• 0

پيامدهاي يک کودتا

شنبه 27 مرداد 1386 ساعت 22:09
پس از شهریور 1320که محمدرضا پهلوی در سایه حمایت های کشورهای اشغال کننده ایران بخصوص انگلستان به قدرت رسید، تلاش زیادی را برای جلب حمایت های گسترده امریکا شروع کرد.

امریکا هم با توجه به موقعیت استراتژیک ایران در همسایگی شوروی و منطقه خاورمیانه ، شریک و هم پیمان پیر استعمار شد تا دولت ملی دکتر مصدق را سرنگون کنند. امریکا با ملی شدن صنعت نفت در ایران به دلیل آن که الگویی برای دیگر کشورهای جهان سوم خواهد شد نیز مخالفت کرد.
کودتای 28مرداد را باید سرآغاز نهادینه شدن دخالت آشکار و دراز مدت امریکا در امور ایران برشمرد. کودتای امریکایی 28مرداد 1332با برنامه ریزی و هدایت مستقیم امریکا به راه افتاد و شاه فراری را دوباره به قدرت بازگرداند.
مثلث شوم امریکا، انگلیس و لمپن های داخلی چون شعبان جعفری مشهور به شعبان بی مخ ، کودتا را رهبری و عملیاتی کردند که در سالیان اخیر برخی مقامات رسمی استکباری ناچار به این دخالت آشکار و سرنگونی دولت مصدق اعتراف کردند.
از سوی دیگر، ساختار سیاسی دولت پهلوی بر چند پایه استوار بود: شاه ، دربار، ساواک ، ارتش ، احزاب وابسته ، وابستگی به نفت از نظر اقتصادی ، باستان گرایی ناسیونالیستی شاهنشاهی و از همه مهمتر وابستگی به امریکا از نظر سیاسی. این وابستگی به امریکا پس از کودتای 28مرداد شرایط بس ویژه ای را برای دو طرف (امریکا- شاه) فراهم کرد،شاه با تاسیس بنیاد پهلوی به صورت بزرگ ترین و سرنوشت سازترین سازمان مالی - اقتصادی تمامی ثروت ملی را در اختیار گرفت.
اما این همه دستاوردهای کودتا برای شاه دوباره به قدرت برگشته نبود. بازسازی و تقویت ارتش ، ایجاد ساواک و سرکوبی مخالفان را باید از مهمترین پیامدهای کودتای امریکایی 28مرداد برشمرد. اعدام ها، تبعیدها و حبس های دسته جمعی آغاز شد.
شهید نواب صفوی ، رهبر فداییان اسلام و 3تن از یارانش به اعدام محکوم شدند. آیت الله کاشانی ، رهبر نهضت ملی شدن نفت از چند قدمی اعدام به دلیل تلاش مراجع تقلید به زندان محکوم شد. اقتصاد کشور به رغم کمکهای خارجی و درآمد نفت رو به وخامت گذاشت.
فساد حاکم بر نظام سیاسی و روند شتابان وابستگی شاه و دربار به امریکا و بیگانگان اصلی ترین عامل ناکارآمدی دولت و انباشت مشکلات اقتصادی کشور شد.
در دهه 30پس از کودتا و بعد از آن تا پیروزی انقلاب اسلامی ، رژیم دیکتاتور، مستبد و وابسته محمدرضا پهلوی «خفقان و استبداد»ی را حاکم کرد که امریکا برای برون رفت رژیم وابسته شاه «حقوق بشر و دفاع از حقوق زندانیان سیاسی» را به عنوان پوستی ظاهر فریب برای خود قرار داد.
امریکا نیز در سایه قدرت بازگردانده شده از کودتای 28مرداد، ایران را به «حیاط خلوت» خود تبدیل کرد. واگذاری نقش ژاندارمی در منطقه خلیج فارس و دفاع از منافع امریکا تنها یکی از مطالبات رژیم مداخله گر ایالات متحده از شاه بود.
شاه در قبال بازگشت مجدد به قدرت باید تاوان فراوانی را به امریکا می داد؛ ایجاد نوعی سپر دفاعی در برابر شوروی با الحاق ایران به پیمان سنتو، اجرای اصلاحات ارضی امریکایی که به نابودی کشاورزی ایران منجر شد، لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی با حذف اسلام از شرایط انتخاب شوندگان و انتخاب کنندگان و نیز حذف سوگند به قرآن مجید، طرح کاپیتولاسیون (مصونیت مستشاران امریکایی در ایران)، سرکوب قیام اسلامی و مردمی 15خرداد و تبعید حضرت امام خمینی (ره) به مدت 15سال به عراق ، سرکوب شدید مخالفان داخلی توسط رژیم شاه و پر کردن زندان ها از زندانیان سیاسی ، گسترش و نهادینه شدن فساد در دربار و خاندان سلطنتی به دلیل تشدید وابستگی به امریکا بخشی از خوش خدمتی و اثبات نوکری شاه به امریکا محسوب می شود.
با کمال مسرت و خوشوقتی از آن سالهای سرشکستگی و مستعمره بودن بیش از 3دهه گذشته است و امروز ایران اسلامی به عنوان نماد واقعی استقلال و آزادی در جهان محسوب می شود و این مهم در سایه انقلاب اسلامی و رهبری حضرت امام خمینی (ره) در 22بهمن 1357تحقق یافت. انقلابی که به نام «خدا» با تکیه بر اسلام ، رهبری حضرت امام خمینی (ره ) و مشارکت گسترده مردم به پیروزی رسید و استقلال خواهی و بیگانه ستیزی را عملا به نمایش گذاشت.
انقلابی که ابهت پوشالی و هیمنه کاغذی امریکا را نشانه رفت و درس آزادی و آزادگی را به محرومان و مستضعفان جهان داد.
بی شک از کودتای 28مرداد 32درسها و عبرتهای فراوانی را می توان گرفت و در این میان 3پیام برای نسل جوان و جستجوگر حقایق ، بسیار مهم است.
نخست آگاهی از نقش روحانیت متعهد و مبارز در ایجاد و هدایت جنبش های اسلامی و مردمی است. نقش بارز آیت الله کاشانی در نهضت ملی شدن نفت و هشدارهای بموقع او در خصوص شکل گیری کودتا و بی توجهی ملیون و عواقب خسران باری که برای ملت ایران در تاریخ بر جای گذاشت ، یک آموزه بزرگ است.
دوم فرجام کودتاگران و حامیان آنهاست که سقوط و زوال را در پی دارد. نابودی دیکتاتورهای تاریخ چون شاه و صدام ، گواهی روشن براین مدعاست.
و بالاخره آن که استکبار بداند با تجاوز، دخالت و لشکرکشی نه تنها به اهداف نامشروع خود دست نمی یازد، بلکه موجبات بیداری ، خیزش و همبستگی ملل محروم و مبارز جهان را فراهم می سازد؛ عراق و افغانستان گویای این وضعیت است.


علی دارابی
به اشتراک گذاری
کد خبر : 669763012456161579
برچسب‌ها :
لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: