1. «پيشفروش بليت قطارهاي مسافري تابستان آغاز شد و 20 درصد ظرفيت قطارها به خريد اينترنتي اختصاص يافته است.» اين سهميه 20 درصدي گاهي انجام نشدن يك سفر و پيدا نكردن بليت را به شدن سفر و يافتن صندلي خالي بدل ميكند. فرصت و امتياز خوبي است كه جاي توسعه بيشتر هم دارد. در مقام مقايسه شرايط اينگونه خريدهاي اينترنتي در كشور خودمان با ديگر كشورها، ميتوانيم مقايسه سادهاي با ساز و كار رايج در هلند داشته باشيم. در سطح شهر و بهويژه نقاط پرتردد آمستردام (و ديگر شهرها) چيزي شبيهATM هاي خودمان نصب شده است كه مسافر ميتواند به راحتي ليست قطارها و برنامه حركتي آنها را ببيند و به راحتي بليت مورد نياز خود را تهيه كند. كاش دستگاههاي خودپرداز ما خدمات تازهتري را به اين جعبه شبانهروزي بيفزايند. جالب است بدانيم كه در باجههاي اطلاعرسانيشان نيز يكي دو نفر آماده پاسخگويي به مسافر هستند و چيزي ندارند جز يك گوشي همراه. ايشان قلم ديجيتال به دست نيازهاي شما را با دسترسي به شبكه اينترنت پرسرعت بررسي كرده نتيجه را با بلوتوث به چاپگر كوچك كنار دستشان ميفرستند و به شما ميدهند.
2. سيستمهاي موجود مخابراتي و ارتباطي كشور را تا چه حد ميشناسيم و از قابليتهاي فعال آن اطلاع داريم؟ آيا فقط منتظرMMS و ديگر بايدها و خواستههاي به حق خود هستيم و بر امكانات موجود چشم پوشيدهايم؟ اگر در پرداخت وجه قبض تلفن همراه خود تا ثانيه آخر تاخير داشتيد و از قضا به بانك هم دير رسيديد، دستگاه خودپرداز هم كار نميكرد به يك دفتر ارتباطي برويد و همانجا قبض خود را بپردازيد. به سراغ گوشيهاي خودمان برويم: آيا ميدانيم فعالكردن كدPIN چه مزايايي در پي دارد؟ آيا سازمانهاي متولي هم نقش خود در اطلاعرساني را «كارآمد» و «اثربخش» انجام دادهاند و ميدهند؟
3. از بانكداري الكترونيكي صحبت ميكنيم و مدام از محل سپردههاي خودمان در بانك برايمان تبليغات چندصد ميليوني ميكنند كه چنين و چنان امكانات و قابليتهايي در سيستم بانكي فراهم شده است. بگذريم از اين كه هنوزATM ها آن چه ما ميخواهيم و آنگونه كه ميپسنديم نيستند و هر بانكي ساز خود را با كارت خود ميزند و كدهاي دسترسي كار با حساب بانكي براي استفاه پاي وب، محدوديتهاي مراجعه حضوري براي فعالسازي و ... دارند. دوستي را ديدم كه در كيفش همه رقم كارت بانكي داشت. پرسيدم چه خبر است كه چنيني و گفت ناچار بودهام! فلان سازمان اصرار دارد كه از اين بانك شماره حساب بدهم و ديگر تاكيد ميكند كه بايد بانكت بانك ما باشد و آن يكي هم ميگويد كه نميتواند به حسابي جز بانك خودشان پول بريزد و خلاصه بعضي از اين كارتها يكبار مصرف شدهاند و او هم به ناچار چندين كارت و چند حساب و رمز دارد. به راستي چرا بايد چنين باشد آيا در مسير پول الكترونيكي و بانكداري الكترونيكي گام برميداريم؟
4. دنياي ديجيتال دنياي شگفتانگيزي است اما ناشناخته و مبهم نيست. بسياري از چيزهايي كه امروز ما را در ايران ذوقزده ميكند در كشورهاي ديگر با سالهاي سابقه استفاده عادي تلقي ميشوند. جوانها و نوجوانها و كودكان ما با ابزارهاي دنياي ديجيتال زندگي ميكنند و چيزهايي را ميدانند كه مديران مدعيمان هم از آن غافلاند. از مسؤولان محترم تقاضا داريم صادقانه و آگاهانه مردم را در جريان بود و نبود امكانات و خدمات اينترنت و تلفن همراه و ... قرار دهند. حاشيه رفتنها و پوشيده نگهداشتنها اعتمادها را خدشهدار ميكند و از وفاداري مشتريان ميكاهد. با آگاه بودن از نشدن بسياري از كارها، هم مشتري ميداند كه چطور براي كار و نيازش برنامهريزي كند و هم از گلايههاي نامربوط و انتظار بيحاصل پرهيز ميكند.