• 11 33
  • 14

چه بلایی سرمان آمده که احساس نامهربانی به همنوع خود داریم؟!

گفت‌وگو با نیوشا ضیغمی: دوست دارم مادر شوم

پنج شنبه 21 خرداد 1394 ساعت 12:53
جام جم سرا- نیوشا ضیغمی می‌گوید وقتی خودش را در ۶۰ سالگی تصور می‌کند اصلاً نگران نمی‌شود، چون معتقد است پیری هم جزئی از زندگی است. برای همین به آن سن، خیلی خوشبینانه نگاه می‌کند. می‌گوید دوست ندارد نیوشا ضیغمیِ ۶۰ ساله، ناتوان باشد. مصاحبه با او را که از زندگی شخصی، مادری و احساساتش گفته، در ادامه بخوانید.

این روزها نیوشا ضیغمی را در حوزه بازیگری با فیلم «ایران‌برگر» روی پرده سینما می‌توان دید اما عمده فعالیتش را به کلینیک زیبایی خود اختصاص داده است. او امسال چهارمین سالگرد ازدواجش را جشن گرفت و از تجربه مادر شدن و شغلی که دوست دارد بچه‌اش داشته باشد می‌گوید. او همچنین در اینستاگرام صفحه‌ای دارد که از این شبکه به عنوان یک مرکز جامعه‌شناسی یاد می‌کند و یادآور می‌شود همین شبکه دلخوری‌هایی هم برایش به وجود آورده است. ضیغمی در صحبت‌هایش از فعالیتی که برایش دلچسب و مهم است (کلینیک زیبایی‌اش) نیز سخن گفته است. با نیوشا ضیغمی و دغدغه‌هایش بیشتر آشنا شوید:


خانواده برایم مهم‌تر است

روزی که ازدواج کردم همه می‌گفتند در این سن و با این موقعیت چرا می‌خواهی ازدواج کنی؟! نمی‌ترسی موقعیتت را از دست بدهی؟ در حالی که من معتقد بودم این دو بحث هیچ ربطی به هم ندارند. در ضمن چرا بازیگر باید بخش مهمی از زندگی‌اش که خانواده و مادر شدن است را از خودش بگیرد؛ از ترس اینکه شهرتش از دست برود؟
من ازدواج کردم؛ الان هم چهار سال گذشته؛ نمی‌خواهم بگویم لحظه لحظه زندگی‌ام پر از خوشحالی و شادی بود. زندگی من هم در عین اینکه پر از عشق و خوبی بوده، سختی‌های خودش را هم داشته است اما نمی‌توان از خوشی‌ها به دلیل وجود برخی سختی‌ها گذشت چون اگر بخواهم طبیعتی‌ترین چیزهای زندگی را از خودم سلب کنم، وقتی به 50 سالگی برسم، می‌بینم که نه شهرت دارم، نه شوهر و نه بچه. هیچ چیز ندارم. آن وقت من مانده‌ام و خودم و تنهایی‌ام وچروک‌های صورتم! حالا چه کار کنم؟! برای همین اگر به خودمان به عنوان انسان نگاه کنیم، زندگیمان را جوری تعریف می‌کنیم که بتوانیم با چنین شرایطی چگونه کنار بیایم.


از مادر شدن نمی‌ترسم

هیچ‌وقت از مادر شدن نمی‌ترسم. نمی‌دانم ما از چه چیز پیروی می‌کنیم. در سینمای هالیوود که اندام و فیزیک زنان نقش مهمی در مسیر بازیگری‌شان دارد، هیچ‌وقت مادر شدن را فراموش نمی‌کنند. حتی هر کدام بیش از 2 یا 3 فرزند دارند. اینکه کسی نعمت مادر شدن را از خودش بگیرد به خودش ظلم کرده است. این جزو طبیعت زندگی هر انسانی است. من هم چنین تجربه‌ای را دوست دارم و هیچ‌وقت از آن فراری نیستم.


دوست دارم بچه‌ام بازیگر شود

من این روزها مشغول اداره مرکز زیبایی‌ام هستم، مرکزی که دوستش دارم و علاقه‌مندم فعالیت‌هایم را در این زمینه گسترش دهم. فکر می‌کنم در خوشبینانه‌ترین حالت، نیوشا ضیغمی 60 ساله، 10 تا کلینیک زیبایی دارد (می‌خندد). احتمالاً آن موقع دیگر بازی نمی‌کنم و بیشتر در زمینه تولید فیلم فعالیت دارم. البته نه در زمینه کارگردانی چون فکر نمی‌کنم هیچ‌وقت کارگردان شوم ولی تهیه و تولید فیلم را دوست دارم و قطعاً در آن سن پیشرفت زیادی در این زمینه کرده‌ام و حتی بازیگر جدید وارد سینما خواهم کرد. در زمینه خانوادگی هم قطعاً بچه‌ام بزرگ شده است. شاید او هم بازیگر شده باشد، چون خیلی دوست دارم بازیگر شود.


با هر کسی که پولدار، زیبا و موفق است بد هستیم

اینستاگرام شبکه اجتماعی جالبی است چراکه ما بدون هیچ واسطه و فیلتری با مخاطبانمان در ارتباطیم. حتی می‌توان گفت مکانی برای جامعه‌شناسی است چون از هر قشری و هر شهری مخاطب داریم و حرف‌هایشان را می‌شنویم ولی آنچه در صفحه خودم و همکارانم می‌بینم، این است که جامعه ما کم‌کم به سمتی پیش می‌رود که یک مقدار با همدیگر نامهربان شده‌ایم. هر کسی موفق است را می‌خواهیم سرکوب کنیم. هر کسی چیزی دارد، می‌گوییم چرا ما نداریم و بنوعی عقده‌گشایی می‌کنیم. هر کسی هر چیزی هست و هر جایگاهی دارد مطمئناً برای رسیدن به آن تلاش کرده است.

سال گذشته که طوفان عجیبی در تهران آمد، 3 نفر فوت کردند و من در صفحه‌ام به خانواده‌های این عزیزان تسلیت گفتم ولی برخی کامنت‌ها شوکه‌ام کرد. یکی نوشته بود: «بهتر است همه شماها که در تهران هستید بمیرید»! چه بلایی به سرمان آمده که چنین احساسی به همنوع خود داریم؟!


الان که به گذشته برمی‌گردم و به سال‌هایی که وارد سینما شدم نگاه می‌کنم و آن را با نسل جدید مقایسه می‌کنم، می‌بینم نصف سختی‌ای که ما کشیدیم را نسل امروز نمی‌کشد. قطعاً سختی‌های ما نسبت به نسل قبل از ما هم خیلی کمتر بود ولی در حال حاضر برخی هستند که می‌خواهند در خانه بنشینند و جایگاه‌های بالا را دودستی تقدیمشان کنند. این‌گونه نمی‌شود و متاسفانه این معضل نسل جوان جامعه ماست. می‌خواهند بدون هیچ تلاشی به همه چیز برسند و این امری محال است. ما با هر کسی که پولدار، زیبا و موفق است بد هستیم. چرا؟!


چه بلایی بر سرمان آمده است؟!

شبکه‌های اجتماعی هم معضل خودش را دارد. درباره هر عکس نظرهایی می‌دهند که نمی‌دانیم چه پاسخی به آن بدهیم. چاق باشی می‌گویند چرا چاقی؟ لاغر می‌شوی می‌گویند چرا اینقدر لاغر شده‌ای؟ با همسرت عکس می‌اندازی می‌گویند چقدر با همسرت عکس می‌گذاری، عکس تکی می‌گذاری، سریع برایت حاشیه درست می‌کنند که حتماً اختلاف دارید. در صورتی که می‌توانند به جای بحث درباره حریم شخصی آدم‌ها، انتقادهایی سازنده داشته باشند. امروز در صفحه یکی از روان‌شناسان خواندم که چقدر خوب است بیاموزیم حریم خصوصی چیست؟ لزومی ندارد بدون اینکه نظری از ما بخواهند اظهار نظر کنیم. مدتی است در حال تمرین دادن خودم هستم. به خودم می‌گویم حتی از خواهر خودم هم نباید خیلی از سوال‌ها را بپرسم چون قطعاً خودش صلاح می‌داند به من چیزی نگوید.
من آدم صبوری هستم ولی در برهه‌ای از زمان کم آوردم و صفحه‌ام را بستم در حالی که درس اول بازیگری را این می‌دانم که موظف هستم به مخاطبم جواب بدهم با هر سلیقه، نژاد، مذهب و هر کشوری اما گاهی به جایی می‌رسید که از حد و توانتان خارج است. یک لحظه احساس کردم برای چه کسی این کار را انجام می‌دهم. به همین دلیل تصمیم گرفتم دیگر نشنوم و نبینم اطرافم چه اتفاقی می‌افتد و در دنیای نادانسته‌هایم خوشحال باشم بنابراین از دنیای مجزای خداحافظی کردم؛ ولی بعد از آن دوستان و مخاطبان کم سن و سالم از من درخواست کردند به این فضا بازگردم و واقعاً دلم برایشان لرزید و احساس کردم شاید کارم خودخواهانه بوده است.
الان هم که صفحه‌ام را بروز می‌کنم، اذیت می‌شوم ولی سعی می‌کنم بگذرم. بالاخره ما هم انسانیم و دلمان از این همه نامهربانی می‌گیرد. به‌طور مثال خاطرم است سال گذشته که طوفان عجیبی در تهران آمد، 3 نفر فوت کردند و من هم در صفحه‌ام به خانواده‌های این عزیزان تسلیت گفتم ولی برخی کامنت‌ها را که می‌دیدم شوکه‌ام کرد. مثلاً یکی نوشته بود: «بهتر است همه شماها که در تهران هستید بمیرید!» چه بلایی به سرمان آمده که چنین احساسی به همنوع خود داریم؟!


حق گرفتنی است؛ نه دادنی!

متاسفانه جامعه ما به جایی رسیده که همیشه در انتظار یک اتفاق است که همه چیز برایش خوب شود. در صورتی که این خودمان هستیم که اتفاق خوب را رقم می‌زنیم. در تمام جوامع بشری آدم‌ها خودشان حقشان را می‌گیرند. تا زمانی که بنشینیم که حقمان را بدهند، هیچ کس برایمان چنین کاری نمی‌کند. نمی‌گویم در جامعه ما مشکلات وجود ندارد ولی یقیناً دلیل حدود 50 درصد از مشکلات ما به خودمان و رفتارمان برمی‌گردد. برخی خیلی راحت می‌توانند حقشان را بگیرند ولی نمی‌گیرند چون غیر از پدر و مادر تمام اتفاقات زندگی‌مان اختیاری است و می‌توانیم آینده‌ای خوب برای خودمان بسازیم ولی ما همیشه دیگران را مقصر می‌دانیم.


بحران بزرگی به نام کودکان کار

حدود 8-7 ماهی است که در انجمن حامیان کودک کار و خیابان به صورت مستمر فعالیت دارم. بچه‌های کار مساله‌ای پیچیده در جامعه کنونی ماست و بحران بزرگ اجتماعی محسوب می‌شوند. این بچه‌ها در سن کودکی و نوجوانی، با آسیب‌های زیادی روبرو هستند. آن‌ها در نهایت نسل آینده جامعه ما هستند که با تعداد بی‌شماری از بحران‌های خانوادگی و اجتماعی بزرگ می‌شوند و وارد جامعه می‌شوند. به همین دلیل فکر می‌کنم، مردم باید با این مجموعه آشنا شوند و بدانند کودک کار چیست و چرا وجود دارد.
همکاری من هم بیشتر برای شناساندن این معضل مستمر شد. تمام تلاشم این است که این انجمن را به مردم بشناسانم و هر کمکی از دستم بربیاید چه در راستای فرهنگ‌سازی و چه مالی دریغ نکنم ولی فکر می‌کنم این معضل بیشتر از اینکه به کمک مالی نیاز داشته باشد، به حمایت فرهنگی نیاز دارد تا جامعه از این موضوع آگاه شود. اگر بچه سرخورده‌ای که قرار است در آینده به یک بزهکار تبدیل شود از دوران کودکی حداقل آموزش‌هایی را ببیند، می‌تواند مهارت‌هایی را فرابگیرد و حداقل شغلی داشته باشد.
متاسفانه این کودکان نه خانواده باسوادی دارند و نه خودشان سواد دارند، به همین دلیل تشخیص خوب و بد برایشان سخت است. فقط به شکل ناخواسته، به بزهکاری کشیده می‌شوند.


چرا کلینیک؟

ایده راه‌اندازی موسسه زیبایی به 6 سال پیش برمی‌گردد. شاید دلیل علاقه‌مندی‌ام به تأسیس این موسسه، این بود که شخصاً یکی از مراجعان مراکز پوست و زیبایی بودم چون معتقدم ابزار بازیگران و افرادی که کار تصویر می‌کنند، بدن و بیان و در نهایت سلامت جسم و روان است. به نظرم پوست هر آدمی نشان‌دهنده، درون آدم است. اولین بار که به این مراکز مراجعه کردم 23 ساله بودم. آن زمان سر فیلمبرداری فیلم شوریده بودم و از آنجایی که گریم آن کار خیلی سنگین بود، گریمور فیلم مرا به این مراکز معرفی کرد و واقعاً ممنون ایشان هستم که مرا در این زمینه راهنمایی کردند چون از آن زمان آموختم باید به پوست اهمیت داد. (سمیرا جعفری/ زندگی مثبت)

به اشتراک گذاری
کد خبر : 1976674221975199017
لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی :

نظرات شما ( 14 نظر )

( 0 ) ( 0 )
بیچاره چهار ساعت بالا گفت ، بافرهنگ باشین ازتون نظر نخواستن نظر ندین بازم این پایین همه نظر میدن ، آقا جان ، پولداره دلش میخواد خرج كنه عمل كنه آقا جان خوشگله ، آقا جان اصلا به نظر خودش موفقه ، به شما حسودا چه ربطی داره ، هركس زشته بی پوله بدبخته ، زیر این مطالب میاد ، عقده شو میزاره ، اینو مطمینم ، پس از این به بعد هركس این حرفا رو زد بدونید ، حسوده و چون خودش پول نداره زیبایی نداره شوهر نداره ، ...این حرفارو میزنه
( 2 ) ( 0 )
به نظرمن انسان هرچه داردازجمله زیبائی-شهرت-ثروت-مادر-پدر-برادر-خواهر-عمر-مقام وپست و......موقتی است وهیچ كدام ازل وابدی نیست همه اینهاراخدابعنوان امانت دراختیارماقرارداده مثال حضرت یوسف باآن همه زیبائی تازه پیامبرهم بودندآخرچه شدیاثروت شاهان مثل فرعون كو.این مسئله مهم راهیچوقت هیچ یك ازمافراموش نكنیم همه چیزعبورموقت است.
( 11 ) ( 1 )
خوشبحالش كه همه چی داره، هم خوشگله هم موفقه هم شوهر خوب داره هم ازدواج كرده.من كه هیچی ندارم.كاش منم یه شوهر خوب داشتم
( 6 ) ( 1 )
ای بابا چه دل خوشی دارن كه میتونن به زیباییشون برسن.فكرشون آزاده.والا من اینقدر بلا سرم اومده كه دیگه این چیزادورازذهنه.خوشششششششششششششش به حالت عزیزم كه به شصت سالگیت هم فكر میكنی.ازكجا میدونی تا اون موقع زنده ای .
( 1 ) ( 0 )
بر خلاف ایشون من معتقدم كه بسیاری از استعداد ها ذاتی هستند نه اكتسابی.نقش امكانات اولیه در تعیین آینده یك انسان بسیار موثره.امكانات هم صرفا امكانات مادی منظورم نیست برخی ویژگی های مثبت مثل اعتماد به نفس هم میتونه نقش تعیین كننده ای داشته باشه
( 4 ) ( 4 )
یه كم بیشتر فكر كنید متوجه می شوید كه حجاب تان را باید بهتر رعایت كنید
( 6 ) ( 0 )
اون قسمت از متن كه میگن هر كس كه زیبا و پولدار هست ... میخوام بگم با ده تا عمل زیبایی آدم زیبا نمیشه ...
( 6 ) ( 0 )
چقدر این خانم خودشون رو مهم و كلیدی فرض كردن. مگه قبل از ازدواج چه موقعیتی داشتین كه ازش گذشتین و ازدواج كردین؟
( 75 ) ( 12 )
سلام. باید به این خانم بازیگر گفت این حس تنفر كسایی كه غیر از تهران زندگی می كنن از جایی شروع میشه شماها تو فیلماتون هرچی كلفت، نگهبان، معتاد بدبخت بیچاره ، صغری و كبری، اكبر و اصغر هست شهرستانی هستن هرچی جنتلمن هست تهرانی. و این حس از جایی میاد كه ایران یعنی تهران، مردم شهرای دیگه آدم نیستن؟ هر چی امكانات رفاهی و تفریحی هست برای تهران هست و ما استانی داریم كه گاز نداره راه آهن نداره حداقل هارو نداره................ البته اینا همه دلیل نمیشه آدم به مرگ هموطن خودش راضی بشه
( 19 ) ( 14 )
باسلام :تا بحال از این بازیگر نه فیلمی دیده ام ونه سریالی كه بخواهم نظری بدهم .نظری ندارم.
( 18 ) ( 11 )
ایشان را می شناسم ، تا حدودی با صحبت های ایشان موافق می باشم زیرا شبكه های اجتماعی به محلی برای فضولی و دردسر صاحبان حسابان كاربری آن تبدیل گردیده است ! انشاالله به زودی به آرزویتان برسید و مادر شوید .
( 1 ) ( 0 )
علی‌ تهرانی‌ دق دادی مارو�اینقدر برای ما مهم نیست كه كدومو می‌شناسی‌ یا نمی‌شناسی�حالا واجبه زیر هر مطلبی كامنت بذاری �عجیبه هر مطلبی باز می‌كنم از سیاسی تا آشپزی �یه كامنتی ازت میبینم.
( 5 ) ( 3 )
مجبور نیستن از ریزودرشت زندگیشون عكس بگیرند ودر اختیار مردم قرار بدن .این فاز متهم كردن ملت اینها منو كشته .
( 31 ) ( 0 )
به نظرم زیبایی چیزی نیست كه كسی خودش براش تلاش كرده باشه پس ادمانبایدبه زیباییشون افتخاركنن هروقت چیزی روانسان خودش به دست اوردبایدبهش افتخاركنه
 

ضمیمه این هفته