کلمه کلیدی: سیمین دانشور
  • گفت‌وگو با محمدرضا کائینی درباره عشق در زندگی مشترک آل احمد و سیمین

    جدایی ناپذیری جلال از سیمین

    اگر می‌خواهید عمق عشق و دلدادگی یک زن به همسرش را درک کنید، کتاب «غروب جلال» نوشته زنده‌یاد سیمین دانشور بهترین گزینه است.سیمین در این کتاب شب و روزی که همسرش؛ جلال آل‌احمد از دنیا می‌رود را با جزئیات و مو به مو روایت کرده و مختصر و جامع درباره خصوصیات فردی و اندیشه‌ها و قلم جلال نوشته است.

    • هنری

    خواهرزاده نویسنده معروف اعلام کرد:

    حفاظت کیفی از خانه موزه سیمین و جلال به بهترین نحو

    خواهرزاده جلال آل احمد با اشاره به اینکه مرمت و بازسازی منزل جلال آل احمد و سیمین دانشور با حفظ هویت این بنای فرهنگی و مطابق با اصول علمی مرمت ابنیه تاریخی انجام شده است، گفت:امیدواریم این مجموعه به عنوان اولین خانه موزه در منطقه یک تهران به پاتوق فرهنگی برای اهالی هنر و ادبیات و اقشار مختلف مردم تبدیل شود.

  • خانه سیمین و جلال پاتوق اهالی هنر و ادبیات می شود

    مدیر عامل شرکت توسعه فضاهای فرهنگی شهرداری تهران با اشاره به اینکه مرمت و بازسازی منزل جلال آل احمد و سیمین دانشور با حفظ هویت این بنای فرهنگی و مطابق با اصول علمی مرمت ابنیه تاریخی انجام شده است، گفت:این مجموعه به عنوان اولین خانه موزه در منطقه یک تهران به پاتوق فرهنگی برای اهالی هنر و ادبیات تبدیل می شود.

  • جام‌جم از روزهای پایانی مرمت خانه سیمین دانشور و جلال آل‌احمد گزارش می‌دهد

    خانه موزه زوج قصه‌نویسی در انتظار بهار

    آن روز که جلال آل‌احمد، مصالح ساختمانی را از پشت ماشین پیاده کرد و خسته و کوفته، دست و صورت را شست و خودکارش را برداشت تا برای سیمین که هزاران کیلومتر آن‌سوتر در سودای دکتری بود از نقشه اتاق بالا و پنجره‌ای که برای عشقش طراحی کرده بود، بنویسد، هیچ فکرش را نمی‌کرد که 65 سال بعد، حالا ما، در همان اتاق بنشینیم و از «خانه‌موزه سیمین و جلال» حرف بزنیم؛ خانه‌ای در دزاشیب شمیران که از نامه‌های سیمین و جلال می‌توان دریافت، ساختش سال 1331 کلید خورده است؛ همان سالی که سیمین برای تحصیل به خارج می‌رود و جلال، می‌افتد دنبال کار خانه. لابد با هزار امید که خانم دکتر بازگردد و این خانه، بشود یکی از مهم‌ترین پاتوق‌های ادبیات دهه سی و چهل. لابه‌لای نامه‌ها، بین حرف‌ها و گلایه‌ها و دلتنگی‌ها، روایتِ آجر و حکایت نقشه اتاق‌ها! جلال، نقشه‌ها را می‌فرستد و از سیمین نظر می‌خواهد.

  • به یاد غروب سیمین

    وقتی جلال آل‌احمد با زندگی وداع گفت؛ زنی سیمین نام در کنارش بود تا از لحظاتی که همسرش، با مرگ دست و پنجه نرم می‌کرد، نوشتاری خلق کند که در نوع خود بی‌نظیر است؛ کتاب «غروب جلال» روایت سیمین دانشور است از مرگ نویسنده‌ای متفاوت که داستان‌نویسی ایران را تکان داد.

  • بنیان ضعیف بنیادهای فرهنگی

    بنیاد مهدی آذریزدی، بنیاد نادر ابراهیمی، بنیاد سیمین دانشور، بنیاد طاهره صفارزاده و ... اینها تنها نمونه‌های کوچکی از بنیادهایی است که فقط اسم بنیاد را یدک می‌کشند و هنوز تاسیس، تشکیل و فعالیت‌هایشان بعد از سال‌ها در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

  • شهرداری تمام وسایل سیمین و جلال را برد

    در بن‌بست «ارض» از خودم می‌پرسم: «به کی سلام کنم؟» خانه سیمین دانشور و جلال آل‌احمد هنوز در کوچه هست، خشتی هم از دیوارش کم نشده اما روح خانه و کوچه، بار فقدانی را بر دوش می‌کشد که یادآور خبر مرگ بانو سیمین در اسفند ۱۳۹۰ است. همسایه‌ها سرشان را از پنجره بیرون می‌آورند، می‌فه‌مند که برای چه آمده‌ام، می‌گویند دیر آمده‌ام، همه‌چیز را بار کردند و بردند!