• 0 0
  • 0

جیب من ، جیب تو

سه شنبه 24 بهمن 1391 ساعت 10:45
سهم من سهم تو ، جیب من جیب تو ، کار من کار تو ، و خیلی دیگر از این من و تو کردن ها در خانو.اده هایی پیش می آید که زنان هم پا به پای مردانشان کار می کنند تا راحت تر زندگی کنند ، اماچون موریانه ای به جان زندگی مشترکشان می افتد و کاشانه شان را به ویرانی می کشد ، چون مدیریت اقتصادی خانواده را بلد نیستند .

سهم او از دارایی چند ده میلیاردی شوهرش، چند تکه طلای قدیمی ویک خودروی پژوست، اسماعیل، مالک یکی از بزرگترین کارخانه های تولید مواد غذایی است،سهام چند شرکت رقیب را به تازگی خریده، صاحب ویلای 2 هزار متری در لواسان است و سه واحد آپارتمانی 100 تا300 متری را در نقاط مختلف تهران، اجاره داده ....اما اکرم 48 ساله با گذشت 28سال زندگی مشترک و مادری برای 3 پسر ویک دختر، برای اسماعیل فقط یک همسر است، می گوید:«هرچه بر تعداد سالهای عمرم افزوده می شود، ترسم از نداری بیشتر می شود.»

باور کردنش کمی سخت است، اما همسران بسیاری از مردان سرمایه دار به رغم زندگی در لوکس ترین منازل و سوار شدن بر بهترین خودروها، مانند میمانانی هستند که سهمشان از مالکیت در زندگی مشترک چیزی نزدیک به صفر است!

·        بهترین زندگی را برایش فراهم کرده ام

اسماعیل و اسماعیل ها اگر روزی دربرابر سهم خواهی همسرانشان قرار بگیرند، اول شوکه می شوند ودوم فریاد می زنند که دیگر چه چیزی کم دارد؟برایش بهترین زندگی را فراهم کرده ام!

الگوی سنتی زندگی خانواده ها هنوز بر اساس مالکیت مردان خانواده است، اگر زنی خانه دار باشد، هنوز در بسیاری از خانواده ها سهمش از دارایی خانواده بسیار کم است. در نگاه اول شاید این امر اشکالی نداشته باشد، چرا که در یک زندگی مشترک هیچ دلیلی وجود ندارد که فردی سهم بیشتر بخواهد وارتباط گرم خود وهمسرش را سرد کند، این نحوه تفکر را بسیاری از زنان باور دارند ودر بیشتر موارد برای رضایت همسر و گرمی روابط بین اعضا، حتی به ذهنشان نمی رسد تا از داراای خانوادگی سهمی بطلبند. اما آنها که مویی سپید کرده اند، نظر دیگری دارند، هما، زن میانسالی است که در یک بنگاه مسکن نظر جالبی دارد:« شوهرم از ملاکین بزرگ شهرشان بود، زمین زیاد داشت، اما خدا بیامرز یک متر را به نامم نکرد، به من اعتماد نداشت، آن موقع که جوان بودم وقتی از او می خواستم برای تامین آینده ام، زمینی به نامم کند تا سرمایه ای برای آینده ام باشد، می گفت: زمین به اسمت کنم تا هروقت دعوا کردی بروی درخواست طلاق بدی؟» همای 56 ساله حالا با گذشت یک سال از فوت شوهرش، با مشکل جدیدی روبه رو شده است: « پسر وعروسم قصد دارند خانه پدری شان را بفروشند، من هم آمده ام بنگاه به خاطر همین، من که سهم آنچنانی ندارم ولی شاید بتوانم آپارتمانی اجاره کنم، خنده دار است که شوهر آدم مالک هکتارها زمین باشد، آن وقت تو دربه در دنبال اجاره یا خرید یک واحد کوچک بگردی!»

براساس نتایج یک پژوهش در گرگان، درباره میزان سهم بری زنان از دارایی های مشترک زندگی زناشویی،زنان به طور کلی نسبت به همسرانشان سهمی کم تر از دارای های مشترک زندگی زناشویی و مالکیت مسکن دارند. بر اساس نتایج تحقیق عوامل اثر گذار بر میزان سهم بری زنان از مسکن را می توان به دو دسته از عوامل مستقیم مانند، میزان مشارکت زنان در خرید مسکن، میزانی که زن در آمد خود را در در خانه خرج می کند ، ساخت قدرت اقتصادی در خانواده، عقیده شوهر به نان آور بودن مرد در خانواده و عوامل غیر مستقیم مانند، تحصیلات و اشتغال زنان ، نسبت درآمدزن به شوهردسته بندی کرد. مهم ترین عوامل اثر گذار بر میزان سهم بری زنان از مسکن، مشارکت زن در خرید مسکن می باشد. به این ترتیب طبق انتظار، زنان خانه دار به نسبت زنان شاغل به خاطر عدم دسترسی به شغل و درآمد مشارکت کم تری در خرید مسکن داشته اند، از این رو سهم کمتر نیز در تملک آن داشته اند.

براساس قانون ارث، سهم زن از ماترک همسرش یک چهارم ودر صورت داشتن فرزند تنها یک هشتم است، از آنجا که امید به زندگی در زنان معمولا چندسال از مردان بیشتر است، برخی مردان که نگران آینده همسرشان پس از خود هستند با واگذاری وبه نام کردن برخی اموال خود مانند زمین یا واحدهای آپارتمانی تلاش می کنند تا آرامش او را در دوران تنهایی و سالمندی تضمین کنند. اما هنوز این گونه تصمیم ها، فراگیر نیست و متاسفانه بسیاری از زنان به دلیل فشار فرزندان و عروس و داماد، پس از فوت همسر وادار می شوند تا برای اعطای آنچه در قانون، سهم الارث نامیده می شود، به فروش تنها سرپناه خود رضایت دهند واز آنجا که گاه سهم یک هشتمی آنان کفاف خرید مجدد کاشانه ای مستقل را نمی دهد یا به اجاره یا زندگی مشترک با خانواده فرزندان و درآخر ادامه زندگی در خانه سالمندان تن در دهند که در هر سه صورت این زندگی مورد رضای این زنان نیست.

·        اگر شاغل بودم.....

خیلی از زنان این روزها علاوه بر شغل خانه داری که متاسفانه هیچ مزدی به آن تعلق نمیگیرد، بیرون از خانه شاغلند این گونه اشتغال در شهرهای بزرگ به امری رایج تبدیل شده وبسیاری از دختران پس از ازدواج نیز مایلند تا به اشتغال در بیرون از خانه ادامه دهند. علت این گونه تصمیم ها چیست؟

راضیه کثیری، صندوقدار بانک است که فرصت سرخاراندن ندارد، دریافتی او ماهانه با داشتن مدرک لیسانس، حدود 900 هزار تومان است، که می گوید:« به این پول نیاز داریم، چون ماهی 600هزار تومان اجاره خانه می دهیم و اتومبیلمان هم قسطی است، پس مجبورم پابه پای شوهرم کارکنم، هرچند اگر هم نیاز نداشتم باز از کارم استعفا نمی دادم چون به هرحال وقتی دستم در جیب خودم باشد، زندگی وخرج کردن لذت دیگری دارد.»

این خانم کارمند از زنانی می گوید که به خاطر نیاز به همسر ومتاسفانه صرف زندگی خود برای شوهر وفرزندان پس از مرگ همسر ودر دوران سالمندی نیازمند فرزندانشان شده اند و زندگی دردناکی را تجربه می کنند، او ادامه می دهد که مادرش از جمله همین زنان بوده که با وجود سابقه کار 10 ساله در آموزش وپرورش، با تولد دومین فرزندش از کار بیرون از منزل کناره گیری می کند و خانه دار می شود ولی پس از دو سال پشیمان می شود!

·        یکی من، یکی تو...

اسمش را نمی خواهد بگوید، می گوید اسم مستعار بنویس، با این دیدگاه که زنان برای استقلال در زندگی در بیرون از خانه کار کنند کخالف است چون باعث انتظارات بی جای همسران آنان می شود،اضافه می کند:« تا وقتی مجردی، داشتن شغل خیلی لذت دارد، همین که به پدر ومادرت فشار نمیاوری و برای خرید هرچیری نباید از کسی اجازه بگیری، تو را برای کار مشتاق تر می کند اما پس از ازدواج تو مسئول یک زندگی هستی واگر قرار باشد هم خانه داری وبچه داری کنی وهم بیرون از خانه کار کنی دیگر سهمی از زندگی بریا خودت نداری...»

او معتقد است همه چیز در زندگی پول نیست، چون مردان قانونا مسئول تامین مایحتاج خانواده شان هستند، وقتی زنان برای کار بیرون از خانه به خودشان فشار می آورند، در واقع می خواهند با پیر کردن خودشان از فشار بر آنها کم کنند، در حالی که معمولا مردها قدر این گونه فذاکاری ها را نمی دانند.

شاید گفته های این خانم کمی بدبینانه باشد ولی، سمیه تا حدی آن را تایید می کند و با بیان تجربه شخصی اش می گوید:« من 11سال در یک شرکت انتشاراتی کار می کردم ، کارم از 8 ونیم صبح شروع می شد تا 5بعدازظهر؛ وقتی هم که به خانه می رسیدم، ساعت 6 بود،مجبور بودم سریع بچه ها را از خانه مادرم بردارم وبه خانه خودمان برویم و شام آماده کنم وخسته وکوفته به رختخواب بروم، این زندگی به مذاق شوهرم خوش نمی آمد، دایم غر می زد از این که بعضی روزها،مجبور بود چند ساعتی با بچه ها تنها باشد، تا من از سرکار به خانه برسم، راضی نبود چون این کار را زنانه می دید،از طرفی وقتی هم درآمدش کمی بالاتر رفت نارضایتی اش بیشتر وبیشتر شد، تا آنجا که ایراد می گیرفت ودخالت می کرد که حقوقم را چه می کنم، چرا پس انداز ندارم وچرا فلان چیز را خریده ام و...همه اینفشارها باعث شد تا قید کار را بزنم وخانه داری را ترجیح دهم.»

 

·        یک طرفه یه قاضی نروید

بعضی از مردان تصور می کنند که زنان پس از ورود به بازار کار، کسب درآمد تا گرفتن ترفیع، به لحاظ روحی تغییر می کنند و دیگر آن همسر همراه ودلسوز نخواهند بود.

« وقتی با من ازدواج کرد یک دانشجوی لیسانس بود، مستاجر بودیم ومن خرج تحصیلش را دادم، بچه دارشدیم او باید درسش را می خواند، من زیربال وپرش را گرفتم تا درسش را تمام کند از بچه داری تا خانه داری وخرید خانه با من بود، گفت می خواهد فوق لیسانسش را هم بگیرد اول مخالفت کردم، بعد به این دلیل که نمی خواستم استعدادش سرکوب شود، رضایت دادم، از بخت بد من قبول شد وسه سال هم دنبال فوق لیسانس وپایان نامه و غیره بود، تا این که سرکار رفت ، زندگی ما تازه داشت جان می گرفت، بعد از یک سال مدیر فروش شرکتشان شد و درآمدش دوبرابر شد، حالا بیشتر از من حقوق می گرفت، درآن زمان بود که احساس کردم به من اعتماد ندارد، پول هایش را از من مخفی می کرد، دایم با تلفن همراهش حرف می زد ودرحال چانه زنی بود، اما به من و پسرم توجه نمی کرد، تا این که بگو مگوهای ما آن قدر زیاد شد که من حاضر شدم درخواست طلاق بدهم، حالا آن قدر خسته ام که همه چیز را در زندگی می فروشم تا مهریه اش را بگیرد واز زندگی من وپسرم بیرون برود چون همه چیز برای او پول است او واقعا همسر سال اول زندگی ما نیست!»(خلاصه ای از یک پرونده حقوقی در دادگاه خانواده)

 

مریم رامشت، روانشناس می گوید : در بعضی خانواده ها این نگرانی ایجاد می شود که زن با کسب درآمد، الگوی رفتاری دیگری را در پیش می گیرد. این پیشداوری ذهنی باعث مخالفت مرد با کار زن می شود، البته باید این موضوع را پذیرفت که به هر حال استقلال نظر و تفکر زن خانه دار با شاغل شدن او تغییر می کند. اما در کل به دلیل دیدگاه سنتی جامعه که کار اصلی زن را در خانه می داند، حتی برخی مردان که از نظر مالی و به دلیل مشکلات اقتصادی به درآمد همسر نیازمند هستند، با کار کردن زن مخالفت مستقیم یا غیرمستقیم می کنند. زنی که برای کمک به درآمد خانه کار می کند، وقتی با چنین دیدگاهی روبرو می شود، نوعی حالت تعارض حس می کند. بنابراین با استفاده از مکانیسم های جبرانی، به جای این که فکر کند او هم احتیاج به استراحت دارد، دائم مشغول به کار می شود و تمام کارهای خانه را به تنهایی انجام می دهد و برای جلوگیری از مخالفت همسرش، از او کمک نمی خواهد. بدین گونه به نظر می رسد به طور غیرمستقیم خود را تنبیه می کند.

 

 

·        مردان وابستگی زنان را دوست دارند!

خیلی از قدیمی ها به ویژه در خانواده های سنتی عقیده داشتند که مرد خانواده مسئول تامین هزینه های همسر وفرزندان است و این وابستگی مالی به او، مرد خانواده را قاطع و سربلند می کند، این باور سنتی در خیلی از زنان چنان ریشه داشت که حتی به ذهن خود راه نمی دادند که روزی درآمد ودستمزد زنان در خانواده از مردان بیشتر باشد، اما امروز این اتفاق افتاده وبا افزایش برخی مهارت های مورد نیاز بازار کار در میان زنان ، نه تنها از وابستگی مالی زنان به مردان کم شده که گاهی سمت وپایگاه اجتماعی واقتصادی زن بالاتر تز همسر اوست. خیلی ها با این امر موافق نیستند با توجه به رویه غالب اخلاقی در میان مردان، آن را منجر به بروز اختلاف می دانند.

« اختلافات برسر پول است، اگر حقوقت را دو دستی تقدیم شوهرت کنی آن وقت تمام مشکلات حل می شود» نادره، 64 ساله وخانه دار است اما همیشه دوست داشته معلم شود که با مخالفت شدید همسرش ، هیچوقت به آرزویش نرسیده است.او با گفتن این نظر ادامه می دهد:« جوانترها نمیدانند که همیشه جوان نمی مانند، احتیاج به همسر چیز خوبی نیست،من به دختران وحتی عروسم که خانه دارند، همیشه توصیه می کنم که دست کم برای خودشان حسابی باز کنند و هفتگی یا ماهانه پولی را پس انداز کنند، تا در روزهای پیری چشمشان به ماترک شوهر ودرآمد بچه ها نباشد.»

بنابراین اگرچه براساس قانون مردان نان آورند و زنان از حیث درآمد زایی مسئولیتی ندارند، اما این امر نمی تواند مانع از آینده نگری زنان باشد، ضمن این که فرهنگ جاری در خانواده های ایرانی در برخی موارد تحمل استقلال و جداسازی درآمدها را ندارد واین جدایی زمینه ساز جداسازی های بعدی است به همین دلیل، کارشناسان اقتصادی، مشاوران خانواده و حتی ریش سفیدان فامیل به زنان پیشنهاد می کنند تا با حساس کردن مردان وبه رخ کشیدن ایت استقلال باعث بروز رفتارهای قهری و تدافعی در همسرشان نشوند.

اشتغال زنان

دکتر محمد مجد؛ روانشناس، در مزایای اشتغال زنان می گوید : «تحقیقات نشان می دهد که زنان شاغل کمتر از زنان خانه دار دعوا می کنند چرا که کار بیرون از خانه سبب می شود که شوهران صاحب همسری باشند که آنها را بهتر درک می کنند. چرا که زن خانه دار به مردش می گوید: «با من حرف بزن، تو با من حرف نمی زنی» این شکایت قدیمی زنانی است که تمام روز را خانه نشین هستند . شوهر ، طناب نجات زن و تنها رابط وی با دنیای خارج به شمار می رود اما مرد پس از یک روز کار خسته کننده تمایلی به گپ زدن ندارد بلکه می خواهد دست کم مدتی، در آرامش و سکوت تنها بماند. امروزه زنان شاغل که مجبورند بسیاری از اوقات خود را صرف فعالیتهای شغلی شان بکنند دیگر نیازی ندارند که برای صحبت کردن مرد را تحت فشار قرار دهند. با وجود این وقتی زنان با همسرشان هستند صحبت کردن برای شوهرشان آسانتر می نماید اکنون او می تواند در باره آنچه در عرض روز برایش رخ می دهد (مثل ترافیک ، گرمی هوا ، مسائل اداره و همکاران و ...) با همسرش به عنوان شخصی که او هم بیرون از خانه است و برای درک فشارها، اضطرابها و توفیق های محل کار به خوبی مجهز به نظر می رسد حرف بزند. گفت وگوی زنان در خصوص شغل شان نیز چیزی است که مردان می توانند درک کنند و به آن علاقه مند باشند، همراه با آن هرچه مرد در کارهای خانه و بچه داری بیشتر مشارکت داشته باشد او را بیشتر درک می کند.»

·        مدیریت مالی خانواده؛ بگومگو ممنوع

·        به رخ کشیدن پست ودرآمد، کوچک شمردن کارهای روزانه همسر،نداشتن آینده نگری مالی، به فکر آینده مالی همسر نبودن و...از جمله خطاهایی است که در بسیاری موارد باعث می شودتا زن وشوهر درک درستی از هم نداشته باشند.آنهایی که مویی سفید کرده اند وآنهایی که در سن جنب وجوش اقتصادی قرار دارند همه معترفند که وابستگی در هر دوره سنی،آزاردهنده است،منتهی مدیریت مالی خانواده با کمک یکدیگر می تواند از بار این آزارها بکاهد.

درآمدتان را مخفی نکنید: شوهر شما چقدر درآمد ماهانه دارد؟ همسرتان در ماه چقدر حقوق می گیرد؟ خیلی از ما، با وجود عشق وعلاقه به همسرمان نمی توانیم جواب این سئوالات را بدهیم چون او درآمدش را از ما پنهان می کند، شاید چون به ما اعتماد نارد، یا سین جیم کردن ما برای حقوقش او را معذب می کند!

پس انداز فراموش نشود: برخی از مادران برای پس اناز فرزندانشان پیشقدم می شوند، اما برای خود قدمی برنمی دارند،این شما هستید که بعداز همسر، به ثمره مدیریت مالی تان نیازمند می شوید.

مدیریت مالی باهم: این که در ماه حقوقتان را برای خودتان خرج کنید در حالی که همسرتان زیر بار هزینه های قسط واجاره وخرج وبرج در حال له شدن است، هنر نیست!گوشه از مخارج را شما بگیرید.از آن سو، قدرشناسی فراموش نشود،شما زیر یک چتر زندگی می کنید، اگر برای یک کدامتان بلایی ببارد، شما هم در امان نخواهید بود.

قبل از ازدواج تکلیف را روشن کنید

دکتر حسین ابراهیمی مقدم، مشاور خانواده بر این باور است  که بسیاری از خانواده‏ها روی این نکته که محوریت اقتصادی خانواده باید به دست آقایان باشد، تاکید بسیاری دارند زیرا درآمدزایی در خانواده‏های ایرانی معمولا بر عهده مردهاست. اگر خانم درآمدی داشته باشد، جزو وظایفش محسوب نمی‌شود ولی اگر مردی درآمد نداشته باشد، یکی از مهم‌ترین وظایفش را انجام نداده‌است. از سوی دیگر، برخی معتقدند اگر مسایل اقتصادی به مردها سپرده شود، خانواده احساس بهتری خواهد داشت زیرا مردها روابط اجتماعی بهتر و بیشتری دارند که باعث کسب تجربه‏های متعددی در آنها خواهد شد. خیلی از خانواده‏ها هم بر این باورند که اگر خانم‏ها مدیریت اقتصادی خانه را به عهده بگیرند، بهتر نقش ایفا خواهند کرد. با توجه به باورهای متفاوتی که وجود دارد، بهتر است درباره مدیریت اقتصادی خانواده قبل از ازدواج صحبت شود و هر 2 نفر به نتیجه مطلوب برسند.در گذشته شاید برخی درآمدزایی زنان را منجر به کاهش عزت نفس مردان می دانستند اما این روز مردان خوشحال هم می شوند، همسرانشان در امور مالی به آنها کمک کنند. ما در جامعه‏ای زندگی می‌کنیم که در حال حرکت به سمت مدرن شدن است. در جامعه مدرن، الگویی وجود دارد که بسیاری از کشورهای غربی از آن تبعیت می‌کنند؛ اینکه زن و مرد هر دو کار‏کنند، هر دو درآمدزایی داشته باشند و با هم در پیشبرد اهداف اقتصادی خانه سهیم باشند.

به هرحال چه بخواهیم چه نخواهیم، الگوی مدیریت مالی سنتی در حال تغییر کردن است و زنان چه به عنوان خانه دار وچه شاغل در بیرون از منزل مشارکت بیشتری در مدیریت مالی خانوارها دارند تنها مصرف کننده نیستند. در این بین توجه به آینده زنانی که از خود درآمدی ندارند، یک وافعیت است، زنان خانه داری که با کار خانگی، در ماه 600 هزار تومان ارزش افزوده تولید می کنند، اما هیچکس آنان را به حساب نمی آورد وبحث حقوق آنان نه فقط در خانواده که در باب بیمه زنان خانه دار در جامعه منتفی است. به همین منظور، زنان خامه دار را توصیه می کنند به آینده نگری، وزنان شاغل را به حفظ جایگاه اقتصادی وپرهیز از سرشاخ شدن با همسرانی که نسبت به شان وپیشرفت شغلی آنان می توانند حساس باشند، حساسیتی که ممکن است به  مشاجره مداوم بین آنها و همسرانشان و حتی جدایی بینجامد .

سهم او از دارایی چند ده میلیاردی شوهرش، چند تکه طلای قدیمی ویک خودروی پژوست، اسماعیل، مالک یکی از بزرگترین کارخانه های تولید مواد غذایی است،سهام چند شرکت رقیب را به تازگی خریده، صاحب ویلای 2 هزار متری در لواسان است و سه واحد آپارتمانی 100 تا300 متری را در نقاط مختلف تهران، اجاره داده ....اما اکرم 48 ساله با گذشت 28سال زندگی مشترک و مادری برای 3 پسر ویک دختر، برای اسماعیل فقط یک همسر است، می گوید:«هرچه بر تعداد سالهای عمرم افزوده می شود، ترسم از نداری بیشتر می شود.»

باور کردنش کمی سخت است، اما همسران بسیاری از مردان سرمایه دار به رغم زندگی در لوکس ترین منازل و سوار شدن بر بهترین خودروها، مانند میمانانی هستند که سهمشان از مالکیت در زندگی مشترک چیزی نزدیک به صفر است!

·        بهترین زندگی را برایش فراهم کرده ام

اسماعیل و اسماعیل ها اگر روزی دربرابر سهم خواهی همسرانشان قرار بگیرند، اول شوکه می شوند ودوم فریاد می زنند که دیگر چه چیزی کم دارد؟برایش بهترین زندگی را فراهم کرده ام!

الگوی سنتی زندگی خانواده ها هنوز بر اساس مالکیت مردان خانواده است، اگر زنی خانه دار باشد، هنوز در بسیاری از خانواده ها سهمش از دارایی خانواده بسیار کم است. در نگاه اول شاید این امر اشکالی نداشته باشد، چرا که در یک زندگی مشترک هیچ دلیلی وجود ندارد که فردی سهم بیشتر بخواهد وارتباط گرم خود وهمسرش را سرد کند، این نحوه تفکر را بسیاری از زنان باور دارند ودر بیشتر موارد برای رضایت همسر و گرمی روابط بین اعضا، حتی به ذهنشان نمی رسد تا از داراای خانوادگی سهمی بطلبند. اما آنها که مویی سپید کرده اند، نظر دیگری دارند، هما، زن میانسالی است که در یک بنگاه مسکن نظر جالبی دارد:« شوهرم از ملاکین بزرگ شهرشان بود، زمین زیاد داشت، اما خدا بیامرز یک متر را به نامم نکرد، به من اعتماد نداشت، آن موقع که جوان بودم وقتی از او می خواستم برای تامین آینده ام، زمینی به نامم کند تا سرمایه ای برای آینده ام باشد، می گفت: زمین به اسمت کنم تا هروقت دعوا کردی بروی درخواست طلاق بدی؟» همای 56 ساله حالا با گذشت یک سال از فوت شوهرش، با مشکل جدیدی روبه رو شده است: « پسر وعروسم قصد دارند خانه پدری شان را بفروشند، من هم آمده ام بنگاه به خاطر همین، من که سهم آنچنانی ندارم ولی شاید بتوانم آپارتمانی اجاره کنم، خنده دار است که شوهر آدم مالک هکتارها زمین باشد، آن وقت تو دربه در دنبال اجاره یا خرید یک واحد کوچک بگردی!»

براساس نتایج یک پژوهش در گرگان، درباره میزان سهم بری زنان از دارایی های مشترک زندگی زناشویی،زنان به طور کلی نسبت به همسرانشان سهمی کم تر از دارای های مشترک زندگی زناشویی و مالکیت مسکن دارند. بر اساس نتایج تحقیق عوامل اثر گذار بر میزان سهم بری زنان از مسکن را می توان به دو دسته از عوامل مستقیم مانند، میزان مشارکت زنان در خرید مسکن، میزانی که زن در آمد خود را در در خانه خرج می کند ، ساخت قدرت اقتصادی در خانواده، عقیده شوهر به نان آور بودن مرد در خانواده و عوامل غیر مستقیم مانند، تحصیلات و اشتغال زنان ، نسبت درآمدزن به شوهردسته بندی کرد. مهم ترین عوامل اثر گذار بر میزان سهم بری زنان از مسکن، مشارکت زن در خرید مسکن می باشد. به این ترتیب طبق انتظار، زنان خانه دار به نسبت زنان شاغل به خاطر عدم دسترسی به شغل و درآمد مشارکت کم تری در خرید مسکن داشته اند، از این رو سهم کمتر نیز در تملک آن داشته اند.

براساس قانون ارث، سهم زن از ماترک همسرش یک چهارم ودر صورت داشتن فرزند تنها یک هشتم است، از آنجا که امید به زندگی در زنان معمولا چندسال از مردان بیشتر است، برخی مردان که نگران آینده همسرشان پس از خود هستند با واگذاری وبه نام کردن برخی اموال خود مانند زمین یا واحدهای آپارتمانی تلاش می کنند تا آرامش او را در دوران تنهایی و سالمندی تضمین کنند. اما هنوز این گونه تصمیم ها، فراگیر نیست و متاسفانه بسیاری از زنان به دلیل فشار فرزندان و عروس و داماد، پس از فوت همسر وادار می شوند تا برای اعطای آنچه در قانون، سهم الارث نامیده می شود، به فروش تنها سرپناه خود رضایت دهند واز آنجا که گاه سهم یک هشتمی آنان کفاف خرید مجدد کاشانه ای مستقل را نمی دهد یا به اجاره یا زندگی مشترک با خانواده فرزندان و درآخر ادامه زندگی در خانه سالمندان تن در دهند که در هر سه صورت این زندگی مورد رضای این زنان نیست.

·        اگر شاغل بودم.....

خیلی از زنان این روزها علاوه بر شغل خانه داری که متاسفانه هیچ مزدی به آن تعلق نمیگیرد، بیرون از خانه شاغلند این گونه اشتغال در شهرهای بزرگ به امری رایج تبدیل شده وبسیاری از دختران پس از ازدواج نیز مایلند تا به اشتغال در بیرون از خانه ادامه دهند. علت این گونه تصمیم ها چیست؟

راضیه کثیری، صندوقدار بانک است که فرصت سرخاراندن ندارد، دریافتی او ماهانه با داشتن مدرک لیسانس، حدود 900 هزار تومان است، که می گوید:« به این پول نیاز داریم، چون ماهی 600هزار تومان اجاره خانه می دهیم و اتومبیلمان هم قسطی است، پس مجبورم پابه پای شوهرم کارکنم، هرچند اگر هم نیاز نداشتم باز از کارم استعفا نمی دادم چون به هرحال وقتی دستم در جیب خودم باشد، زندگی وخرج کردن لذت دیگری دارد.»

این خانم کارمند از زنانی می گوید که به خاطر نیاز به همسر ومتاسفانه صرف زندگی خود برای شوهر وفرزندان پس از مرگ همسر ودر دوران سالمندی نیازمند فرزندانشان شده اند و زندگی دردناکی را تجربه می کنند، او ادامه می دهد که مادرش از جمله همین زنان بوده که با وجود سابقه کار 10 ساله در آموزش وپرورش، با تولد دومین فرزندش از کار بیرون از منزل کناره گیری می کند و خانه دار می شود ولی پس از دو سال پشیمان می شود!

·        یکی من، یکی تو...

اسمش را نمی خواهد بگوید، می گوید اسم مستعار بنویس، با این دیدگاه که زنان برای استقلال در زندگی در بیرون از خانه کار کنند کخالف است چون باعث انتظارات بی جای همسران آنان می شود،اضافه می کند:« تا وقتی مجردی، داشتن شغل خیلی لذت دارد، همین که به پدر ومادرت فشار نمیاوری و برای خرید هرچیری نباید از کسی اجازه بگیری، تو را برای کار مشتاق تر می کند اما پس از ازدواج تو مسئول یک زندگی هستی واگر قرار باشد هم خانه داری وبچه داری کنی وهم بیرون از خانه کار کنی دیگر سهمی از زندگی بریا خودت نداری...»

او معتقد است همه چیز در زندگی پول نیست، چون مردان قانونا مسئول تامین مایحتاج خانواده شان هستند، وقتی زنان برای کار بیرون از خانه به خودشان فشار می آورند، در واقع می خواهند با پیر کردن خودشان از فشار بر آنها کم کنند، در حالی که معمولا مردها قدر این گونه فذاکاری ها را نمی دانند.

شاید گفته های این خانم کمی بدبینانه باشد ولی، سمیه تا حدی آن را تایید می کند و با بیان تجربه شخصی اش می گوید:« من 11سال در یک شرکت انتشاراتی کار می کردم ، کارم از 8 ونیم صبح شروع می شد تا 5بعدازظهر؛ وقتی هم که به خانه می رسیدم، ساعت 6 بود،مجبور بودم سریع بچه ها را از خانه مادرم بردارم وبه خانه خودمان برویم و شام آماده کنم وخسته وکوفته به رختخواب بروم، این زندگی به مذاق شوهرم خوش نمی آمد، دایم غر می زد از این که بعضی روزها،مجبور بود چند ساعتی با بچه ها تنها باشد، تا من از سرکار به خانه برسم، راضی نبود چون این کار را زنانه می دید،از طرفی وقتی هم درآمدش کمی بالاتر رفت نارضایتی اش بیشتر وبیشتر شد، تا آنجا که ایراد می گیرفت ودخالت می کرد که حقوقم را چه می کنم، چرا پس انداز ندارم وچرا فلان چیز را خریده ام و...همه اینفشارها باعث شد تا قید کار را بزنم وخانه داری را ترجیح دهم.»

 

·        یک طرفه یه قاضی نروید

بعضی از مردان تصور می کنند که زنان پس از ورود به بازار کار، کسب درآمد تا گرفتن ترفیع، به لحاظ روحی تغییر می کنند و دیگر آن همسر همراه ودلسوز نخواهند بود.

« وقتی با من ازدواج کرد یک دانشجوی لیسانس بود، مستاجر بودیم ومن خرج تحصیلش را دادم، بچه دارشدیم او باید درسش را می خواند، من زیربال وپرش را گرفتم تا درسش را تمام کند از بچه داری تا خانه داری وخرید خانه با من بود، گفت می خواهد فوق لیسانسش را هم بگیرد اول مخالفت کردم، بعد به این دلیل که نمی خواستم استعدادش سرکوب شود، رضایت دادم، از بخت بد من قبول شد وسه سال هم دنبال فوق لیسانس وپایان نامه و غیره بود، تا این که سرکار رفت ، زندگی ما تازه داشت جان می گرفت، بعد از یک سال مدیر فروش شرکتشان شد و درآمدش دوبرابر شد، حالا بیشتر از من حقوق می گرفت، درآن زمان بود که احساس کردم به من اعتماد ندارد، پول هایش را از من مخفی می کرد، دایم با تلفن همراهش حرف می زد ودرحال چانه زنی بود، اما به من و پسرم توجه نمی کرد، تا این که بگو مگوهای ما آن قدر زیاد شد که من حاضر شدم درخواست طلاق بدهم، حالا آن قدر خسته ام که همه چیز را در زندگی می فروشم تا مهریه اش را بگیرد واز زندگی من وپسرم بیرون برود چون همه چیز برای او پول است او واقعا همسر سال اول زندگی ما نیست!»(خلاصه ای از یک پرونده حقوقی در دادگاه خانواده)

 

مریم رامشت، روانشناس می گوید : در بعضی خانواده ها این نگرانی ایجاد می شود که زن با کسب درآمد، الگوی رفتاری دیگری را در پیش می گیرد. این پیشداوری ذهنی باعث مخالفت مرد با کار زن می شود، البته باید این موضوع را پذیرفت که به هر حال استقلال نظر و تفکر زن خانه دار با شاغل شدن او تغییر می کند. اما در کل به دلیل دیدگاه سنتی جامعه که کار اصلی زن را در خانه می داند، حتی برخی مردان که از نظر مالی و به دلیل مشکلات اقتصادی به درآمد همسر نیازمند هستند، با کار کردن زن مخالفت مستقیم یا غیرمستقیم می کنند. زنی که برای کمک به درآمد خانه کار می کند، وقتی با چنین دیدگاهی روبرو می شود، نوعی حالت تعارض حس می کند. بنابراین با استفاده از مکانیسم های جبرانی، به جای این که فکر کند او هم احتیاج به استراحت دارد، دائم مشغول به کار می شود و تمام کارهای خانه را به تنهایی انجام می دهد و برای جلوگیری از مخالفت همسرش، از او کمک نمی خواهد. بدین گونه به نظر می رسد به طور غیرمستقیم خود را تنبیه می کند.

 

 

·        مردان وابستگی زنان را دوست دارند!

خیلی از قدیمی ها به ویژه در خانواده های سنتی عقیده داشتند که مرد خانواده مسئول تامین هزینه های همسر وفرزندان است و این وابستگی مالی به او، مرد خانواده را قاطع و سربلند می کند، این باور سنتی در خیلی از زنان چنان ریشه داشت که حتی به ذهن خود راه نمی دادند که روزی درآمد ودستمزد زنان در خانواده از مردان بیشتر باشد، اما امروز این اتفاق افتاده وبا افزایش برخی مهارت های مورد نیاز بازار کار در میان زنان ، نه تنها از وابستگی مالی زنان به مردان کم شده که گاهی سمت وپایگاه اجتماعی واقتصادی زن بالاتر تز همسر اوست. خیلی ها با این امر موافق نیستند با توجه به رویه غالب اخلاقی در میان مردان، آن را منجر به بروز اختلاف می دانند.

« اختلافات برسر پول است، اگر حقوقت را دو دستی تقدیم شوهرت کنی آن وقت تمام مشکلات حل می شود» نادره، 64 ساله وخانه دار است اما همیشه دوست داشته معلم شود که با مخالفت شدید همسرش ، هیچوقت به آرزویش نرسیده است.او با گفتن این نظر ادامه می دهد:« جوانترها نمیدانند که همیشه جوان نمی مانند، احتیاج به همسر چیز خوبی نیست،من به دختران وحتی عروسم که خانه دارند، همیشه توصیه می کنم که دست کم برای خودشان حسابی باز کنند و هفتگی یا ماهانه پولی را پس انداز کنند، تا در روزهای پیری چشمشان به ماترک شوهر ودرآمد بچه ها نباشد.»

بنابراین اگرچه براساس قانون مردان نان آورند و زنان از حیث درآمد زایی مسئولیتی ندارند، اما این امر نمی تواند مانع از آینده نگری زنان باشد، ضمن این که فرهنگ جاری در خانواده های ایرانی در برخی موارد تحمل استقلال و جداسازی درآمدها را ندارد واین جدایی زمینه ساز جداسازی های بعدی است به همین دلیل، کارشناسان اقتصادی، مشاوران خانواده و حتی ریش سفیدان فامیل به زنان پیشنهاد می کنند تا با حساس کردن مردان وبه رخ کشیدن ایت استقلال باعث بروز رفتارهای قهری و تدافعی در همسرشان نشوند.

اشتغال زنان

دکتر محمد مجد؛ روانشناس، در مزایای اشتغال زنان می گوید : «تحقیقات نشان می دهد که زنان شاغل کمتر از زنان خانه دار دعوا می کنند چرا که کار بیرون از خانه سبب می شود که شوهران صاحب همسری باشند که آنها را بهتر درک می کنند. چرا که زن خانه دار به مردش می گوید: «با من حرف بزن، تو با من حرف نمی زنی» این شکایت قدیمی زنانی است که تمام روز را خانه نشین هستند . شوهر ، طناب نجات زن و تنها رابط وی با دنیای خارج به شمار می رود اما مرد پس از یک روز کار خسته کننده تمایلی به گپ زدن ندارد بلکه می خواهد دست کم مدتی، در آرامش و سکوت تنها بماند. امروزه زنان شاغل که مجبورند بسیاری از اوقات خود را صرف فعالیتهای شغلی شان بکنند دیگر نیازی ندارند که برای صحبت کردن مرد را تحت فشار قرار دهند. با وجود این وقتی زنان با همسرشان هستند صحبت کردن برای شوهرشان آسانتر می نماید اکنون او می تواند در باره آنچه در عرض روز برایش رخ می دهد (مثل ترافیک ، گرمی هوا ، مسائل اداره و همکاران و ...) با همسرش به عنوان شخصی که او هم بیرون از خانه است و برای درک فشارها، اضطرابها و توفیق های محل کار به خوبی مجهز به نظر می رسد حرف بزند. گفت وگوی زنان در خصوص شغل شان نیز چیزی است که مردان می توانند درک کنند و به آن علاقه مند باشند، همراه با آن هرچه مرد در کارهای خانه و بچه داری بیشتر مشارکت داشته باشد او را بیشتر درک می کند.»

·        مدیریت مالی خانواده؛ بگومگو ممنوع

·        به رخ کشیدن پست ودرآمد، کوچک شمردن کارهای روزانه همسر،نداشتن آینده نگری مالی، به فکر آینده مالی همسر نبودن و...از جمله خطاهایی است که در بسیاری موارد باعث می شودتا زن وشوهر درک درستی از هم نداشته باشند.آنهایی که مویی سفید کرده اند وآنهایی که در سن جنب وجوش اقتصادی قرار دارند همه معترفند که وابستگی در هر دوره سنی،آزاردهنده است،منتهی مدیریت مالی خانواده با کمک یکدیگر می تواند از بار این آزارها بکاهد.

درآمدتان را مخفی نکنید: شوهر شما چقدر درآمد ماهانه دارد؟ همسرتان در ماه چقدر حقوق می گیرد؟ خیلی از ما، با وجود عشق وعلاقه به همسرمان نمی توانیم جواب این سئوالات را بدهیم چون او درآمدش را از ما پنهان می کند، شاید چون به ما اعتماد نارد، یا سین جیم کردن ما برای حقوقش او را معذب می کند!

پس انداز فراموش نشود: برخی از مادران برای پس اناز فرزندانشان پیشقدم می شوند، اما برای خود قدمی برنمی دارند،این شما هستید که بعداز همسر، به ثمره مدیریت مالی تان نیازمند می شوید.

مدیریت مالی باهم: این که در ماه حقوقتان را برای خودتان خرج کنید در حالی که همسرتان زیر بار هزینه های قسط واجاره وخرج وبرج در حال له شدن است، هنر نیست!گوشه از مخارج را شما بگیرید.از آن سو، قدرشناسی فراموش نشود،شما زیر یک چتر زندگی می کنید، اگر برای یک کدامتان بلایی ببارد، شما هم در امان نخواهید بود.

قبل از ازدواج تکلیف را روشن کنید

دکتر حسین ابراهیمی مقدم، مشاور خانواده بر این باور است  که بسیاری از خانواده‏ها روی این نکته که محوریت اقتصادی خانواده باید به دست آقایان باشد، تاکید بسیاری دارند زیرا درآمدزایی در خانواده‏های ایرانی معمولا بر عهده مردهاست. اگر خانم درآمدی داشته باشد، جزو وظایفش محسوب نمی‌شود ولی اگر مردی درآمد نداشته باشد، یکی از مهم‌ترین وظایفش را انجام نداده‌است. از سوی دیگر، برخی معتقدند اگر مسایل اقتصادی به مردها سپرده شود، خانواده احساس بهتری خواهد داشت زیرا مردها روابط اجتماعی بهتر و بیشتری دارند که باعث کسب تجربه‏های متعددی در آنها خواهد شد. خیلی از خانواده‏ها هم بر این باورند که اگر خانم‏ها مدیریت اقتصادی خانه را به عهده بگیرند، بهتر نقش ایفا خواهند کرد. با توجه به باورهای متفاوتی که وجود دارد، بهتر است درباره مدیریت اقتصادی خانواده قبل از ازدواج صحبت شود و هر 2 نفر به نتیجه مطلوب برسند.در گذشته شاید برخی درآمدزایی زنان را منجر به کاهش عزت نفس مردان می دانستند اما این روز مردان خوشحال هم می شوند، همسرانشان در امور مالی به آنها کمک کنند. ما در جامعه‏ای زندگی می‌کنیم که در حال حرکت به سمت مدرن شدن است. در جامعه مدرن، الگویی وجود دارد که بسیاری از کشورهای غربی از آن تبعیت می‌کنند؛ اینکه زن و مرد هر دو کار‏کنند، هر دو درآمدزایی داشته باشند و با هم در پیشبرد اهداف اقتصادی خانه سهیم باشند.

به هرحال چه بخواهیم چه نخواهیم، الگوی مدیریت مالی سنتی در حال تغییر کردن است و زنان چه به عنوان خانه دار وچه شاغل در بیرون از منزل مشارکت بیشتری در مدیریت مالی خانوارها دارند تنها مصرف کننده نیستند. در این بین توجه به آینده زنانی که از خود درآمدی ندارند، یک وافعیت است، زنان خانه داری که با کار خانگی، در ماه 600 هزار تومان ارزش افزوده تولید می کنند، اما هیچکس آنان را به حساب نمی آورد وبحث حقوق آنان نه فقط در خانواده که در باب بیمه زنان خانه دار در جامعه منتفی است. به همین منظور، زنان خامه دار را توصیه می کنند به آینده نگری، وزنان شاغل را به حفظ جایگاه اقتصادی وپرهیز از سرشاخ شدن با همسرانی که نسبت به شان وپیشرفت شغلی آنان می توانند حساس باشند، حساسیتی که ممکن است به  مشاجره مداوم بین آنها و همسرانشان و حتی جدایی بینجامد .

سهم او از دارایی چند ده میلیاردی شوهرش، چند تکه طلای قدیمی ویک خودروی پژوست، اسماعیل، مالک یکی از بزرگترین کارخانه های تولید مواد غذایی است،سهام چند شرکت رقیب را به تازگی خریده، صاحب ویلای 2 هزار متری در لواسان است و سه واحد آپارتمانی 100 تا300 متری را در نقاط مختلف تهران، اجاره داده ....اما اکرم 48 ساله با گذشت 28سال زندگی مشترک و مادری برای 3 پسر ویک دختر، برای اسماعیل فقط یک همسر است، می گوید:«هرچه بر تعداد سالهای عمرم افزوده می شود، ترسم از نداری بیشتر می شود.»

باور کردنش کمی سخت است، اما همسران بسیاری از مردان سرمایه دار به رغم زندگی در لوکس ترین منازل و سوار شدن بر بهترین خودروها، مانند میمانانی هستند که سهمشان از مالکیت در زندگی مشترک چیزی نزدیک به صفر است!

·        بهترین زندگی را برایش فراهم کرده ام

اسماعیل و اسماعیل ها اگر روزی دربرابر سهم خواهی همسرانشان قرار بگیرند، اول شوکه می شوند ودوم فریاد می زنند که دیگر چه چیزی کم دارد؟برایش بهترین زندگی را فراهم کرده ام!

الگوی سنتی زندگی خانواده ها هنوز بر اساس مالکیت مردان خانواده است، اگر زنی خانه دار باشد، هنوز در بسیاری از خانواده ها سهمش از دارایی خانواده بسیار کم است. در نگاه اول شاید این امر اشکالی نداشته باشد، چرا که در یک زندگی مشترک هیچ دلیلی وجود ندارد که فردی سهم بیشتر بخواهد وارتباط گرم خود وهمسرش را سرد کند، این نحوه تفکر را بسیاری از زنان باور دارند ودر بیشتر موارد برای رضایت همسر و گرمی روابط بین اعضا، حتی به ذهنشان نمی رسد تا از داراای خانوادگی سهمی بطلبند. اما آنها که مویی سپید کرده اند، نظر دیگری دارند، هما، زن میانسالی است که در یک بنگاه مسکن نظر جالبی دارد:« شوهرم از ملاکین بزرگ شهرشان بود، زمین زیاد داشت، اما خدا بیامرز یک متر را به نامم نکرد، به من اعتماد نداشت، آن موقع که جوان بودم وقتی از او می خواستم برای تامین آینده ام، زمینی به نامم کند تا سرمایه ای برای آینده ام باشد، می گفت: زمین به اسمت کنم تا هروقت دعوا کردی بروی درخواست طلاق بدی؟» همای 56 ساله حالا با گذشت یک سال از فوت شوهرش، با مشکل جدیدی روبه رو شده است: « پسر وعروسم قصد دارند خانه پدری شان را بفروشند، من هم آمده ام بنگاه به خاطر همین، من که سهم آنچنانی ندارم ولی شاید بتوانم آپارتمانی اجاره کنم، خنده دار است که شوهر آدم مالک هکتارها زمین باشد، آن وقت تو دربه در دنبال اجاره یا خرید یک واحد کوچک بگردی!»

براساس نتایج یک پژوهش در گرگان، درباره میزان سهم بری زنان از دارایی های مشترک زندگی زناشویی،زنان به طور کلی نسبت به همسرانشان سهمی کم تر از دارای های مشترک زندگی زناشویی و مالکیت مسکن دارند. بر اساس نتایج تحقیق عوامل اثر گذار بر میزان سهم بری زنان از مسکن را می توان به دو دسته از عوامل مستقیم مانند، میزان مشارکت زنان در خرید مسکن، میزانی که زن در آمد خود را در در خانه خرج می کند ، ساخت قدرت اقتصادی در خانواده، عقیده شوهر به نان آور بودن مرد در خانواده و عوامل غیر مستقیم مانند، تحصیلات و اشتغال زنان ، نسبت درآمدزن به شوهردسته بندی کرد. مهم ترین عوامل اثر گذار بر میزان سهم بری زنان از مسکن، مشارکت زن در خرید مسکن می باشد. به این ترتیب طبق انتظار، زنان خانه دار به نسبت زنان شاغل به خاطر عدم دسترسی به شغل و درآمد مشارکت کم تری در خرید مسکن داشته اند، از این رو سهم کمتر نیز در تملک آن داشته اند.

براساس قانون ارث، سهم زن از ماترک همسرش یک چهارم ودر صورت داشتن فرزند تنها یک هشتم است، از آنجا که امید به زندگی در زنان معمولا چندسال از مردان بیشتر است، برخی مردان که نگران آینده همسرشان پس از خود هستند با واگذاری وبه نام کردن برخی اموال خود مانند زمین یا واحدهای آپارتمانی تلاش می کنند تا آرامش او را در دوران تنهایی و سالمندی تضمین کنند. اما هنوز این گونه تصمیم ها، فراگیر نیست و متاسفانه بسیاری از زنان به دلیل فشار فرزندان و عروس و داماد، پس از فوت همسر وادار می شوند تا برای اعطای آنچه در قانون، سهم الارث نامیده می شود، به فروش تنها سرپناه خود رضایت دهند واز آنجا که گاه سهم یک هشتمی آنان کفاف خرید مجدد کاشانه ای مستقل را نمی دهد یا به اجاره یا زندگی مشترک با خانواده فرزندان و درآخر ادامه زندگی در خانه سالمندان تن در دهند که در هر سه صورت این زندگی مورد رضای این زنان نیست.

·        اگر شاغل بودم.....

خیلی از زنان این روزها علاوه بر شغل خانه داری که متاسفانه هیچ مزدی به آن تعلق نمیگیرد، بیرون از خانه شاغلند این گونه اشتغال در شهرهای بزرگ به امری رایج تبدیل شده وبسیاری از دختران پس از ازدواج نیز مایلند تا به اشتغال در بیرون از خانه ادامه دهند. علت این گونه تصمیم ها چیست؟

راضیه کثیری، صندوقدار بانک است که فرصت سرخاراندن ندارد، دریافتی او ماهانه با داشتن مدرک لیسانس، حدود 900 هزار تومان است، که می گوید:« به این پول نیاز داریم، چون ماهی 600هزار تومان اجاره خانه می دهیم و اتومبیلمان هم قسطی است، پس مجبورم پابه پای شوهرم کارکنم، هرچند اگر هم نیاز نداشتم باز از کارم استعفا نمی دادم چون به هرحال وقتی دستم در جیب خودم باشد، زندگی وخرج کردن لذت دیگری دارد.»

این خانم کارمند از زنانی می گوید که به خاطر نیاز به همسر ومتاسفانه صرف زندگی خود برای شوهر وفرزندان پس از مرگ همسر ودر دوران سالمندی نیازمند فرزندانشان شده اند و زندگی دردناکی را تجربه می کنند، او ادامه می دهد که مادرش از جمله همین زنان بوده که با وجود سابقه کار 10 ساله در آموزش وپرورش، با تولد دومین فرزندش از کار بیرون از منزل کناره گیری می کند و خانه دار می شود ولی پس از دو سال پشیمان می شود!

·        یکی من، یکی تو...

اسمش را نمی خواهد بگوید، می گوید اسم مستعار بنویس، با این دیدگاه که زنان برای استقلال در زندگی در بیرون از خانه کار کنند کخالف است چون باعث انتظارات بی جای همسران آنان می شود،اضافه می کند:« تا وقتی مجردی، داشتن شغل خیلی لذت دارد، همین که به پدر ومادرت فشار نمیاوری و برای خرید هرچیری نباید از کسی اجازه بگیری، تو را برای کار مشتاق تر می کند اما پس از ازدواج تو مسئول یک زندگی هستی واگر قرار باشد هم خانه داری وبچه داری کنی وهم بیرون از خانه کار کنی دیگر سهمی از زندگی بریا خودت نداری...»

او معتقد است همه چیز در زندگی پول نیست، چون مردان قانونا مسئول تامین مایحتاج خانواده شان هستند، وقتی زنان برای کار بیرون از خانه به خودشان فشار می آورند، در واقع می خواهند با پیر کردن خودشان از فشار بر آنها کم کنند، در حالی که معمولا مردها قدر این گونه فذاکاری ها را نمی دانند.

شاید گفته های این خانم کمی بدبینانه باشد ولی، سمیه تا حدی آن را تایید می کند و با بیان تجربه شخصی اش می گوید:« من 11سال در یک شرکت انتشاراتی کار می کردم ، کارم از 8 ونیم صبح شروع می شد تا 5بعدازظهر؛ وقتی هم که به خانه می رسیدم، ساعت 6 بود،مجبور بودم سریع بچه ها را از خانه مادرم بردارم وبه خانه خودمان برویم و شام آماده کنم وخسته وکوفته به رختخواب بروم، این زندگی به مذاق شوهرم خوش نمی آمد، دایم غر می زد از این که بعضی روزها،مجبور بود چند ساعتی با بچه ها تنها باشد، تا من از سرکار به خانه برسم، راضی نبود چون این کار را زنانه می دید،از طرفی وقتی هم درآمدش کمی بالاتر رفت نارضایتی اش بیشتر وبیشتر شد، تا آنجا که ایراد می گیرفت ودخالت می کرد که حقوقم را چه می کنم، چرا پس انداز ندارم وچرا فلان چیز را خریده ام و...همه اینفشارها باعث شد تا قید کار را بزنم وخانه داری را ترجیح دهم.»

 

·        یک طرفه یه قاضی نروید

بعضی از مردان تصور می کنند که زنان پس از ورود به بازار کار، کسب درآمد تا گرفتن ترفیع، به لحاظ روحی تغییر می کنند و دیگر آن همسر همراه ودلسوز نخواهند بود.

« وقتی با من ازدواج کرد یک دانشجوی لیسانس بود، مستاجر بودیم ومن خرج تحصیلش را دادم، بچه دارشدیم او باید درسش را می خواند، من زیربال وپرش را گرفتم تا درسش را تمام کند از بچه داری تا خانه داری وخرید خانه با من بود، گفت می خواهد فوق لیسانسش را هم بگیرد اول مخالفت کردم، بعد به این دلیل که نمی خواستم استعدادش سرکوب شود، رضایت دادم، از بخت بد من قبول شد وسه سال هم دنبال فوق لیسانس وپایان نامه و غیره بود، تا این که سرکار رفت ، زندگی ما تازه داشت جان می گرفت، بعد از یک سال مدیر فروش شرکتشان شد و درآمدش دوبرابر شد، حالا بیشتر از من حقوق می گرفت، درآن زمان بود که احساس کردم به من اعتماد ندارد، پول هایش را از من مخفی می کرد، دایم با تلفن همراهش حرف می زد ودرحال چانه زنی بود، اما به من و پسرم توجه نمی کرد، تا این که بگو مگوهای ما آن قدر زیاد شد که من حاضر شدم درخواست طلاق بدهم، حالا آن قدر خسته ام که همه چیز را در زندگی می فروشم تا مهریه اش را بگیرد واز زندگی من وپسرم بیرون برود چون همه چیز برای او پول است او واقعا همسر سال اول زندگی ما نیست!»(خلاصه ای از یک پرونده حقوقی در دادگاه خانواده)

 

مریم رامشت، روانشناس می گوید : در بعضی خانواده ها این نگرانی ایجاد می شود که زن با کسب درآمد، الگوی رفتاری دیگری را در پیش می گیرد. این پیشداوری ذهنی باعث مخالفت مرد با کار زن می شود، البته باید این موضوع را پذیرفت که به هر حال استقلال نظر و تفکر زن خانه دار با شاغل شدن او تغییر می کند. اما در کل به دلیل دیدگاه سنتی جامعه که کار اصلی زن را در خانه می داند، حتی برخی مردان که از نظر مالی و به دلیل مشکلات اقتصادی به درآمد همسر نیازمند هستند، با کار کردن زن مخالفت مستقیم یا غیرمستقیم می کنند. زنی که برای کمک به درآمد خانه کار می کند، وقتی با چنین دیدگاهی روبرو می شود، نوعی حالت تعارض حس می کند. بنابراین با استفاده از مکانیسم های جبرانی، به جای این که فکر کند او هم احتیاج به استراحت دارد، دائم مشغول به کار می شود و تمام کارهای خانه را به تنهایی انجام می دهد و برای جلوگیری از مخالفت همسرش، از او کمک نمی خواهد. بدین گونه به نظر می رسد به طور غیرمستقیم خود را تنبیه می کند.

 

 

·        مردان وابستگی زنان را دوست دارند!

خیلی از قدیمی ها به ویژه در خانواده های سنتی عقیده داشتند که مرد خانواده مسئول تامین هزینه های همسر وفرزندان است و این وابستگی مالی به او، مرد خانواده را قاطع و سربلند می کند، این باور سنتی در خیلی از زنان چنان ریشه داشت که حتی به ذهن خود راه نمی دادند که روزی درآمد ودستمزد زنان در خانواده از مردان بیشتر باشد، اما امروز این اتفاق افتاده وبا افزایش برخی مهارت های مورد نیاز بازار کار در میان زنان ، نه تنها از وابستگی مالی زنان به مردان کم شده که گاهی سمت وپایگاه اجتماعی واقتصادی زن بالاتر تز همسر اوست. خیلی ها با این امر موافق نیستند با توجه به رویه غالب اخلاقی در میان مردان، آن را منجر به بروز اختلاف می دانند.

« اختلافات برسر پول است، اگر حقوقت را دو دستی تقدیم شوهرت کنی آن وقت تمام مشکلات حل می شود» نادره، 64 ساله وخانه دار است اما همیشه دوست داشته معلم شود که با مخالفت شدید همسرش ، هیچوقت به آرزویش نرسیده است.او با گفتن این نظر ادامه می دهد:« جوانترها نمیدانند که همیشه جوان نمی مانند، احتیاج به همسر چیز خوبی نیست،من به دختران وحتی عروسم که خانه دارند، همیشه توصیه می کنم که دست کم برای خودشان حسابی باز کنند و هفتگی یا ماهانه پولی را پس انداز کنند، تا در روزهای پیری چشمشان به ماترک شوهر ودرآمد بچه ها نباشد.»

بنابراین اگرچه براساس قانون مردان نان آورند و زنان از حیث درآمد زایی مسئولیتی ندارند، اما این امر نمی تواند مانع از آینده نگری زنان باشد، ضمن این که فرهنگ جاری در خانواده های ایرانی در برخی موارد تحمل استقلال و جداسازی درآمدها را ندارد واین جدایی زمینه ساز جداسازی های بعدی است به همین دلیل، کارشناسان اقتصادی، مشاوران خانواده و حتی ریش سفیدان فامیل به زنان پیشنهاد می کنند تا با حساس کردن مردان وبه رخ کشیدن ایت استقلال باعث بروز رفتارهای قهری و تدافعی در همسرشان نشوند.

اشتغال زنان

دکتر محمد مجد؛ روانشناس، در مزایای اشتغال زنان می گوید : «تحقیقات نشان می دهد که زنان شاغل کمتر از زنان خانه دار دعوا می کنند چرا که کار بیرون از خانه سبب می شود که شوهران صاحب همسری باشند که آنها را بهتر درک می کنند. چرا که زن خانه دار به مردش می گوید: «با من حرف بزن، تو با من حرف نمی زنی» این شکایت قدیمی زنانی است که تمام روز را خانه نشین هستند . شوهر ، طناب نجات زن و تنها رابط وی با دنیای خارج به شمار می رود اما مرد پس از یک روز کار خسته کننده تمایلی به گپ زدن ندارد بلکه می خواهد دست کم مدتی، در آرامش و سکوت تنها بماند. امروزه زنان شاغل که مجبورند بسیاری از اوقات خود را صرف فعالیتهای شغلی شان بکنند دیگر نیازی ندارند که برای صحبت کردن مرد را تحت فشار قرار دهند. با وجود این وقتی زنان با همسرشان هستند صحبت کردن برای شوهرشان آسانتر می نماید اکنون او می تواند در باره آنچه در عرض روز برایش رخ می دهد (مثل ترافیک ، گرمی هوا ، مسائل اداره و همکاران و ...) با همسرش به عنوان شخصی که او هم بیرون از خانه است و برای درک فشارها، اضطرابها و توفیق های محل کار به خوبی مجهز به نظر می رسد حرف بزند. گفت وگوی زنان در خصوص شغل شان نیز چیزی است که مردان می توانند درک کنند و به آن علاقه مند باشند، همراه با آن هرچه مرد در کارهای خانه و بچه داری بیشتر مشارکت داشته باشد او را بیشتر درک می کند.»

·        مدیریت مالی خانواده؛ بگومگو ممنوع

·        به رخ کشیدن پست ودرآمد، کوچک شمردن کارهای روزانه همسر،نداشتن آینده نگری مالی، به فکر آینده مالی همسر نبودن و...از جمله خطاهایی است که در بسیاری موارد باعث می شودتا زن وشوهر درک درستی از هم نداشته باشند.آنهایی که مویی سفید کرده اند وآنهایی که در سن جنب وجوش اقتصادی قرار دارند همه معترفند که وابستگی در هر دوره سنی،آزاردهنده است،منتهی مدیریت مالی خانواده با کمک یکدیگر می تواند از بار این آزارها بکاهد.

درآمدتان را مخفی نکنید: شوهر شما چقدر درآمد ماهانه دارد؟ همسرتان در ماه چقدر حقوق می گیرد؟ خیلی از ما، با وجود عشق وعلاقه به همسرمان نمی توانیم جواب این سئوالات را بدهیم چون او درآمدش را از ما پنهان می کند، شاید چون به ما اعتماد نارد، یا سین جیم کردن ما برای حقوقش او را معذب می کند!

پس انداز فراموش نشود: برخی از مادران برای پس اناز فرزندانشان پیشقدم می شوند، اما برای خود قدمی برنمی دارند،این شما هستید که بعداز همسر، به ثمره مدیریت مالی تان نیازمند می شوید.

مدیریت مالی باهم: این که در ماه حقوقتان را برای خودتان خرج کنید در حالی که همسرتان زیر بار هزینه های قسط واجاره وخرج وبرج در حال له شدن است، هنر نیست!گوشه از مخارج را شما بگیرید.از آن سو، قدرشناسی فراموش نشود،شما زیر یک چتر زندگی می کنید، اگر برای یک کدامتان بلایی ببارد، شما هم در امان نخواهید بود.

قبل از ازدواج تکلیف را روشن کنید

دکتر حسین ابراهیمی مقدم، مشاور خانواده بر این باور است  که بسیاری از خانواده‏ها روی این نکته که محوریت اقتصادی خانواده باید به دست آقایان باشد، تاکید بسیاری دارند زیرا درآمدزایی در خانواده‏های ایرانی معمولا بر عهده مردهاست. اگر خانم درآمدی داشته باشد، جزو وظایفش محسوب نمی‌شود ولی اگر مردی درآمد نداشته باشد، یکی از مهم‌ترین وظایفش را انجام نداده‌است. از سوی دیگر، برخی معتقدند اگر مسایل اقتصادی به مردها سپرده شود، خانواده احساس بهتری خواهد داشت زیرا مردها روابط اجتماعی بهتر و بیشتری دارند که باعث کسب تجربه‏های متعددی در آنها خواهد شد. خیلی از خانواده‏ها هم بر این باورند که اگر خانم‏ها مدیریت اقتصادی خانه را به عهده بگیرند، بهتر نقش ایفا خواهند کرد. با توجه به باورهای متفاوتی که وجود دارد، بهتر است درباره مدیریت اقتصادی خانواده قبل از ازدواج صحبت شود و هر 2 نفر به نتیجه مطلوب برسند.در گذشته شاید برخی درآمدزایی زنان را منجر به کاهش عزت نفس مردان می دانستند اما این روز مردان خوشحال هم می شوند، همسرانشان در امور مالی به آنها کمک کنند. ما در جامعه‏ای زندگی می‌کنیم که در حال حرکت به سمت مدرن شدن است. در جامعه مدرن، الگویی وجود دارد که بسیاری از کشورهای غربی از آن تبعیت می‌کنند؛ اینکه زن و مرد هر دو کار‏کنند، هر دو درآمدزایی داشته باشند و با هم در پیشبرد اهداف اقتصادی خانه سهیم باشند.

به هرحال چه بخواهیم چه نخواهیم، الگوی مدیریت مالی سنتی در حال تغییر کردن است و زنان چه به عنوان خانه دار وچه شاغل در بیرون از منزل مشارکت بیشتری در مدیریت مالی خانوارها دارند تنها مصرف کننده نیستند. در این بین توجه به آینده زنانی که از خود درآمدی ندارند، یک وافعیت است، زنان خانه داری که با کار خانگی، در ماه 600 هزار تومان ارزش افزوده تولید می کنند، اما هیچکس آنان را به حساب نمی آورد وبحث حقوق آنان نه فقط در خانواده که در باب بیمه زنان خانه دار در جامعه منتفی است. به همین منظور، زنان خامه دار را توصیه می کنند به آینده نگری، وزنان شاغل را به حفظ جایگاه اقتصادی وپرهیز از سرشاخ شدن با همسرانی که نسبت به شان وپیشرفت شغلی آنان می توانند حساس باشند، حساسیتی که ممکن است به  مشاجره مداوم بین آنها و همسرانشان و حتی جدایی بینجامد .

سهم او از دارایی چند ده میلیاردی شوهرش، چند تکه طلای قدیمی ویک خودروی پژوست، اسماعیل، مالک یکی از بزرگترین کارخانه های تولید مواد غذایی است،سهام چند شرکت رقیب را به تازگی خریده، صاحب ویلای 2 هزار متری در لواسان است و سه واحد آپارتمانی 100 تا300 متری را در نقاط مختلف تهران، اجاره داده ....اما اکرم 48 ساله با گذشت 28سال زندگی مشترک و مادری برای 3 پسر ویک دختر، برای اسماعیل فقط یک همسر است، می گوید:«هرچه بر تعداد سالهای عمرم افزوده می شود، ترسم از نداری بیشتر می شود.»

باور کردنش کمی سخت است، اما همسران بسیاری از مردان سرمایه دار به رغم زندگی در لوکس ترین منازل و سوار شدن بر بهترین خودروها، مانند میمانانی هستند که سهمشان از مالکیت در زندگی مشترک چیزی نزدیک به صفر است!

·        بهترین زندگی را برایش فراهم کرده ام

اسماعیل و اسماعیل ها اگر روزی دربرابر سهم خواهی همسرانشان قرار بگیرند، اول شوکه می شوند ودوم فریاد می زنند که دیگر چه چیزی کم دارد؟برایش بهترین زندگی را فراهم کرده ام!

الگوی سنتی زندگی خانواده ها هنوز بر اساس مالکیت مردان خانواده است، اگر زنی خانه دار باشد، هنوز در بسیاری از خانواده ها سهمش از دارایی خانواده بسیار کم است. در نگاه اول شاید این امر اشکالی نداشته باشد، چرا که در یک زندگی مشترک هیچ دلیلی وجود ندارد که فردی سهم بیشتر بخواهد وارتباط گرم خود وهمسرش را سرد کند، این نحوه تفکر را بسیاری از زنان باور دارند ودر بیشتر موارد برای رضایت همسر و گرمی روابط بین اعضا، حتی به ذهنشان نمی رسد تا از داراای خانوادگی سهمی بطلبند. اما آنها که مویی سپید کرده اند، نظر دیگری دارند، هما، زن میانسالی است که در یک بنگاه مسکن نظر جالبی دارد:« شوهرم از ملاکین بزرگ شهرشان بود، زمین زیاد داشت، اما خدا بیامرز یک متر را به نامم نکرد، به من اعتماد نداشت، آن موقع که جوان بودم وقتی از او می خواستم برای تامین آینده ام، زمینی به نامم کند تا سرمایه ای برای آینده ام باشد، می گفت: زمین به اسمت کنم تا هروقت دعوا کردی بروی درخواست طلاق بدی؟» همای 56 ساله حالا با گذشت یک سال از فوت شوهرش، با مشکل جدیدی روبه رو شده است: « پسر وعروسم قصد دارند خانه پدری شان را بفروشند، من هم آمده ام بنگاه به خاطر همین، من که سهم آنچنانی ندارم ولی شاید بتوانم آپارتمانی اجاره کنم، خنده دار است که شوهر آدم مالک هکتارها زمین باشد، آن وقت تو دربه در دنبال اجاره یا خرید یک واحد کوچک بگردی!»

براساس نتایج یک پژوهش در گرگان، درباره میزان سهم بری زنان از دارایی های مشترک زندگی زناشویی،زنان به طور کلی نسبت به همسرانشان سهمی کم تر از دارای های مشترک زندگی زناشویی و مالکیت مسکن دارند. بر اساس نتایج تحقیق عوامل اثر گذار بر میزان سهم بری زنان از مسکن را می توان به دو دسته از عوامل مستقیم مانند، میزان مشارکت زنان در خرید مسکن، میزانی که زن در آمد خود را در در خانه خرج می کند ، ساخت قدرت اقتصادی در خانواده، عقیده شوهر به نان آور بودن مرد در خانواده و عوامل غیر مستقیم مانند، تحصیلات و اشتغال زنان ، نسبت درآمدزن به شوهردسته بندی کرد. مهم ترین عوامل اثر گذار بر میزان سهم بری زنان از مسکن، مشارکت زن در خرید مسکن می باشد. به این ترتیب طبق انتظار، زنان خانه دار به نسبت زنان شاغل به خاطر عدم دسترسی به شغل و درآمد مشارکت کم تری در خرید مسکن داشته اند، از این رو سهم کمتر نیز در تملک آن داشته اند.

براساس قانون ارث، سهم زن از ماترک همسرش یک چهارم ودر صورت داشتن فرزند تنها یک هشتم است، از آنجا که امید به زندگی در زنان معمولا چندسال از مردان بیشتر است، برخی مردان که نگران آینده همسرشان پس از خود هستند با واگذاری وبه نام کردن برخی اموال خود مانند زمین یا واحدهای آپارتمانی تلاش می کنند تا آرامش او را در دوران تنهایی و سالمندی تضمین کنند. اما هنوز این گونه تصمیم ها، فراگیر نیست و متاسفانه بسیاری از زنان به دلیل فشار فرزندان و عروس و داماد، پس از فوت همسر وادار می شوند تا برای اعطای آنچه در قانون، سهم الارث نامیده می شود، به فروش تنها سرپناه خود رضایت دهند واز آنجا که گاه سهم یک هشتمی آنان کفاف خرید مجدد کاشانه ای مستقل را نمی دهد یا به اجاره یا زندگی مشترک با خانواده فرزندان و درآخر ادامه زندگی در خانه سالمندان تن در دهند که در هر سه صورت این زندگی مورد رضای این زنان نیست.

·        اگر شاغل بودم.....

خیلی از زنان این روزها علاوه بر شغل خانه داری که متاسفانه هیچ مزدی به آن تعلق نمیگیرد، بیرون از خانه شاغلند این گونه اشتغال در شهرهای بزرگ به امری رایج تبدیل شده وبسیاری از دختران پس از ازدواج نیز مایلند تا به اشتغال در بیرون از خانه ادامه دهند. علت این گونه تصمیم ها چیست؟

راضیه کثیری، صندوقدار بانک است که فرصت سرخاراندن ندارد، دریافتی او ماهانه با داشتن مدرک لیسانس، حدود 900 هزار تومان است، که می گوید:« به این پول نیاز داریم، چون ماهی 600هزار تومان اجاره خانه می دهیم و اتومبیلمان هم قسطی است، پس مجبورم پابه پای شوهرم کارکنم، هرچند اگر هم نیاز نداشتم باز از کارم استعفا نمی دادم چون به هرحال وقتی دستم در جیب خودم باشد، زندگی وخرج کردن لذت دیگری دارد.»

این خانم کارمند از زنانی می گوید که به خاطر نیاز به همسر ومتاسفانه صرف زندگی خود برای شوهر وفرزندان پس از مرگ همسر ودر دوران سالمندی نیازمند فرزندانشان شده اند و زندگی دردناکی را تجربه می کنند، او ادامه می دهد که مادرش از جمله همین زنان بوده که با وجود سابقه کار 10 ساله در آموزش وپرورش، با تولد دومین فرزندش از کار بیرون از منزل کناره گیری می کند و خانه دار می شود ولی پس از دو سال پشیمان می شود!

·        یکی من، یکی تو...

اسمش را نمی خواهد بگوید، می گوید اسم مستعار بنویس، با این دیدگاه که زنان برای استقلال در زندگی در بیرون از خانه کار کنند کخالف است چون باعث انتظارات بی جای همسران آنان می شود،اضافه می کند:« تا وقتی مجردی، داشتن شغل خیلی لذت دارد، همین که به پدر ومادرت فشار نمیاوری و برای خرید هرچیری نباید از کسی اجازه بگیری، تو را برای کار مشتاق تر می کند اما پس از ازدواج تو مسئول یک زندگی هستی واگر قرار باشد هم خانه داری وبچه داری کنی وهم بیرون از خانه کار کنی دیگر سهمی از زندگی بریا خودت نداری...»

او معتقد است همه چیز در زندگی پول نیست، چون مردان قانونا مسئول تامین مایحتاج خانواده شان هستند، وقتی زنان برای کار بیرون از خانه به خودشان فشار می آورند، در واقع می خواهند با پیر کردن خودشان از فشار بر آنها کم کنند، در حالی که معمولا مردها قدر این گونه فذاکاری ها را نمی دانند.

شاید گفته های این خانم کمی بدبینانه باشد ولی، سمیه تا حدی آن را تایید می کند و با بیان تجربه شخصی اش می گوید:« من 11سال در یک شرکت انتشاراتی کار می کردم ، کارم از 8 ونیم صبح شروع می شد تا 5بعدازظهر؛ وقتی هم که به خانه می رسیدم، ساعت 6 بود،مجبور بودم سریع بچه ها را از خانه مادرم بردارم وبه خانه خودمان برویم و شام آماده کنم وخسته وکوفته به رختخواب بروم، این زندگی به مذاق شوهرم خوش نمی آمد، دایم غر می زد از این که بعضی روزها،مجبور بود چند ساعتی با بچه ها تنها باشد، تا من از سرکار به خانه برسم، راضی نبود چون این کار را زنانه می دید،از طرفی وقتی هم درآمدش کمی بالاتر رفت نارضایتی اش بیشتر وبیشتر شد، تا آنجا که ایراد می گیرفت ودخالت می کرد که حقوقم را چه می کنم، چرا پس انداز ندارم وچرا فلان چیز را خریده ام و...همه اینفشارها باعث شد تا قید کار را بزنم وخانه داری را ترجیح دهم.»

 

·        یک طرفه یه قاضی نروید

بعضی از مردان تصور می کنند که زنان پس از ورود به بازار کار، کسب درآمد تا گرفتن ترفیع، به لحاظ روحی تغییر می کنند و دیگر آن همسر همراه ودلسوز نخواهند بود.

« وقتی با من ازدواج کرد یک دانشجوی لیسانس بود، مستاجر بودیم ومن خرج تحصیلش را دادم، بچه دارشدیم او باید درسش را می خواند، من زیربال وپرش را گرفتم تا درسش را تمام کند از بچه داری تا خانه داری وخرید خانه با من بود، گفت می خواهد فوق لیسانسش را هم بگیرد اول مخالفت کردم، بعد به این دلیل که نمی خواستم استعدادش سرکوب شود، رضایت دادم، از بخت بد من قبول شد وسه سال هم دنبال فوق لیسانس وپایان نامه و غیره بود، تا این که سرکار رفت ، زندگی ما تازه داشت جان می گرفت، بعد از یک سال مدیر فروش شرکتشان شد و درآمدش دوبرابر شد، حالا بیشتر از من حقوق می گرفت، درآن زمان بود که احساس کردم به من اعتماد ندارد، پول هایش را از من مخفی می کرد، دایم با تلفن همراهش حرف می زد ودرحال چانه زنی بود، اما به من و پسرم توجه نمی کرد، تا این که بگو مگوهای ما آن قدر زیاد شد که من حاضر شدم درخواست طلاق بدهم، حالا آن قدر خسته ام که همه چیز را در زندگی می فروشم تا مهریه اش را بگیرد واز زندگی من وپسرم بیرون برود چون همه چیز برای او پول است او واقعا همسر سال اول زندگی ما نیست!»(خلاصه ای از یک پرونده حقوقی در دادگاه خانواده)

 

مریم رامشت، روانشناس می گوید : در بعضی خانواده ها این نگرانی ایجاد می شود که زن با کسب درآمد، الگوی رفتاری دیگری را در پیش می گیرد. این پیشداوری ذهنی باعث مخالفت مرد با کار زن می شود، البته باید این موضوع را پذیرفت که به هر حال استقلال نظر و تفکر زن خانه دار با شاغل شدن او تغییر می کند. اما در کل به دلیل دیدگاه سنتی جامعه که کار اصلی زن را در خانه می داند، حتی برخی مردان که از نظر مالی و به دلیل مشکلات اقتصادی به درآمد همسر نیازمند هستند، با کار کردن زن مخالفت مستقیم یا غیرمستقیم می کنند. زنی که برای کمک به درآمد خانه کار می کند، وقتی با چنین دیدگاهی روبرو می شود، نوعی حالت تعارض حس می کند. بنابراین با استفاده از مکانیسم های جبرانی، به جای این که فکر کند او هم احتیاج به استراحت دارد، دائم مشغول به کار می شود و تمام کارهای خانه را به تنهایی انجام می دهد و برای جلوگیری از مخالفت همسرش، از او کمک نمی خواهد. بدین گونه به نظر می رسد به طور غیرمستقیم خود را تنبیه می کند.

 

 

·        مردان وابستگی زنان را دوست دارند!

خیلی از قدیمی ها به ویژه در خانواده های سنتی عقیده داشتند که مرد خانواده مسئول تامین هزینه های همسر وفرزندان است و این وابستگی مالی به او، مرد خانواده را قاطع و سربلند می کند، این باور سنتی در خیلی از زنان چنان ریشه داشت که حتی به ذهن خود راه نمی دادند که روزی درآمد ودستمزد زنان در خانواده از مردان بیشتر باشد، اما امروز این اتفاق افتاده وبا افزایش برخی مهارت های مورد نیاز بازار کار در میان زنان ، نه تنها از وابستگی مالی زنان به مردان کم شده که گاهی سمت وپایگاه اجتماعی واقتصادی زن بالاتر تز همسر اوست. خیلی ها با این امر موافق نیستند با توجه به رویه غالب اخلاقی در میان مردان، آن را منجر به بروز اختلاف می دانند.

« اختلافات برسر پول است، اگر حقوقت را دو دستی تقدیم شوهرت کنی آن وقت تمام مشکلات حل می شود» نادره، 64 ساله وخانه دار است اما همیشه دوست داشته معلم شود که با مخالفت شدید همسرش ، هیچوقت به آرزویش نرسیده است.او با گفتن این نظر ادامه می دهد:« جوانترها نمیدانند که همیشه جوان نمی مانند، احتیاج به همسر چیز خوبی نیست،من به دختران وحتی عروسم که خانه دارند، همیشه توصیه می کنم که دست کم برای خودشان حسابی باز کنند و هفتگی یا ماهانه پولی را پس انداز کنند، تا در روزهای پیری چشمشان به ماترک شوهر ودرآمد بچه ها نباشد.»

بنابراین اگرچه براساس قانون مردان نان آورند و زنان از حیث درآمد زایی مسئولیتی ندارند، اما این امر نمی تواند مانع از آینده نگری زنان باشد، ضمن این که فرهنگ جاری در خانواده های ایرانی در برخی موارد تحمل استقلال و جداسازی درآمدها را ندارد واین جدایی زمینه ساز جداسازی های بعدی است به همین دلیل، کارشناسان اقتصادی، مشاوران خانواده و حتی ریش سفیدان فامیل به زنان پیشنهاد می کنند تا با حساس کردن مردان وبه رخ کشیدن ایت استقلال باعث بروز رفتارهای قهری و تدافعی در همسرشان نشوند.

اشتغال زنان

دکتر محمد مجد؛ روانشناس، در مزایای اشتغال زنان می گوید : «تحقیقات نشان می دهد که زنان شاغل کمتر از زنان خانه دار دعوا می کنند چرا که کار بیرون از خانه سبب می شود که شوهران صاحب همسری باشند که آنها را بهتر درک می کنند. چرا که زن خانه دار به مردش می گوید: «با من حرف بزن، تو با من حرف نمی زنی» این شکایت قدیمی زنانی است که تمام روز را خانه نشین هستند . شوهر ، طناب نجات زن و تنها رابط وی با دنیای خارج به شمار می رود اما مرد پس از یک روز کار خسته کننده تمایلی به گپ زدن ندارد بلکه می خواهد دست کم مدتی، در آرامش و سکوت تنها بماند. امروزه زنان شاغل که مجبورند بسیاری از اوقات خود را صرف فعالیتهای شغلی شان بکنند دیگر نیازی ندارند که برای صحبت کردن مرد را تحت فشار قرار دهند. با وجود این وقتی زنان با همسرشان هستند صحبت کردن برای شوهرشان آسانتر می نماید اکنون او می تواند در باره آنچه در عرض روز برایش رخ می دهد (مثل ترافیک ، گرمی هوا ، مسائل اداره و همکاران و ...) با همسرش به عنوان شخصی که او هم بیرون از خانه است و برای درک فشارها، اضطرابها و توفیق های محل کار به خوبی مجهز به نظر می رسد حرف بزند. گفت وگوی زنان در خصوص شغل شان نیز چیزی است که مردان می توانند درک کنند و به آن علاقه مند باشند، همراه با آن هرچه مرد در کارهای خانه و بچه داری بیشتر مشارکت داشته باشد او را بیشتر درک می کند.»

·        مدیریت مالی خانواده؛ بگومگو ممنوع

·        به رخ کشیدن پست ودرآمد، کوچک شمردن کارهای روزانه همسر،نداشتن آینده نگری مالی، به فکر آینده مالی همسر نبودن و...از جمله خطاهایی است که در بسیاری موارد باعث می شودتا زن وشوهر درک درستی از هم نداشته باشند.آنهایی که مویی سفید کرده اند وآنهایی که در سن جنب وجوش اقتصادی قرار دارند همه معترفند که وابستگی در هر دوره سنی،آزاردهنده است،منتهی مدیریت مالی خانواده با کمک یکدیگر می تواند از بار این آزارها بکاهد.

درآمدتان را مخفی نکنید: شوهر شما چقدر درآمد ماهانه دارد؟ همسرتان در ماه چقدر حقوق می گیرد؟ خیلی از ما، با وجود عشق وعلاقه به همسرمان نمی توانیم جواب این سئوالات را بدهیم چون او درآمدش را از ما پنهان می کند، شاید چون به ما اعتماد نارد، یا سین جیم کردن ما برای حقوقش او را معذب می کند!

پس انداز فراموش نشود: برخی از مادران برای پس اناز فرزندانشان پیشقدم می شوند، اما برای خود قدمی برنمی دارند،این شما هستید که بعداز همسر، به ثمره مدیریت مالی تان نیازمند می شوید.

مدیریت مالی باهم: این که در ماه حقوقتان را برای خودتان خرج کنید در حالی که همسرتان زیر بار هزینه های قسط واجاره وخرج وبرج در حال له شدن است، هنر نیست!گوشه از مخارج را شما بگیرید.از آن سو، قدرشناسی فراموش نشود،شما زیر یک چتر زندگی می کنید، اگر برای یک کدامتان بلایی ببارد، شما هم در امان نخواهید بود.

قبل از ازدواج تکلیف را روشن کنید

دکتر حسین ابراهیمی مقدم، مشاور خانواده بر این باور است  که بسیاری از خانواده‏ها روی این نکته که محوریت اقتصادی خانواده باید به دست آقایان باشد، تاکید بسیاری دارند زیرا درآمدزایی در خانواده‏های ایرانی معمولا بر عهده مردهاست. اگر خانم درآمدی داشته باشد، جزو وظایفش محسوب نمی‌شود ولی اگر مردی درآمد نداشته باشد، یکی از مهم‌ترین وظایفش را انجام نداده‌است. از سوی دیگر، برخی معتقدند اگر مسایل اقتصادی به مردها سپرده شود، خانواده احساس بهتری خواهد داشت زیرا مردها روابط اجتماعی بهتر و بیشتری دارند که باعث کسب تجربه‏های متعددی در آنها خواهد شد. خیلی از خانواده‏ها هم بر این باورند که اگر خانم‏ها مدیریت اقتصادی خانه را به عهده بگیرند، بهتر نقش ایفا خواهند کرد. با توجه به باورهای متفاوتی که وجود دارد، بهتر است درباره مدیریت اقتصادی خانواده قبل از ازدواج صحبت شود و هر 2 نفر به نتیجه مطلوب برسند.در گذشته شاید برخی درآمدزایی زنان را منجر به کاهش عزت نفس مردان می دانستند اما این روز مردان خوشحال هم می شوند، همسرانشان در امور مالی به آنها کمک کنند. ما در جامعه‏ای زندگی می‌کنیم که در حال حرکت به سمت مدرن شدن است. در جامعه مدرن، الگویی وجود دارد که بسیاری از کشورهای غربی از آن تبعیت می‌کنند؛ اینکه زن و مرد هر دو کار‏کنند، هر دو درآمدزایی داشته باشند و با هم در پیشبرد اهداف اقتصادی خانه سهیم باشند.

به هرحال چه بخواهیم چه نخواهیم، الگوی مدیریت مالی سنتی در حال تغییر کردن است و زنان چه به عنوان خانه دار وچه شاغل در بیرون از منزل مشارکت بیشتری در مدیریت مالی خانوارها دارند تنها مصرف کننده نیستند. در این بین توجه به آینده زنانی که از خود درآمدی ندارند، یک وافعیت است، زنان خانه داری که با کار خانگی، در ماه 600 هزار تومان ارزش افزوده تولید می کنند، اما هیچکس آنان را به حساب نمی آورد وبحث حقوق آنان نه فقط در خانواده که در باب بیمه زنان خانه دار در جامعه منتفی است. به همین منظور، زنان خامه دار را توصیه می کنند به آینده نگری، وزنان شاغل را به حفظ جایگاه اقتصادی وپرهیز از سرشاخ شدن با همسرانی که نسبت به شان وپیشرفت شغلی آنان می توانند حساس باشند، حساسیتی که ممکن است به  مشاجره مداوم بین آنها و همسرانشان و حتی جدایی بینجامد .

سهم او از دارایی چند ده میلیاردی شوهرش، چند تکه طلای قدیمی ویک خودروی پژوست، اسماعیل، مالک یکی از بزرگترین کارخانه های تولید مواد غذایی است،سهام چند شرکت رقیب را به تازگی خریده، صاحب ویلای 2 هزار متری در لواسان است و سه واحد آپارتمانی 100 تا300 متری را در نقاط مختلف تهران، اجاره داده ....اما اکرم 48 ساله با گذشت 28سال زندگی مشترک و مادری برای 3 پسر ویک دختر، برای اسماعیل فقط یک همسر است، می گوید:«هرچه بر تعداد سالهای عمرم افزوده می شود، ترسم از نداری بیشتر می شود.»

باور کردنش کمی سخت است، اما همسران بسیاری از مردان سرمایه دار به رغم زندگی در لوکس ترین منازل و سوار شدن بر بهترین خودروها، مانند میمانانی هستند که سهمشان از مالکیت در زندگی مشترک چیزی نزدیک به صفر است!

·        بهترین زندگی را برایش فراهم کرده ام

اسماعیل و اسماعیل ها اگر روزی دربرابر سهم خواهی همسرانشان قرار بگیرند، اول شوکه می شوند ودوم فریاد می زنند که دیگر چه چیزی کم دارد؟برایش بهترین زندگی را فراهم کرده ام!

الگوی سنتی زندگی خانواده ها هنوز بر اساس مالکیت مردان خانواده است، اگر زنی خانه دار باشد، هنوز در بسیاری از خانواده ها سهمش از دارایی خانواده بسیار کم است. در نگاه اول شاید این امر اشکالی نداشته باشد، چرا که در یک زندگی مشترک هیچ دلیلی وجود ندارد که فردی سهم بیشتر بخواهد وارتباط گرم خود وهمسرش را سرد کند، این نحوه تفکر را بسیاری از زنان باور دارند ودر بیشتر موارد برای رضایت همسر و گرمی روابط بین اعضا، حتی به ذهنشان نمی رسد تا از داراای خانوادگی سهمی بطلبند. اما آنها که مویی سپید کرده اند، نظر دیگری دارند، هما، زن میانسالی است که در یک بنگاه مسکن نظر جالبی دارد:« شوهرم از ملاکین بزرگ شهرشان بود، زمین زیاد داشت، اما خدا بیامرز یک متر را به نامم نکرد، به من اعتماد نداشت، آن موقع که جوان بودم وقتی از او می خواستم برای تامین آینده ام، زمینی به نامم کند تا سرمایه ای برای آینده ام باشد، می گفت: زمین به اسمت کنم تا هروقت دعوا کردی بروی درخواست طلاق بدی؟» همای 56 ساله حالا با گذشت یک سال از فوت شوهرش، با مشکل جدیدی روبه رو شده است: « پسر وعروسم قصد دارند خانه پدری شان را بفروشند، من هم آمده ام بنگاه به خاطر همین، من که سهم آنچنانی ندارم ولی شاید بتوانم آپارتمانی اجاره کنم، خنده دار است که شوهر آدم مالک هکتارها زمین باشد، آن وقت تو دربه در دنبال اجاره یا خرید یک واحد کوچک بگردی!»

براساس نتایج یک پژوهش در گرگان، درباره میزان سهم بری زنان از دارایی های مشترک زندگی زناشویی،زنان به طور کلی نسبت به همسرانشان سهمی کم تر از دارای های مشترک زندگی زناشویی و مالکیت مسکن دارند. بر اساس نتایج تحقیق عوامل اثر گذار بر میزان سهم بری زنان از مسکن را می توان به دو دسته از عوامل مستقیم مانند، میزان مشارکت زنان در خرید مسکن، میزانی که زن در آمد خود را در در خانه خرج می کند ، ساخت قدرت اقتصادی در خانواده، عقیده شوهر به نان آور بودن مرد در خانواده و عوامل غیر مستقیم مانند، تحصیلات و اشتغال زنان ، نسبت درآمدزن به شوهردسته بندی کرد. مهم ترین عوامل اثر گذار بر میزان سهم بری زنان از مسکن، مشارکت زن در خرید مسکن می باشد. به این ترتیب طبق انتظار، زنان خانه دار به نسبت زنان شاغل به خاطر عدم دسترسی به شغل و درآمد مشارکت کم تری در خرید مسکن داشته اند، از این رو سهم کمتر نیز در تملک آن داشته اند.

براساس قانون ارث، سهم زن از ماترک همسرش یک چهارم ودر صورت داشتن فرزند تنها یک هشتم است، از آنجا که امید به زندگی در زنان معمولا چندسال از مردان بیشتر است، برخی مردان که نگران آینده همسرشان پس از خود هستند با واگذاری وبه نام کردن برخی اموال خود مانند زمین یا واحدهای آپارتمانی تلاش می کنند تا آرامش او را در دوران تنهایی و سالمندی تضمین کنند. اما هنوز این گونه تصمیم ها، فراگیر نیست و متاسفانه بسیاری از زنان به دلیل فشار فرزندان و عروس و داماد، پس از فوت همسر وادار می شوند تا برای اعطای آنچه در قانون، سهم الارث نامیده می شود، به فروش تنها سرپناه خود رضایت دهند واز آنجا که گاه سهم یک هشتمی آنان کفاف خرید مجدد کاشانه ای مستقل را نمی دهد یا به اجاره یا زندگی مشترک با خانواده فرزندان و درآخر ادامه زندگی در خانه سالمندان تن در دهند که در هر سه صورت این زندگی مورد رضای این زنان نیست.

·        اگر شاغل بودم.....

خیلی از زنان این روزها علاوه بر شغل خانه داری که متاسفانه هیچ مزدی به آن تعلق نمیگیرد، بیرون از خانه شاغلند این گونه اشتغال در شهرهای بزرگ به امری رایج تبدیل شده وبسیاری از دختران پس از ازدواج نیز مایلند تا به اشتغال در بیرون از خانه ادامه دهند. علت این گونه تصمیم ها چیست؟

راضیه کثیری، صندوقدار بانک است که فرصت سرخاراندن ندارد، دریافتی او ماهانه با داشتن مدرک لیسانس، حدود 900 هزار تومان است، که می گوید:« به این پول نیاز داریم، چون ماهی 600هزار تومان اجاره خانه می دهیم و اتومبیلمان هم قسطی است، پس مجبورم پابه پای شوهرم کارکنم، هرچند اگر هم نیاز نداشتم باز از کارم استعفا نمی دادم چون به هرحال وقتی دستم در جیب خودم باشد، زندگی وخرج کردن لذت دیگری دارد.»

این خانم کارمند از زنانی می گوید که به خاطر نیاز به همسر ومتاسفانه صرف زندگی خود برای شوهر وفرزندان پس از مرگ همسر ودر دوران سالمندی نیازمند فرزندانشان شده اند و زندگی دردناکی را تجربه می کنند، او ادامه می دهد که مادرش از جمله همین زنان بوده که با وجود سابقه کار 10 ساله در آموزش وپرورش، با تولد دومین فرزندش از کار بیرون از منزل کناره گیری می کند و خانه دار می شود ولی پس از دو سال پشیمان می شود!

·        یکی من، یکی تو...

اسمش را نمی خواهد بگوید، می گوید اسم مستعار بنویس، با این دیدگاه که زنان برای استقلال در زندگی در بیرون از خانه کار کنند کخالف است چون باعث انتظارات بی جای همسران آنان می شود،اضافه می کند:« تا وقتی مجردی، داشتن شغل خیلی لذت دارد، همین که به پدر ومادرت فشار نمیاوری و برای خرید هرچیری نباید از کسی اجازه بگیری، تو را برای کار مشتاق تر می کند اما پس از ازدواج تو مسئول یک زندگی هستی واگر قرار باشد هم خانه داری وبچه داری کنی وهم بیرون از خانه کار کنی دیگر سهمی از زندگی بریا خودت نداری...»

او معتقد است همه چیز در زندگی پول نیست، چون مردان قانونا مسئول تامین مایحتاج خانواده شان هستند، وقتی زنان برای کار بیرون از خانه به خودشان فشار می آورند، در واقع می خواهند با پیر کردن خودشان از فشار بر آنها کم کنند، در حالی که معمولا مردها قدر این گونه فذاکاری ها را نمی دانند.

شاید گفته های این خانم کمی بدبینانه باشد ولی، سمیه تا حدی آن را تایید می کند و با بیان تجربه شخصی اش می گوید:« من 11سال در یک شرکت انتشاراتی کار می کردم ، کارم از 8 ونیم صبح شروع می شد تا 5بعدازظهر؛ وقتی هم که به خانه می رسیدم، ساعت 6 بود،مجبور بودم سریع بچه ها را از خانه مادرم بردارم وبه خانه خودمان برویم و شام آماده کنم وخسته وکوفته به رختخواب بروم، این زندگی به مذاق شوهرم خوش نمی آمد، دایم غر می زد از این که بعضی روزها،مجبور بود چند ساعتی با بچه ها تنها باشد، تا من از سرکار به خانه برسم، راضی نبود چون این کار را زنانه می دید،از طرفی وقتی هم درآمدش کمی بالاتر رفت نارضایتی اش بیشتر وبیشتر شد، تا آنجا که ایراد می گیرفت ودخالت می کرد که حقوقم را چه می کنم، چرا پس انداز ندارم وچرا فلان چیز را خریده ام و...همه اینفشارها باعث شد تا قید کار را بزنم وخانه داری را ترجیح دهم.»

 

·        یک طرفه یه قاضی نروید

بعضی از مردان تصور می کنند که زنان پس از ورود به بازار کار، کسب درآمد تا گرفتن ترفیع، به لحاظ روحی تغییر می کنند و دیگر آن همسر همراه ودلسوز نخواهند بود.

« وقتی با من ازدواج کرد یک دانشجوی لیسانس بود، مستاجر بودیم ومن خرج تحصیلش را دادم، بچه دارشدیم او باید درسش را می خواند، من زیربال وپرش را گرفتم تا درسش را تمام کند از بچه داری تا خانه داری وخرید خانه با من بود، گفت می خواهد فوق لیسانسش را هم بگیرد اول مخالفت کردم، بعد به این دلیل که نمی خواستم استعدادش سرکوب شود، رضایت دادم، از بخت بد من قبول شد وسه سال هم دنبال فوق لیسانس وپایان نامه و غیره بود، تا این که سرکار رفت ، زندگی ما تازه داشت جان می گرفت، بعد از یک سال مدیر فروش شرکتشان شد و درآمدش دوبرابر شد، حالا بیشتر از من حقوق می گرفت، درآن زمان بود که احساس کردم به من اعتماد ندارد، پول هایش را از من مخفی می کرد، دایم با تلفن همراهش حرف می زد ودرحال چانه زنی بود، اما به من و پسرم توجه نمی کرد، تا این که بگو مگوهای ما آن قدر زیاد شد که من حاضر شدم درخواست طلاق بدهم، حالا آن قدر خسته ام که همه چیز را در زندگی می فروشم تا مهریه اش را بگیرد واز زندگی من وپسرم بیرون برود چون همه چیز برای او پول است او واقعا همسر سال اول زندگی ما نیست!»(خلاصه ای از یک پرونده حقوقی در دادگاه خانواده)

 

مریم رامشت، روانشناس می گوید : در بعضی خانواده ها این نگرانی ایجاد می شود که زن با کسب درآمد، الگوی رفتاری دیگری را در پیش می گیرد. این پیشداوری ذهنی باعث مخالفت مرد با کار زن می شود، البته باید این موضوع را پذیرفت که به هر حال استقلال نظر و تفکر زن خانه دار با شاغل شدن او تغییر می کند. اما در کل به دلیل دیدگاه سنتی جامعه که کار اصلی زن را در خانه می داند، حتی برخی مردان که از نظر مالی و به دلیل مشکلات اقتصادی به درآمد همسر نیازمند هستند، با کار کردن زن مخالفت مستقیم یا غیرمستقیم می کنند. زنی که برای کمک به درآمد خانه کار می کند، وقتی با چنین دیدگاهی روبرو می شود، نوعی حالت تعارض حس می کند. بنابراین با استفاده از مکانیسم های جبرانی، به جای این که فکر کند او هم احتیاج به استراحت دارد، دائم مشغول به کار می شود و تمام کارهای خانه را به تنهایی انجام می دهد و برای جلوگیری از مخالفت همسرش، از او کمک نمی خواهد. بدین گونه به نظر می رسد به طور غیرمستقیم خود را تنبیه می کند.

 

 

·        مردان وابستگی زنان را دوست دارند!

خیلی از قدیمی ها به ویژه در خانواده های سنتی عقیده داشتند که مرد خانواده مسئول تامین هزینه های همسر وفرزندان است و این وابستگی مالی به او، مرد خانواده را قاطع و سربلند می کند، این باور سنتی در خیلی از زنان چنان ریشه داشت که حتی به ذهن خود راه نمی دادند که روزی درآمد ودستمزد زنان در خانواده از مردان بیشتر باشد، اما امروز این اتفاق افتاده وبا افزایش برخی مهارت های مورد نیاز بازار کار در میان زنان ، نه تنها از وابستگی مالی زنان به مردان کم شده که گاهی سمت وپایگاه اجتماعی واقتصادی زن بالاتر تز همسر اوست. خیلی ها با این امر موافق نیستند با توجه به رویه غالب اخلاقی در میان مردان، آن را منجر به بروز اختلاف می دانند.

« اختلافات برسر پول است، اگر حقوقت را دو دستی تقدیم شوهرت کنی آن وقت تمام مشکلات حل می شود» نادره، 64 ساله وخانه دار است اما همیشه دوست داشته معلم شود که با مخالفت شدید همسرش ، هیچوقت به آرزویش نرسیده است.او با گفتن این نظر ادامه می دهد:« جوانترها نمیدانند که همیشه جوان نمی مانند، احتیاج به همسر چیز خوبی نیست،من به دختران وحتی عروسم که خانه دارند، همیشه توصیه می کنم که دست کم برای خودشان حسابی باز کنند و هفتگی یا ماهانه پولی را پس انداز کنند، تا در روزهای پیری چشمشان به ماترک شوهر ودرآمد بچه ها نباشد.»

بنابراین اگرچه براساس قانون مردان نان آورند و زنان از حیث درآمد زایی مسئولیتی ندارند، اما این امر نمی تواند مانع از آینده نگری زنان باشد، ضمن این که فرهنگ جاری در خانواده های ایرانی در برخی موارد تحمل استقلال و جداسازی درآمدها را ندارد واین جدایی زمینه ساز جداسازی های بعدی است به همین دلیل، کارشناسان اقتصادی، مشاوران خانواده و حتی ریش سفیدان فامیل به زنان پیشنهاد می کنند تا با حساس کردن مردان وبه رخ کشیدن ایت استقلال باعث بروز رفتارهای قهری و تدافعی در همسرشان نشوند.

اشتغال زنان

دکتر محمد مجد؛ روانشناس، در مزایای اشتغال زنان می گوید : «تحقیقات نشان می دهد که زنان شاغل کمتر از زنان خانه دار دعوا می کنند چرا که کار بیرون از خانه سبب می شود که شوهران صاحب همسری باشند که آنها را بهتر درک می کنند. چرا که زن خانه دار به مردش می گوید: «با من حرف بزن، تو با من حرف نمی زنی» این شکایت قدیمی زنانی است که تمام روز را خانه نشین هستند . شوهر ، طناب نجات زن و تنها رابط وی با دنیای خارج به شمار می رود اما مرد پس از یک روز کار خسته کننده تمایلی به گپ زدن ندارد بلکه می خواهد دست کم مدتی، در آرامش و سکوت تنها بماند. امروزه زنان شاغل که مجبورند بسیاری از اوقات خود را صرف فعالیتهای شغلی شان بکنند دیگر نیازی ندارند که برای صحبت کردن مرد را تحت فشار قرار دهند. با وجود این وقتی زنان با همسرشان هستند صحبت کردن برای شوهرشان آسانتر می نماید اکنون او می تواند در باره آنچه در عرض روز برایش رخ می دهد (مثل ترافیک ، گرمی هوا ، مسائل اداره و همکاران و ...) با همسرش به عنوان شخصی که او هم بیرون از خانه است و برای درک فشارها، اضطرابها و توفیق های محل کار به خوبی مجهز به نظر می رسد حرف بزند. گفت وگوی زنان در خصوص شغل شان نیز چیزی است که مردان می توانند درک کنند و به آن علاقه مند باشند، همراه با آن هرچه مرد در کارهای خانه و بچه داری بیشتر مشارکت داشته باشد او را بیشتر درک می کند.»

·        مدیریت مالی خانواده؛ بگومگو ممنوع

·        به رخ کشیدن پست ودرآمد، کوچک شمردن کارهای روزانه همسر،نداشتن آینده نگری مالی، به فکر آینده مالی همسر نبودن و...از جمله خطاهایی است که در بسیاری موارد باعث می شودتا زن وشوهر درک درستی از هم نداشته باشند.آنهایی که مویی سفید کرده اند وآنهایی که در سن جنب وجوش اقتصادی قرار دارند همه معترفند که وابستگی در هر دوره سنی،آزاردهنده است،منتهی مدیریت مالی خانواده با کمک یکدیگر می تواند از بار این آزارها بکاهد.

درآمدتان را مخفی نکنید: شوهر شما چقدر درآمد ماهانه دارد؟ همسرتان در ماه چقدر حقوق می گیرد؟ خیلی از ما، با وجود عشق وعلاقه به همسرمان نمی توانیم جواب این سئوالات را بدهیم چون او درآمدش را از ما پنهان می کند، شاید چون به ما اعتماد نارد، یا سین جیم کردن ما برای حقوقش او را معذب می کند!

پس انداز فراموش نشود: برخی از مادران برای پس اناز فرزندانشان پیشقدم می شوند، اما برای خود قدمی برنمی دارند،این شما هستید که بعداز همسر، به ثمره مدیریت مالی تان نیازمند می شوید.

مدیریت مالی باهم: این که در ماه حقوقتان را برای خودتان خرج کنید در حالی که همسرتان زیر بار هزینه های قسط واجاره وخرج وبرج در حال له شدن است، هنر نیست!گوشه از مخارج را شما بگیرید.از آن سو، قدرشناسی فراموش نشود،شما زیر یک چتر زندگی می کنید، اگر برای یک کدامتان بلایی ببارد، شما هم در امان نخواهید بود.

قبل از ازدواج تکلیف را روشن کنید

دکتر حسین ابراهیمی مقدم، مشاور خانواده بر این باور است  که بسیاری از خانواده‏ها روی این نکته که محوریت اقتصادی خانواده باید به دست آقایان باشد، تاکید بسیاری دارند زیرا درآمدزایی در خانواده‏های ایرانی معمولا بر عهده مردهاست. اگر خانم درآمدی داشته باشد، جزو وظایفش محسوب نمی‌شود ولی اگر مردی درآمد نداشته باشد، یکی از مهم‌ترین وظایفش را انجام نداده‌است. از سوی دیگر، برخی معتقدند اگر مسایل اقتصادی به مردها سپرده شود، خانواده احساس بهتری خواهد داشت زیرا مردها روابط اجتماعی بهتر و بیشتری دارند که باعث کسب تجربه‏های متعددی در آنها خواهد شد. خیلی از خانواده‏ها هم بر این باورند که اگر خانم‏ها مدیریت اقتصادی خانه را به عهده بگیرند، بهتر نقش ایفا خواهند کرد. با توجه به باورهای متفاوتی که وجود دارد، بهتر است درباره مدیریت اقتصادی خانواده قبل از ازدواج صحبت شود و هر 2 نفر به نتیجه مطلوب برسند.در گذشته شاید برخی درآمدزایی زنان را منجر به کاهش عزت نفس مردان می دانستند اما این روز مردان خوشحال هم می شوند، همسرانشان در امور مالی به آنها کمک کنند. ما در جامعه‏ای زندگی می‌کنیم که در حال حرکت به سمت مدرن شدن است. در جامعه مدرن، الگویی وجود دارد که بسیاری از کشورهای غربی از آن تبعیت می‌کنند؛ اینکه زن و مرد هر دو کار‏کنند، هر دو درآمدزایی داشته باشند و با هم در پیشبرد اهداف اقتصادی خانه سهیم باشند.

به هرحال چه بخواهیم چه نخواهیم، الگوی مدیریت مالی سنتی در حال تغییر کردن است و زنان چه به عنوان خانه دار وچه شاغل در بیرون از منزل مشارکت بیشتری در مدیریت مالی خانوارها دارند تنها مصرف کننده نیستند. در این بین توجه به آینده زنانی که از خود درآمدی ندارند، یک وافعیت است، زنان خانه داری که با کار خانگی، در ماه 600 هزار تومان ارزش افزوده تولید می کنند، اما هیچکس آنان را به حساب نمی آورد وبحث حقوق آنان نه فقط در خانواده که در باب بیمه زنان خانه دار در جامعه منتفی است. به همین منظور، زنان خامه دار را توصیه می کنند به آینده نگری، وزنان شاغل را به حفظ جایگاه اقتصادی وپرهیز از سرشاخ شدن با همسرانی که نسبت به شان وپیشرفت شغلی آنان می توانند حساس باشند، حساسیتی که ممکن است به  مشاجره مداوم بین آنها و همسرانشان و حتی جدایی بینجامد .

رضا سرمدی / جام جم

به اشتراک گذاری
کد خبر : 928991714328620763
برچسب‌ها : اقتصاد خانواده
لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی:

اخبار مرتبط

پربازدیدها

آخرین مطالب همه سایت

ضمیمه این هفته