• اما و اگرهای لیزر پوست

    آوازه استفاده از لیزر برای زیباسازی پوست و درمان موهای زائد افراد زیادی را برای استفاده از این فناوری تشویق و دچار وسوسه کرده است. چه بسیار افرادی که از این روش درمانی و زیبایی تنها براساس شنیده‌ها نه براساس تحقیق و دریافت پاسخ به پرسش‌های ذهنی خود اقدام می‌کنند. بارها شاهد بوده‌ام این افراد لیزر انجام می‌دهند اما با ترس و تردید. از آنجا که اغلب این افراد با مراجعه به آرایشگاه‌ها از لیزر استفاده می‌کنند، بنابراین کمتر فرصت پیدا می‌کنند تا از یک متخصص پوست درباره مزایا و معایب لیزر سوال بپرسند و ابهام ذهن خود را برطرف کنند.

  • واکسن روسی و چینی نخرید

    عضو کمیته کشوری آنفلوآنزا با اشاره به اینکه افراد متقاضی واکسن آنفلوآنزا باید هنگام خرید آن به تاریخ 2018 توجه کنند، گفت: این واکسن برای برخی افراد در کشور به صورت رایگان ارائه می‌شود.

  • ویژگی های نسل جوان چیست؟

    نشاط و تحرک و پویایی یکی از مهمترین ویژگی های نسل جوان است. یک نوجوان باید بداند که انزوا، بی تحرکی، پژمردگی مانع بزرگی در رشد و شکوفایی و خلاقیت و کار آمدی او خواهد بود.

  • مصائب تپل بودن

    نوجوانی را می‌توان سنین قبل از 18 سالی در نظر گرفت. شیوع چاقی در این سنین می‌تواند عوارض زیادی داشته باشد.

  • تصاویر دلبندان شما

    محمد حسین بختیاری

  • مشاوره

    .

    سلام من یه مشكل خیلی بزرگ دارم كه نمیتونم حلش كنم احتیاج به مشاوره دارم ولی مشكلم خصوصیه من به هیچ روانشناس ودكتری دسترسی ندارم میتونید كمكم كنید؟

    سلام.مشكل تان را با ادرس ایمیل بنویسید.در ضمن می توانید از نام مستعار یا حتی بدون نام بنویسید كه خیالتان راحت باشد كسی شما را نخواهد شناخت.

    بابك

    سلام.برادر من 37ساله است.با دختری به واسطه خانواده اشنا شده كه تقربا شناخته شده است.اما اختلاف سن دوسال دارند كه دختر بزرگتر است.این باعث دلخوری خانواده من شده است اما برادرم راضی است.چه كمكی می توانم به او بكنم.

    سلام.ما در ازدواج عادت داریم عرف و سنت را مخلوط كنیم و همراه قوانین نانوشته،‌حكم صادر كنیم. در صورتی كه در هر قانون علمی هم استثنایی وجود دارد. خوشبختانه رابطه این دو نفر خوب شكل گرفته است ،‌یعنی خانواده ها همدیگر را می‌شناسند و كم و بیش با خلق و خوی هم آشنایند.این خود نكته بسیار مهمی است. در تمام این مراحل سن دختر تاثیری بر رفتار او نداشته ،‌یعنی به چشم نمی‌آمده ؛‌اما حالا كه كار پیش رفته ناگهان سن مهم شده است؟ بهتر است دختر و پسر با هم زیاد رفت و آمد كنند و ببینند احساسشان در لحظاتی كه با هم هستند چیست.مثلا در خیابان راه می‌روند آیا از نگاه دیگران ناراحت می‌شوند یا پسر خوشش نمی‌آید كسی متوجه بزرگ بودن دختر شود؟و...گاهی ظاهر اصلا نشان نمی‌دهد كه اختلاف سن معكوس وجود دارد. اما سن فقط یكی از فاكتورهای تاثیرگذار در ازدواج است.بقیه موارد نمی‌تواند فدای یكی شود.توصیه اكید می‌كنم آشنایی و رفت و آمد دو خانواده بدون مراسم رسمی،‌به شكل عادی ادامه یابد. حتما به مشاور پیش از ازدواج مراجعه كنند.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    نفس 35ساله ا زهمدان

    با سلام و پاسخ های خوبتون من مادر شوهری دارم كه درهیچكدام از برنامه های خانواده ما مثل عروسی خواهرم، نامزدی ، حتی تولد فرزندم ،مكه رفتن پدر و مادرم و حتی هیچ كدام ازخدای نكرده مثل فوت اقوام از جمله مادربزرگم شركت نمیكنه. همیشه بهانه داره كه یه جاش درد گرفته، مریض شده یا نمیتونه بیاد. حتی زنگ هم نمیزنه كه عذر خواهی كنه. خیلی لطف كنه فقط بعضی وقتها اجازه شركت پدر شوهرم را می دهد آن هم كم ...من خیلی ناراحتم چون من و خانواده ام برعكس آنها د ربیشترمراسم شركت می كنیم مادرم معتقده نباید مثل اونها بد باشیم و اهمیت نده؟اما من نمیتونم خوب جایی میری هیچ وقت نیستن. آدم پیش فامیل، مهمونا و دوستان ضایع میشه. همیشه میگن فلانی نیست. نیومده با طعنه گاهی از من می پرسن؟به شوهرم میگم بگو به مادرت زیر بار نمیره جواب میده نیان مهم نیست اونها هم مردن نرو. خواهرم عروسی كرد نیا؟اینم از جواب پسرشون ...من فكر میكنم حسوده و چشم دیدن نداره چون خانواده ما خیلی شهرت دارن و همه موفق و تحصیلات خوب ازجمله خواهرم اولین دختر بودتو فامیل رفته خارج از كشور تحصیل كنه(كه اینقدرما خودمون رو نمیگیریم مادرم اینقدر فروتن كه اونا براشون مهم شده و حرص می خورن) حتی تا الان كه چند سال گذشته یك بار به من نگفته خواهرت خوبه یا تبریك بگه...من خیلی اذیت میشم از رفتارهاشون با وجود هرچی احترام بازم بی احترامی خیلی ناراحتم...چكاركنم؟جالبه یه عروس دیگه داره كه خانوادشون روستایی و خیلی با خانواده ما فرق دارن. برای همه برنامه اونها خودشو میرسونه و به ما زنگ میزنه كه اونجا هستن و اینا تا لج منو در بیاره من نمیدونم واقعا علتش چیه؟خواهش میكنم با پاسخ خوبتون منو كمك كنید .و نكته دیگه اینكه مثلا مكه رفتن سوغات نیاورد گفت قدیمی شده اما ما رفتیم مشهد به پرش زنگ میزنه كه چرا سوغات نیاوردین؟معترض هم هست نمی تونستید یه كادو بخرین اخه بااین آدم چطور میشه كناراومد؟بعضی وقتها میگم طلاق بگیرم تا كلا راحت بشم . مگه آدم چقدر میتونه بی احترامی رو تحمل كنه؟چقدر به خودت و خانواده ات توهین كنن. مگه شوهر چیه ؟آدم تو خونه پدر و مادرش زندگی می كنه و بی منت .ازدواج میكنی كه كامل تر بشی با خانواده های بیشترارتباط بگیری نه اینكه تحقیر بشی و همه اش از زندگی حرص بخوری و ناراحتی.

    سلام. شما مشكلات بزرگی دارید و آن هم این‌كه دیگران را آن‌طور كه هستند نمی‌پذیرید،‌به جای دیگران فكر می‌كنید،‌تصمیم می‌گیرید و عمل می‌كنید.زندگی‌تان را به افكار منفی سپرده‌اید.قضاوت دیگران برایتان مهم‌تر از زندگی‌تان شده‌است و...اگر در خودتان این مشكلات را حل كنید این مسأله كه عنوان كرده‌اید هم حل می‌شود. بیایید جور دیگری فكر كنید.شاید زمان ازدواج اتفاقی افتاده و مادرشوهر شما دچار سوءتفاهم شده و ناراحت هستند . برای حل آن ناراحتی، فاصله گرفتن از شما را انتخاب كرده‌اند. شاید اصلا در تربیت و شیوه زندگی‌شان این گونه اند و انسان اهل مراودات نیستند. اما هر ارتباط كوچكی در ارتباط با جاری‌تان را بزرگ‌تر ازخودتان می‌بینید. شاید اصلا توان تقابل و رویارویی با خانواده شما را به هر دلیل ندارند. شاید اصلا این كار برای ایشان مسأله نیست و گمان می‌كنند كار درستی می‌كنند.شاید واقعا در آن زمان كاری داشته‌اند كه نشده بیایند و...دلایل دیگر.اما هر چه هست چرا باید برای شما مهم باشد و چرا باید به گونه‌ای عمل كنید كه برای دیگران هم اهمیت داشته باشد؟ چون قضاوت دیگران برای‌تان مهم است.چون شما برای حرف مردم زندگی می‌كنید و تا زمانی‌كه برای حرف مردم زندگی كنید،‌آنها هم خودشان را دخالت می‌دهند.باید نگاه به زندگی را تغییر دهید.بپذیرید ایشان این گونه است.نباید ایشان را با هیچ كس دیگر مقایسه كنید. هر كسی مسئول كار خود است و برای آن دلیل دارد. مطمئنم میان همین خوانندگان این صفحه هستند كسانی كه مشكل شما را دارند ،‌اما این‌قدر برگش نكرده‌اند.این مختص شما نیست.مگر همه فامیل شوهر در مراسم فامیل زن شركت كرده یا می‌كنند یا برعكس؟ما عموما بدون شنیدن و دانستن آن دلیل، حرص می‌خوریم، گریه می‌كنیم ،‌كام اطرافیان را تلخ می‌كنیم و حكم صادر می‌كنیم و قانون وضع می كنیم.یعنی از كاه كوهی بزرگ می سازیم. باید یاد بگیرید ایشان اهل رفت و آمد مدل شما نیستند.ایشان مدل خودشان هستند.همان‌طور كه شما مثل دیگری نیستید.اگر نمی‌آیند دلیل نمی‌شود شما خجالت بكشید.به راحتی بگویید ایشان این گونه راحت ترند و من هم پذیرفته و بهشان احترام می‌گذارم. مگر در كاری به خاطر حضور نداشتن ایشان لنگ زده‌اید؟همسرتان مادرش را همین شكلی پذیرفته است و راحت برخورد می‌كنند اما برای شما این اتفاق نیفتاده‌است. جالب است مادرشوهرتان یك رویه رفتاری داشته‌اند و شما هنوز درگیر این رویه هستید.پس اشكال در شماست نه ایشان. نكته دیگر این‌كه جدا شوید به خاطر مادرشوهر.آیا این حرف به نظرتان عاقلانه است. پیش خودتان و در تنهایی فكر كنید و تجسم كنید در محضر قاضی هستید و علت را می‌پرسند.می‌گویید همه زندگی من خوب است و مشكلم مادرشوهرم است كه در مراسم خواهر من شركت نكرده است. فكر می‌كنید جماعت آنجا چه واكنشی نشان دهند و چند نفر به شما حق بدهند. اینجاست كه می‌گویم حرف دیگران و قضاوتشان برای شما آن قدر اهمیت دارد كه حاضرید زندگی مشتركتان را با همه خوبی‌هایش رها كنید و فرزندتان را گرفتار مشكلات جدید كنید. توصیه اكید من مراجعه به روا‌ن‌شناس است تا باورهای مركزی اشتباهی كه در شما شكل گرفته است تغییر كنند. قوانین نانوشته‌ای كه برای خودتان وضع كرده‌اید را درست كنید.تا این مسائل برایتان حل نشود همیشه در زندگی درگیر موضوعات ساده ولی از نظر شما پیچیده خواهید بود. موفق باشید. لیلاكامرانی، كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی