• 0

عجله نومحافظه کاران در موضوع ايران

سه شنبه 5 دی 1385 ساعت 17:16
: همه بخوبی به خاطر داریم که نومحافظه کاران رادیکال در امریکا، بعد از شکست نرم افزاری با عجله قصد داشتند تا قبل از سال میلادی جدید، قطعنامه ای علیه ایران در شورای امنیت به تصویب برسد.

براستی چرا آنها احساس می کنند زمان کم دارند و دلیل آن چیست و چرا براساس اجماع 5+1، این موضوع را دنبال می کردند؛ آیا واقعا در عرصه بین المللی به دنبال «چندجانبه گرایی» بودند؛ نومحافظه کاران رادیکال تلاش کردند براساس چیدمان ساختاری چند سال گذشته ، به نحوی صحنه عملیات را تعریف کنند تا قدرت تغییر در دیپلماسی و تاکتیک های جدید به صفر برسد و عملا ظرفیت «تعامل» را تهی و شرایط را به سمت «تقابل» هدایت کنند.
اروپا که در معنای «دیپلماسی» و «خطوط قرمز» با امریکای نومحافظه کار تفاوت نظر اساسی دارد، در این میان ، برای دامن زدن به تعامل آتلانتیکی و رسیدن به نقطه بازگشت به خاورمیانه و جلوگیری از سرعت روسیه و چین در نزدیکی با ایران و حل مسائل داخلی خود به صورت تاکتیکی عقب نشینی و هم آوازی با شرایط را دنبال کرد.
بزرگترین ضعف اروپا آینده نگر نبودن درباره تحولات است ، زیرا هزینه چالش درونی در امریکا را طی زمان پرداخت می کند و سرعت خود را در احیائ ذات قدرت اروپایی کند می کند و تعریف سه گانه ای که در بطن سیاست سازان اروپایی شکل گرفته است. در عمل اسیر تلقین سیاسی جریانات هدایتگر می شود، لذا برای رهایی از این وضعیت ، باید بسرعت خود را بازسازی کند و به دیپلماسی مذاکره روی آورد.
امریکای بعد از انتخابات نوامبر نیز باید هوشیاری خود را حفظ کند و آقای گیتس در برابر پیشنهادها و عملکرد تیم باقیمانده از گذشته در صحنه عملیاتی لازم است با «چرا»یی بزرگ تفکر کند. بازی «تو در تو» در تعریف از صحنه ژئوپلتیک با هدف ناکارآمد کردن جمهوریخواهان میانه رو و دموکرات های آینده نگر صورت می پذیرد.
سناریوسازی ها ادامه خواهد داشت و باید «پیاده نظام ها» را بیشتر کنترل کند تا «وزارت دفاع گیج» برای او باقی نگذارند. ژنرال «ابی زید» باید چاره سازی و جریان تاثیرگذار را کنترل کند. نومحافظه کاران رادیکال با هدف «تند کردن صحنه» و ایجاد «فضای غیرقابل تعامل» ماموریت جدید خود را در موضوع هسته ای ایران ، مسائل عراق و مخدوش جلوه دادن شخصیت بین المللی ایران دنبال می کنند و در ساختارهای اجرایی وزارت امورخارجه ، بخشهایی از وزارت دفاع و بعضی از نهادهای شورای امنیت و کاخ ریاست جمهوری و دادستانی امریکا و در صحنه سازمان ملل ، عراق و خاورمیانه هنوز در تلاش هستند تا مانع سازی را دنبال کنند. براستی چرا لیبرمن استراتژیست رژیم اسرائیل ، دستگاه سیاسی امریکا را تهدید می کند و موضوع ارتباط با گروههای تروریستی از سوی امریکا را قبل از سفر خود به امریکا مطرح می سازد.
براستی چرا عملیات رشوه به نمایندگان امریکا در کنگره جدید با هدف تصاحب کمیسیون اطلاعاتی سنا، به طور جدی پیگیری نمی شود و چرا باید شرایط سیاست خارجی امریکا را آن گونه به صورت مصنوعی سازمان دهند تا فضای تازه و موج جدید در امریکا کماکان اسیر و گروگان ماشین تحلیل آنها باشد؛ این اقدامات نومحافظه کاران رادیکال عملا با هدف جلوگیری از «تغییر رفتار امریکا» صورت می پذیرد، چون هیچ گونه آمادگی جهت «ادبیات جدید» سیاسی ندارند و قصد دارند همچنان حضور خود را در اتصال به تصمیم سازی و تصمیم گیری سیاست خارجی امریکا حفظ کنند.
آنها با سوال فرعی به جای سوال اصلی ، ظاهر می شوند و با انبوه سوالات ذهنی قصد دارند از مانور جدید در سیاست خارجی امریکا جلوگیری کنند. آقای گیتس در یکی از سخنان خود به این نکته مهم اشاره کرد که معنی «پیروزی» چیست؛ دیپلماسی امریکا امروزه باید با ملاک و معیار و خطکش سیاسی ، پیروزی خود را اندازه گیری کند. جریان نومحافظه کاران رادیکال تلاش می کند «انرژی سیاست خارجی» امریکا را کماکان هدایت کند و در این خصوص لازم است «منتقدان» با انرژی تازه ای وارد صحنه شوند تا بتوانند «شرایط» را مدیریت کنند.


دکتر فرهاد کلینی
به اشتراک گذاری
کد خبر : 669559796506231321
برچسب‌ها :
لینک کوتاه :
.

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: