يكشنبه 22 ارديبهشت 1387 - ساعت 19:07
شماره خبر: 100938180918
محمود كريمي
«مشترك محترم» احترام خود را نگهدار!
1. امروز ديگر كمتر كسي را ميتوان يافت كه تنها باشد. همراه اول يا دوم و يا سوم، با يك گوشي ارزان يا گرانقيمت در دست و جيب ما يافت ميشوند. انگار اگر نباشند چيزي كم داريم و زندگيمان لنگ ميماند. ما مشتريان قانعي هستيم كه انتظار نداريم سرويسهاي تلفن همراه در حد و اندازههايي كه بايد به ما ارائه شوند.
2. اگر درآمد هر روز مخابرات از سرويس پيام كوتاه، با هزينه راهاندازي يك مركز پيام برابري كند، آيا نبايد انتظار داشت كه با راهاندازي يك يا چند مركز جديد، شاهد ترافيك سنگين ارسال و دريافت پيام نباشيم و با چند بار تلاش براي ارسال پيامك، پيام خطا نبينيم؟ اگر تعداد كانالهاي شبكه براي اطلاعرساني به مشترك، چندين برابر تنها سرويس موجود كه مكانياب است (و در تهران هنوز فعال نيست!) باشد كه هست چرا آن را نبايد براي «مشترك محترم» فعال كرد؟ اطلاع از وضعيت آب و هوا، ترافيك و امكانات ديگر كانالهاي شبكه، اگر فعال شوند، بسياري از مشكلات جانبي ما هم رفع خواهند شد. اگر از امكانات شبكه تلفن همراه باخبر بوديم آيا ترافيكي مثل آنچه را در روزهاي نوروز و در جادههاي شمال شاهد بوديم، ميپذيرفتيم؟ محاسبه كنيم كه چند ليتر سوخت مصرف شد و چقدر وقت تلف شد و چند نفر سرگردان بودند و چه تعداد خودرو در ترافيك متوقف جاده مستهلك شدند...
3. پرتوقع نيستيم ولي انتظار داريم سازمانهاي دولتي و متولي امر فناوري اطلاعات و ارتباطات تعدادي از دريچههاي تنگ يا بسته را باز كنند. بخش خصوصي هم نياز دارد و هم ميتواند از ابزارها و امكانات موجود، با رعايت ملاحظات ضروري نه تحميلي بهرهبرداريهاي سالم و اقتصادي كند و بخشهايي از گرههاي مردم را باز كند.
فقط كافي است در مورد شبكه تلفن همراه و اينترنت نياز به سرعت و سطح دسترسي بيشتر را باور كنيم. اصلا ايكاش به معناي واقعي ما را به جاي مشترك محترم به چشم يك «مشتري» نگاه ميكردند، آنوقت معلوم ميشد كه آيا حق با ماست يا ناچاريم براي حفظ احتراممان بيشتر نخواهيم!
4. اگر در گذشته دور تصور ميشد كه با آمدن كامپيوتر انسانها دچار مشكل بيكاري ميشوند، امروز ديگر كسي چنين نميپندارد. چون خلاف آن با هزار و يك دليل روشن اثبات شده است. روزگار آينده -آينده نه چندان دور- روزگار دانشگري است نه كارگري. كشاورزي و صنعت بيش از گذشته مكانيزه ميشوند و توسعه گسترده اتوماسيون، همه ما را به سمت كسب و كارهاي خدماتي سوق ميدهد. آيا با اين مساله هم ميخواهيم يك شبه برخورد كنيم يا برايش برنامهاي داريم؟
5. وجود بانكهاي اطلاعاتي مزاياي بسياري را به همراه دارد. سازمانهاي مختلف دولتي براي انجام كارهاي روزمره خود بانكهاي متعددي را ايجاد كرده يا ميكنند و آنها را بهروز نگهميدارند. كوپن خانوار، كد ملي، كارت سوخت، املاك شهرداري، خودرو، بيمهها، آگهيهاي بازرگاني روزنامهها و ... هر كدام مثال و مصداقي از بانكهاي در حال كار هستند. تعريف پروتكلهاي مناسب براي ايجاد دسترسيهاي ضروري به محتواي اين بانكها، تحليلهاي معناداري را در پي دارد كه بدون خدشهدار كردن حريم خصوصي افراد، ميتواند امنيت جامعه را فراهم كند و در بهبودهايي مثل كاهش جرائم مؤثر واقع شود. آيا كسي به ضرورت پل زدن بين اين همه بانك اطلاعاتي و وبسايت جزيرهوار فكر كرده است؟ آيا تحليلهاي عالمانه و بر مبناي اطلاعات ناشي از پردازش دادههاي موثق را جدي ميگيريم؟