• 0 0
  • 0

پرتو‌های نور جاوید

دوشنبه 9 بهمن 1391 ساعت 13:09
امامت، پیمانی است الهی که همواره در بستر تاریخ و متن زندگی اجتماعی انسان‌ها حضور داشته است، با بررسی زندگی پیامبران الهی، مشاهده می‌شود اهتمام به وصایت و جانشینی، از نقاط برجسته زندگی آن بزرگواران بوده است، چنانچه بر اساس تصریح قرآن کریم، هنگامی که خداوند ابراهیم(ع) را با حوادث گوناگون آزمود و او بخوبی از عهده این آزمایش‌ها بیرون آمد، خداوند به او فرمود من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم که حضرت ابراهیم(ع) عرض کرد از دودمان من نیز امامانی قرار بده و خداوند در جواب فرمود پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد.

حضرت موسی(ع) نیز در آغاز پیامبری و رسالت خویش از خداوند درخواست می‌کند هارون را به عنوان وزیرش قرار داده و او را در کارش شریک سازد یا حضرت زکریا(ع) در نیایش خود از خدا درخواست جانشین می‌کند.

این امر درباره بسیاری از پیامبران از جمله پیامبر اعظم(ص) صدق پیدا می‌کند و آن حضرت نیز برای خود در مناسبت‌های گوناگون، جانشینی و رهبری آینده را تعیین می‌فرمودند.

به منظور بررسی نقش جانشین و ضرورت امامت، سراغ حجت‌الاسلام والمسلمین عباس کوثری، عضو هیات علمی مرکز فرهنگ و معارف قرآن پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی رفتیم تا در این زمینه به گفت‌وگو بنشینیم.

تعیین جانشین و رهبری آینده جامعه در سیره و زندگی حضرت رسول(ص)، از چه جایگاه و ضرورتی برخوردار بود؟

برای بررسی ضرورت و جایگاه ویژه رهبری جامعه در زندگی گهربار پیامبر اعظم(ص)، لازم است به چند عامل که بیانگر ضرورت این امر است، اشاره شود. اولین عامل در لزوم تعیین جانشین، وجود منافقان در زمان پیامبر(ص) بود که با مراجعه به آیات قرآن مشاهده می‌شود آنها دائم در حال توطئه علیه اسلام بودند که از جمله می‌توان به توطئه آنان در ساخت مسجد ضرار، زمینه‌سازی برای بیرون‌کردن مومنین از مدینه و ایجاد تفرقه میان مومنین اشاره کرد.

مسأله دیگر، وجود ایران و روم به عنوان دو قدرت بزرگ خارجی بود که اسلام را تهدید می‌کردند. پیامبر اکرم(ص) خطر رومیان را جدی تلقی می‌کرد و به این جهت در سال هشتم هجری، سپاهی را به فرماندهی جعفربن‌ابیطالب راهی سرزمین «موته» کرد که در تاریخ اسلام از آن به جنگ موته یاد می‌شود. در سال بعد، زمانی که خبر آمادگی رومیان برای حمله به سرزمین حجاز به مدینه رسید، پیامبر اکرم(ص) سپاه عظیمی تدارک داد و خود همراه آنان عازم تبوک شد. این نگرانی تا آخرین لحظات عمر مبارکش ادامه داشت و به این جهت در آخرین روزهای عمر مبارک خود لشکری را به فرماندهی اسامه تشکیل داد و از آنها می‌خواهد به سوی شام حرکت کنند. همچنین پیامبر(ص)، یک بار به پادشاه ایران نامه نوشت و او از شدت ناراحتی، نامه آن حضرت را پاره کرده و به پادشاه یمن، حاکم دست‌نشانده‌اش نیز دستور داد حضرت را به قتل برساند. لذا، این تهدیدات، ضرورت اهمیت جانشینی و رهبری را روشن می‌سازد و قطعا پیامبر اکرم(ص) نیز در این رابطه اقداماتی انجام داده‌اند.

وجود مدعیان دروغین نبوت از دیگر مواردی بود که می‌توانست در صورت نداشتن جانشین از سوی پیامبر(ص)، خطرآفرین باشد. چنانچه مسیلمه ـ که بعدها سپاه اسلام با او درگیر شد ـ پس از بازگشت به وطنش، خود را پیامبر نامید و در نامه‌ای به پیامبر اکرم(ص)، خود را شریک پیامبر اکرم(ص) عنوان کرد که پیامبر اکرم در پاسخ، وی را دروغگو توصیف کرد.

مجموع این عوامل و غیر آن، می‌تواند روشنگر این حقیقت باشد که توجه به امامت و رهبری بعد از پیامبر(ص) ضرورتی انکارناپذیر بوده است.

تفاوت دیدگاه اهل سنت و شیعه در این‌باره چیست؟

اهل سنت در این‌باره معتقدند پیامبر اکرم(ص) این مساله را به شورای اهل حل و عقد واگذار کرده است، اما در مقابل، شیعه معتقد است حضرت، فرد معینی را عهده‌دار این مسئولیت الهی کرده است و برای این اعتقاد خود، دلایل بسیاری را اقامه می‌کند که منابع اهل سنت نیز به صحت آن گواهی می‌دهد.

آیا در دیدگاه شیعه، امامت و جانشینی پیامبر(ص) صرفا به رهبری حکومت و زعامت جامعه محدود می‌شود؟

به اعتقاد شیعه، «امامت » تنها رهبری و زمامداری نیست تا فردی ادعا کند می‌توان آن را با شورا حل کرد. از منظر شیعه، «امام » بیان‌کننده مکتب و تعلیم‌دهنده کتاب و حکمت است که علاوه بر ویژگی علم، دارای صفت عصمت است به گونه‌ای که هیچ‌گاه در بیان احکام نورانی الهی و رفتارهای فردی و اجتماعی، دچار گناه و اشتباه نمی‌شود. بنابراین امامت یعنی رهبری الهی که با ویژگی علم و عصمت عهده‌دار تبیین مکتب اسلام است که البته با وجود این شخصیت، زمینه‌ای برای زمامداری دیگری نیست.

شهید مطهری می‌نویسد برخلاف اشتباهی که بعضی از متکلمین مرتکب شدند، نباید مساله امامت را منحصر به بحث « حکومت» کرد، بلکه مساله حکومت از فروع و یکی از شاخه‌های خیلی کوچک مساله امامت است.

در کنار بحث حکومت‌داری و زعامت، امامت از چه شئون دیگری برخوردار است؟

در واقع، در کنار بحث حکومت که به گفته شهید مطهری از فروع امامت و از شاخه‌های بسیار کوچک آن است، اساس مساله در باب امامت، آن جنبه معنوی است. امامان(ع) یعنی انسان‌هایی معنوی مادون پیغمبر(ص) که از طریقی معنوی اسلام را می‌دانند و می‌شناسند و مانند پیغمبر(ص)، معصوم از خطا و لغزش و گناهند و عهده‌دار تبلیغ دین و احکام نورانی اسلام هستند.

مساله امامت از جنبه زعامت و حکومت این است که بعد از پیغمبر(ص) نیز مانند زمان ایشان معصوم وجود دارد و پیغمبر، وصی برای خود معین کرده است و با وجود آنان، دیگر جای انتخاب و شورا و این حرف‌ها نیست.

بنابراین، امامت در شیعه به این گونه است که یک شأن امام، حکومت است. با وجود امام معصوم جای حکومت‌کردن فرد دیگر نیست. او باید زمامدار امت باشد، چون جانشین پیامبر در تبیین احکام و برخوردار از صفت عصمت است. در واقع، شیعه به دو اصل وصایت و اصل شورا معتقد است و زمانی می‌توان به حکومت برخاسته از شورا اندیشید که وصایت نباشد. به این ترتیب تا زمانی که مشیت بالغه الهی بر وصایت و حضور ولی است، رهبری در او تحقق پیدا کرده است و در صورت عدم وصایت یا غیبت ولی الهی است که شورای نخبگان یا اهل حل و عقد می‌توانند نسبت به حکومت با محوریت فقهای شیعه تصمیم‌گیری کنند.

شیعه برای تعیین جانشین و امام از سوی پیامبر(ص) به چه دلایلی استناد می‌کند؟

شیعه برای اثبات تعیین جانشینی امام از سوی پیامبر(ص) به چند روایت و واقعه استدلال می‌کند. اولین آن، حدیث غدیر است و از احادیث متواتری است که بیانگر امامت و ولایت علی(ع) و عترت پیامبر(ص) در جهت زعامت و رهبری و هم در بعد مرجعیت در احکام دینی است. در این حدیث همراه با بیان زعامت و رهبری امام علی(ع) جایگاه معنوی امام و عترت پیامبر(ص) را با ویژگی‌های همچون جدا نبودن امامت و عترت از قرآن، اولویت امام نسبت به مؤمنان از خود آنها و مصونیت مسلمین از گمراهی در صورت اطاعت از ائمه(ع) بیان می‌شود و روشن می‌سازد رهبری آینده مسلمین بر اساس ویژگی‌هایی مزبور بوده و زعامت امام علی(ع) شاخه و فرعی از همانندی عترت و قرآن است.

آیه اطاعت، از دیگر دلایل اثبات امامت و رهبری معصومین(ع) است. خداوند در آیه 59 سوره نساء می‌فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از خدا، رسول خدا و اولی ​الامر اطاعت کنید.» فخر رازی در تفسیر خود می‌نویسد: از این آیه استفاده می‌شود که باید «اولی‌الامر» معصوم باشد. زیرا اطاعت «اولی‌الامر» در کنار اطاعت پیامبر(ص) قرار داده شده است. ولی نسبت به مصادیق آن اظهار بی‌اطلاعی می‌کند، ولی اگر در حدیث ثقلین و غدیر دقت می‌نمود، می‌توانست افراد آن را که در عترت و ائمه اثنی‌عشر متجلی است، دریابد.

نتیجه آن که این آیه شریفه علاوه بر این که مقام معنوی و عصمت اهل بیت پیامبر(ص) را اعلام می‌دارد، روشن می‌سازد اطاعت از فرامین و دستورات آنها در امور مربوط به نظام جامعه، واجب و لازم و نشانه اعتقاد و ایمان افراد است. دلیل دیگری که تعیین امام و رهبری را از سوی پیامبر(ص) مشخص می‌سازد، حدیث ثقلین است​.

سید جواد میرخلیلی - جام جم

به اشتراک گذاری
کد خبر : 912913444173180738
برچسب‌ها :
لینک کوتاه :

اخبار مرتبط

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: