1– خيلي تفاوتي ندارد كه آن را بهعنوان يك رسانه بپذيريم يا نه! چندان مهم نيست كه مردم آن را با تعريفهاي علمي رسانه سازگار بدانند يا خير! اين گوشيهايي كه دست ما است، نقشهاي مختلف يك رسانه را برايمان بازي ميكنند و گاهي تنها رفيق خلوت ما هستند و نزديكتر از اعضاي خانواده و دوستان.
2– در جلسهاي كاري در دفتر مديركل روابط عمومي قرار بود در مورد طراحي گرافيك تمبري مرتبط با يك رخداد ملي، تصميمگيري شود تا پس از تاييد آقاي وزير بهچاپ برسد. نسخهاي از طرح نهايي را روي كاغذ 4A چاپ كرده بودند و در مورد كار صحبت ميشد. پرسيدم قطع كار نهايي چيست؟ گفتند به اندازه يك تمبر استاندارد! خواهش كردم نمونهاي از تمبري با ابعاد مشابه را بياورند. تمبر را نگاه كرديم و كاغذ چاپ شده را نيز. از دوستان سؤال شد كه آيا به نظرشان، همه اين جزئيات قابل مشاهده روي كاغذ 4A و نوشتههاي ريز روي آن، پس از چاپ در ابعاد تمبر، خوانده ميشود؟ اندازه نمايشگرهاي تلفن همراه، مشخص است و با نمايشگرهاي روي ميز برابري نميكند. نميشود كه كاري را روي مانيتور ببينيم و فقط با تبديل آن به مثلا gp3 فكر كنيم كه مناسب تماشا روي موبايل شد. اين رسانه جديد، ويژگيهاي متفاوتي دارد كه بايد قبل از طراحي بدان فكر كرد.
3– روي نيمكتي كنار پيادهروي پارك نياوران با يكي از هنرپيشههاي معروف سينما مشغول گفتگو در مورد داستان سكانس بعدي يك فيلم تلويزيوني بوديم — موضوع محوري آن تفكر خلاق است و هنوز پخش نشده — ناگهان دستش را بالا آورد و با فاصلهاي جلوي صورتش گرفت تا مانع آن شود كه عابري كنجكاو و ايستاده در كنار ديواره ساختمان روبهرو و در فاصلهاي نه چندان نزديك، با تلفن همراهش عكس يا فيلمي ثبت كند. ميگفت كاش مردم ميپذيرفتند كه ما به همهشان علاقهمنديم و دوستشان داريم و براي همين مردم كار ميكنيم، اما اين عكس و فيلم گرفتنهاي يواشكي وقتي با نارضايتي من همراه است، به دست در جيب ديگران كردن ميماند. مگر نه اين است كه براي ورود به حريم خصوصي ديگران لااقل بايد اجازه گرفت. همه يكي از ابزارهاي رسانهاي را در دست داريم بيآن كه بدانيم كجاها مفيد و كجاها بُرنده است.
4- «يك لحظه هم اين تلفن از دستش نميافتد و همش چشم به اين بازي دارد.» تابستان رسيده و بچهها براي گذرانيدن اوقات فراغتشان، موبايل به دست، PSP در بغل يا چشم به مانيتور هستند. اين كه چشم از نمايشگرهاي امروزي برنداريم و نگاهي به زمين آماده براي بازيهاي خاطرهانگيزي مانند گانيه و ليلي و وسطي و خالهبازي نداشته باشيم، حتما خوب نيست. حتي اگر در اين زمانه عوض شده، همه چيز نسخه ديجيتالي داشته باشد. اين هم خوب نيست كه بچهها را از «گيمبازي» باز داريم بيآنكه فكري به حال علاقههاشان كنيم.
كاش شركتهاي بزرگ توليدكننده تلفن همراه، بازيهايي با محوريت تفكر خلاق و داراي چاشنيهاي آموزش غيرمستقيم مهارتهاي مختلف زندگي را ميآوردند و به قالبهاي تلفن همراه ميبردند تا اشتياق بازي با يادگيري همراه شود. هم بزرگترها و هم كوچكترها اهل بازي هستند، اما اين وقت طلا حيف است كه فقط به سرگرميهاي بيهدف (يا كشت و كشتارهاي ديجيتال) بگذرد. اگر مشتري مهم باشد چارهاي جز درك همه خواستههاي دانشي، فرهنگي و انگيزشي او نيست، چرا كه رقباي ديگر براي مشتريان ناراضي ما آغوشي باز دارند.
محمود كريمي