• 0 0
  • 0

17 شهریور 1357

اعتراض ،گلوله ، آتش و خون

شنبه 17 شهریور 1397 ساعت 11:47
تاریخ معاصر ایران خصوصاً دوران قبل از خیزش ملت ایران و رهایی از بند رژیم وابسته طاغوت پهلوی بعد از گذشت نزدیک به 4 دهه از به ثمر نشستن انقلاب هنوز به درستی تبیین نشده و بسیاری از نسل های دهه های بعد از انقلاب از علت اعتراضات و چگونگی بروز انقلاب اطلاع دقیقی ندارند و در همین فضای بی اطلاعی از فداکاری های گذشته گان و مظلومیت مبارزین انقلاب ، دشمنان این مرز و بوم به خیال دست اندازی دوباره به منافع ملی به تاریخ نگاری زرد پرداخته و با وارونه جلوه دادن حقایق به دنبال مقاصد شوم خود هستند .

اینکه تمام اهداف انقلاب مردم ایران ،که با عزمی همگانی و فداکاری و ایثاری بی بدیل در دنیا به ثمر نشست ؛ هنوز بعد از نزدیک به 4 دهه محقق نشده است حقیقتی است غیر قابل انکار اما این نه به معنی بازگشت به عقب که با توجه به دستاوردهای علمی ،دفاعی و پیشرفتهای شگرفت در دوران بعد از انقلاب چراغی است برای حرکت رو به جلو برای عبور از موانع پیش رو و تحقق جامعه آرمانی ، آنگاه که جامعه آگاه شود و در مقاطع حساس که وظیفه تصمیم گیری دارد تصمیماتی مبتنی بر همان آرمانهای انقلاب را اتخاذ کند بی تردید چرخ انقلاب که با خون مردم همین سرزمین به حرکت درآمد از حرکت باز نمی ایستد و هر چه دشمن مکر و نقشه و تحریم به کار ببند بر عزم و اراده ما نیز افزوده میشود ، آنجا که از وابستگی ، وادادگی و تحقیر ملی خبری نباشد قطعا عزت و بزرگی است که همگان را به تکریم ایران و ایرانی وامیدارد .

ایران دو مرتبه در طول حیات خود طعم قحطی های مرگبار را چشیده و آن دو مرتبه نیز به دلیل حضور بیگانگان و عدم کفایت حاکمان بوده ، بیگانگانی که ایران را جز برای منافع خود و راهی برای رسیدن به اهداف خود نمی دیدند و نمیخواستند .

اما مجموعه ای از عوامل از جمله : فقر، ناهنجاری های فرهنگی ، فساد اخلاقی و مبارزه با مظاهر اسلامی ، مال اندوزی درباریان و فساد مالی در شئون مختلف جامعه ، فساد اداری و بی کفایتی در مدیریت جامعه ، افزایش سرکوب و ایجاد رعب و وحشت ، گشترش نفوذ و حضور بیگانگان در ارکان حکومت ، قتل های مشکوک و... از عواملی بودن که مردم را در دهه 50 به تنگ آورده بود و حکومت مستبد و وابسته پهلوی را در سراشیبی سقوط قرار داده بود .

در مرداد ماه سال 1357 با فاجعه سینما رکس آبادان جمشید آموزگار نخست وزیر وقت به شدت مورد سوال قرار گرفت، وضعیت ایجاد شده برای آموزگار سبب ساز این شد که وی اندک مدتی بعد از این رویداد استعفا دهد.

پنج شهریور دولت جمشید آموزگار دبیرکل حزب واحد رستاخیز سقوط کرد و شاه استعفای او و وزیرانش را قبول کرد.

در همین روز شاه فرمان نخست وزیری جعفر شریف امامی رئیس مجلس سنا، مدیرعامل بنیاد پهلوی و رئیس هیئت مدیره بانک توسعه صنعتی و معدنی ایران و نائب رئیس شیر و خورشید سرخ و عضو هیئت امنای ده دانشگاه و صاحب دامداری مفصل کرج و شریک کهبد سرمایه دار معروف را صادر و توشیح کرد.
شریف امامی نیز از شاه اختیارات تام گرفته و قرار شد شاه در امور کشور مداخله نکند. [رک رجال عصر پهلوی، جلد 17، جعفر شریف امامی، صفحه 22]

دولت شریف امامی که با وعده آشتی ملی بر سر کار آمده بود و خود او استاد اعظم لژ فراماسونری بود و در اولین بیانیه گفته بود : اینک که خطراتی مهلک میهن ما را تهدید می کند، همه به پا خیزید تا همه با هم در فروغ جهانگیر قرآن و تعالیم عالیه اسلام و درقلمرو قانون اساسی به نجات مملکت همت ببندیم تا در این گذرگاه خطیر تاریخی در پیشگاه تاریخ وطن و نسل های آینده سرافکنده نباشیم.» [ رک روزنامه اطلاعات، 5شهریور 1357، صفحه 1]

مردم در روز 13شهریور مصادف با روز عید فطر در تپه‌های قیطریه تجمعی میلیونی برگزار کردند. مردم شهرهای خمین، تهران، قم، کرج و ایلام و دیگر شهر‌ها پس از برگزاری نماز عید به حرکت در آمده و شعارهای کوبنده‌ای بر ضد رژیم سر دادند و بزرگ ترین راهپیمایی ‌ها در تهران با شرکت نزدیک به یک میلیون نفر برگزار شد تا حساب کار دست رژیم بیاید .

در این تظاهرات میلیونی مردم با مشت‌های گره کرده و فریادهای کوبنده خواستار برکناری رژیم شاهنشاهی و تاسیس حکومت اسلامی شدند.

امام خمینی (ره) به مناسبت این راهپیمایی، اعلامیه‌ای منتشر و خطاب به ملت ایران فرمودند: «مردم مسلمان ایران به دنبال برگزاری نماز عید، دست به عبادت ارزنده دیگری زدند که آن فریادهای کوبنده علیه دستگاه جبار و چپاولگر برای به پا داشتن حکومت عدل الهی است که کوشش در این راه از اعظم عبادات است وفدایی دادن در راه آن سیره انبیا عظام خصوصا نبی اکرم اسلام و وصی بزرگ او امیرمومنان است... .»
راهپیمایی و تعطیل عمومی شانزدهم شهریور به واسطه اعتراض مردمی به جنایات رژیم و کشتار مردم در روزهای پیشین بود. ماموران رژیم از شب قبل در میدان‌های مهم شهر مستقر شده و آماده هرگونه درگیری با تظاهرکنندگان بودند. حرکت از قیطریه آغاز شد و به طرف میدان آزادی ادامه یافت. در این راهپیمایی شعارهای «خمینی رهبر ماست، ایران کشور ماست»، «برادر ارتشی چرا برادرکشی»، «مسلمان به پاخیز برادرت کشته شد» شنیده می‌شد و عکس‌هایی از امام خمینی برفراز دست ‌ها مشاهده می‌گردید.

در این روز در بین مردم اعلام شد که صبح روز بعد یعنی جمعه 17 شهریور در میدان شهدا تجمع صورت خواهد گرفت.

17 شهریور 1357


17 شهریور 1357 یکی از روزهایی بود که در دهه 50 فراموش نمیشود ، روزی که خیزش مردم و خون مظلومان جریان ساز شد یکی از صفحات غم بار تاریخ ایران و لکه ننگی بر پرونده خاندان پهلوی دولت شریف امامی در برای ساکت کردن و فرو نشاندن خشم مردم متوسل به زور شده بود و سعی داشت با حکومت نظامی اوضاع را تحت کنترل خود دربیاورد، از آنجایی که نخستین اعلامیه حکومت نظامی ساعت 20:30 منتشر شده بود و به دلیل در دسترس نبودن رسانه ‌ها و محدود بودن آن‌ها و نیز تعطیل بودن روز 17 شهریور و مهم‌تر از همه به دلیل عدم اعتنای مردم به هشدار‌ها و تهدیدهای مقامات سیاسی و نظامی کشور سیل جمعیت، روز 17شهریور به سمت میدان ژاله -که پس از شهادت چند تن از تظاهرکنندگان در شب‌های ماه رمضان به میدان شهدا تغییر نام یافته بود- راهی شدند ولی با دیدن تانک‌ها و زره پوش‌های نظامی و ماموران مسلسل به دست حکومت نظامی غافل‌گیر شدند.

از بامداد [17 شهریور 1357]شهر تهران به صورت یک قلعه نظامی درآمد و تانکها و مسلسلهای سنگین در نقاط مهّم استقرار یافتند.
با چند اخطار مأمورین حکومت نظامی، چون مردم متفرق نشدند فرمان حمله صادر شد و قریب دو ساعت میدان ژاله و خیابانهای اطراف آن تبدیل به میدان جنگ شد و گلوله‌های سربازان پشت سر هم به سوی مردم شلیک می‌گردید، به طوری که در اولین لحظات تیراندازی در جویها خون جاری شد و عده زیادی جان خود را از دست دادند. مقارن ظهر آرامش در شرق تهران برقرار شد و کشته‌ها و مجروحین به بیمارستانها انتقال یافتند. مقامات دولتی تعداد کشته شدگان را 95 نفر و مجروحین را 250 نفر برآورد کردند در حالیکه رقم دولتی بسیار کمتر از واقعیت بود. بعدها این روز، جمعه سیاه نام گرفت.

طبق گزارش ساواک، تظاهرات از میدان شهدا به «خیابانهای دیگری از قسمت شرق تهران« کشیده شد، سپس تظاهرات به جنوب تهران، خیابانهای مولوی، میدان خراسان، میدان شوش و میدان راه‌آهن سرایت کرد و در مدت کوتاهی خیابانهای فردوسی، منوچهری، سعدی شمالی، نظام‌آباد، فرح‌آباد، منطقه‌ نارمک، میدان سپه، خیابان لاله‌زار، به صحنه درگیری تبدیل شد.روزی که در آن ساعت شش بامداد اولین اعلامیه حکومت نظامی و برقراری آن در یازده شهر توسط رادیو به اطلاع مردم رسید. فرماندار نظامی تهران ضمن اعلامیه‌های متعدد به مردم هشدار داد که مقررات حکومت نظامی را کاملاً رعایت کنند.

فریاد مردم با توپ و تانک گلوله پاسخ داده شد و خون همین مظلومان تاریخ ایران چنان دامان حکومت مستبد پهلوی را گرفت که دیگر نتوانستند قد راست کنند و در سراشیبی سقوط قرار گرفتند .

روز بعد از این واقعه تلخ امام خمینی (ره) به مناسبت اعلام حکومت نظامی و کشتار مردم پیامی فرستادند: در این پیام آمده است: ... چهره ایران امروز گلگون است و دلاوری و نشاط در تمام اماکن به چشم می‌خورد. آری این چنین است راه امیر مؤمنان (ع) و سرور شهیدان امام حسین (ع) ایکاش خمینی در میان شما بود و در کنار شما در جبهه دفاع برای خدای تعالی کشته می‌شد. اکنون به بهانه‌های پوچ دست به حبس و تبعید تازه زده‌اند و می‌‌زنند باید علماء و روشنفکران ملت در زیر چکمه دژخیمان خرد شوند تا کسی خیال آزادی به خود راه ندهد. ارتش وطنخواه ایران، شما دیدید که ملت با شما دوست و شما را گلباران می‌کند و می‌دانید که این چپاولگران برای ادامه ستمگری شما را آلت قتل برادران خود قرار دادند؛ به دیگر برادران ارتشی خود که شاه را رها کرده‌اند و در پشتیبانی مردم به دشمن حمله نموده‌اند بپیوندید ...

آیات عظام، شیرازی، گلپایگانی، نجفی مرعشی، هم اعلامیه‌های تندی به مناسبت اعلام فرمانداری نظامی و کشتار مردم صادر کردند.

پس لرزه های قیام 17 شهریور

شاه که اوضاع را مساعد نمی دید سفر خود را به کشورهای اروپای شرقی لغو کرد. و در راستای آرام کردن جامعه ترتیبی داد تا امیرعباس هویدا وزیر دربار از سمت خود کناره‌گیری کرد.

دو روز بعد کارگران و کارکنان پالایشگاه نفت تهران اعتصاب کردند.

پس از چند جلسه مذاکرات مختلف سرانجام در مجلس شورای ملی رأی اعتماد گرفت. 176 نفر موافق، 35 نفر مخالف و 7 نفر ممتنع شدند. هنگامی که رأی‌گیری آغاز شد پزشکپور فریاد کشید به دولتی که دستش به خون آلوده است رأی ندهید.

امام یک روز پس از نخست وزیری شریف امامی بیانیه‌ای داد و دولت آشتی ملی را به استیضاح کشید.در بیانیه امام خمینی به نکات زیر اشاره شده بود :

- در محیطی حکومت آشتی ملی را اعلام نموده‌اند که توپ ‌ها و تانک ‌ها و مسلسل ‌ها توسط ارتش و سایر ماموران در شهرستان ‌ها مشغول سرکوبی ملتی است که حقوق اولیه بشر و اجرای احکام اسلام را خواستار است.
- آشتی کنیم که خون عزیزان اسلام را هدر دهیم ؟!
- امر بی ارزش بستن قمارخانه ‌ها نیرنگ دیگری است برای اغفال جناح روحانی.
- در محیطی قمارخانه ‌ها را به خاطر اسلام می‌بندند که تمام مراکز فحشا به قوت خود باقی است.
- جناح‌های سیاسی و جبهه ‌ها و نهضت ‌ها آشتی نخواهند کرد و نمی‌توانند آشتی کنند که آشتی به اسارت کشیدن ملت و از دست دادن مصالح کشور است.
شریف امامی در دفاع از برنامه دولت خود در مجلس گفت : من شریف امامی بیست روز پیش نیستم نه به خودم و نه به فرزندانم و نه به دوستانم فکر نمی‌کنم و به حسابهای گذشته اشخاص دقیقاً رسیدگی خواهد شد.

مذاکره تلفنی شاه و کارتر

شاه و کارتر در 19 شهریور 1357 با یکدیگر مذاکره تلفنی کردند. این مذاکره قریب نیم ساعت به طول انجامید.

در آن روز‌ها رؤسای کشورهای آمریکا، مصر و رژیم صهیونیستی در کمپ‌دیوید مشغول مذاکرات سازش بودند. فردای آن روز وارن کریستوفر معاون وزیر امور خارجه آمریکا از واشنگتن با سایروس ونس وزیر امورخارجه که در کمپ‌دیوید بود، تماس برقرار و توصیه کرد که کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا هر چه زودتر با شاه صحبت کند.
انورسادات با شاه تماس گرفت ومراتب همدردی و پشتیبانی خود را از شاه به وی اطلاع داد و سپس کارتر با شاه تلفنی صحبت کرد و پشتیبانی آمریکا را از وی در اقداماتی که برای برقراری نظم به عمل می‌آورد تأیید کرد. روزنامه‌های کیهان و اطلاعات اعلام کردند که کارتر با شاهنشاه مکالمه تلفنی کرده است. در گزارش کاخ سفید آمده بود: کارتر با شاه تماس گرفته و وضع کنونی ایران را که در آن تظاهرات ضددولتی به رهبری افراطی‌ها جریان داشته و دست کم 95 نفر کشته بر جای گذارده مورد بحث قرار داده است. پرزیدنت کارتر مناسبات نزدیک و دوستانه میان ایران و آمریکا را مورد تأیید قرار داده است و نسبت به ادامه جنبش اعطای آزادی سیاسی اظهار امیدواری کرده است.

خبر حمایت کارتر از شاه آن هم بعد از قتل‌عام مردم تهران، موضع امام خمینی را به شدت تثبیت کرد. امام خمینی درعکس‌العمل به این پیام کارتر در مصاحبه با رادیو تلویزیون فرانسه فرمودند:«آقای کارتر که برای یک زندانی در شوروی آن قدر هیاهو درآورد، پس از کشتارهای پیاپی شاه، پشتیبانی خود را از او دریغ نکرد. این به خاطر این است که آمریکا به دنبال منافع خودش فقط هست.»[رک صحیفه امام، جلد 3، صفحه 466]

اما پس لرزه های 17 شهریور همچنان ادامه داشت 20 شهریور 1357 رضا قطبی رئیس سازمان صدا و سیمای ایران جبراً از سمت خود کناره‌گیری کرد. به دنبال کنار رفتن قطبی، محمود جعفریان معاون سیاسی رادیو و تلویزیون نیز استعفا داد. موقتاً دکتر محمدرضا عاملی تهرانی وزیر اطلاعات سرپرست شد و سیروس هدایت را به قائم مقامی خود برگزید.

طبق ماده پنج حکومت نظامی دکتر شجاع شیخ‌الاسلام‌زاده وزیر سابق بهداری و بهزیستی و دو تن از معاونین او بازداشت شدند. غیر از سه نفر نامبرده عده‌ای از بلند پایگان بخش دولتی و خصوصی نیز توقیف گردیدند از جمله می‌توان رئیس اتاق اصناف را نام برد.

جمع کثیری از مقامات بلندپایه رژیم ممنوع‌الخروج شدند. پرونده قریب 600نفر از مقامات سابق تحویل دادسرای دیوان کیفر و دادسرای تهران شد. اما اعتراضات که با قتل عام مردم تهران در میدان ژاله شکل تازه ای به خود گرفته بود موجب شد در قم ، تبریز به علت نقض قانون حکومت نظامی مردم را به رگبار گلوله ببندند .

شاپور بختیار از سران جبهه ملی و رهبر حزب ایران تعداد کشته شدگان رویدادهای چند روز اخیر ایران را بالغ بر 2450 نفر عنوان کرد. وی اظهار داشت هرگونه آشتی و نزدیکی با دولت کنونی غیر ممکن است.

ابوالحسن بنی‌صدر در پاریس اعلام کرد جمعه سیاه تهران سه هزار نفر کشته داشت.

شب هفت شهدای 17 شهریور با شرکت ده‌ها هزار نفر در گورستان بهشت‌زهرا با سخنرانیهای متعدد و تند وحمله حاد و شدید به شاه برگزار شد. شعار خمینی رهبر ماست در فضای بهشت‌زهرا طنین‌انداز گردید.
طبق ماده پنج حکومت نظامی دو تن از وزیران سابق به جرم سوء استفاده و اتلاف بیت‌المال دستگیر و زندانی شدند که عبارتند از منصور روحانی وزیر سابق آب و برق و کشاورزی و فریدون مهدوی وزیر پیشین بازرگانی و مشاور.

اما خون مظلومان شهدای 17 شهریور ایرانیان سایر کشورها را هم به حرکت درآورده بود سه هزار ایرانی تظاهرات کننده در حالیکه برکناری شاه ایران را تقاضا می‌کردند، پس از یک راهپیمائی در مرکز شهر فرانکفورت با پلیس به زد و خورد پرداختند. در رُم نزدیک به 3 هزار نفر علیه شاه تظاهرات نمودند.

شاه در26 شهریور 1357 طی مصاحبه با شبکه یک تلویزیون فرانسه اعلام کرد قصد ندارد از سلطنت کناره‌گیری کند و پسرش در وقت پیش‌بینی شده به جای وی خواهد نشست.

و این شعله های خشم همچنان ادامه داشت تا نتیجه خون مظلومان میدان ژاله در بهمن ماه همان سال به ثمر بنشیند و بساط ظلم رژیم سفاک خاندان پهلوی برچیده شود .

فرجام سخن :

تاریخ ایران در دوران پر فراز و نشیب خود از این قبیل فداکاری ها برای آزادی و استقلال خود بسیار دارد اما آنچه که حاکمان فاسد را از تخت عزت به حضیض ذلت میکشاند فساد و بی توجهی به اقشار مردم و فرهنگ و دین آنانان است و آن روز ایران و ایرانی عزت داشت که نه چشم امیدی به شرق داشت و نه به غرب ، امروز اگر در معادلات منطقه ای و جهانی نام ایران مطرح است نه به خاطر اتکای به بیگانگان که امید و باور به توان داخلی است ، اگر از تاریخ درس نگیریم و فراموش کنیم که مردم برای چه انقلاب کردند و خون عزیزان این مرز و بوم چگونه مظلومانه در خیابان ها و جویها جاری شده باید انتظار آن را بکشیم که تاریخ آیندگان هم از ما به نیکی یاد نکند و خود که از تاریخ عبرت نگرفتیم ، درس عبرتی بشویم برای آیندگان .


پژوهشگر تاریخ معاصر : احمد سلطانی شیخ علائی

به اشتراک گذاری
کد خبر : 3435525103130620818
لینک کوتاه :

اخبار مرتبط

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: