فـيـلـمـــي را كـــه فـــرانــســيــس كــاپــولا در ســال 2006 ســاخـتــه، ديــدهايــد؟ اسـمــش «جــوانــي بـدون جـوانـي» اسـت. خـبـر سـاخـت ايـن فـيـلـم كـه مـنـتـشر شد، پشت بندش رسانهها خبر دادند كه موسيقي متن اين فيلم را «ازوالدو گوليف» آهنگساز مشهور آرژانتيني ميسازد و از كيهان كلهر خواسته است كه كمانچهاش را بزند. اگر اين فيلم را ديدهايد، صداي كمانچه كيهان كلهر را در آن شـنـيديد؟ بعد از اين كه فيلم ساخته شد، هيچ اثري از «ازوالدو گوليف» و كيهان كلهر در فيلم نبود. اگر به سايتIMDB هم برويد ميبينيد كه موسيقي متن را «لو ژوربين» ساخته است و خودش و يك نفر ديگر هم ويولا و سنتور زدهاند، اما آبان 1385 خبري منتشر شده بود كه ميگفت: «كلهر هماكنون در اين كشور مـشـغـول ضـبـط قـطـعـاتـي بـه صـورت تكنوازي با ساز كمانچه است كه براي بخشهايي از اين فيلم توسط «ازوالدو گوليف» در نظر گرفته شده است.» و همين چند روز پيش هم خبردار شديم كه در آمريكا همراه با اركـسـتـر سـمـفـونـيـك شـيـكـاگـو قطعات موسيقي فيلم «جواني بدون جواني» را به صحنه برده است.
حالا از همه اينها بگذريم، كسي از شما از آذر سال 1384 بـه ايـن طـرف، كمانچهنوازي كيهان كلهر را از نزديك ديده است؟ منظورم از آخرين باري است كه او بـا مـحمدرضا شجريان، حسين عليزاده و همايون شجريان در تالار كشور روي صحنه رفتند.
كـيـهـان كـلـهر از اين گروه كه جدا شد، ديگر هيچ كنسرتي در ايران برگزار نكرد، اما خاطره آن همكاري تا مدتها براي مخاطبان موسيقي ايراني به جا ماند. بايد البته همين جا قدرداني كرد از كسي كه ضبط را اخـــتــــراع كــــرد و گــــذاشــــت كــــه مــــوســيــقــــي مــســــافــــر سرزمينهاي بسياري شود. حسين عليزاده درباره آن همكاري گفته است: «واقعا اين دوره همكاري، حس و حـال خـوبي براي همه ما داشت و ما واقعا به هم احساس نزديكي و دوستي ميكرديم. اگر آن كار را شـروع كـرديـم به دليل همان احساس نزديكي بود و اگـر هـم تـمـام شـد بـاز بـه دلـيـل حـفظ آن دوستي بود. دلـمـان نـمـيخـواسـت كـه كـارمـان به كاري روزمره و تكراري تبديل شود و مردم صرفا به خاطر اين كه چند اسـم را كـنـارهـم ميبينند. به كنسرت ما بيايند. در آن گــروه تــا جــايـي كـه مـوسـيـقـي مـا را ارضـا مـيكـرد، بـه كـارمـان ادامـه داديـم و بـعد هر كدام از ما بيشتر سعي كرديم به فعاليتهاي شخصي خودمان برسيم. بويژه ايـــن كـــه هــمـــه مـــا افـــراد گـــرفـتــاري بــوديــم و بــايــد بــه مسووليتمان در پروژههاي ديگر ميرسيديم.»
در اين مدت شايد شرايط اجراي موسيقي در ايران بــراي كـلـهــر فـراهـم نـبـوده كـه او را وادار بـه اعـتـراض نــســبـــت بـــه ايـــن شـــرايـــط كـــرده اســـت: «شــمـــا ديــگـــر نوازندهاي را نميبينيد كه بيايد و فقط يك ساعت ساز تـنـهـا بزند. گروهها بيشتر قطعاتي را اجرا ميكنند كه مـعـمـولا همراه خواننده است. در اين ميان، حتي در مـوسـيـقـي آوازي نـقش ساز و آواز كمرنگتر شده و معمولا جاي خود را به قطعاتي كه با استفاده بيش از حد از سازهاي كوبهاي اجرا ميشوند، داده كه فقط در صـدد ايـجـاد هـيـجـان هـسـتـنـد تـا لـمس كردن روح مـخـاطب. در حالي كه شخصيت موسيقي ايراني در تكنوازي، دونوازي و در رشته موسيقي با كلام در ساز و آواز نهفته است. حال اگر كار گروهي ارائه ميشود آن هم رشتهاي ديگر است و دنبالكنندگان بيشتري دارد، خـوب مـيشـد كـه بـخـشهـاي مـهمتري هم به تـكـنوازي اختصاص داده ميشد، اما سليقه موسيقي عـامـه سـلـيـقـهاي اسـت كـه مـوسـيـقـيـدانـان را بـه اشـتـبـاه انداخته است.»
با اين همه، كلهر گروه كوچكي هم در ايران دارد كــه از نــوازنــدگـانـي كـه چـنـد سـالـي اسـت بـا آنـهـا كـار ميكند، تشكيل شده و اتفاقا دوست دارد كه با آنها در ايران به اجراي زنده موسيقي بپردازد، اما بعد از 3 سال دوري او از صحنه موسيقي در ايران، اين امكان هنوز ميسر نشده است. كلهر يكي از هنرمندان بيحاشيه و بـيسـروصـداي مـوسيقي است. در همه جا هست و ممكن است كسي متوجهش نشود. جار و جنجالي به همراه ندارد و خبر كارهايش را وقتي ميخوانيم كه به ساماني رسيده باشند. پس او هنرمندي است كه اهل وعده دادن نيست.
3 سال است كه صداي كمانچه كيهان كلهر را به صورت زنده نشنيدهايم، اما اين به آن معني نيست كه او هــــم در طـــول ايـــن مـــدت بــيــكـــار نــشــســتـــه اســـت. آلبومهاي مختلفي از او به بازار موسيقي ايران آمده كه هــــر كــــدام از آنــهــــا دنــيـــاي تـــازهاي را پــيـــش روي مـــا ميگشايند و صداي كمانچه كيهان كلهر را تا مدتها در ذهــن و گــوشـمــان نـگــه مـيدارنـد. مـثـل آن گـوش مـاهـيهـايـي كـه كنار ساحل افتادهاند و تا ماهها حتي وقتي از دريا جدا باشند، صداي دريا ميدهند.
آخـريـن آلـبـوم كـيـهـان كـلـهـر كـه در خـارج از ايران منتشر شده، به نام «شهر خاموش» عنوان برترين آلبوم سال را از سوي مجله سانگلاينز دريافت كرده است. سانگلاينز مجله معتبري در زمينه موسيقي در سطح جـهـان اسـت. كـيـهـان كـلـهـر آلـبوم شهر خاموش را به همراه كوارتت زهي بروكلين رايدر اجرا كرده است. ايـن اثر كه براي كودكان حلبچه ضبط شده با زمزمه حزين بداههنوازي سازهاي زهي آغاز ميشود.
عـلاوه بـرايـن كـيـهـان كـلـهـر پـروژههاي مختلفي را آغـاز كـرده و بـه انـجـام رسـانـده اسـت كـه يكي از آنها پروژه جاده ابريشم است كه نواي جادويي كمانچه او را ميشود در كنار سازهاي كشورهاي مختلف كه در مسير جاده ابريشم بودهاند، شنيد.
او آخـــريـــن كــنــســـرتـــش را اوايــل آبــان امـســال، در سازمان ملل در نيويورك اجرا كرده است. در اين اجرا كه مناسبت آن روز جهاني سازمان ملل در نيويورك بــرگــزار شــد، كـيـهـان كـلـهـر بـه هـمـراه يـويـومـا نـوازنـده آسـيـــايـــي اروپـــايـــي، عـــالــيـــم قــاســماف از آذربــايـجــان، نـوازنـدگـان چـيـنـي و يـك سـري نـوازنـدگـان سـازهاي زهـــي در ســـازمـــان مـلــل در حـضــور تـمــامــي سـفــراي كـشــورهــاي جـهــان و رئـيـس جـديـد سـازمـان مـلـل بـه اجـراي بـرنامه پرداخت كه با استقبال زيادي روبهرو شـــد. مـــا هــم وصــف آن و گــزارشــش را در گــزارش نيويوركتايمز كه در رسانههاي ايران ترجمه شده بود خـــوانـــديـــم و از قـــديـــم گـفـتــهانــد كــه وصــفالـعـيــش، نصفالعيش. گروه كيهان كلهر در اين كنسرت، شهر خـامـوش را اجـرا كـردنـد و گـزارشـگر نيويوركتايمز نـوشت: «شهر خاموش اثري سحركننده و تاثيرگذار دربـاره روسـتـاي حـلـبـچـه اسـت؛ روسـتـايـي كـه صـدام حـسـيـن آن را بـمـبـاران شـيميايي كرد. در اين اثر ساز كـمـانـچه ماتم و زاري كودكان حلبچه را به مخاطب منتقل ميكند.»
كنسرت در كنار اهرام ثلاثه مصر، اجرا در هاليوود براي مولانا، همراه با گروه جاده ابريشم در شانگهاي، بداههنوازي به همراه حميدرضا نوربخش در پاريس و... ازجمله فعاليتها او در ماههاي اخير بودهاند.
از كرمانشاه به ديگر نقاط جهان
كيهان كلهر در سال 1342 شمسي در خانوادهاي كرمانشاهي و موسيقيدوست در تهران چشم به جـهـان گـشـود. كـار مـوسيقي را از 5 سالگي به صورت آزاد شروع كرد. 12 ساله بود كه به صورت حرفهاي به موسيقي پرداخت و در 13 سالگي با اركستر راديو تلويزيون كرمانشاه شروع به همكاري كرد. كلهر مدتي كوتاه با گروه شيدا در مركز هنري «چاووش» همكار بود. در 17 سالگي مقيم ايتاليا شـد و سـپـس بـه نـيت ادامه تحصيل راهي كانادا شد و در رشته آهنگسازي از دانشگاه كارلتن اتاوا فارغالتحصيل شد.كيهان كلهر براي شناساندن موسيقي ايراني به غيرايرانيها تلاش بسياري كرده اســت، هـمـكــاري او بــا هـنــرمـنـدان هـنـدي ازجـمـلـه «شـجـاعـت حـسـيـن خـان( »غـزل) يـا بـا كـوارتـت كرونوس)Kronos Quartet(، (جاده ابريشم)، يويوما و اركستر فيلارمونيك نيويورك او را به هنرمندي جهاني تبديل كرده است و شنوندگان زيادي در بين غيرايرانيها دارد. او مدتي هم يكي از اعضاي ثابت گروه دستان بود.
مريم مهري