچ تلاشی نمی‌كنه. البته از اول ازدواجمون كمی بهتر شده ولی اون وقت خودش می‌دونست عصبی است و قبول داشت. الآن بهش ایراد می‌گیرم می‌گه همینه كه هست. در این دو سال به خاطر این‌كه از خشونت خیلی می‌ترسم توی خودم رفته‌م؛ یعنی افسرده شدم. نمی‌تونم جلوش بایستم ولی نمی‌تونم هم فراموش كنم. بعد انتظار داره بعد از چند دقیقه كه خشمش آرام شد من همه چیز رو فراموش كنم و بخندم. هر چی می‌گم من نمی‌تونم مثل تو خودم رو تخلیه كنم متوجه نمی‌شه. انتظار داره زود همه چیز رو فراموش كنم. همیشه من رو متهم می‌كنه كه با جدی گرفتن بیش از حد عصبانیت‌هاش باعث می‌شم كه زندگیمون تلخ بشه.

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده:
    اعتمادبه‌نفس خود را تقویت كنید
    به جای درمانده شدن و دلسرد شدن، خود را نبازید، مشكلتان مهم است ولی خانمانسوز نیست. به جای ترس و پا پس كشیدن، قوی باشید و محكم و استوار بر خواستۀ بحقتان بایستید. این رفتار همسرتان ناراحت‌كننده است اما رفتاری نیست كه نتوانید با آن كنار بیائید یا آن را تغییر دهید. شما فقط نیازمند زمانید.
    در گام اول خشم همسرتان را در كنار همه خوبی‌هایی كه دارد قرار دهید تا راحت‌تر آن را بپذیرید. هرگاه یاد خشم او افتادید یكی از رفتارهای مثبت او را به خاطر آورید. به نظرتان تحمل یك رفتار بد در كنار آن همه خوبی، كار سختی است؟ با این ترفند می‌توانید كمی آرامش یابید و بر خشم همسرتان اندكی صبور شوید. صبر مثبت شما (صبری كه هدف مثبتی در پی دارد و برای تغییر فرد مقابلتان برنامه‌ریزی شده است) می‌تواند خشم همسرتان را كاهش دهد. از كلاس‌های ورزشی چون یوگا و شنا برای تجدید فكر و قوای خود استفاده كنید و عزمتان را جزم كنید كه با روش‌های ارائه‌شده می‌توانید مشكل همسرتان را برطرف كنید.

    به پزشك مراجعه كنید
    یك چك‌آپ كامل دهید تا از مشكلات هورمونی بالأخص تستسترون و تیروئید در ایشان اطمینان حاصل كنید. گاهی عدم توازن هورمونی موجب بروز مشكلاتی چون خشم می‌شود. اگر مشكل بیولوژیكی مطرح نباشد آگاه می‌توانیم به عادت رفتاری او شك كنیم.

    رفتار متضاد انجام دهید
    تأكید بسیار شما بر ترك عصبانیت و خشم، برای همسرتان عادی شده است. ایشان جبهه‌گیری شما را متوجه شده‌اند و در قبال این رفتارهای معترضانه‌تان به آن نحوی كه عادت دارند و شما نیز خواهان آن نیستید واكنش نشان می‌دهند. برای كمتر شدن حساسیت خود و همسرتان سعی كنید اندكی از واكنش‌های سریعتان بكاهید. مدام بر همسرتان خرده نگیرید و بر نقطه‌ضعف او انگشت نگذارید. توصیه می‌كنم به هنگام خشم، برخلاف رفتارهای سابقتان عمل كنید؛ مثلاً به جای ترك خانه، به آشپزخانه بروید و آبمیوه دلخواه همسرتان را بیاورید، یا دستش را نوازش كنید و با این رفتار او را به آرامش دعوت كنید. با این عمل، پذیرای حالت هیجانی كنونی او می‌شوید، چرا كه همسرتان نیز متمایل است شما او را آن‌گونه كه هست بپذیرید، پس پذیرش كنید. با پذیرش این حالت و دعوت به سكوت و آرامش، اعتماد او را به خود جلب كرده و حس امنیت به او القاء كنید. بی‌تردید بعد از این مرحله خواهید توانست انتظارات و توقعات خود را بیان كنید و از او توقع اجرا داشته باشید.

    خشم همسرتان را تحلیل كنید
    یك هفته مد نظرش بگیرید و ببینید در چه زمانی و در چه موقعیتی این رفتارها را بیشتر نشان می‌دهد. علت و چگونگی و شدت رفتار همسرتان را یادداشت كنید. با دانستن علت‌ها و پرهیز از وقوع آنها می‌توانید تا حدودی از خشم همسرتان پیشگیری كنید و اجازه ندهید رفتارش شدت گیرد. پس از مداومت بر رفتارهای متضاد (كه در بالا اشاره شد) و ایجاد فرصتی مقتضی برای گفت‌وگو (جوی صمیمانه و دوستانه)، با همسرتان به صحبت بنشینید و او را از نتایج رفتارش آگاه كنید و راه‌حل‌هایی غیر از خشم را به او پیشنهاد دهید؛ مثلاً بگوئید: «اگر به جای فریاد زدن، خواسته‌ات را قاطعانه می‌گفتی بهتر نبود؟ كسی هم به توهین نمی‌كرد و مؤدب هم به نظر می‌رسیدی؟».
    قراردادی ببندید و به او بگوئید همراهی‌اش می‌كنید تا از شدت خشمش بكاهد (اول انگیزه تغییر ایجاد كنید، بعد قرارداد تنظیم كنید). هر زمان طبق قرارداد پیش رفت او را تشویق كنید؛ در غیر این صورت فقط با اشاره‌ای به رفتارش ابراز ناراحتی كنید و بس. بیشتر پرسش كنید تا خودش به جواب برسد و خواهان جبران و تغییر شود.

    دستور غذایی
    تلاش كنید همسرتان از مصرف مواد زیر پرهیز كند:
    آجیل و تنقلات، سس مایونز، زردچوبه، نوشابه، شیرینی‌جات، تخم‌مرغ، سرخ‌كردنی‌ها (در غذاها فقط از روغن كنجد استفاده كنید).

    از دم‌نوش‌های زیر هم برای افزایش آرامش می‌توان بهره برد:
    شربت سكنجبین (مخلوط عسل و سركه)
    تركیب چهار عرق: بیدمشك، كاسنی،شاه‌تره، كیا لك
    آب‌زرشك طبیعی به صورت ناشتا
    دم‌كرده عناب كوبیده (ظهرها)
    سیب، گلابی، انگور، میوه‌های قرمزرنگ و لیموترش بسیار مصرف كند.

    مشاوره بگیرید
    در صورت مداومت همسرتان بر خشم، حتماً با روانشناس مشورت كنید تا حضوراً بتوانید بر این مشكل غلبه كنید.

  • ف.س.پ - سه شنبه 6 آبان 1393

    باسلام.اول از هرچیز بابت این بخش از دست اندر كاران جام جم تشكر میكنم.خواهشمندم مطالب رو زود به زود عوض كنین تا بتوانین به سوالات بیشتری از مخاطبان پاسخ بدین.به خصوص سوالات در حوزه خانوادگی واجتماعی وازدواج .من خودم سوال داشتم كه جوابشو توی همین بخش پیدا كردم.خیلی مفید هست .با تشكر .موفق وپیروز باشین.یاعلی

  • منتظر جواب - دوشنبه 5 آبان 1393

    همزمان با اتمام كارشناسی مادرم دچار بیماری سرطان شد. بلافاصله اقدامات درمانی را با نظر پزشكان شروع كردیم و تمامی مراحل رو با موفقیت پشت سر گذاشت. من تنها دختر خانواده‌ام كه هم از مادرم پرستاری می‌كردم وهم مسئولیت خانه‌داری دارم. هیچ وقت نذاشتم در اون دوران مادرم ودیگر اعضای خانواده‌م اشكام رو ببینن. مادرم هنوز تحت نظر پزشكش هست؛ اما با وجود اینكه اون دوران سخت تموم شده من احساس بی‌حوصلگی می‌كنم. این مسئله من رو آزار می‌ده كه نكنه شاید افسردگی داشته باشم. من اهل مطالعه‌ام اما مثل سابق نیستم. خواهشمندم مرا راهنمایی فرمایید.

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده: به شما تبریك می‌گویم كه توانسته‌اید با موفقیت از تمامی مراحل این بیماری سخت عبور كنید. تیمار بیماران خاص روحیه‌ای قوی و بسیار آرام می‌طلبد و شما یكی از آن پرستاران مهربان این دوران دشوار بوده‌اید كه چون كوه استوار مانده، خم به ابرو نیاورده‌اید. مرارت‌های سخت آن دوران بوده كه امروز به آسایش رسیده‌اید و خیالتان آسوده شده است اما به همین دلیل اكنون راهی برای بروز یافته‌اند.
    نهراسید! حالت شما طبیعی است؛ فقط دچار خستگی روانی شده‌اید و نیاز به ترمیم روان دارید. این هشدار ناخودآگاهتان است كه به شما گوشزد می‌كند «بیدار شو الآن به خودت برس، بس است دیگر، پس خودت چی؟!»
    این هشدار را به جای آن كه نشانه منفی قلمداد كنید، علامت مثبتی بدانید. باید برخیزید و برای وجود مهربان خودتان گام بردارید. با روح و روانتان هم مهربان باشید و آن را نوازش كنید. روح شما نیاز به آرامش دارد تا تجدید قوا كند. توصیه می‌كنم به رفتارهایی كه باعث تحرك و برگرداندن نشاط و شادی می‌شود متوسل شوید. انجام فعالیت‌هایی چون مطالعه در این شرایط، نه تنها مرهمی بر روان و فكر خسته‌تان نیست، بلكه بیشتر آن را می‌آزارد. در مدت بیماری به قدر كافی ذهنتان مشغول بوده و تفكر داشته است. حالا برای تفكرات مفید بعدی نیازمند انرژی دیگری هستید. مثلا به كلاس‌های ورزشی و تفریحی چون شنا، ایروبیك و... بروید. با دوستان خود بیشتر معاشرت كنید، كوه بروید و... خواب و تغذیه‌تان را تنظیم كنید و به قدر كافی و مفید بخوابید و بخورید. شب‌ها نیم ساعت قبل از خواب یك لیوان شیر ولرم را با ۲ یا ۳ قاشق غذاخوری عسل و نصف موز در هم آمیزید و بخورید. عرق بادرنجبویه و بهارنارنج و بیدمشك را مخلوط نموده و روزی سه مرتبه استفاده كنید. بعدازظهرها قهوه بنوشید و یا از شكلات تلخ استفاده كنید. در تفكر خود تجدید نظر كنید. به جای اینكه از آن دوران، به عنوان بدترین دوران یاد كنید، آن روزها را روزگاری بدانید كه علی‌رغم دشواری زیادش، توانستید دوام بیاورید؛ تلاش كردید و در نهایت موفق شدید. بارها به خود بگوئید: من به خودم می‌بالم كه توانستم این برهه سخت را بخوبی پشت سر بگذرانم و سلامتی مادرم را برایش به ارمغان بیاورم.
    می‌توانید از تكنیك‌های ریلكسیشن توسط یك روان‌شناس بهره‌مند شوید و یا با حضور در كلاس‌های یوگا تجدید قوا كنید.
    در آغوش مادرتان بیارامید و صدای قلب او را نوید روزهای خوش آینده‌تان بدانید؛ روزهایی كه با حضور این فرشته می‌توانید بهتر و بهتر زندگی كنید. این لحظات با مادر بودن را با امیدواری به زندگی ارج دهید و شاكر خداوندی باشید كه نعمت مادر را به دستان شما ارزانی داشته است.

  • الف - ص - پنج شنبه 1 آبان 1393

    مدتی است به خاطر اختلاف با همسرم در مسائل زناشویی و... كدورت داریم. همسر من مدتی است جدا پیش بچه‌ها می‌خوابد. چندین بار دوستانه با او صحبت كرده‌ام ولی قبول نمی‌كند. در حد توان هر مردی آنچه نیاز است برای او تهیه كرده‌ام ولی در محیط منزل به خودش نمی‌رسد. كمتر آرایش و لباس مناسب برای من می‌پوشد. لباس‌های خوبش را در عقد و عروسی‌ها می‌پوشد! برای مسائل زناشویی من باید از او بخواهم و جدیداً پایش را در یك كفش كرده كه بچه می‌خواهد. من مخالفم و او هم تمكین نمی‌كند. هر وقت می‌خواهیم صحبتی كنیم به مشاجره كشیده می‌شود. آیا می‌تواند مرا از حقوق قانونی یك مرد محروم كند؟ البته از اوایل عقدمان پی بردم وسواس دارد. او همیشه می‌خواسته طلاق بگیرد اكنون هم همین‌طور. كلی مشاوره رفتیم تا بهتر شده نسبت به اوایل ازدواج ولی هنوز سوء ظن فكری دارد. اگر یكی از خانواده من حرفی بزند دعوا داریم. به خاطر همسرم كه دوستش دارم مدتی با خانواده خودم رابطه‌ام را قطع كردم ولی آخرش، هم آنها بد بودند و هم من! خیلی زودرنج و شكاك است. من هم خودم را بی تقصیر نمیدانم. خواهشمندم راهنمایی فرمایید.

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده: در اولین گام به شما توصیه می‌كنم سریعاً با یك روان‌شناس مشورت كنید. نیازتان به زوج‌درمانی كاملاً مشخص و مبرهن است؛ اما به چند توصیه هم توجه كنید:
    *علت باج دادن بسیار شما به ایشان چیست؟ چرا قاطعانه عمل نمی‌كنید و مدام در حال خواهش كردن از اویید؟ این حالت شما، حالت رخوت و یكنواختی در همسرتان ایجاد می‌كند و او را منبع قدرت و اقتدار می‌شناساند. زنان از تحكم و اقتدار بحق و منطقی همسرشان كه در اوج عشق و لطافت ابراز می‌شود بسیار خرسند می‌شوند و طالب آن هستند. درست است كه می‌گویند زن ناز است و مرد نیاز، اما گاهی نازهای زنانه بوی اذیت و ازار می‌گیرد و نیاز مرد هم در این مواقع التماس و مدارا كردن نیست، بلكه قاطع بودن و نشان دادن قدرت مدبرانه است. كمی از این موضع پایین آئید و درخواستهای خود را در عین مهربانی، قاطعانه بیان كنید. بهتر است رفتارهای خود را زیر ذره‌بین بگذرید و آنها را رصد كنید. رفتارهای خود و همسرتان را زیر سؤال ببرید و كم و كاستی‌ها و قوت ارتباطتان را مشاهده كنید. جایی كه سخت گرفته‌اید، ملایم شوید و جایی كه سست برخورد كرده‌اید كمی محكم تر؛ مثلاً اگر تا كنون از جدا كردن محل خواب خود از شما، سكوت كرده‌اید از این پس اجازه چنین برخوردی را ندهید (قاطعانه بگویید و با آرامش. برای این‌كه نتیجه عكس نگیرید، نگذارید كار به خشونت و داد و فریاد بكشد) می‌توانید بگوئید: تا امشب برای احترام به شما، مطیع حرفت بودم ولی ادامه این رفتار حس خوشایندی نه برای من و نه برای شما و نه برای بچه‌ها دارد، بنابراین بهتر است یكجا و كنار هم بخوابیم. اگر پذیرفت با مهربانی از اجابت حرفتان تشكر كنید وگرنه اجازه جدا خوابیدن به او ندهید. هر چند كه امتناع كند باید در عین حفظ آرامش به با هم خوابیدن دعوت كنید قاطعانه بگوئید و او را مطیع حرفتان كنید. از این خواسته كوتاه نیایید و یادتان هم باشد بعد حضور در یك بستر، بلافاصله به تأمین نیاز جسمانی نپردازید. تا زمانی كه تمایلی در او ندیده‌اید از این نیاز دست بكشید.
    *درخواست بچه، یعنی آن‌كه ایشان متمایل به بیان درخواستی هستند اما نمی‌توانند آن را صریحاً بیان كنند و بدین بهانه آن را مطرح می‌كنند؛ بعد هم با امتناع خود از برقراری ارتباط زناشویی زیر حرفشان می‌زنند. ارتباط و مهربانی خود را منوط به رابطه جنسی نكنید؛ نشانه‌های میل جنسی را بروز دهید اما بر خود مسلط باشید و به حالت اصرار نیفتید. در رابطه جنسی، سعی كنید ابتدا با معاشقه‌گری و نوازشگری مقدماتی شروع كنید. آرام باشید و عجله نكنیید. همسرتان را تحریك كنید كه او پیشتر از این روابط ابراز رضایت می‌كرده است و... تا زمانی كه حاضر به ارتباط شود به همین منوال برخورد كنید (به نظر می‌رسد همسرتان گمان می‌كند شما فقط نگاه جنسی و ابزاری به او دارید و از طریق منع، می‌خواهد قدرت خود را به رخ بكشد). جبهه‌گیری شما، یعنی پیروزی ایشان؛ پس سعی كنید مدیریت بهتری در این موضوع داشته باشید و به او بفهمانید چنین نیازی دوجانبه است و هر دو طرف باید خواهان باشند؛ در غیر این صورت لذتبخش نیست.
    *هرگز مشاجره نكنید. به هنگام بروز مشكل، موقعیتتان را تغییر دهید و در مقابل رفتارهای تكراری او بی‌توجهی نشان دهید. گاهی بحث بین زن و شوهر، به معنای مرا ببین است؛ پس برای ترك رفتار اشتباه بهتر است آن رفتار را نبینید و فقط با یك اشاره و ابراز ناراحتی از كنار آن بگذرید؛ اما در فرصتی كه منطقی است و گوش شنوا دارد، انتظارات خود را بیان كنید (با آرامش و قاطعانه)؛ اگر همچنان به دعوا كشید، موضوع را ادامه ندهید. بدین گونه، بی‌توجهی كردن، بدترین درد برای همسرتان می‌شود اما یادتان باشد حتماً در مقابل رفتارهای مثبت همسرتان، بی‌اعتنایی نكنید. با ابراز محبت و علاقه و یا به طریقی كه همسرتان خواهان آن است او را تشویقش كنید.
    *همسرتان را سورپرایز كنید. علاقه‌مندی همسرتان را از نظر بگذارنید و برای خوشحال كردنش دست به كار شوید؛ مثلاً می‌توانید او را به یك رستوارن دعوت كنید (یك شام دونفره و عاشقانه) و بخواهید كیكی سفارش‌شده را با تزئینی خاص (مثلا با تزئینی حاوی اسم همسرتان) بیاورد. از این فرصت می‌توانید برای صحبت‌های محبت‌آمیز و شیرین استفاده كرده، باب ورود به قلب همسرتان را باز كنید تا در روزهای آینده با مهارتی كه برخلاف عادت دیرینه‌تان برای ابراز ناراحتی است، شروع به گفت‌وگو درباره مسائل زندگی‌تان كنید.
    * روش حضور خود را در خانه به گونه‌ای دیگر برقرار سازید؛ مثلاً با خنده‌ای بر لب و گفتن جملاتی مثل «آهای خانم خانه! من آمده‌ام تو را ببینم!». سعی كنید یكنواختی زندگی‌تان را از بین ببرید و تنوع در آن ایجاد كنید.
    * با گفتار شیرین و پیامك‌هایی كه بوی رفاقت و دوستی می‌دهد، می‌توانید عاطفه همسرتان را تحریك كنید. در ساعاتی مشخصی از روز، هر روز در زمانی مشخص، با همسرتان تماس تلفنی و یا پیامكی داشته باشید. در طول این ارتباط، فقط او را مورد توجه قرار دهید و درباره او صحبت كنید: مثلا «زنگ زدم حالت را بپرسم»، «دیشب خوشحال شدم كه شاد دیدمت» و...
    * دست در دست هم پیاده‌روی كنید یا ساعاتی را در كنار هم بگذرانید. نترسید! غرورتان زیر سؤال نمی‌رود؛ بلكه رفع كدورت می‌شود و زندگی‌تان دوام می‌یابد. حتی زمان‌هایی كه با بی‌لطفی همسرتان مواجه می‌شوید بجای دعوا و اخم كردن، رفتاری متضاد انجام دهید. مثلا علامت بوسه برای او بفرستید، سعی كنید مهربانانه در آغوشش بگیرید، موهایش را نوازش كنید و... زیاد اصرار به ادامه ارتباط نداشته باشید؛ فقط ارتباط گرمی كه حس مثبت را انتقال می‌دهد، كافی است. بی‌تردید با پیش گرفتن این رفتار به مرور زمان همسرتان تغییراتی خواهد یافت.

  • م/ر - چهارشنبه 30 مهر 1393

    مادری كارمند هستم پسرم را به منزل مادرم می‌برم تا از او نگهداری كنند، روزهایی كه تعطیل هستم پسرم تمام مدت می‌خواهد پیش او بمانم و با هم تلویزیون ببینیم یا بازی كنیم و بسختی به كارهای منزل می‌رسم. اگر جایی برویم كه افراد غریبه‌ای آنجا باشند تمام مدت به من می‌چسبد، پارك كه می‌رویم با بچه‌ها خیلی دیر انس می‌گیرد، با پدرش بیرون نمی‌رود و حتماً باید من هم آن‌ها را همراهی كنم، آیا این نشانۀ وابستگی او با من هست، آیا این موضوع با توجه به اینكه من زمان زیادی در خانه نیستم، موضوع طبیعی است؟

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده: این رفتار فرزندتان، نشان از نیاز مبرم او به حضور شما در كنار خودش است كه با زبان بی‌زبانی بیان می‌كند. به عنوان یك زن و مادر اولین وظیفه‌تان تأمین نیاز عاطفی فرزندتان است و القای حس اعتماد و امنیت. دلبستگی فرزند شما نشان‌دهنده آن است كه فرزند شما در این دو مؤلفه ذكرشده كمبودهایی دارد و احساس نگرانی و تشویش از جمله خصوصیات كودكان با دلبستگی ناایمن است.
    ادامه این حالت ممكن است در آینده شما را دچار زحمت بیشتری كند و نیز منجر به پرورش فرزندی بی‌اعتماد و مضطرب شود. همچنین با توجه به مشخصه‌های مطرح شده درباره احساس غریبگی، عدم ارتباط با همسالان و... فرزند شما تا حدودی (تشخیص دقیق میزان این حالت، در مشاوره حضوری با مشاوران قابل دریافت است) از هم سن و سالان خود به لحاظ رشد اجتماعی عقب‌تر است و این نشانه چندان خوشایندی نیست. ممكن است بعدها او را با مشكل ارتباطی مواجه سازد.
    از سوی دیگر، خانواده شما، هر چند بهترین‌ها باشند، اما ممكن است رفتارهایی متضاد با اصول تربیتی شما داشته باشند كه در نحوه تربیت فرزند شما خدشه وارد نمایند. با توجه به نكات مطرح شده، توصیه می‌كنم:
    *بهتر است كارتان را در اولویت ثانویه قرار داده و بیشتر به فرزندتان رسیدگی كنید. در حال حاضر قانع شدن به كمترین حقوق مالی و یا حضور طولانی‌تر در كنار فرزندتان را به عنوان مادر در اولویت قرار دهید.
    * با او بازی یا تمرین نقاشی كنید و با هم رنگ‌آمیزی كنید.
    * او را در آغوش بگیرید و ماساژ دهید.
    * برای او قصه‌هایی تعریف كنید كه رفتار او را برایش توضیح می‌دهد؛ در خلال آن، از راه حل‌هایی صحبت كنید كه قهرمان داستان برای مواجهه با مشكلش به آن‌ها متوسل می‌شود.
    * با او صحبت كنید و نظرش را درباره رفتارش بخواهید. بپرسید چرا و به چه دلیل متمایل است چنان رفتاری داشته باشد. می‌توانید از تمثیل استفاده كنید. مثلاً بگوئید مریم دختر همسایه همیشه دنبال مادرش هست، به نظرت چرا این طوری می‌كند؟ به نظرت رفتارش خوب است یا بد؟ و از این دست. با پرسش می‌توانید علت ترس و انگیزه رفتارش را بشناسید و با توجه به آن‌ها رفتار كنید.
    *ساعات حضور در خانه را تقسیم بندی كنید. حضور خود را منوط به ساعاتی خاص كنید. مثلا بگویید «من از فلان ساعت تا فلان ساعت كنار تو می‌نشینم و تلویزیون نگاه می‌كنم، بعد خانه را تمیز می‌كنم» اگر كودك بی تابی كرد او را در آغوش بگیرید، مهربانی كنید و... اما دوباره مشغول كار خود شوید. در حین انجام كارهای خودتان با او مكالمه داشته باشید. حضور خود را از تماماً فیزیكی بتدریج به كلامی، دیدارهای لحظه‌ای و بعد ساعتی كاهش دهید.
    *ساعاتی كه مجبورید او را به خانواده بسپارید، خودتان او را برده و تحویل دهید. به او بگوئید مثلاً سه ساعتی نیستید ولی در این ساعات به او زنگ می‌زنید و او باید كارهایی كه به او محول می‌كنید (مثلا نقاشی كشیدن، پازل درست كردن و...) را در این زمان انجام دهد. زمانی كه كنارش نیستید نیز تماس بگیرید و با او صحبت كنید.
    *برای افزایش ارتباطش با همسالان، او را در كلاسهای فرهنگی و ورزشی ثبت نام كنید. خودتان مسئولیت رفت و آمد او را برعهده بگیرید، ولی بگویید كه او باید بداند در مواقعی لازم است برای انجام كارهایی از او دور بمانید.
    * با توجه به تدابیر فوق اگر رفع مشكل نشد، از روانشناس كمك بخواهید.

  • خانمی 45 ساله - سه شنبه 29 مهر 1393

    مشكل من زمینۀ ارتباط با افراد است. شخص نسبتاً آرامی هستم. دوست دارم با افراد فامیل یا همكار ارتباط برقرار كنم ولی مشكلی دارم. در جمع نظر خود را می‌دهم ولی اگر شخصی با من مخالفت كند و یا من مخالف حرف او باشم، نمی‌توانم او را قانع كنم. همیشه بعد از هر مهمانی با خودم كلی كلنجار می‌روم و می‌گویم چرا این جواب را به طرف مقابل ندادم. وقتی كسی حرفی را با شوخی یا گوشه و كنایه می‌زند من خیلی سریع متوجه منظورش می‌شوم ولی یا چیزی نمی‌گویم و بعد خودخوری می‌كنم كه چرا جوابش را ندادم یا اگر حرفی بزنم تازه طرف مقابل از دست من ناراحت می‌شود. برای اینكه بتوانیم با این دست آدم‌ها رابطه داشته باشیم چه كنیم؟ (این‌هایی كه اشتباه خود را قبول ندارند.) و می‌خواهند در رفت‌وآمدشان هر جور شوخی و كنایه بزنند ولی كسی چیزی نگوید. آیا روابط را كمتر كنیم و خودمان را راحت‌تر؟

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده:
    تفاوت‌ها را بپذیرید.
    افراد را آن‌گونه كه هستند بپذیرید و قبول داشته باشید، آدم‌ها با تفاوت‌ها و ویژگی‌های منحصربه‌فرد مورد پسندترند هر چند كه گاه با این تفاوت‌ها مورد رنجش افرادی قرار می‌گیرند كه آن خصیصه‌ها را ندارند. پس در گام اول، سعی كنید اطرافیانتان را در چهارچوب اخلاقی و شخصیتی خود نبرید و به خاطر قرار نگرفتن در آن چهارچوب‌ها رد صلاحیت و یا مورد پذیرش قرار ندهید؛ به دنبال خوب و بد بودن نباشید، بلكه اگر متمایل هستید و تصمیم به ادامه رابطه با كسی دارید باید در جهت كشف راه‌حل‌هایی را برای پذیرش، مواجهه یا كم شدن شدت ناراحتی‌تان باشید. بپذیرید شما آن‌ها را نمی‌توانید تغییر دهید ولی می‌توانید روش برخورد خود را تغییر دهید و روی خواسته‌های بحق خود مصرانه بایستید و كوتاه نیائید. اگر در ارتباطاتتان دچار مشكل می‌شوید بدان علت است كه در آن زمان كه باید صحبتتان را بیان كنید و ابراز وجود كنید، از ترس مواخذه و یا متهم شدن به عناوینی چون حساسید، زودرنجید و... خاموش می‌شوید و تحت تأثیر حرف‌های اطرافیان قرار می‌گیرید، خودتان و اعتقادات و خواسته‌هایتان را فراموش می‌كنید و مطابق میل دیگران عمل می‌كنید تا بیشتر مورد پسندتر باشید و كمتر زیر سؤال روید، اما بعدتر در خلوت، خود را سرزنش كرده و از خودتان انتقاد می‌كنید. سرزنش‌ها و انتقادها بسان نوشدارویی بعد از مرگ سهراب هستند كه نتیجه مثبتی عایدتان نمی‌كند جز آنكه خودخوری كنید و یا با بیان آن‌ها به دوستان و آشنایان هم‌عقیده‌تان، سعی كنید رفتار دیگران را بد جلوه داده و زیر سؤال ببرید و اشتباهاتتان را با ناچار جلوه دادن خودتان تبرئه كنید.
    یادتان باشد دیگران با ما چنان رفتار می‌كنند كه ما خود خواهان آنیم. اگر تا به امروز با شما خوب رفتار نشده شما خود مسببش بوده‌اید و بس! پس با ترس از ابراز وجود مقابله كنید ولو اینكه مورد پذیرش قرار نگیرید. به نظر می‌رسد شما و همسرتان صرفاً می‌خواهید در عین صداقت و مهربانی، دیگران را متوجه انتظاراتتان و عقایدتان كنید، در حالی كه این ترفند كارساز نیست و نه تنها حس ضعیف بودن به آن‌ها القاء كرده، بلكه رفتار غلطشان را تقویت می‌كند. وقتی احساس قوی بودن كنید و قوی باشید این حس در رفتار و كلام شما نمود می‌یابد و آن‌ها هم حساب كار دستشان آمده و بر طبق منظر قدرت شما، رفتار می‌كنند و سخن می‌گویند.


    رفتارها را تجزیه و تحلیل كنید
    تحلیل رفتار دیگران را كنار بگذارید و این بار به تجزیه و تحلیل رفتار خود بپردازید. نقاط ضعف و قوت ارتباطتان را بسنجید و رفتار دیگران را در مقابل رفتارهای خود قرار دهید. آن‌ها چه می‌كنند و شما چه می‌كنید؟ هیجان غالب آن لحظه‌تان چیست و هیجان بعد از ماجرا چطور؟ پاسخ‌های ناموفق خود را به یاد آورید و پاسخ‌های احتمالی دیگری كه اگر بكار می‌بردید ممكن بود به نفع شما باشند چیست؟ علت سكوت كردن و اظهار نظر نكردن چیست؟ (چه چیز مانع بیان حرفتان می‌شود). باید با هریك از این رفتارهای غلط خود آشنا شوید تا بتوانید به خود كمك كنید.
    هر رفتار اشتباهی به طریقی شروع شده، تقویت می‌شود و ادامه می‌یابد. شما برای حل مشكلتان بهتر است عوامل ایجادكننده (از كجا و چگونه شروع شد)، تداوم‌دهنده (چه شد كه ادامه یافت)، تشدیددهنده (چه چیزی باعث ادامه و یا افزایش رفتار شد) این مشكل را بیابید؛ مثلاً با توجه به آنچه نوشته‌اید می‌توان گفت عوامل ایجادكننده (شوخی‌های بی‌مورد و كنایه)، تداوم‌دهنده (سكوت كردن)، تشدیدكننده (قبول كردن اظهارات آن‌ها، مثل شما زودرنجید) باعث هتك حرمت خانواده همسرتان نسبت به شما شده است. سیر رفتارها با توجه به این زنجیره پیش می‌رود و تقویت می‌شود؛ هرگاه شما زنجیره رفتار را در یكی از این مراحل قطع كنید، ادامه رفتار غیر ممكن می‌شود؛ مثلاً، وقتی آن‌ها شوخی می‌كنند به جای سكوت می‌توانید بگوئید: شوخی زمانی مناسب است كه فرد مقابل پذیرا باشد و خوشش آید، در غیر این صورت بذله‌گویی، رفتاری كودكانه و ساده‌اندیشانه است. ممكن است دوباره حرف‌هایی برای تحریك شما بزنند (یعنی عوامل تشدیدكننده) اما برعكس دفعات قبل بجای قبول كردن زودرنج بودن، آرام و قاطعانه بگوئید: به جای جواب دادن به مسئله چرا صورت مسئله را پاك می‌كنید؛ مسئله زودرنجی ما نیست صحبت روی شوخی كردن با كه و چگونگی آن است و...

    بدین طریق آن‌ها را مغلوب قدرت كلام و رفتارتان می‌كنید (قاطع بودن در عین احترام، نگاه دیگران را به شما تغییر داده و قدرت بدكلامی را سلب می‌كند). برای موفقیت، توصیه می‌كنم یكی از اخیرترین مشكلتان را به یادآور آورید، رفتارهایتان را به طریق گفته‌شده تحلیل كنید و بعد جلوی آیینه بنشینید و تمرین كنید. یك بار همان طور كه برخورد كرده‌اید و بار دیگران با شخصیت قوی و قاطع، حالات چهره و حركات بدنی‌تان و لحن گفتگویتان را مد نظر داشته باشید و دو حالت را مقایسه كنید. بعد بسنجید در كدام‌یك از حالت‌ها راحت بودید و احساس مثبتی داشتید و چه هیجانی بر شما غالب بوده است.
    بی‌تردید با ممارست بر این روش قوی می‌شوید و احساس آرامش خواهید كرد.


    نكته:
    با همسرتان همسو و هماهنگ شوید تا با مخالفت روبرو نشده و انگیزه تغییرتان از بین نرود. پشت هم باشید و همدیگر را یاری برسانید و چون معلمی دلسوز نقاط قوت یكدیگر را تقویت و نقاط ضعف را با همیاری برطرف كنید.

  • هلیا - دوشنبه 28 مهر 1393

    من دختری ۲۳ ساله هستم و در نزدیكی خانواده همسر خود زندگی می‌كنم. مادر شوهرم در مسائل ریز زندگی ما هم دخالت می‌كنند و حتی با شاباش عروسیم هم نتونستم چیزی كه خودم می‌خوام رو بخرم. با من اومد و گفت طلا بخر پولت نباید خرج شه... شوهرم هم تحت تأثیر مادرش هستش و حتی اگر لباسی بپوشم كه مادرش خوشش نیاد دعوا ایجاد می‌كنه. چه كنم تا دخالتشون كمتر شه؟

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده:
    زود قضاوت نكنید
    سعی كنید هیچ وقت زود قضاوت نكنید و رفتارهای مادر همسرتان را به منزله دخالت قلمداد نكنید، چه بسا نیت ایشان خیر باشد و برای پیشبرد زندگیتان. برخی از مادران شاید شیوه راهنماییشان درست نباشد ولی نیت بدی ندارند و می‌خواهند به طریقی انتقال تجربه كنند و شما را به عنوان فرزندی بپندارند كه بتازگی پا به میدان زندگی گذاشته و قصدشان راهنمایی است. رفتارهایی كه گفته‌اید نشان از دخالت نیست بلكه دلسوزی افراطی است و بهتر است بدون سوگیری علت این دو رفتار را كاوش كنید. به عنوان مثال، ببینید شاباش مراسم را صرف خرید چه كالایی می‌خواستید كنید و حالا با گوش دادن به خواسته ایشان آیا متضرر شده‌اید یا صرفاً به خاطر اینكه تن به خواسته ایشان داده‌اید ناراحتید؟ لباسی كه پوشیده‌اید نیز به همین گونه، مثلا شاید وفق مراد خودتان بوده ولی ببینید آیا ایراداتی كه گرفته شده بحق بوده. یادتان باشد بعد از تأهل، بسیاری از شرایط زندگی تجردی كنار می‌رود و شما باید همچون همسرتان كه از او خواستارید به گونه‌ای لباس بپوشید كه ‌شأن و مرتبه شما و خانواده خودتان (یا بهتر بگویم: هر دو خانواده شما و همسرتان) حفظ شود. بهتر است طوری رفتار كنید كه در مقام یك فرد متأهل به حساب آئید. نمی‌گویم بكلی تغییر رویه دهید بلكه مقصود این است كه بدانید گاهی ممكن است برخی اعتراضات بحق باشد و بتوان با چالش افكار و اندكی اغماض به مادر همسر حق داد. اگر ایرادگیری ایشان را چند نفر بی‌طرف و آشنا با اصول و سیاق خانواده‌هایتان، تائید كردند، بپذیرید كه شاید شما دارید اشتباه می‌كنید. اگر قضاوتشان عادلانه بود اما همچنان بر خواسته و حرف خودتان مصّر بودید، در فرصتی مقتضی با مادر همسرتان (در كمال ادب و احترام) گفت‌وگو كنید و بگوئید خیلی نظرات او را می‌پسندید اما تمایل دارید كه خودتان تصمیم نهایی را بگیرید و خودتان از هم‌اكنون مسئولیت زندگیتان را بر عهده بگیرید. به او بگوئید نظرات او را خواهید شنید اما از ایشان انتظار دارید كه حق انتخاب را به شما بدهد؛ اما اگر تایید كردند كه قضاوت ایشان ناعادلانه بوده است یا قصد دخالت دارند، بهتر است به طرق زیر عمل كنید:

    با همسرتان گفت‌وگو كنید
    در جوی صمیمانه با همسرتان صحبت كنید و اگر حس می‌كنید نمی‌توانید رودررو حرفتان را بزنید، دست‌به‌قلم شوید. برای همسرتان یادداشتی بنویسید و درخواستها و انتظاراتتان را در آن بگوئید و بنویسید. سعی كنید صریحاً نام مادر همسرتان را به زبان نیاورید؛ مثلاً نگوئید: «مادرت مرا مجبور كرد با شاباش عروسیمان طلا بخرم»، بلكه بهتر است بگوئید: «دوست داشتم با خودت به خرید بروم و با تصمیم همدیگر یكی از مایحتاج زندگیمان را بخریم و...» یا «من متمایلم در مهمانی‌ها فلان مدل لباس بپوشم البته دوست دارم نظرت را بدانم و در طرز لباس‌هایم اعمال كنم اما آیا من تا به حال لباسی پوشیده‌ام كه مورد پسندت نباشد و موجب ناراحتی‌ات شود؟ ایراد آن لباس چه بوده؟» و...
    سایر مشكلات زندگیتان را هم به این نحو بیان كنید و او را به همفكری و مشورت دعوت كنید. به او بگوئید اگر معایبی در كار و رفتارتان هست باید خیلی محرمانه بین هر دویتان باقی بماند و جایی تسری پیدا نكند؛ نه دوستان و نه آشنایان دور و نزدیك. تأكید بر این جمله داشته باشید كه دوست دارید او و شما متفق‌القول برای زندگیتان تصمیم بگیرید و دوست دارید فقط با همفكری همدیگر، برنامه‌ریز و مدیر زندگیتان باشید. به او بگوئید و در رفتارهایتان هم ثابت كنید كه دخالت هیچ یك از اطرافیان خود را نمی‌پذیرید و به هیچ وجه هم اجازه دخالت به آن‌ها نمی‌دهید و از او خواهش كنید چنین روشی را هم او اتخاذ كند و اگر در جایی هر یك از شما حدود شكستید، بدون هیچ ناراحتی و دلخوری به یكدیگر یادآور شوید.
    برای این كه خواستۀ‌تان ملكه ذهن شود، می‌توانید مثال‌هایی از اطرافیان و دوستانتان بیاورید و بگوئید من چنین راه حلی پیشنهاد دادم نظر شما چیست؟ بدین طریق، هم نظر او را از انتخاب این روش خواهید دانست و هم اینكه به طور غیر مستقیم این روش را در او پرورش داده‌اید و تقویت كرده‌اید. البته باید صبر داشته باشید و بسیار ممارست كنید.

    زندگیتان را حریم‌بندی كنید
    ممكن است همسر شما جوانی و ناآگاهی را بهانه‌ای برای توجیه رفتارها و دخالت‌ها بیان كند. به او بگوئید ما حق داریم در مواجهه با مشكلات، آنها را اول بین خودمان حل كنیم، اگر نشد از فرد دیگری كه بی‌طرف، متعهد و عاقل است مدد بجوئیم و در صورت لزوم از تجارب بزرگ‌ترهایمان استفاده نمائیم. همچنین بگوئید ورود دیگران به زندگیمان احساس ترس و یأس و بی‌كفایتی در مدیریت زندگی به ما القاء می‌كند و راه ورود دیگران به زندگیمان را باز می‌كند. ما باید یاد بگیریم خودمان مشكلات را حل كنیم، هر چند راه اشتباهی برویم؛ چون این كار باعث می‌شود از اشتباهمان عبرت بگیریم. بگوئید خرید منزل، پوشیدن لباس، درست كردن غذا و... از موضوعاتی است كه ما می‌توانیم با توجه به شرایط درباره آن‌ها تصمیم‌گیری كنیم و باید فقط زمانی به مشورت بزرگ‌ترها متوسل شویم كه خودمان از حل آن عاجز مانده باشیم. بیا از این پس روش زندگیمان را چنین كنیم و یكدیگر را همراهی كنیم.
    استقلال زندگیتان را مدام گوشزد كنید و در مقابل دعواها و داد و فریاد كردن‌های احتمالی همسرتان سعی كنید آرامشتان را حفظ كنید. از كوره در نروید و یادتان باشد كه اگر مقابله به مثل كنید، ره به جایی نخواهید برد، فقط روی حرف حساب و منطقیتان باقی بمانید و بگوئید اگر نقصی هست اصلاح می‌كنیم، وگرنه من حاضر نیستم به خاطر دل كسی دیگر، دست به كاری بزنم. خودم و خودت با هم تصمیم می‌گیریم و از انتخابمان هم رضایت داریم. قاطعانه سخن بگوئید، حرف همسرتان را بشنوید و در صورت لزوم در خواسته‌های اشتباه خودتان هم تجدید نظر و آنها را اصلاح كنید، اما هرگز زیر بار حرف زور نروید تا اینكه حرف هر دویتان یكی شود.
    به خاطر داشته باشید منظورمان لجبازی و قهر و تأكید بی‌مورد بر خواسته‌هایتان نیست بلكه هدف تغییر رفتار همسرتان است. حتی در برهه زمانی برای تغییر، گاهی لازم است برای همراه كردن همسرتان و احترام به غرور و اقتدار مردانه‌اش در شرایط مقتضی علی‌رغم میل باطنیتان به خواسته او تن دهید اما در فرصتی دیگر به او بگوئید تنها به خاطر احترام و علاقه زیادتان به او تن به خواسته‌اش داده‌اید اگرچه از ته دل راضی نبوده‌اید؛ با این حال از این انتخاب خرسندید و احساس پشیمانی نمی‌كنید، و دوباره انتظارات خود را بیان كنید.

  • پاییز - دوشنبه 28 مهر 1393

    من بتازگی عقد كردم. من و نامزدم از دو استان مختلف بودیم و به همین علت سالی دو یا ۳ بار همدیگه رو می‌دیدیم. خانواده همسرم و حتی خود همسرم به علت نداشتن شغل و استقلال مادی حاضر نمی‌شدند به خاستگاری بیایند. منم به خاطرش تمام شرایط سخت رو تحمل كردم. خودم شغل دارم. نامزدم استخدامش قطعی نشده و استقلال مادی ندارن. ما با هم مشكلی نداریم اما واقعاً از رك بودن مادرشون دارم زجر می‌كشم. او حتی اجازه نمی‌داد یارانه‌مون رو جدا كنیم. نامزدم خیلی با ملایمت باهاشون صحبت می‌كنن.

    جام جم سرا

    نسرین صفری - مشاور خانواده:
    بسیار عالی است كه ملاحظه وضعیت مالی و خانوادگی همسرتان را می‌كنید. هر چند همسر شما دارای شغل و درآمد نیست اما می‌تواند برای دلخوشی و احترام شما هم شده، به طریقی پس‌انداز كند و شما را دعوت به یك ناهار یا شام كند. اینكه منتظر جواب آزمون استخدامی است درست، اما چرا وقتی می‌تواند با پیدا كردن كاری موقت از وابستگی به خانواده خودش بیرون آید و حداقل احتیاجات بهترین دوران زندگی خود و شما را تأمین كند، دست روی دست گذاشته‌اند و كاری نمی‌كنند؟ آیا تحمل توهین مادر و طبق دستور ایشان بودن به خاطر اینكه مبادا ایشان بگویند «پول نداری، نرو» و... آسان‌تر از استقلال مالی حداقل است؟ با توجه گفته‌هایتان، اولین توصیه من به شما این است كه همسرتان را راضی به یافتن شغل موقت كنید تا شاید بدین طریق كمی در جهت استقلال زندگیتان پیش بروید.

    علت سكوت در مقابل مادر چیست؟
    سكوت همسرتان به این قصد كه می‌خواهد جلوی بی‌احترامی‌ها و شكستن حرمت‌ها را بگیرد، كاملاً درست و موجه است اما سكوتی كه ماحصلی جز تكرار اشتباه و جری شدن ندارد، سكوت منفی است و نتایج بدتری عایدتان خواهد كرد كه هرگز توصیه نمی‌شود. سكوت زمانی جایز است كه فرد خاطی را متوجه اشتباهش كنید و از آن به منزله تلنگری برای تغییر استفاده كنید. پس سكوت همسر شما، فرار از مواجهه با مشكل یا ترس از به دست آوردن منافعی است كه از جانب مادر دریافت می‌كند. بنا بر گفته‌های شما من بیشتر به اعتماد به نفس پائین، وابستگی به مادر، عدم بلوغ عاطفی و فكری همسرتان شك دارم اما توصیه می‌كنم برای دریافت دقیق‌تر علت حتمی با روان‌شناس مجربی در ارتباط باشید تا با مصاحبه عمیق‌تری دقیقاً از دلیل اصلی آگاهی یابید. وقتی مشكل واكاوی شود عاقلانه می‌توانید برای ادامه این زندگی تصمیم بگیرید، چرا كه این رفتار‌ها باید اصلاح شوند در غیر این صورت روزی در زندگی مشتركتان به طرق مختلف و دلایل متعدد تكرار خواهند شد؛ سختی این رفتار‌ها، در طول زندگی مشترك زمانی نمود بسیار می‌یابند كه عشق و علاقه به همسر از شدت روزهای اولیه‌اش كاسته شود و منجر به بروز اختلاف و مشكلات عدیده شود.

    دست از قربانی شدن بردارید
    اگر بی‌ادبی عادت خانواده همسرتان است، دریابید كه سهم همسر شما از این عادت چه مقدار است؟ شدت این بی‌ادبی تا چه حد است؟ تا كی می‌توانید صرفاً به خاطر احترام سكوت كنید و هیچ نگوئید؟ اگر نخواهید سكوت كنید چه باید بكنید؟ آیا رك‌گویی و صراحت كلام مادر همسرتان با شما به خاطر نشان دادن قدرت مادرشوهری است یا اینكه ایشان هنوز شما را به عنوان عروس نپذیرفته‌اند و قصد دارند با این تدابیر شما را زیر سوال ببرند؟ با پاسخگویی به این سوالات می‌خواهم متوجه شوید كه دست دخالت خانواده همسر همیشه باز خواهد بود تا زمانی كه شما و همسرتان به طور جدی برای استقلال زندگیتان تصمیم نگیرید. دست از قربانی شدن بردارید. تا كی می‌خواهید با مظلوم‌نمایی و بهانه‌های مختلف از اصل موضوع فرار كنید. تا زمانی كه بخواهید قربانی و مطیع باشید باید منتظر چنین رفتار‌ها و بی‌احترامی‌هایی باشید. برای رفع مسئله و دوری از ایفای نقش قربانی توصیه می‌كنم به همسرتان بگوئید كه سكوت او را زمانی می‌پسندید كه قصد حفظ احترام شما و مادرش را دارد در غیر این صورت پذیرا نخواهید بود و مطالبه حق خواهید كرد. قاطعانه به او بگوئید همسرش هستید و او باید در مواقعی كه شما بی‌هیچ گناهی مورد تخطئه قرار می‌گیرد از شما دفاع كند و راه توهین به شما را برای دیگران ببندد. بهتر است همسرتان را متوجه انتظارات و توقعات خود كنید و از او بخواهید وظایف همسری‌اش را به جا آورد. سكوت به خاطر عصبانی نشدن و دادوفریاد نكردن، چنین رفتارهای اشتباهی را در همسر شما تقویت می‌كند تا بدین طریق شما را ساكت كند و از خود رفع مسئولیت نماید. اگر امروز در مقابل این رفتار‌ها مقابله نكنید به مرور زمان این رفتار‌ها، عادت رفتاری همسرتان می‌شود و قطعاً در آینده هم نخواهید توانست آن‌ها را اصلاح كنید.

    اما در مورد مواجهه با مادر همسرتان
    تا آنجا كه ممكن است با ایشان مستقیماً وارد عمل نشوید. همسرتان باید مدیریت رابطه شما را بر عهده گیرد البته نه همیشه، زمانی كه مستقیماً مورد خطاب قرار می‌گیرید لازم است خودتان مدیریت ارتباط را به دست گیرید و سكوت نكنید؛ مثلاً در صورت بی‌احترامی بسیار، می‌توانید با كلام مهربان به مادر همسرتان در جواب موضوعاتی مثل این كه «مازندرانی‌ها خسیسند» بگوئید: «من متوجه این سوء تفاهم نشدم، اگر مطلبی شما را ناراحت كرده است به من بگوئید تا آن را برطرف كنیم، چه شده كه چنین برداشتی كرده‌اید؟» به او نشان دهید كه حاضر به شنیدن هر سخنی نیستید و در مقابل رفتارهای نادرست خواهید ایستاد و دنبال دلیل قانع‌كننده‌ای خواهید بود. هرگز كنایه، سرزنش، انتقاد، توهین و... در بیانتان نباشد. با احترام اما قاطع دلیلشان را بشنوید و دلایل خود را بیان كنید. اگر جایی نیاز به تجدید نظر در رفتار خود دارید، آن را بپذیرید و با معذرتخواهی به مادر همسرتان بگوئید كه سعی می‌كنید آن را رفع كنید اما زمانی كه نیاز به تغییر رفتار آن‌هاست، با بیان منطقی و دلایل خود، قاطعانه (بدون ترس و پرداختن به حواشی) انتظارتان را بیان كنید و از آنان بخواهید كه تغییر رفتار داشته باشند و در صورت ادامه نیز پذیرای این حالت نشوید و ارزشی برای آن حرف‌ها قائل نخواهید شد. مثلاً بگوئید: «ما بابت این مسئله دچار سوءتفاهم شده‌ایم، خساست ممكن است در هر كسی بروز كند اما خانواده من خسیس نیستند. در مراسم عقد هم آنچه در توان داشتند انجام دادند». موفق باشید.

  • م /ر - یکشنبه 27 مهر 1393

    سلام خیلی ممنون كه بهترین جواب و بهترین پیشنهاد را در برابر سوالم دادید ، درست فرمودید من باید این موضوع را به صورت خیلی نامحسوس بیان كنم تا هم آنها ناراحت نشوند و هم مشكل حل شود.

سوال شما از مشاور

  • مخاطبان گرامی!
  • بخش مشاوره برای راهنمایی و پاسخگویی به مسائل و مشکلات شما در زمینه‌های خانوادگی و حقوقی راه اندازی شده است. پرسش‌های خود را کوتاه، روشن وواضح، با حروف فارسی بنویسید و با کلیک روی ارسال پرسش برای ما بفرستید تا در اختیار مشاوران، کار‌شناسان ومتخصصان جام جم سرا قراردهیم وپس ازدریافت پاسخ آن‌ها، نظرشان را درهمين بخش به آگاهیتان برسانیم. تا دریافت پاسخ مشاوران زمانی لازم است که امیدواریم دراین مدت شکیبا باشید.
تصویر امنیتی: