• تغییرات عیدانه

    این روزها که دیگر چیزی به نوروز و آغاز سال نو باقی نمانده، یکی از دغدغه‌های خانم‌های خانه‌دار تغییر دکوراسیون و چیدمان جدید خانه و اتاق‌ها برای سال جدید است. البته این کار معمولا از نظر تمام اعضای خانواده چندان هم راحت و خوشایند نیست.

  • دوست دارم پدرم زن بگیرد

    مجید مظفری بازیگر، کارگردان و تهیه کننده‌ نام آشنای اغلب مخاطبان تلویزیون، تئاتر و سینماست اما فراتر از موفقیتهای کاری، او در زندگی خصوصی‌اش، بسیار احساساتی، مهربان، خانواده‌دوست و باگذشت است. مظفری متاسفانه سالها پیش همسر خود را بر اثر بیماری از دست داده و حالا نیکی دخترش تنها یار، مونس و همدم اوست.

  • این هفت «سین» ایرانی

    سنت باستانی گستردن سفره هفت سین در نزد ایرانیان سابقه چندین هزار ساله دارد. اجزاء هفتگانه هفت سین، نمادهایی هستند در استقبال از بهار که مفاهیمی مانند باروری، زایش، ثروت و فراوانی را تداعی میکنند. اجزای سفره هفت سین همگی منشا گیاهی دارند و خوردنی‌اند، بنابراین، "سپند" یا همان "اسپند" و "سکه" از اجزای اصلی سفره هفت سین به حساب نمی‌آیند.

  • چرا نمی‌گی دوستش داری؟

    مهربان، وفادار،‌ اهل زندگی، و با گذشتی مثال زدنی است ولی زبانت نمی ‌چرخد بگویی. مثل این‌که سربی به زبانت بسته‌اند. وقتی می‌خواهی تمام احساست را یکجا جمع کنی و آن را مثل بمب محبت بر سرش بریزی، عرق سردی بر پیشانی‌ات می‌نشیند و دو دل می‌شوی که بگویی یا نه. تردید نکن. یک نفس عمیق بکش و غرور و ترس و خجالت را دور بریز و بگو: «دوستت دارم».

  • راهنمای رنگ‌آمیزی تخم‌مرغ هفت‌سین

    تخم‌مرغ در سفره هفت‌سین عید نوروز، علاوه بر نقشی که در زیبایی سفره دارد، نشانه باروری، رشد، زایش، شکوفایی و بالندگی در سال جدید است. بسیاری از ایرانیان پیش از گذاشتن تخم‌مرغ در سفره هفت‌سین آنها را به سلیقه و هنر خود با رنگ و نقش و طرحی می‌آرایند که چند نمونه از این روشها برای رنگ کردن تخم‌مرغ در ادامه ذکر شده.

  • راه‌های آسان پرهیز از چاقی و لاغری

    چاقی یا لاغری از آن دست موضوعاتی است که افراد بسیاری، بنوعی یا به دلایلی درگیر آنند. خودتان هم که جزو این افراد نباشید، اگر دور و برتان را نگاه کنید، اشخاصی را خواهید دید که می‌گویند: «هیچی هم نمی‌خوریم، اما چاق می‌شویم»! یا «مدام دارم می‌خورم ولی نمی‌دونم چرا لاغرم»! چاره آن آسان است.

  • بابا بزرگ! از تکنولوژی جا نمانی

    کیفش را باز می‌کند و کارت بانکی را از داخل آن بیرون می‌آورد؛ شنیده است سارقان دور و بر دستگاه‌های عابربانک می‌چرخند، پس چشم می‌چرخاند و تا آنجا که می‌تواند اطراف را کنترل می‌کند.

  • هفت خوان؛ هفت سین

    روزهای آخر سال را نه از امسال و نه از پارسال که از سال‌های سال قبل، دوست دارم و داریم. این روزهای آخر سالی همیشه یک جور دیگری است. زمستان است و بهار هم در راه و ما ایرانی‌ها روزهای آخر سال را از سال‌های سال قبل، دوست داریم.

  • خود زشت‌پنداری‌ام را چه کنم

    انجمن پزشکی ایران سال گذشته آمار جالبی از عمل زیبایی ارائه کرد. براساس این آمار، میزان عمل زیبایی در ایران از سال 84 سیری صعودی یافته و در سال‌های اخیر، سن کسانی که زیر تیغ جراحی می‌روند به 15 سال رسیده است.

  • آشنایی با انواع قهوه

    قهوه، از میوه درختی به همین نام به دست می آید. پس از برداشت محصول و طی مراحلی چون خشک کردن، جداسازی غلاف، تفت (یا اصطلاحا بو) دادن، ترکیدن دانه، و... خلاصه فرآوری محصول، در دو نوع کلی «عربیکا» و «روبوستا» به بازار عرضه میشود که اولی گران، مرغوب و معطر است و دومی ارزان، پر کافئین و تلخ.

  • تصاویر دلبندان شما

    محمد حسین بختیاری

  • مشاوره

    سولماز

    سلام 20روز از فوت مادر شوهرم میگذره خیلی زن مهربونی بود .الان شوهرم خیلی گریه میكنه و ناراحته ,شوهرم 38سالشه و تو این مدت همه كس او مادرش بوده الان خیلی تنها شده , ما هنوز توی دوران عقدیم میشه بهم راهكار بدین چطوری میتونم كمكش كنم .خیلی ممنون

    سلام.ایشان باید دوران سوگ را سپری كنند و این زمان می برد.شما می توانید درك و همدلی داشته باشید. مانع گریه ایشان نشوید. از شخص فوت شده خاطره تعریف كنید.خیرات بدهید یا كاری كه دوست داشتند را انجام دهید. سر مزار بروید. همسرتان را درك كنید.اگر بدخلقی كردند ناراحت نشوید و دعوا نكنید.همین درك و همدلی بزرگترین كمك به ایشان است. همقدم شوید. دوتا گوش بشوید برای شنیدن بدون اظهارنظر.در همدردی بگویید كه گریه كردن و ابراز ناراحتی منافاتی با قوی بودن و مرد بودن ایشان ندارد.ایشان حق دارند بی تاب باشند. نگویید چون مرد است نباید گریه كند یا زشت است گریه كند و بی تابی خودشان را نشان دهند. فقط گوش باشید برای شنیدن و همپا باشید برای قدم برداشتن.موفق باشید. لیلاكامرانی، كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    سحر

    سلام من یه سوال داشتم چطورمیتونم كاری كنم شوهرم به حرفم گوش بده وكاری روكه صددرصدمطمعنم اشتباهه انجام نده من چندتاكاركردم ولی جواب نداداول گریه وزاری وقهرجواب ندادبعدباخوبی ومهربونی وخوشی بازم جواب ندادبعدبراش دلیل ومدرك ومنطق اوردم كه كارت اشتباهه بازم جواب نداد واخرشم خونسرددیگه بهش اصرارم نكردم وگفتم هركارمیدونی خوبه انجام بده بااینكه ازنظرمن اشتباهه بازم جواب نداد دیگه نمیدونم چكاركنم وكاراشتباهش اینه كه فكرمیكنه تریاك ادموسالم نگه میداره ازچهل سال به بالا و۳۵ سالشه تاحالادنبال این چیزانبوده چون همیشه كنارشم مطمعنم ازش ولی الان سه چهارماهه ماهی یكبارانجام میده نمیدونم چكاركنم لطفاراهنماییم كنید

    سلام متاسفانه راهكاری ندارد جز اینكه تنهایشان نگذارید.ایشان باور دارند كاری كه می‌كنند برای سلامتشان خوب است.این باور را نمی‌توانید شما از بین ببرید.اینكه اشتباه است و ضرر دارد هم باور شماست. ایشان هم نمی‌توانند این باورها را تغییر دهند.شما تلاش كنید تنها نمانند.نوع رابطه ها را به آرامی تغییر دهید.شاید بد نباشد ایشان با پزشك مشورت كنند تا مطمئن بشوند چه آسیب هایی به خودشان می‌زنند.اما نكته اصلی این است ایشان دوست دارند تریاك مصرف كنند و بهترین دلیل برای رهایی از عذاب وجدان كارشان و ناراحتی های شما ،‌برای سلامت مفید بودن است. مراقب خودتان باشید.خودتان را قوی كنید.برنامه‌های خوب برای آینده خودتان و بچه هایتان داشته باشید.تمام تمركز و انرژی‌تان را برای خودتان و بچه هایتان بگذارید.نه اینكه به همسرتان توجه نداشته باشید.بلكه با توجه به ایشان، انرژی‌تان را برای حرف شنوی ایشان خرج نكنید چون تا خودشان نخواهند این كار امكان‌پذیر نخواهد بود.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس‌ارشد روان‌شناسی بالینی

    Vesta

    سلام خسته نباشید من یه ساله تو عقدم خیلی به مادرشوهرم حسادت میكنم ازش متنفرم حس میكنم شوهرم زیادی دوستش داره بهش توجه میكنه حالمو بهم میزنه وقتی میبینم مامانشو بغل میكنه میبوسه آتیش میگیرم دوست دارم برم موهای مادرشوهرمو بكنم دوس دارم داد بزنم بهونه بگیرم گریه كنم مادرشوهرم و پدرشوهرم رفته بودن شمال تو این مدت چون برادرشوهرم محصله من اومدم خونشون كه حواسم به برادرشوهرم باشه شبام همسرم میومد خونه و بعد كه مادرشوهرم اینا اومدن خواهرشوهرم بهم زنگ زد كه میای خونمون چند روز بمونی كمكم كنی اخه طفلك حامله بود ویار داشت نمیتونست كارای خونشو انجام بده خلاصه منم رفتم به همسرمم پیام دادم كه میرم اونجا واسه توام لباس و وسایلاتو میبرم بیا اونجا اول گفت باشه بعد پیام داد عزیزم من یه سر میرم خونه بعد میام اونجا گفتم چرا گفت هم دوش بگیرم هم مامانمو ببینم گفتم من برات لباس اوردم بیا اینجا دوش بگیر گفت میخوام مامانمو ببینم گفتم اوكی هرطور راحتی بعدشم دیگه هرچقدر پیام داد جوابشو ندادم دقیقا دو ساعت نشست خونه مامانش و انگار نه انگار من اینجا منتظرشم بعد دو ساعتم آقا به همراه مامانشون تشریف اوردن منم تا آخرشب لام تا كام هیچی نگفتم كاملا مشخص بود كه از یه چیزی ناراحتم همسرمم برعكس همیشه هیچی نپرسید هروقت میدید ناراحتم میبردم یه گوشه ازم میپرسید چمه و آرومم میكرد ولی انگار نه انگار حرصم گرفت بغض كردم هیچی نگفتم باباش اومد دنبال مامانش اینا و رفتن...رفتیم بخوابیم نشستم انقدر گریه كردم كه دیوونه شد گفت آخه چته یعنی من نباید برم دیدن مامانم منم گفتم خیلی بچه ننه ای خیلیا سالی یبار مامانشونو نمیبینن تو سر یه هفته رفتی دیدن مامانت من حالم گرفته بود حالمو نپرسیدی حالا اگه مامانت ناراحت بود خودتو میكشتی براش از مامانت متنفرم دوس دارم خفش كنم گفت من نمیدونم چرا اینطور شدی نمیدونم من زیادی لوست كردم یا بهت كم توجهی كردم اصن نمیدونم كی مقصره این وسط...توروخدا كمكم كنید چیكار كنم😢

    سلام.نتیجه ای كه من از نوشته شما گرفتم این است كه شما حتما باید حضوری به روان شناس مراجعه كنید.باور های مركزی و افكار منفی ای در شما نهادینه شده است و در پی آن قوانینی برای خودتان نوشته اید كه همه اینها شما را در زندگی پیش می برند.یعنی شما براساس آنچه دیده اید و شنیده اید باید و نبایدهایی دارید كه می توانند نادرست باشند.در نوشته شما حركت عجیبی از طرف همسرتان وجود ندارد،‌بلكه رفتار شما باعث تعجب است. برای بهتر شدن حال تان و این كه روزهایتان را خراب نكنید حتما به مشاوره مراجعه كنید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی