• 3 3
  • 8

اختلاف سلیقه در انتخاب شام، زن و شوهر را به دادگاه کشاند!

درخواست طلاق به خاطر اختلاف سر املت یا کوکوسبزی!

پنج شنبه 13 آذر 1393 ساعت 09:43
«به خاطر اینکه شام املت بخوریم یا کوکو سبزی، دعوایمان شد چون که همسرم فکر می‌کند حرف باید حرف خودش باشد وگرنه اعصاب خردی راه می‌اندازد.» این بخشی از اظهارات زنی است که در سالن انتظار دادگاه خانواده در کنار شوهرش نشسته است تا نوبت پرونده‌شان برسد و با طلاق توافقی به زندگی مشترکشان پایان دهند!

جام جم سرا: در سالن انتظار دادگاه خانواده، چندین صندلی خالی به چشم می‌آید ولی مرد و زنی کنار هم و روی زمین نشسته‌اند. مرد در حالی که زانو‌هایش را بغل گرفته است، می‌گوید: ۳ سال پیش بود که عاشق شدم. آن روزی که برای اولین بار او را دیدم، هیچ‌گاه از ذهنم پاک نمی‌شود. یک ظهر برفی که داشتم از دانشگاه به خانه برمی گشتم و برای اولین بار توجهم به او جلب شد. در کمتر از یک هفته به خانواده‌ام گفتم که می‌خواهم ازدواج کنم، ولی با مخالفت آن‌ها رو به رو شدم. آن‌ها می‌گفتند که ما در حال حاضر، شرایط داماد کردن تو را نداریم. البته من خودم در یک شرکت به صورت پاره وقت کار می‌کردم ولی درآمدم برای اداره یک زندگی مشترک کم بود، اما ارزش عشق را خیلی بیشتر از مادیات می‌دانستم.


اظهار علاقه با گل در خیابان

ناگهان خنده تلخ زن، صدای مرد را قطع می‌کند، اما مرد صحبت‌هایش را این گونه ادامه می‌دهد: بالاخره تصمیم گرفتم، خودم را به او نشان دهم تا نظر او را هم درباره خودم بدانم. برنامه کلاس‌هایم را طوری تنظیم می‌کردم که بتوانم او را بعد از کلاس‌های مدرسه‌اش ببینم تا در فرصتی مناسب از او خواستگاری کنم.

یک روز با یک شاخه گل در کوچه‌مان به او نزدیک شدم و به او ابراز علاقه کردم. دفعه اول به من توجهی نکرد و با گفتن مزاحم نشوید، رفت؛ اما دفعه سومی که این کار را کردم، به من علاقه‌مند شده بود.


احساس کردم به درد هم می‌خوریم

زن که اشک در چشمانش جمع شده است، می‌گوید: اولین بار بود که یک پسر به من ابراز علاقه می‌کرد. وقتی چند نفر از هم کلاسی‌هایم در مدرسه از دوستی‌هایشان با پسر‌ها تعریف می‌کردند، همیشه برایم سوال بود که آن‌ها چگونه پسر‌ها را مجذوب خود می‌کنند. بعد از اینکه او چند باری به من ابراز علاقه خیابانی کرد، احساس کردم که عاشق او شده‌ام و با یکدیگر دوست شدیم. ما تقریبا یک سال با هم دوست بودیم و بعد قرار شد که با یکدیگر ازدواج کنیم.


کسب موافقت خانواده بعد از اصرار برای ازدواج

مرد در حالی که صدایش را صاف می‌کند، سرش را تکان می‌دهد و می‌گوید: با اصرار بیش از حد من، خانواده‌ام حاضر شدند به خواستگاری برویم. آن‌ها با این ازدواج مخالف بودند، ولی با اصرار من، بالاخره رضایت دادند و من ازدواج کردم. زندگی ما در دوران عقد هم خوب بود تا اینکه به خانه خودمان رفتیم.

مشکلاتمان از‌‌ همان روزهای اول شروع شد. همسرم فکر می‌کرد که من به نظرات او اهمیت نمی‌دهم و من هم از رفتار‌هایش می‌فهمیدم که تمام تلاشش را می‌کند تا حرف خودش را به کرسی بنشاند. به طور مثال، می‌دانست که من با پوشیدن لباس‌های جلف و نامناسب در خیابان مخالفم، اما می‌پوشید. در جواب اعتراض‌های من هم می‌گفت که تو همیشه به من گیر می‌دهی و فکر می‌کنی من باید دقیقا همانی باشم که تو می‌خواهی!


همسرم می‌خواست حرف آخر را بزند

زن در حالی که با حلقه ازدواجش بازی می‌کند، می‌گوید: خب دروغ که نمی‌گفتم! برای هر مسئله کوچک و بزرگی می‌خواستی تصمیم نهایی را خودت بگیری و من تحمل این وضعیت را نداشتم. شاید باورتان نشود، ولی آخرین بار به خاطر اینکه شام چی بخوریم، دعوایمان شد چون که همسرم فکر می‌کند، حرف باید حرف خودش باشد وگرنه اعصاب خردی راه می‌اندازد. او برای شام می‌گفت املت درست کنیم و من هوس کوکوسبزی کرده بودم. دست آخر هم خودش بلند شد و املت درست کرد و من هم برای خودم کوکو سبزی درست کردم.


قصد لجبازی نداشتم

شماره پرونده‌شان اعلام می‌شود. گویی که برای آخرین بار به عنوان زن و شوهر در کنار یکدیگر راه می‌روند. مرد به عنوان آخرین جمله می‌گوید: من در این زندگی قصد لجبازی نداشتم، اما تحمل این را که حرف، فقط حرف زنم باشد هم نداشتم. حالا هم این قدر از این تفاوت سلیقه‌هایمان در عذاب هستیم که برای جدایی حاضریم هر کاری انجام دهیم.


سطحی نگری در دوستی‌های خیابانی

علی نعمتی، کار‌شناس و مشاور خانواده معتقد است که اولین پیامد دوستی‌های قبل از ازدواج، این است که فرد خطر سطحی نگری را در انتخاب شریک زندگی‌اش جدی نمی‌گیرد. مشکلی که بعضی از جوانان در این زمینه با آن مواجه هستند، کمرنگ دیدن یا کم رنگ تصور کردن نقش فرهنگ و خانواده در ازدواج است.
این نکته در دوستی‌های قبل از ازدواج، معمولا اتفاق می‌افتد در حالی که ازدواج در حقیقت پیوند دو خانواده برای پیدایش خانواده‌ای جدید است. بنابراین بدیهی است که ویژگی‌های خانواده طرف مقابل و فرهنگ آن‌ها به گونه‌ای جدی بر تصمیم گیری تاثیرگذار خواهد بود.


همسرتان را لجباز نکنید

این کار‌شناس خانواده ادامه می‌دهد: برخی اوقات لحن گفت‌و‌گو با همسر باعث می‌شود که او لجبازی کند؛ بنابراین برای جلوگیری از لجبازی‌های همسرتان باید در قدم اول در گفتار و رفتارتان دقت لازم را داشته باشید. باید ببینید چه عمل یا رفتاری انجام می‌دهید که باعث لجبازی همسرتان می‌شود و سعی کنید از آن رفتار‌ها پرهیز کنید.


خودتان را از همسرتان بر‌تر ندانید

نعمتی می‌افزاید: درباره لجبازی به یک نکته کوچک، اما بسیار پر اهمیت هم باید توجه کرد آن هم اینکه، گاهی اوقات همسر لجبازی می‌کند فقط برای اینکه احساس می‌کند همسرش خود را از او بر‌تر می‌پندارد بنابراین اگر احساس کردید که لجبازی همسرتان از این بابت است در رفتار و لحن خود با او تجدید نظر کنید طوری که او بداند شما اصلا چنین قصدی ندارید.
همچنین مهم‌ترین کلید راه یافتن به قلب همسرتان «محبت بی‌چشمداشت» است. این شاه کلید را هرگز در زندگی خود دست کم نگیرید چراکه در زندگی مشترک نباید به دنبال سود بردن یک جانبه بود. (خراسان)

به اشتراک گذاری
کد خبر : 1743823335967181054
لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی:

نظرات شما ( 8 نظر )

زندگیتونو بكنید بابا تو این دوره بی شوهری..........دختره باید از خداشم باشه مدرسه میرفته شوهر كرده؟!
راه چاره پختن كوملت است !
ببخشیدا ولی همچین آقایونی حقشونه............چرا كه میرن دختر مدرسه ای كه هنوز پختگی لازم را ندارن میگیرن..........این دخترا باید بچگی كنن نه شوهر...ازدواج كه بچه بازی نیستتتتتتتتتت.
آخه كی از دختری كه میره مدرسه خواستگاری میكنه؟ ازدواج حساب كتاب داره والا زمانی كه ما دبیرستان بودیم جرات نمیكردیم اسم شوهر بیاریم..........الان همه میرن دختر دبیرستانی میگیرن.عجب زمونه ای شده والا..........هیچ وقت دنیا به كام ما نبود.....
سلام اخه خانواده عزیز تو این اوضاع زندگی كه ازدواج به این گرانی كردید سر املت و كوكو سبزی ارزان میخواید طلاق بگیرید . بهتر كه دست از لجبازی بر دارید همه نگاه میكنند و به تمسخر به شما می خندند تمام كنید بابا برین سر خونه زندگی تون
خوب یك سری حرفها در جمله بندی قشنگ به نظر می آیند ولی وقتی یك زنی لباس ناجور بپوشه آرایش كنه با نامحرم دست بده و... بعد شوهر به این زن تذكر بده كه تكرار نشه زن بگه همیشه نمی خوام حرف آخر تو بزنی شما به من بگویید با این زن باید چكار كرد.
وقتی بلوغ بیولوژیك زودتر از بلوغ عقلی رخ می دهد همین است. زندگی مشترك فقط احساس عاشقانه نیست، احساس مسئولیت است. زندگی ما كفاف چند مرتبه آزمون و خطا را می دهد؟ چند بار می خواهید سر مسائل مبتذل مثل كوكو سبزی و املت طلاق بدهید و طلاق بگیرید؟ یك خرده بزرگ بشوید. خربزه را خورده اید و چون نوبت لرز كزدن می رسد دبه در می آورید. یك كم گذشت داشته باشید. چه می شد اگر هر دو غذا را درست می كردید و از هردو می خوردید؟ آسمان به زمین می آمد؟ بله حق با والدین شماست. شما هنوز وقت عروسك بازی و تو كوچه فوتبال كردن تان تمام نشده. هر وقت بزرگ شدید ازدواج كنید و یادتان باشد عشق یعنی خواستن خوبیها برای طرف مقابل(درست برعكس خودخواهی).
دورود به تمام عزیزانی كه این مطلب رو میخونند به نظر من تمام اختلافات خانواده گی و زناشوئی از دوست نداشتن خود سرچشمه می گیره هر طرف باید با خود خلوت كنند و كمی بیندیشند چرا خود را دوست ندارند كه حاضرند با زندگی خود اینگونه برخورد نماییند و لحظه تاكیید میكنم لحظه ها رو از دست میدهند كسی از لحظه بعد هیچ اطلاعی ندارد گذشته هم هر چه بود گذشت لحظه رو دریابید و از زندگی خود لذت ببرید
 

پربازدیدها

آخرین مطالب همه سایت

ضمیمه این هفته