مشاوره

  • امیر حسین - یکشنبه 7 دی 1393

    ۲۲ ساله‌ام و دانشجوی فنآوری اطلاعات. دو مشكل دارم. یكی در مورد برادرم كه ۵ ساله هستن و از من بازی‌های كامپیوتری می‌خواهد. من هم اجازه بازی به او می‌دهم ولی خودم به سیستمم نیاز دارم و وقتی برای بازی برادرم ندارم. پدرم هم اصرار به بازی كردن برادرم دارد و خودم هم دوست ندارم برادر كوچكم را ناراحت كنم.
    مشكل بعدی در زمینه كاری و زندگی من هستش و نمی‌توانم برای درس و كار و بازی خودم برنامه ریزی كنم. در این سن وقتی برای بازی ندارم. به كارم نیاز دارم. درس هم باید بخوانم. از طرفی به دختری علاقه دارم. من باید چكار كنم؟ این علاقه درسته؟

    جام جم سرا


    نسرین صفری-مشاور خانواده:
    با توجه به شرایط كاری و زمانی استفاده خود از رایانه، ساعتی را برای بازی برادرتان تنظیم كنید تا او هم از بازی‌های دلخواه خود استفاده كند و در این زمان شما هم نگران این نباشید كه پشت رایانه‌تان نیستید؛ می‌توانید این زمان را به چند قسمت تقسیم كنید مثلاً دو ساعت زمان (بهتر است زمان اختصاصی بیش از این مقدار نباشد) اختصاصی به بازی را به دوره‌های ۱۵ دقیقه‌ای و در هشت نوبت به او اختصاص دهید سپس این زمانهای استفاده از رایانه را با زبان كودكانه برایش توضیح دهید مثلاً: «بعد از خوردن ناهار تا یكی دو ساعت می‌توانی بازی كنی». اگر بر طبق قراردادتان عمل كرد او را تشویق كنید مثلاً بگوئید روز جمعه به او اجازه خواهید داد كمی بیشتر از روزهای دیگر بازی كند اما اگر خلف وعده كرد و یا بهانه‌جویی نمود قاطعانه‌تر رفتار كنید و اجازه ندهید مستاصل و تسلیم شوید؛ حتی اگر لازم شد او را توبیخ كنید (البته با والدینتان در این زمینه هماهنگ شوید تا آن‌ها با جانبداری از برادرتان و یا عدم طرفداری از شما، نتیجه را بر خلاف میل شما رقم نزنند)، برای توبیخ یا تنبیه می‌توانید او را دفعه و یا دفعاتی از مدت زمان قراردادی برای بازی كردن محروم سازید (البته با توجه به شدت و یا دفعات خلف وعده و یا رفتار مطلوب، دفعات محرومیت از بازی را افزایش دهید).
    اما راجع به مشكل دومتان باید بگویم: برنامه ریزی اصل اول موفقیت است. حتماً برای انجام تكالیف روزانه، هفتگی و حتی ماهانه و سالانه خود برنامه‌ریزی كنید. بهتر است اهدافی را برای خود معین كنید سپس شرایط و نیازمندیهای خود را برای دستیابی به آن اهداف یادداشت كنید. اهداف خود را نیز اولویت‌بندی كنید؛ مثلاً پیدا كردن شغل، امتحانات پایان ترم و...
    سپس اهداف كوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت را بشناسید. مثلاً اهدافی را مشخص كنید كه باید در هفته‌های آینده و یا در چند ماه آینده بدان دست یابید. اینها می‌شوند اهداف كوتاه مدت و میان مدت شما؛ اهدافی كه حصول آن‌ها نیازمند مدت طولانی‌تری است نیز می‌شود اهداف بلندمدتتان. جزئیات اهدافتان را بشناسید و در صورت نیاز برای كسب اطلاع و آگاهی بیشتر، از افراد مجرب و باتجربه و یا متخصص كمك بگیرید. پیشنهاد می‌كنم برای شناخت و آگاهی از چگونگی برنامه‌ریزی و كسب اطلاعات كافی در این زمینه حتماً با یك مشاور در ارتباط باشید.
    ضمناً بازی‌های رایانه‌ای و استفاده از موبایل و سایر تكنولوژی‌ها را محدود كنید؛ خوشبختانه خودتان هم بر اهمیت این مسئله واقفید و اندكی برای خود محدودیت ایجاد كرده‌اید. استفاده از این تكنولوژی‌ها را محدود به اوقات فراغت و یا كسب انرژی و رفع خستگی در ساعات روزانه‌تان كنید و بیشتر به اهدافتان برسید و آن‌ها را ارج بنهید. آینده زندگی شما منوط به فعالیت و رفتار مناسب امروزتان است، امروز را پاس بدارید تا فردا در آسایش باشید و حسرت روزهایی را در آینده نخورید كه می‌توانستید از آن بهره ببرید اما هدر دادید.
    چت كردن با جنس مخالف مثل استفاده از بازی‌های رایانه‌ای اعتیادآور است و حتی شاید بیش از آن نیز برای فرد مضر باشد؛ چراكه هیجانات و عواطف را درگیر ساخته و در تلاطم هیجاناتی غوطه‌ور می‌سازند كه چه بسا به لحاظ عرفی و شرعی برای تخلیه آن هیجانات با مانع مواجه شوید. خود را اسیر هیجانات موقت و زودگذر نكنید و ارزش خودتان و زمانتان را بیشتر بدانید. به جای صرف زمان خود به خوشی‌های زودگذر و بی‌نتیجه و با عواقب نامعلوم، خود را سرگرم اهداف والایتان در تحصیل و ساخت آینده خود كنید. بی‌تردید به وقت خود، می‌توانید در راه درست و بهینه، انرژی درونی عاطفی خود را بر شخصی كه براستی تبدیل به عشق زندگیتان شود سرمایه‌گذاری كنید. سرمایه‌گذاری‌های عاطفی موقت، آن هم در عالم مجازی كه همیشه از واقعیت‌های زندگی دور است و خیالی بیش نیست، نتیجه‌ای جز افسردگی، رخوت، یأس، بدبینی و ناامیدی نخواهد داشت.

  • عروس بی تجربه - شنبه 6 دی 1393

    دو سالی‌ست كه عقد كرده‌ام. مادر همسرم ابتدا به خاطر اختلاف فرهنگی چند سال مخالف ازدواج ما بود ولی بعد راضی شد و ازدواج سر گرفت و از وقتی هم ازدواج كردیم همه جا می‌گوید تصوری كه درباره جلف بودن من داشته است غلط بوده چون سر به زیر هستم.
    مادرم زنی از لحاظ ظاهری امروزی است و به سر و وضع خودش می‌رسد ولی از نظر رفتاری یك زن كاملا سنتی است. برای همین زیاد پشت سر همه حرف می‌زنند و دل خوشی از دیگران ندارند. من در این موقعیت به حمایت مادرم نیاز دارم تا از پس مراسم عروسی و جهیزیه و چنین چیزهایی بربیایم و نمی‌توانم به او حرفی بزنم چون اصلا زیر بارش نمی‌رود و قهر می‌كند. این در رفتارش با همسرم هم خودش را نشان می‌دهد. مدام می‌خواهد به من یادآوری كند كه خانواده شوهرم به اندازه كافی به من احترام نمی‌گذارند و شأن خانواده ما را ندانسته‌اند.
    از طرف دیگر ماجرا مادر همسرم است كه در زبان كنایه مدام حرف‌هایی می‌زند كه اعصاب آدم را به هم می‌ریزد. او هم زیر بار رفتارش نمی‌رود و یكی دوباری كه همسرم به او گفته است به من كنایه نزند گفته كه اصلا از این كار‌ها بلد نیست. در جمع خیلی هم با من خوب است و احترام زیادی می‌گذارد. انقدر كه معذب می‌شوم و دلم می‌خواهد آن جمع را ترك كنم. این موضوع حسادت دیگر عروس و داماد‌ها را هم برمی‌انگیزد ولی امان از وقتی كه غریبه بینمان نیست. من را تیرباران می‌كند.
    من و همسرم مانده‌ایم این وسط. انرژی ما صرف این می‌شود كه برنامه ریزی كنیم كه آن‌ها هر چه كمتر همدیگر را ببینند. چون وقتی با هم هستند تمام مدت دلشوره داریم و داریم سعی می‌كنیم حرف‌های بی‌جایشان را منحرف كنیم كه رو در روی هم قرار نگیرند.
    به نظر شما باید چه كار كنم؟ من نمی‌توانم با او كه زنی جاافتاده و سخنور است بحث كنم چون هیچ چیز را درباره دعواهای عروس و مادر شوهری نمی‌دانم. دوستانم می‌گویند باید جلوی او و دخالت‌هایش كه هی می‌گوید چه كار كنید و چه بخرید و كجا بروید محكم بایستم. ولی نه توانش را دارم و نه صلاح می‌دانم كه بخواهم از این كار‌ها بكنم و من هم كنایه بزنم. وظایف خودش را در قبال عروس‌های دیگر كه با او همه‌اش می‌جنگند كاملا انجام داده است ولی برای من حتی یك هدیه كوچك نمی‌خرد. مادرم این را مدام می‌گوید. من كه نمی‌توانم بروم به او بگویم لطفا برای من كادو بخر. خودم و همسرم می‌رویم هدیه می‌گیریم. خودم كادو پیچش می‌كنم.
    اعتماد به نفسم را از دست داده‌ام و حتی در محیط كار هم همه‌اش استرس دارم.

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده:

    خودتان را تشویق كنید
    برخلاف نظری كه درباره خودتان مطرح كرده‌اید، به عنوان روان‌شناسی كه روزانه با ده‌ها دختر همسن شما در ارتباطم باید بگویم بسیار دختر مدبر، باكمالات و عاقلی هستید كه در عین بی‌تجربگی، بسیار منطقی و سیاستمدرانه برخورد می‌كنید. پس لطفا این اندیشه واهی را كه تنها فكری منفی است و نتیجه‌ای جز شماتت و سرزنش خود ندارد سریعا از ذهنتان دور كنید. شما تا به امروز بسیار مناسب و پسندیده با خانواده همسرتان پیش آمده‌اید.

    باورهای غلط را دور بریزید
    اگر می‌خواهید زندگیتان را بسازید سعی كنید از افكار و عقاید بی‌پایه و اساسی چون «شاید ما قسمت هم نیستیم»؛ «احتمالا به خاطر مشكلات، كارمان به جدایی می‌كشد» و... شدیداً اجتناب كنید. باورهای غلط، افكار غلط را می‌سازد و افكار غلط هیجانات منفی ایجاد می‌كند؛ هیجانات منفی نیز رفتارهای نامطلوب را موجب می‌شود. در‌‌نهایت‌‌ همان می‌شود كه از آن می‌ترسیدید.
    برای پیشگیری و مقابله با رشد این نوع تفكرات سعی كنید از‌‌ همان ابتدا زنجیره افكار، هیجان و رفتار خود را كنترل كنید و اجازه تشكیل یك زنجیره منفی را ندهید. البته این افكار ماحصل خستگی و استرس بسیار شماست كه پیشنهاد می‌كنم زیر نظر یك روان‌شناس با تكنیك‌های ریلكسیشن آشنا شوید تا با استفاده از آن بتوانید از شدت استرس و اضطراب خود بكاهید. شركت در كلاسهای یوگا هم مفید است.

    در دو و یا چند جبهه قرار نگیرید
    همین كه همسرتان همسوی شماست و آگاه به اوضاع و شرایط است، خود عاملی مهم و نقطه‌ای مثبت برای شما محسوب می‌شود كه می‌دانید و می‌توانید همسفر زندگیتان را دوشاش خود حس كنید و او را از تجارب تلخ و یا شادی‌های خود آگاه سازید. اجازه دهید همسرتان خود نظاره‌گر رابطه شما با مادرش باشد. هرگز سعی نكنید اعتراض خود را در خفا به همسرتان بگوئید. شاید گاهی نیاز به درددل باشد اما بهتر است با حالتی بیان كنید كه همسرتان كمتر ناراحت شود و شما را عامل جدایی از خانواده‌اش قلمداد نكند.
    توصیه می‌كنم زمانی ناراحتی خود را ابراز كنید كه كمی از شدت ناراحتی و خشمتان كم شده باشد. ناراحتیتان را هم به صورت سوالی مطرح كنید مثلاً بگوئید مامان امروز از دستم ناراحت بود و چنین گفت به نظرت من باید چه جوابی می‌دادم و یا چگونه برخورد می‌كردم. به هر حال او بهتر از شما مادرش را می‌شناسد و تا حدودی بر خواسته‌های او شناخت دارد.
    تا آنجا كه ممكن است كمتر درباره نارضایتی و رفتارهای ناشایست مادر خود با همسرتان سخن بگوئید؛ چرا كه بعد‌ها می‌تواند اثری سوء در رابطه همسر شما با مادرتان داشته باشد. مشكلات درون خانواده خود را در درون خودتان حل كنید و اجازه ندهید همسرتان متوجه آن شود.

    با همسرتان هماهنگ شوید
    شما تشكیل خانواده داده‌اید، اگر چه زیر یك سقف نرفته‌اید اما به هرحال روزی زیر یك سقف خواهید رفت و زندگی مشتركتان را شروع خواهید كرد؛ پس از همین الان با هم قرار بگذارید كه برای زندگیتان، علی‌رغم بهانه‌جویی‌ها و انتظارات خانواده‌تان، باید خودتان تصمیم بگیرید و به دیگران اجازه دخالت ندهید. مثلاً مادر شما حق ندارد كه شما و یا همسرتان را بخاطر هدیه مواخذه كند، این مسئله كاملا شخصی است و به خود شما ربط دارد. اگر شما ناراحت نیستید لزومی بر تاكید و یا ناراحتی مادرتان نیست. پس با همسرتان هماهنگ باشید كه از این پس تحت تاثیر این حرف‌ها و حدیث‌ها كه همچون سمی بر زندگیتان است بی‌توجه و بی‌اعتنا خواهید بود و یكدیگر را به خاطر این مسائل ناراحت و دلخور نخواهید كرد؛ چراكه در اولویت و اهمیت شما و همسرتان نیست. حال اگر برای مادر‌هایتان اهمیت دارد خودشان می‌دانند و اولویت‌هایشان. اگر احساس ناراحتی نكنید و همپای خانواده‌تان نشوید آن‌ها هم مدتی این حرفها را می‌گویند و بعد خسته می‌شوند و سكوت می‌كنند و یا در درون خود غرغر می‌كنند! اگر چه شاید گاهی اعتراضشان آشكار شود ولی تصمیم بگیرید كه به هیچ وجه به این مساپل اهمیت ندهید.

    تفاوت‌های فرهنگی را كاهش دهید
    به هر حال شما و همسرتان به عنوان عروس و داماد یك خانواده، لازم است اصول و عقاید آن خانواده را بپذیرید و اندكی از شدت تفاوت‌ها بكاهید. همین كه می‌گوئید مادر همسرتان پیش همه از شما تعریف می‌كند، این یعنی پذیرش شما؛ اگرچه شاید پذیرش ظاهری و به سبب كم نیاوردن در مقابل دیگران باشد. چرا می‌گوئید به دور از چشم دیگران شما را زیر سوال می‌برد؟ این رفتار كاملا دوگانه و متضاد است و ممكن است نوعی اعتراض به شما باشد كه با آن‌ها متفاوتید (شاید حسادت نیز معنا شود) یا شاید محبتی است كه اندكی با رنگ و بوی مخالفت چند سال قبل آمیخته شده و بدین صورت تظاهر می‌كند. به هر حال علت هر چه باشد شما سعی كنید در مقابل رفتارهای مادر‌هایتان مودبانه و محترمانه برخورد كنید اما جایی كه ناراحت می‌شوید و حق با شماست، نهراسید و محترمانه ابراز ناراحتی كنید و عقاید خود را ابراز كنید و بگوئید كه اگر دلایلشان منطقی باشد حتماً در رفتار‌هایتان تغییر ایجاد خواهید كرد. دلایلشان را بشنوید و اگر منطقی بودند تغییرات را بعینه نشانشان بدهید و اگر غیر منطقی بودند كاری به كارشان نداشته باشید و كار خودتان را ادامه دهید (یادتان باشد كه شما و همسرتان باید در یك جبهه قرار بگیرید و در توافق با یكدیگر چنین رفتار‌هایی را در پیش بگیرید).

    رفتارهای دلخواه مادر‌هایتان را رصد كنید
    شما و همسرتان با مشاركت هم، باید رفتارهای مادر‌هایتان را نیز زیر ذره‌بین بگذارید تا بتوانید علت و چرایی و چگونگی رفتار‌هایشان را شناسایی كنید و دریابید كه چه زمان و یا موقعیتی این رفتار‌ها و اعتراضات را بیان می‌كنند و یا بر شدت آن‌ها افزوده می‌شود. قطعاً با شناسایی علت‌ها می‌توانید مشكلتان را رفع كنید. درباره اینكه گفته‌اید مادر‌هایتان را از هم دور نگه می‌دارید، باید بگویم چنین رفتاری شایسته نیست زیرا شما به گونه‌ای كاملا تلویحی به آن‌ها تلقین می‌كنید كه شما دو زن با هم متفاوتید و اختلاف نظر دارید و نباید به هم نزدیك شوید. پیشنهاد می‌كنم علایق مشترك آن‌ها را بیابید و بر حسب آن علایق این دو نفر را به هم نزدیك سازید و اجازه دهید بر حسب‌‌ همان مشتركات با هم ارتباط بگیرند و این فاصله موجود را كه بر سر لجبازی و منم منم به وجود آورده‌اند حل و فصل كنند. دوری آن‌ها از یكدیگر، بر شدت لجاجت و تنفر آن‌ها خواهد افزود زیرا گمان می‌كنند جگر گوشه‌شان قرار است وارد زندگی با چه كسی شود! احساس تهدید و خطر می‌كنند و برحسب آن حس‌های ناخوشایند رفتار و می‌كنند و صحبتها و موضعگیری‌هایشان را هم بر همان اساس ترتیب می‌دهند.

    نزد مادر‌هایتان، از خصوصیات مثبت هر دو صحبت كنید
    اجازه ندهید كه اختلاف فرهنگی پررنگ شود و عاملی جدایی‌افكن قلمداد شود. به این منظور با هماهنگی یكدیگر، از خصوصیات مثبت مادر‌هایتان كه مورد تائید مادر دیگری است صحبت كنید و خیال آن‌ها را آسوده سازید كه نقاط مشتركی هم با شما و خانواده‌هایتان دارند.

    مشورت بگیرید
    اگر با روشهای فوق نتوانستید مسئله و مشكلتان را حل كنید، توصیه می‌كنم با روان‌شناسی مجرب مشورت كنید تا ایشان با دانستن بهتر و بیشتر كم و كیف زندگی و مشكلاتتان، راهكارهای مقتضی‌تر با شرایط را به شما پیشنهاد دهند.

  • فرناز از اردبیل - شنبه 6 دی 1393

    با سلام شوهرم تازگی‌ها بهانه گیر شده. با دعوا قرار می‌ذاره واسه رفتن به خونه فامیل اما وقت رفتن بهانه میاره و مانع رفتنمون می‌شه.

    جام جم سرا

    نسرین صفری- مشاور خانواده:
    با توجه به توضیحات شما می‌توان به چهار عامل اساسی شك كرد:

    یك:
    ممكن است همسرتان به لحاظ شخصیتی جز افراد دورنگرا باشد، این اشخاص تمایل اندكی به رفت و آمد دارند، بیشتر متفكر هستند و ارتباط درون شخصی خود را بیشتر می‌پسندند تا ارتباطات گسترده و عام‌تر. به هنگام مواجه با این مدل ارتباطات نیز احساس ناخوشایندی دارند و سعی می‌كنند به بهانه‌های مختلف از آن فرار كنند و...
    البته تشخیص این حالت شخصیتی، مراتبی دارد كه توسط یك روان‌شناس قابل بیان است. اگر همسرتان چنین شخصیتی داشته باشد باید بگویم كاری از دستتان ساخته نیست و این حالت از رگه‌های شخصیتی ایشان است و بسیار اندك و یا بهتر بگویم غیر قابل تغییر است.

    دو:
    فقدان اعتماد به نفس و یا عدم مهارتهای ارتباطی نیز بعید نیست. گاهی یكی از این دو عامل و یا هر دو باعث می‌شود همسر شما در مواجه با افراد فامیل بالاخص فامیل شما كه ممكن است تفاوتهایی با او و خانواده‌اش نیز داشته باشند (به لحاظ خانوادگی، تحصیلی، مالی و...) احساس كمبود و نگرانی كند (حتی‌گاه حس حسادتهایی بروز یابد) به همین جهت با اجتناب از رفت و آمد سعی می‌كند از حالات تشویش و نگرانی خود دوری كند. در این صورت لازم است ایشان تحت مشاوره فردی قرار گیرند و مهارتهای ابراز وجود و فنون ارتباط صحیح را فرا گیرند.

    سه:
    ممكن است رفتار همسرتان تقلیدی باشد؛ تقلید و یا همانندسازی‌ای كه از رفتار پدر و یا الگوهای دلخواهش در دوران كودكی و نوجوانی داشته است. رفتارهای تقلیدی بی‌هیچ قصد و غرضی انجام می‌شوند و فقط رفتاری یادگرفته‌شده در خزانه رفتاری افرادند كه گاهی امكان بروز می‌یابند. در این صورت، مراجعه به روان‌شناس توصیه می‌شود.

    چهار:
    گاهی اختلاف نظر و وجود مشكلی با اعضای خانواده شما و یا حتی با خود شخص شما منجر به انجام چنین حركاتی می‌شود، كه در این حالت، رفتار همسرتان در واقع، پاسخ به گله و شكایتی است كه در گذر زمان به صورت حل نشده باقی مانده و مدفون شده است و حال در شرایطی خاص چون عروسی و مهمانی بروز می‌یابد. در این صورت پیشنهاد می‌كنم سرچشمه مشكل را بیابید و آن را حل كنید.

    در كل برای مواجه با مشكلتان، بهتر است رفتارهای زیر را انجام دهید:

    * از میزبان بخواهید، دعوتشان را از طریق تماس با همسرتان بیان كنند؛ گاهی رودربایستی با میزبان می‌تواند بهانه‌گیری‌ها را كاهش دهد. البته گاهی ممكن است همسرتان شما را مجبور به رد دعوت كند. در صورتی كه ایشان بخواهند شما عذر مهمانی رفتن را بخواهید، هرگز نپذیرید و به او بگوئید دعوت به مهمانی را خودش پذیرفته و خودش نیز باید آن را كنسل كند (حالت تهاجمی و حق به جانب نگیرید؛ با حالتی كه شما هم ناراحتید ولی روی رد كردن دعوت را ندارید پیش بروید؛ در غیر این صورت ممكن است همسرتان جری شود).

    *گاهی كوتاه بیائید
    به هنگام بهانه‌گیری‌ها، در مواقعی كه رفتنتان چندان ضروری نیست، به جای اصرار به رفتن كوتاه بیائید و از رفتن امتناع كنید. زیاد دلخوری خود را بروز ندهید اما نشان دهید كه ناراحتید. انتقاد و سرزنش نكنید اما در فرصتی مناسب به او بگوئید كه بابت این رفتارش از او ناراحتید و اگر علت منطقی رفتارش را بدانید بی‌تردید سعی خواهید كرد همراهی‌اش كنید چراكه زندگی با او و رضایت او را بیشتر خواهانید.

    * از آنجا كه می‌گوئید بیشتر بهانه‌جویی‌های همسرتان در مهمانی‌های عروسی است، بكاوید ببنید كه چه زمینه تلخی از این مهمانی‌ها دارد؟ مثلاً ممكن است در عروسیتان با مشكلی برخورد كرده‌اید كه در چنین شرایطی یاد آن خاطره تلخ می‌افتد و به‌‌ همان دلیل از رفتن به چنین مجالسی امتناع می‌كند. اگر چنین نیست بر رفتار‌ها و اعمال خود توجه كنید تا دریابید كه آیا همسرتان به خاطر هزینه و یا هدیه عروسی از رفتن ممانعت می‌كند؟ آیا از پوشش شما ناراضی است؟ آیا از سبك برگزاری عروسیتان احساس رضایت ندارد؟ آیا از شادی‌های زنانه‌ای كه در مجالس عروسی مرسوم است و متمایل به انجام آن‌ها از جانب شما نیست و... مانند اینها ناراحت است؟ بی‌گمان با دانستن علت، خواهید توانست بهانه‌جوییهای وی را رفع كنید.

    * مرزبندی كنید
    گاهی لازم است حریم شخصی خود را یادآور شوید. بدون انتقاد و كنایه، یا سرزنش بسیار او و یا التماس برای به مهمانی رفتن، از مرتبه قدرت و قاطعیت بودن با او برخورد كنید. به او بگوئید: «من دوست دارم همراه تو در مهمانی‌ها شركت كنم اما انگار تو تمایلی نداری؛ با این حال، من دوست دارم مطابق میل تو رفتار كنم، اگر اذیت می‌شوی همراه من نیا ولی من ارتباط با خانواده‌ام را دوست دارم و اگر چه برایم بسیار سخت است مجبورم بدون تو در مجالس حاضر شوم، چون نمی‌خواهم تو اذیت شوی». رفت و آمد در محدوده خانواده‌تان حق شماست.

    رفتارهای خود را زیر ذره‌بین بگذارید
    گاهی اختلاف جزیی یا بزرگ شما با همسرتان (از مسائل شخصی مثل زناشویی گرفته تا نحوه ارتباط با خانواده همسر)، روی هم انباشته می‌شود و همسرتان دلخوری از آن مشكلات را در خود می‌ریزد تا در فرصتی مقتضی (زمان و یا موقعیتی كه شما بسیار خواهان آنید و برایتان بسیار ارزشمند و مهم است؛ مثل عروسی) ناراحتی‌اش را تلافی كند. آن مشكلات را بشناسید و رفع كدورت كنید.

    گاهی از تكنیك «در كت گذاشتن» استفاده كنید
    دعوت به مهمانی را مطرح كنید و از او بخواهید نظرش را بگوید. به او بگوئید: «اگر دوست داشتی در این مهمانی شركت می‌كنیم»؛ این جمله را بگوئید و اصرار به پذیرش آن نكنید فقط منتظر جواب بمانید و به طور غیر مستقیم به او بفهمانید كه تا فلان روز جواب دهد كه اگر نخواستید بتوانید میزیان را از رد دعوت و عدم شركتتان در مهمانی مطلع سازید.

  • ف.غ - جمعه 5 دی 1393

    همسر من اصلا موافق پول خرج كردن نیست و حتی برای درآمد من هم تكلیف تعیین می‌كنه. فقط پول رو برای تفریحات یا مسائلی كه خودش صلاح بدونه خرج می‌كنه. من اصلا حقوقشو نمی‌دونم فقط همیشه می‌گه اوضاع خرابه ولی هربار كه ماشین می‌خواد عوض كنه یا خرجهای بزرگ، می‌گه وامم جور شد. هیچ ارزشی برای من و كارهایی كه می‌كنم قائل نیست. حتی تشكر هم نمی‌كنه. توی جمع با همه مخالفت می‌كنه و لذت می‌بره كه آدمها رو اذیت كنه. فقط مواقعی از من یا هركسی تعریف می‌كنه كه بدونه اون تعریف باعث اذیت شخص روبرویش می‌شه. مدام عیبجویی می‌كنه و از رفتارهام، علایقم، درس خوندنم و حتی اشپزیم ایراد می‌گیره. مدام تحقیرم می‌كنه. وقتی اعتراض می‌كنم می‌گه من یه حرفی می‌زنم تو جدی نگیر. واقعا دلم می‌خواد جدا شم اما اونقدر گریه و زاری می‌كنه كه دلم می‌سوزه. الان دو ماهه كه دلم براش نسوخته و اصرار كردم برای طلاق. زنگ زده برای خونواده‌م گریه كرده. كتكم هم می‌زد گاهی. تمام اطرافیان به من می‌گن جدا شو تغییر نمی‌كنه. حتی یه مشاور هم بهم همین رو گفت. واقعا نمی‌دونم چكار كنم. داریم از ایران می‌ریم فكر می‌كنم یه فرصت دیگه بدم یا نه؟

    جام جم سرا


    نسرین صفری-مشاور خانواده:
    طلاق آخرین راه است و در این شرایط حاضر، من توصیه نمی‌كنم. اجازه دهید او هم از كمك‌های تخصصی مدد بجوید و در ‌‌نهایت، در صورت عدم تغییر پنجاه درصدی (البته به طور تقریبی می‌گویم؛ شاید میزان آن كمتر نیز باشد، اما شما از میزان آن تغییرات رضایت داشته باشید) آنگاه می‌توانید برای طلاق اقدام كنید.
    یادتان باشد همسر شما بكلی تغییر نخواهد كرد. اگر ایشان اندكی تغییر، آن هم با انگیزه و علاقه در خود ایجاد كنند، موفق شده‌اید. پنجاه درصد مابقی وابسته به میزان علاقه‌مندی شما به ایشان و سازگاری و انعطاف‌پذیری شما است. در زندگی زناشویی گاهی لازم است دیدنی‌ها را نبینید و شنیدنی‌ها را نشنوید تا همه چیز سروسامان گیرد. منظورمان تحمل و یا صبر منفی نیست كه ماحصلی جز یاس و ناامیدی ندارد بلكه هدف رفتار به شیوه‌ای مدبرانه و عاقلانه است. اینكه مدام در حال ناراحتی و نگرانی باشید، بی‌شك صبرتان را به پایان خواهد رساند و سپس از هر رفتاری بهانه‌جویی خواهید كرد و به قول معروف از كاه كوه خواهید ساخت. به همین دلیل، در اولین گام به شما توصیه می‌كنم تا زمانی كه شرایط زندگیتان به ثباتی نرسیده است و ایشان تغییراتی در رفتار خود نشان نداده‌اند از وطن خارج نشوید. زندگی در كشوری دیگر، شرایط خاص خود را دارد كه بی‌گمان سازگاری لحظه‌ای شما را می‌طلبد؛ حال با چنین شرایطی كه عدم تطابق با همسرتان جلوه زیادی در زندگیتان دارد، مشكلات شما را دوچندان خواهد كرد.

    از موقعیت فعلیتان ‌‌نهایت استفاده را ببرید
    پشیمانی كه از آن یاد می‌كنید (الان دو ماهه كه دلم براش نسوخته و اصرار كردم برای طلاق؛ یا: زنگ زده برای خونواده‌م گریه كرده) را ارج نهید و به بهترین شكل از آن استفاده كنید. ادامه زندگی با او را منوط به مراجعه به روان‌شناس كنید. همسر شما نیاز به مشاوره دارند چرا كه برخی از نشانه‌های عدم اعتماد به نفس و عقده حقارت، بی‌ثباتی، رفتار‌های تكانه‌ای (عمل بدون فكر) بر اساس آنچه گفته‌اید، در ایشان بسیار مشهود است. مشاوره فردی و مشاوره زوج‌درمانی درباره شما و همسرتان هر دو، بسیار الزامی است.

    از نقش قربانی بودن خود را‌‌ رها كنید
    تا كی می‌خواهید نقش قربانی را بازی كنید؟ یادتان باشد تا زمانی كه مظلوم نباشد ظالمی پیدا نمی‌شود. باید از قالب قربانی بودن خود را‌‌ رها سازید و از حق خود دفاع كنید. دفاع از حق به معنای دادوبیداد كردن، عصبانیت، خشم، تهدید، انتقاد، قهر و... نیست بلكه منظور این است كه تصمیم بگیرید در مقابل رفتارهای نامنصفانه همسرتان مقابله مثبت كنید و اجازه هتك حرمت بیشتر ندهید. تا زمانی كه شما پذیرای درخواست‌های نا‌موجه ایشان باشید همسرتان گمان می‌كند این سبك زندگی‌اش درست است و نیازی به هیچ تغییری نیست. قاطعانه و بدون عصبانیت و رفتارهای نامطلوب در مقابل رفتارهای ناپسند ایشان بایستید و قصور او را به شرط تغییر در او بپذیرید و گرنه به هیچ وجه از موضع و خواسته‌های منطقی خود كوتاه نیائید.

    در رفتارهای خود نیز تغییر ایجاد كنید
    رفتارهای آزار دهنده همسرتان را یادداشت كنید و بدون قضاوت آن‌ها را زیر ذره‌بین برده، موشكافی كنید تا بدانید چرا و به چه علت، در چه موقعیت‌ها و یا در چه حالات هیجانی این رفتار‌ها را انجام می‌دهد و شما در قبال آن رفتار‌ها معمولا چه رفتاری انجام می‌دهید. حتی اگر می‌توانید با او صحبت كنید تا از زبان خود او علت رفتار‌ها و هیجاناتش را بشناسید. با آگاهی از علت و شناخت نوع هیجانات و تفكرات همسرتان می‌توانید از شدت رفتارهای آزاردهنده او بكاهید و اگر رفتارهای شما نامتناسب است نیز تغییراتی ایجاد كنید؛ مثلاً اگر شما در موقعیت‌های بحرانی، به التماس می‌افتید و از او خواهش می‌كنید كه ادامه ندهد، این بار متضاد رفتار كنید و سعی كنید بی‌تفاوت باشید و راجع به آن حساسیت به خرج ندهید و زیر سوالش نبرید.

    مدبرانه خود را به رخ بكشید
    اگر او را قدردان زحماتتان نمی‌دانید ناراحت نباشید؛ به پا خیزید و خودتان به خودتان پاداش دهید؛ مثلاً غذای خوشمزه‌ای درست كرده‌اید بعد از صرف غذا دوست دارید همسرتان از شما تشكر كند در حالی كه او چنین نمی‌كند. در چنین شرایطی بلند و با لبخند بگوئید: «دستم درد نكنه عجب غذایی درست كردم، خوشمزه بود»! با این جمله‌ها شروع كنید و بعد از چند روز مجدداً قدردانی را به صورت سوالی مطرح كنید: «دستم درد نكنه، عجب غذایی درست كردم، خوشمزه بود؛ شما هم خوشت آمد؟». این كار را ادامه دهید تا به اظهار نظر برسد؛ مثلاً «به نظرت كدام ادویه را بیشتر می‌ریختم بهتر بود؟».

    مدیریت كلامی و رفتاری داشته باشید
    حس حقارت را در همسرتان و یا خودبر‌تربینی خود را در نظر او برانگیخته نكنید كه نتیجه عكس خواهید دهید. هر بار با جمله و یا عبارتی كه محرك اندیشه در همسرتان باشد پیش بروید. بدین صورت او را به فكر وا داشته‌اید و از سوی دیگر او را به رفتاری جدید عادت داده‌اید.

    مدیریت جیب خود را برعهده بگیرید
    از اینكه می‌گویید همسرتان پول خرج نمی‌كند و دائم می‌گوید اوضاع خراب است و... شاید بتوان به خساست ایشان شك برد؛ البته تشخیص این رفتار با چند نشانه‌ای كه شما بیان كرده‌اید به هیچ وجه قابل بیان نیست. با این حال، برای مواجهه با این رفتار همسر، سعی كنید از این پس با دلایل محكم به او بگوئید و نشان دهید. به عنوان مثلا بگویید: «من از این رفتار تو دلخورم، تاكنون طبق سخنان تو پیش رفته‌ام اما از این پس تصمیم گرفته‌ام اندكی از درآمدم را به فلان دلیل (مثلاً اینكه نمی‌توانم لباس دلخواهم را خریداری كنم) به خود اختصاص دهم اما مابقی حقوقم را در حساب مشتركمان باقی بگذارم؛ نظر شما چیست؟ البته این راهكاری است كه به ذهن من خطور كرده است در حالی كه از ته دل راضی به اجرای چنین نظری در مورد مدیریت مالی خانواده نیستم اما چه كنم كه مجبورم»، یا این كه «من معتقد به حساب اختصاصی و پنهان كردن امور مالی در خانواده نیستم، بیشتر متمایل به حساب مشتركم و...». سعی كنید با كلماتی موافق با مزاج همسرتان پیش بروید (از كنایه، سرزنش، تحقیر، انتقاد و... استفاده نكنید) تا بتوانید هم حرف خود را قاطعانه بزنید و روی حرفتان بمانید و هم این كه نظر همسرتان را و علت كار‌هایش را بیابید و در ‌‌نهایت اینكه بتوانید نتیجه مساعدی به دست آورید. بهتر است از جملات سوالی و خبری استفاده كنید.

  • علی ر - پنج شنبه 4 دی 1393

    سلام، من دانشجوی ترم اولی هستم. قبل از دانشگاه با هیچ دختری رابطه یا دوستی نداشتم. در دانشگاه با دختری آشنا شدم و اصلاً هم حرمت‌ها رو نشكوندیم. بعد از یك ماه از او درخواست دوستی كردم با قصد ازدواج. چون اونو به عنوان كسی كه می‌تونم باهاش زندگی كنم شناختم. ولی اون درخواست رو رد كرد و نپذیرفت و بهم گفت اگه می‌خوای هنوز هم با هم صمیمی باشیم در دانشگاه دیگه به من فكر نكن و منم بظاهر قبول كردم. بعد از اون هرچند وقت بهم می‌گفت كه هنوز هم به من فكر می‌كنی و من هم به خاطر اینكه صمیمیت از بین نره و از من دوری نكنه (طبق گفته خودش) به دروغ می‌گفتم نه بهت فكر نمی‌كنم. در صورتی كه هنوز هم اونو دوس دارم و با خودم قرار گذاشتم كه بعد از یكی دو سال بهش بگم و با خانواده به سراغش برم. ولی دو-سه روزه متوجه شدم كه فرد دیگری رو دوس داره (همكلاسیِ خودم هست اون پسر). می‌خواستم بدونم من چه باید بكنم؟

    جام جم سرا


    نسرین صفری-مشاور خانواده:
    ایشان به طور قاطعانه به شما گفته‌اند كه قصد ازدواج با شما را ندارند و فقط قصد دارند در حد یك دوست دانشگاهی یا فضای مجازی باقی بمانند. اینكه می‌گویید كسی را دوست دارند و با او چت می‌كنند و... دیگر تكلیف شما هم مشخص است. خود را به خاطر بیان این گفته كه «بهت فكر نمی‌كنم» مواخذه نكنید و فكر نكنید چنین گفته‌ای باعث دوری ایشان شده است؛ چرا كه حتی اگر او را از راز واقعی دلتان آگاه می‌كردید و ابراز علاقه می‌كردید دوباره با‌‌ همان جواب قبلی مواجه می‌شدید. به نظر می‌رسید ایشان با تكرار پرسش «آیا هنوز به من فكر می‌كنی» هدفی جز ارزیابی میزان جذابیت و تعداد خاطر خواهانش ندارد! شما و این دختر خانم در سن نوجوانی هستید، شناخت جنس مخالف و ارزیابی خصوصیات و ویژگی‌های آنان و سنجش خویش از نگاه جنس مخالف، یكی از ملزومات این برهه سنی است، لذا نباید به علاقه‌مندی‌ها و عاشقانه‌های این دوره سنی، زیاد توجه كرد و آن‌ها را معتبر دانست. چه بسا پس از گذر مدتی كوتاه، بسیاری از معیار‌های دو طرف تغییر كند. به شما توصیه می‌كنم بر تپش‌های اتشین ضربانهای قلبتان مسلط شوید، خودتان را كنترل كنید و بیش از این به ایشان فكر نكنید و بر آینده خود با ایشان سرمایه گذاری عاطفی نكنید چرا كه در غیر این صورت فقط اتلاف وقت كرده‌اید.
    همچنین علی‌رغم میل باطنیتان، سعی كنید صمیمیت خود را با او كاهش دهید، مجراهای ارتباطی خود را اندك اندك كم و سپس حذف كنید تا میزان صمیمیت به وجود آمده بینتان كاهش یابد. بدانید كه كار نشد ندارد! فقط كافی است تصمیم بگیرید برای خودتان ارزش بیشتری قائل باشید و بیش از این خود را اسیر كسی نكنید كه در حاشیه زندگی‌اش قرار دارید. باید متن زندگی كسی باشید نه حاشیه و یا پاورقی زندگی دیگران. تا جایی كه برایتان مقدور است كلاس‌های درسی خود را طوری تنظیم كنید كه كمتر با ایشان مواجه شوید و در صورت مواجهه هم خود را ملزوم به كنترل خود و نگاهتان كنید.
    برای این‌كه بتوانید بهتر با این موضوع كنار بیایید، خودتان را با ورزش سرگرم سازید و در كلاسهایی ثبت نام كنید كه انرژی درونیتان را تخلیه كند. با اندكی خویشتنداری و غلبه بر عواطف زودگذرتان، بی‌تردید چند سال بعد این رفتار امروز و بخصوص انتخاب منطقیتان را ستایش خواهید كرد.

  • س.ش - یکشنبه 30 آذر 1393

    من دو فرزند دختر و پسر دارم. پسرم ۱۶ ساله است و علی‌رغم اینكه تمامی وسایل الكترونیكی اعم از موبایل، لپ تاپ، تبلت، پلی‌استیشن ۴ و غیره را دارد، بسیار زیاده‌خواه است. همیشه من و خودش را با سایر خانواده‌ها مقایسه می‌كند و می‌گوید پدر فلانی روزانه ۱۰۰ هزار تومن به بچه‌شان می‌دهد تا هر وسیله‌ای كه نیاز دارد تهیه كند در صورتی كه علاوه بر فراهم نمودن تمامی خوراكی‌های روزمره وی، مبلغ ۱۰ هزار تومن هم روزانه به او می‌دهم. متأسفانه موردی كه جدیداً من را بسیار رنج می‌دهد این است كه وی بسیار پرخاشگر، فحاش و درس‌نخوان شده و در این زمینه هر وقت با خانمم هم مشورت می‌كنم می‌گوید تو حساس هستی و باید حتی فحاشی‌های وی را تحمل كنی. همسر من همیشه از رفتار فرزندم پشتیبانی می‌كند و همراه و همفكرم نیست. خواهشمندم راهنمایی فرمایید.

    جام جم سرا

    نسرین صفریی-مشاور خانواده:

    با همسرتان هماهنگ شوید
    هماهنگی والدین، یكی از اصول اصلی و مهم در تربیت فرزندان است. اولین اقدام شما باید این باشد كه بنشینید و با همسرتان گفت‌وگو كنید و او را از عواقب كارهای نامطلوب و رشوه دادن‌های بیخودوبی‌جهتش به فرزندتان آشنا سازید. اگر موفق نشدید می‌توانید از یك روان‌شناس كمك بگیرید تا او با همسرتان صحبت كند و او را برای تغییر رویه متقاعد كند. گاهی علت این عدم هماهنگی‌های همسرتان با شما، ممكن است به خاطر وجود برخی مشكلات او با شخص شما باشد كه به شیوه جانبداری از فرزند و به عنوان لجبازی و یا نوعی اعتراض به شما، تظاهر می‌كند. توصیه می‌كنم ارتباطتان را با همسرتان نیز از این منظر وارسی كنید و اگر نقص و كاستی از این نظر دیدی آن را برطرف كنید.
    بخش اعظم موفقیت شما در تربیت و مواجهه با نوجوانتان، به همراهی همسرتان وابسته است؛ پس به طرق مطرح‌شده بكوشید اول ایشان را همراه خودتان كنید؛ اما اگر ایشان حاضر به همراهی نشدند، متأسفانه در این صورت مجبورید تك‌تاز میدان باشید! بهتر است از اقتدار مردانه‌تان استفاده كنید و در مقابل خواسته‌های نابجای همسرتان مقاومت كرده و گوش به فرمانش نباشید. به خود و روش‌های اتخاذیتان اعتماد داشته باشید و در مقابل تهدیدات و دلخوری‌های آنان كوتاه نیایید و هر آنچه كه درست و مفید است را انجام دهید.

    قاطعانه رفتار كنید
    فراهم كردن همه اسباب آسایش فرزند، شاید از وظایف والدین باشد اما افراط در این رفتار شایسته نیست و والدین بالاخص پدر را به سان چاپگر اسكناسی به فرزندان می‌شناساند كه فقط باید چون عابر بانك پول بدهند! این حس نه تنها جایگاه پدری شما را مخدوش می‌سازد بلكه فرزندتان را هر روز پرتوقع‌تر از دیروز بار می‌آورد. محكم و قاطع و بدون هیچ شك و تردیدی، با لحنی بسیار آرام اما مصمم به او بگویید: « تا به حد لازم هر آنچه نیازمندش هستی در اختیارت گذاشته‌ام و بیش از این، از عهده من خارج است، اگر بیشتر می‌خواهی می‌توانی پس‌انداز كنی و از ذخیره پول خود آنچه را دوست داری بخری».
    به این گفته خود یقین داشته باشید تا فرزندتان هم آن را بپذیرد.
    متأسفانه از بیانات شما مشخص است كه به عملكرد خود در قبال فرزندتان شك دارید و گمان می‌كنید برای وی به اصطلاح، كم گذاشته‌اید؛ از این رو در مقابل زیاده‌خواهی او سر تسلیم فرود می‌آوردید و آن را می‌پذیرید. این پذیرش كه توسط فرزندتان به شما اجباراً تزریق می‌شود نه تنها شما را ضعیف می‌كند و اعتماد به نفستان را مخدوش می‌سازد بلكه او را قوی‌تر و جری‌تر كرده تا خواسته‌های نابحق بیشتری از شما مطالبه كند. گویا او مدبرانه‌تر از شما عمل می‌كند و بدین گونه می‌تواند با رفتار و افكار خود، شما را كنترل كند. زمانی گوی برنده در دست شماست كه سریعتر به پا خیزید و نه تنها از بروز مشكلات بیشتر در آینده همین جا جلوگیری كنید، بلكه به كارهای انجام داده در قبال فرزندتان تاكنون نیز افتخار كنید و آنها را هیچ نپندارید. خود را در مقابل زیاده‌خواهی‌های او سرزنش و مواخذه نكنید.

    رفتارهای درست و غلط را شناسایی كنید
    فرزند شما با استفاده از پرخاشگری، دادوبیداد كردن، تخطئه كردن، قیاس كردن شما با پدران دوستانش، و... سعی می‌كند اعتماد به نفس شما و نقشی را كه به عنوان والدین دارید زیر سوال ببرد و با ایجاد احساس گناه و یاس، بیش از پیش شما را متقاعد به انجام خواسته‌ها و اهداف خود كند. باید با شناخت این ترفند زیركانه فرزندتان، او را دور بزنید. هر وقت پرخاش یا مقایسه كرد به او توجه نكنید و بگوئید تو دیگر بزرگ شده‌ای اما اگر مثل بچه‌ها برخورد كنی من شنونده حرف‌هایت نخواهم بود. در این روش رفتاری خود مقاومت كنید تا نهایتاً بتوانید این عادت غلط او را ترك دهید. به او تفهیم كنید كه با این روش‌های غلط به هیچ وجه پاسخگوی نیازهایش نخواهید بود. همچنین یادآوری كنید كه هر وقت روشی درست‌تر چون گفت‌وگوی منطقی را انتخاب كند و دلایل منطقی برای حرف‌ها و یا خواسته‌هایش بیاورد، گوش خواهید داد و اگر اولاً صلاح بدانید و دوما برایتان مقدور باشد، برای رفع نیازهایش قدم برمی‌دارید.

    پس‌انداز كردن را به او بیاموزید
    با توجه به حقوق ماهیانه خود (نه نیاز و مطالبه فرزند از شما)، مبلغی را به حساب او واریز كنید و بگویید حق انتخاب با خود اوست كه روزانه، هفتگی یا ماهانه این مبلغ را دریافت كند. درباره این مسئله با او گفت‌وگو كرده و هماهنگ شوید. سپس با او قرار بگذارید كه از این پس باید آنچه را نیاز دارد با توجه به همین پس‌اندازش تهیه كند و شما در قبال آنها وظیفه دیگری ندارید.

    نوجوانتان را بشناسید
    برخی از رفتارها چون پرخاشگری، مقاومت در مقابل مراجع قدرت، درس نخواندن، فحاشی و مانند اینها از جمله ویژگی‌های دوران نوجوانی است. اما آنچه در این بین ضرورت دارد این است كه اجازه ندهید این رفتارها عادت شوند و جزو رفتار همیشگی فرزندتان شوند. تأكید می‌كنم كه با همسرتان هماهنگ شوید و تنبیه خاصی (مثل محرومیت در استفاده از موبایل و تبلت به مدتی مشخص یا موارد مشابه) را برای رفتارهای نامطلوب او در نظر بگیرید و در صورت انجام رفتاری ناپسند، حتماً آن را اجرا كنید و به هیچ وجه از انجام آن صرف‌نظر نكنید. یادتان باشد برحسب رفتار زشت فرزند، مدت‌زمان محرومیت را نیز افزایش دهید.

  • شهناز - شنبه 29 آذر 1393

    من و همسرم مدت‌هاست همدیگر را طلاق عاطفی داده‌ایم و هیچ كاری به همدیگر نداریم. انگار همخانه‌ایم. همین باعث شده من به مردان دیگر گرایش پیدا كنم چون در مقابل همسرم كه اصلاً قدر من و خوبی‌های من را نمی‌داند با مردانی در محل كارم مواجه می‌شوم كه به من خیلی محبت می‌كنند و همین مرا می‌ترساند، لطفاً كمكم كنید.

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده:
    به دنبال حل مشكلات زندگیتان باشید. دلایل بروز طلاق عاطفیتان را بررسی كنید و علت این شكستگی عاطفی را بیابید (مشكلات جنسی، شخصیتی، اخلاقی، خانوادگی، انتظارات و توقعات و...). گاه می‌توان با اندكی ممارست و انگیزه تغییر، زندگی یكنواخت و از هم پاشیده را سروسامان بخشید. قطعاً خود اذعان به این موضوع دارید كه جدایی به هر دلیل شما و همسرتان، راه بر انحراف شما و همسرتان می‌گشاید؛ شما و ایشان نیازهایی دارید كه باید مرتفع كنید و چه بسا سركوب و انكار خواسته‌ها و انتظارات تا به زمانی امكان‌پذیر باشد اما بالاخره روزی چون امروز شما فوران می‌كند. جای مواخذه بر این رفتار طبیعی نیست اما جای گله و شكایت است كه چرا به دست خودتان چاه زندگیتان را می‌كَنید؟! به چه دلیل؟ آیا واقعاً چاره‌ای نیست؟ چه چیز انگیزه ساختن دوباره زندگی را در شما كشته است؟ اینكه صرفاً به این مسئله بچسبید كه ما طلاق عاطفی گرفته‌ایم و كاری به كار هم نداریم، چندان شایسته حقوق زن‌وشوهری و مرتبه انسانی نیست. انسان‌ها ممكن‌الخطا هستند اما توانایی جبران و سازندگی دارند. پیشهناد می‌كنم به جای دوری بیشتر از همسرتان به او نزدیك شوید، یاد روزهایی بیفتید كه عاشق همسرتان بودید و او را می‌ستودید. همسرتان همان علاقه‌مندی و یا به بیان بهتر، مرد رؤیایی و انتخاب دیروزتان بوده است. حداقل به انتخاب خودتان احترام بگذارید و به خاطر ارزش‌گذاری بر گزینش خودتان برای باری دیگر هم شده دمل‌ها و تاول‌ها و جراحت‌های زندگیتان را شناسایی كنید و راهی برای ترمیم و مرهم نهادن بر آنها بیابید. بی‌شك حركت یكباره شما همسرتان را هم به وجد خواهد آورد و او را انگیزه‌مند خواهد كرد. با او گفت‌وگو كنید و از این گفت‌وگو به عنوان بابی برای شروع دیگر و ترمیم دوباره ارتباطتان استفاده كنید. اگر از مشكلتان فرار كنید، سایه آن همیشه در پی شما خواهد بود و مفری از آن نخواهید داشت. چنین سایه شومی هر روز بیش از دیروز بر دوشتان سنگینی خواهد كرد و آزارتان خواهد داد.
    البته اگر تمایلی به سازندگی در زندگیتان ندارید، موضوع فرق دارد و داستان از قرار دیگری است.
    بابت مسئله‌ای كه مطرح كرده‌اید نیز باید یادآور شوم كه شاید محبت همكارانتان به شما، میهری كاملاً همكارانه است ولی شما به خاطر خلأ عاطفی موجود در زندگیتان برداشتی دیگر از آنها دارید؟ گاهی این برداشت‌های غلط می‌تواند بر نحوه رفتارتان نیز تأثیر بگذارد و شما را به عنوان فردی ناموجه در محیط كار بشناساند كه سبب ایجاد ناراحتی و دلخوری در زندگی خصوصی همكاران مردتان هم بشود. به هوش باشید كه شما نه تنها در قبال زندگی خود بلكه در این موارد در قبال زندگی دیگران هم مسئولید.
    از اینها گذشته، اگر این مهر و محبتی كه گفته‌اید، بیش از محبت همكارانه است، به شما توصیه می‌كنم فریب تنوع‌طلبی و هوس‌بازی این دسته از مردها را نخورید كه آنها از نقطه ضعف شما (نیازتان به ابراز عواطف و یا همدم) سوءاستفاده می‌كنند و قصدی جز سوءاستفاده و رسیدن به اهداف خود ندارند. یادتان باشد چنین كسانی قطعاً پس از دستیابی به اهدافشان شما را به دو دلیل رها خواهند كرد: یكی این‌كه آنها شما را با عنوان زن شوهردار خیانتكاری می‌شناسند كه با آنها ارتباط برقرار كرده‌اید و بنابراین، اعتماد و اعتباری به ادامه رابطه با شما نخواهند داشت و دوم، به خاطر زندگی شخصی كه هر یك از آن مردان دارند و اولویت آن زندگی بر شما، و همچنین ترس از افشا شدن این رابطه پنهانی، بی‌گمان سعی خواهند كرد كه برای همیشه از شما فرار كنند). در هر دو صورت كسی كه ضرر اصلی و بیشتر متوجهش خواهد بود خودتان هستید و از لحاظ قانونی و شرعی هم متهم به خطا و گناه. زنان خسته بسیاری چون شما برای فرار موقت از مشكلات زندگی مشتركشان، راه را خطا رفته‌اند اما پس از مدتی، پشیمانی و ندامت و احساس گناه و بی‌ارزشی، یاس و ناامیدی گریبانگیرشان شده است و برخی نیز متأسفانه مرگ را تنها راه تسكین این درد یافته‌اند.
    برای اجتناب از رسیدن به این حالات روحی و روانی، خویشتنداری كنید و دور این روابط خارج از محدوده و فراتر از روابط زناشویی را خط قرمز بكشید و بسرعت از آن فاصله بگیرید. اگر نمی‌توانید با همسرتان مصالحه كنید، یا با این شرایط زندگیتان سازگار شوید یا آنكه طلاق بگیرید تا بتوانید بدون هیچ اتهامی به فكر برآورده كردن نیازهای روانی و عاطفی خود از راه درست و قانونی و شرعی و بخصوص آبرومندانه آن بپردازید.

  • پردیس ص. - شنبه 29 آذر 1393

    از همسرم جدا شده‌ام و پسری ۲ ساله دارم. حالا مردی مجرد از من خواستگاری كرده. چه كنم با او و فرزندم؟ چگونه او را بهتر بشناسم تا مسائل زندگی قبلی‌ام اتفاق نیفته

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده:
    ازدواج با مرد مجردی كه تجربه زندگی تأهلی ندارد بدون مشكل نیست. در نخستین گام توصیه می‌كنم از هدف اصلی ایشان مطلع شوید؛ یعنی اول مطلع شوید كه واقعاٌ قصدشان ازدواج و تشكیل است؟ گاهی برخی مردان مجرد به طمع مواردی كه ممكن است اخلاقی هم نباشد، با اسم پیشنهاد ازدواج پا پیش می‌گذراند و در واقع قصد ازدواج و تشكیل زندگی ندارند. اگر در این زمینه مطمئن شدید، به صورت كاملاً رسمی و با اطلاع خانواده‌های طرفین، رفت‌وآمدها را شكل دهید.
    همچنین از ایشان بخواهید علت انتخاب شما را برای ازدواج بیان كنند. به دنبال شنیدن دلایل منطقی و عاقلانه باشید و هرگز فریب دلایل احساسی و بی‌پایه و بدون اساس را نخورید. دلایل مطرح‌شده انتخاب را با بزرگ‌تری فهیم و عاقل در میان بگذارید تا بدانید كه نظر آنها چیست و از این طریق مطمئن شوید تحت تأثیر عواطفتان قرار نگرفته‌اید و بر مدار عقل و انتخاب درست پیش می‌روید.
    در مرحله بعدی، تحقیقات را فراموش نكنید. گذشته رفتاری و اخلاقی ایشان را بررسی كنید و سابقه خواستگاری‌هایش را جویا شوید. اگر قبلاً یا تاكنون معیارهای ایشان را شنیده‌اید، اكنون با اندكی زحمت كنكاش می‌توانید از زحمات بعدی جلوگیری كنید و بدین طریق بدانید كه ایشان با توجه به خواستگاری‌های قبلی تا چه حد در ملاك‌های خود باثبات است و شما را واقعاً به خاطر آن معیارهایی كه مدنظرش بوده است، انتخاب كرده است یا خیر.
    اگر مراحل پیشین با موفقیت پیش رفت، در گام بعدی حتماً درباره فرزندتان با او گفت‌وگو كنید تا بدانید آیا او حاضر به پذیرش فرزندتان است؟ اگر پاسخ بلی است، علتش را بپرسید. همچنین مطلع شوید كه حس پدری ایشان به فرزندتان به چه دلیل است؟ چه آینده‌ای برای ایفای نقش پدری خود در برابر فرزندتان در نظر دارد؟ و... رفتارهای او را زیر ذره‌بین بگذارید و ببینید تا چه حد از پدری كردن اطلاع دارد و رابطه‌اش با فرزند شما چگونه است؟
    در پنجمین گام؛ پیش از نشستن بر سر سفره عقد و ثبت ازدواج دائم خود، حتماً با یك روان‌شناس مشورت كنید. لازم است ایشان در كلاس‌های مهارت‌آموزی مختلف چون همسرداری، فرزند داری و... شركت كند و یا با كمك روان‌شناس با برخی از وظایف و نقش‌های زندگی جدید آشنا شود. شما تجربه زندگی مشترك دارید، اما ایشان به اصطلاح خامند و نابلد. آشنایی با این مهارت‌ها می‌تواند از بسیاری مشكلات آتی جلوگیری كند.

  • كریمی - سه شنبه 25 آذر 1393

    دو پسر دارم كه از وقتی پسر كوچكم هم به مدرسه می‌ره و من ساعات زیادی بیكار هستم، خیلی افسرده و بی‌انگیزه شده‌ام، خیلی افكار منفی به ذهنم میاد. این وضعیت رو دوست ندارم. به نظر شما چطور از دست این افكار راحت بشم؟ اگه ادامه تحصیل بدم خیلی دیره؟

    جام جم سرا

    نسرین صفری- مشاور خانواده:
    تنهایی و نداشتن برنامه منظم و هدفمند یكی از دلایل بی‌حوصلگی و رخوت شماست (همان طور كه خودتان نیز به آن اشاره كرده‌اید). بنابراین، علت مشكل شما كاملاً مشخص است. به شما راهكارهای پی‌آمده را پیشنهاد می‌دهم:

    سبك زندگی خود را تغییر دهید
    تا به امروز به عنوان مادر دو فرزند زمان اندكی برای رسیدگی به خود داشته‌اید، حال كه این فرصت دست داده است چرا رویه قبلی خود را كه برایتان به عادت تبدیل شده، تغییر ندهید؟ در زمان خواب، ساعات تغذیه، استراحت، كارهای منزل و... بازنگری كنید. دفترچه‌ای بردارید و در طول یك هفته یادداشت كنید كه از صبح تا آخر شب دقیقاً زمانی كه باید بخوابید) چه می‌كنید و چه زمان‌هایی صرف چه كارهایی می‌شود. سپس سعی كنید مجدداً برنامه‌ریزی روزانه داشته باشید؛ به این صورت كه چه زمان‌های را صرف خانه و امور زندگی كنید، چه زمان‌هایی را صرف رسیدگی به بچه‌ها و همسرتان و... از همه مهتر آنكه زمان‌هایی را به خودتان اختصاص دهید. آن زمان‌ها را مقرر كنید و خود را مقید به انجامش نمایید؛ نه بیشتر و نه كمتر.

    ورزش كنید
    برای ایجاد انگیزه و ایجاد قدرت حركت، پیشنهاد می‌كنم در ابتدا، در كلاس‌های ورزشی شركت كنید. با شركت در این كلاس‌ها می‌توانید رنگ دیگری به زندگیتان ببخشید و گام‌های اولیه هدفمند شدن را بردارید. شركت در كلاس‌های پرتحركی چون زومبا، ایروبیك و شنا پیشنهاد من به شماست؛ البته شركت همزمان در كلاس‌های یوگا هم خالی از لطف نیست و می‌تواند انرژی مثبت شما را دوچندان كند.

    انگیزه‌مند شوید
    به فرصت‌سوزی خود هرگز فكر نكنید؛ اینكه می‌گویید آیا درس خواندن برای من دیر است، چندان شایسته تفكر و شأن شما نیست. به قول معروف ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است، پس به دور از افكار منفی و تأخیرانداز، فرصت‌های جدید زندگیتان را ارج نهید و به پا خیزید. یادتان باشد این افكار بیفایده، فقط شما را مستأصل می‌كند و امروزتان را به فردا می‌اندازد و فردایان را هم در حسرت دیروزتان تمام می‌كند. برای موفقیت و شاد بودن لازم است با افكار راكد روزگارتان را سپری نكنید.

    هدفمندسازی كنید
    علاقه‌مندی‌ها و آرزوهای خود را لیست كنید (از علاقه‌مندی‌های شخصی تا علاقه‌مندی خانوادگی)، سپس با توجه به درجه اهمیت و انگیزه دستیابی خود، آنها را اولویتبندی كنید. بهتر است اهداف خود را به صورت كوتاه‌مدت (اهدافی كه در عرض چند روز و یا چند ماه قابل دستیابی هستند) و اهداف بلندمدت (اهدافی كه برای دستیابی به آنها باید زمان طولان‌تری بگذرد) دسته‌بندی كنید. مثلاً گرفتن رژیم غذایی جز اهداف كوتاه مدت شما می‌شود و شركت در كنكور اهداف بلندمدت شما؛ پیشنهاد می‌شود با كمك یك متخصص و یا فرد باتجربه از مراحل دستیابی و چگونگی و چرایی رسیدن به اهدافتان آگاهی و شناخت پیدا كنید سپس با توجه به شرایط زندگی، هر یك از این اهداف را نیز به اهداف كوچك‌تر تقسیم كنید تا بهتر و راحت‌تر به هدف برسید.

    خود را تشویق كنید
    اهداف خود را ابتدا به صورت هفتگی پیگیری كنید. در صورت موفقیت خود را تشویق كنید و در صورت عدم موفقیت، علت را كشف كنید و برای برطرف كردن آن بكوشید. زمانی كه توانستید اهداف خود را یك هفته به طور كامل اجرا كنید، نوبت آن است كه دو هفته یكبار آنها را پیگیری كنید و همین طور ادامه دهید تا به پیگیری یك‌ماهه برسید. فراموش نكنید كه دفترچه‌ای تهیه كنید و عملكرد روزانه خود را ریزبه‌ریز در آن یادداشت كنید. با توجه به این دفتر می‌توانید پیشرفت و یا پسروی و یا حتی رُكود خود را متوجه شوید.

  • محسن - دوشنبه 24 آذر 1393

    دانشجوی ارشد هستم. در دانشگاه از دختری خوشم اومده، اما نه همكلاسی هستیم و نه هم‌دانشكده‌ای، فقط توی یك مسیر ۸ ساعته هم مسیریم؛ از شهرمون تا دانشگاه. می‌خوام به قصد ازدواج، بیشتر با اون خانم آشنا بشم، اما نمیدونم چطور این موضوع رو باهاشون مطرح كنم؛ نمی‌دونم سر صحبت رو با توجه به اینكه برای صحبت كردن بحث مشتركی نیست چطور مطرح كنم، از طرفی حیای بالای خانم، باعث شده حتی جرئت نكنم همچین موضوعی رو مطرح كنم.

    جام جم سرا

    نسرین صفری- مشاور خانواده:
    آشنایی به منظور ازدواج، راه و رسم و چارچوب‌های خاص خود را دارد. اینكه خودتان بدون مقدمه و زمینه‌چینی لازم به‌یكباره پا پیش بگذارید، نه تنها خودتان را با درایت نشان نداده‌اید بلكه ممكن است نظر آن خانم را نیز درباره خود مخدوش كنید. با توجه به توصیفی كه از این خانم كرده‌اید نیز بهتر است مطابق شأن و مرتبه ایشان رفتار كنید. پیشنهادم به شما این است كه این موضوع را با خانمی (از اطرافیان یا دوستان با سه مشخص معتمد، خیرخواه و عاقل) به عنوان معرف در میان بگذارید و از او بخواهید درخواست شما را محترمانه بیان كنند و بگویند كه شما قصد آشنایی به منظور ازدواج دارید و از هر طریقی كه او متمایل باشد می‌خواهید ارتباطی برقرار كنید كه باعث شناخت بیشتر نظرات و دیدگاههای یكدیگر شود.

  • ریحانه مرادی - شنبه 22 آذر 1393

    من واقعاً تنهام دیگه نمی‌دونم چیكار كنم كمكم كنید

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده:
    اطلاعات اندكی از خود در اختیار ما گذاشته‌اید؛ اینكه چند سالتان است، مجرد هستید یا متأهل، شغلتان چیست و از چه زمانی احساس تنهایی می‌كنید، یا پس از رویداد حادثه‌ای این حس در شما ایجاد شده است یا خیر؛ سابقه بیماری خاصی دارید یا نه؟ تاكنون تحت درمان قرار گرفته‌اید و... از جمله مواردی است كه باید مشخص باشند تا بتوان راهكاری ارائه كرد. با این حال، من یك جواب كلی به شما می‌دهم كه امیدوارم مفید باشد:

    در جست‌وجوی علت باشید
    با كمك یك متخصص به جست‌وجوی علت تنهایی خود باشید. دریابید چرا دچار این مشكل شده‌اید؟ آیا اعتماد به نفس پایینی دارید؟ آیا فرد منزوی و گوشه‌گیری هستید؟ آیا مهارت‌های ارتباطی در شما ضعیف شكل گرفته؟ آیا از برقراری ارتباط با دیگران هراس دارید؟ آیا بعد از بروز حادثه‌ای (شكست عاطفی، مرگ یكی از عزیزان، دست نیافتن به هدفی و...) دچار این حالت شده‌اید؟ آیا دچار مشكل جسمی شده‌اید؟ آیا اخیراً چكآپ سلامتی شده‌اید و از وضعیت هورمونی خود مطلعید؟ با دانستن پاسخ این سوالات می‌توانید برای رفع مشكل خود حركت كنید.

    نگاهتان را تغییر دهید
    بخش اعظم تنهایی افراد، به خاطر مشغولیت بسیار با افكار نگران‌كننده و منفی است. این افكار را شناسایی كنید و هیجانات متعاقب آن‌ها را بشناسید؛ سپس با رفتارهایی مغایر به جنگ آن‌ها بروید و هیجانتان را تغییر دهید. مثلاً اگر با خود چنین می‌اندیشید: هیچ‌كس مرا دوست ندارد (افكار منفی)، احساس اضطراب و بی‌حوصلگی می‌كنم (هیجان غالب شما در این لحظه)، بهتر است با هیچ‌كس ارتباط نداشته باشم (نتیجه)؛ این مثال سیر افكار منفی را در شما نشان می‌دهد. برای مواجهه با آن، رفتاری مغایر انجام دهید. مثلاً چنین كنید: قرار نیست همه مرا دوست داشته باشند، بودن یك نفر مثلاً دوستم مریم، در كنارم برای من كافی‌ست (مواجهه با فكر منفی) به همین دلیل احساس امید می‌كنم (هیجان غالب شما در این لحظه)، پس بهتر است با مریم تماس بگیرم (نتیجه).
    تا زمانی كه انگیزه تغییر در خود ایجاد نكنید، رخوت و بی‌حوصلگی بر شما غالب خواهد بود. این شمائید كه زندگی‌تان را می‌سازید؛ آن گونه كه متمایلید.

    اشتباهات خود و دیگران را ببخشید
    گاهی ارتكاب به یك عمل ناشایست و یا بی‌لطفی دیگران در حقتان منجر به غم، خشم، حس اندوه و غم می‌شود، برای اینكه از هیجانات منفی تخلیه شوید، توصیه می‌كنم خودتان و دیگران را ببخشید، با بخشیدن رها می‌شوید و آرامش می‌یابید.

    امید خود را از دست ندهید
    امید خود به زندگی را از دست ندهید. توصیه می‌كنم حرف امیدواركننده به خودتان بزنید و یا اگر برایتان مقدور است آن‌ها را بر روی كاغذ بنویسید و در مقابل دیدگانتان قرار دهید (مثلاً به دیوار بچسبانید) و هر روز چندین مرتبه آن‌ها را بخوانید و سبك جدید زندگی‌تان را به خود یادآوری كنید.

    دوست پیدا كنید
    به تنهاییِ خود پشت پا بزنید؛ برخیزید و از كنج خانه بیرون بیائید. با دوستان خود قرار ملاقات بگذارید و تجدید دیدار كنید. همراه با آن‌ها به تورهای مسافرتی یا حتی خریدهای روزانه بروید. داشتن یك همنشین خوب و مصاحبت با او و برخورداری از یك حمایت عاطفی عمیق تا حد زیادی می‌تواند تنهایی شما را پر كند و مرهمی بر آتش دلتان شود.

    اطرافیان را در آغوش بگیرید
    با در آغوش گرفتن دیگران، بالأخص مادر یا همسر، می‌توانید استرستان را كم كنید و سیستم ایمنی بدنتان را تقویت كنید و حس مثبتی را به خود و دیگران القاء كنید.

    زندگی‌تان را هدفمند كنید
    برای خود هدف‌هایی تعیین كنید و برای دستیابی خود به آن‌ها برنامه‌ریزی كنید. مثلاً می‌توانید به كسانی كه نیازمند محبت شما هستند، محبت كنید. محبت كردن أثرات مثبت زیادی بر روح و روان شما دارد. با چنین رفتارهایی نگاه جدید به زندگی پیدا می‌كنید و احساس مفید و مثبت بودن می‌كنید. در كل باید بگویم تا بدان جایی كه می‌توانید خودتان را مشغول كنید.

    تفریح كنید
    در یك كلاس هنری یا ورزشی ثبت نام كنید، دوستانتان را برای صرف ناهار به خانه دعوت نمایید و... علاوه بر اینها، شركت در كلاس‌های زومبا، ایروبیك و شنا پیشنهاد اكید من به شماست.

  • سارا - سه شنبه 18 آذر 1393

    من ۱۵ سال دارم. چند روزه كه كسی میخواد بهم شماره بده. اولا ازش بدم می‌اومد ولی الآن عاشقش شدم نمی‌تونم ازش دل بكنم. آیا باهاش رفاقت كنم؟ ولی می‌ترسم قبولش كنم...؟

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده:
    شما نوجوان هستید و تمایل به جنس مخالف از مقتضیات سنی و دوران تحولی شماست. در این سن به خاطر فعال شدن هورمون‌های جنسی تمایل به جنس مخالف امری طبیعی است و در بسیاری از همسالان شما مشهود هست؛ اما از آنجا كه در عرف و شرع ما این رفتار پسندیده نیست و از سوی دیگر بسیاری از پسران هم در این سن در حال شناخت خود و ویژگی‌های جنسی‌شان هستند؛ بنابراین هدفی جز برآورده كردن نیازهای جنسی و سوءاستفاده از دختران را ندارند. بسیاری از روان‌شناسان و جامعه شناسان معتقدند آسیب‌های این گونه ارتباطات و لطمات احتمالی آن برای دختران بسیار است و در صورتی كه دخترها از این مسئله اجتناب نكنند، كسی خواهند بود كه ضرر اصلی به او رسیده است. درست است كه برخی از پسران با پیشنهاد ازدواج پیش می‌آیند و یا حتی ممكن است با دادن وعده‌هایی بخواهند دل دخترها را به دست آورند، اما در این سن و سال چنین وعده‌هایی دروغین است و سبب می‌شود كه دخترها تا مرز نابودی شخصیت و شأن دخترانه‌شان پیش روند. عشقی كه شما از آن نام برید عشق واقعی نیست بلكه یك علاقه آتشین برای ارتباط با جنس مخالف است كه پایه و اساس هیجانی و بدنی دارد. با این تفاسیر، توصیه می‌كنم میل سركش درونی‌تان را كنترل كنید و خویشتن‌داری بیشتری از خود نشان دهید. بدانید كه ترس شما معقول است و تمایلتان به ارتباط فقط هوس زودگذر آتشین است؛ هوسی كه ممكن است به بدترین شكل ممكن خاموش شود. یادتان باشد كه ارتباطات خیابانی از این دست، حاصلی جز پشیمانی و ندامت، احساس گناه و افسردگی ندارد. از نیمه راه ضرر كه خوشبختانه تاكنون قدمی هم پیش نگذاشته‌اید، سریع‌تر برگردید تا آسیب نبینید.
    بپذیرید كه سن شما برای شروع این گونه ارتباطات خیلی كم یا به بیان بهتر برای شما خیلی زود است. این گونه روابط نیاز به آگاهی و شناخت بسیار دارد و در این سن و سال به واسطه نبود آن آگاهی و شناخت جز لطمه‌های ماندگار كه روانتان را در آینده خراش خواهد داد چیزی نصیبتان نخواهد شد. بهتر است اهداف زندگی‌تان را مشخص كنید و انرژی درونی خود را به جای صرف در مسیر بیهوده و عبث، در راهی كه سعادت و خوشبختی عاقبت آن است، سرمایه‌گذاری كنید. در كلاس‌های ورزشی و هنری ثبت نام كنید و یا در كلاس‌های فوق برنامه‌ای كه موجب موفقیت شما در اهدافتان شود شركت كنید تا ذهنتان نیز از این مسائل دور بماند. اهداف شما در این برهه سنی باید شناخت خود و پایه‌ریزی برای موفقیت در زندگی و پیدا كردن شغل مناسب در آینده‌تان باشد. فقط به فكر پیشرفت باشید؛ بعد از رسیدن به جایگاه مشخص و دلخواه خود، قطعاً با افرادی بهتر آشنا خواهید شد و از آنجا كه سنتان نیز بیشتر شده و آگاهی بیشتری كسب كرده‌اید و مسائل را بهتر می‌توانید تجزیه و تحلیل كنید، برایتان آرامش بیشتری به ارمغان خواهد آمد.

  • سرمست - سه شنبه 18 آذر 1393

    فرزند دختر ۵ ساله‌ای دارم بسیار باهوش و مستعد ولی پر جنب‌وجوش و بازیگوش. در مواجه با او دو مشكل اساسی دارم:
    ۱- در همبازی شدن با همسالان كلاً منفعل و به راهنمایی پدر و مادرش بی‌توجه است به طوری كه هر حركت و یا حرفی از سمت همبازی‌هایش به او پیشنهاد می‌شود بدون فكر انجام می‌دهد؛ گویی هیچ اراده‌ای از خود ندارد. این اوضاع تا زمانی كه در بین همسالان خود است همچنان ادامه دارد و نافرمانی و سرپیچی ادامه دارد.
    ۲- در برخی مواقع كه تنها می‌شود و یا همبازی ندارد و یا از بین همبازان خودش به دلایلی كنار می‌كشد به صورت خوابیده بر شكم اقدام به تكان دادن خودش می‌كند كه به نظر من نوعی خودارضایی است؛ در این حالت هر طور می‌خواهیم با این رفتارش ممانعت كنیم مقامت می‌كند و این گونه رفتار اخیراً شدت بیشتری پیدا كرده و موجبات آزردگی من و مادرش شده و در بین فامیل ایجاد حساسیت كرده است. از شما تقاضامندم در این خصوص راهنمایی فرمایید.

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده:
    برای فرزندتان وقت بگذارید
    زمانی از روز را خود و همسرتان به حضور در كنار فرزندتان اختصاص دهید. با او به تفریح بروید، بازی كنید، قصه بگوئید و... با این رفتارها موجب ایجاد امنیت و آرامش در كودك شده و خودتان و نگاه محبت‌آمیزتان را بخش مهمی از زندگی‌اش می‌كنید. از این طریق همچنین در مواقع لزوم با سلب خود و نگاهتان می‌توانید او را متوجه اشتباهش سازید.

    قانون وضع كنید
    تأكید بسیار شما بر بایدها و نبایدها، فرزند باهوش شما را وا‌می‌دارد به گونه‌ای دست به كار شود كه شما را مستأصل گرداند. احتمالا همین نقطه ضعفی به دست او شده و او از این جهت در اداره رفتاری شما گام برداشته است. در گام اول توصیه می‌كنم شما و همسرتان در عین ایجاد هماهنگی، در اصول تربیتی قاطعانه عمل كنید. با همفكری برای فرزندتان قوانینی وضع كنید، خود و همسرتان را موظف به انجامش كرده و به هیچ وجه از طفره رفتن و كوتاهی در انجام آن كوتاه نیائید. قوانین را مطرح كنید و برای انجام و یا انجام ندادن آن پاداش و تنبیه مقرر كنید. سپس قوانین و پاداش و تنبیه را برای فرزندتان توضیح دهید و به او تفهیم كنید كه او حق انتخاب دارد و خود مسئول انتخابش است. اگر تنبیه می‌شود، خواسته خودش است و اگر پاداش می‌گیرد، باز هم حاصل انتخاب خودش است. توصیه می‌كنم برای فرزندتان چند گزینه رفتاری پیشنهاد دهید كه بتواند از بین آن‌ها انتخاب كند؛ مثلاً بگوئید سعی كن به حرف‌های ما گوش كنی اگر گوش دهی اجازه بازی با رایانه را خواهی داشت اما اگر به حرف ما گوش ندهی مجبوریم تو را تنبیه كنیم. تنبیه و تشویق به دست خود توست؛ پس درست انتخاب كن (تنبیه مورد نظر، بهتر است محروم‌سازی از فعالیت مورد علاقه فرزندتان باشد؛ مثلاً می‌توانید تنبیه او را به دوری از همسالان و بازی با آن‌ها اختصاص دهید). توصیه اكید من آن است كه مصر بر اجرای فرمان‌ها و پیامد اطاعت و سرپیچی باشید.

    خودارضایی در این سن به معنای شناخت بدن است
    بازی با اندام تناسلی به منزله رفتار جنسی فرزندتان نیست و معنایی متفاوت با خودارضایی در بزرگسالی دارد. فرزند شما در زمان شناخت بدنی خود، به اندام متفاوت خود دست می‌زند؛ مثلاً بینی، گوش، دهان، و... یكی از اندام‌هایی كه كودكان در سیر شناخت بدنی متوجهان می‌شوند اندام تناسلی‌شان است كه دقیقاً بسان شناخت سایر اندام بدنی است، اما از آنجا كه تحریك آن، رفتار ممنوعه شده است، بیشتر به چشم می‌آید و جلب نظر می‌كند. تحریك این اندام‌ها و دیگر اندام‌های بدن برای فرزند لذتی به همراه دارد كه كودك به واسطه كسب لذت سعی می‌كند به آن متوسل شود. حال این كسب لذت در فرزند شما منوط به زمان طرد و دورافتادگی از دیگران شده است كه با انجام آن در عین كسب لذت، می‌تواند از درد و استرس جدایی و طرد، خود را برهاند و بی‌توجه به آن شود. از سوی دیگر، با این رفتار سعی می‌كند وقتی از طریق همسالان دفع شده است، نظر و نگاه شما و مادرش را به خود جلب كرده و احساس آرامش یابد؛ زیرا متوجه شده كه ظاهراً تنها به این طریق شما و مادرش به سوی او می‌روید و به او توجه می‌كنید.

    برای مواجهه با این حالت:
    • به این رفتار كودك حساسیت نشان ندهید و چیزی نگوئید چرا كه با بایدها و نبایدهای شما جری‌تر شده و اصرار به تداوم رفتار خواهد داشت. بهتر است به جای توجه به رفتار غلط، حواس او را پرت كنید و به چیزی دیگر معطوف سازید؛ مثلاً او را به دیدن برنامه تلویزیونی دلخواهش دعوت كنید، یا او را برای انجام فعالیتی كه بسیار خواهان آن است، تشویق كنید. اگر به كار خود ادامه داد می‌توانید قوانین مطرح‌شده در بالا را برای این مسئله هم وضع كنید و در صورت تخلف و اصرار به تكرار (مفید نبودن تكنیك محروم‌سازی)، او را بلند كرده روی صندلی بنشانید و بگوئید باید به خاطر این رفتار اشتباه ۵ دقیقه آرام روی صندلی بنشیند. تا زمانی كه كودك ۵ دقیقه آرام روی صندلی ننشسته دست‌بردار نباشید. بسیاری از والدین در این مرحله كوتاه می‌آیند و مغلوب داد و فریادهای كودك می‌شوند، سعی كنید شما مرتكب این اشتباه نشوید.

    • ماساژ دهید
    او را بسیار در آغوش بگیرید و نوازشش كنید. بسیار دیده شده است ماساژ پشت كودك باعث آرامش و كسب اعتماد او به والدین می‌شود، از این روش بسیار استفاده كنید.

  • فرناز 20ساله - پنج شنبه 13 آذر 1393

    تو دانشگاه با یكی دوس شدم یكسال ازم بزرگتره البته قصدمون از اول ازدواج بوده و خانواده هامون در جریان هستن اما تقریباً یه ماهه بهم میگه مثل قبل دوستت ندارم و ازم سرد شده

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده:
    شما و فرد مورد علاقه‌تان در سنین نوجوانی هستید. فكر ازدواج در این سن اندكی برای هر دوی شما بالاخص برای پسر بسیار زود است. بیان ازدواج از زبان پسری كه هنوز محصل است و شغل ثابت و مشخصی ندارد چندان پذیرفته نیست ولو اینكه خانواده‌ها در جریان مراتب امر باشند.
    ارتباطات این سنین بیشتر برای شناخت جنس مخالف است، نه انتخاب شریك زندگی. در این سنین هردو جنس، جنس مخالفشان را محك می‌زنند و بررسی می‌كنند و یا حتی خودشان را نیز از نگاه جنس مخالف می‌كاوند تا دریابند كه چه ویژگی‌هایی از آنها مورد پسند است و چه ویژگی‌های خیر؟ دختران/پسران از چه تیپ شخصیت‌هایی خوششان می‌آید و از چه افرادی نه؟ ارتباط با جنس مخالف چه طعمی دارد و چرا برخی از افراد آن را تجربه می‌كنند؟ لذتی كه بسیار از همسالان از آن صحبت می‌كنند چگونه لذتی است؟ و..
    به دلایل گفته شده به جرات می‌توان اذعان نمود كه ابراز علاقه و دوست داشته شدن و دوست داشتن چون بر اساس معیارهایی است كه هنوز ثبات ندارند و هر لحظه امكان تغییر آن هست، فقط صرف حرف زدن است و موقتی. مثلاً ممكن است پسری در این سن بگوید من از دختر بدون آریش خوشم می‌آید اما چندی بعد بگوید نه آرایش‌كرده را بیشتر می‌پسندم و هزاران بهانه دیگر...
    توصیه اكید من به شما این است كه سریع‌تر به اتمام این رابطه فكر كنید؛ چراكه ماندن در این ارتباط فقط به شما آسیب می زند و شما را افسرده می‌كند. به دنبال علت نباشید و خودتان را به عناوین متفاوت به خاطر حرف‌های ایشان زیر سؤال نبرید. به نظر می‌رسد اگر حتی بدانید علتی سردی ایشان چیست و درصدد رفع آن برآئید، یا شكی را كه گفته‌اند رفع كنید و فرد مورد علاقه و مورد تائید او شوید، روز دیگر، دوباره در معرض دیگر تهاجمات رفتاری و گفتاری ایشان قرار خواهید گرفت كه ممكن هم هست نتوانید از پس آن‌ها برآئید.
    به هر حال، همان طور كه گفتم بیان ازدواج در این سن به هیچ وجه جدی نیست و بهانه‌جویی‌های مطرح‌شده هم اقتضای سن و تحول ایشان و گناهی بر او وارد نیست. پس، عاقلانه رفتار كنید. عاقبت كار شما رسیدن به سرابی است كه هیچ وقت دست یافتی نیست. خود را معطل و ملعبه دست اشخاصی نكنید كه ثبات ندارند و در مرحلۀ تصمیمگیری‌های به این مهمی هم نیستند.

  • مریم - سه شنبه 27 آبان 1393

    سلام دختری ۲۴ ساله هستم قصد ازدواج دارم خواستگار هم دارم اما چون من فوق لیسانس هستم مامانم نمی‌ذاره با كمتر از تحصیلات لیسانس ازدواج كنم. یه خواستگار فوق دیپلم دارم شغل و خونه و همه شرایط داره اما مامانم به خاطر حرف مردم نمی‌ذاره جواب بدم. به نظر شما من باید چی كنم به حرف مامانم گوش كنم؟ قیافه چقدر مهمه برای انتخاب خواستگار؟

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده:
    شباهت تحصیلی زوجین یكی از عوامل اساسی در موفقیت زندگی مشترك زوجین محسوب می‌شود اما عامل اصلی و تضمین‌كننده موفقیت ازدواج نیست چه بسا بسیاری از افراد تحصیل‌كرده كه متأسفانه در سال‌های اخیر تعدادشان هم اندك نیست فقط تحصیلات آكادمیك دارند و بس، برخی از جوانان تحصیل‌كرده فاقد بسیاری از مؤلفه‌های اساسی هستند كه از ملزومات شخصیت یك مرد در زندگی است (تعهد، شخصیت سالم، اهل كار بودن و..) مثلاً برخی از پسران ما به بهانه تحصیل تا پایان تحصیلات دانشگاهی (گاه حتی دكتری) متوسل به كمك‌های مادی والدینشان هستند و در پایان هم به دنبال كاری كه متناسب با شأن و رتبه‌شان باشد و در نهایت، بیكار باقی می‌مانند. توجه افراطی به مؤلفه تحصیلات تا جایی كه منجر به كنار گذاشتن دیگر معیارها شود، هرگز پسندیده و شایسته نیست. خواستگارانتان را در كل مورد ملاحظه قرار دهید؛ اصالت خانوادگی، شخصیتی، اخلاقی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و...
    كفویت پنجاه‌درصدی شما با فرد مقابلتان در هر یك از موارد ذكرشده الزامی است. برای مواجهه با این مشكل، پیش از توجه به بیانات مادرتان، به خودتان توجه كنید. ارزیابی كنید ببینید خودتان چه می‌خواهید؟ آیا زندگی با همسری را می‌پسندید كه سطح تحصیلاتش با شما متفاوت باشد؟ آیا می‌توانید او را به جمع خانوادگی بیاورید و بگوئید این فرد همسر من است، تمام و كمال است ولو اینكه تحصیلات آكادمیك ندارد؟ آیا از معرفی او به دوستانتان كه با فردی تحصیل‌كرده ازدواج كرده‌اند، احساس حسادت و حقارت نمی‌كنید؟ آیا در زندگی مشترك و مشكلات ناگزیر زندگی، خودتان را به خاطر تحصیلات اندك همسرتان سرزنش نمی‌كنید؟ آیا ممكن است در آینده این نقص همسر را بزرگنمایی كنید و همه مشكلات را به فقدان تحصیلات او نسبت دهید؟ اگر در طول زندگی مشترك، همسرتان به كنایه، اشتباه رفتاری شما را به تحصیلات بالایتان نسبت دهد، تاب تحمل دارید (من زن تحصیل‌كرده گرفتم كه چنین مشكلی نداشته باشم اما تو ...)؟ به دیگر سخن آیا بودن در كنار چنین مردی را دوست دارید یا نه؟
    در گام نخست با خودتان روراست باشید و به سؤالاتی مثل سؤالات فوق پاسخ دهید، سؤالاتی كه عین شكتان است و یا حتی توسط مادر و یا اطرافیانتان به شما تزریق می‌شود، خودتان و خواسته‌هایتان را بالا و پایین كنید و بسنجید ببینید تا چه حد اهل عمل هستید؟ اگر به نتیجه مثبت رسیدید، در جوی صمیمانه و دوستانه، قاطعانه و در عین احترام، با مادرتان صحبت كنید و در مقابل گفته‌های نابجای والدینتان، در كمال احترام، مخالفت كنید و به آن‌ها بگوئید كه غیر از تحصیلات مواردی مثل... برایتان مهم است و آن‌ها را برای خوشبختی‌تان بیشتر بااهمیت می‌دانید. از آن‌ها بخواهید كه كمكتان كنند تا برترین انتخاب را داشته باشید و مؤلفه‌های دیگر شخصیت خواستگارتان را محك بزنند و برایتان روشن سازند. از موضع خود كوتاه نیائید و حتی از بزرگ‌ترهایی كه می‌توانند والدینتان را متقاعد كنند كمك بگیرید.

    خواستگارتان را به لحاظ به‌روز بودن سطح آگاهی و شناختش محك بزنید، دیدگاه او را به تحصیلات بیازمائید و بدانید به چه دلیل منطقی ادامه تحصیل نداده‌اند و نظرشان در مورد میزان تحصیلات همسر و تفاوت تحصیلی و ادامه تحصیل شما چیست؟ آیا حاضر به ادامه تحصیل هستند؟ به چه دلیل منطقی بله و به چه دلیل منطقی خیر. حواستان باشد كه خواستگارتان موقعیتی حرف نزند. یعنی به دنبال شنیدن ادله‌هایی باشید كه امكانپذیریشان بسیار بالا است؛ اینكه بگوید «من در اولین فرصت سعی می‌كنم ادامه تحصیل دهم»؛ حرفی بیش نیست و قابل اعتبار نیست.

    یادتان باشد سطح شعور، مهارت زندگی و همسرداری، تعهد و مسئولیت‌پذیری، سلامت شخصیتی ارزشی بس والا نسبت به تحصیلات صرفاً بالا دارند. پس از ارزیابی‌های اولیه با یك مشاور مشورت كنید تا میزان بلوغ فكری، عاطفی، اجتماعی، هوش و شخصیت خواستگارتان را ارزیابی كند. گاه نكاتی ریز كه ممكن است مورد توجه شما و خانواده‌تان نبوده است، بعدها مسئله‌ساز می‌شود.
    اما در مورد زیبایی خواستگار، تعریف زیبایی نسبی است؛ كسی می‌تواند فردی را زیبا ببیند اما دیگری آن فرد را معمولی. زیبایی یكی از ملاك‌ها و شاید اولین ملاك پسند در دیدارهای اولیه است، اما در حقیقت ملاك فرعی است كه گاه توسط بسیاری از ملاك‌های اصلی پنهان باقی می‌ماند. دنبال ایده‌آل‌ها و زیبارویی محض نباشید. زیبایی را در حدی ملاكتان قرار دهید كه بتوانید دوشادوش این مرد در كنارش راه بروید و از دست در دست او نهادن، احساس ناراحتی و دلخوری نداشته باشید و بتوانید با آرامش و از روی نیاز خود، وجودتان را در اختیارش قرار دهید. با این حال، اگر زیبارویی همسر، یكی از اصلی‌ترین ملاك‌هایتان در ازدواج هست، آن را مهم‌ترین عامل بدانید و به خاطر دیگر خصیصه‌های مثبت خواستگار، بی‌تفاوت از كنارش نگذرید زیرا كه چه بسا در آینده بابت بی‌توجهی به آن، دچار سردی و ناراحتی از همسر ‌شوید.

  • فاطیما محبی - یکشنبه 25 آبان 1393

    با سلام خانمی ۲۹ ساله هستم ۶ سال است كه ازدواج كردم همسرم علاقه زیادی به رفت‌وآمد دارد به طوری كه از ۷ روز هفته دوست داره ۵-۶ روزش رو بره مهمانی یا برامون مهمان بیا البته بیشتر ترجیح می‌ده این رفت‌وآمدها با دوستانمان باشد كه در این جمع هرگونه حرفهای شوخی گفته می‌شود كه من اصلاً دوست ندارم تو این جمع باشم. سعی كردم با رفت‌وآمد با خانواده خودم و همسرم این رابطه رو كمتر كنم كه نشد از شما می‌خوام من رو راهنمایی كنید

    جام جم سرا

    نسرین صفری-مشاور خانواده:
    نسرین صفری-مشاور خانواده:
    برقراری ارتباط با دوستان و آشنایان یكی از تفریحات سالمی است كه می‌تواند فواید بسیاری برای زوجین جوان به همراه داشته باشد. در چنین ارتباطاتی قواعد و اصولی مهم وجود دارد كه پیروی از آن‌ها می‌تواند این مهم را آشكار و مبرهن سازد وگرنه این ارتباطات جز اتلاف وقت و انحراف اخلاقی و رفتاری چیزی به ارمغان نخواهد آورد:

    *همسان بودن افراد به لحاظ فرهنگی، شخصیتی، اخلاقی، خانوادگی، مذهبی، اقتصادی، اجتماعی، وضعیت تأهل و...
    *رعایت حریم‌های شخصی و خصوصی
    *مقید بودن به آداب معاشرت (مثلاً پرهیز از انتقاد، كنایه، سرزنش، چشم و هم‌چشمی، بیان الفاظ و یا شوخی‌هایی كه موجب هتك حرمت حاضران آن جمع اعم از زن و مرد می‌شود و...)
    *درك متقابل و احترام به شخصیت و شأن میهمان و میزبان
    *رضایت هر دو نفر برای شركت در محافل و میهمانی‌ها
    *رعایت تعادل در میزان معاشرت‌ها و در صدر اولویت قرار دادن زندگی خانوادگی

    اختلال در هر یك از مؤلفه‌های فوق نه تنها ارتباط را سازنده و مفید نمی‌سازد بلكه به طرقی متفاوت ابعاد زندگی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و گاه بنیان شخصیت و یا خانواده را متزلزل می‌سازد؛ چه بسا بسیاری از زندگی‌های مشترك، به خاطر همین رفت‌وآمدهای افراطی دوستانه (رفیقبازی) دچار مشكل شده‌اند و گاه تا مرز جدایی پیش رفته‌اند. این راهكارها توصیه می‌شود:

    علت‌یابی كنید

    مدت زمانی كه همسرتان با دوستانش سپری می‌كند و كیفیت این مهمانی‌ها از چه قرار است؟ همه متأهلند و یا آنكه افراد مجرد هم حضور دارند؟ چند وقت یك بار دوره‌های مهمانی بدون حضور زنان برگزار می‌شود؛ كجا، چطور و چگونه؟ علت اصلی نگرانی شما از ارتباطات دوستانه چیست؟ آیا همسرتان از ابتدای ازدواج و یا پیش از ازدواج هم متمایل به چنین ارتباطاتی بوده است و یا اینكه مدتی است رغبت به این مدل ارتباطات پیدا كرده، یا شدت آن بیشتر شده است؟ آیا شغل همسرتان او را وادار به ادامه ارتباطات می‌كند؟ و...
    بهتر است در یادداشتی بدون سوگیری و پیش‌قضاوت، علل عدم تمایل و رغبت خود به شركت در این محافل را بنویسید. سپس چند و چون این ارتباطات را زیر سؤال ببرید. مثلاً از خودتان بپرسید در این ارتباطات چه چیزهایی عاید شما و همسرتان شده است و چه چیزهایی از كفتان رفته است. سپس در یادداشتی دیگر، نگاه همسرتان را بكاوید، علت اصلی رغبت بسیار همسرتان به حضور در این محافل چیست؟ در این نوع مهمانی‌ها چه چیزی برایش خوشایند است كه در جمع خانوادگی و یا دو نفره‌تان از آن بی‌بهره می‌ماند؟ در این باب می‌توانید با همسرتان در جوی صمیمانه گفت‌وگو كنید (به عنوان سرزنشگر، نقاد، معترض نباشید) تا علت تمایل فراوانش را بیابید. با دانستن علت، نصف مسیر را رفته‌اید.
    گاه این رفت‌وآمدهای افراطی، به خاطر خلأهای عاطفی و شخصیتی در همسرتان است، مثلاً ممكن است همسرتان با بودن در جمع‌های دوستانه سعی می‌كند از افكار اضطرابی و یا افسردگی خود دوری نماید و یا آنكه با حضور در جمع رفقا احساس اعتماد به نفس می‌كند و یا حتی به خاطر هیجان‌خواه بودن و كسب لذت و هیجان در این محافل، رغبت بسیار به حضور دارد.
    گاهی هم قصور همسر در نقش زنانه و یا همراهی او در زندگی علت اصلی رفیقبازی است. به همین دلایل توصیه می‌كنیم از روحیات و پسِ ذهن همسرتان آگاهی بیابید و بر اساس این شناخت به اقدامات جبرانی متوسل شوید. مثلاً اگر همسرتان اعتماد به نفس پایینی دارد بهتر است به طرق دلخواهش، به او عزت نفس ببخشید و او را ارج دهید. اگر هیجان‌طلب است سعی كنید محیط منزلتان را هیجانی كنید و تا بدان جایی كه برایتان مقدور است از اشاعه هیجانات منفی در خانه پرهیز كنید (مثلاً شاید جوی كه در آن بگووبخند نباشد و سكوت خانه را دربرگرفته باشد او را اذیت می‌كند و...).
    از سوی دیگر، در گفت‌وگوی صمیمانه با همسر كمی با درایت پیش بروید زرنگی كنید و بپرسید از چه ابعاد این مهمانی‌ها بیزار است و ناراحتش می‌كند، از همان نقطه‌ضعف‌ها برای نرفتن به میهمانی استفاده كنید به‌ گونه‌ای كه توپ را به زمین او بیندازید و از نگاه او، درخواست خود را بیان كنید (مثلاً فهمیده‌اید كه از نحوه مهمانداری فلان دوستتان بیزار است، به او بگوئید یادت هست گفتی كه فلانی این طور برخورد كرده، به نظرت چرا باید جایی بریم كه باعث ناراحتی و دلخوریمان شود)

    منفعل نباشید
    بپذیرید رفیقبازی همسر شما قدری قدرتمند است و كمتر بازدارنده‌ای از جانب شما می‌تواند بر كاهش و یا حذف آن مؤثر باشد. به تناسب زمان و مكان اعتراضات خود را مطرح كنید و فعال در این زمینه باشید چرا كه شما سهم بسزایی در پرهیز و یا تشدید این رفتار همسر دارید. گله و شكایت خود را مدبرانه و قاطعانه بیان كنید.
    یادتان باشد گاهی مرور زمان می‌تواند حلال مشكل شما بوده و رفتارهای افراطی همسرتان را تعدیل كند. مثلاً نارفیقی یكی از دوستان موجب انزجار او از ادامه ارتباط شود. یادتان باشد هرگز سعی نكنید رفیقبازی را برای همیشه حذف كنید چون نتیجه معكوس دریافت خواهید كرد. سعی كنید به تجویز جزئی رفیقبازی بپردازید، یعنی بهترین و كم آسیب ترین نوع ارتباط همسرتان با دوستانش را انتخاب كنید و به تجویز آن بپردازید مثلاً بگوئید من می‌دانم دوست داری با دوستانت در ارتباط باشی پس بیا با فلانی ارتباط داشته باشیم كه خودت هم او را بیشتر می‌پسندی و هم خرسند از آن ارتباط هستم.

    از تكنیك «تو كت گذاشتن» استفاده كنید
    وقتی همسرتان به هر دلیلی از رفتن به مهمانی (كنسل شدن مهمانی) امتناع نمود و در خانه ماند، بهتر است عینك خوشبینی به چشم بزنید و با چشم بستن بر علت اصلی نرفتن، حضور او در خانه را به عواملی چون تعهد زناشویی، علاقه، عقلانیت، شخصیت و... نسبت دهید. به دیگر سخن در كت او بگذارید كه او به خاطر یكی از آن ویژگی‌های مطرح‌شده فوق، قرار امشب را لغو كرده است (اگرچه می‌دانید او در عمل انجام‌شده قرار گرفته است و اگر به اختیار او بود حتماً می‌رفت)

    زمان حضور او در خانه را خوشایند كنید
    شب‌های حضور در خانه را برایش دل‌انگیز و شاد كنید. سرزنش و انتقاد نكنید، غر نزنید، نامهربانی نكنید، و... بازخوردهای مثبت و شاد داشته باشید، محفل دونفره شادی را برایش ایجاد كنید، نوازشش كنید، ماساژش بدهید و..
    بهتر است هر روز سه خصوصیت مثبت او را كه سایر دوستانش فاقد آنند، گوشزد كنید. به این طریق به صورت ضمنی به او تلقین می‌كنید كه با سایر دوستانش به خاطر فلان ویژگی، متفاوت و متمایز است.

    از تكنیك مواجه‌سازی استفاده كنید
    مواجهه با رفتار، گاهی بهترین روش مقابله است، بدین صورت كه شما ترتیب مهمانی‌هایی را بدهید كه پذیرش آن از جانب همسرتان بسیار سخت و یا هزینه‌بر است. حتی گاه می‌توانید بدون برگزاری عملی مهمانی، فقط به بیان مكرر درخواست خود اكتفا كنید، یا می‌توانید داشته‌های افراد مهمانی را از همسرتان مطالبه كنید: «مثلاً خانم فلانی، لباسی پوشیده بود كه من به آن علاقه‌مند شدم و دوست دارم آن را برای من تهیه كنی»؛ این نوع مواجه‌سازی و اعمال فشار روانی و استرس، تشریفاتی و هزینه‌دار كردن مهمانی، می‌تواند همسرتان را متوجه معایب رفیقبازی كرده و فرسایندگی و هزینه‌دار بودن آن را نشانش دهد.

    با همسرتان دوست باشید

    ذكاوت به خرج دهید و به شناسایی لذت‌هایی بپردازید كه همسرتان با دوستانش آن‌ها را تجربه می‌كند. چه بسا با فراهم آوردن آن لذت‌ها و رهایی از مشكلات و افكار نگران‌كننده روزمره، همسرتان را پایبند خانه و زندگی كنید.
    در صورتی كه همسرتان با افراد غیر اخلاقی و نامطمئن معاشرت می‌كند و شما نگران سلامت همسرتان (اعتیاد، قمار، و...) و یا زندگی‌تان (بی‌وفایی، تغییر اخلاق و ...) هستید از اطرافیان، بالأخص یك مشاور متعهد و دلسوز كمك بخواهید. اگر ارتباط با دوستان، در سابقه زندگی همسرتان، یعنی پیش از ازدواج، نمود بسیار دارد بهتر است همسرتان مهارت‌های زندگی مشترك را آموزش ببیند و از مهارت مدیریت ارتباط با دوستان آگاهی یابد.

سوال شما از مشاور

  • مخاطبان گرامی!
  • بخش مشاوره برای راهنمایی و پاسخگویی به مسائل و مشکلات شما در زمینه‌های خانوادگی و حقوقی راه اندازی شده است. پرسش‌های خود را کوتاه، روشن وواضح، با حروف فارسی بنویسید و با کلیک روی ارسال پرسش برای ما بفرستید تا در اختیار مشاوران، کار‌شناسان ومتخصصان جام جم سرا قراردهیم وپس ازدریافت پاسخ آن‌ها، نظرشان را درهمين بخش به آگاهیتان برسانیم. تا دریافت پاسخ مشاوران زمانی لازم است که امیدواریم دراین مدت شکیبا باشید.
تصویر امنیتی: