کلمه کلیدی: ر‌ضا رفیع
  • بزن دررو

    شماره تلفن خلافکاران

    الان ایجاد مزاحمت خیلی به نسبت قدیم، راحت‌تر شده و پیشرفت کرده است. سابق اگر برای ایجاد زحمت، مجبور بودی طرف را از نزدیک ببینی و در نتیجه او نیز شخص مزاحم را شناسایی می‌کرد؛ اما الان دیگر نیازی به دیدار حضوری نیست. شما کافی است از همان سر جای خود که نشستید یا حتی دراز کشیده‌اید، اراده کنید که برای مردم مزاحمت ایجاد کنید. حالا یک علتش ممکن است این باشد که طرف مرض دارد.

  • بزن دررو

    مدگرایی و یک نظرسنجی مد شده

    این که مدگرایی باید وجود داشته باشد یا نباید وجود داشته باشد؛ یک بحث فلسفی مبسوط و مستوفایی است که نه در حوصله نگارنده است که هزار و یک کار و گرفتاری دیگردارد که اصلا فلسفه زندگی‌اش را زیر سوال برده است؛ و نه در حوصله شما خوانندگان عزیزی که بدون ساز، عرایض ما را می‌خوانید و عموما دوست دارید که مخلص کلام و لب مطلب را مثل هلوی پوست‌کنده، تقدیم حضور کنیم که بتوانید در اسرع وقت به امور مهمتری همچون تلگرام و اینستاگرام و واتساپ و فیسبوک و غیره‌تان برسید و از قافله عقب نمانید.

  • بزن دررو

    خشکه حساب کردن وام ازدواج

    باور بفرمایید که ملت عزیز ایران به چنان سطح والا و بالایی از تفاهم و تداخل با دولت محترم رسیدند که اگر الان دولت بفرماید «ف»؛ در کسری از ثانیه، ملت تا فرحزاد رفته‌اند. رسیدن به یک زبان مشترک، یک کار یک شبه نیست.

  • بزن دررو

    مصیبت ماهانه دولت

    نمی‌خواهم بصراحت اعلام کنم که چرا دولت دهد چیزی که باز آرد پشیمانی؟!... چون مربوط به این دولت نمی‌شود؛ اما می‌خواهم مثلا خیلی به صرافت و ظرافت عرض کنم که با تمام وجود با جناب وزیر محترم امور اقتصادی و دارایی همدرد و هم‌درک است و می‌فهمد که چی می‌کشند.

  • بزن دررو

    خانه‌های همچنان خالی

    معضل خانه خالی، از آن دسته معضلات تاریخی، آن هم در این مقطع حساس کنونی است که ما بارها کرارا نسبت به مضرات آن توجه لازم را مبذول داشتیم و تذکرات بایسته و شایسته را دادیم؛ بلکه افاقه کند و این خانه‌های خالی افتاده در تهران و اطراف آن، بایّ نحو کان، توسط آدمیزاد پر شود. از قدیم‌الایام باور عمومی عوام‌الناس بر این بود که خانه‌های خالی، جن دارند. به این مطلب چون مربوط به مباحث «جنتیک!» می‌شود، وارد نمی‌شویم. البته جدا از ترسی که دارد.

  • بزن دررو

    راضی به ضرر دولت نیستیم

    مگر ملت نباشد که دولت دچار ضرر و زیان شود. اصلا هم تعارف نمی‌کنیم. درست است که ما مردمی اهل تعارف هستیم، اما در پاره‌ای موارد تعارف بردار نیستیم. البته قبول داریم که تشخیص و تمیز این هر دو حالت از همدیگر کمی مشکل و مستلزم شناخت کامل فرهنگ و روحیات همدیگر است؛ اما قبول بفرمایید که در این یک موردخاص دیگر صحبت تعارف نیست. ما تا الان پای کار بودیم؛ از الان به بعدش هم هستیم. مگر پامان کمی خسته شود و لحظاتی بنشینیم.

  • بزن دررو

    جلوگیری از ایجاد توقعات

    همیشه جلوگیری بد نیست. گاهی عقل و مصلحت حکم می‌کند که آدم از بعضی چیزها جلو جلو پیشگیری کند. زلزله را اگر نمی‌توانیم پیشگیری کنیم، به خاطر این است که قبلش نمی‌توانیم پیش‌بینی کنیم.

  • بزن دررو

    سیل پس از توافق هسته‌ای

    این روزها خیلی‌ها، خیلی چیزها را به خیلی چیزهای دیگر ربط می‌دهند؛ حتی خیلی‌ها که خیلی قائل به ربط نیستند.

  • برندهای خارجی بروند توی صف!

    از قدیم گفتند آدم کور از خدا چی می‌خواهد؟... دو چشم بینا. و حالا اگر از هر آدم عاقلی، مثلا حقیر، سوال شود که بعد از توافق هسته‌ای ایران با کشورهای 1+5 و احتمال برطرف شدن همه تحریم‌ها، شرکت‌های تجاری و اقتصادی اروپایی از خدا چه می‌خواهند؟ سریعا عرض می‌شود که: بازار مصرف!

  • حرف مرد یکی است؟

    بعضی‌ها نمی‌دانم چرا بعضی وقت‌ها بعضی توقعات بیجا و بی‌مورد دارند. مثلا الان که صحبت از بیانیه هسته‌ای در میان است، توقع دارند که قیمت همه چیز بکشد پایین؛ از شیرمرغ گرفته تا جان آدمیزاد و پراید که ارتباط تنگاتنگی با هم دارند.

  • کم‌فروشی ما و کرَم شما!

    لازم نیست متخصص یا کارشناس انواع افزایش قیمت باشید که متوجه برخی از شیوه‌ها وشگردهای خزنده و زیرپوستی گرانفروشی باشید؛ بلکه کافی است فقط یک بسته پفک یا چیپس را با دقت باز کنید تا متوجه یک نوع افزایش قیمت جدید نامحسوس بشوید که بر پایه «کم‌فروشی» استوار است.

  • دبه درآوردن در مذاکرات

    از مدت‌ها پیش که صحبت از «میز مذاکرات» هسته‌ای ایران با گروه 1+5 در میان بود؛ دلواپسی و نگرانی نگارنده از خود همین میز به ظاهر تمیز بود. نه از خود میز که ضرورت شکل‌گیری یک میزگرد است، بلکه از زیر میز و سوابق ذهنی خاصی که راجع به آن داریم و این‌که به قول مرحوم میرفندرسکی شاعر: صورتی در زیر دارد، آنچه در بالاستی!

  • مسافرکشی با آمبولانس!

    به عنوان تاکسی، آژانس کم بود که آمبولانس اورژانس هم به آن اضافه شد!... زندگی که به آدم سخت بگیرد، احتمال هر کاری هست.

  • اشتغال شبانه‌روزی

    درست است که گفتند: «کار، جوهره مرد است»؛ اما جوهر داشتن هم بالاخره یک حدی دارد و نباید با کار زیاد، خود را خفه کرد. خفقان خوب نیست. اطلاع دارید که استراحت را همه دوست دارند و در نتیجه اگر کسی از صبح تا شب و حتی بعدش از شب تا صبح، کار می‌کند؛ پس لابد یک مشکل یا مشکلاتی دارد که باید بررسی شود. قابل توجه بعضی از مسئولان که کشته مرده حل مشکلاتند!

  • جراحی فرهنگ پلاستیک

    ببینید کی دارم عرض می‌کنم؛ اگر نصف همین توجهی که بعضی از ما ملت به جراحی پلاستیک برای زیباتر شدن «خود»مان داریم، به فرهنگ پلاستیک اختصاص می‌دادیم؛ الان با محیط زیست زیباتری مواجه بودیم و مثل باباطاهر مرحوم، می‌زدیم زیر هرچه آواز که:

  • دَم گاو گرم!

    در این که اکثر مدیران و مسئولان اجرایی ما خوب هستند، به قدر سر سوزنی هم شک نیست. فلذاست که آدم گاهی می‌ترسد. چرا ترس؟..... از قدیم گفته‌اند:«هزار وعده خوبان،یکی وفا نکند»!.... به همین سادگی که فرض و عرض شد.

  • تاکسی‌های بد

    کسانی که خودروی شخصی ندارند و بیشتر سوار وسایل حمل و نقل عمومی از قبیل تاکسی می‌شوند، بیشتر و بهتر درک می‌کنند عمق عرایض ما را. در مملکت ما هر سال فقط نرخ کرایه تاکسی‌ها اضافه می‌شود. غالبا هم این اقدام در چند مرحله صورت می‌گیرد: بار اول خود رانندگان تاکسی در یک اقدام خودجوش در ابتدای سال، چیزی بر کرایه‌ خود می‌افزایند سپس سازمان تاکسیرانی به استناد این که این نوع افزایش سالانه معمول است، چیزی بدان اضافه می‌کند. الحمدلله دست بگیر خوبی دارند.

  • گشت رمضان و فرار از آن!

    کسی نترسد و در نرود. از گشت تعزیراتی رمضان کسی باید بترسد و از آن فرار کند که حتی در این ماه مبارک هم دست از خلاف برندارد؛ یا کم‌فروشی کند، یا گران‌فروشی، یا حتی بدفروشی. بله، گاهی شیطان در ماه رمضان هم ول کن عده‌ای نیست.

  • ازدواج جوانان و تحریم‌ها

    آنچه می‌خواهیم بفرماییم؛ هیچ ربطی و بلکه هیچ دخلی به آنچه که پیش از ما، دستیار ویژه رئیس‌جمهور، همین چند روز پیش فرموده‌اند، ندارد.