مشاوره

  • shahrzad - یکشنبه 14 دی 1393

    با یكی از اقوام دور پدری رابطه عاطفی عمیقی دارم. حالا كه بحث ازدواج پیش آمده و من موضوع را با مادرم مطرح كرده ام با مخالفت شدید خانواده‌ام روبرو شده‌ام چون ایشان ساكن شهری دیگرند. وقتی موضوع را با پسر مورد علاقه‌ام مطرح كردم جواب های قانع كننده داد كه نمیتواند به تهران بیاید ولی من خودم هم فكر كنم نمیتوانم دور از خانوادم و در شهرستان زندگی كنم. حال مانده‌ام بین كسی كه واقعا دوستش دارم و دلم و خانوادم. نه میتوانم بروم شهرستان و نه ایشان میایند تهران.

    جام جم سرا

    ازدواج یكی از مهم‌ترین انتخاب‌های زندگی هر فردی است و رفتار عاقلانه و منطقی در باره آن، از اساسی‌ترین اصول موفقیت در ازدواج محسوب می‌شود. با توجه به فرمایش شما اكنون در جنگ بین عقل و عاطفه‌تان گیر افتاده‌اید و دچار تردید و دودلی شده‌اید.
    پیشنهاد می‌كنم وضعیت هیجانی خود را بپذیرید و دوست داشته باشید. هرگز منكر آن نشوید چون با انكار این هیجان بیشتر خود را درگیر می‌كنید؛ بپذیرید این فرد را بسیار دوست دارید و می‌خواهید زندگی تأهلی را با او تجربه كنید اما در زندگی مشترك فراز و نشیب‌هایی موجود است كه گاه تكیه بر ملاك دوست داشتن كاری را پیش نمی‌برد. با علم به این موضوع، حالا وارد عمل شوید تا خود را بیشتر مورد بررسی قرار دهید، برای موفقیت در بررسی خود بهتر است از قالب فردی عاشق و هیجانی بیرون بیائید و از چشم فردی منطقی حقایق را ببینید، بشنوید و اندیشه كنید:

    فرد مورد نظر را بهتر بشناسید
    آشنایی شما قدمتی دیرینه دارد، در این سال‌ها با برخی از خصوصیات مثبت و منفی او آشنا شده‌اید و با توجه به این‌ها می‌توانید بدون هیچ اغماضی آن‌ها را فهرستوار بنویسید؛ سپس خصوصیات اخلاقی كه در این سال‌ها با توجه به آن‌ها ناراحت شده‌اید و یا از آنها خرسند شده‌اید را لیست كنید؛ منظورم خصوصیاتی است كه در او نمی‌پسندید یا بسیار می‌پسندید. بهتر است درصد وجود این خصوصیات را نیز بیان كنید (مثلاً ایشان ۳۰ درصد فرد خوش‌اخلاقی هستند و...)، (حواستان باشد تحت تأثیر هیجانات قرار نگیرد تا در بیان درصد خود افراط و تفریط نكنید) سپس در برگه‌ای دیگر خصوصیات مرد مورد نظر برای زندگی آینده‌تان را بدون توجه به این آقایی كه از او نام برده‌اید، بیان كنید (مثلاً بنویسید دوست دارید همسر آینده‌تان چه ویژگی‌های داشته باشد (بهتر است برای شناخت ملاك‌های ازدواج موفق و یا مردان مناسب برای ازدواج از افراد باتجربه و یا مشاور كمك بگیرید و یا خودتان در این باره مطالعه كنید)، درصد این ویژگی‌ها را هم بدون آرمان‌گرایی و ایدئال اندیشی تعیین كنید (مثلاً مشخص كنید كه دوست دارید همسرتان فرد خوش‌مشربی باشد: ۵۰ درصد و...).
    دوباره متذكر می‌شوم این آقا را ملاك و معیار علاقه‌های خود نكنید. سپس این دو برگه یادداشت خود را با هم مقایسه كنید و ببینید چه تعداد از خصوصیات مورد علاقه شما را ایشان دارد. همچنین بسنجید شدت و ضعف آن با توجه به خواسته شما چقدر فرق دارد (مثلاً شما به دنبال فردی با ۵۰ درصد خوش‌مشرب بودن هستید اما ایشان ۵۰ درصد مواقع فردی گوشه‌گیر و كم‌حرف است). حال خود را در مقابل تفاوت خواسته و حقیقت وجودی ایشان قرار دهید و ببینید تا چه حد می‌توانید خصوصیات این آقا را بپذیرید و با آن خصوصیات زندگی كنید.
    خوب است با این كار، مصائب به وجود آمده را پیش‌بینی كنید، مثلا تخمین بزنید آیا توان مقابله با آن‌ها را در خود می‌بینید یا از چه راهكارهایی می‌توانید برای مواجهه و سازگاری با آن استفاده كنید. با انجام این تمرین می‌توانید به نتیجه‌ای برسید كه طی آن مشخص شود آیا این فرد‌‌ همان كسی است كه می‌تواند شما را خوشبخت كند یا خیر؟!

    دلایل امتناع از آمدن ایشان را به شهرتان بررسی كنید
    با فردی باتجربه و عاقل مشورت كنید و دلایل و توجیهات فرد مورد نظرتان را با او در میان بگذارید. شاید شما گمان می‌كنید دلایل ایشان منطقی و موجه است، اما ممكن است فرد دیگری آن‌ها را بهانه‌جویی قلمداد كند؛ یا آن‌كه روشی برای طرد شما در نظر بگیرد. چه بسا بهتر است از تمایل ازدواج این آقا با خود مطمئن شوید. اگر تصمیم ایشان جدی است (البته ممكن است تنها ادعایی باشد) راهكارهای حل این مشكل را نیز از او بخواهید؛ مثلاً بگوئید: حال چه باید كنیم؟ به نظرت پایان این علاقه به خاطر دوری از خانواده‌ها صحیح است؟ كدام‌یك از ما از این دوری بیشتر متضرر می‌شویم؟ برای زندگی من در آن شهر چه تدابیری اندیشیده‌ای؟ چند وقت یك‌بار می‌توانم خانواده‌ام را ببینیم و...
    بسیار دیده شده كه دختران با عطش آتشین و فریبنده عشق و بیان این جملات كه من می‌توانم به خاطر عشقم هر كاری كنم قدم در راه ازدواجی می‌گذارند كه بعد از گذشت اندك زمانی پشیمان شده و افسرده و از زندگی دلسرد می‌شوند. به نظر می‌رسد فرد مورد نظرتان مسئولیت انتخاب را به گردن شما انداخته است؛ اگر جواب مثبت بدهید بعد‌ها جای هیچ اعتراضی نخواهید داشت زیرا جواب خواهید شنید كه شرایط را می‌دانستی و می‌خواستی قبول نكنی. به هر حال، میزان مسئولیت او را در قبال دوری شما از خانواده‌تان بسنجید و بدانید كه اگر او خواهان واقعی شما باشد قطعاً تدابیری برای دلتنگی و دوری شما خواهد اندیشید.

    نظر خانواده‌ها را بشنوید
    از نظر خانواده‌تان درباره ایشان و خانواده‌اش سرسری رد نشوید. نظر خانواده آن آقا را نیز درباره این وصلت بدانید. اگر از نظر دو خانواده همه شرایط مساعد و نظر آن‌ها مثبت بود، بهتر است تنها به طور جدی‌تر به مشكل دوری ایشان از خود توجه كنید. منظورم این است كه بهترین انتخاب‌ها و ازدواج‌ها هم عاری از مسئله نیست و هر كس به طریقی بعد از ازدواج با مشكلاتی مواجه خواهد شد. اگر در این شرایط تنها مشكل ایشان را دوری از خود می‌دانید، تكیه بر آن چندان خوشایند است زیرا می‌دانید ایشان برتری‌های ویژه‌ای دارند كه ارزش این دوری را دارد، البته این در صورتی است كه توان دوری خود از خانواده را سنجیده باشید.

    توان خود را بسنجید
    از قدرت تجسم استفاده كنید و خود را همسر ایشان تصور كنید: در شهری دور از خانواده با چه مسائلی مواجه خواهید شد؟ از كه كمك خواهید گرفت؟ دلتنگی‌هایتان را چطور برطرف خواهید كرد؟ چند بار در ماه مقدور است به دیدن خانواده‌تان بیائید؟ و... اگر صبر بسیار ندارید و توان دوری از خانواده و كنار آمدن با مشكلات ناگریز را در خود نمی‌بینید، هرگز به این ازدواج تن ندهید، چراكه آینده‌ای جز ناامیدی، استرس و اضطراب پیش رو نخواهید داشت.

  • محمد مرادی - یکشنبه 14 دی 1393

    بنده و همسرم زوج حدوداً ۳۰ ساله‌ایم و هم‌اكنون صاحب پسری سالم و شاداب. هر دو كارمندیم و برای نگهداری‌اش با مشكلاتی مواجه بوده‌ایم به همین خاطر فرزند عزیزمان را از ۳ ماهگی از ساعت ۷ تا ساعت ۲ به مهد كودك می‌سپاریم و بقیه روز را در كنار خودمان می‌ماند. ۲ سالش را تمام كرده و تمام تلاشمان را برای شاد بودن او ولو با امكانات كم انجام می‌دهیم. وقتی با همسرم مشكلی داشته باشم از او پنهان می‌كنیم ولی ناخودآگاه چند بار در مشاجرات ما حضور داشته و گویا ترسیده است (من و همسرم مشكل بزرگی نداریم و اصلاً احساس می‌كنیم كه با دقت در رفتارمان مشكلات را پس خواهیم زد). مشكلی كه می‌خواستم عنوان كنم عدم همكاری پسرم در اعلام ادرارش است كه بتازگی دردسرساز شده. همكاری نمی‌كند و كاملاً لجباز شده. وقتی با او محكم صحبت می‌كنم بد‌تر نتیجه می‌دهد و با نرمش هم اصلاً نتیجه نمی‌گیریم. باید چگونه رفتار كنیم؟

    جام جم سرا

    نسرین صفری - مشاور خانواده:

    از شیر و پوشاك گرفتن بچه زمان خاصی دارد كه تعجیل و یا تأخیر در آن می‌تواند در رشد شخصیت بچه اثر بسزایی داشته باشد. اصولاً تربیت توالت رفتن كودكان حول و حوش ۳ سالگی جایز است و باید بگویم شما در این كار تعجیل كرده‌اید. اگرچه شاید فرزند شما به لحاظ بیولوژیكی آمادگی این تربیت را داشته باشد و چه بسا در مدتی كه كنترل ادرار و مدفوع داشته آن را ثابت كرده است، اما ممكن است به لحاظ روانی، آمادگی فراگیری این كار را نداشته. تربیت دستشویی رفتن بسیار مهم است؛ سهل گیری در آن ممكن است باعث پرورش شخصیتی بی‌مسئولیت و بی‌تعهد شود و سختگیری در آن نیز اثرات سویی چون وسواس و ریزبینی و احساس بی‌كفایتی در آینده زندگی كودك دارد. هوشیار باشید و از تربیت او در این زمینه كوتاه نیائید. قاطعانه و اصولی رفتار كنید؛ دستور به دستشویی رفتن را به عنوان یك قانون مطرح كنید، قانونی كه باید اجرا شود. به جای گوشزد كردن‌های مداوم یا تنبیه كودك، سعی كنید از شدت توجه خود كم كنید و در صورت ارتكاب اشتباه، این عمل فرزندتان را نادیده بگیرد و او را مواخذه و سرزنش نكنید؛ حال اگر رفتار مورد نظر را بخوبی انجام داد او را تشویق كنید و رفتارش را ارج نهید (عدم موفقیت در ارائه پاداش‌های پیشین به دو دلیل است؛ یك: فرزند شما متوجه شده كه والدینش به او رشوه می‌دهند؛ دو: به خاطر سن استقلال كودك كه در ادامه به آن اشاره خواهم كرد، چنین رفتاری پیش گرفته است).
    نافرمانی از اوامر، لجبازی، بازی دادن والدین، نه گفتن به درخواست‌های شما و... از جمله نمادهای رشد طبیعی فرزند شما در سن دو سالگی است. كودكان در این سن حس استقلال را در خود پرورش می‌دهند و با اصرار به انجام كارهای شخصی و لو سخت و غیر ممكن یا سرپیچی از خواسته‌های والدین سعی می‌كنند به خود و دیگران اثبات كنند كه موجودی مستقل و توانا در این جهانند و می‌توانند هر آنچه دوست دارند انجام دهند. هدف از گفتن این نكته آن است كه متذكر شوم امتناع كودكتان از دستشویی رفتن را به پای لجبازی و خودسری او نگذارید، این رفتار كاملاً طبیعی و بهنجار است.
    به طور خلاصه باید بگویم جای هیچ نگرانی نیست، رفتار فرزند شما كاملاً طبیعی است؛ اجازه دهید سیر بهنجار این مرحله از تحول فرزندتان به سلامت بگذرد. فقط یادتان باشد به‌‌ همان ترتیبی كه گفته شد قاطعانه برخورد كنید.

  • سانی - شنبه 13 دی 1393

    ۲۵ ساله‌ام و ۲ بار در دوران نامزدی جدا شدم بار آخر كه طلاق گرفتم عقد كرده بودم. الآن با آقایی ۳۹ ساله آشنا شدم كه برام همه كاری می‌كنه تا فقط بیاد خواستگاری و من چون موقعیت مالی خوبی ندارم ایشون گفته تمام جهیزیه‌ات را خودم می‌گیرم تا به امروز هر چی خواستم برام فراهم كرده. مشكل اصلی من یكی تفاوت سنی و دومی قد این آقاست كه از من كوتاهتره ولی از لحاظ خانواده و مذهب و كار و اخلاق هیچی كم نداره. پیشنهاد ازدواجشون رو قبول كنم؟

    جام جم سرا

    نسرین صفری - مشاور خانواده:

    به خودآگاهی برسید
    انتخاب همسر یكی از مهم‌ترین وقایع زندگی هر فردی است كه دقت در آن از ملزومات اساسی است. خودآگاهی یكی از مؤلفه‌های اساسی است كه توجه به آن ضرورت بسیار دارد. در اولین گام، خودتان را ارزیابی كنید؛ اینكه چه هستید، چه می‌كنید، چه تجاربی دارید؛ علایق، خواسته‌ها و انتظاراتتان چیست، و...
    در دومین گام، معیار‌ها و اصول اساسی انتخاب همسر را بشناسید (با مطالعه و پرسش از افراد متخصص و باتجربه می‌توانید به این آگاهی دست یابید) و آن‌ها را بر اساس اولویتتان رتبه‌بندی كنید و به میزان تمایل خود به داشتن آن خصیصه در همسرتان اشاره كنید (مثلا خوش‌اخلاق باشد ۹۰ درصد و...).
    توصیه می‌كنم در نوشتن معیار‌هایتان ایدئال‌گرایی و یا آرمان‌گرایی نكنید. از سوی دیگر به هوش باشید و بدون توجه به خصوصیاتی كه از ایشان یاد كرده‌اید، ملاك‌های خودتان را لحاظ كنید.
    در سومین گام، علت شكست‌های پیشین خود را بدون سوگیری ردیابی كنید و آن‌ها را بشناسید.

    آشنایی شما ناقص است
    پس از گذر از مرحله اول، لازم است فرد مقابلتان را محك بزنید. صرف اینكه دو سال با او هستید و اینكه هر چه شما می‌خواهید را فراهم كرده است و به همه‌گونه خواسته‌های شما تن می‌دهد و... دلیل بر شایستگی و صلاحیت كسی نیست. هیجانی فكر و رفتار نكنید زیرا چه بسا با این شگرد ممكن است تجارب تلخ پیشینتان تكرار شود. از فردی معتمد، آگاه و دلسوز بخواهید تحقیقات جامعی درباره ایشان انجام دهند، ممكن است مواردی مطرح شود كه از دید شما پنهان مانده و متوجه آن نشده باشید.

    خواستگارتان را در چارچوب معیار‌هایتان محك بزنید
    با توجه به شناختی كه از این فرد پیدا كرده‌اید خصوصیات مثبت و منفی‌اش را یادداشت كنید (یادتان باشد هرگز اغماض نكنید و دور افراط و تفریط را خط قرمز بكشید)، در كنار هر یك از خصوصیات، میزان درصد وجوب آن خصیصه در این فرد را هم بنویسید (مثلاً دست‌و دل‌بازی: ۸۰ درصد و...)، سپس آن‌ها را بر حسب آن میزان‌ها رتبه‌بندی كنید، حال به سراغ معیارهای انتخاب همسرتان بروید و ببینید چه تعداد از آن خصیصه‌های مورد نظرتان در این فرد قابل دریافت است. آنها را سبك و سنگین كنید. همچنین برای بررسی بهتر باید درصدهای نوشتاریتان را بررسی كنید (مثلاً اگر نوشته‌اید دوست دارید با فردی خوش‌مشرب زندگی كنید: (۸۰ درصد اما ایشان فردی آرام و ساكت است: ۶۰ درصد)، اگر سنگینی بر سمت خواسته‌های شما بود می‌توانید با اطمینان بیشتری برای ازدواج گام بردارید.

    از معیارهای مهم خود نگذرید
    هیچ‌كس گل بی‌عیب نیست؛ بی‌گمان در كنار همه خوبی‌ها یكسری بدی‌های بزرگ و كوچك هم وجود دارد؛ اما این شمائید كه میزان آن را مشخص می‌كنید. اگر برای شما قد و سن و سال همسر آینده‌تان بسیار مهم است، پس بی‌اعتنا از كنار آن نگذرید. چه بسا داشتن تصویر بدنی مثبت از فرد مقابل یكی از مهم‌ترین اصول اساسی در رابطه جنسی موفق و ادامه زندگی مشترك باشد.
    از سوی دیگر شما قرار است در كنار فردی قرار بگیرید كه یك دهه از شما جلو‌تر است و علایق و خواسته‌هایی متفاوت با شما دارد، اگر هم‌اكنون با آن‌ها نمی‌توانید كنار بیائید بهتر است سریع‌تر به خاتمه رابطه فكر كنید اما اگر مردد هستید تا زمانی كه آن را حل نكرده‌اید و شرایط ظاهر این فرد را در خود هضم نكرده‌اید، در گفتن بله عجله نكنید.

    از مشاوره ازدواج بهره ببرید
    برای سنجش بهتر شرایط می‌توانید نزد مشاور بروید تا ایشان با انجام یك سری آزمون‌های تشخیصی، میزان هماهنگی شما به لحاظ بلوغ فكری، اجتماعی و عاطفی را ارزیابی كنند. چه بسا با توجه به تفاوت سنیتان ممكن است عدم هماهنگی در هر یك از این ابعاد بلوغ مشخص شود كه بعدتر‌ها مشكل‌ساز خواهد شد.

  • m.gh - جمعه 12 دی 1393

    یك سال و نیم هست كه ازدواج كردم ۸ ماهه كه همسرم از سر كار كه می‌آد بعضی وقت‌ها ناهار درست نمی‌كنه و می‌ره می‌خوابه نه ناهار و نه شام درست می‌كنه دائماً به من و مادرم مشكوكه كه تمام اتفاقات خونمون رو می‌ریم به همكاراش خبر می‌دیم، وسواس هم هست آن‌قدر كه دستمال كثیف رو در سطل زباله هم نمی‌اندازه، برای شستن ظرف‌ها خیلی زمان صرف می‌كنه، بیشتر اوقات من جاروبرقی می‌كشم لباس‌ها رو داخل لباسشویی می‌ریزم، تقریباً همه كار‌ها رو خودم انجام می‌دم. دیگه صبرم لبریز شده چه كار كنم؟

    جام جم سرا

    نسرین صفری - مشاور خانواده:

    ببینید علت انجام ندادن وظایفشان چیست
    گاهی سر باز زدن از انجام وظایف، با توجه به آن‌كه گفته‌اید هشت ماه است همسرتان چنین رفتاری می‌كند، بنوعی اعتراض خاموش است. علت این بی‌توجهی و بی‌اعتنایی به زندگی را بجویید. دریابید دقیقاً از چه زمانی و به دنبال كدام واقعه این رفتار شروع شده است؟ عوامل تدوام دهنده آنچه بوده است؟ (مثلا رفتار شما چقدر در ادامه آن نقش دارد؟) دقت كنید كه برای مواجهه با آنچه كرده‌اید كدام‌یك از تدابیر موفق بوده و كدام‌یك خیر؟ علتیابی كنید. مثلا علت باج دادن‌های بی‌جهت شما چیست؟ ترس از چه دارید؟ و... از سوی دیگر مخدوش بودن رابطه شما محرز است و به نظر می‌رشد ابتدا باید در یادداشتی برای خود، این علت‌ها را پیدا كنید. عمده شكایت و دلخوری همسرتان از شما چیست؟ چرا گمان می‌كنید او به ارتباط شما و مادرتان مشكوك است؟ علت‌های بیانی او بر این امر چیست؟ كیفیت و كمیت رابطه عاطفی و جنسیتان چگونه است؟ میزان علاقه‌مندی او به شما بسان سابق است یا اینكه فراز و نشیب‌هایی دارد؟ با پاسخگویی به هر یك از این سوالات می‌توانید منشأ مشكل را كشف كرده، متناسب با آن به راه حل‌های مفید برسید (در صورت نیاز لازم است با مشاور در ارتباط باشید).

    به همسرتان توجه كنید
    اشتباه نكنید و دلخوری خودتان را با ناراحتی كردن و بی‌اعتنا بودن تلافی نكنید؛ به همسرتان بدان طریقی كه دوست دارد محبت كنید؛ ابراز كلامی (من زندگی با تو را دوست دارم، تو زن مهربانی هستی و...) و یا غیر كلامی (او را به یك شام غیر منتظره مهمان كنید، هدیه‌ای برای او بخرید و...) هر یك به نوبه خود مفید است. سعی كنید ارتباط غیر جنسی خود را در اولویت قرار دهید؛ چه بسا برخی از زنان محبت‌های همسرشان را به نیاز جنسی آنها ربط می‌دهند و آن را به خود نمی‌گیرند؛ پس برای مرتفع كردن این مسئله سعی كنید توجه و محبتتان را به رابطه فیزیولوژیكی نكشانید و از راه‌های گفته شده وارد شوید. بدین طریق می‌توانید اعتماد او را جلب كنید و حس دوست داشته شدن را به وی القاء كنید.

    با او گفتگو كنید
    پس از جلب اعتماد او، در جوی صمیمانه با وی به گفت‌وگو بنشینید، به او بگوئید می‌خواهید شنوای حرف‌هایش باشید. ممكن است تمایلی به این امر نشان ندهد، در این صورت می‌توانید با پرسش سوالاتی كه مساعد احوالتان هست او را ترغیب به حرف زدن كنید مثلاً اگر می‌بینید شرایط روحی همسرتان پذیرای حرف‌های جدی نیست سعی كنید با این مدل پرسش‌ها گفت‌وگو را شروع كنید: «من چه كنم تو از من راضی‌تر می‌شوی؟ از من چه انتظاری داری و...»، اما اگر شرایط برای گفت‌وگوی جدی مهیا است می‌توانید بپرسید: چند وقت پیش گفتی من حرف خانه را بیرون می‌برم، بگو چه شد كه چنین برداشت كردی یا من چه كردم كه تو این‌چنین تصوری كردی؟ و...
    یادتان باشد فقط شنونده باشید؛ جبهه‌گیری نكنید، انتقاد و سرزنش نكنید، درصدد دفاع بر نیائید، به دنبال پاسخ نباشید و... فقط اجازه دهید او صحبت كند و شما فقط گوش دهید تا متوجه علت شوید. بعد از اتمام حرف‌های همسرتان، نظر خود را بیان كنید. حقیقت را بگوئید. اگر اشتباه كرده‌اید، بپذیرید. اگر سوء تفاهمی پیش آمده آن را توضیح دهید (البته اگر همسرتان شرایط پذیرش انتظارات شما را داشت آن‌ها را بازگو كنید وگرنه به او اطلاع دهید كه الآن وقت مناسبی برای بیان صحبت‌های من نیست؛ پس امروز به حرف‌های تو گوش می‌دهیم و در روزی دیگر من صحبت می‌كنم و تو به حرف‌هایم گوش كن) با اتخاذ این تدبیر می‌توانید از انتظارات و توقعات، ناراحتی‌ها، سوالات و... هم مطلع شده و برای رفع و رجوع آن چاره‌ای بیندیشید.

    او را ترغیب به انجام كار كنید
    با خنده و شوخی و اتخاذ تدابیری خوشایند او را دعوت به همكاری كنید (اما حواستان باشد حالت تمسخر در آن نباشد) مثلاً لطیفه‌ای را تعریف كنید سپس درخواست خود را بیان كنید و بگوئید من ظرف‌ها را كف‌آلود كرده‌ام شما آب بكش، من جارو می‌كشم شما هم گردگیری كن و...

    مشاوره بگیرید
    با توجه به شرایط مطرح‌شده خود و همسرتان، مشاوره فردی و همچنین زوج بسیار الزامی است؛ توصیه می‌كنم حتماً با یك مشاور در ارتباط باشید.

  • ن،ش - جمعه 12 دی 1393

    خیلی سنتی با همسرم كه خارج اقامت داره ازدواج كردم الآن ٢ساله شده و نتونسته كار من رو درست كنه و من عملاً بلاتكلیفم...

    جام جم سرا

    نسرین صفری - مشاور خانواده:

    اعتراض همسرتان را بررسی كنید
    درست است كه حق دارید هر چه سریع‌تر زندگیتان سروسامان یابد اما باید ببینید آیا همسرتان براستی می‌تواند كاری كند و انجام نمی‌دهد؟ به عنوان یك ناظر به زندگیتان نگاه كنید؛ رفتارهای خود و همسرتان را زیر سوال ببرید؛ عمده شكایات او را شناسایی كنید و ببینید علت آن شكایات چیست (در قبال كدام رفتار، گفته و یا خواسته شما چنین گلایه‌ای را مطرح كرده است)، در آن گله مطرح شده سهم شما چقدر بوده است و شما در مواجه با آنچه رفتاری انجام دادید؟ آیا همسرتان به هنگام ناراحتی و خشم شما را متهم می‌كند یا آنكه در حالت عادی نیز شما را مسبب وقایع زندگی می‌داند؟ انتظارات او از شما چیست؟ چقدر از این انتظارات موجه و چه میزان ناموجه است؟ و... پس از شناسایی علت و آشنایی با اشتباهات رفتاری خود و یا انتظارات ناموجه همسر به دنبال راه حلی مناسب برای مواجهه با آن‌ها باشید تا بدین طریق مشكل را حل كنید (البته توصیه می‌كنم برای بررسی تمامی این عوامل و رسیدن به نتیجه بهتر و یافتن به راهكار حتماً با یك روان‌شناش در ارتباط باشید).


    احساس همدردی خود را ابراز كنید
    بجای آنكه مدام به همسرتان بگوئید: «من بلاتكلیفم، از این زندگی خسته شدم، كی كار مرا درست می‌كنی و...» بهتر است رویه بیانتان را تغییر دهید و به صورتی صحبت كنید كه هم همدلیتان را نشان داده باشید هم با زبان بی‌زبانی و در عین احترام و حفظ شأن و رتبه خود و همسرتان اعتراضتان را اظهار كرده باشید، مثلاً بگوئید: «می‌دانم تو هم سختی می‌كشی و برای كم كردن فاصله تمام تلاشت را می‌كنی و می‌دانم كه چقدر این دوری برایمان سخت شده است. همین طور می‌دانم كه موفق می‌شوی كار مرا جور كنی تا من هم سریع‌تر از این وضعیت‌‌ رها شوم».


    كودكانه رفتار نكنید
    اینكه می‌گوئید: «تصمیم گرفتم دیگه ازش پولی نگیرم واقعاً ناراحتم كرده»، تنها فكری ناپخته و كودكانه است كه نتیجه‌ای جز لجبازی ندارد؛ سعی كنید بر اساس رفتارهای بی‌قاعده تصمیم نگیرید و رفتارهای پخته‌تر را پیش بگیرید چون دودش به چشم خودتان می‌رود.


    قاطعانه برخورد كنید
    منظور از بیان این موضوع، نگران كردنتان نیست اما به عنوان مشاوری كه بكرّات با این مسئله مواجه شده‌ام، لازم دیدم آن را یادآوری كنم تا به جوانب این امر مهم هم توجه داشته باشید. علت عدم اقامت شما چیست؟ آیا دلایلی كه مطرح می‌شود كاملاً اصولی است؟ آیا شما هم به واقعیت آن اذعان دارید یا نه؟ (برای دریافت پاسخ درست‌تر بهتر است با یك مشاور حقوقی مشورت كنید)؛ چه بسا بسیاری از افراد به بهانه همین امر، سال‌های جوانی بسیاری از دختران را هدر می‌دهند و در ‌‌نهایت نیز كاری از پیش نمی‌برند. پس از حصول اطمینان از این شرایط، اگر خواهان وصلت با ایشان بودید صبر كنید تا شرایط رفتنتان مهیا شود چراكه شما از‌‌ همان لحظه اول انتخاب، می‌دانستید ایشان در خارج از كشور اقامت دارند و قرار است كار شما را برای رفتن هماهنگ كنند، حال ممكن است این اتفاق در كمترین یا طولانی‌ترین زمان ممكن، جور شود. منظورم این است كه مشكلات حاضر شما از ابتدا قابل پیش‌بینی بوده است و جای اعتراض نیست. شما دانسته و با توجه به این مسائل بله گفته‌اید؛ اگر بر درستی انتخابتان یقین دارید با این شرایط سازگاری كنید تا مراحل انجام اقامتتان سامان یابد؛ اما اگر گمان می‌كنید شرایط آن گونه كه عنوان شده نیست و یا آن‌كه از اتلاف وقت و گذر عمرتان نگرانید بهتر است والدینتان با ایشان و خانواده‌اش به طوری جدی گفت‌وگو كرده و خواسته‌هایتان را بیان كنند و شرایط فعلی مراحل انجام كار اقامت شما را بسنجند و مدت تقریبی درست شدن آن را جویا شوند، سپس قاطعانه به آن‌ها بگویند ما تا این زمان مقرر بنا بر اعتماد به گفته شما، صبر می‌كنیم اما پس از آن اگر دیدیم شرایط بدان گونه كه وعده‌اش را داده بودید نیست مجبوریم به ادامه این رابطه خاتمه دهیم.
    گاهی جدی و قاطع بودن حلال مشكلات است؛ چه بسا ممكن است این آقا به خاطر اطمینان از حضور شما در زندگی‌اش، بار مسئولیت و تعهد خود را سبك فرض می‌كند و بنابراین، با اقدام قاطعانه شما سنگینی این امر را احساس خواهد كرد.

  • مریم پناهیان - پنج شنبه 11 دی 1393

    با پسر ۱۷ ساله‌ام كه خیلی عصبی، زودرنج و بددل و دچار افت تحصیلی است چكار كنم؟

    جام جم سرا

    نسرین صفری - مشاور خانواده: نوجوانی سن طغیان و خشم است، رفتارهایی كه شما مطرح نموده‌اید تا حدودی بهنجار است و جای نگرانی نیست؛ گذر زمان حلال مشكل خواهد بود. اما اگر شدت این رفتار‌ها از نظر شما غیرعادی است و تفاوت رفتاری او با همسالانش بسیار مشهود است توصیه می‌كنم حتما با یك روان‌شناس مشورت كنید تا شرایط را عمیق‌تر بكاوند.
    یكی از مهم‌ترین دلایل این رفتار‌ها تغییرات هورمونی است كه‌ گاه تاخیر یا زودرس بودن صفات اولیه و ثانویه منجر به نگرانی نوجوان می‌شود و یا شاید هم دلیل آن میل جنسی بیدار شده فرزندتان باشد كه بخاطر عدم تخلیه آن دچار اضطراب و خشم می‌شود. شاید بحران هویت و چالش ایشان برای دستیابی به هویت، او را چنین آشفته می‌كند. ضعف ارتباطات هم علت دیگری است؛ مثلا شاید او گوش شنوایی برای شنیدن مشكلات، آرمان‌ها و خیالبافی‌هایش و... ندارد (چه در خانواده و چه در جمع دوستان)، و... بنابراین بهتر است اگر گمان می‌كنید این رفتار غیر عادی است، به صورت حضوری با روان‌شناسی در این زمینه مشورت كنید.

  • مهناز نظری - دوشنبه 8 دی 1393

    مدت ۴ سال كه با آقایی در محل كار آشنا شده‌ام و هدف هردویمان ازدواج است. ولی خانواده ایشان به دلیل تفاوت فرهنگی و مذهبی مخالفند. هر دوی ما تحصیلكرده‌ایم و از جایگاه كاری خوبی برخورداریم و در سن مناسب ازدواج هستیم و با یكدیگر همفكر و هم‌نظر هستیم و در این مدت از لحاظ فرهنگی و اخلاقی دچار مشكل نشدیم ولی مخالفت پدر و مادر ایشون مشكل ساز شده و از آنجایی كه احترام خیلی زیادی برایشان قائل است و والدین از بیماری قلبی رنج می‌برند می‌ترسد بر خواسته‌اش پافشاری كند و همیشه با ملایمت برخورد می‌كند و آن‌ها هم مخالفت می‌كنند. صبوری هر دو ما بی‌نتیجه مانده و هر دو افسرده شده‌ایم. اقوام هم چون مخالفند همراهی‌اش نمی‌كنند. خانواده ایشان در شهرستان هستند. آیا روشی مناسب برای جلب رضایتشان هست؟

    جام جم سرا


    نسرین صفری - مشاور خانواده: فرهنگ و مذهب از جمله مواردی است كه همسانی زوج در آن، از جمله ملزومات انتخاب همسر و ازدواج موفق است؛ از سوی دیگر، با توجه به عامل اختلافات پایتخت‌نشینی شما و در شهرستان بودن ایشان، ناهماهنگی دراین مولفه، بسیار پررنگ‌تر می‌شود، لذا توجه بسیاری را برای بررسی مولفه‌های جزیی می‌طلبد.
    صرف اینكه در مدت ۴ سال آشنایی شما به هر لحاظ با هم هماهنگ بودید دلیل بر انعطاف پذیری، سازش و پذیرش تفاوت‌های فرهنگی نیست، بی‌رودربایستی به شما باید بگویم زندگی مشترك و تعهدات متعاقب آن تفاوت بسیاری با آشنایی‌ها و تعهدات بی‌بنیان و در حد كلام (و نه عمل واقعی)، پیش از ازدواج دارد؛ به گونه‌ای كه پس از پذیرش تعهد واقعی زندگی، بسیاری از مولفه‌هایی كه شما به آن توجه نكرده بودید و یا حتی آن را دانسته و اصطلاحاً زیرسبیلی رد كرده بودید نمایان می‌شوند و لحظات زندگیتان را تیره و تار می‌كنند. به همین خاطر توصیه می‌كنم كه دقت كنید بر حسب هیجان و غلیان هورمونهای بدنیتان (اگرچه خودتان هم ممكن است این موضوع را در نظر گرفته‌اید) پیش نرفته باشید. عاشقی عاقلانه می‌تواند راه بر مقصد نهایی، كه موفقیت در ازدواج است، داشته باشد در غیر این صورت شكست خواهید خورد؛ چراكه عشق هیجانی پس از گذشت مدتی از وصال، با روشن شدن چراغ سبز عقل، و دقیقا پس از فروكش كردن هیجانات، زیر سوال خواهد رفت و‌ گاه حتی تا مرز تحمل زندگی توام با درگیری‌ها و اختلافات و یا با اتمام آن رابطه آتشین، خاتمه خواهد یافت.
    قصد من منصرف كردن شما از این وصلت نیست بلكه واجب دیدم این مساله مهم را یادآوری و عنوان كنم.
    از سوی دیگر، رضایت والدین دختر/ پسر، از دیگر شروط تضمین كننده سعادت زندگی آینده زوج است. هر چند خودتان هم فرموده‌اید كه با صحبت و تحمل و صبر منتظر رضایت آنها مانده‌اید اما در نظر داشته باشید كه چه بسا امروز به دلیل استیصال یا زور و مانند اینها رضایت به وصلت دهند و شما هم به اصطلاح از خوان اول گذشتید اما پیش از آن باید فكر كرده باشید كه چگونه از خوان‌های بعدی گذر كنید. بعید نیست وقتی والدین ایشان با توصیفی كه ارائه داده‌اید دلخوش به وصلت نباشند از‌‌ همان فردای روز نامزدی و بله برون در هر مرحله از زندگیتان مشكلاتی را خواسته و یا ناخواسته ایجاد كردند؛ چه خواهیید كرد؟ برای پرهیز از این مساله جلب رضایت قلبی و نه ظاهری آن‌ها بسیار مهم است.

    نكته مهم دیگری كه نظر مرا بسیار به خود جلب كرد سكوت و دوری ایشان از خانواده‌اش است، هدف شاید تنبیه والدین و یا راهكاری برای متقاعد كردن آنهاست اما باید بگویم این روش تدبیری كاملا كودكانه و ساده‌اندیشانه است؛ با ادامه این روش نه تنها مشكلی حل نخواهد شد بلكه سبب هتك حرمت شما شده و جایگاه‌تان نزد خانواده ایشان نیز مخدوش خواهد شد؛ چرا كه آن‌ها از همین حالا نگاه مثبتی به شما نخواهند داشت و شما را به عنوان دختری در نظر خواهند گرفت كه عقل و دل پسرشان را دزدیده است! تا اوضاع از این وخیم‌تر نشده، از ایشان بخواهید كه چاره بهتری بیندیشد و به نزد خانواده‌اش برگردد.

    اما برای جلب رضایت والدین من چند راهكار بیان می‌كنم:
    توصیه می‌كنم در اولین گام نزد یك روان‌شناس بروید تا با بررسی‌های علمی و تخصصی، از آینده موفق این وصلت اطمینان حاصل كنید؛ صرفاً با اندیشه خود برای خوشبختی پیش نروید چه بسا شما و پسر انتخابیتان در مدار هیجان باشید و بر حسب آن نیز رفتار كنید؛ بالاخص كه با مخالفتهایی هم مواجه شده‌اید و در نتیجه، هیجانتان بسیار غالب شده است (می‌دانید كه ادمی از هر آنچه منع شود، ولع و حرص دست یافتنش به آن بیشتر می‌شود).
    در دومین گام، علت مخالفت را بیابید. به دلایل والدین ایشان بدون پیشداوری و سوگیری گوش دهید و خود را محك بزنید. شاید آن‌ها مواردی را بگویند كه شما و فرد انتخابیتان در حال حاضر آنهارا بپذیرید اما بعد‌ها نتوانید با آن‌ها كنار بیائید و با مشكل مواجه شوید.
    در یك كلام توانایی مواجهه با مشكلات ناگزیر و توان سازگاری و مقابله خود با آن مسائل را بسنجید. مثلا اگر آن‌ها از خانواده بسیار مذهبی باشند كه انجام مستحبات را هم به اندازه انجام واجبات الزامی بدانند، در حالی كه شما بیشتر مقید به انجام فقط واجبات هستید، چه خواهید كرد؟ آیا حاضر به تغییر رویه خواهید بود؟ چگونه با این مسئله مواجه خواهید شد؟ آیا ارتباط با طرز فكر این اشخاص برایتان مساله ساز نیست؟ و...
    در سومین گام، و اگر مرحله پیشین را بخوبی و موفقیت گذراندید، سعی كنید اندكی از موضع ازدواجتان كوتاه بیائید؛ ممكن است والدین ایشان به خاطر آنكه پسرشان بدون اجازه آن‌ها تصمیم به چنین امری گرفته است دلخور و ناراحتند؛ بنابراین بهتر است ایشان به خانواده‌اش بگوید: «من این خانم را به عنوان مورد مناسب ازدواج انتخاب كرده‌ام، اما دوست دارم نظر شما را هم بدانم و مطابق با نظرات شما او را محك بزنم، چون نمی‌خواهم بعدتر‌ها به مشكل بربخورم». بدین طریق حس انتخاب و مشاركت در این امر مهم را به آن‌ها نیز القاء می‌كند.
    در چهارمین گام، اگر همه چیز عاقلانه و منطقی پیش رفت و دانستید كه هر دوی شما انتخاب بحق و درستی داشته‌اید و افراد باتجربه و متخصص بر صحت این انتخاب صحه گذاشتند، ایشان باید قاطعانه برخورد كنند و بر تصمیم خود راسخ باشند. با بیان دلایل منطقی خود بر ازدواج پیش برود و در ‌‌نهایت احترام به والدینش بگوید: «من انتخابم درست است و شما هم می‌توانید از فلان متخصص جویا شوید، حال مخالفت شما مرا از انجام چنین امری دور می‌سازد كه مسئولیت عرفی و شرعی آن به گردن شماست من تا شما راضی به وصلت نباشید چنین جسارت خودسرانه‌ای نمی‌كنم پس لطفا آینده زندگی من را جدی بگیرید».
    سعی كنید تدبیر و عقل والدین را برانگیزانید؛ نه هیجان آن‌ها را. همچنین حس مسئول بودن را تحریك كنید تا رفع مانع شود؛ در واقع دقیقا برعكس رفتار كنید. یعنی به نظر می‌رسد كاری كه تا به امروز انجام داده‌اید تحریك هیجان آن‌ها بوده است كه متاسفانه راه به جایی نبرده‌اید.

  • رمیسا محنتی - دوشنبه 8 دی 1393

    مادری دارم ۸۵ ساله كه حدود ۸ سال است به دختران خود گیر می‌دهد و مواردی را به آن‌ها ربط می‌دهد كه اصلیت ندارد مانند ازدواج با فرد بچه‌دار و... او شنوایی كمتری دارد ودارای سمعك می‌باشد و هرچقدر با او صحبت می‌كنیم لجبازی می‌كند و در خانه اوقات تلخی ایجاد می‌كند.

    جام جم سرا


    نسرین صفری- مشاور خانواده: مادر شما نیازمند بررسی‌های پزشكی است احتمالا ایشان از بیماری الزایمر رنج می‌برند، من توصیه می‌كنم با یك متخصص مغز و اعصاب مشورت كنید تا با تجویز داروهایی، از شدت گرفتن این وضعیت و پیشروی بیماری مادرتان ممانعت نمائید.
    در این صورت، فراموشتان نشود مادرتان به منظوری خاص، به شما تهمت نمی‌زند و یا لجبازی نمی‌كند؛ این رفتار‌ها از عوارض بیماری اوست كه باید بگویم راهی جز مدارا كردن ندارید. با او باید بسان یك كودك كه نیازمند مراقبت ونگهداری شماست رفتار كنید. یادتان باشد او‌‌ همان مادری است كه روزی برایتان دنیایی بود و ارزش داشت؛ اوست كه شما را با مهر مادری‌اش پروراند، حال كه نیازمند مساعدت شماست او را با مهربانی و رافت همراهی كنید و نرنجاندیش.

  • م/ر - دوشنبه 8 دی 1393

    پسر ۵ ساله‌ای دارم كه با پدرش به حمام نمی‌رود، خواهشمندم راهنمائی‌ام كنید.

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده: اصولاً كودكان متمایلند با مادرانشان به حمام و یا دستشویی بروند و این به خاطر عادتی است كه از دوران كودكی به آن خو گرفته‌اند. اینكه فرزندتان با پدرش حاضر به حمام رفتن نیست را زیاد جدی نگیرید اما رفتار كلی فرزندتان با پدر را مدنظر داشته باشید منظورم این است كه دریابید آیا فرزندتان در سایر موارد با پدر همراه است یا نه (مثل بازی كردن، خرید كردن، خوابیدن و...).
    اگر در این موارد هم دچار مشكل است حتماً بررسی علت این جدایی و دوری از پدر مهم است چراكه فرزند شما قرار است با پدر خود همانندسازی كند تا نقش جنسیتی و هویت جنسی خود را بشناسد و بر طبق آن در آینده رفتار نماید. ممكن است بداخلاقی پدر، دوری پدر از خانواده به مدت طولانی، اختلافات احتمالی شما با همسر، بدگویی و انتقاد احتمالی شما و یا دیگران از همسرتان و... علت دوری و اجتناب كودك از پدر باشد. در این صورت لازم است با كمك یك روان‌شناس علت‌یابی كنید تا سریع‌تر و پیش از آنكه دیر شود این جدایی را مرتفع سازید و رابطه پسر و پدر را بهینه و سودمند سازید.

    اگر فقط تمایل دارید كودكتان با پدرش به حمام برود می‌توانید از تدابیر ذیل استفاده كنید:

    از قصه‌گویی استفاده كنید
    با كمك داستان و قصه‌هایی كه قهرمان داستان پسربچه هم‌سن‌وسال فرزند شماست و در جریان آن او با پدرش حمام می‌رود و ساعات خوشی را سپری می‌كند او را ترغیب به حمام رفتن با پدر كنید. حتی می‌توانید در این بین، با بیان سوالاتی چون «اول بچه نمی‌خواست با پدرش حمام برود به نظرت چرا نمی‌خواست با پدرش به حمام برود؟» علت نرفتن او را كشف كنید. حتی می‌توانید از خود كودك راهكارهایی را برای رفتن به حمام بخواهید مثلاً بگوئید: «به نظرت پدرش چه كار باید می‌كرد تا بچه با او حمام می‌رفت؟»

    از شدت اصرار خود به حمام رفتن با پدر بكاهید
    گاهی فرزند شما به خاطر اصرار بیش از حد، از این خواسته اجتناب می‌كند تا بدین طریق استقلال خود را به شما گوشزد نماید و یا آنكه با تن ندادن به خواسته‌تان، شما را كنترل كند.

    قانون‌گذاری كنید و پاداش و تنبیه برای انجام و یا اجتناب از قانون تعیین كنید
    برای او قانون بگذارید كه باید با پدر حمام برود اگر با پدرش حمام رفت پاداشی كه او دوست دارد را به او بدهید (مثلاً اجازه خواهید داد یك ساعت بیشتر با دوستش بازی كند) اما اگر نرود شما او را از فعالیت دلخواهش محروم خواهید ساخت.

  • امیر حسین - یکشنبه 7 دی 1393

    ۲۲ ساله‌ام و دانشجوی فنآوری اطلاعات. دو مشكل دارم. یكی در مورد برادرم كه ۵ ساله هستن و از من بازی‌های كامپیوتری می‌خواهد. من هم اجازه بازی به او می‌دهم ولی خودم به سیستمم نیاز دارم و وقتی برای بازی برادرم ندارم. پدرم هم اصرار به بازی كردن برادرم دارد و خودم هم دوست ندارم برادر كوچكم را ناراحت كنم.
    مشكل بعدی در زمینه كاری و زندگی من هستش و نمی‌توانم برای درس و كار و بازی خودم برنامه ریزی كنم. در این سن وقتی برای بازی ندارم. به كارم نیاز دارم. درس هم باید بخوانم. از طرفی به دختری علاقه دارم. من باید چكار كنم؟ این علاقه درسته؟

    جام جم سرا


    نسرین صفری-مشاور خانواده:
    با توجه به شرایط كاری و زمانی استفاده خود از رایانه، ساعتی را برای بازی برادرتان تنظیم كنید تا او هم از بازی‌های دلخواه خود استفاده كند و در این زمان شما هم نگران این نباشید كه پشت رایانه‌تان نیستید؛ می‌توانید این زمان را به چند قسمت تقسیم كنید مثلاً دو ساعت زمان (بهتر است زمان اختصاصی بیش از این مقدار نباشد) اختصاصی به بازی را به دوره‌های ۱۵ دقیقه‌ای و در هشت نوبت به او اختصاص دهید سپس این زمانهای استفاده از رایانه را با زبان كودكانه برایش توضیح دهید مثلاً: «بعد از خوردن ناهار تا یكی دو ساعت می‌توانی بازی كنی». اگر بر طبق قراردادتان عمل كرد او را تشویق كنید مثلاً بگوئید روز جمعه به او اجازه خواهید داد كمی بیشتر از روزهای دیگر بازی كند اما اگر خلف وعده كرد و یا بهانه‌جویی نمود قاطعانه‌تر رفتار كنید و اجازه ندهید مستاصل و تسلیم شوید؛ حتی اگر لازم شد او را توبیخ كنید (البته با والدینتان در این زمینه هماهنگ شوید تا آن‌ها با جانبداری از برادرتان و یا عدم طرفداری از شما، نتیجه را بر خلاف میل شما رقم نزنند)، برای توبیخ یا تنبیه می‌توانید او را دفعه و یا دفعاتی از مدت زمان قراردادی برای بازی كردن محروم سازید (البته با توجه به شدت و یا دفعات خلف وعده و یا رفتار مطلوب، دفعات محرومیت از بازی را افزایش دهید).
    اما راجع به مشكل دومتان باید بگویم: برنامه ریزی اصل اول موفقیت است. حتماً برای انجام تكالیف روزانه، هفتگی و حتی ماهانه و سالانه خود برنامه‌ریزی كنید. بهتر است اهدافی را برای خود معین كنید سپس شرایط و نیازمندیهای خود را برای دستیابی به آن اهداف یادداشت كنید. اهداف خود را نیز اولویت‌بندی كنید؛ مثلاً پیدا كردن شغل، امتحانات پایان ترم و...
    سپس اهداف كوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت را بشناسید. مثلاً اهدافی را مشخص كنید كه باید در هفته‌های آینده و یا در چند ماه آینده بدان دست یابید. اینها می‌شوند اهداف كوتاه مدت و میان مدت شما؛ اهدافی كه حصول آن‌ها نیازمند مدت طولانی‌تری است نیز می‌شود اهداف بلندمدتتان. جزئیات اهدافتان را بشناسید و در صورت نیاز برای كسب اطلاع و آگاهی بیشتر، از افراد مجرب و باتجربه و یا متخصص كمك بگیرید. پیشنهاد می‌كنم برای شناخت و آگاهی از چگونگی برنامه‌ریزی و كسب اطلاعات كافی در این زمینه حتماً با یك مشاور در ارتباط باشید.
    ضمناً بازی‌های رایانه‌ای و استفاده از موبایل و سایر تكنولوژی‌ها را محدود كنید؛ خوشبختانه خودتان هم بر اهمیت این مسئله واقفید و اندكی برای خود محدودیت ایجاد كرده‌اید. استفاده از این تكنولوژی‌ها را محدود به اوقات فراغت و یا كسب انرژی و رفع خستگی در ساعات روزانه‌تان كنید و بیشتر به اهدافتان برسید و آن‌ها را ارج بنهید. آینده زندگی شما منوط به فعالیت و رفتار مناسب امروزتان است، امروز را پاس بدارید تا فردا در آسایش باشید و حسرت روزهایی را در آینده نخورید كه می‌توانستید از آن بهره ببرید اما هدر دادید.
    چت كردن با جنس مخالف مثل استفاده از بازی‌های رایانه‌ای اعتیادآور است و حتی شاید بیش از آن نیز برای فرد مضر باشد؛ چراكه هیجانات و عواطف را درگیر ساخته و در تلاطم هیجاناتی غوطه‌ور می‌سازند كه چه بسا به لحاظ عرفی و شرعی برای تخلیه آن هیجانات با مانع مواجه شوید. خود را اسیر هیجانات موقت و زودگذر نكنید و ارزش خودتان و زمانتان را بیشتر بدانید. به جای صرف زمان خود به خوشی‌های زودگذر و بی‌نتیجه و با عواقب نامعلوم، خود را سرگرم اهداف والایتان در تحصیل و ساخت آینده خود كنید. بی‌تردید به وقت خود، می‌توانید در راه درست و بهینه، انرژی درونی عاطفی خود را بر شخصی كه براستی تبدیل به عشق زندگیتان شود سرمایه‌گذاری كنید. سرمایه‌گذاری‌های عاطفی موقت، آن هم در عالم مجازی كه همیشه از واقعیت‌های زندگی دور است و خیالی بیش نیست، نتیجه‌ای جز افسردگی، رخوت، یأس، بدبینی و ناامیدی نخواهد داشت.

  • عروس بی تجربه - شنبه 6 دی 1393

    دو سالی‌ست كه عقد كرده‌ام. مادر همسرم ابتدا به خاطر اختلاف فرهنگی چند سال مخالف ازدواج ما بود ولی بعد راضی شد و ازدواج سر گرفت و از وقتی هم ازدواج كردیم همه جا می‌گوید تصوری كه درباره جلف بودن من داشته است غلط بوده چون سر به زیر هستم.
    مادرم زنی از لحاظ ظاهری امروزی است و به سر و وضع خودش می‌رسد ولی از نظر رفتاری یك زن كاملا سنتی است. برای همین زیاد پشت سر همه حرف می‌زنند و دل خوشی از دیگران ندارند. من در این موقعیت به حمایت مادرم نیاز دارم تا از پس مراسم عروسی و جهیزیه و چنین چیزهایی بربیایم و نمی‌توانم به او حرفی بزنم چون اصلا زیر بارش نمی‌رود و قهر می‌كند. این در رفتارش با همسرم هم خودش را نشان می‌دهد. مدام می‌خواهد به من یادآوری كند كه خانواده شوهرم به اندازه كافی به من احترام نمی‌گذارند و شأن خانواده ما را ندانسته‌اند.
    از طرف دیگر ماجرا مادر همسرم است كه در زبان كنایه مدام حرف‌هایی می‌زند كه اعصاب آدم را به هم می‌ریزد. او هم زیر بار رفتارش نمی‌رود و یكی دوباری كه همسرم به او گفته است به من كنایه نزند گفته كه اصلا از این كار‌ها بلد نیست. در جمع خیلی هم با من خوب است و احترام زیادی می‌گذارد. انقدر كه معذب می‌شوم و دلم می‌خواهد آن جمع را ترك كنم. این موضوع حسادت دیگر عروس و داماد‌ها را هم برمی‌انگیزد ولی امان از وقتی كه غریبه بینمان نیست. من را تیرباران می‌كند.
    من و همسرم مانده‌ایم این وسط. انرژی ما صرف این می‌شود كه برنامه ریزی كنیم كه آن‌ها هر چه كمتر همدیگر را ببینند. چون وقتی با هم هستند تمام مدت دلشوره داریم و داریم سعی می‌كنیم حرف‌های بی‌جایشان را منحرف كنیم كه رو در روی هم قرار نگیرند.
    به نظر شما باید چه كار كنم؟ من نمی‌توانم با او كه زنی جاافتاده و سخنور است بحث كنم چون هیچ چیز را درباره دعواهای عروس و مادر شوهری نمی‌دانم. دوستانم می‌گویند باید جلوی او و دخالت‌هایش كه هی می‌گوید چه كار كنید و چه بخرید و كجا بروید محكم بایستم. ولی نه توانش را دارم و نه صلاح می‌دانم كه بخواهم از این كار‌ها بكنم و من هم كنایه بزنم. وظایف خودش را در قبال عروس‌های دیگر كه با او همه‌اش می‌جنگند كاملا انجام داده است ولی برای من حتی یك هدیه كوچك نمی‌خرد. مادرم این را مدام می‌گوید. من كه نمی‌توانم بروم به او بگویم لطفا برای من كادو بخر. خودم و همسرم می‌رویم هدیه می‌گیریم. خودم كادو پیچش می‌كنم.
    اعتماد به نفسم را از دست داده‌ام و حتی در محیط كار هم همه‌اش استرس دارم.

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده:

    خودتان را تشویق كنید
    برخلاف نظری كه درباره خودتان مطرح كرده‌اید، به عنوان روان‌شناسی كه روزانه با ده‌ها دختر همسن شما در ارتباطم باید بگویم بسیار دختر مدبر، باكمالات و عاقلی هستید كه در عین بی‌تجربگی، بسیار منطقی و سیاستمدرانه برخورد می‌كنید. پس لطفا این اندیشه واهی را كه تنها فكری منفی است و نتیجه‌ای جز شماتت و سرزنش خود ندارد سریعا از ذهنتان دور كنید. شما تا به امروز بسیار مناسب و پسندیده با خانواده همسرتان پیش آمده‌اید.

    باورهای غلط را دور بریزید
    اگر می‌خواهید زندگیتان را بسازید سعی كنید از افكار و عقاید بی‌پایه و اساسی چون «شاید ما قسمت هم نیستیم»؛ «احتمالا به خاطر مشكلات، كارمان به جدایی می‌كشد» و... شدیداً اجتناب كنید. باورهای غلط، افكار غلط را می‌سازد و افكار غلط هیجانات منفی ایجاد می‌كند؛ هیجانات منفی نیز رفتارهای نامطلوب را موجب می‌شود. در‌‌نهایت‌‌ همان می‌شود كه از آن می‌ترسیدید.
    برای پیشگیری و مقابله با رشد این نوع تفكرات سعی كنید از‌‌ همان ابتدا زنجیره افكار، هیجان و رفتار خود را كنترل كنید و اجازه تشكیل یك زنجیره منفی را ندهید. البته این افكار ماحصل خستگی و استرس بسیار شماست كه پیشنهاد می‌كنم زیر نظر یك روان‌شناس با تكنیك‌های ریلكسیشن آشنا شوید تا با استفاده از آن بتوانید از شدت استرس و اضطراب خود بكاهید. شركت در كلاسهای یوگا هم مفید است.

    در دو و یا چند جبهه قرار نگیرید
    همین كه همسرتان همسوی شماست و آگاه به اوضاع و شرایط است، خود عاملی مهم و نقطه‌ای مثبت برای شما محسوب می‌شود كه می‌دانید و می‌توانید همسفر زندگیتان را دوشاش خود حس كنید و او را از تجارب تلخ و یا شادی‌های خود آگاه سازید. اجازه دهید همسرتان خود نظاره‌گر رابطه شما با مادرش باشد. هرگز سعی نكنید اعتراض خود را در خفا به همسرتان بگوئید. شاید گاهی نیاز به درددل باشد اما بهتر است با حالتی بیان كنید كه همسرتان كمتر ناراحت شود و شما را عامل جدایی از خانواده‌اش قلمداد نكند.
    توصیه می‌كنم زمانی ناراحتی خود را ابراز كنید كه كمی از شدت ناراحتی و خشمتان كم شده باشد. ناراحتیتان را هم به صورت سوالی مطرح كنید مثلاً بگوئید مامان امروز از دستم ناراحت بود و چنین گفت به نظرت من باید چه جوابی می‌دادم و یا چگونه برخورد می‌كردم. به هر حال او بهتر از شما مادرش را می‌شناسد و تا حدودی بر خواسته‌های او شناخت دارد.
    تا آنجا كه ممكن است كمتر درباره نارضایتی و رفتارهای ناشایست مادر خود با همسرتان سخن بگوئید؛ چرا كه بعد‌ها می‌تواند اثری سوء در رابطه همسر شما با مادرتان داشته باشد. مشكلات درون خانواده خود را در درون خودتان حل كنید و اجازه ندهید همسرتان متوجه آن شود.

    با همسرتان هماهنگ شوید
    شما تشكیل خانواده داده‌اید، اگر چه زیر یك سقف نرفته‌اید اما به هرحال روزی زیر یك سقف خواهید رفت و زندگی مشتركتان را شروع خواهید كرد؛ پس از همین الان با هم قرار بگذارید كه برای زندگیتان، علی‌رغم بهانه‌جویی‌ها و انتظارات خانواده‌تان، باید خودتان تصمیم بگیرید و به دیگران اجازه دخالت ندهید. مثلاً مادر شما حق ندارد كه شما و یا همسرتان را بخاطر هدیه مواخذه كند، این مسئله كاملا شخصی است و به خود شما ربط دارد. اگر شما ناراحت نیستید لزومی بر تاكید و یا ناراحتی مادرتان نیست. پس با همسرتان هماهنگ باشید كه از این پس تحت تاثیر این حرف‌ها و حدیث‌ها كه همچون سمی بر زندگیتان است بی‌توجه و بی‌اعتنا خواهید بود و یكدیگر را به خاطر این مسائل ناراحت و دلخور نخواهید كرد؛ چراكه در اولویت و اهمیت شما و همسرتان نیست. حال اگر برای مادر‌هایتان اهمیت دارد خودشان می‌دانند و اولویت‌هایشان. اگر احساس ناراحتی نكنید و همپای خانواده‌تان نشوید آن‌ها هم مدتی این حرفها را می‌گویند و بعد خسته می‌شوند و سكوت می‌كنند و یا در درون خود غرغر می‌كنند! اگر چه شاید گاهی اعتراضشان آشكار شود ولی تصمیم بگیرید كه به هیچ وجه به این مساپل اهمیت ندهید.

    تفاوت‌های فرهنگی را كاهش دهید
    به هر حال شما و همسرتان به عنوان عروس و داماد یك خانواده، لازم است اصول و عقاید آن خانواده را بپذیرید و اندكی از شدت تفاوت‌ها بكاهید. همین كه می‌گوئید مادر همسرتان پیش همه از شما تعریف می‌كند، این یعنی پذیرش شما؛ اگرچه شاید پذیرش ظاهری و به سبب كم نیاوردن در مقابل دیگران باشد. چرا می‌گوئید به دور از چشم دیگران شما را زیر سوال می‌برد؟ این رفتار كاملا دوگانه و متضاد است و ممكن است نوعی اعتراض به شما باشد كه با آن‌ها متفاوتید (شاید حسادت نیز معنا شود) یا شاید محبتی است كه اندكی با رنگ و بوی مخالفت چند سال قبل آمیخته شده و بدین صورت تظاهر می‌كند. به هر حال علت هر چه باشد شما سعی كنید در مقابل رفتارهای مادر‌هایتان مودبانه و محترمانه برخورد كنید اما جایی كه ناراحت می‌شوید و حق با شماست، نهراسید و محترمانه ابراز ناراحتی كنید و عقاید خود را ابراز كنید و بگوئید كه اگر دلایلشان منطقی باشد حتماً در رفتار‌هایتان تغییر ایجاد خواهید كرد. دلایلشان را بشنوید و اگر منطقی بودند تغییرات را بعینه نشانشان بدهید و اگر غیر منطقی بودند كاری به كارشان نداشته باشید و كار خودتان را ادامه دهید (یادتان باشد كه شما و همسرتان باید در یك جبهه قرار بگیرید و در توافق با یكدیگر چنین رفتار‌هایی را در پیش بگیرید).

    رفتارهای دلخواه مادر‌هایتان را رصد كنید
    شما و همسرتان با مشاركت هم، باید رفتارهای مادر‌هایتان را نیز زیر ذره‌بین بگذارید تا بتوانید علت و چرایی و چگونگی رفتار‌هایشان را شناسایی كنید و دریابید كه چه زمان و یا موقعیتی این رفتار‌ها و اعتراضات را بیان می‌كنند و یا بر شدت آن‌ها افزوده می‌شود. قطعاً با شناسایی علت‌ها می‌توانید مشكلتان را رفع كنید. درباره اینكه گفته‌اید مادر‌هایتان را از هم دور نگه می‌دارید، باید بگویم چنین رفتاری شایسته نیست زیرا شما به گونه‌ای كاملا تلویحی به آن‌ها تلقین می‌كنید كه شما دو زن با هم متفاوتید و اختلاف نظر دارید و نباید به هم نزدیك شوید. پیشنهاد می‌كنم علایق مشترك آن‌ها را بیابید و بر حسب آن علایق این دو نفر را به هم نزدیك سازید و اجازه دهید بر حسب‌‌ همان مشتركات با هم ارتباط بگیرند و این فاصله موجود را كه بر سر لجبازی و منم منم به وجود آورده‌اند حل و فصل كنند. دوری آن‌ها از یكدیگر، بر شدت لجاجت و تنفر آن‌ها خواهد افزود زیرا گمان می‌كنند جگر گوشه‌شان قرار است وارد زندگی با چه كسی شود! احساس تهدید و خطر می‌كنند و برحسب آن حس‌های ناخوشایند رفتار و می‌كنند و صحبتها و موضعگیری‌هایشان را هم بر همان اساس ترتیب می‌دهند.

    نزد مادر‌هایتان، از خصوصیات مثبت هر دو صحبت كنید
    اجازه ندهید كه اختلاف فرهنگی پررنگ شود و عاملی جدایی‌افكن قلمداد شود. به این منظور با هماهنگی یكدیگر، از خصوصیات مثبت مادر‌هایتان كه مورد تائید مادر دیگری است صحبت كنید و خیال آن‌ها را آسوده سازید كه نقاط مشتركی هم با شما و خانواده‌هایتان دارند.

    مشورت بگیرید
    اگر با روشهای فوق نتوانستید مسئله و مشكلتان را حل كنید، توصیه می‌كنم با روان‌شناسی مجرب مشورت كنید تا ایشان با دانستن بهتر و بیشتر كم و كیف زندگی و مشكلاتتان، راهكارهای مقتضی‌تر با شرایط را به شما پیشنهاد دهند.

  • فرناز از اردبیل - شنبه 6 دی 1393

    با سلام شوهرم تازگی‌ها بهانه گیر شده. با دعوا قرار می‌ذاره واسه رفتن به خونه فامیل اما وقت رفتن بهانه میاره و مانع رفتنمون می‌شه.

    جام جم سرا

    نسرین صفری- مشاور خانواده:
    با توجه به توضیحات شما می‌توان به چهار عامل اساسی شك كرد:

    یك:
    ممكن است همسرتان به لحاظ شخصیتی جز افراد دورنگرا باشد، این اشخاص تمایل اندكی به رفت و آمد دارند، بیشتر متفكر هستند و ارتباط درون شخصی خود را بیشتر می‌پسندند تا ارتباطات گسترده و عام‌تر. به هنگام مواجه با این مدل ارتباطات نیز احساس ناخوشایندی دارند و سعی می‌كنند به بهانه‌های مختلف از آن فرار كنند و...
    البته تشخیص این حالت شخصیتی، مراتبی دارد كه توسط یك روان‌شناس قابل بیان است. اگر همسرتان چنین شخصیتی داشته باشد باید بگویم كاری از دستتان ساخته نیست و این حالت از رگه‌های شخصیتی ایشان است و بسیار اندك و یا بهتر بگویم غیر قابل تغییر است.

    دو:
    فقدان اعتماد به نفس و یا عدم مهارتهای ارتباطی نیز بعید نیست. گاهی یكی از این دو عامل و یا هر دو باعث می‌شود همسر شما در مواجه با افراد فامیل بالاخص فامیل شما كه ممكن است تفاوتهایی با او و خانواده‌اش نیز داشته باشند (به لحاظ خانوادگی، تحصیلی، مالی و...) احساس كمبود و نگرانی كند (حتی‌گاه حس حسادتهایی بروز یابد) به همین جهت با اجتناب از رفت و آمد سعی می‌كند از حالات تشویش و نگرانی خود دوری كند. در این صورت لازم است ایشان تحت مشاوره فردی قرار گیرند و مهارتهای ابراز وجود و فنون ارتباط صحیح را فرا گیرند.

    سه:
    ممكن است رفتار همسرتان تقلیدی باشد؛ تقلید و یا همانندسازی‌ای كه از رفتار پدر و یا الگوهای دلخواهش در دوران كودكی و نوجوانی داشته است. رفتارهای تقلیدی بی‌هیچ قصد و غرضی انجام می‌شوند و فقط رفتاری یادگرفته‌شده در خزانه رفتاری افرادند كه گاهی امكان بروز می‌یابند. در این صورت، مراجعه به روان‌شناس توصیه می‌شود.

    چهار:
    گاهی اختلاف نظر و وجود مشكلی با اعضای خانواده شما و یا حتی با خود شخص شما منجر به انجام چنین حركاتی می‌شود، كه در این حالت، رفتار همسرتان در واقع، پاسخ به گله و شكایتی است كه در گذر زمان به صورت حل نشده باقی مانده و مدفون شده است و حال در شرایطی خاص چون عروسی و مهمانی بروز می‌یابد. در این صورت پیشنهاد می‌كنم سرچشمه مشكل را بیابید و آن را حل كنید.

    در كل برای مواجه با مشكلتان، بهتر است رفتارهای زیر را انجام دهید:

    * از میزبان بخواهید، دعوتشان را از طریق تماس با همسرتان بیان كنند؛ گاهی رودربایستی با میزبان می‌تواند بهانه‌گیری‌ها را كاهش دهد. البته گاهی ممكن است همسرتان شما را مجبور به رد دعوت كند. در صورتی كه ایشان بخواهند شما عذر مهمانی رفتن را بخواهید، هرگز نپذیرید و به او بگوئید دعوت به مهمانی را خودش پذیرفته و خودش نیز باید آن را كنسل كند (حالت تهاجمی و حق به جانب نگیرید؛ با حالتی كه شما هم ناراحتید ولی روی رد كردن دعوت را ندارید پیش بروید؛ در غیر این صورت ممكن است همسرتان جری شود).

    *گاهی كوتاه بیائید
    به هنگام بهانه‌گیری‌ها، در مواقعی كه رفتنتان چندان ضروری نیست، به جای اصرار به رفتن كوتاه بیائید و از رفتن امتناع كنید. زیاد دلخوری خود را بروز ندهید اما نشان دهید كه ناراحتید. انتقاد و سرزنش نكنید اما در فرصتی مناسب به او بگوئید كه بابت این رفتارش از او ناراحتید و اگر علت منطقی رفتارش را بدانید بی‌تردید سعی خواهید كرد همراهی‌اش كنید چراكه زندگی با او و رضایت او را بیشتر خواهانید.

    * از آنجا كه می‌گوئید بیشتر بهانه‌جویی‌های همسرتان در مهمانی‌های عروسی است، بكاوید ببنید كه چه زمینه تلخی از این مهمانی‌ها دارد؟ مثلاً ممكن است در عروسیتان با مشكلی برخورد كرده‌اید كه در چنین شرایطی یاد آن خاطره تلخ می‌افتد و به‌‌ همان دلیل از رفتن به چنین مجالسی امتناع می‌كند. اگر چنین نیست بر رفتار‌ها و اعمال خود توجه كنید تا دریابید كه آیا همسرتان به خاطر هزینه و یا هدیه عروسی از رفتن ممانعت می‌كند؟ آیا از پوشش شما ناراضی است؟ آیا از سبك برگزاری عروسیتان احساس رضایت ندارد؟ آیا از شادی‌های زنانه‌ای كه در مجالس عروسی مرسوم است و متمایل به انجام آن‌ها از جانب شما نیست و... مانند اینها ناراحت است؟ بی‌گمان با دانستن علت، خواهید توانست بهانه‌جوییهای وی را رفع كنید.

    * مرزبندی كنید
    گاهی لازم است حریم شخصی خود را یادآور شوید. بدون انتقاد و كنایه، یا سرزنش بسیار او و یا التماس برای به مهمانی رفتن، از مرتبه قدرت و قاطعیت بودن با او برخورد كنید. به او بگوئید: «من دوست دارم همراه تو در مهمانی‌ها شركت كنم اما انگار تو تمایلی نداری؛ با این حال، من دوست دارم مطابق میل تو رفتار كنم، اگر اذیت می‌شوی همراه من نیا ولی من ارتباط با خانواده‌ام را دوست دارم و اگر چه برایم بسیار سخت است مجبورم بدون تو در مجالس حاضر شوم، چون نمی‌خواهم تو اذیت شوی». رفت و آمد در محدوده خانواده‌تان حق شماست.

    رفتارهای خود را زیر ذره‌بین بگذارید
    گاهی اختلاف جزیی یا بزرگ شما با همسرتان (از مسائل شخصی مثل زناشویی گرفته تا نحوه ارتباط با خانواده همسر)، روی هم انباشته می‌شود و همسرتان دلخوری از آن مشكلات را در خود می‌ریزد تا در فرصتی مقتضی (زمان و یا موقعیتی كه شما بسیار خواهان آنید و برایتان بسیار ارزشمند و مهم است؛ مثل عروسی) ناراحتی‌اش را تلافی كند. آن مشكلات را بشناسید و رفع كدورت كنید.

    گاهی از تكنیك «در كت گذاشتن» استفاده كنید
    دعوت به مهمانی را مطرح كنید و از او بخواهید نظرش را بگوید. به او بگوئید: «اگر دوست داشتی در این مهمانی شركت می‌كنیم»؛ این جمله را بگوئید و اصرار به پذیرش آن نكنید فقط منتظر جواب بمانید و به طور غیر مستقیم به او بفهمانید كه تا فلان روز جواب دهد كه اگر نخواستید بتوانید میزیان را از رد دعوت و عدم شركتتان در مهمانی مطلع سازید.

  • ف.غ - جمعه 5 دی 1393

    همسر من اصلا موافق پول خرج كردن نیست و حتی برای درآمد من هم تكلیف تعیین می‌كنه. فقط پول رو برای تفریحات یا مسائلی كه خودش صلاح بدونه خرج می‌كنه. من اصلا حقوقشو نمی‌دونم فقط همیشه می‌گه اوضاع خرابه ولی هربار كه ماشین می‌خواد عوض كنه یا خرجهای بزرگ، می‌گه وامم جور شد. هیچ ارزشی برای من و كارهایی كه می‌كنم قائل نیست. حتی تشكر هم نمی‌كنه. توی جمع با همه مخالفت می‌كنه و لذت می‌بره كه آدمها رو اذیت كنه. فقط مواقعی از من یا هركسی تعریف می‌كنه كه بدونه اون تعریف باعث اذیت شخص روبرویش می‌شه. مدام عیبجویی می‌كنه و از رفتارهام، علایقم، درس خوندنم و حتی اشپزیم ایراد می‌گیره. مدام تحقیرم می‌كنه. وقتی اعتراض می‌كنم می‌گه من یه حرفی می‌زنم تو جدی نگیر. واقعا دلم می‌خواد جدا شم اما اونقدر گریه و زاری می‌كنه كه دلم می‌سوزه. الان دو ماهه كه دلم براش نسوخته و اصرار كردم برای طلاق. زنگ زده برای خونواده‌م گریه كرده. كتكم هم می‌زد گاهی. تمام اطرافیان به من می‌گن جدا شو تغییر نمی‌كنه. حتی یه مشاور هم بهم همین رو گفت. واقعا نمی‌دونم چكار كنم. داریم از ایران می‌ریم فكر می‌كنم یه فرصت دیگه بدم یا نه؟

    جام جم سرا


    نسرین صفری-مشاور خانواده:
    طلاق آخرین راه است و در این شرایط حاضر، من توصیه نمی‌كنم. اجازه دهید او هم از كمك‌های تخصصی مدد بجوید و در ‌‌نهایت، در صورت عدم تغییر پنجاه درصدی (البته به طور تقریبی می‌گویم؛ شاید میزان آن كمتر نیز باشد، اما شما از میزان آن تغییرات رضایت داشته باشید) آنگاه می‌توانید برای طلاق اقدام كنید.
    یادتان باشد همسر شما بكلی تغییر نخواهد كرد. اگر ایشان اندكی تغییر، آن هم با انگیزه و علاقه در خود ایجاد كنند، موفق شده‌اید. پنجاه درصد مابقی وابسته به میزان علاقه‌مندی شما به ایشان و سازگاری و انعطاف‌پذیری شما است. در زندگی زناشویی گاهی لازم است دیدنی‌ها را نبینید و شنیدنی‌ها را نشنوید تا همه چیز سروسامان گیرد. منظورمان تحمل و یا صبر منفی نیست كه ماحصلی جز یاس و ناامیدی ندارد بلكه هدف رفتار به شیوه‌ای مدبرانه و عاقلانه است. اینكه مدام در حال ناراحتی و نگرانی باشید، بی‌شك صبرتان را به پایان خواهد رساند و سپس از هر رفتاری بهانه‌جویی خواهید كرد و به قول معروف از كاه كوه خواهید ساخت. به همین دلیل، در اولین گام به شما توصیه می‌كنم تا زمانی كه شرایط زندگیتان به ثباتی نرسیده است و ایشان تغییراتی در رفتار خود نشان نداده‌اند از وطن خارج نشوید. زندگی در كشوری دیگر، شرایط خاص خود را دارد كه بی‌گمان سازگاری لحظه‌ای شما را می‌طلبد؛ حال با چنین شرایطی كه عدم تطابق با همسرتان جلوه زیادی در زندگیتان دارد، مشكلات شما را دوچندان خواهد كرد.

    از موقعیت فعلیتان ‌‌نهایت استفاده را ببرید
    پشیمانی كه از آن یاد می‌كنید (الان دو ماهه كه دلم براش نسوخته و اصرار كردم برای طلاق؛ یا: زنگ زده برای خونواده‌م گریه كرده) را ارج نهید و به بهترین شكل از آن استفاده كنید. ادامه زندگی با او را منوط به مراجعه به روان‌شناس كنید. همسر شما نیاز به مشاوره دارند چرا كه برخی از نشانه‌های عدم اعتماد به نفس و عقده حقارت، بی‌ثباتی، رفتار‌های تكانه‌ای (عمل بدون فكر) بر اساس آنچه گفته‌اید، در ایشان بسیار مشهود است. مشاوره فردی و مشاوره زوج‌درمانی درباره شما و همسرتان هر دو، بسیار الزامی است.

    از نقش قربانی بودن خود را‌‌ رها كنید
    تا كی می‌خواهید نقش قربانی را بازی كنید؟ یادتان باشد تا زمانی كه مظلوم نباشد ظالمی پیدا نمی‌شود. باید از قالب قربانی بودن خود را‌‌ رها سازید و از حق خود دفاع كنید. دفاع از حق به معنای دادوبیداد كردن، عصبانیت، خشم، تهدید، انتقاد، قهر و... نیست بلكه منظور این است كه تصمیم بگیرید در مقابل رفتارهای نامنصفانه همسرتان مقابله مثبت كنید و اجازه هتك حرمت بیشتر ندهید. تا زمانی كه شما پذیرای درخواست‌های نا‌موجه ایشان باشید همسرتان گمان می‌كند این سبك زندگی‌اش درست است و نیازی به هیچ تغییری نیست. قاطعانه و بدون عصبانیت و رفتارهای نامطلوب در مقابل رفتارهای ناپسند ایشان بایستید و قصور او را به شرط تغییر در او بپذیرید و گرنه به هیچ وجه از موضع و خواسته‌های منطقی خود كوتاه نیائید.

    در رفتارهای خود نیز تغییر ایجاد كنید
    رفتارهای آزار دهنده همسرتان را یادداشت كنید و بدون قضاوت آن‌ها را زیر ذره‌بین برده، موشكافی كنید تا بدانید چرا و به چه علت، در چه موقعیت‌ها و یا در چه حالات هیجانی این رفتار‌ها را انجام می‌دهد و شما در قبال آن رفتار‌ها معمولا چه رفتاری انجام می‌دهید. حتی اگر می‌توانید با او صحبت كنید تا از زبان خود او علت رفتار‌ها و هیجاناتش را بشناسید. با آگاهی از علت و شناخت نوع هیجانات و تفكرات همسرتان می‌توانید از شدت رفتارهای آزاردهنده او بكاهید و اگر رفتارهای شما نامتناسب است نیز تغییراتی ایجاد كنید؛ مثلاً اگر شما در موقعیت‌های بحرانی، به التماس می‌افتید و از او خواهش می‌كنید كه ادامه ندهد، این بار متضاد رفتار كنید و سعی كنید بی‌تفاوت باشید و راجع به آن حساسیت به خرج ندهید و زیر سوالش نبرید.

    مدبرانه خود را به رخ بكشید
    اگر او را قدردان زحماتتان نمی‌دانید ناراحت نباشید؛ به پا خیزید و خودتان به خودتان پاداش دهید؛ مثلاً غذای خوشمزه‌ای درست كرده‌اید بعد از صرف غذا دوست دارید همسرتان از شما تشكر كند در حالی كه او چنین نمی‌كند. در چنین شرایطی بلند و با لبخند بگوئید: «دستم درد نكنه عجب غذایی درست كردم، خوشمزه بود»! با این جمله‌ها شروع كنید و بعد از چند روز مجدداً قدردانی را به صورت سوالی مطرح كنید: «دستم درد نكنه، عجب غذایی درست كردم، خوشمزه بود؛ شما هم خوشت آمد؟». این كار را ادامه دهید تا به اظهار نظر برسد؛ مثلاً «به نظرت كدام ادویه را بیشتر می‌ریختم بهتر بود؟».

    مدیریت كلامی و رفتاری داشته باشید
    حس حقارت را در همسرتان و یا خودبر‌تربینی خود را در نظر او برانگیخته نكنید كه نتیجه عكس خواهید دهید. هر بار با جمله و یا عبارتی كه محرك اندیشه در همسرتان باشد پیش بروید. بدین صورت او را به فكر وا داشته‌اید و از سوی دیگر او را به رفتاری جدید عادت داده‌اید.

    مدیریت جیب خود را برعهده بگیرید
    از اینكه می‌گویید همسرتان پول خرج نمی‌كند و دائم می‌گوید اوضاع خراب است و... شاید بتوان به خساست ایشان شك برد؛ البته تشخیص این رفتار با چند نشانه‌ای كه شما بیان كرده‌اید به هیچ وجه قابل بیان نیست. با این حال، برای مواجهه با این رفتار همسر، سعی كنید از این پس با دلایل محكم به او بگوئید و نشان دهید. به عنوان مثلا بگویید: «من از این رفتار تو دلخورم، تاكنون طبق سخنان تو پیش رفته‌ام اما از این پس تصمیم گرفته‌ام اندكی از درآمدم را به فلان دلیل (مثلاً اینكه نمی‌توانم لباس دلخواهم را خریداری كنم) به خود اختصاص دهم اما مابقی حقوقم را در حساب مشتركمان باقی بگذارم؛ نظر شما چیست؟ البته این راهكاری است كه به ذهن من خطور كرده است در حالی كه از ته دل راضی به اجرای چنین نظری در مورد مدیریت مالی خانواده نیستم اما چه كنم كه مجبورم»، یا این كه «من معتقد به حساب اختصاصی و پنهان كردن امور مالی در خانواده نیستم، بیشتر متمایل به حساب مشتركم و...». سعی كنید با كلماتی موافق با مزاج همسرتان پیش بروید (از كنایه، سرزنش، تحقیر، انتقاد و... استفاده نكنید) تا بتوانید هم حرف خود را قاطعانه بزنید و روی حرفتان بمانید و هم این كه نظر همسرتان را و علت كار‌هایش را بیابید و در ‌‌نهایت اینكه بتوانید نتیجه مساعدی به دست آورید. بهتر است از جملات سوالی و خبری استفاده كنید.

  • علی ر - پنج شنبه 4 دی 1393

    سلام، من دانشجوی ترم اولی هستم. قبل از دانشگاه با هیچ دختری رابطه یا دوستی نداشتم. در دانشگاه با دختری آشنا شدم و اصلاً هم حرمت‌ها رو نشكوندیم. بعد از یك ماه از او درخواست دوستی كردم با قصد ازدواج. چون اونو به عنوان كسی كه می‌تونم باهاش زندگی كنم شناختم. ولی اون درخواست رو رد كرد و نپذیرفت و بهم گفت اگه می‌خوای هنوز هم با هم صمیمی باشیم در دانشگاه دیگه به من فكر نكن و منم بظاهر قبول كردم. بعد از اون هرچند وقت بهم می‌گفت كه هنوز هم به من فكر می‌كنی و من هم به خاطر اینكه صمیمیت از بین نره و از من دوری نكنه (طبق گفته خودش) به دروغ می‌گفتم نه بهت فكر نمی‌كنم. در صورتی كه هنوز هم اونو دوس دارم و با خودم قرار گذاشتم كه بعد از یكی دو سال بهش بگم و با خانواده به سراغش برم. ولی دو-سه روزه متوجه شدم كه فرد دیگری رو دوس داره (همكلاسیِ خودم هست اون پسر). می‌خواستم بدونم من چه باید بكنم؟

    جام جم سرا


    نسرین صفری-مشاور خانواده:
    ایشان به طور قاطعانه به شما گفته‌اند كه قصد ازدواج با شما را ندارند و فقط قصد دارند در حد یك دوست دانشگاهی یا فضای مجازی باقی بمانند. اینكه می‌گویید كسی را دوست دارند و با او چت می‌كنند و... دیگر تكلیف شما هم مشخص است. خود را به خاطر بیان این گفته كه «بهت فكر نمی‌كنم» مواخذه نكنید و فكر نكنید چنین گفته‌ای باعث دوری ایشان شده است؛ چرا كه حتی اگر او را از راز واقعی دلتان آگاه می‌كردید و ابراز علاقه می‌كردید دوباره با‌‌ همان جواب قبلی مواجه می‌شدید. به نظر می‌رسید ایشان با تكرار پرسش «آیا هنوز به من فكر می‌كنی» هدفی جز ارزیابی میزان جذابیت و تعداد خاطر خواهانش ندارد! شما و این دختر خانم در سن نوجوانی هستید، شناخت جنس مخالف و ارزیابی خصوصیات و ویژگی‌های آنان و سنجش خویش از نگاه جنس مخالف، یكی از ملزومات این برهه سنی است، لذا نباید به علاقه‌مندی‌ها و عاشقانه‌های این دوره سنی، زیاد توجه كرد و آن‌ها را معتبر دانست. چه بسا پس از گذر مدتی كوتاه، بسیاری از معیار‌های دو طرف تغییر كند. به شما توصیه می‌كنم بر تپش‌های اتشین ضربانهای قلبتان مسلط شوید، خودتان را كنترل كنید و بیش از این به ایشان فكر نكنید و بر آینده خود با ایشان سرمایه گذاری عاطفی نكنید چرا كه در غیر این صورت فقط اتلاف وقت كرده‌اید.
    همچنین علی‌رغم میل باطنیتان، سعی كنید صمیمیت خود را با او كاهش دهید، مجراهای ارتباطی خود را اندك اندك كم و سپس حذف كنید تا میزان صمیمیت به وجود آمده بینتان كاهش یابد. بدانید كه كار نشد ندارد! فقط كافی است تصمیم بگیرید برای خودتان ارزش بیشتری قائل باشید و بیش از این خود را اسیر كسی نكنید كه در حاشیه زندگی‌اش قرار دارید. باید متن زندگی كسی باشید نه حاشیه و یا پاورقی زندگی دیگران. تا جایی كه برایتان مقدور است كلاس‌های درسی خود را طوری تنظیم كنید كه كمتر با ایشان مواجه شوید و در صورت مواجهه هم خود را ملزوم به كنترل خود و نگاهتان كنید.
    برای این‌كه بتوانید بهتر با این موضوع كنار بیایید، خودتان را با ورزش سرگرم سازید و در كلاسهایی ثبت نام كنید كه انرژی درونیتان را تخلیه كند. با اندكی خویشتنداری و غلبه بر عواطف زودگذرتان، بی‌تردید چند سال بعد این رفتار امروز و بخصوص انتخاب منطقیتان را ستایش خواهید كرد.

  • س.ش - یکشنبه 30 آذر 1393

    من دو فرزند دختر و پسر دارم. پسرم ۱۶ ساله است و علی‌رغم اینكه تمامی وسایل الكترونیكی اعم از موبایل، لپ تاپ، تبلت، پلی‌استیشن ۴ و غیره را دارد، بسیار زیاده‌خواه است. همیشه من و خودش را با سایر خانواده‌ها مقایسه می‌كند و می‌گوید پدر فلانی روزانه ۱۰۰ هزار تومن به بچه‌شان می‌دهد تا هر وسیله‌ای كه نیاز دارد تهیه كند در صورتی كه علاوه بر فراهم نمودن تمامی خوراكی‌های روزمره وی، مبلغ ۱۰ هزار تومن هم روزانه به او می‌دهم. متأسفانه موردی كه جدیداً من را بسیار رنج می‌دهد این است كه وی بسیار پرخاشگر، فحاش و درس‌نخوان شده و در این زمینه هر وقت با خانمم هم مشورت می‌كنم می‌گوید تو حساس هستی و باید حتی فحاشی‌های وی را تحمل كنی. همسر من همیشه از رفتار فرزندم پشتیبانی می‌كند و همراه و همفكرم نیست. خواهشمندم راهنمایی فرمایید.

    جام جم سرا

    نسرین صفریی-مشاور خانواده:

    با همسرتان هماهنگ شوید
    هماهنگی والدین، یكی از اصول اصلی و مهم در تربیت فرزندان است. اولین اقدام شما باید این باشد كه بنشینید و با همسرتان گفت‌وگو كنید و او را از عواقب كارهای نامطلوب و رشوه دادن‌های بیخودوبی‌جهتش به فرزندتان آشنا سازید. اگر موفق نشدید می‌توانید از یك روان‌شناس كمك بگیرید تا او با همسرتان صحبت كند و او را برای تغییر رویه متقاعد كند. گاهی علت این عدم هماهنگی‌های همسرتان با شما، ممكن است به خاطر وجود برخی مشكلات او با شخص شما باشد كه به شیوه جانبداری از فرزند و به عنوان لجبازی و یا نوعی اعتراض به شما، تظاهر می‌كند. توصیه می‌كنم ارتباطتان را با همسرتان نیز از این منظر وارسی كنید و اگر نقص و كاستی از این نظر دیدی آن را برطرف كنید.
    بخش اعظم موفقیت شما در تربیت و مواجهه با نوجوانتان، به همراهی همسرتان وابسته است؛ پس به طرق مطرح‌شده بكوشید اول ایشان را همراه خودتان كنید؛ اما اگر ایشان حاضر به همراهی نشدند، متأسفانه در این صورت مجبورید تك‌تاز میدان باشید! بهتر است از اقتدار مردانه‌تان استفاده كنید و در مقابل خواسته‌های نابجای همسرتان مقاومت كرده و گوش به فرمانش نباشید. به خود و روش‌های اتخاذیتان اعتماد داشته باشید و در مقابل تهدیدات و دلخوری‌های آنان كوتاه نیایید و هر آنچه كه درست و مفید است را انجام دهید.

    قاطعانه رفتار كنید
    فراهم كردن همه اسباب آسایش فرزند، شاید از وظایف والدین باشد اما افراط در این رفتار شایسته نیست و والدین بالاخص پدر را به سان چاپگر اسكناسی به فرزندان می‌شناساند كه فقط باید چون عابر بانك پول بدهند! این حس نه تنها جایگاه پدری شما را مخدوش می‌سازد بلكه فرزندتان را هر روز پرتوقع‌تر از دیروز بار می‌آورد. محكم و قاطع و بدون هیچ شك و تردیدی، با لحنی بسیار آرام اما مصمم به او بگویید: « تا به حد لازم هر آنچه نیازمندش هستی در اختیارت گذاشته‌ام و بیش از این، از عهده من خارج است، اگر بیشتر می‌خواهی می‌توانی پس‌انداز كنی و از ذخیره پول خود آنچه را دوست داری بخری».
    به این گفته خود یقین داشته باشید تا فرزندتان هم آن را بپذیرد.
    متأسفانه از بیانات شما مشخص است كه به عملكرد خود در قبال فرزندتان شك دارید و گمان می‌كنید برای وی به اصطلاح، كم گذاشته‌اید؛ از این رو در مقابل زیاده‌خواهی او سر تسلیم فرود می‌آوردید و آن را می‌پذیرید. این پذیرش كه توسط فرزندتان به شما اجباراً تزریق می‌شود نه تنها شما را ضعیف می‌كند و اعتماد به نفستان را مخدوش می‌سازد بلكه او را قوی‌تر و جری‌تر كرده تا خواسته‌های نابحق بیشتری از شما مطالبه كند. گویا او مدبرانه‌تر از شما عمل می‌كند و بدین گونه می‌تواند با رفتار و افكار خود، شما را كنترل كند. زمانی گوی برنده در دست شماست كه سریعتر به پا خیزید و نه تنها از بروز مشكلات بیشتر در آینده همین جا جلوگیری كنید، بلكه به كارهای انجام داده در قبال فرزندتان تاكنون نیز افتخار كنید و آنها را هیچ نپندارید. خود را در مقابل زیاده‌خواهی‌های او سرزنش و مواخذه نكنید.

    رفتارهای درست و غلط را شناسایی كنید
    فرزند شما با استفاده از پرخاشگری، دادوبیداد كردن، تخطئه كردن، قیاس كردن شما با پدران دوستانش، و... سعی می‌كند اعتماد به نفس شما و نقشی را كه به عنوان والدین دارید زیر سوال ببرد و با ایجاد احساس گناه و یاس، بیش از پیش شما را متقاعد به انجام خواسته‌ها و اهداف خود كند. باید با شناخت این ترفند زیركانه فرزندتان، او را دور بزنید. هر وقت پرخاش یا مقایسه كرد به او توجه نكنید و بگوئید تو دیگر بزرگ شده‌ای اما اگر مثل بچه‌ها برخورد كنی من شنونده حرف‌هایت نخواهم بود. در این روش رفتاری خود مقاومت كنید تا نهایتاً بتوانید این عادت غلط او را ترك دهید. به او تفهیم كنید كه با این روش‌های غلط به هیچ وجه پاسخگوی نیازهایش نخواهید بود. همچنین یادآوری كنید كه هر وقت روشی درست‌تر چون گفت‌وگوی منطقی را انتخاب كند و دلایل منطقی برای حرف‌ها و یا خواسته‌هایش بیاورد، گوش خواهید داد و اگر اولاً صلاح بدانید و دوما برایتان مقدور باشد، برای رفع نیازهایش قدم برمی‌دارید.

    پس‌انداز كردن را به او بیاموزید
    با توجه به حقوق ماهیانه خود (نه نیاز و مطالبه فرزند از شما)، مبلغی را به حساب او واریز كنید و بگویید حق انتخاب با خود اوست كه روزانه، هفتگی یا ماهانه این مبلغ را دریافت كند. درباره این مسئله با او گفت‌وگو كرده و هماهنگ شوید. سپس با او قرار بگذارید كه از این پس باید آنچه را نیاز دارد با توجه به همین پس‌اندازش تهیه كند و شما در قبال آنها وظیفه دیگری ندارید.

    نوجوانتان را بشناسید
    برخی از رفتارها چون پرخاشگری، مقاومت در مقابل مراجع قدرت، درس نخواندن، فحاشی و مانند اینها از جمله ویژگی‌های دوران نوجوانی است. اما آنچه در این بین ضرورت دارد این است كه اجازه ندهید این رفتارها عادت شوند و جزو رفتار همیشگی فرزندتان شوند. تأكید می‌كنم كه با همسرتان هماهنگ شوید و تنبیه خاصی (مثل محرومیت در استفاده از موبایل و تبلت به مدتی مشخص یا موارد مشابه) را برای رفتارهای نامطلوب او در نظر بگیرید و در صورت انجام رفتاری ناپسند، حتماً آن را اجرا كنید و به هیچ وجه از انجام آن صرف‌نظر نكنید. یادتان باشد برحسب رفتار زشت فرزند، مدت‌زمان محرومیت را نیز افزایش دهید.

  • شهناز - شنبه 29 آذر 1393

    من و همسرم مدت‌هاست همدیگر را طلاق عاطفی داده‌ایم و هیچ كاری به همدیگر نداریم. انگار همخانه‌ایم. همین باعث شده من به مردان دیگر گرایش پیدا كنم چون در مقابل همسرم كه اصلاً قدر من و خوبی‌های من را نمی‌داند با مردانی در محل كارم مواجه می‌شوم كه به من خیلی محبت می‌كنند و همین مرا می‌ترساند، لطفاً كمكم كنید.

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده:
    به دنبال حل مشكلات زندگیتان باشید. دلایل بروز طلاق عاطفیتان را بررسی كنید و علت این شكستگی عاطفی را بیابید (مشكلات جنسی، شخصیتی، اخلاقی، خانوادگی، انتظارات و توقعات و...). گاه می‌توان با اندكی ممارست و انگیزه تغییر، زندگی یكنواخت و از هم پاشیده را سروسامان بخشید. قطعاً خود اذعان به این موضوع دارید كه جدایی به هر دلیل شما و همسرتان، راه بر انحراف شما و همسرتان می‌گشاید؛ شما و ایشان نیازهایی دارید كه باید مرتفع كنید و چه بسا سركوب و انكار خواسته‌ها و انتظارات تا به زمانی امكان‌پذیر باشد اما بالاخره روزی چون امروز شما فوران می‌كند. جای مواخذه بر این رفتار طبیعی نیست اما جای گله و شكایت است كه چرا به دست خودتان چاه زندگیتان را می‌كَنید؟! به چه دلیل؟ آیا واقعاً چاره‌ای نیست؟ چه چیز انگیزه ساختن دوباره زندگی را در شما كشته است؟ اینكه صرفاً به این مسئله بچسبید كه ما طلاق عاطفی گرفته‌ایم و كاری به كار هم نداریم، چندان شایسته حقوق زن‌وشوهری و مرتبه انسانی نیست. انسان‌ها ممكن‌الخطا هستند اما توانایی جبران و سازندگی دارند. پیشهناد می‌كنم به جای دوری بیشتر از همسرتان به او نزدیك شوید، یاد روزهایی بیفتید كه عاشق همسرتان بودید و او را می‌ستودید. همسرتان همان علاقه‌مندی و یا به بیان بهتر، مرد رؤیایی و انتخاب دیروزتان بوده است. حداقل به انتخاب خودتان احترام بگذارید و به خاطر ارزش‌گذاری بر گزینش خودتان برای باری دیگر هم شده دمل‌ها و تاول‌ها و جراحت‌های زندگیتان را شناسایی كنید و راهی برای ترمیم و مرهم نهادن بر آنها بیابید. بی‌شك حركت یكباره شما همسرتان را هم به وجد خواهد آورد و او را انگیزه‌مند خواهد كرد. با او گفت‌وگو كنید و از این گفت‌وگو به عنوان بابی برای شروع دیگر و ترمیم دوباره ارتباطتان استفاده كنید. اگر از مشكلتان فرار كنید، سایه آن همیشه در پی شما خواهد بود و مفری از آن نخواهید داشت. چنین سایه شومی هر روز بیش از دیروز بر دوشتان سنگینی خواهد كرد و آزارتان خواهد داد.
    البته اگر تمایلی به سازندگی در زندگیتان ندارید، موضوع فرق دارد و داستان از قرار دیگری است.
    بابت مسئله‌ای كه مطرح كرده‌اید نیز باید یادآور شوم كه شاید محبت همكارانتان به شما، میهری كاملاً همكارانه است ولی شما به خاطر خلأ عاطفی موجود در زندگیتان برداشتی دیگر از آنها دارید؟ گاهی این برداشت‌های غلط می‌تواند بر نحوه رفتارتان نیز تأثیر بگذارد و شما را به عنوان فردی ناموجه در محیط كار بشناساند كه سبب ایجاد ناراحتی و دلخوری در زندگی خصوصی همكاران مردتان هم بشود. به هوش باشید كه شما نه تنها در قبال زندگی خود بلكه در این موارد در قبال زندگی دیگران هم مسئولید.
    از اینها گذشته، اگر این مهر و محبتی كه گفته‌اید، بیش از محبت همكارانه است، به شما توصیه می‌كنم فریب تنوع‌طلبی و هوس‌بازی این دسته از مردها را نخورید كه آنها از نقطه ضعف شما (نیازتان به ابراز عواطف و یا همدم) سوءاستفاده می‌كنند و قصدی جز سوءاستفاده و رسیدن به اهداف خود ندارند. یادتان باشد چنین كسانی قطعاً پس از دستیابی به اهدافشان شما را به دو دلیل رها خواهند كرد: یكی این‌كه آنها شما را با عنوان زن شوهردار خیانتكاری می‌شناسند كه با آنها ارتباط برقرار كرده‌اید و بنابراین، اعتماد و اعتباری به ادامه رابطه با شما نخواهند داشت و دوم، به خاطر زندگی شخصی كه هر یك از آن مردان دارند و اولویت آن زندگی بر شما، و همچنین ترس از افشا شدن این رابطه پنهانی، بی‌گمان سعی خواهند كرد كه برای همیشه از شما فرار كنند). در هر دو صورت كسی كه ضرر اصلی و بیشتر متوجهش خواهد بود خودتان هستید و از لحاظ قانونی و شرعی هم متهم به خطا و گناه. زنان خسته بسیاری چون شما برای فرار موقت از مشكلات زندگی مشتركشان، راه را خطا رفته‌اند اما پس از مدتی، پشیمانی و ندامت و احساس گناه و بی‌ارزشی، یاس و ناامیدی گریبانگیرشان شده است و برخی نیز متأسفانه مرگ را تنها راه تسكین این درد یافته‌اند.
    برای اجتناب از رسیدن به این حالات روحی و روانی، خویشتنداری كنید و دور این روابط خارج از محدوده و فراتر از روابط زناشویی را خط قرمز بكشید و بسرعت از آن فاصله بگیرید. اگر نمی‌توانید با همسرتان مصالحه كنید، یا با این شرایط زندگیتان سازگار شوید یا آنكه طلاق بگیرید تا بتوانید بدون هیچ اتهامی به فكر برآورده كردن نیازهای روانی و عاطفی خود از راه درست و قانونی و شرعی و بخصوص آبرومندانه آن بپردازید.

سوال شما از مشاور

  • مخاطبان گرامی!
  • بخش مشاوره برای راهنمایی و پاسخگویی به مسائل و مشکلات شما در زمینه‌های خانوادگی و حقوقی راه اندازی شده است. پرسش‌های خود را کوتاه، روشن وواضح، با حروف فارسی بنویسید و با کلیک روی ارسال پرسش برای ما بفرستید تا در اختیار مشاوران، کار‌شناسان ومتخصصان جام جم سرا قراردهیم وپس ازدریافت پاسخ آن‌ها، نظرشان را درهمين بخش به آگاهیتان برسانیم. تا دریافت پاسخ مشاوران زمانی لازم است که امیدواریم دراین مدت شکیبا باشید.
تصویر امنیتی: