• 20 14
  • 16

راهنمای زوج‌های جوان

۳ روش مقابله با دخالت‌های مادرشوهر و دیگران

سه شنبه 8 اردیبهشت 1394 ساعت 08:02
جام جم سرا- خانمی ۲۵ساله‌ام و ۳ سال است که عقد کرده‌ام. رفتارهای مادر همسرم عذابم می‌دهد و بعضی اوقات کارهایی می‌کند که نمی‌توانم به همسرم بگویم. همسرم خیلی به او وابسته است و حرف‌هایش را گوش می‌دهد. نمی‌دانم چه کنم.

پاسخ مشاور: پیش از هر چیز به شما توصیه می‌کنم که با برطرف کردن موانع احتمالی، زمینه پایان دادن به دوران عقد خود را فراهم کنید و زود‌تر مستقل شوید؛ اما در ادامه به روش کنترل شرایط و نحوه بیان مطالب به همسرتان خواهیم پرداخت.


حفظ حریم

حریم‌ها را حفظ کنید. برای این کار بهتر است میزان رفت و آمد به خانه پدری همسرتان و میزان ارتباطات کلامی را که باید داشته باشید، مشخص کنید. این گونه به نظر می‌رسد که زندگی شما در کنار مادر شوهرتان مانند یک آکواریوم تمام شیشه‌ای است؛ به گونه‌ای که وی می‌تواند هر حرفی بین شما و همسرتان را بشنود و هر گونه می‌خواهد ایراد بگیرد؛ در نتیجه بهتر است در کمال احترام و رعایت حرمت‌ها، میزان و سطح رفت و آمد خود را کنترل کنید. برای مثال شرایطی ایجاد نکنید که مادر همسرتان بتواند در خلوت و دور از چشم همسرتان، حرف‌هایی به شما بزند که موجب ناراحتیتان شود.


جایگزین بیان حرف‌های مادرشوهر به همسر

به جای مطرح کردن حرف‌های مادرشوهرتان به همسرتان، پیشنهاد می‌کنم که خودتان بیاموزید چگونه مودبانه و در کمال احترام پاسخ وی را بدهید تا موارد اختلاف به همسرتان منتقل نشود. در واقع باید همسرتان را در این موضوع دخالت ندهید تا بازی جدیدی در زندگی شما شروع نشود.
ما در ارتباط با اطرافیان به سه سبک رفتاری برخورد می‌کنیم:

۱. سبک پرخاشگرانه:
در این سبک همواره به دنبال مقصر هستیم و انگشت اشاره ما به سمت اطراف است تا یک مقصر بیابیم. با احساسات خود آشنا نیستیم و مدام در کلمات خود از متلک استفاده می‌کنیم و لحنمان تند است: «تو این کار را کردی»، «این طوری گفتی» و...

۲. سبک منفعلانه:
فرد منفعل در مقابل دیگران بیشترین پاسخش سکوت، لبخند یا تایید است؛ اما بعد ناراحت می‌شود، بدگویی می‌کند و از دیگران می‌خواهد که از او حمایت کنند. نگاه چشمی ندارد، همیشه عصبانیت‌های پنهانی دارد که با مدل‌های بیمار گونه نشان می‌دهد.

۳. سبک قاطعانه:
چنین فردی کاملاً به حس‌های خود آگاه است. در عین این‌که به دیگران و خودش بی‌احترامی نمی‌کند و خودش هم با کلام و رفتارش وارد حریم کسی نمی‌شود اما می‌تواند ناراحتی‌های خود را مطرح کند و به راحتی نه بگوید.


از شما می‌خواهم با یک مشاور صحبت کنید و برای آموختن رفتار قاطعانه بیشتر تلاش کنید تا وقتی مادرشوهرتان با حرف‌هایش باعث ناراحتی شما می‌شود یا به حریم خصوصیتان ورود می‌کند، به جای اینکه پشت همسرتان پنهان شوید و بخواهید او از شما دفاع کند، خودتان با رعایت احترام و جایگاه وی بهترین پاسخ را بدهید و اگر به همسرتان می‌گویید نیز حالت شکایت نداشته باشد و از او رفتار دفاعی نخواهید، چراکه هر گونه دفاع همسرتان از شما در مقابل مادر خود، رابطه‌تان را خراب‌تر می‌کند. (راهله فارسی - کار‌شناس ارشد مشاوره/خراسان)


*انتشار مطالب خبری و تحلیلی رسانه‌های داخلی و خارجی در «جام جم سرا» لزوماً به معنای تایید یا رد محتوای آن نیست و صرفاً به قصد اطلاع کاربران بازنشر می‌شود.

به اشتراک گذاری
کد خبر : 1922254307626368101
لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی:

نظرات شما ( 16 نظر )

باسلام میخواستم بگم مادرشوهرمن برای من كه عروس اول بودم هیچ كاری نكرد. هیچ خرجی نكرد. تو روم وایمیسته و میگه اگه من بخوام برای برادرشوهر خرج كنم تو نبایدناراحت بشی.نمی دونم چیكاركنم خسته شدم.
سلام.حتما در زمان خودتان خرج كرده اند و حالا كه عروس جدید می آید مناسب با الان خرج می شود.بهتر است خودتان را با هیچ كس مقایسه نكنید.شما سال ها پیش زندگی تان را شروع كرده اید و خوب پیش می رود.چرا باید در پی مقایسه باشید.مقایسه جز ناراحت كردن و دعوا ،‌نتیجه ای ندارد. لازم است از ابعاد مختلف به مسائل نگاه كنید.شاید آن زمان پول نداشته اند،‌شاید نمی دانستند،‌شاید فكرمی كردند این اندازه كافی است یا در نهایت دوست نداشته اند ، شما كه نمی توانید برای دیگران تعیین تكلیف كنید. چرا باید این موضوع باعث رنجش شما شود كه مستقیم بگویند دلمان می خواهد.بهتر است به گونه ای رفتار كنید كه همیشه جز حرف خوب نشنوید.یعنی باید به گونه ای رفتار كنید و سخن بگویید كه مورد خشم و غضب قرار نگیرید.پس افكار منفی و مزاحم را كنار بگذارید و مثبت فكركنید.به داشته های خودتان افتخار كنید و تلاش كنید نقطه ضعف های تان را به قوت تبدیل كنید.كمتر در جریان كارهای عروسی قرار بگیرید و كمتر كنكاش كنید.اگر فكری دراین خصوص ناراحت تان كرد حتما آن را از خودتان دور كنید و به موضوع بهتری فكر كنید.فعالیت جدیدی راآغاز كنید كه حواس تان را پرت كند.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان شناسی بالینی
سلام.من 28 سالمه.یك سال با نامزدم عقد كردیم.من نمیدونم از دست پدر زن و مادر زنم چیكار كنم.اونا دلشون واسه من نمیسوزه هیچ واسه دخترشونم نمیسوزه چون كسی كه دلش بسوزه تو زندگی دخترش دعوا راه نمیندازه.من خیلی همسرمو دوست داشتم و دارم ولی خانوادش كاری باهام كردن كه دیگه دوست داشتنم حس میكنم كم شده.مادرزنم داعم داره به خانومم دیكته میكنه.مثلا من روی اینكه تو عروسی پوشیده باشه خانومم حساسم اما ایشون با اینكه میدونن من حساسم به همسرم پیشنهاد لباسای باز رو میدن خانومم هم قبول میكنه و ما هم دعوامون میشه.تو رو خدا كمكم كنید.بارها پدر زنم جلوی همه بهم بی احترامی كرده و آبروی منو برده.
سلام خسته نباشین منم مادرشوهرم خدایه متلك منم جوابشومیدم ولی چطوری رفتاركنم بهم احترام بذارن
سلام من دختری 18 ساله هستم كه 6 ماهه باپسری ك همكارم بود نامزدكردیم امامادرنامزدم خیلی باعث كدورت بین مامیشه اما نامزدم میگه توجه نكن من پشتتم ومن خیلی زود از خالت های بیجای ایشون عصبی میشم و با نامزدم قهرمیكنم. مثلا این خانوم وقتی كه ما با تلفن باهم صحبت میكنیم مدام نامزدم رو صدامیزنه و میگه تمومش كنید و بخاطراینكه ما ازهم دوریم یعنی من یك شهر و نامزدم شهر دیگری هست نمیتونیم زیاد همو ببینیم و تمام دلخوشی ما فعلا همین تلفن زدن هاست كه فقط روزی یك باره. ازشما خواهشمندم منو راهنمایی كنید كه چطور با نامزدم برخورد كنم كه ناراحت نشه و بتونه بامادرش به طورجدی حرف بزنه.
سلام وقتی نامزدتون نظرش با شماست این مسئله را به خودش بسپارید تا حلش كنه . زیاد به این قضیه اهمیت ندهید و مسائل را زیاد در ذهن خود بزرگ نكنید .
سلام .خواستم بگم ....مادر شوهر قبل از اینكه مادر شوهر باشه یه مادر بوده یه مادر كه نه ماه سختی وضع حمل پسرشو كشیده وبعد از اون زحمت بزرگ كردنشو .پس بهش حق بدید كه نتونه قید پسرشو بزنه ..من خودم هفت ساله ازدواج كردم ...از همون شب خواستگاریم با اخم مادر شوهر مواجه شدم بعد عقدم متلك های زیادی شنیدم.من خانوادم شهر دیگه زندگی میكنن منم توی شهری كه خانواده همسرم هستن زندگی میكنم .همسرم همیشه بخاطر پدر بیمارش قبل از اومدن به خونه میره خونشون پیش اونا ......هنوز كه هنوزه مادرشوهرم بهم متلك میندازه .خیلی حرص میخورم ...اما بازم دوستشون دارم ....چون اگه اون نبود شوهر من هم نبود ....اگه یك ذره حق گو باشیم میفهمیم كه مادر شوهر همون مادره ....منتهی چون مادره شوهرمونه نمیخوایم باهاش خوب باشیم .چطور وقتی مادرمون میگه اینكارو نكن ناراحت نمیشیم .امااگه مادر شوهر بگه...فاجعه را ه میفته......هر انسانی هم خوبی داره هم بدی .ما عروس هاهم فرشته نیستیم كه توقع داریم كسی بهمون تو نگه .......از من خواهر كوچیكتر به شما بانوهای ایرانی ...دنیا فرصت كوتاهی برای باهم بودن بگذارید مادر شوهر هرچه دلش میخواد بدی كنه .شما بهش محبت كنید ......شما محبت كردن وخوب بودن را فراموش نكنید پاك به این دنیا اومدیم بزارید پاكم از دنیا بریم بدون هیچ نفرینی پشت سرمان......
كاملا مشخصه كه شما میخواین اخساساتتون رو سركوب كنین.ناراحتین رو بروز بدین.خودتونو گول نزنین.
چه صبری دارین شما من كه اصلاتحمل ندارم مگه چقدر عمرمیكنیم كه با ناراحتی مادرشوهر تلف بشه
احسنتتتتتت به ذهن پاكت
به نظر من هم درست میگن . من خودم نزدیك 6 ماه نامزد كردم و میخواییم عقد كنیم . تفاوت هست تو یسری چیزها . مادر شوهرم خیلی ادم رك و ساده ای هست . هرچی تو دلش باشه رو میگه خانواده من ادم های كم حرفی ان . و خب چون جمعیتشون زیاده یاد گرفتن كه چی رو كجا بگن . ولی برعكس پدر شوهرم خیلی اداب همه چی رو به جا میاره . ولی من قبولشون كردم . یه زمانی اگه از دور هم به خانواده خودمون نگاه كنیم میبینیم كه ما هم مشكلات زیادی داریم كه شاید بقیه نپسندن. ما عروس ها هم اشكالاتی داریم . مگه چند بار عروس بودیم مگه اونا چند بار مادر شوهر بودن. ولی با این قضیه ام موافقم كه باید یه حد مرزی باشه . نه خیلی قاطی زندگیشون بشیم نه خیلی دور باشیم كه خبر نداشته باشیم از چیزی. حتی با خانواده خودمون هم باید این طوری بود. چون داریم یه خانواده مستقل جدید تشكیل میدیم. . و اگه مشكلی باشه باید باهم حلش كنیم و اگه نشد با مشاور به هیچ وجه با خانواده هاتون مشكلاتتونو نگین . هیچ مشكلی رو نه مالی نه احساسی. من و همسرم تصمیم گرفتیم كه به هیچ وجه راجه خانواده همدیگه حرفی نزنیم جلو هم و غیبت نكنیم كه فلان یاین كارو كرد اون این كارو كرد . این طوری هیچ حرفی پیش نمیاد و. من خودم بارها شده ناراحت شدم از یه قضیه ای . ولی به دوستام گفتم . مگه میشه ادم ناراحت نشه . فقط كافیه فك كنیم كه زندگی كوتاه و ارزش این همه استرس و ناراحتی و نداره
تمام این زحماتی رو که فرمودین , مادر دختر هم برا دخترش متحمل میشه. ولی این مسایل دلیلی بر دخالت خانواده همسر نمیشه
3 سال است كه ازدواج كرده ام و 28 سال دارم.در این 3 سال هر رفتار زشت و ناپسندی كه به ذهنتان برسد از مادر شوهرم دیده ام. اشتباه من اینه كه بدون او نمی توانستم بمانم و به هر قیمتی می خواستم پیش شوهرم باشم. این باعث شد كه حالا هم كه مستقل شده ایم شوهرم به شدت وابسته به خانواده اش باشد و بدون آن ها نمی تواند سر كند اگر من از ابتدا از رفتن به خانه مادرشوهرم امتناع می كردم حالا شرایطم به گونه ای نبود كه حتی اجازه بیرون رفتن با مادرم را نداشته باشم و ارتباطم كم است كه حتی تلفن زدن به خانواده ام را با رفتاری بسیار بد و با توهین شوهرم مواجه می شوم. هر حرفی می زد یا رفتار زشتی نشان می داد سكوت می كردم اما حالا اینقدر خسته هستم كه ناراحتی معده پیدا كردم و اعصابم بهم ریخته است. از توهین ها و رفتارهای زشت خانواده همسرم بیزارم اما كاری از دستم برنمی آید. شوهرم هم می گوید آخر هفته ها تو برو خانه پدرت و من هم پیش خانواده خودم. اما من تا به امروز مقاومت كرده ام هرچند بسیار بدی و بی احترامی از شوهرم و خانواده اش دیده ام اما تربیتم به گونه ای نیست كه جواب بدهم و فقط در دلم می ریزم.
به نظرمن مادرشوهرها فكر میكنن ما عروسا دزد پسرشونیم برای همین باهامون بدن ولی واقعا سخته كناراومدن باهاشون من یكی كه واقعا خسته شدم. خیلی بهش احترام میذارم اما اون باهام بده البته حس میكنم بین عروسا فقط بامن بده مسخرم میكنه فكر میكنه كثیفم جلو همه خردم میكنه حتی خودش و اقوامش به خانوادم و اقوامم توهین میكنن جلوی خودم اماحیف كه بخاطر شوهرم نمیتونم چیزی بگم ..
منم خاله ی همسرم ومادرشوهرم دیگه اعصاب برام نزاشتن خدا به راه راست هدایتشون كنه
من یك مردم و مادرخانمم بسیار بددهن و اهل متلك و به جرات میگم بی شعورترین موجود روی كره زمین است.در توصیفش همین بس كه اجازه نمیده بچه بیمار را پیش پزشك ببریم و می گه اونها هیچی حالی شون نیست.و بجاش از جادو و جمبل استفاده می كرد.من به شیوه خودش پاسخش دادم.اون الان رفتارش هزاردرصد عوض شد.البته هنوز بی شعوره.ولی خانمم فوق العاده است.عالی است.
خدا انشاالله نسل مادر شوهر بد رو برداره...................
ایشالا مخصوصا خانواده شوهر منو از پدرومادر و برادرها و زنهای برادر، عذاب الهی بهشون بده خدا به بزرگیت
 

پربازدیدها

آخرین مطالب همه سایت

ضمیمه این هفته