• 0 0
  • 0

رضا زهتابچیان در گفت‌وگو با جام جم آنلاین:

از گفتن حرف حق در «دیدن این فیلم جرم است» ترسی ندارم

چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت 09:00
رضا زهتابچیان، کارگردان فیلم سینمایی «دیدن این فیلم جرم است» به جام جم آنلاین گفت: این فیلم حرف حقی را مطرح می‌کند و چون مطمئنم نیتم حق‌مداری بوده، به هیچ وجه از ساخت آن و شروع کارم با این فیلم نترسیده‌ام!

به گزارش جام جم آنلاین، رضا زهتابچیان، کارگردان جوان و فیلم اولی است که در سی و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر با حاصل اولین تجربه فیلم بلند خود تبدیل به چهره‎ای جنجالی شده است. فیلم سینمایی «دیدن این فیلم جرم است» با مضمون خاصی که دارد در انتقاد به جریان رانت‌خوار کشور و باج خواهی وقیحانه کشورهای خارجی از برخی مسئولان جنجال‌های فروانی ایجاد کرده و مورد توجه مخاطبان هم قرار گرفته است. برای شنیدن نظرات این کارگردان پیرامون جنجال‌های ایجاد شده، به گفت‌وگو با او نشسته‌ایم.

نگارش فیلم را از چه سالی آغاز کردید و چرا این سوژه از طرف شما انتخاب شد؟!

نگارش فیلمنامه از سال84 بدون سفارش یا توصیه دیگران بر اساس دغدغه‌های شخصی خودم شروع شد، بر حسب رفاقتی که با آقای شفاه داشتم قصه را به ایشان ارائه کردم و سال ٩١ هر دو تصمیم گرفتیم فیلم را بسازیم.

در مورد سوال دوم باید بگویم خب من هم در همین جامعه زندگی می کنم و رویدادهای سیاسی اجتماعی کشور را مثل سایر مردم از نزدیک لمس می کنم؛ این فیلم هم حاصل همین تجربه هاست.

چرا ساخت فیلم اینقدر طول کشیده است؟!

فیلم به دلیل صراحت و مستقل بودنش برای ساخت خیلی مشکل داشت. سمت و سوی این فیلم به طرف هیچ ارگان و نهادی نیست و به دلیل صراحت لهجه‌اش حتی ارگان‌هایی که قصه به نوعی به آن‌ها مرتبط است علیهش موضع می‌گیرند؛ پس طبیعی است که ساخت این فیلم از اواسط دهه هشتاد تا امروز طول کشیده باشد.

برخی منتقدان به شباهت فیلم شما و فیلم «آژانس شیشه‌ای» اشاره کرده‌اند، این شباهت را قبول دارید؟!

در مورد این موضوع باید بگویم من هیچ قصدی برای گرته برداری یا کپی از هیچ فیلمی نداشته‌ام! حین نگارش متن فیلمنامه متوجه شباهت‌هایش با آژانس شیشه‌ای شده بودم اما راستش برایم مهم نبود! به هر صورت، من نه قصد داشتم ادامه آژانس را بسازم نه نمونه جدید آن را.

شاید لازم باشد بگویم، موقعیت نمایش در هر دو این فیلم‌ها واحد است و به همین دلیل این تصور و شباهت ایجاد شده است. به آقای حاتمی‌کیا هم همان موقع می‌گفتند آژانس شیشه‎ای کپی بعد از ظهر سگی است؛ اما نه آژانس شیشه‌ای کپی بعد از ظهر سگی بود و نه فیلم من کپی از آژانس شیشه ای است.

برخی از سر لطف و به عنوان تعریف و تمجید می‌گویند این فیلم ادامه جریان آژانس شیشه‌ای است اما من حقیقتا این را هم قبول ندارم، اثر من رویکردی متفاوت دارد.

آیا انتقادات مطرح شده به فیلم را بررسی کرده اید، این نقدها را تا چه میزان منطقی می بینید؟

تا امروز چیزی که دیده‌ام اکثریت مخاطب عام فیلم را دوست داشته‌اند اما متاسفانه دوستان سیاسی چه در منتهی الیه طیف چپ و چه در منتهی الیه طیف راست، بیشتر از اینکه فیلم را ببینید با این اثر به عنوان یک مقاله یا بیانیه سیاسی برخورد می‌کنند. هر دو طرف دنبال این هستند که از این فیلم کنایه‌های احتمالی به جناح خودشان را برداشت کنند و بر اساس همان برداشت‌ها هم علیه فیلم موضع بگیرند.

برخی فیلم را مروج خشونت می‌دانند و می‌گویند کارگردان فیلم کسی است که اسلحه را به قلم ترجیح می‌دهد! برخی هم ما را ضد نظام و ضد انقلاب معرفی می‌کنند و این فیلم را اثری علیه حاکمیت تلقی می‌کنند. این‌ها واقعا نکات عجیب و غریبی است که مطرح شده و متاسفانه تا امروز ازسوی این آقایان و خانم‌ها با هیچ نقدی بر خود فیلم مواجه نبوده‌ایم.

اما مردم عادی خیلی سینمایی‌تر و عادی‌تر با فیلم برخورد کرده‌اند، اکثریت مخاطبان هم فیلم را دوست داشته‌اند به لحاظ هیجان و جسارتی که دارد و البته حتما نقدهایی هم دارند؛ اما مطمئنا سینمایی‌تر از برخی منتقدان برخورد کردهاند.

نکته عجیب دیگر هم این است که عده‌ای پیرو رویه‌ای نوظهور، به دنبال کدگشایی از فیلم هستند و مطالبی را به فیلم نسبت می‌دهند که هنگام نگارش و ساخت فیلم در مخیله‌ی من هم نمی‌گنجیده! نه تنها در مخیله من نمی‌گنجیده بلکه اصلا کارکرد آن پلان هم هیچ ربطی به موضوع مطرح شده ندارد. به طور کلی تا امروز بیشتر از آنکه شاهد نقد فیلم باشیم، با پدیده‌ای برای نیت‌خوانی از من به عنوان سازنده فیلم مواجه بوده‌ایم.

آیا «دیدن این فیلم جرم است» را می توان یک نقد درون گفتمانی در راستای پیشرفت مسیر انقلاب دانست؟

بله بنده فیلم «دیدن این فیلم جرم است» را یک نقد درون گفتمانی تلقی می کنم.

نگران این نبودید که با فیلمی تا این اندازه جنجالی وارد سینما شوید؟! از واکنش‌های احتمالی نمی‌ترسیدید؟!

من وقتی این قصه را نوشتم واقعا از نظر خودم یک فیلم منصفانه بود. این فیلمنامه از نظر من اصلا سیاسی نیست، بلکه یک فیلم فلسفی اجتماعی است و بیشتر رویکرد جامعه شناختی دارد. من بیشتر به دنبال رصد پروسه تغییر روابط بین آدم‌ها و موقعیت‌ها بوده‌ام و این فیلم را بیشتر یک فیلم اجتماعی عدالتگرا می‌دانم که در بستر سیاسی روی داده است.

بنابراین با این دید برایم بعید بود که بخواهند مرا به ارگان یا جناحی خاص منسوب کنند، البته این اتفاق هم نیفتاد بلکه همه جناحین، تا امروز با فیلم مشکل داشته‌اند و ما را نواختهاند. به نظرم این فیلم حرف حقی را مطرح می‌کند و چون مطمئنم نیتم حق‌مداری بوده، به هیچ وجه از ساخت آن و شروع کارم با این فیلم نترسیده‌ام!

اسم فیلم را چطور انتخاب کردید؟

اسم فیلم برگرفته از یک دیالوگ‌ فیلم است که به دلیل برخی محدودیت‌ها مجبور شدیم آن بخش را حذف کنیم، اما به لحاظ مضمونی تصمیم گرفتیم اسم را نگه داریم.

حرفی مانده که دوست داشته باشید بگویید؟!

حقیقتا خیلی اذیت شدم در این مدت جشنواره، به شدت از همه طرف تحت فشار هستم و موضوع ناراحت کننده برایم این است که به حدی واکنش‌های سیاسی نسبت به فیلم وجود دارد که گاهی فکر می‌کنم آیا اصلا فیلم را دیده‌اند؟! کدام فیلم را دارند تحلیل می‌کنند؟!!

به اشتراک گذاری
کد خبر : 3620656147218013595
لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: