• 6 14
  • 0

اعلام لغو کاپیتولاسیون توسط لنین برای جلب نظر مردم ایران بود

جمعه 4 آبان 1397 ساعت 13:00
​با سرکار آمدن دولت شوروی، لنین برای جلب نظر ملت ایران اعلام کرد که کاپیتولاسیون لغو شده که این امر باعث خوشحالی کشور ایران شد.

جام‌جم آنلاین: کاپیتولاسیون واگذاری حق رسیدگی قضایی جرایم اتباع و شهروندان بیگانه به نماینده حقوقی دولت بیگانه است و از آنجایی که قوانین اروپایی با قوانین اسلامی مطابقت نداشت، این مهم مطرح شد که به طور مثال بدین اشاره نمود که در قانون اسلام آمده است که خون غیر مسلمان برابری می کند با یک هشتم خون مسلمان که این موارد اختلاف بود.


در حقیقت اگر انگلیسی، آمریکایی و یا تبعه دیگری در ایران کشته ‌شود باید به اندازه یک هشتم شهروند ایرانی دیه پرداخت گردد که این مشکل در کشور عثمانی هم مطرح می شد.

در قرن 16 فرانساوای اول امپراتور فرانسه چون رابطه اش با سلطان سلیمان محتشم خیلی خوب بود و حتی مستشراران فرانسوی به افسران عثمانی در عمران ایران کمک می کردند و از آنجایی که دولت فرانسه چون متحد دولت عثمانی بود، سلطان سلیمان قانون کاپیتولاسیون را برای آن ها صادر کرد؛ این مهم بدین معنی بود که فردی فرنگی در ایران نمی تواند طبق قوانین اسلام مجازات شود و طبق قوانین اروپا باید محاکمه شود.

در زمان شاه عباس اول دولت اسپانیا و پرتغال بر این شدند که سواحل جنوب را از ایران بگیرند ولی شاه عباس به کمک انگلیس ها، آن ها را از این مرز و بوم بیرون کرد و باید این نکته مهم ذکر شود که اگر سپاه انگلیس نبود ایران نمی توانست بر آنها چیره شود.

شاه عباس با انگلیس قراردادی بست که در کتاب نیروی دریایی جلد دوم اینجانب هم ذکر شده است، که در امور از قوانین اسلامی تبعیت نکنند که مثلا تاجر انگلیسی در ایران بمیرد تحت نظر قاضی شهر نباشد.در آن زمان وزارت دادگستری نبود و اولین وزارت عدلیه در زمان ناصرالدین شاه افتتاح شد و این مهم دومین کاپیتالوسیون بود و سومین کاپیتالوسیون در زمان فتح علی شاه به واسطه نیازی که وی به تجارت با انگلستان و نیروی دریایی آن برای کوبیدن میرمحنا که خارک را تصرف کرده بود، اتفاق افتاد.

در واقع در دوره فتح علی شاه وقتی ایران از روسها شکست خورد، در دوره اول، جنگ ها، ده سال به طول انجامید و در ادامه این شکست، کاپیتولاسیون را به ایران تحمیل کردند و بعد از 13 سال، که می خواستند ایروان، نخجوان و شمال تالش را از ایران جدا نمایند، مجددا با پیش قدمی ایران، جنگ آغاز شد ولی ارتش ایران با یک سال جنگ شکست می خورد؛ بنابراین کاپیتولاسیون بر ایران تحمیل جدی شد و به عنوان مثال تبعه روس اگر هر نفری می کشت ایران نمی توانست به دادگاه شهر مراجعه کند و این امر به کارگزاری ارجاع داده می شد.

فردی از وزارت خارجه ایران و فردی دیگر از کنسول روسیه، در جلسه ای می نشستند و مجازات را تعیین می کردند و به دادگاه تفلیس انتقال می دادند که در واقع این جلسه محاکمه، جنبه قضایی نداشت؛ از آن جایی که کنسول، قاضی نبود و در نهایت، پرونده ها به دادگاه تفلیس انتقال داده می‌شد که در بیشتر مواقع حکم مورد تایید آن جلسه محاکمه اجرا نمی شد به عنوان مثال حکم اعدام را به تبعید و کار اجباری در تفلیس تغییر می‌دادند.

ایرانی ها را نیز به دادگاه تفلیس اعزام می کردند که اولین دادگاه، برای رسیدگی به امور ایرانیان فعال بود که در شهر تفلیس مرکز گرجستان قرار داشت.

انگلیسی ها وقتی ایران را در دوره ناصرالدین شاه، شکست دادند، کاپیتولاسیون را برای اتباع خود واجب دانستند که کنسول به همراه نماینده وزارت خارجه ایران باید به اموررسیدگی کنند و این در حالی بود که وزارت دادگستری ایران را به رسمیت نمی‌دانستند زیرا همه امور ایران زیر نظر حکام شهر بود و براین اعتقاد بودند که بر اساس حکام شهر، نمی توانند خود را محکوم کنند و باز هم به کارگزاری ارجاع میدادند.

در سال 1296 انقلاب شوروی انجام شد که انقلاب برژوازی نام داشت، حکومت تزار را برکنار می کند، صمصام السلطنه بختیاری رییس دولت ایران، اعلام کرد که ایران کاپیتولاسیون را رد کرده است.

از آنجایی که ایران با عثمانی، همسایه بود اتباع ایران هم از این مصونیت برخوردار می شدند، ولی وقتی تاجر ایرانی در عثمانی اتفاقی برایش می افتاد، کنسول ایران درآن جلسه محاکمه شرکت می کردند.

بعد از مشروطه سعی می شد که این مسئله سازمان یابد و صمصام السلطنه بختیاری، اولین کسی است که 1297 اعلام می کند ایران از کاپیتولاسیون خارج شده ولی مورد اهمیت واقع نمی گیرد.

به همراه سرکار آمدن دولت شوروی، لنین برای جلب نظر ملت ایران اعلام کرد که کاپیتولاسیون لغو شده که این امر باعث خوشحالی ایران شد.

پس از این ماجرا آمریکایی ها از آنجایی که 80 مستشار در ارتش و ملزومات جنگی به ارتش ایران داده بودند، ادعا کردند که باید آنها را از تبعیت قوانین ایران، معاف کنند با اینکه در آن زمان دولت ایران قانون جزایی و مدنی داشت و در نهایت حاضر به تن دادن به این شرط نشد.

این مسئله در زمان نخست وزیری دکتر اقبال مطرح شد که وی زیر بار این امر نشد و پس از آن شریف امامی نیز این مسئله را نادید گرفت و در ادامه دکتر امینی، روی کار آمد که به نحوی مورد حمایت آمریکایی‌ها بود، ولی از آنجایی که خانواده و اجداد وی وزیر و عضو کابینه دولت بودند، این امر را قبول نکرد.
علم نیز که عامل انگلستان بود و تمام زندگی اش از این کشور تامین می شد، از این طرح، استقبال نکرد، به همین دلیل حسنعلی منصور که جوانی بسیار کم تجربه بود، روی کار آورده شد.

بنده آن موقع، سردبیر مجله ای به نام ترقی بودم که متوجه شدم بر سر چهارراه مخبرالدوله، میدان توپخانه و میدان فردوسی، صحبت های وی را پخش می کردند این در حالی این طریق آگاهی از طریق بلندگو به زمان هیتلراختصاص داشت.

این‌ها گروهی به نام گروه ترقی خواهان تشکیل دادند و حزبی به نام ایران نوین ساختند که در آن زمان بدان ها ماساچستی می گفتند که شامل هویدا از بلژیک و منصور نیز از فرانسه می شد.

این گروه در جامعه و مجله ها مورد تمسخر قرار می گرفت؛ در این زمان شاه مورد فشار برای لغو قانون تبعیت قوانین ایرانی قرار گرفت و هیچ نخست وزیر پخته ایران، این امر را قبول نکرد.

ماده 33 کنوانسین وین در قانون اتریش که کشوری اشغالی بود، به این امر اختصاص داشت که محاکمه سربازان اعضای دیپلماسی و افسران، توسط خود امریکا صورت بگیرد.

این قانون را شبانه در مجلس سنا که امکان قانون گذاری را ندارد، در آن تصویب کردند و در آن زمان این قانون را تنها کشورهای ضعیف چون کره شمالی، اتریش، آلمان و فیلیپین و چند روز بعد به مجلس شورا رساندند که در نهایت مشخص شد که ایران از آمریکا دویست میلیون وام برای ارتش ایران درخواست داده است.

از آن زمانی که کندی بر سرکار آمده بود کمک آمریکا را به ارتش ایران را محدود کرد زیرا متوجه شده بود که این کمک به خود آمریکا باز می گردد و از آن جایی که شاه به ارتش بسیار اهمیت می داد و فکر می‌کرد که اگر ارتش ایران به شش هزار نفر برسد، تبدیل به ژاندارم آمریکا می شود، اقدام به درخواست این وام برای توسعه ارتش خود نمود.

ولی حقیقت این بود که ارتش اول دنیا، آمریکا، ارتش دوم، شوروی، ارتش سوم، چین، ارتش چهارم، فرانسه، ارتش پنجم، انگلستان و ارتش ششم، هندوستان بودو قدرت بعدی ارتش ترکیه بود که در جنگ جهانی دوم توانست مقابل روسیه و انگلیس بایستند.

بنده اخیرا متوجه شدم چند نفر از این نماینده ها اعلام کردند که مذاکرات مجلس بسته شد و هیچ کس از قانون ماده 33 کنوانسین وین، مطلع نبود و در جلسه مجلس، حسنعلی منصور برای تصویت این قانون به زاری و التماس می افتد.

بنده در کتاب هویدا، پیپ، عصا، گل ارکیده، بدین موارد پرداخته ام که یکی از این نمایندگان به جعفر بهبهانی، پسر سید محمد بهبهانی، زنگ می زند که وی در 28 مرداد در سال 39 جزء منفردین بوده است و در ادامه وی این امر را به قم منعکس می کند.

اولین کسی که پس از مطلع شدن، جرات صحبت راجع به این موضوع و حمله به منصور را به خود می دهد، امام خمینی (ره) بود.

این امر از آنجایی که سال43 در روز 13 آبان اتفاق می افتد، امام(ره) را بازداشت نمی کنند و تنها وی را با هواپیما به ترکیه منتقل می کنند و در آن هواپیما سرهنگ فضایلی که با ایشان همراه بوده از وی می پرسد که آیا ناراضی هستی؟ و ایشان تاکید می کند که حرفشان مبتنی بر حق و دفاع از حق است و بخاطر وطن گفته شده است.

و در ادامه اعتراض روحانیت و مردم بیدار ایران باعث اجرا نشدن این قانون شد و به بیانی دیگر این قانون در عمل انجام نشد و تنها ننگ کاپیتولاسیون بجای ماند و باید گفت این قانون در هر کشوری که تصویب شود نشانگر این مهم است که آن دولت از شرایط سیاسی سست و ضعیفی، برخوردار است.

​خسرو معتضد / مورخ
به اشتراک گذاری
کد خبر : 3493517946551178716
لینک کوتاه :

اخبار مرتبط

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: