دانش كاربري اطلاعات را با عناويني مانند «دانش اطلاعاتي» و يا «سواد اطلاعاتي» ياد ميكنند كه البته براي هر يك نيز تعاريف خاصي ارايه شده است. آنچه روشن است، براي شناخت دنياي فناوري اطلاعات و آغاز مسير پيشرفت در آن قبل از هر چيز بايد ارزش دانش را در اين حوضه سنجيده شود و براي اين كار نيازمنديم كه براي "دانستن" در اين عرصه تعريفي داشته باشيم.
بر پايه تعريفي كه انجمن كتابداران آمريكا در اواخر دهه 80 ميلادي ارايه كرده است، كسي صاحب سواد اطلاعاتي است كه بتواند وضوح يك موضوع يا ناحيهاي از دستورالعملهاي مورد نياز را بشناسد و اصطلاحات مناسبي را براي روشن شدن اين مفهوم يا موضوع انتخاب كند و بتواند منابع اطلاعاتي را بهنحوي مشخص هم راستا كند. و يا در تعريفي ديگر كه از گيلتن در سال 1994 نقل شده، سواد اطلاعاتي را هدفي براي پژوهشگران اين عرصه بيان ميكند و نه يك ابزار؛ چرا كه سواد اطلاعاتي نوعي شناخت محيطي بر پايه عوامل تكنولوژيك است و نه مانند دانشهاي كتابخانهاي كه علم استفاده از منابعي مشخص را در محدوده هاي خاص ميدهند.
در سواد اطلاعاتي ارتباط بين دانشها نمودي گسستناپذير دارد و براي پرداختن به چگونگيهاي هر موضوع ناگزير به چندين شاخه از علوم ديگر ميرسيم كه هر يك از اين ارتباطات ممكن است در سواد رايانهاي و يا كتابخانهاي متناقض جلوه كند كه اين شاخصه دليل اصلي انعطافپذير بودن سواد و جامعه اطلاعاتي است. بيشك نميتوان براي دانش اطلاعات تعدادي شاخصه و يا پارامتر در نظر گرفت تا بتوان با اعدادي خاص سواد اطلاعاتي افراد را سنجيد و در حقيقت سواد اطلاعاتي دانشي است كه محصول آن يك توانايي شامل خلاقيت فرد است در جستجو، ارزيابي، ساماندهي و بهره برداري از منابع مختلف.
در بسياري از منابع كه متاسفانه برخي از آنها نيز جزو منابع دانشگاهي هستند، سواد اطلاعاتي را در حد دانش كاربري رايانه تنزل بخشيده و تفاوت بين اين دانش را با علوم ديگر در نظر نگرفتهاند كه اين كار باعث ميشود تا ابزار علمي كه براي ساختن جامعه اطلاعاتي در دست دارند، بسيار ناتوان و غيرقابل استفاده باشد. اين كار مانند اين است كه براي حفر تونل در يك كوه بهجاي انتخاب و استفاده از ماشين آلات مخصوص، يك بيلچه باغباني را همراه برده باشيم.
در گذشتهاي نهچندان دور، داشتن توانايي خواندن، نوشتن و انجام 4 عمل اصلي رياضي مبناي با سوادي بود و با رشد سطح دانش و ارتقا سطح آموزش در اوايل قرن 21، يونسكو در تعريف خود شخص باسواد را فردي ميدانست كه داراي 3خصوصيت اصلي باشد: اول داشتن تحصيلات عالي، دوم تسلط بر يك زبان بينالمللي غير از زبان مادري و سوم داشتن دانش برنامهريزي رايانه. اما تعريفي كه امروزه براي شخص داراي سواد اطلاعاتي صادق است را اينگونه ميتوان بيان كرد: «فردي كه دانش و خلاقيت دريافت اطلاعات از منابع گوناگون را بهوسيله ابزار تكنولوژيك روز داشته باشد و بتواند اطلاعات دريافتي را دسته بندي و تحليل كند و سپس نتايج تحليل را به شكلي سازمانيافته در ساختاري منظم و منعطف با استفاده از ابزار تكنولوژيك مستند كرده و در اختيار ديگران قرار دهد، را مي توان فرد با سواد اطلاعاتي ناميد.»
جالب است بدانيد كه اين تعريف طيف بسيار وسيعي از علوم شاخههاي آن را شامل ميشود كه اين خود يكي از نشانههاي گستردگي سطح علوم فناوري اطلاعات است. فناوري اطلاعات محصول سواد اطلاعاتي است و بهنوعي اين دو لازم و ملزوم يكديگر هستند و با بروز ضعف در هر يك از اين دو ديگري نيز دچار ضعف و توقف حركت مي گردد.
افزايش سرعت و حجم توليد اطلاعات ديگر جايي براي عرض اندام شيوه هاي قديمي كسب علم باقي نميگذارد. برخي از كارشناسان عرصه هاي مختلف علمي از آنجا كه حضور فناوري اطلاعات را در كارهاي خود احساس كردهاند ديدگاهها، تعريفات و نظرات مختلفي را در باره سواد اطلاعاتي بيان كرده و ديدگاه خود را مشرف بر تمامي جهات و جوانب دنياي اطلاعات مي دانند كه اين كار باعث ايجاد نگرش هاي غير متعارف درباره اين موضوع و در نهايت اختلاف نظر ميان كارشناسان عرصه هاي مختلف در اين زمينه خواهد شد.
اگر از ديدگاه رايانه و الكترونيك به موضوع نگاه كنيم فرد داراي سواد اطلاعاتي را اينگونه تعريف خواهيم كرد: «فردي كه بتواند بهعنوان شهروند الكترونيك كليه نيازهاي خود را بر آورده كند.»
و اگر از ديدگاه صرفا ارتباطي به موضوع نگاه كنيم، سواد اطلاعاتي را توانايي استفاده از رايانه و ابزارهاي جانبي آن براي درك مطلب و محتواي رسانه ها در برآورده كردن نياز رسانه اي فرد، در خواهيم يافت، اما اين تعاريف نميتواند تمام عرصه اطلاعات را در خود بگنجاند پس افراد صاحب نظر در اين حوزه بايد هميشه بر گستردگي موضوع وحدت نظر داشته باشند و دانشجويان اين عرصه را از هر محدوديت ذهني دور سازند.
آموزش سواد اطلاعاتي
يكي از خصلتهاي فناوري اطلاعات مجازي است و بيشك بستر تبادل اطلاعات در دنياي فناوري اطلاعات نيز جهان مجازي است. سواد اطلاعاتي را نيز بايد در همين بستر جستجو كرد چرا كه سرعت توليد علم و اطلاعات در اين عرصه آنقدر بالاست كه هيچگاه فرصتي براي ايجاد يك مركز فيزيكي كه كتابها و مقالات و محصولات فيزيكي عرضه كند، نخواهد بود .
كاربرد اين سواد اطلاعاتي
سواد اطلاعاتي پايه و اساس جامعه اطلاعاتي است كه در آن همه بدون محدوديت هاي جغرافيايي، سياسي، مالي و امثال آن ميتوانند اطلاعات را دريافت كنند، توليد علم داشته باشند و آن علوم را در اختيار ديگران قرار دهند.
بزرگترين محصول اين دانش از ميان برداشتن محدوديتها است و به اين وسيله كشورها و جوامع كمتر توسعه يافته ميتوانند خساراتي كه از سالهاي دور بهوسيله استعمار يا فشارهاي مختلف بر آنها تحميل شده است، جبران كرده و جهشي بهسوي آينده بهتر داشته باشند. كشور هند نمونه بارز اين نوع پيشرفت است.
سعيد نوري آزاد